630
Subscribers
-124 hours
-47 days
-730 days
Posts Archive
630
...
بدون اینترنت تنهاتر شدهایم
حالا این را میدانم بدون #اینترنت تنهاتر شدهایم. میگویند اینترنت، سیستم عصبی مرکزی در جهان مدرن است و مهمترین ویژگی آن همگانی کردن دسترسی به دانش و قدرت است و ما نزدیک سه ماه است به اینترنت همگانی دسترسی نداریم.
گاهی موفق میشویم #کانفیگ گران بخریم. گاهی دوستی و اقوامی به ما اینترنت میدهد. اما دسترسی به اینترنت نزدیک سه ماه است قطع شده است. هر خانواده ایرانی عزیزانی در خارج از کشور دارد که با قطع اینترنت ارتباطش با عزیزانش قطع است. میگویند ویژگی اینترنت حذف مفهوم فاصله است. در دنیای پیش از اینترنت، دسترسی به یک خبر، یک کتاب یا یک فرد در سوی دیگر جهان مستلزم صرف هزینه و زمان زیادی بود. اما حالا نزدیک سه ماه است فاصلههای ما فقط اضافه شده است.
اینترنت نقش مهمی دارد. جایی که همهی اطلاعات در دست قدرتمندان بود، اینترنت با همگانی کردن دسترسی به اطلاعات این انحصار را شکست. اینترنت ما را از تماشاگر به روایتگر تبدیل کرد... هرکس میتواند روایت خودش را بگوید. سه ماه است مردم ایران قدرت روایتگری ندارند و تماشاگرند.
در روزهایی که #مدارس_غیرحضوری است، اینترنت میتوانست خلا آموزش را پر کند.
️فقط دسترسی به اطلاعات نیست #هوش_مصنوعی امروز با انسان حرف میزند و مشاوره میدهد.
امروز عدهای به #اینترنت_پرو دسترسی دارند و تجارتی در کار است. اما مردم بیچاره عموم مردم آسیب دیدهاند. من میخواهم بپرسم میتوانید شما از خودرو یا الکتریسیته یا تلفن همراه استفاده نکنید؟
در جهان مدرن نمیشود بدون اینترنت زیست.
@simar50
630
...
بیضهی تودهایها
آقای #بهزاد_فراهانی پشت میکند به دهها هزار کشتهی وطن و با تبختر میگوید «ما (تودهایها) بیضه داشتیم و شاه را پایین کشیدیم و...
او ناخواسته دارد دقیقاً جوهرهی فاجعهی ۵٧ را توضیح میدهد که چگونه یک توده تودهای که خیال میکردند بیضه، میتواند جای فهم را هم پر کند، ایران را ویران کردند.
چپ ایرانیِ دهه پنجاه، یکی از عجیبترین نمونههای انجماد فکری در تاریخ معاصر ایران بود.
نسلی که در جوانی به چند ایدهی خام و رمانتیک دل بست و بعد، تا آخر عمر همانها را مثل آیات مقدس حمل کرد؛ بیآنکه تجربه، شکست، خون، فقر، ویرانی و در نهایت فروپاشی بلوک شرق بتواند وادارش کند دوباره فکر کند.
عجیب است توقف لجبازانهی این کهنسالان در بیست سالگیشان. این دلبستگی مردابگونه به ایستایی.
در عصر هوش مصنوعی که به چشمبرهمزدنی، آمار و عیار هر چیزی عیان است و جهان به سرعت برقوباد در حال تغییر است و تاریخ سراسیمه دارد جلو میرود، انها هنوز با همان ادبیاتِ خوابگاههای دانشجوییِ نیمقرن پیش حرف میزنند و فکر میکنند با مست کردن و مشت بر میز کوبیدن و سیگار پشت سیگار میشود جهان را عوض کرد.
و اما نتیجهی آن «بیضه»ای که امروز به آن افتخار میکنند چه بود؟
سقوط یکی از مدرنترین دورههای تاریخ ایران و تحویل کشور به حکومتی که حالا برای حفظ خودش، دهها هزار معترض را در خیابان میکشد.
جز عفونت کلامی چیست کلام این نسلی که وقیحانه از مردمی که دهها هزار کشته داده، میخواهد «جرأت» داشته باشند!
نسلی که هرگز مسئولیت تاریخیِ اشتباه خودش را نپذیرفت و هیچوقت توضیح نداد چگونه آن همه نفرتشان از توسعه، غرب، مدرنیزاسیون و پادشاهی، در نهایت ایران را به آغوش کثیفترین حکومت مذهبی تاریخ پرتاب کرد.
