دیدهبان معماری ایران
Open in Telegram
نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.
Show more470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
سکندر افتاد و مغول رفت و تازی مرد
همیشه زنده و پاینده نام ایران است
بهر وجب که ازین خاک پاک مینگری
هزار لاله دمیده، ز خون یاران است
چنین مبین که کنون شیر خفته را مانَد
چنان بدان که به فردا، پلنگ غرّان است
#پاینده_ایران
Repost from شهر
✅ کنه های قدرت
✍️ماشاالله اکبری
شانزده سال پیش آلمان بدهکارترین عضو اتحادیه اروپا بود. یک زن فیزیکدان بدون شعار و هیاهو وارد صحنه سیاسی آلمان شد. در سال ۱۹۸۶ از دانشگاه لایپزیک در رشته شیمی فیزیک دکترا گرفته بود. شد صدراعظم آلمان. بی جنجال و بی بنر و خدم و حشم. شعار نداد. مصاحبه نکرد. سیاستمداران قبل از خودش را تخطئه نکرد. سفرهای استانی و شهرستانی نرفت. فقط یک کار کرد. نشست در دفتر کارش در پایتخت و تیمی از متخصصین و مشاورین کاربلد را به خدمت گرفت. بدون تعصب از همه ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی استفاده کرد. با هیچ کشوری کباده دشمنی و رقابت نکشید. روبروی دیوانه مذبذبی مثل ترامپ ایستاد و از همه آنچه که می دانست و می داشت برای رام کردن آن بوفالوی دنیای سیاست استفاده کرد.
آن نگاه معروفش در کنفرانس جی هشت در مقابل ترامپ که نشان از عمق اراده و آرامشش داشت تاریخی شد. اتحادیه اروپا را که در مرز فروپاشی بود حفظ کرد. طی شانزده سال آن اقتصاد بدهکار را به اقتصاد اول اروپا تبدیل کرد. موازنه قدرت را بین اعضای اتحادیه اروپا و نیز بین اروپا و آمریکا برقرار کرد. نه تنها آلمان را بر صدر نشاند که از فروپاشی اقتصادی مجارستان، یونان و دیگر اعضای اتحادیه اروپا از طریق وام های بلند مدت جلوگیری کرد.
بیش از یک میلیون آواره آسیایی را پذیرفت و سیاست اخلاق مدار را به نمایش گذاشت. کمتر حرف زد و بیشتر عمل کرد. از هیچ رانتی استفاده نکرد نه خودش و نه اطرافیانش. کمتر در تلویزیون ظاهر شد. نه خودش رقیبانش را خائن و جاسوس و عُمال دشمن خطاب کرد و نه اجازه داد حامیانش این کار را بکنند. طوری نشست و برخاست که قدرت به او تقدس ندهد. محبوب شد اما قدیس نشد. نه کَنه شد و به قدرت چسبید و نه اجازه داد که کَنه ی کثیف قدرت به رفتارش بچسبد و خونش را کثیف کند.
در حالی که یکی از پنج سیاستمدار طراز اول دنیا و قدرتمندترین زن جهان بود، در حالی که هنوز از نظر جسمی و ذهنی کارآمد و فعال و موثر بود، در حالی که رهبری قدرتمند و تاثیرگذار در صحنه ملی و بین المللی بود آهسته و بی هیچ منت و مدعایی از سیاست کناره گرفت. در مدت شانزده سال رهبری اش گفتار و کردارش معطوف به ماندن در قدرت نبود. قدرت و قابلیتش وابسته به موقعیت سیاسی اش نبود.
قدرتش برآمده از یک خِرَد جمعی و جایگاه ملی بود. آمد نقشش را بازی کرد. قابلیتهایش را نشان داد و قبل از آنکه سکندری بخورد و به سرازیری قدرت برسد کنار کشید. چنان با قدرت و قابل بود که هیونِ سرکش قدرت را لگام زد. آنگلا مرکل بعد از این یک شهروند عادی خواهد بود. عضو هیچ مجمع و مجلسی نخواهد بود. برای عضویت خود یا اطرافیانش در هیئت مدیره هلدینگ ها و کارتل های اقتصادی لابی نخواهد کرد. در هر موردی اظهار نظر نخواهد کرد. خدمات خود و دولتش را مثل گلمیخ در چشم مردم فرو نخواهد کرد. سهمی بیشتر از آنچه قانون برایش معین کرده نخواهد داشت.
