en
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Open in Telegram
546
Subscribers
+224 hours
+27 days
-230 days
Posts Archive
**‌‌خدا را شکر** صبح را با شکرگزاری آغاز کنید، با دیدن زیبایی‌ها، با شمردن نعمت‌ها، با بر زبان آوردن داشته‌ها. آری، همواره شکرگزار باشيد. شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر نعمت، از کَفَت بیرون کند حال، همه با هم بیندیشیم و بگوییم که... خدا را شکر... که ما ايرانيان را از میان همه ملت‌های دیگر برگزیدی، ما را ماموریت دادی تا با همه  استکبارهای جهانی، به جز چین و روسیه، بجنگیم تا رفع فتنه در جهان! خدا را شکر... که ما ایرانی‌ها را مامور برگزاری مراسم پرشکوه آخرالزمان قرار دادی، و بیشتر رنج‌ها و مرگ‌های آن را نصیب ما نمودی... خدا را شکر... که ما را همچون عرب‌ها، گاو شیرده قرار ندادی تا زندگی آرام و بی‌دغدغه، ما را از انجام وظایف جهانی و آخرالزمانی‌مان غافل کند... خدا را شکر که از میان همه مسلمان‌ها، اسلام ناب و خالص را تنها به ما اختصاص دادی، وگرنه همچون مسلمانان ترکیه، اندونزی یا هند در گمراهی آشکاری زندگی به سر می‌بردیم! خدا را شکرت که دشواری انتخاب میان کاندیدهای رنگوارنگ را از دوشمان برداشتی، و ما را از بار سنگین جمهوریت رها ساختی، و همون کهنسال همیشگی را مامور ساختی که برای ما انتخاب کند که چه کسی را انتخاب کنیم خدا را شکر که همه سدها و رودخانه‌های ما خشک شدند تا دیگر چشم امیدمان فقط و فقط به آسمان باشد و با برگزاری هرروزه نماز باران همواره به یاد خدا باشیم خدا را شکر که در شبانه‌روز تنها دوساعت قطعی برق داریم، در حالیکه ممکن بود در هر شبانه‌روز فقط دو ساعت برق داشته باشیم خدا را شکر که در باغ شهادت برای همه باز است، حتی برای دختربچه دوساله. اسرائیل هم شهیدش نکند، خودمان شهیدش می‌کنیم! خدا را شکر که پس از جنگ، خیلی زود به همان زندگی عادی برگشتیم، همان تورم چهل درصد و نبود آب و برق، دقیقا همان زندگی معمولی مردم بندرعباس پس از انفجار و سوختن شصت نفر! خدا را شکر بر اینترنت طبقاتی، بر فیلترینگ هوشمند، بر قانون حجاب تو عفاف، بر نماینده‌های چهاردرصدی، بر تماس‌های شماره‌پنهان، بر پرونده‌های همیشه‌محرمانه، بر تعلیق و اخراج و انفصال... خدا را شکر که هر چه سرمان می‌آید، انتخاب خودمان است، همه‌اش تقصیر ما ملت است که تحلیل نداریم و یکی نه یکی، اشتباه رای می‌دهیم و خدا را شکر که مسعود رییس دولت شد، که اگر سعید رییس می‌شد، جنگ می‌شد، تورم می‌شد، آب و برق می‌رفت؛ راستی شما میدونید که وقتی آب و برق که ميره، کجا ميره؟! خدا رحمت کند کیومرث صابری را که سی چهل سال پیش، از زبان شاغلام نوشت: خدا را شکر، از فردا بهترم! #محمد_سلطانی_رنانی  @simar50 #سرنوشت #ما_هنوز_زنده‌ایم #لعنتی‌ها

‌‌خدا را شکر صبح را با شکرگزاری آغاز کنید، با دیدن زیبایی‌ها، با شمردن نعمت‌ها، با بر