547
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-230 days
Posts Archive
547
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت
خاقانی
موسیقی بیکلام در کانال زیر :
https://t.me/bikalamusicnasim
547
...
بیژن اشتری
بیژن اشتری، مترجمی بود که عمیقاً اعتقاد داشت: «اگر نمیتوانی با استبداد بجنگی، دستکم در دروغها و فریبهای دولتی مشارکت نکن و بگذار حکومت بدون حضور تو کارش را انجام دهد.»
خودش طبق همین اصلی که باور داشت، نه مشارکت میکرد، نه سکوت میکرد، نه مینشست تا بگذرد، نه خنثی و بیکار میماند، نه اجازه میداد بیانگیزگی، نومیدی و افسردگی بر وجودش چیره شود و نه اهل معامله و شل و سفت کردن و گولزدن خود در موقعیتهای وسوسهکننده بود تا منفعتی نصیبش شود.
بیش از دو دهه از زندگیاش را گذاشت و درباره استبداد، خفقان، کمونیسم، اختناق و چگونه زندگیکردن و تاب آوردن در عصر ظلمت پژوهش و ترجمه کرد؛ از شوروی تا کوبا، از اروپای شرقی تا آفریقا... آنقدر ترجمه کرد و هدفمند و هدفدار نوشت و گفت، تا آثارش به مؤثرترین و ماندگارترین و معتبرترین منبع و منشا بررسی ظلم و جنایت و استبداد خودکامهگان تاریخ در کشور خودش، تبدیل شد؛ در کشور خودش به آزادیخواهی تبدیل شد که با ادبیات به جنگ استبداد رفته بود و راهش، هدفش، منش و مرام و مسیرش نشان میداد که حاضر نمیشد، در دروغها و فریبهای سیستماتیک مشارکت کند، چون معتقد بود: «از هرجایی که بوی فریب و دروغ میآید، باید فاصله گرفت تا دروغ بمیرد
@simar50
#یادش_گرامی
547
زن کشی ساده است!
علی شمایلی
تمدنی که بشری تا کنون آفریده و بر آن گردنِ پیروی نهاده، تمدنی است سراسر بر بنیاد ارزش گذاری های مردانه. دین، دولت، علم، فلسفه مردانه بوده است یعنی مردان با نگاه و نگرش خود آنها را ساخته اند، بدتر آنکه الگوها، معیارهای داوری و ارزشِ شیوه های به دست آوردن آنها هم همه آلوده به نگاه و نگرش و ارزش گذاری مردانه است.
این نگرش و ارزش گذاری مردانه چنان گستردگی و ژرفایی گرفته که زنان؛ همه هستی اجتماعی آنان، بدن و آفریده های شان هم هیچ خودبنیاد نیست، ازآن زنان نیست؛ بلکه عاریتی است؛ چون ازآن مردان است. مردان هستند که روشن می سازند به درد می خورد یا نه؟ باید باشد یا خیر؟ تغییر کند، کم و زیاد شود یا همانگونه که هست بماند.
زنان در مدیریت زندگی اجتماعی خود، در آراستن آفریده های هنری و اندیشگی خود و در رنگ و شکل بخشی به بدن خود از معیارهای مردانه بهره می برند چون هیچیک از آنان برای زنان نیست، ازآن مردان است.
در این هستی زنان به مردان این اجازه و فرصت را می دهند تا وارد نهان ترین بخش هستی آنان شده و آن را به سود و برای خویش بکار گیرند. تصور زنان این است که با این شیوه می توانند بمانند و اثرگذار باشند و با عاملیت کنشگری کنند و قدرت بورزند.
آنچه که زنان با زندگی اجتماعی و اندیشه و هنر و بدن خود می کنند و می آفرینند، برآمده از آزادی آنان در زیستن و آفریدن نیست، آنان چیزی را انجام می دهند که مردان خواسته اند. پس آزادی و خودبسندگی زنان چنان بر باد رفته است که دل و اندیشه و بدن آنان که شخصی ترین و نهان ترین داشته های آنان است پیاپی باید آشکار گردد تا مردان نظر و مدیریت خود را بر آنها اعمال نمایند.
اما جان زن چه؟ آیا جان زن ازآن اوست یا تمدن و جامعه مردان؟
پاسخ این پرسش به شکل پیچیده ای به این می رسد که جان زن هم ازآن او نیست و در کف اختیار مردان است و می توانند آن را بگیرند.