نمی دانم چرا سپهر سیاسی ما از این ستاره ها خالی است. چیزی نزدیک به نیم قرن است که این سپهر ایرانی در تصرف مشتی سیاره است که بر اساس سعد و نحسِ ساعت و ستاره جا عوض می کنند. وقتی که ظهور کنند دیگر غروب نخواهند کرد.
سی سال پیش بر اساس یک اتفاق شده اند بخشدار یک بخش، دیگر دست بردار نیستند، ریسمان قدرت که به دستشان می افتد رهایش نمی کنند مگر با تیغ حضرت اجل. سی سال است بدون دستاورد و دستمایه قابلی از این صندلی به آن صندلی در هراس و هروله اند. قدرت مثل جانشان شده است. اگر در قدرت نباشند می میریند. ملت از از تصاویر تکراری اشان خسته شده است اما تلویزیون خسته نمی شود. در لابیرنت قدرت ساکن اند. یک روز فرماندارند، یک روز معاون سیاسی، یک روز استاندار و روز دیگر فرمانده. لاف آزادگی و عزت می زنند اما پیش ارباب قدرت دریوزگی منصب می کنند. همزمان مدیرعامل و عضو هیئت مدیره چندین هلدینگ دولتی و خصوصی هستند و در همان حال مدرک دکترایشان را می گیرند و در لانست و نیچر مقاله چاپ می کنند. کتاب می نویسند و راهنمای چند دانشجوی فلکزده هم هستند. برخی اختراع هم ثبت می کنند اما نه اختراع خودشان را. خرچنگوارگی رفتارشان مشمئز کننده و حال به هم زن است.
کتاب سیاست یک سیره و سرمشق دارد. هر جا که املای سیاست غلط و پر از اشتباه است شک نکنید که سیاستمداری تنبل، ناشی و ناپخته قلم به دست گرفته است.
#جی_پی_شهر
t.me/jpshahr 👈 #عضو_شوید
کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چون سودآور نیست تعطیل میشود.
میتوان نتیجهای گرفت:
هر چیزی که تا کنون تعطیل نشده، فقط یک دلیل داشته. تعطیل نشده چون سودآور است.
.
همکار و دوست متخصص اخلاقمدار ما، آرمین متقیراد این جهان را تاب نیاورد و به سرای باقی شتافت.
دیدهبان معماری ایران، درگذشت این عزیز را به بازماندگانش، بهویژه سرکار خانم مهندس اتحاد تسلیت میگوید و برای همگان، آرزوی صبر و سلامت دارد.
.
در حیطه آب کشور نیز پروژه هایی که یا مهندس مشاور قوی نداشتند یا کارفرما، خود وظیفه مشاوره را برعهده گرفته، بسیار زیاد است که نمونه آن را در سدگتوند و پروژه میان گذر دریاچه ارومیه می توان دید. در رابطه با سدگتوند رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به مشکلات کمآبی در استان خوزستان، «اشتباه مهندسی» در ساخت سد گتوند را عامل شوری آب در این استان دانست. آقای پیمان بدیعی، رئیس مؤسسه آب و دبیر شورای هماهنگی آب دانشگاه تهران، نیز در بهمن سال ۱۳۹۶ اعلام کرد: در گزارش این دانشگاه دو اشتباه، یعنی تعیین محور سد در محل نامناسب توسط مشاور اولیه و تصمیم به آبگیری سد بدون تکمیل تمهیدات علاج بخش، دیده می شود.
در مورد جاده میان گذر دریاچه ارومیه که در سال ۱۳۵۹ عملیات ساخت آن شروع شد، نه مهندس مشاوری انتخاب شد و نه یک مجری مشخص برای آن در نظر گرفته شد. بلکه کار به صورت ضربتی و توسط عوامل و امکانات وزارت راه و بدون ارزیابی دقیق زیستمحیطی و بر اساس خاکریزی که دریاچه را به دو نیم تقسیم می کرد، آغاز شد. تازه در سال ۱۳۶۸ و بعد از مشکلات فراوانی که پیش آمد، برای انجام دادن این پروژه، شرکت آزاد راه تبریز- ارومیه تأسیس شد. در نهایت این میان گذر که قرار بود حداکثر ظرف دو سال به بهره برداری برسد! ساخت آن بیش از ۴۰ سال طول کشید و هنوز هم کلیه عملیات اجرای آن تمام نشده. در حالی که دریاچه ارومیه که در زیر پای این میان گذر قرار دارد، حالا تقریباً خشک شده است.
