634
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
634
...
در ماه آوریل (فروردین- اردیبهشت) قیمت نان ناگهان بالا رفت. شهر در محاصرهٔ افغانها بود و اهالی روستاهای اطراف نیز از ترس جنگ به اصفهان پناه آورده بودند. در نیمههای ژوئن (خرداد- تیر) قحطی در شهر بروز کرد. محمودافغان در پایان آن ماه محصولات کشاورزی اطراف شهر را به آتش کشید و قیمت نان در ماه ژوئیه (تیر و مرداد) بار دیگر افزایش یافت. فریار الکساندر مالاباری که در حين محاصره در شهر بوده آخرین روزهای عمر دولت صفوی را اینطور توصیف میکند:
همهٔ خیابانها و باغها از اجساد پوشیده شده بود بهطوری که انسان در حین راه رفتن مدام به دو یا سه جسد برخورد میکرد که دچار عفونت شده بود. در پایان سپتامبر (مهر) اسبان، الاغها، سگها، گربهها، موشها و هر چیز قابل خوردن با قیمتهای بسیار بالا به فروش میرفت. اما وقتی اینها همه نیز خورده شدند نوبت به اجساد انسانها رسید چون چیز دیگری برای خوردن وجود نداشت گوشت آدمی را بدون ذکر نام، در بازار میفروختند. شمشیر گرسنگی آنچنان آخته است که نه فقط چون کسی جان میدهد همان دم دو یا سه نفر گوشت گرم جسد را بریده و بدون ادویه با لذتی تمام میبلعند، بلکه اطفال خردسال (پسر و دختر) را نیز به قصد اطفای آتش گرسنگی ربوده به قتل میرسانند. این ضیافت اندوهبار تا ماه اکتبر (مهر و آبان) ادامه یافت و آنچنان وضع دهشتناکی پیش آمد که توصیف آن بدون فروریختن سرشک غم امکان ندارد. کفش کهنه، پوست درخت، برگ درخت، چوب و هیزم پوسیده و تاپالهٔ حیوانات؛ طعم گوارای عسل را میداد. آه! که چه وحشتناک بود که به چشم خود دیدم مردم با خوردن مدفوع خشک شدهٔ انسانها سدّجوع میکردند.»
قحطی، بیماری، تلاش عبث در عبور از محاصرهٔ افغانها و دامنهٔ محدود نبردها موجب شد جمعیت اصفهان به اندازهٔ یکصد هزار نفر کاهش یابد. محاصره، اصفهان را کاملاً از پای درآورد. هنگامی که تقریباً یک قرن بعد جیمز موریه از اصفهان دیدار کرد نوشت: «خانهها، بازارها، مساجد، قصرها و تمامی خیابانها، یکسره متروکاند من فرسنگها در میان خرابهها پیش راندم و یک موجود زنده را ندیدم. سرانجام در (۱ آبان ۱۱۰۱) شاهسلطانحسین از شهر خارج شد به اردوی محمود افغان رفت تاج خود را بر سر وی نهاد و گفت: «فرزندم! چون ارادهٔ قادرمتعال بر این قرار گرفته که من بیش از این سلطنت نکنم و به موجب مشیتش وقت آن رسیده که تو از اورنگ ایران بالا روی، من از صمیم قلب سلطنتم را به تو وا میگذارم و از خداوند توفیق تو را میخواهم. مالکالملک خداست.» و با این سخنان پارسایانه، سلطنت دیرپایْ صفویه به پایان غمانگیز خود رسید.
@simar50
634
اسلایدها را ورق بزنید.
...
ایرانیان در میانهٔ دو جنگ
هیچ آدم عاقلی از جنگ خوشش نمیآید. جنگ، در ذاتِ خود، امری غیراخلاقی است. این را هر کسی که ذرهای از انسانیت بویی برده باشد، میداند. گلوله، وقتی شلیک میشود، پیش از هر چیز انسانیت را نشانه میگیرد.
موشکهایی که در این روزها به سوی ایران شلیک شدهاند، انسانهایی که در این جنگ کشته شدهاند، ویرانی شهرها و خیابانها، و ناامنی و بیثباتیای که بر زندگی مردم سایه انداخته، همه و همه یک علت مهم دارد: سیاستهای جمهوری اسلامی در پنج دهه گذشته.
نمیشود همهچیز را به گردن مردم انداخت. نمیتوان گفت مردم این جنگ را خواستهاند یا به استقبال آن رفتهاند. هیچ ایرانیای جنگ را نمیخواهد. هیچ ایرانیای دوست ندارد موشکی به شهرش اصابت کند یا انسانی در کشورش قربانی گلوله و انفجار شود.