زبان آوردن داشته‌ها. آری، همواره شکرگزار باشيد. شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر نعمت، از کَفَت بیرون کند حال، همه با هم بیندیشیم و بگوییم که... خدا را شکر... که ما ايرانيان را از میان همه ملت‌های دیگر برگزیدی، ما را ماموریت دادی تا با همه  استکبارهای جهانی، به جز چین و روسیه، بجنگیم تا رفع فتنه در جهان! خدا را شکر... که ما ایرانی‌ها را مامور برگزاری مراسم پرشکوه آخرالزمان قرار دادی، و بیشتر رنج‌ها و مرگ‌های آن را نصیب ما نمودی... خدا را شکر... که ما را همچون عرب‌ها، گاو شیرده قرار ندادی تا زندگی آرام و بی‌دغدغه، ما را از انجام وظایف جهانی و آخرالزمانی‌مان غافل کند... خدا را شکر که از میان همه مسلمان‌ها، اسلام ناب و خالص را تنها به ما اختصاص دادی، وگرنه همچون مسلمانان ترکیه، اندونزی یا هند در گمراهی آشکاری زندگی به سر می‌بردیم! خدا را شکرت که دشواری انتخاب میان کاندیدهای رنگوارنگ را از دوشمان برداشتی، و ما را از بار سنگین جمهوریت رها ساختی، و همون کهنسال همیشگی را مامور ساختی که برای ما انتخاب کند که چه کسی را انتخاب کنیم خدا را شکر که همه سدها و رودخانه‌های ما خشک شدند تا دیگر چشم امیدمان فقط و فقط به آسمان باشد و با برگزاری هرروزه نماز باران همواره به یاد خدا باشیم خدا را شکر که در شبانه‌روز تنها دوساعت قطعی برق داریم، در حالیکه ممکن بود در هر شبانه‌روز فقط دو ساعت برق داشته باشیم خدا را شکر که در باغ شهادت برای همه باز است، حتی برای دختربچه دوساله. اسرائیل هم شهیدش نکند، خودمان شهیدش می‌کنیم! خدا را شکر که پس از جنگ، خیلی زود به همان زندگی عادی برگشتیم، همان تورم چهل درصد و نبود آب و برق، دقیقا همان زندگی معمولی مردم بندرعباس پس از انفجار و سوختن شصت نفر! خدا را شکر بر اینترنت طبقاتی، بر فیلترینگ هوشمند، بر قانون حجاب تو عفاف، بر نماینده‌های چهاردرصدی، بر تماس‌های شماره‌پنهان، بر پرونده‌های همیشه‌محرمانه، بر تعلیق و اخراج و انفصال... خدا را شکر که هر چه سرمان می‌آید، انتخاب خودمان است، همه‌اش تقصیر ما ملت است که تحلیل نداریم و یکی نه یکی، اشتباه رای می‌دهیم و خدا را شکر که مسعود رییس دولت شد، که اگر سعید رییس می‌شد، جنگ می‌شد، تورم می‌شد، آب و برق می‌رفت؛ راستی شما میدونید که وقتی آب و برق که ميره، کجا ميره؟! خدا رحمت کند کیومرث صابری را که سی چهل سال پیش، از زبان شاغلام نوشت: خدا را شکر، از فردا بهترم! #محمد_سلطانی_رنانی  @simar50 #سرنوشت #ما_هنوز_زنده‌ایم #لعنتی‌ها