پیچیدگی رسیدن به این پاسخ از آن روی است که زن مرده نمی تواند در خدمت و مالکیت مردان باشد پس باید کوشید تا کار به زن کشی نرسد. ولی این پیچیدگی و کوشش چندان بر دوش مردان نیست، مرد برای مصرف زن و آنچه دارد و می آفریند و در صورت نیاز کشتن او همواره آماده است. این زنان هستند که باید گونه ای بار بیایند، به شکلی پرورده شوند که کارد را به استخوان نرسانند، تا مرد ناچار نشود جان او را بگیرد.
در تمدن جهانی مردانه، همه ارزش های عرفی و عامیانه قومی و نژادی، ارزش های دینی و حتی قوانین -در گذشته بیشتر کشورها و اکنون در بخش هایی از جهان- شکل تربیت و جامعه پذیری افراد، در پیوند با زنان دو کار و آماج مهم را همهنگام به انجام می رسانند: نخست در ذهن و جان و روان همه مردان و زنان نهادینه سازند که زن چیزی ازآن خود ندارد و هر چه دارد و هست و هر چه می آفریند ازآن مرد است.
در این پروریدن و جامعه پذیری مهم آن است که باید حتی ذهن و اندیشه زنان هم چنین ارزشگذاری را بپذیرد، بر آن گردن نهد و در زندگی خود پیاده سازد، چنانکه نه تنها خود را به تمامی ازآن مرد بداند بلکه در همه زندگی اجتماعی و آفریدهایش و نهان و بدن و ذهن خود را هم بر اساس نیاز و ارزش های مردان بسازد و بیافریند و تغییر دهد.
آماج دوم برای روز مباداست تا ساده تر بتوان بر زنان خشونت ورزید و اگر نیاز بود، به راحتی جان شان را گرفت. برای این آماج ساختار جامعه و فرهنگ زن را نه تنها عامل گناه آغازین و هبوط بشر می داند، بلکه او را عامل گناه مردان و امکان انحراف آنان در زندگی و پیش از مرگ تصویر می کند.
زنان پیاپی تحقیر و منکوب می شوند که نه کارشان ارزشمند است و نه در تاریخ آفریده و ساخته مهم تمدنی داشته اند. به آنان یادآوری می شود که نگرانی خانواده و ایل و تباراند که نکند بدنامی بار آورند.
این دو آماج تربیتی و جامعه پذیری از سوی نهادها و سازمان های شکل دهنده ساختارهای جامعه مانند خانواده، آموزش و پرورش، دین، نظام آموزشی غیر رسمی و رسانه ها پیاپی با ارزش گذاری ها و هنجارآفرینی ها دنبال می شود. چنانچه قوی ترین ارزش ها و هنجارها به خصوص در جوامع مسلمان که با کفایت نفس، توان مرد، آبرو داری، جایگاه اجتماعی، غیرت ورزی و قدرت و توان مرد رابطه ای تنگاتنگ دارد در رابطه با کنترل و ظارت بر زنان و خشونت با آنان معنای درخشان می یابد.
@simar50
547
✅ خالصسازی خودیها
✍️اسفندیار خدایی
🔗 نقل است روزی شیخی به درد چشم مبتلا همیشد. در حلقه مریدان هرکدام درمانی حکیمانه تجویز کردندی. یکی گفتی: فلان دعا را بنویس در آب کن و بر چشم گذار که سخت معجزه کند.
عاقلی اندر میان جمع گفت: این دعایی نیک است، ولی ای شیخ اندکی داروی چشم استعمال فرمای. دیگری گفتی: نماز فلان بگذار که درمان هر درد است.
عاقل گفتی: این نمازی نیکوست ولی ای شیخ اندکی داروی چشم هم ضرر ندارد و آلودگیها از چشم مبارک بزداید. دیگری گفتی فلان امامزاده بسی حکم دارد و معجزه همیکند.
عاقل گفتی: این امامزاده بسیار فاضل و دعا و نماز بر جسم و روح، درمان است ولی ای شیخ! تو را به خدا، اندکی دارو بر چشمانت بریز شاید که مفید باشد. جمع بر این جسارت برآشفتندی و او را همیکوفتندی و از حلقه رندان بیرون راندندی و ذکر حق گویان به درمانهای حکیمانه خویش مشغول شدندی. چشم آن بیچاره، کور شد لکن خدای را شاکر بودی که چنان یاران بابصیرت داشتی!
