es
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Ir al canal en Telegram
546
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
-230 días
Archivo de publicaciones

رهایم نکن محمدرضا شجریان @simar50 تنظیم: The Whale #یوسف_عزیزم_کو

از یادها رفته حجت اشرف‌زاده @simar50 #آهنگ

✅ خالص‌‌سازی خودی‌ها ✍️اسفندیار خدایی 🔗 نقل است روزی شیخی به درد چشم مبتلا همی‌شد. در حلقه مریدان هرکدام درمانی حکیمانه تجویز کردندی. یکی گفتی: فلان دعا را بنویس در آب کن و بر چشم گذار که سخت معجزه کند. عاقلی اندر میان جمع گفت: این دعایی نیک است، ولی ای شیخ اندکی داروی چشم استعمال فرمای. دیگری گفتی: نماز فلان بگذار که درمان هر درد است. عاقل گفتی: این نمازی نیکوست ولی ای شیخ اندکی داروی چشم هم ضرر ندارد و آلودگی‌ها از چشم مبارک بزداید. دیگری گفتی فلان امامزاده بسی حکم دارد و معجزه همی‌کند. عاقل گفتی: این امامزاده بسیار فاضل و دعا و نماز بر جسم و روح، درمان است ولی ای شیخ! تو را به خدا، اندکی دارو بر چشمانت بریز شاید که مفید باشد. جمع بر این جسارت برآشفتندی و او را همی‌کوفتندی و از حلقه رندان بیرون راندندی و ذکر حق گویان به درمان‌های حکیمانه خویش مشغول شدندی. چشم آن بیچاره، کور شد لکن خدای را شاکر بودی که چنان یاران بابصیرت داشتی! 🔗 طبیعت جامعه انسانی همانند طبیعت چشم، قوانینی دارد که سرپیچی از آنها، مرگبار است. یکی از این اصول، حکومت بر اساس جذب حداکثری و دفع حداقلی و پرهیز از خودی و غیر خودی خواندن مردم است. اما از ابتدای انقلاب باور غالب بر این بود که اگر متصدیان امور از صدر تا ذیل افرادی پاکدامن، مومن و انقلابی باشند، راه فساد بسته خواهد شد تا جمهوری اسلامی الگویی برای جهانیان شود. مطابق این نگاه، باید افراد غیرخودی و غیر انقلابی شناسایی و حذف شوند و در گزینش و استخدام و پذیرش دانشجو و انتخابات و انتصابات مدیران دقت کنیم. 🔗 پاکسازی شروع شد. سخت‌ترین گزینش‌ها در استخدام نیروها انجام شد رد صلاحیت روزافزون سیاستمداران دیگراندیش، راه را برای نیروهای مومن و انقلابی باز کرد؛ وسواس در پذیرش دانشجو حتی در رشته های پزشکی و مهندسی به اوج رسید تا مبادا افراد غیرخودی به درون سیستم نفوذ کنند. بسیاری از گروهها و افراد حذف شدند و روز به روز حلقه افراد خالص و خودی تنگ‌تر شد. شاید در طول تاریخ بشر، هیچ ملتی چنان سخت‌گیری‌ها در گزینش نیرو، رد صلاحیت ها و پاکسازی‌‌ها را تجربه نکرده باشد. مهاجرت افراد غیرخودی به خارج کشور مایه نگرانی مسئولان نبود بلکه نشانه فتح می‌نمود و حذف گروههای سیاسی و رد صلاحیت نیروهای نخودی در انتخابات ها، امری طبیعی و منطقی تصور می‌شد. 