خدا را شکر صبح را با شکرگزاری آغاز کنید، با دیدن زیبایی‌ها، با شمردن نعمت‌ها، با بر زبان آوردن داشته‌ها. آری، همواره شکرگزار باشيد. شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر نعمت، از کَفَت بیرون کند حال، همه با هم بیندیشیم و بگوییم که... خدا را شکر... که ما ايرانيان را از میان همه ملت‌های دیگر برگزیدی، ما را ماموریت دادی تا با همه  استکبارهای جهانی، به جز چین و روسیه، بجنگیم تا رفع فتنه در جهان! خدا را شکر... که ما ایرانی‌ها را مامور برگزاری مراسم پرشکوه آخرالزمان قرار دادی، و بیشتر رنج‌ها و مرگ‌های آن را نصیب ما نمودی... خدا را شکر... که ما را همچون عرب‌ها، گاو شیرده قرار ندادی تا زندگی آرام و بی‌دغدغه، ما را از انجام وظایف جهانی و آخرالزمانی‌مان غافل کند... خدا را شکر که از میان همه مسلمان‌ها، اسلام ناب و خالص را تنها به ما اختصاص دادی، وگرنه همچون مسلمانان ترکیه، اندونزی یا هند در گمراهی آشکاری زندگی به سر می‌بردیم! خدا را شکرت که دشواری انتخاب میان کاندیدهای رنگوارنگ را از دوشمان برداشتی، و ما را از بار سنگین جمهوریت رها ساختی، و همون کهنسال همیشگی را مامور ساختی که برای ما انتخاب کند که چه کسی را انتخاب کنیم خدا را شکر که همه سدها و رودخانه‌های ما خشک شدند تا دیگر چشم امیدمان فقط و فقط به آسمان باشد و با برگزاری هرروزه نماز باران همواره به یاد خدا باشیم خدا را شکر که در شبانه‌روز تنها دوساعت قطعی برق داریم، در حالیکه ممکن بود در هر شبانه‌روز فقط دو ساعت برق داشته باشیم خدا را شکر که در باغ شهادت برای همه باز است، حتی برای دختربچه دوساله. اسرائیل هم شهیدش نکند، خودمان شهیدش می‌کنیم! خدا را شکر که پس از جنگ، خیلی زود به همان زندگی عادی برگشتیم، همان تورم چهل درصد و نبود آب و برق، دقیقا همان زندگی معمولی مردم بندرعباس پس از انفجار و سوختن شصت نفر! خدا را شکر بر اینترنت طبقاتی، بر فیلترینگ هوشمند، بر قانون حجاب تو عفاف، بر نماینده‌های چهاردرصدی، بر تماس‌های شماره‌پنهان، بر پرونده‌های همیشه‌محرمانه، بر تعلیق و اخراج و انفصال... خدا را شکر که هر چه سرمان می‌آید، انتخاب خودمان است، همه‌اش تقصیر ما ملت است که تحلیل نداریم و یکی نه یکی، اشتباه رای می‌دهیم و خدا را شکر که مسعود رییس دولت شد، که اگر سعید رییس می‌شد، جنگ می‌شد، تورم می‌شد، آب و برق می‌رفت؛ راستی شما میدونید که وقتی آب و برق که ميره، کجا ميره؟! خدا رحمت کند کیومرث صابری را که سی چهل سال پیش، از زبان شاغلام نوشت: خدا را شکر، از فردا بهترم! #محمد_سلطانی_رنانی  @simar50 #سرنوشت #ما_هنوز_زنده‌ایم #لعنتی‌ها

‌‌خدا را شکر.... صبح را با شکرگزاری آغاز کنید، با دیدن زیبایی‌ها، با شمردن نعمت‌ها، با بر زبان آوردن داشته‌ها. آری، همواره شکرگزار باشيد. شکر نعمت، نعمتت افزون کند       کفر نعمت، از کَفَت بیرون کند حال، همه با هم بیندیشیم و بگوییم که... خدا را شکر... که ما ايرانيان را از میان همه ملت‌های دیگر برگزیدی، ما را ماموریت دادی تا با همه  استکبارهای جهانی، به جز چین و روسیه، بجنگیم تا رفع فتنه در جهان! خدا را شکر... که ما ایرانی‌ها را مامور برگزاری مراسم پرشکوه آخرالزمان قرار دادی، و بیشتر رنج‌ها و مرگ‌های آن را نصیب ما نمودی... خدا را