🔗 طبیعت جامعه انسانی همانند طبیعت چشم، قوانینی دارد که سرپیچی از آنها، مرگبار است. یکی از این اصول، حکومت بر اساس جذب حداکثری و دفع حداقلی و پرهیز از خودی و غیر خودی خواندن مردم است. اما از ابتدای انقلاب باور غالب بر این بود که اگر متصدیان امور از صدر تا ذیل افرادی پاکدامن، مومن و انقلابی باشند، راه فساد بسته خواهد شد تا جمهوری اسلامی الگویی برای جهانیان شود. مطابق این نگاه، باید افراد غیرخودی و غیر انقلابی شناسایی و حذف شوند و در گزینش و استخدام و پذیرش دانشجو و انتخابات و انتصابات مدیران دقت کنیم.
🔗 پاکسازی شروع شد. سختترین گزینشها در استخدام نیروها انجام شد رد صلاحیت روزافزون سیاستمداران دیگراندیش، راه را برای نیروهای مومن و انقلابی باز کرد؛ وسواس در پذیرش دانشجو حتی در رشته های پزشکی و مهندسی به اوج رسید تا مبادا افراد غیرخودی به درون سیستم نفوذ کنند. بسیاری از گروهها و افراد حذف شدند و روز به روز حلقه افراد خالص و خودی تنگتر شد. شاید در طول تاریخ بشر، هیچ ملتی چنان سختگیریها در گزینش نیرو، رد صلاحیت ها و پاکسازیها را تجربه نکرده باشد. مهاجرت افراد غیرخودی به خارج کشور مایه نگرانی مسئولان نبود بلکه نشانه فتح مینمود و حذف گروههای سیاسی و رد صلاحیت نیروهای نخودی در انتخابات ها، امری طبیعی و منطقی تصور میشد.
🔗 انتظار میرفت با این سیاستهای حذفی، فساد از میان برود. غافل از آنکه تقسیم مردم به شهروندان درجه اول و دوم، و پیوسته تنگتر کردن حلقه خودیها موجب انباشتن نارضایتی و شکاف اجتماعی میشود. از طرف دیگر، تجمع قدرت و ثروت در طبقه اقلیت خودی حاکم، بدون ساختارهای نظارتی سیاسی و اقتصادی قانونی قدرتمند و شفاف، زمینهساز فساد خودیها نیز میگردد.
🔗 به مرور زمان نتایج برخلاف انتظار ظاهر شد. روز به روز رکورد فسادهای میلیاردی شکسته شد. امروز اخبار غارتها و تعداد صفرهای اختلاسها دیگر کسی را متعجب نمیکند و حساسیتی بر نمیانگیزد. سیاست خالصسازی به مرور زمان بر جمعیت افراد طرد شده و غیرخودی افزود و موجب کاهش مشارکت در انتخاباتها شده و مشروعیت نظام را به خطر انداخته است. رمز بحرانها و آشوبهای خیابانی را باید در راهبرد خالصسازی یافت
🔗 اقایان نمیدانند که عملکرد حذفی خودشان علت اصلی فساد و نارضایتیهاست، نه غربزدههای طرد شده و شبکههای مجازی و رسانههای بیگانه و یا حتی آمریکا و اسرائیل که قطعاً بدنبال ماهیگیری از آب گلآلودند. اصولگرایان جوان و انقلابی همچنان راه مبارزه با فسادهای اقتصادی و بحران نارضایتی را در پافشاری بر اصول اولیه انقلاب یعنی تشدید پاکسازیها میدانند. به باور ایشان دلیل اصلی فسادها این است که دولت های هاشمی، خاتمی، روحانی، احمدینژاد، رئیسی و پزشکیان از اولین اصل انقلابی در مبارزه با فساد یعنی خالصسازی و حذف نیروهای غیرخودی و جذب نیروهای انقلابی کوتاهی کردهاند
🔗 لکن تقسیم مردم به شهروندان درجه اول و دوم یا خودی و نخودی و محرم و نامحرم و تخصیص منابع قدرت اقتصادی و سیاسی و سهمیه های دانشگاهی به خودیها و رد صلاحیت نخودیها نه تنها میزان فساد و نارضایتی مردم را کاهش نمیدهد، که بیشتر هم میکند. مطابق علم سیاست و تجارب سایر ملتها باید حلقه خودیها را بازتر کنیم و به مردم اعتماد کنیم و ایران برای همه ایرانیان باشد تا مردم به بیبیسی و بیگانه پناه نبرند. لکن آقایان بر تشدید گزینشها اصرار دارند و این چرخه باطل ادامه دارد.