🔗 انتظار می‌رفت با این سیاستهای حذفی، فساد از میان برود. غافل از آنکه تقسیم مردم به شهروندان درجه اول و دوم، و پیوسته تنگ‌تر کردن حلقه خودی‌ها موجب انباشتن نارضایتی و شکاف اجتماعی می‌شود. از طرف دیگر، تجمع قدرت و ثروت در طبقه اقلیت خودی حاکم، بدون ساختارهای نظارتی سیاسی و اقتصادی قانونی قدرتمند و شفاف، زمینه‌ساز فساد خودی‌ها نیز می‌گردد. 🔗 به مرور زمان نتایج برخلاف انتظار ظاهر شد. روز به روز رکورد فسادهای میلیاردی شکسته شد. امروز اخبار غارتها و تعداد صفرهای اختلاسها دیگر کسی را متعجب نمی‌کند و حساسیتی بر نمی‌انگیزد. سیاست خالص‌سازی به مرور زمان بر جمعیت افراد طرد شده و غیرخودی افزود و موجب کاهش مشارکت در انتخاباتها شده و مشروعیت نظام را به خطر انداخته است. رمز بحرانها و آشوبهای خیابانی را باید در راهبرد خالص‌سازی یافت 🔗 اقایان نمی‌دانند که عملکرد حذفی خودشان علت اصلی فساد و نارضایتی‌هاست، نه غربزده‌های طرد شده و شبکه‌های مجازی و رسانه‌های بیگانه و یا حتی آمریکا و اسرائیل که قطعاً بدنبال ماهیگیری از آب گل‌آلودند. اصولگرایان جوان و انقلابی همچنان راه مبارزه با فسادهای اقتصادی و بحران نارضایتی را در پافشاری بر اصول اولیه انقلاب یعنی تشدید پاکسازی‌ها می‌دانند. به باور ایشان دلیل اصلی فسادها این است که دولت های هاشمی، خاتمی، روحانی، احمدی‌نژاد، رئیسی و پزشکیان از اولین اصل انقلابی در مبارزه با فساد یعنی خالص‌سازی و حذف نیروهای غیرخودی و جذب نیروهای انقلابی کوتاهی کرده‌اند 🔗 لکن تقسیم مردم به شهروندان درجه اول و دوم یا خودی و نخودی و محرم و نامحرم و تخصیص منابع قدرت اقتصادی و سیاسی و سهمیه های دانشگاهی به خودی‌ها و رد صلاحیت نخودی‌ها نه تنها میزان فساد و نارضایتی مردم را کاهش نمی‌دهد، که بیشتر هم می‌کند. مطابق علم سیاست و تجارب سایر ملتها باید حلقه خودی‌ها را بازتر کنیم و به مردم اعتماد کنیم و ایران برای همه ایرانیان باشد تا مردم به بی‌بی‌سی و بیگانه پناه نبرند. لکن آقایان بر تشدید گزینش‌ها اصرار دارند و این چرخه باطل ادامه دارد. @simar50 #بصیرت #خودی_و_نخودی #گزینش_و_تبعیض #امتیازات_ویژه #خالص_سازی #فساد_سیستماتیک

