547
Subscribers
+124 hours
+27 days
No data30 days
Posts Archive
547
صدای خام انفجار
عادل عبیات
حکومتی که زمانی توهم مدیریت جهان را داشت، امروز حتی توان نظارت بر خاکسترهای خویش را از کف داده است. حادثهای که در بندرعباس رخ داد، نه صرفاً یک انفجار، بلکه گسست درونی نظمی بود که سالها به اتکای سرکوب، توهم اقتدار و بیگانگی از واقعیت بنا شده بود.
اینجا دیگر موضوع سوء مدیریت، امنیت یا خرابکاری بیرونی نیست، موضوع فروپاشی خودبخودی سیستمی است که از درون تهی شده و نمیتواند بقای خود را بدون باززایی مداوم بحران و انباشت انفجار تضمین کند.
در انفجار بندرعباس نه فقط زیرساختها بلکه مفاهیم قدرت، امنیت و کنترل به آتش کشیده شدند. نظامی که همه چیز را در شهرها انبار کرده بودـ از تسلیحات گرفته تا پادگانها و اسرار استراتژیک ـ حالا اسیر تلهای شده که خود با بیکفایتی و بیملاحظگی ساخت.
اینجا امنیت دیگر ابزاری برای حفاظت نیست، امنیت خود به منبع تهدید بدل شده است. و این تناقض قلب بحران است، آنچه باید نجات میبخشید، امروز خود عامل نابودی شده است.
زبان حاکمیت که سالها کوشید انفجار واقعیت را با دوختن واژههایی چون اقتدار، مقاومت، مذاکره از مواضع برابر پنهان کند، دیگر کار نمیکند. کلمات بیمعنا شدهاند. وعدههای سیاسی همان اندازه بیجاناند که تاسیسات فروریختهی بندر.
این حکومت نه تنها قدرت سخن گفتن از اقتدار را از دست داده، بلکه حتی توان بازسازی روایت شکست خود را نیز ندارد.
در دل این ویرانی، حقیقتی آشکار میشود، قدرت بیمدیریت به خودویرانگری میگراید و زبان بیحقیقت به سکوتی پرهیاهو.
انفجار بندرعباس در دل خود، مذاکره را نیز دفن کرد. وقتی حاکمیت نمیتواند امنیت شهروندانش را تضمین کند ـ چه از درون و چه از بیرون ـ دیگر سخن گفتن از مذاکره از مواضع برابر طنزی بیش نیست. چگونه میتوان بر میز گفتوگو نشست وقتی زیرساختهای حیاتی در برابر یک جرقه، چون کاه در برابر آتش، فرو میریزند.
قدرتی که مدعی مذاکره بود، امروز حتی نمیتواند مرگ را در حریم خود مدیریت کند.
در این انفجار حقیقت هم ترک برداشت، حقیقتی که سالها به نام دفاع از کشور به گروگان گرفته شد، اکنون در گوشهی خرابهها ایستاده، بیسر، بیصدا، اما سهمگین.
چیزی که روشن است، نه دشمنان خارجی، نه کارزارهای اطلاعاتی، نه تحریمها، بلکه خودِ ساختار پوسیدهی قدرت بزرگترین تهدید برای بقای این ملت است.
زبان، قدرت و حقیقت، سه ساحت اصلی سیاست، در این حادثه با هم منفجر شدند. زبان دیگر نه توانایی بازسازی دارد و نه قدرت پوشاندن. قدرت هم دیگر نه توان مدیریت دارد و نه اختیار هدایت. حقیقت، دیگر نمیتواند نجات دهد.
پایان همیشه با فروپاشی بیرونی نمیآید، گاه پایان، آهسته در درون قدرتی میدَوَد که دیگر حتی مرگ خود را نمیتواند روایت کند، بلکه در آن خاموش میشود.
547
🚨⚖
.
آقای جمهوری اسلامی؛
شما اکنون، مسئول مستقیمِ مرگ و زندگی در #بندرعباس هستی؛
شما که از شرف برایمان گفتی، آیا شهامت آن را هم داری که بگویی محتوای سوخت ذخیره شده در مخازن #بندر_رجایی دقیقاً چه بود و عوارضش دقیقاً چیست؟
شما که علی رغم میل زیادتان به ساختن و داشتنِ سلاح هسته ای، مدام آن را انکار میکنید و اگرچه همچنان که با دست پس میزنیدش با پا میکشید، بگویید این حجم از مواد سوختی در بندر و نه در حاشیه یِ دور از شهر چه میکند؟؟
بندری ترانزیتی که به لحاظ نقل و انتقالات، حکم نبض اقتصادی کشور را دارد را چه به دپویِ سوخت؟!!
آن هم چه سوختی؟!!
چه کوفتی؟؟
نمیخواهید بگویید دقیقا چه اتفاقی برای مردم بندرعباس افتاده؟
شما که تا همین اواخر، چپ و راست از بمبارانِ شیمیاییِ هیروشیما، وای وای و نُچ نُچ میکردید، خوب آن چشم های... تان را باز کنید ببینید ابعاد انفجار شیمیایی تا چه اندازه وسیع و وحشتناک است؟
چطور این همه سال معیشت مردم و جان مردم را برای بدست آوردنِ سلاحِ هسته ای به آتشِ معامله کشیده اید؟
نمی دانم شاید هم به زعم شما، پرداخت چنین هزینه هایی خیلی ناچیز است و ارزش جان آدمیزاد که در این مملکت از نرخ آب هم ارزان تر است برایتان آنقدر اهمیت ندارد که بگویید چه خاکی به سرمان شده.