ایرانیان سالهاست در میانه دو جنگ گرفتارند؛ جنگی که جمهوری اسلامی علیه مردم خود به راه انداخته و برای خاموشکردن صدای آزادی، جانشان را میگیرد؛ و جنگی که حاصل سیاستهای جمهوری اسلامی در بیرون از مرزهاست؛ سیاستهایی که از تصمیمهای کلان حکومت تا رفتار نیروهای وابسته به آن، کشور را به این نقطه رسانده است.
چه مردم سخنی میگفتند و چه نمیگفتند، جهان دیر یا زود، به این سیاستها واکنش نشان میداد؛ و متاسفانه دود این آتشی که جمهوری اسلامی برافروخته است، اگر چه گریبان خود حکومت را هم گرفته اما پیش از همه، به چشم مردم ایران میرود.
اینکه عدهای از سر استیصال و زیر فشار سالها سرکوب و بعدِ از دست دادن عزیزانشان، فریاد زدند «به داد ما برسید» و خواستار پاسخگو شدن عاملان این جنایتها شدند، به این معنا نیست که جنگطلباند. آنان جنگ نمیخواستند؛ آنان از دل جنگ سخن میگفتند.
جنگ برای بسیاری از ایرانیان، پیش از آنکه موشکی از بیرون از مرزهای ایران شلیک شود، آغاز شده بود؛ از همان روزی که گلولهها از فاصلهای نزدیک، در خیابانهای ایران، به سینه فرزندان، مادران، پدران و هموطنانشان شلیک شد.
#محمد_مرکبیان
#فرزندان_ایران
#جنگ
#پاینده_ایران
634
برنامهای شگفتانگیز برای ساخت آهنگ زنگ و ویرایش فایلهای صوتی پیدا کردهام.
اسم این برنامه ringtone.maker.mp3.cutter.audio است. هرچه از فوقالعاده بودنش بگویم کم گفتهام!
آن را از طریق گوگل پلی دانلود کنید:
634
روزهای برره
علیرضا اباذری میکلایی
دو دهه پیش، سیمای ملی سریالی با عنوان «شبهای برره» را پخش کرد؛ مجموعهای طنز که بسیاری از مسائل آن روزگار و حتی بخشی از واقعیتهای امروز را به تصویر کشید. اما اگر قرار باشد آن روایت کامل شود، شاید باید نیمهای دیگر نیز به آن افزود؛ نیمهای که میتوان نامش را «روزهای برره» گذاشت.
اوضاع و احوال «روزهای برره» تفاوت چندانی با «شبهای برره» ندارد:
در روزهای برره، زبان بسیار سلیس و روان است؛ اما برای برخی نان و آب میآورد و برای برخی دیگر، سرسبزیِ زندگی را بر باد میدهد.
در روزهای برره، شعارها بسیار زیبا و دلنشیناند؛ اما عمل را حتی با تلسکوپ هابل هم بهسختی میتوان دید.
در روزهای برره، مردم را به ازدواج و فرزندآوری در راستای «جوانی جمعیت» تشویق میکنند؛ اما دو رکن اصلی تشکیل خانواده، یعنی "شغل" و "مسکن"، همچنان دستنیافتنیاند. اگر قرار باشد حتی در لانهی مرغی هم بساط زندگی عاشقانه پهن شود، بسیاری توان فراهم کردن همان را نیز ندارند.
در روزهای برره، قصاب جای زرگر مینشیند، نجار جای دبیر، و طبیب جای والی؛ هر کس میتواند بر صندلی دیگری تکیه بزند، زیرا گویی هیچ مؤاخذه و پاسخگویی در کار نیست.
در روزهای برره، علم، دانش و تخصص گاه خریدنی جلوه میکند؛ و بیآنکه شرمی در میان باشد، کسانی که تنها کاغذی در دست دارند، «دکتر» و «مهندس» خوانده میشوند، بیآنکه چراغی از دانش واقعی آنان روشن شده باشد.
در روزهای برره، ارزش ضایعاتِ دیروز، از اصلِ چند سال پیشِ همان کالا بیشتر میشود؛ و تازه برای این اتفاق، سجدهی شکر نیز به جا آورده میشود.
در روزهای برره، مدالآوران المپیک، بیش از برگزیدگان المپیادهای علمی مورد توجه قرار میگیرند. از برترینهای علمی، گاه با یک فلشمموری چند گیگابایتی تقدیر میشود؛ اما برای قهرمانان ورزشی، انبانی از سکههای زرین کنار میگذارند. سپس با صدای بلند اعلام میکنند که باید «مدیران باکفایت علمی» تربیت شوند؛ در حالی که همان استعدادهای درخشان، بالهای مهاجرت گشودهاند و راهی دیار دیگر شدهاند.