‌‌... امنیت زنان، از تراژدی تا سیاستگذاری #سهند_ایرانمهر #الهه_حسین_نژاد دیگر زنده نیست. دختری که از میدان آزادی، تنها می‌خواست به خانه بازگردد، اما به خانه نرسید. جسدش چندی بعد در بیابانی اطراف فرودگاه پیدا شد، پس از آن‌که راننده‌ای خودروی عبوری، برای سرقت گوشی تلفن همراهش، جانش را گرفت. خودروی عبوری، گوشی موبایل و زن سه کلیدواژه اصلی این ماجرا هستند که هریک به نوعی با نبود امنیت در این داستان گره خورده‌اند. چرا مساله «خودروی عبوری» با وجود سیستم حمل و نقل و تاکسی‌های اینترنتی آن‌هم بدون ساماندهی و نظارت هنوز موضوعیت دارد؟ چرا گوشی موبایل در جامعه ما زمینه‌ساز زورگیری است؟ چرا یک زن تا بدین‌حد آسیب‌پذیر است؟ در مارس ۲۰۲۱، سارا اورارد، زن ۳۳ ساله بریتانیایی، هنگام پیاده‌روی شبانه از خانه‌ی یکی از دوستانش به خانه‌ی خود ربوده، مورد تعرض یک افسر پلیس قرار گرفت و به قتل رسید. این حادثه به‌شدت افکار عمومی را جریحه‌دار کرد اما آنچه این مساله را مهم‌تر بود، آن بود که این جریحه‌دارشدن به سیاست‌گذاری راه یافت. در مورد سارا اورارد، مردم فهمیدند که مسئله فقط قاتل نیست، بلکه زنگ خطری برای کل ساختار اجتماعی‌ست. پرسش اصلی این بود:«چرا یک زن، در پایتخت بریتانیا، نمی‌تواند شبانه از خانه‌ی دوستش تا خانه‌ی خودش پیاده برود، بی‌آنکه قربانی شود؟» دولت بریتانیا، به‌ویژه وزارت کشور، مجموعه‌ای از اقدامات را در پاسخ آغاز کرد:بررسی جدی‌تر پیشینه‌ و روان‌سنجی پلیس ،اختصاص بودجه برای آموزش جنسیت‌محور ، افزایش نورپردازی در فضاهای شهری، ایجاد خط گزارش خشونت‌های خیابانی علیه زنان، ارتقای قانونی مفهوم «آزار خیابانی» به یک جرم رسمی و آموزش زنان برای مواقع خطر. در ایران، متأسفانه چنین فجایعی اغلب تنها به‌عنوان یک مسئله‌ی کیفری بررسی می‌شوند و پس از دستگیری و قصاص، پرونده از نظر جامعه بسته می‌شود. اما اگر بخواهیم قتل الهه تبدیل به گفتمانی برای سیاست‌گذاری امنیت زنان شود، باید مسیر مشابهی را طی کرد: باید الهه را به یک چهره‌ی انسانی تبدیل کرد، نه صرفاً یک عدد یا پرونده در آمار جنایت. حکومت، جامعه و گروه‌های نخبه و مرجع باید بر  گفتمان امنیت زنان در فضاهای عمومی تمرکز کنند. نه با شعارهای انتقام‌جویانه، بلکه با مطالبه‌گری برای تغییر سیاست‌هایی چون جرم‌انگاریِ رویکردها و سخنانی که به نحوی از انحاء، سبب ترویج خشونت به ویژه علیه زنان می‌شود، شفافیت و نظارت جدی بر تاکسی های اینترنتی و خودروهای عبوری و بررسی دقیق روانی و پیشینه ،آنان، آموزش مهارتهای پیشگیرانه و سواد جنسیتی در مدارس و رسانه‌ها، آموزش زنان، گسترش سیستمهای نظارتی برای امنیت شهروندان به ویژه زنان در فضاهای شهری از دیگر عناصر ضروری در این مسیر است. نویسندگان باید بنویسند، دانشگاهیان باید تحلیل کنند، قانونگذاران باید بشنوند و نهادهای دولتی باید مسئولیت‌پذیر باشند تا زمانی‌ که قتل زن جوانی به موضوعی برای تصویب طرحِ اختصاص بودجه یا اصلاح قانون تبدیل نشود تغییری رخ نخواهد داد. @simar50