واقعیت تلخ این است:
بسیاری از روشنفکران چپِ آن دوران، آزادی داشتند اما آگاهی نداشتند.
قدرت تخریب داشتند، اما فهمِ ساختن، نه.
از اینروست که هنوز هم بعد از پنجاه سال، بهجای اعتراف به خطا، از همان شور انقلابی حرف میزنند.
آن ایدئولوژی که مغزشان را انباشت، از اولش هم راهی به «اندیشه» نداشت بلکه از جامدترین نوع مذاهب بود که نشان داد تا چه میزان خشک، مقدس، و مقاوم در برابر واقعیت است.
ملت ایران نیم قرن است که بهای تعصب این توده را با خون پرداخت و دیگر اجازه نخواهد داد این گروهی که با بیضه فکر میکنند در سرنوشتشان تاثیر بگذارند.
#زهرا_عبدی
@simar50
630
آقای #بهزاد_فراهانی پشتمیکند به دهها هزار کشتهی وطن و با تبختر میگوید «ما (تودهایها) بیضه داشتیم و شاه را پایین کشیدیم و... ».
او ناخواسته دارد دقیقاً جوهرهی فاجعهی ۵٧ را توضیح میدهد که چگونه یک توده تودهای که خیال میکردند بیضه، میتواند جای فهم را هم پر کند، ایران را ویران کردند.
چپ ایرانیِ دهه پنجاه، یکی از عجیبترین نمونههای انجماد فکری در تاریخ معاصر ایران بود.
نسلی که در جوانی به چند ایدهی خام و رمانتیک دل بست و بعد، تا آخر عمر همانها را مثل آیات مقدس حمل کرد؛ بیآنکه تجربه، شکست، خون، فقر، ویرانی و در نهایت فروپاشی بلوک شرق بتواند وادارش کند دوباره فکر کند.
عجیب است توقف لجبازانهی این کهنسالان در بیست سالگیشان. این دلبستگی مردابگونه به ایستایی.
در عصر هوش مصنوعی که به چشمبرهمزدنی، آمار و عیار هر چیزی عیان است و جهان به سرعت برقوباد در حال تغییر است و تاریخ سراسیمه دارد جلو میرود، انها هنوز با همان ادبیاتِ خوابگاههای دانشجوییِ نیمقرن پیش حرف میزنند و فکر میکنند با مست کردن و مشت بر میز کوبیدن و سیگار پشت سیگار میشود جهان را عوض کرد.
و اما نتیجهی آن «بیضه»ای که امروز به آن افتخار میکنند چه بود؟
سقوط یکی از مدرنترین دورههای تاریخ ایران و تحویل کشور به حکومتی که حالا برای حفظ خودش، دهها هزار معترض را در خیابان میکشد.
جز عفونت کلامی چیست کلام این نسلی که وقیحانه از مردمی که دهها هزار کشته داده، میخواهد «جرأت» داشته باشند!
نسلی که هرگز مسئولیت تاریخیِ اشتباه خودش را نپذیرفت و هیچوقت توضیح نداد چگونه آن همه نفرتشان از توسعه، غرب، مدرنیزاسیون و پادشاهی، در نهایت ایران را به آغوش کثیفترین حکومت مذهبی تاریخ پرتاب کرد.
واقعیت تلخ این است:
بسیاری از روشنفکران چپِ آن دوران، آزادی داشتند اما آگاهی نداشتند.
قدرت تخریب داشتند، اما فهمِ ساختن، نه.
از اینروست که هنوز هم بعد از پنجاه سال، بهجای اعتراف به خطا، از همان شور انقلابی حرف میزنند.
آن ایدئولوژی که مغزشان را انباشت، از اولش هم راهی به «اندیشه» نداشت بلکه از جامدترین نوع مذاهب بود که نشان داد تا چه میزان خشک، مقدس، و مقاوم در برابر واقعیت است.
ملت ایران نیم قرن است که بهای تعصب این توده را با خون پرداخت و دیگر اجازه نخواهد داد این گروهی که با بیضه فکر میکنند در سرنوشتشان تاثیر بگذارند.
#زهرا_عبدی
@simar50
630
اسپویل زندگی:
تو هر سنی فکر میکنی دیره!
آخرشم میفهمی دیر نبوده والکی وقتتو تلف کردی.
@simar50
#شاید
#نوشدارو
#بعد_مرگ_سهراب