معمولاً هدف از حذف مهندس مشاور خبره، کاستن از هزینه ها و بالا بردن سرعت عمل و رسیدن به اهدافی است که یک مشاور قوی، به دلیل بار علمی و مسئولیت شغلی، هرگز به آنها رضایت نمی دهد. به قطعیت می توان گفت اگر چنین پروژه هایی به فاجعه ختم نشود، حتماً با هزینه بیشتر و کارآیی کمتر و در مدتی طولانی تر تمام خواهد شد. بقول مولانا هرکه گریزد ز خراجات شام/ بارکش غول بیابان شود.
شهریار بدیعی
https://t.me/architecturemonitor
بارکش غول بیابان
نوشتهای از شهریار بدیعی (برداشته شده از فیسبوک ایشان)
زمانی که یک پروژه می خواهد آغاز شود، به نسبت ابعاد پروژه، پای ده ها مدیریت جنبی به میان می آید. مواردی مانند مدیریت طراحی، مدیریت مالی، مدیریت انسانی، مدیریت تدارکات، مدیریت کنترل کیفیت، مدیریت ایمنی، مدیریت ارتباطات و . . . اگر این مدیریت های متنوع را مانند دانه های تسبیح به یک نخ کشیده نشوند، کنترل آنها بسیار سخت خواهد بود و خطر گم شدن هر یک از دانه ها در هرلحظه وجود دارد. آیا «مدیریت پروژه» را می توان نخ این تسبیح دانست؟ پاسخ منفی است چون مدیریت پروژه حتی اگر منگوله تسبیح باشد، بازهم احتیاج به نخ کنترل کننده دارد.
پس چه چیزی عامل کنترل کننده و مرتب کردن عوامل یک پروژه است و مانند نخ تسبیح عمل می کند؟ آن هم نخ که باید محکم و انعطاف پذیر باشد. واحد «مهندسی مشاور» نخ تسبیح یک پروژه است که کنترل توامان کارفرما و پیمانکاران را در دست دارد تا پروژه بدون عیب و نقص و با هزینه متعادل و در زمان مناسب و با در نظر گرفتن کلیه پروتکل ها، به نتیجه برسد. در یک پروژه کوچک مثلاً ساختن یک ویلا، شاید کارفرما بتواند وظیفه نظارت را بر عهده بگیرد و یا این وظیفه را بر دوش پیمانکار بگذارد. ولی یک پروژه بزرگ نمی تواند بدون داشتن مهندس مشاور قوی و کارآزموده که مانند یک داور برای هر خطا سوت اخطار می زند،کار را با نتیجه قابل قبولی به پایان برساند.
پس از گذشت ۸۰ روز از حادثه ساختمان متروپل در آبادان که منجر به مرگ و ناپدید شدن حدود ۸۰ نفر شد، رئیس کمیسیون عمرانی مجلس اعلام کرد که مالک متروپل، شهرداری آبادان و سازمان نظام مهندسی مقصران این حادثه شناخته شدند. معمولاً اگر حوادث بزرگی در یک پروژه اتفاق بیفتد، این فقط واحد مهندسی مشاور است که مقصر اصلی شناخته می شود، چون تمام مسئولیت ها بر عهده مشاور است. پس چرا شرکت مهندسی مشاور متروپل حتی به عنوان یکی از مقصرین هم شناخته نشد؟
چون شرکت مهندسی مشاور متروپل، از چند سال قبل پروژه را ترک کرده بود. این شرکت ۴ سال قبل اعلام نمود که نقشههای تهیه شده برای پروژه، به طورکلی تغییر کرده و نقشه جدیدی با ۳ طبقه اضافه بنا و سطح اشغال بیشتر و با حذف بیش از ۲۵ ستون از ۱۰۰ ستون اصلی، در حال اجرا است. در نقشه جدید، بدون تغییر محاسبات، چند درز انقطاع حذف شد و سیستم سقف به وافل تغییر نمود و دهنهها تا بیش از ۱۶ متر بزرگتر شد.
با ذکر این دلایل شرکت مهندسین مشاور، در سال ۹۶ اعلام انصراف کرد و در سال ۹۷ خاتمه همکاری خود را به اطلاع شهرداری و کارفرما رساند. پس چه شد که کار با این همه اخطار و خطا ادامه پیدا کرد و در نهایت منجر به حادثه شد؟ ظاهراً به دلیل اینکه کارفرما و از آن بدتر نهادهای نظارتی مانند شهرداری و نظام مهندسی، دلایل مهندس مشاور را خیلی جدی نگرفتند و کار را بدون شرکت مشاور قوی و سختگیر ادامه دادند.
متاسفانه در نیمه شب ۶ مرداد امسال، بار دیگر فاجعه ای، این بار در شمال تهران رخ داد. در اثر بارش شدید و ناگهانی باران، در دره امامزاده داوود، حجم زیادی از آب و گل و لای به سوی پایین دست روانه شد و باعث بروز سیل و کشته ومفقود شدن بیش از ۲۰ نفر گردید. بر اساس بررسیهای اولیه، عامل اصلی خسارات سیل امامزاده داوود، ساخت و ساز غیر مجاز در حریم رودخانه تشخیص داده شد.
در سال ۱۳۹۵ طرح جامع گسترش امامزاده داوود، تدوین و تأیید شده بود. بر طبق این طرح، قرار شد مساحت ۱۶ هزار متری این مکان تا ۳۰ هزار متر افزایش پیدا کند. ظاهراً قراردادی هم بین مهندس مشاور و مجری منعقد شده بود. ولی در عمل، عملیات گسترش بدون حضور مهندس مشاور و بدون رعایت پروتکل های ساخت و ساز در مسیر رودخانه انجام شد. برای عبور آب در مسیر، کانالی تعبیه شد که هم ورودی کوچکی داشت و هم گنجایش آن کم بود. از طرفی در نزدیکی ورودی کانال محلی برای پارک اتومبیل در نظر گرفته شد که در اولین دقایق جاری شدن سیل، یکی از اتومبیل ها ورودی کانال را مسدود کرد و آنچه که نباید، اتفاق افتاد. آیا اگر یک موسسه مهندسی مشاور قوی و کارآزموده بر این پروژه نظارت داشت اجازه می داد که چنین خطاهای فاحش در ساخت و ساز اتفاق بیفتد؟
شهرداریها، مأمور به توسعه و نگهداشت شهر هستند. انتقال دبیرخانه کمیسیون ماده۵ قانون تأسیس شورایعالی معماری وشهرسازی کشور به شهرداریهای کلانشهرها، حداقل حمایتی است که دولت باید از مدیریت شهری برای تسهیل توسعه و نگهداشت کلانشهرها بکند. هرگونه مانعتراشی در این انتقال، از سوی کسانی انجام میشود که از وضع نابسامان موجود ارتزاق میکنند.
.
در راه گلپایگان به خوانسار، روستای وانشان در پای کوه افتاده و از هزارههای پیش با ما سخن میگوید. والله که هر خشت این روستا، از هزاران طرحهای زورکی خودمعمارخواندگان ژیگول، برتر است.
از این ارزش بیهمتای ایرانشهری، چشم بد و دست پلید جایزهبازان و آقاخان پرستان و ایرانستیزان و قرتیان عرصه معماری، دورباد!
.
Repost from میراث باشی
🔺کاشیهای قدیمی مسجد جامع عباسی را با هیلتی کندند!
#اختصاصی_میراث_باشی
🔸این فیلم که مربوط به حدود سال ١٣٩۵ است و برای اولین بار منتشر میشود، نشان میدهد که کاشیهای قدیمی شکم گنبد مسجد جامع عباسی در زمان نوسازی اخیر آنقدر محکم در جای خودشان قرار داشتند که مجریان این مرمت با هیلتی به جان آنها افتادند و کاشیهای قدیمی این گنبد را به جرم همرنگ نبودن با کاشیهای جدید تخریب کردند!
‼️(قابل توجه همه مردم و مسئولان به ویژه چهار نفر اعضای کمیته بررسی قصور در مرمت این گنبد)
instagram.com/miras_bashi
@mirasbashi
چرا جریمه یکصدوهفده میلیاردتومانی، بازدارنده نبوده؟ مالک این ساختمان هم در خیابان کاج، درختان جلوی ساختمان را قطع کرد تا این تبهکاری خودمعمارخوانده، دیده شود!
.
وقتی بلندترین برجهای منطقهرا میسازی، اما شبکه فاضلاب نداری و ناچاری روزانه با صدها کامیون عنکش، فاضلاب را از شهر دور کنی.
#دوبی
burj khalifa poop trucks
https://t.co/BTeEfRkmDG
ناتوان در ساختن و ناکام در نگهداشتن
رسوایی در مرمت و فلاکت در پاسداشتن میراث یک ملت
یادداشتی از دکتر حکمت اله ملاصالحی-استاد دانشگاه تهران و عضو هیأت امنای بنیاد ایران شناسی
.
این عکس، ظرفیت آن را دارد که برای اعدام لااقل یکصد نفر در آن خرابشده (وزارت میراث مثلا) بر اساس آن دادخواست تهیه شود.
لعنت خدا و نفرین تمام آفریدگان او بر شما باد که اینقدر بیحیایید.