شکر... که ما را همچون عرب‌ها، گاو شیرده قرار ندادی تا زندگی آرام و بی‌دغدغه، ما را از انجام وظایف جهانی و آخرالزمانی‌مان غافل کند... خدا را شکر که از میان همه مسلمان‌ها، اسلام ناب و خالص را تنها به ما اختصاص دادی، وگرنه همچون مسلمانان ترکیه، اندونزی یا هند در گمراهی آشکاری زندگی به سر می‌بردیم! خدا را شکرت که دشواری انتخاب میان کاندیدهای رنگوارنگ را از دوشمان برداشتی، و ما را از بار سنگین جمهوریت رها ساختی، و همون کهنسال همیشگی را مامور ساختی که برای ما انتخاب کند که چه کسی را انتخاب کنیم خدا را شکر که همه سدها و رودخانه‌های ما خشک شدند تا دیگر چشم امیدمان فقط و فقط به آسمان باشد و با برگزاری هرروزه نماز باران همواره به یاد خدا باشیم خدا را شکر که در شبانه‌روز تنها دوساعت قطعی برق داریم، در حالیکه ممکن بود در هر شبانه‌روز فقط دو ساعت برق داشته باشیم خدا را شکر که در باغ شهادت برای همه باز است، حتی برای دختربچه دوساله. اسرائیل هم شهیدش نکند، خودمان شهیدش می‌کنیم! خدا را شکر که پس از جنگ، خیلی زود به همان زندگی عادی برگشتیم، همان تورم چهل درصد و نبود آب و برق، دقیقا همان زندگی معمولی مردم بندرعباس پس از انفجار و سوختن شصت نفر! خدا را شکر بر اینترنت طبقاتی، بر فیلترینگ هوشمند، بر قانون حجاب تو عفاف، بر نماینده‌های چهاردرصدی، بر تماس‌های شماره‌پنهان، بر پرونده‌های همیشه‌محرمانه، بر تعلیق و اخراج و انفصال... خدا را شکر که هر چه سرمان می‌آید، انتخاب خودمان است، همه‌اش تقصیر ما ملت است که تحلیل نداریم و یکی نه یکی، اشتباه رای می‌دهیم و خدا را شکر که مسعود رییس دولت شد، که اگر سعید رییس می‌شد، جنگ می‌شد، تورم می‌شد، آب و برق می‌رفت؛ راستی شما میدونید که وقتی آب و برق که ميره، کجا ميره؟! خدا رحمت کند کیومرث صابری را که سی چهل سال پیش، از زبان شاغلام نوشت: خدا را شکر، از فردا بهترم! #محمد_سلطانی_رنانی  @simar50 #سرنوشت #ما_هنوز_زنده‌ایم #لعنتی‌ها

‌‌خدا را شکر.... صبح را با شکرگزاری آغاز کنید، با دیدن زیبایی‌ها، با شمردن نعمت‌ها، با بر زبان آوردن داشته‌ها. آری، همواره شکرگزار باشيد. شکر نعمت، نعمتت افزون کند       کفر نعمت، از کَفَت بیرون کند حال، همه با هم بیندیشیم و بگوییم که... خدا را شکر... که ما ايرانيان را از میان همه ملت‌های دیگر برگزیدی، ما را ماموریت دادی تا با همه  استکبارهای جهانی، به جز چین و روسیه، بجنگیم تا رفع فتنه در جهان! خدا را شکر... که ما ایرانی‌ها را مامور برگزاری مراسم پرشکوه آخرالزمان قرار دادی، و بیشتر رنج‌ها و مرگ‌های آن را نصیب ما نمودی... خدا را شکر... که ما را همچون عرب‌ها، گاو شیرده قرار ندادی تا زندگی آرام و بی‌دغدغه، ما را از انجام وظایف جهانی و آخرالزمانی‌مان غافل کند... خدا را شکر که از میان همه مسلمان‌ها، اسلام ناب و خالص را تنها به ما اختصاص دادی، وگرنه همچون مسلمانان ترکیه، اندونزی یا هند در گمراهی آشکاری زندگی به سر می‌بردیم! خدا را شکرت که دشواری انتخاب میان کاندیدهای رنگوارنگ را از دوشمان برداشتی، و ما را از بار سنگین جمهوریت رها ساختی، و همون کهنسال همیشگی را مامور ساختی که برای ما انتخاب کند که چه کسی را انتخاب کنیم خدا را شکر که همه سدها و رودخانه‌های ما خشک شدند تا دیگر چشم امیدمان فقط و فقط به آسمان باشد و با برگزاری هرروزه نماز باران همواره به یاد خدا باشیم خدا را شکر که در شبانه‌روز تنها دوساعت قطعی برق داریم، در حالیکه ممکن بود در هر شبانه‌روز فقط دو ساعت برق داشته باشیم خدا را شکر که در باغ شهادت برای همه باز است، حتی برای دختربچه دوساله. اسرائیل هم شهیدش نکند، خودمان شهیدش می‌کنیم! خدا را شکر که پس از جنگ، خیلی زود به همان زندگی عادی برگشتیم، همان تورم چهل درصد و نبود آب و برق، دقیقا همان زندگی معمولی مردم بندرعباس پس از انفجار و سوختن شصت نفر! خدا را شکر بر اینترنت طبقاتی، بر فیلترینگ هوشمند، بر قانون حجاب تو عفاف، بر نماینده‌های چهاردرصدی، بر تماس‌های شماره‌پنهان، بر پرونده‌های همیشه‌محرمانه، بر تعلیق و اخراج و انفصال... خدا را شکر که هر چه سرمان می‌آید، انتخاب خودمان است، همه‌اش تقصیر ما ملت است که تحلیل نداریم و یکی نه یکی، اشتباه رای می‌دهیم و خدا را شکر که مسعود رییس دولت شد، که اگر سعید رییس می‌شد، جنگ می‌شد، تورم می‌شد، آب و برق می‌رفت؛ راستی شما میدونید که وقتی آب و برق که ميره، کجا ميره؟! خدا رحمت کند کیومرث صابری را که سی چهل سال پیش، از زبان شاغلام نوشت: خدا را شکر، از فردا بهترم! #محمد_سلطانی_رنانی  @simar50 #سرنوشت #خدا_را_شکر #ما_هنوز_زنده‌ایم #لعنتی‌ها

باور نمیکنم محمد اسلاملو شاعر:رضاجمشیدی @simar50 #آهنگ

... حکومت تماشاچی #هاشم_بافقی در هر نظام سیاسی، حکمرانی مسئولیتی است فراتر از قدرت داشتن. حکومت یعنی نظم دادن به منابع، پیش‌بینی بحران، پاسخ‌گویی به نیازهای مردم، و ساختن آینده. اما آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، نمونه‌ای بی‌سابقه از حکومت بدون مدیریت است. برق می‌رود، بدون برنامه‌‌ی جایگزین. سدها خشک می‌شوند، بدون سیاست روشن برای مدیریت منابع آب. تورم، رکود، مهاجرت نخبگان، فروپاشی زیرساخت‌ها… و حکومت فقط نظاره‌گر است، یا در بهترین حالت، اطلاعیه‌دهنده. تاریخ نمونه‌های زیادی از حکومت‌های تماشاچی در دل خود دارد، که پیش‌بینی را برای ادامه‌ی مسیر امروز بسیار راحت میکند! آینده ای تاریک برای ایران مظلوم! حکومت‌هایی که به جای تدبیر، صرفاً نظارت کرده‌اند، نه‌تنها کارآمد نبوده‌اند بلکه زمینه‌ساز بحران‌های گسترده اجتماعی و سقوط ملی شده‌اند: شاه سلطان حسین صفوی آخرین پادشاه صفوی، در حالی که افغان‌ها به اصفهان نزدیک می‌شدند، مشغول دعا و مراسم مذهبی بود. هیچ اقدام نظامی مؤثری نکرد. نتیجه؟ سقوط پایتخت، قتل‌عام مردم، و پایان سلسله صفوی. فتحعلی‌شاه قاجار در زمان جنگ‌های ایران و روس، با وجود هشدارهای نظامی، هیچ برنامه‌ دفاعی مؤثری نداشت. نتیجه؟ عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای، واگذاری بخش‌هایی از قفقاز، و تحقیر ملی. محمدشاه قاجار در دوره‌ای که کشور دچار بحران اقتصادی و شورش‌های محلی بود، شاه بیشتر وقتش را صرف ساختن کاخ و سفرهای تفریحی می‌کرد. هیچ اصلاحی در ساختار مالی یا اداری انجام نشد. احمدشاه قاجار در دوران او، کشور عملاً توسط سفارت‌های خارجی اداره می‌شد. شاه جوان و بی‌تجربه، بیشتر در اروپا اقامت داشت. نتیجه؟ کودتای ۱۲۹۹ و پایان سلطنت قاجار. در همه‌ی این مثال‌ها، حکومت‌ها در لحظهٔ بحران، فقط نظاره‌گر بودند. نه برنامه داشتند، نه واکنش. امروز هم همین الگو تکرار می‌شود متاسفانه! بحران آب؟ فقط هشدار. بحران برق؟ فقط جدول قطعی. بحران اقتصادی؟ فقط شعار. بحران اجتماعی؟ فقط سرکوب. حکومت‌هایی که فقط حکومت می‌کنند، نه مدیریت، در تاریخ ایران همیشه با سقوط، شورش، یا مداخله خارجی مواجه شده‌اند. امروز هم اگر ساختار سیاسی اصلاح نشود، اگر مدیریت جای شعار را نگیرد، اگر مردم فقط تحمل کنند، نه امید، آنچه باقی می‌ماند فقط یک تاج بی‌تدبیر است. در این شرایط، مردم ایران نه صرفاً با حکومت که با غیاب حکمرانی روبه‌رو هستند. و این خطرناک‌تر از نبود امنیت یا رفاه است. چراکه مسیر فروپاشی از لحظه‌ای آغاز می‌شود که هیچ‌کس پشت فرمان نباشد. @simar50 #قله_پیشرفت #مسیر_فروپاشی

... ناترازی خرد ‏کمبود آب و برق و گاز در کشوری غنی از منابع چون ایـران اسمش ناترازی انرژی نیست، ناترازی خِـرد است و اندیشه! حذف نخبگان و قدرت گرفتن افراد نالایق، بی‌سواد و ریاکار در نظام تدبیر و مسوولیت، هر سرزمین و کشوری را می‌تواند به ورطه ناترازی و نابودی بکشاند... #محمد_پارسی @simar50 #طنز #مهران_مدیری #ناترازی

... امنیت شغلی از نظرِ رضا رشیدپور😂😂 @simar50 #طنز #امنیت_شغلی

... وقتی می‌بینی خودکار مذاکره از جنس طلاست😂😂 @simar50 #مذاکره_غیرمستقیم #طنز #خودکار_طلا

بی بی گل معین زندگانی یعنی غفلت. چه چیز جز مرورِ زمان این غفلت را به قلب شکسته یاد بدهد؟ #نیما_یوشیچ @simar50 #یادها_و_خاطره‌ها

...♡ یاد🕊 انسان ، تنها موجودی‌ست که یاد می‌کند . یاد می‌آورد ، یاد می‌نویسد و با یاد زندگی می‌سازد . یاد ، نه صرفاً بازگشت به گذشته ، بلکه شکلی از حضور است ، حضوری که از دل غیاب زاده می‌شود . اما این حضور ، ساکن نیست ، زنده است ، زخم‌زننده است و گاه شاعرانه‌ترین بخش هستی‌ ما را تشکیل می‌دهد . t.me/simar50 #معین #امیرعلی_یاسمی #مکثی_در_ادبیات #موبایلگرافی #تمشک #گل_آفتابگردان #در_هوایت