@simar50
#بصیرت
#خودی_و_نخودی
#گزینش_و_تبعیض
#امتیازات_ویژه
#خالص_سازی
#فساد_سیستماتیک
547
...
امنیت زنان، از تراژدی تا سیاستگذاری
#سهند_ایرانمهر
#الهه_حسین_نژاد دیگر زنده نیست. دختری که از میدان آزادی، تنها میخواست به خانه بازگردد، اما به خانه نرسید. جسدش چندی بعد در بیابانی اطراف فرودگاه پیدا شد، پس از آنکه رانندهای خودروی عبوری، برای سرقت گوشی تلفن همراهش، جانش را گرفت.
خودروی عبوری، گوشی موبایل و زن سه کلیدواژه اصلی این ماجرا هستند که هریک به نوعی با نبود امنیت در این داستان گره خوردهاند. چرا مساله «خودروی عبوری» با وجود سیستم حمل و نقل و تاکسیهای اینترنتی آنهم بدون ساماندهی و نظارت هنوز موضوعیت دارد؟ چرا گوشی موبایل در جامعه ما زمینهساز زورگیری است؟ چرا یک زن تا بدینحد آسیبپذیر است؟
در مارس ۲۰۲۱، سارا اورارد، زن ۳۳ ساله بریتانیایی، هنگام پیادهروی شبانه از خانهی یکی از دوستانش به خانهی خود ربوده، مورد تعرض یک افسر پلیس قرار گرفت و به قتل رسید.
این حادثه بهشدت افکار عمومی را جریحهدار کرد اما آنچه این مساله را مهمتر بود، آن بود که این جریحهدارشدن به سیاستگذاری راه یافت.
در مورد سارا اورارد، مردم فهمیدند که مسئله فقط قاتل نیست، بلکه زنگ خطری برای کل ساختار اجتماعیست. پرسش اصلی این بود:«چرا یک زن، در پایتخت بریتانیا، نمیتواند شبانه از خانهی دوستش تا خانهی خودش پیاده برود، بیآنکه قربانی شود؟»
دولت بریتانیا، بهویژه وزارت کشور، مجموعهای از اقدامات را در پاسخ آغاز کرد:بررسی جدیتر پیشینه و روانسنجی پلیس ،اختصاص بودجه برای آموزش جنسیتمحور ، افزایش نورپردازی در فضاهای شهری، ایجاد خط گزارش خشونتهای خیابانی علیه زنان، ارتقای قانونی مفهوم «آزار خیابانی» به یک جرم رسمی و آموزش زنان برای مواقع خطر.
در ایران، متأسفانه چنین فجایعی اغلب تنها بهعنوان یک مسئلهی کیفری بررسی میشوند و پس از دستگیری و قصاص، پرونده از نظر جامعه بسته میشود. اما اگر بخواهیم قتل الهه تبدیل به گفتمانی برای سیاستگذاری امنیت زنان شود، باید مسیر مشابهی را طی کرد:
باید الهه را به یک چهرهی انسانی تبدیل کرد، نه صرفاً یک عدد یا پرونده در آمار جنایت.
حکومت، جامعه و گروههای نخبه و مرجع باید بر گفتمان امنیت زنان در فضاهای عمومی تمرکز کنند. نه با شعارهای انتقامجویانه، بلکه با مطالبهگری برای تغییر سیاستهایی چون جرمانگاریِ رویکردها و سخنانی که به نحوی از انحاء، سبب ترویج خشونت به ویژه علیه زنان میشود، شفافیت و نظارت جدی بر تاکسی های اینترنتی و خودروهای عبوری و بررسی دقیق روانی و پیشینه ،آنان، آموزش مهارتهای پیشگیرانه و سواد جنسیتی در مدارس و رسانهها، آموزش زنان، گسترش سیستمهای نظارتی برای امنیت شهروندان به ویژه زنان در فضاهای شهری از دیگر عناصر ضروری در این مسیر است.
نویسندگان باید بنویسند، دانشگاهیان باید تحلیل کنند، قانونگذاران باید بشنوند و نهادهای دولتی باید مسئولیتپذیر باشند تا زمانی که قتل زن جوانی به موضوعی برای تصویب طرحِ اختصاص بودجه یا اصلاح قانون تبدیل نشود تغییری رخ نخواهد داد.
@simar50
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
