کانال کتاب و کتابخوانی
Open in Telegram
📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Show more410
Subscribers
+524 hours
+57 days
+330 days
Posts Archive
سه شنبه ها با موری، میچ آلبوم
داستان خواندنی از
سخنان و سرگذشت استادی در روزهای اخر زندگی درشرایط بیماری 👆
جدایی یعنی اینکه من حال تو را
از دهان خودت بشنوم
جدایی یعنی اینکه من ضربان قلبت را
از گذاشتن دستم بر روی نبضت بفهمم
جدایی یعنی اینکه با تو باشم
با من باشی با هم نباشیم ...
جدایی پلی ست در میان ما برّنده تر از شمشیر ...
#غاده_السمان
من اگر دل بدهم دل نشکستن بلدی؟
تا ابد مال تو باشم تو نرفتن بلدی؟
بلدی تکیه کنم جا نزنی رد نشوی
من اگر شکوه کنم دست گرفتن بلدی؟
بلدی دل ببری عشوه کنی ناز کنی
غیر از اینها تو بگو ناز کشیدن بلدی؟
خواستم شاعر چشمت بشوم، پرسیدی
بیتی از عشق بگو شعر سرودن بلدی؟
چشم تو سوژهی نقاشی امروز دلم
بنشین، پلک نزن خوب نشستن بلدی؟
دو سه خط عشق برای دل عاشق بنویس
همهی دار و ندارم تو نوشتن بلدی؟
شادمانترین مردم
بهترین چیزها را در زندگی ندارند
بلکه آنها
بهترین برداشت را از زندگی دارند...
#کاترین_پاندر
ثانيه به ثانيه عمر را با لذت سپری کن
در هر کار و هر حال
کار ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و...
زندگی فقط در رسيدن به هدف خلاصه نشده
مابه اشتباه اينگونه ميانديشيم:
درسم تمام شود راحت شوم
غذايم را بپزم راحت شوم
اتاقم را تميز کنم راحت شوم
بالاخره رسيدم.... راحت شدم
اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟
مادامی که زنده هستيم و زندگی ميکنم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است....
Tan-Tasci-Yalan.mp3
نگران نباش
شاید چندان چیزی در این دنیا
نداشته باشیم
ولی زیر باران
قطراتش
زیر آسمان شب
ستاره هایش
زیر درخت نارون
برگهایش
زیر آفتاب
شعله های گرمش
زیر تاریکی شب
رؤيا هایش
زیر چشمان گریان
اشک هایش
زیر دلهای سوخته
محبت هایش
از آن ماست!
#ع_دباغ
#سرد است
گاهی هوا سرد
بسیار سرد است !
اگر
سرد باشد و گرمی نفسی
سرد باشد و گرمی محبتی
سرد باشد و گرمی احساسی
سرد باشد و گرمی نوازشی
سرد باشد و گرمی به یاد رفته ای
سرد باشد و گرمی خاطره ای
سرد باشد و گرمی صحبتی
سرد باشد و گرمی امیدی
سرد باشد و گرمی نگاهی
سرد باشد و گرمی دستی
دیگر سرد نیست !!
#ع_دباغ
همیشه...
دلیلِ شادی کسی باش
نه شریک شادی او
همیشه...
شریک غم کسی باش
نه دلیل غم او
قوی کسی است؛
که نه منتظر می ماند خوشبختش کنند
و نه اجازه می دهد بدبختش کنند
زیبافکرکنیم
خوبی را آرزو میکنم
برای آنهایی که
با تمام بدیهایی که دیدند
یاد نگرفتند بد باشند...
برای خوشمزه کردن غذا
انواع چاشنی
را به آن اضافه میکنید
برای خوشمزه کردن
زندگیتـان چاشنی
محبت
را بـه آن اضافه کنید
راضـيم ...
به هرچی اتفاق افتاد!
که اگه خوب بود زندگیمو قشنگ کرد!
و اگه بد بود من و ساخت !
مــديونم ...
به همه ی آدم های زندگیم!
که خوباشون بهترین حسا رو بهم دادن!
و بداش بهترین درسا رو !
مــمنونم ...
از زندگیم!
که بهم یاد داد
همه شبیه حرفاشون نیستن!
و همیشه اونطوری که میخوایم پیش نمیره !
برای زنده ماندن و زندگی کردن
آدم باید وصل باشد؛
به آدمی، خانهای، اتاقی، پنجرهای
باید وصل باشد به ماندن، دل بسته بودن،
ذوق کردن، آرزو داشتن...
#نرگس_صرافیان_طوفان
پاییز
یک غزل مانده که من شاعر پاییز شوم
از خودم دل بکنم سرد و غم انگیز شوم
یک قدم مانده که تا خشک شود خاک تنم
ناله ی سرد گل و نعره ی جالیز شوم
شاخه ام لانه ی عشق و غزل و خاطره بود
باید از جور زمان بی کس و ناچیزشوم
پُرم از نعره ی خاموش و پراز خش خش برگ
وقت آن است که از فاجعه لبریز شوم
زیر شلاق خزان برگ و برم می ریزد
یک قدم مانده که با مرگ گلاویز شوم