‌‌... مرثیه‌ای برای رهای ایران #امید_سجنی ای لبخند ناتمام… ای آواز نگفته، ای رها… دخترک آفتاب‌زده، با دندان تازه‌روییده… تو را در خیابان کشتند. نه در غزه، نه در حلب، نه در نوار مرزی پرچم‌های سوخته؛ در خیابان خودمان، با دستانی که نام‌شان را «نظام» گذاشته‌اند و رسم‌شان کشتن است. تو را کشتند و ما ماندیم، با عکس تو، با حلقه‌ی موهایی که هنوز باد را نشناخته بودند، با خلخال کوچکی که هنوز تق‌تقِ زمین را یاد نگرفته بود. رها جان، دخترکم؛ ما برای کودکان غزه فریاد کشیدیم، برای نوزادان فلسطینی سوگ‌نامه نوشتیم، اما وقتی نوبت تو رسید، بسیاری زبان‌شان را بریدند، انگار عدالت فقط آن‌سوی مرزها معنا دارد. ما شرمنده‌ایم… نه فقط از بابت ماشه‌ای که کشیده شد، که از سکوت‌هایی که ادامه دارند. از بابت سینه‌هایی که برای مظلوم می‌سوزند، اما نه وقتی لباس او رنگ خاک ماست. شرمنده‌ایم از باب آنها که برای کودک‌کشی اسرائیل فریاد می‌زنند، اما در برابر قتل رها نه، فقط لال مانده‌اند . این سکوت، بی‌گناهی را دوبار می‌کُشد.. رها جان، دخترک ایران؛ قاتلین تو نه فقط یک حکومت غاصب، که دستگاهی است برای کشتن لبخند کودکان، نه فقط مدافع مستضعفان و ، حامی مظلومان نیست، بلکه قاتلی‌ست که همچنان با سکوت مدعیان، به کشتن ادامه می‌دهد. رها جان… نمی‌دانیم چند روز از بودنت گذشته بود، اما یقین داریم قرن‌ها از نبودنت خواهیم سوخت. @simar50 #رها_شیخی

... مذاکره، فریب نبود؛ فروپاشی دروغی که امنیت ایران را به آتش کشید #حمید_آصفی در این سرزمین، یک چیز همیشه ثابت مانده: دشمن را با موشک بشناس، دوست را با نفرت، و مذاکره را با فریب. بخش مرکزی حاکمیت ایران  از «عقلانیت» می‌ترسد؛ به جای ساختن سپر، دنبال تبر می‌گردد؛ و به‌جای مهار بحران، با دست خودشان باروت زیر پای‌ خود می‌ریزن ، بعد هم فریاد می‌زنند: دیدید؟ گفتیم این‌ها فریب بودند! اما آنچه رخ داد، آنچه اسرائیل کرد، آنچه آمریکا طراحی کرده بود، نه محصول «خام‌دستی دیپلماسی» بود، نه نشانه‌ی ساده‌لوحی. بلکه محصول یک واقعیت بود: جهانی که دیگر با شعار و تعارف عقب نمی‌نشیند. جهانی که یا با تو وارد میز مذاکره می‌شود، یا پشت دروازه‌ات موشک پهن می‌کند. در این میدان، اگر کسی هنوز فکر می‌کند چون «در حال مذاکره بودیم و حمله شد»، پس دیگر باید مذاکره را کنار گذاشت، باید گفت: شما نه تحلیل‌گر سیاست هستید، نه حافظ منافع ملی. شما یک روایت‌سازید؛ آن هم برای خیانت به ایران. ماجرای مذاکرات هسته‌ای اخیر میان ایران و آمریکا، یک مسیر پر از نشانه و تناقض بود. در آغاز، نشانه‌هایی از گشایش دیده می‌شد. حرف از کاهش تنش بود، از احیای برجام، از بازگشت به میز گفت‌وگو. اما خیلی زود، روند چرخید. چرا؟ دو تحلیل وجود داشت:  یکی می‌گفت این مذاکرات فقط پوششی برای فریب ایران و زمینه‌سازی جنگ است. دیگری – تحلیل واقع‌بینانه‌تر – باور دارد که دست‌کم در ابتدا، قصد رسیدن به توافق وجود داشت. ترامپ از روز اول دنبال جنگ نبود، بلکه وقتی در میانه راه دیدند ایران زیر بار «غنی‌سازی صفر» نمی‌رود، معادله عوض شد. اینجا بود که اسرائیل وارد صحنه شد، نه به‌عنوان بازیگر جانبی، بلکه به‌عنوان طراح اصلی راهبرد «انهدام گزینه هسته‌ای ایران». آنها توانستند آمریکایی‌ها را به این نتیجه برسانند که «تنها راهِ مطمئن، خنثی‌سازی کامل توان غنی‌سازی ایران است.» نه محدودسازی، نه نظارت، بلکه انهدام. و این، همان لحظه‌ای بود که دیگر چیزی از دیپلماسی نمانده بود جز دودی در هوا. آیا نیروهای نظامی ایران غافلگیر شدند؟ نه، نیروهای نظامی آماده بودند، پدافند در حالت آماده‌باش بود. این خیالبافی‌ها که «دولت خام بود»، تصمیم برای حمله، از سالها پیش گرفته شده بود. سال‌ها بود جاسوس فرستاده بودند، رفتار فرماندهان را رصد می‌کردند، و منتظر لحظه‌ی زدن بودند. لحظه‌ای که هیچ مذاکره‌ای نمی‌توانست متوقفش کند، فقط اگر آن مذاکرات شکست بخورند. فرض کنید مذاکره نمی‌شد نتیجه چه بود؟ آیا آمریکا یا اسرائیل عقب می‌نشستند؟ آیا برنامه‌های بمباران تأسیسات هسته‌ای از روی میز برداشته می‌شد؟ قطعاً نه. بلکه فقط یک چیز تغییر می‌کرد: سرعت حمله و بمباران. اینکه بعضی‌ حکومتی‌ها می‌گویند «مذاکره نکنیم تا گول نخوریم»، دقیقاً مثل آن کسی‌ست که می‌گوید «چتر نگیریم، چون هوا بارانی‌ست». مذاکره ابزار دفاع است، نه ضعف. راهِ پیشگیری از جنگ است، نه زمینه‌سازی برای آن. آمریکا و اسرائیل، نه دیروز، بلکه پانزده سال است که سناریوهای حمله به ایران را طراحی کرده‌اند. رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا خودش اعتراف کرد که برنامه‌هایی برای بمباران ایران در همه دولت‌ها وجود داشته. پس جنگ، نتیجه مذاکره نبود. بلکه نتیجه‌ی شکست مذاکره بود. و اگر حاکمیت، درست در لحظه‌ای که باید گفت‌وگو را با پایین آمدن از خرِ شیطان غنی‌سازی پیش می‌برد، طرف مقابل را به سمت حمله هول داد. اشتباه نکنید: اسرائیل به قلب تهران با موشک نرسید، بلکه از دل نفوذ اطلاعاتی عبور کرد. آنها دقیقاً می‌دانستند کدام فرمانده کجا می‌رود، کی خانه است، چه ساعتی در مسیر خاصی قرار دارد. یعنی یک ساختار نفوذی در سطوح بالا فعال بود. ساده‌لوحی واقعی، آن نیست که با آمریکا مذاکره کنید. ساده‌لوحی، آن است که گمان کنید اگر بر  میز مذاکره نمی‌نسشتید ، امنیت می‌خریدید. برعکس، دور شدن از میز مذاکره فقط به مقابل زمان می‌دهد تا جنگ را بهتر طراحی کند، دقیق‌تر، و با هزینه‌ی بیشتر. بله، مذاکره سخت است. پرهزینه است. گاهی بی‌نتیجه است. اما آلترناتیو آن چیست؟ جنگی همه‌جانبه؟ تحریمی بی‌پایان؟ انزوایی ویرانگر؟ کسانی که امروز فریاد می‌زنند «دیگر نباید مذاکره کرد»، همان‌هایی‌اند که کشور را با لج‌بازی‌شان به آستانه فروپاشی کشانده‌اند. @simar50

... جنگ تمام شده بود و حالا صلح داشت آدم می‌کشت...! @simar50 #محمد_پارسی #آتش_به_اختیارها #رها_شیخی #ما_امنیت_داریم
... جنگ تمام شده بود و حالا صلح داشت آدم می‌کشت...! @simar50 #محمد_پارسی #آتش_به_اختیارها #رها_شیخی #ما_امنیت_داریم