خلاصه آنکه در روزهای برره، صحنههایی دیده میشود که گویی تکههای گمشدهی پازل «شبهای برره» هستند؛ پازلی که هرچه کاملتر میشود، پرسشهای بیشتری پیش روی جامعه میگذارد.
@simar50
634
...
من یک آبانیام...!
ماه تولد ترند این روزهاست. آدما مثل سند شخصیتی باهاش برخورد میکنن حتی افرادی رو دیدم که میگن ما بر اساس ماه تولد تصمیم میگیریم که با یه نفر سازگاری رابطه داریم یا نه.!
به خاطر همین کنجکاو شدم که ببینم آیا واقعا این قضیه درسته یا نه ؟...
توی سال ۲۰۰۶، به تیم تحقیقاتی به سرپرستی #پیتر_هارتمن یکی از گستردهترین مطالعات آماری رو در مجلهی PID منتشر کرد. اونا دادههای مربوط به ۱۵,۰۰۰ نفر رو بررسی کردن تا ببینن آیا ارتباطی بین ماه تولد و ویژگیهای رفتاری وجود داره یا نه نتایج جالب بود.!!
توی این تحقیق میخواستن بفهمن که آیا ویژگیهایی مثل درونگرایی، مودی بودن، زودرنجی و چیزایی مثل این بین متولدین یک ماه مشترکه یا نه؟
نتیجه چی بود؟
مطلقا صفر. محققها اعلام کردن هیچ رابطهای بین زمان تولد و این ویژگیها وجود ندارد.
اما یه تحقیق برای من کافی نبود. سراغ تحقیقهای دیگه هم رفتم. توی یک مورد دیگه، دادههای سرشماریِ ۲۰ میلیون بریتانیایی رو بررسی کردن و اونجا هم دیدن که ماه تولد نه تنها هیچ تاثیری روی خلقیات ندارد، بلکه حتی در شغل و موفقیت هم بی تاثیره.
وقتی میخونین: «شما فردی هستین که در بیرون قوی به نظر میرسین، اما از درون نیاز به درک شدن دارین» یا «شما گاهی به شدت اجتماعی هستین اما گاهی در تنهایی راحت ترین» مغز شما بلافاصله میگه: «وای آره این دقیقا منم...»
اما اینجا یه سوال مهم پیش میاد که؛
«اگه این موضوع علمی نیست پس چرا وقتی طالع بينی ماه تولدمون رو میخونیم انگار دقیقا داره راجع به ما حرف میزنه؟»
برای اینم جواب خوبی وجود داره و جوابش نه در ستارگان که در ساختار ذهن ما نهفته ست...
نکته اینجاست اگه دوباره اون جملات رو بخونی میبینی که برای ۹۹ درصد از آدمای کره ی زمین صدق میکنه. طالعبینیها طوری نوشته میشن که هرکسی بتونه
خودش رو در آینهی اونها ببینه.
کیه که همیشه اجتماعی باشه؟
کیه که نیاز به درک نداشته باشه؟
و من فکر میکنم پذیرش راحت این قضایا دلیل دیگهای هم دارد. اغلب ما دنبال فرار از مسئولیتیم وقتی در روابط بیثباتیم یا وقتی با دیگران سردیم راحتترین کار اینه که بگیم: «دست من نیست. خردادیها ذاتا اینطورین» یا «من آبانیم و آبانیها کینه توزن...»
اینطوری ما به یک قربانی متفعل تبدیل میشیم که دیگه نیازی به تلاش برای اصلاح و رشد خودمون نداریم اگه به عنوان یک خردادی مودی هستین، تقصیر ستاره ها نیست تقصیر عدم تسلط شما بر احساساتتونه باید آستینها رو بالا زد و روی اصلاح خود کار کرد.
این نظر من بود
دوست دارم نظر شما رو هم بدونم
راستش من اینا رو خرافات مدرن میدونم. قدیما میگفتن طالع فلانی نحس شده، شیطون توی جلدش رفته و این حرفا. الان میگن چون طرف متولد فلان ماهه، پس این رفتارا رو میکنه.
اینا ادامهی همون خرافاتی هست که نسلهای قدیمی داشتن؛ فقط تغییر شکل داده.
634
برنامهای شگفتانگیز برای ساخت آهنگ زنگ و ویرایش فایلهای صوتی پیدا کردهام.
اسم این برنامه ringtone.maker.mp3.cutter.audio است. هرچه از فوقالعاده بودنش بگویم کم گفتهام!
آن را از طریق گوگل پلی دانلود کنید:
