کانال کتاب و کتابخوانی
Open in Telegram
📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Show more410
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
مهربانی در ڪلام
اعتمادبهنفس ایجاد میڪند
مهربانی در ذهن
معنویت وڪمال ایجاد میڪند
ومهربانی در بخشش
عشق ایجاد میڪند.
سهم ما انسانها از همدیگر
آرامشی است که
به هم هدیه میدهیم
خوشبختی...
یعنی دلی را نرنجانی
قلبی را نشکنی
آبرویی را نریزی و دیگران از تو آسیب نبینند!
صدای قدم های پاییز را می شنوی؟
صدای سوت باد
لا به لای شاخ و برگ درختان
صدای بوف شب زنده دار
همهمه ی جیر جیر
جیرجیرک ها...
بوی باران
بوی عطر تلخ یار
صدای تو...
بوی تو...
با پاییز بیا...
بیا...
برایم خیابانی باش بی انتها
می خواهم
در باران
دست در دست تو
راه بروم
بخندم
برقصم
آواز بخوانم...
شعر بگویم ،
مست شوم...
می خواهم نفس نفس
با برگ ها غزل شوم ،
ترانه شوم...
می خواهم در این پاییز
بودنت را قاب بگیرم...
صدایت کنم...!!
شعر شدن را بلدی..؟!!
ماندن را بلدی...؟!!
#مژگان_م
#دلژین
Garsha Rezaei - Ghermez (320).mp3
بهترین هدیه ای که میتونم بدم
تکه ای از دل
روش یک یادداشت عشق !
تکه ای که همیشه گرمه
تا هر وقت در زندگی سردت شد
بغلش کنی !
تقدیم و درود
به انسان هایی که با عشق واقعی به انسان ها دنیا را زیباتر و آفريدگار عشق را خشنود میکنند
#ع_دباغ
نه تنها پزشکی، مهندسی و نقاشی هنر است بلکه زیستن نیز خود هنری است و در حقیقت مهم ترین و در عین حال مشکل ترین و پیچیده ترین هنری است که انسان تجربه میکند. هدف این هنر، انجام کار بهخصوصی نیست بلکه هدف آن زندگیِ شایانِ تحسین و پرورش استعداد های ذاتی است. در پهنهٔ هنرِ زیستن، انسان هم هنرمند است و هم محصول هنر، هم پیکرتراش است و هم سنگ مرمر، هم پزشک است و هم بیمار...
#اریش_فروم
برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسمهای تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
#شهریار
حقیقت، آیینهای بود که از آسمان و
از دست خدا به زمین افتاد و شکست
هر کس تکهای از آن را برداشت
خود را در آن دید،
گمان کرد حقیقت نزد اوست.
حال آن که حقیقت نزد همگان پخش بود.
#فيه_ما_فيه
#مولانا
پیرمرد خوش برخورد و دوست داشتنی ای هر از گاهی برای فروش اسباب و اثاثیه به عتیقه فروشی مراجعه می کرد. یک روز زن عتیقه فروش پس از خروج پیرمرد از مغازه به همسرش می گوید: دلم می خواست به پیرمرد بگویم چقدر انسان خوش برخورد و نازنینی است و چقدر از دیدنش روحیه پیدا می کنم. عتیقه فروش پاسخ می دهد: حق با توست. این دفعه که آمد، به او بگو.
تابستان سال بعد، دختر جوانی وارد عتیقه فروشی می شود و پس از معرفی خود به عنوان دختر همان پیرمرد خوش برخورد اظهار می دارد که پدرش چندی پیش دار فانی را وداع گفته است.
زن عتیقه فروش، آخرین گفت و گوی خود و همسرش را پس از خروج پیرمرد از مغازه برای او تعریف می کند. دختر بغض میکند و میگوید : ای کاش این را به او می گفتید چون خیلی در روحیه اش تاثیر می گذاشت.
آخر آدمی بود که نیاز داشت اطمینان حاصل کند که دوستش دارند. عتیقه فروش بعدها می گفت: از آن روز به بعد، هر حرکت یا جنبه ای از مردم را که به نظرم خوب و خوشایند می آید، به آنها ابراز می دارم. چون امکان دارد که فرصت دیگری برایم مقدورنباشد.
#سعید_گل_محمدی
زمین دوست داشتنی به مردم دوست داشتنی نیاز دارد .
Lovely earth needs lovely people
Schöne Erde braucht schöne Menschen
#ع_دباغ
روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد
و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.
روزی که کمترين سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری ست.
روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ايست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف ؛ زندگيست
تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم...
روزی که تو بيايی ؛ برای هميشه بيايی
و مهربانی با زيبايی يکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوتر هايمان دانه بريزيم...
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که ديگر نباشم.
#شاملو
هرگز در برابر پرسشی عاجز و درمانده نشدم به جز در مقابل کسی که پرسید:
تو کیستی؟
#رنه_دکارت
لقمان حکیم گفت:
من سیصدسال با داروهای مختلف، مردم را مداوا کردم
ودراین مدت طولانی به این نتیجه رسیدم
که هیچ دارویی بهتر ازمحبت نیست
تا فرصت هست
به یکدیگر محبت کنیم
گران بها ترین گنجینه زندگی
قلبی عاشق است که به همه
به دوست،
دشمن،
انسان،
گل،
پرنده
و همه هستی
عشق می ورزد...
قلبتون مملو از عشق و آرامش ...
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
دکلمه: #خسرو_شکیبایی