شبونه شروین حاجی‌پور @simar50 #آهنگ

Shervin Hajipour - Shabooneh.mp36.19 MB

+1

‌‌... بله ، اوضاع تحت کنترل است #حمید_آصفی الهه حسین‌نژاد، ۲۴ ساله، دختر همین خیابان‌ها بود. نه در جنگ کشته شد، نه در شورش، نه در تصادف. برای یک موبایل جان داد. در شهری که از بس «امنیت» دارد، امنیتِ ساده‌ی یک پیاده‌روی شبانه، برای دخترانش تبدیل به آرزو شده. قاتلش دستگیر شد. یک زورگیر، مثل هزاران نفر دیگر که فقر و بی‌پناهی، آن‌ها را به مرز جنون رسانده. اما سؤال اینجاست: قاتل واقعی کیست؟ کسی که چاقو زد؟ یا سیستمی که همه را با چاقوی تورم، روزی هزار بار می‌کشد؟ امیرمحمد خالقی، ۱۹ ساله، دانشجوی مدیریت بود. جوانی که باید پشت میز آینده‌اش می‌نشست، نه زیر خاک. برای یک لپ‌تاپ کشته شد. و باز هم کسی نمی‌پرسد: چه بر سر این کشور آمده که لپ‌تاپ و موبایل بهای جان آدم شده‌اند؟ ما در جغرافیایی زندگی می‌کنیم که اقتصادش نه شبیه ماشین‌حساب، بلکه شبیه گیوتین است. هر روز پایین می‌افتد، و گردن یک زندگی را می‌برد. قاتل واقعی نه چاقوست، نه گلوله. قاتل، تورمی‌ست که از دفتر سیاست‌گذاری بیرون می‌آید، از پشت لبخندهای دروغین، از میزی که پشت آن، آدم‌هایی نشسته‌اند که با دلار حقوق می‌گیرند و با ریال مردم را له می‌کنند. پلیس شاید زورگیر را بگیرد. اما آیا تا به حال، یک سیاست‌گذار فاسد بازداشت شده؟ آیا یک مقام بی‌کفایت، به‌خاطر ریختن خون هزاران بی‌نام‌ونشان، پاسخ‌گو بوده؟ نه. چون قاتلان اصلی، خود قانون‌گذارند. خودشان قانون می‌نویسند، قاضی می‌گمارند، و خودشان را تبرئه می‌کنند. در این سرزمین، فقر دیگر یک ننگ نیست؛ یک سیستماتیک رسمی‌ست. تورم، دزدی را نرمال کرده. بی‌عدالتی را روزمره کرده. و ناامنی را جزئی از «وضعیت موجود» کرده. اما چه کسی باید پاسخ دهد؟ مگر دلار خودش بالا می‌رود؟ مگر تورم خودش تصمیم می‌گیرد؟ مگر بانک مرکزی را باد می‌گرداند؟ یا آن‌ها که عمداً کشور را به گروگان تحریم و اختلاس و شعار فروخته‌اند؟ کاش می‌شد دادگاهی برپا کرد برای آن‌هایی که به اسم انقلاب، ملتی را گروگان گرفتند. کاش می‌شد به‌جای خفت‌گیر، مسئولان و مقامات بی‌رحمی را به میز محاکمه کشید که با تصمیم‌های‌شان، جوانی را از مردم ما گرفتند و فقر را نهادینه کردند. الهه را دزد نکشت. اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی کشت. سیستمی که با یک‌دست چماق امنیت به سر مردم می‌کوبد، و با دست دیگر، تورم را آزاد می‌گذارد تا در کوچه‌پس‌کوچه‌های این وطن، هر شب، یکی را بکشد. ما بچه‌های بی‌صدا، قربانیان بی‌تابوتِ سیاست‌های فاسدیم. ما مردمانی هستیم که به‌جای رؤیا، جدول قیمت خواندیم، به‌جای عاشق‌شدن، قیمت سکه حفظ کردیم، و به‌جای آینده، آگهی ترحیم دیدیم. ما هنوز نفس می‌کشیم، اما هر روز بیشتر شبیه مرده‌هایی می‌شویم که قاتل‌شان هر شب با خیال راحت می‌خوابد، و صبح، از رسانه می‌گوید: «اوضاع تحت کنترله.» بله، اوضاع تحت کنترل است: تحت کنترل مرگ. تحت کنترل گرسنگی. تحت کنترل جمهوری اسلامی. @simar50

photo content

Homayoun Shajaryan Az Doost Dashtan از دوست داشتن همایون شجریان @simar50