en
Feedback
آنان/و شلاق زبان شعر است

آنان/و شلاق زبان شعر است

Open in Telegram

ارتباطات دیگر : @anaanadmin (برای دریافت اثر) @aanaangroup @radioaanaan

Show more
956
Subscribers
+124 hours
+47 days
+1830 days
Posts Archive
بیمارِ شعرم در وقتِ سکوت، تو آدمیزادِ سردِ دد، دوری از شمایلِ زردِ بیماریِ من! امّا قریبانه، سعی کن، غریبانه برای این ابرِ سفید که از آسمانِ هزاردستان می‌آید. تا همرهی کنی با بوسه، بر بارانِ آزادی در سردابِ اصحابِ غربت! و ببینی ابرکِ نمناکی را به اسارت می‌کِشند که پدر‌مادرش، با بخارِ اشک‌ و رنج‌، حجم‌اش داده بودند! و نیز بدانی هر دم برای تو در باریدن، می‌شکافد قلمِ قلبِ آبیِ من با بختک و غلتکِ ابرها. غمبار و پایدار، می‌چکد جانمْ در رگباری کوتاه بر زمین. و می‌بارد خلافِ ریزشِ همگان با نطفهٔ فنا، در آخورِ خیالِ بقا. و در قرارِ قید اهورایی‌ش تولایِ نابودی و برابری دارد برای همگان! پس ای سوارِ ویرانی و باد بر تن ابرِ شاعر، بنشین و بفهم قلبی را جریحه‌دارِ خود. بنشین و بفهم، آینه‌وار، در حلولی مدام، با نگاهِ یک تکه سنگ، کلمه را متکی به خود و دوزخ. تا آسمان و زمین، چشم‌ش به تو و عرشِ ملوکانهٔ شعرِ سوختهٔ من دوخته شود. برای دیدن، درین وقتِ سکوت که شمایلِ زرد بیماران در تو آدمیزادِ سردِ دد، حلول می‌کند. دوری، در وقتِ سکوت، نزدیکِ بیمار می‌شود؛ بس که، بیمارِ شعرم. #مهدی_اسماعیلی @anaan

من از عکس انسان تیرباران شده شنیدم که آن‌قدر وقت نیست تا گل را دل‌داری دهم. در یک ثانیه برای خورشید لباس دوختم در یک ثانیه آسمان آبی را به روی تخت خواباندم. فرصت نبود تا در زخم خلیج‌های پوستم گل‌های مذهبی بکارم. فقط یک ثانیه فرصت بود برای نگاهداری آن لحظه‌ی خوشبخت که در میان خورشید و گل آفتابگردان با نفس خویش داوری می‌کرد فقط یک ثانیه فرصت بود که آسمان نشسته بر انگشتان ژرف چمن را وسعت دهم. #احمدرضا_احمدی @anaan

Repost from N/a
عضله‌های ورزیده‌ی باد کشیده بر صفحه‌ی کتاب ۱ خوب نگاه که می‌کنی هوا تکان می‌خورد و بافه‌ای رقصان صفحه‌های دستی را ورق می‌زند، نشان می‌دهد به هرجا که برمی‌گردد قطعه‌ای از لبخند کامل می‌شود. ۲ در چینِ اخمت چنین کدام ضجه، کدام خشم گلاب می‌شود؟ شب پهلو می‌گیرد و لنگر قلبم را رها می‌کند در کشیدگی به عمق صورت به خنجر می‌گذارم دل‌گرم که صدای باد گو هق‌هقِ ابراهیم. سطور در یک نقطه جمع می‌شوند و فشرده و باز با لهجه‌ی منحصر به نباتِ خود گریه می‌کنند. خطّی اشکی و خشمی که تنها اسماعیل می‌خواند و سر آخر خنده می‌زند. #صادق_آتش‌زر پنجه‌ی حس @anaan

مو کو تا ها سپیدار فوّاره‌ی خاک است وقتی که می‌چمی و از رگت سبزک و شربت می‌ریزد آسْمان بر آستانت دو زانوست سفینه‌ی ریشه‌ی درخ
مو کو تا ها سپیدار فوّاره‌ی خاک است وقتی که می‌چمی و از رگت سبزک و شربت می‌ریزد آسْمان بر آستانت دو زانوست سفینه‌ی ریشه‌ی درخت را می‌جوَد تا قدّ منحنیِ شمشیر هم در این عقلِ برعکس از قدرت بُگریزد و نشانِ ادب شود از بسیار _ ابروی قتّال _ که داری قسم به درخت! _ که خواهرِ شکلِ تو است/ که تو است _ به علتِ موسیقِ گلوت ایضاً کبود من گوش از دنیا شسته‌ام که تنها شنیدار که اینک ممکن: امکانِ قطعِ سپیدار در نفس‌هام نارگیل گرامی هیچ می‌دانی رویت اگر قفا برایم کنی تا لحظه‌ی مرگ _ یعنی همین دیروز _ با روبه‌روم خواهم گریست تا دختر _ که شلخته‌ی حروف درخت است _ از گونه‌ام قد کَشد؟ البته نمی‌دانی چرا که جمعیّتت آن‌قدر زیاد است که دستم از راستت درمی‌آید بی که در راستت دستِ من موکوتاها! در ازدحام تنت محکوم می‌شوم که به خود به ارث رَسَم تا خُرد شدنِ استخوانِ کبوتر بینِ دندان‌های تمساح امرِ طبیعیِ تنم باشد مرحوم #سید_حمید_محمودی #درخت_همدانی کتاب #رقص_جویده @anaan

#حافظ خطِّ محمد ساوجی، ۱۲۸۰ هجری قمری. @anaan
+1
#حافظ خطِّ محمد ساوجی، ۱۲۸۰ هجری قمری. @anaan

. صورتت تراش صبح با تیغه‌های آفتاب به قله‌ چیست در تو که می‌ماند و شمعی برمی‌افروزد شعله‌ای در رقص که به تاریکی شادی می‌کند. من از شکل تو به بار آمدم در تاریکی مشتی خاک در روشنایی کفی آب از گِل گرما‌دیده‌ای در شب‌ِ نیستی پلک گشوده‌ی ستاره‌ای که به چشم می‌آید. #میثم_فروتن مهر ۱۴۰۲ @anaan @photoscent

ایدون گوید درین نامه که تا جهان بود مردم گرد دانش گشته‌اند و سخن را بزرگ داشته و نیکوترین یادگاری سخن دانسته‌اند چه اندرین جهان مردم به دانش بزرگوارتر و مایه‌دارتر. و چون مردم بدانست کز وی چیزی نماند پایدار، بدان کوشد تا نام او بماند و نشان اون گسسته نشود... از مقدمه‌ی شاهنامه‌ی ابومنصوری (۳۴۶ ه.ق.) @anaan

علي عليه السلام: القلبُ مُصحَفُ الْبَصَر. • دل دفترِ چشم است. نهج البلاغه @anaan

مقصد مسافر است شعر و صدا: #حسین_فروتن تدوین از #حسین_موسوی_گیلانی @anaan

«تأویل‌پذیری به‌مثابه دیالکتیک حضور و غیاب در آثار بیژن الهی، با تأکید بر آرای مارتین هایدگر» نویسندگان: دکتر مهدی منفرد سیدمحمدصادق آتش‌زر ‌https://tsa.itaihe.ac.ir/article_179671.html @anaan

پنهان شده است آینه‌ام از هجوم عکس پنهان شده است آینه‌ام از هجوم عکس جویا اگر چه جلوه‌ی جانان پدید نیست #جویای_تبریزی @psis2 @anaan

ز بی‌طالعی نامه‌ی بی‌قراران شود شسته از موجِ بالِ کبوتر #حاجی_محمدجان_قدسی عکس #فاطمه_طالبی @anaan
ز بی‌طالعی نامه‌ی بی‌قراران شود شسته از موجِ بالِ کبوتر #حاجی_محمدجان_قدسی عکس #فاطمه_طالبی @anaan

در آه روایتی‌ست از رفتن آنجا که ماه روشن‌تر دست می‌شوید از حصار می‌بارد در نهر در آب درآه #محمدرضا_حسنلو @anaan

زُق زُق گویش تهرانی, سوزش درد، تیرکشیدن ،درد خفیف. #جعبه‌ی_لغت @anaan

بیانِ حالِ مولانا در واپسین روزهای عمر به حسام‌الدّین چلبی: «اَلا این مَرْکَب جسم پُر علّت، گاهی بیمار و گاهی پلنگ، و گاهی خرِ لنگ. هیچ بر مرادِ دل، هموار نمی‌رود. گاهی لُکْلُک، گاهی سُکْسُک، گاهی قبله، گاهی دبره. نه می‌میرد و نه صحّت می‌پذیرد». #مولانا، مکتوبات، نامه ۱۲۸، صفحه‌ی ۱۳۳. @anaan

لقبش بود شَه صلاح‌الدّين صلاح‌الدّین زرکوب مولانا بنابر عقيده‌ی عارفان و صوفیان بر این باور بود که جهان هرگز از مظهر حق خالی نگردد و حق در همه‌ی، مظاهر پیدا و ظاهر است؛ منتهی در میان مظاهر این مظهرِ اَتَمّ است که لیاقت تامّه برای مظهر اعلی شدن دارد و اینک باید دید که آن آفتاب جهان‌تاب که در کالبد خاکی شمس تبریزی طلوع و آن‌گه غروب کرده از کدامین کرانه سر برون می‌آورد و از چه مشرقی طالع می‌گردد و از وجود چه کسی نمایان می‌شود؟ شيخ صلاح‌الدین زرکوب توانست این لیاقت و شایستگی را در خود حاصل کند و جای خالی شمس را تا حدودی پر سازد. صلاح‌الدين، مردی عامی و امّی و از مردم قونیه بود و پیشه‌ی زرکوبی داشت و از علم و سواد بی‌بهره. حتی کلمات را نیز صحیح بر زبان نمی‌آورد به قُفل، قُلْف می‌گفت و به مبتلا، مُفتَلا! افلاکی در این‌باره می‌گوید: «همچنان منقول است که روزی حضرت مولانا فرمود که آن قُلْف را بیاورند و در وقت دیگر فرمود که فلانی مفتلا شده است. بوالفضولی گفته باشد که قُفْل بایستی گفتن و درست آنست که مبتلا گویند. فرمود که موضوع آن‌چنان است که گفتی و درست آنست که مبتلا گویند. اما جهتِ رعایتِ خاطر عزیزی چنان گفتم که روزی خدمت شيخ‌ صلاح‌الدّین مفتلا گفته بود و قلف فرمود و راست آن است که او گفت چه اغلب اسماء و لغات، موضوعاتِ مردم در هر زمانی است از مبدأ فطرت». کریم زمانی، شرح جامع مثنوی معنوی (دفتر اول)، تهران، چاپ هشتم، (۱۳۷۹)، نشر اطلاعات، صفحه‌ی ۳۰. @anaan

نوشتا را از کبوک می‌توانید تهیه کنید.

نوشتا ۵۶ تابستان ۱۴۰۲ با همکاری این نویسندگان منتشر شد: نازنین آیگانی- زری اخلاقی- امیر بهادری - ایزاک بابل- کوشیار پارسی - ر
نوشتا ۵۶ تابستان ۱۴۰۲ با همکاری این نویسندگان منتشر شد: نازنین آیگانی- زری اخلاقی- امیر بهادری - ایزاک بابل- کوشیار پارسی - رحمان چوپانی- بهاره خلیقی- آرش ذوالففاری – رضا زاهد- فهیمه سجادیه - ابراهیم سوادکوهی- جواد شامرادی- هادی شفیعی - محمدعلی شکیبایی-  گیتا شمسی- عماد عبادی - معصومه فتحی- فتانه فیروزی - فرهاد کشوری – محمد حسین مدل- م.موید- احمد نجاتی - غبار همدانی -  مهدی یزدی - اسماعیل یوردشاهیان @anaan