و یا شاید لازم است این سوال را از آقای میرباقری بپرسیم.
-
تعداد کشته ها واقعا چند نفر است؟
چند دست و سر و پا قطع شده؟
اینها هم اسرار نظام است؟
شما که برای داشتنِ سوخت هسته ای، مذاکره پشت مذاکره، دهه پشتِ دهه، عمر و جوانیِ مان را چانه زده اید و پیش فروش کرده اید، مردِ مکافاتش هم هستید؟؟؟؟؟؟؟؟
چقدر دیگر صبر کنیم که نگویید دهن لقیم؟؟
547
...
دربارهی انفجار و پدرسوختگی
دربارهٔ انفجار اسکلهٔ رجایی در بندرعباس اگرچه ذهنها قاعدتاً به سمت عاملیت اسراییل هم میچرخد، اما از آنجایی که چنین اتفاقاتی موجب وحشت حکومت و مصمم شدن رهبران جمهوری اسلامی برای تداوم مذاکره و حتی دادن امتیازات بیشتر میشود، پس به ضرر اسراییل است و چنین کاری را حداقل تا تعیین تکلیف مذاکرات انجام نمیدهد.
ماجرای «یک انفجار» یا «سه انفجار» هم چندان سند محکمی محسوب نمیشود. در فیلمها مشخص است که ابتدا یک نقطه منفجر میشود و طبیعی است که حرارت یا ترکشهای آن به کانتینرهای محتوی مواد مشابه سرایت کند و آنها را هم منفجر کند، حتی اگر این محمولهها دقیقاً در کنار هم نباشند.
احتمال قریب به یقین همان ناکارآمدی، شلختگی، مخفیکاری و پدرسوختگی حکومت است که سوخت موشک را در بندری غیرنظامی نگه داشته و این فاجعه را رقم زده است. اتفاقی دیگر نظیر متروپل آبادان، پلاسکوی تهران، کشتی سانچی، قطار نیشابور و دهها حادثهٔ تلخ دیگری که طی این چهلوچند ساله بر سر ما آوار شدهاند.
#نجات_بهرامی
تحلیل_سیاسی
547
...
برای همیشه مُرد؟!!
به اغلب احتمال بین ایران-آمریکا گونهای توافق حاصل خواهدشد؛ ولی چنین توافقی سه پیامد بزرگ در بر خواهد داشت:
۱- به گمانم گفتمان انقلابی خاورمیانهای به عنوان رهیافت پیروزی، بااین توافق به کلی رنگ خواهد باخت؛
۲- امکان زنده شدن دوباره محور مقاومت، متمایل به صفر خواهددبود؛
۳- خزیدن به درون یا تمرکز بر مسائل و چالشهای داخلی، به دغدغه پایهای تبدیل خواهد شد.
کوتاه انکه گفتمان و رویکرد انقلابی ایدئولوژیک برای همیشه مرد.
#یدالله_کریمی_پور
@simar50
547
...
شرکای تازۀ سرزمین!
شیخی لبنانی به نام شیخ نعیم قاسم در فرمایشاتی دربارۀ ایران مانند مقامات ایران صحبت کرده و گفته «مذاکرات نباید با مسائل داخلی ایران گره بخورد». واضح است که این موضوع به او مربوط نیست و احتمالاً اگر بنویسیم غلط کرده دربارۀ امور داخلی ایران حرف زده، برگ سیاه دیگری به پروندۀ جامعه نو افزودهایم. بهجای آن، بیایید به نکتهای ظریف دقت کنیم. این مزدوران نیابتی که حالا روی دست ایران ماندهاند بهزودی در ایران جمع خواهند شد. اتفاق میافتد همانطور که مزدوران جنگ سوریه در ایران رسوب کردهاند!
حزبالله لبنان که یک سازمان بسیار بزرگ و دریافتکنندۀ کل بودجهاش از ایران بود و هست، از بین نرفته است. اعضایش هنوز از ایران حقوق میگیرند، گرچه عملاً در سیاست لبنان از بین رفته است و بر اساس سیاست قدرتهای خارجی قابل احیا نیست. این گروه که بهواسطۀ پول ایران چاق شده بود، در صحنۀ سیاسی لبنان بهشدت تضعیف شده و اگر خود را خلع سلاح نکند، با زور مواجه خواهد شد و جنگ داخلی دیگری در لبنان درخواهد گرفت. البته به خودشان مربوط است بهشرط اینکه حکومت ایران از اندیشۀ دادن خرج آن بیرون بیاید. حرف این شیخ لبنانی البته عکس این را نشان میدهد و از دخالت رهبران این گروه در امور ایران خبر میدهد. زمینهچینی اینگونه دخالتها و حرفزدنها، نوعی جهانوطنی فرقهای منطقهای به پیشوایی حکومت خردمند ایران است که بهواسطۀ بزرگی و ثروت ایران، گروههای اقلیت را اینجا و آنجا به پستان حکومت ایران وصل میکند.
بعید است در مذاکرات جاری دربارۀ قطع مسالمتآمیز ارتباط ایران با این دارودستهها و فرقهها بحث نشود، (هرچند میگویند ایروانی در نیویورک دربارهاش توافق کرده) و وضعیت عینی جدیدی که اسرائیل و ایالاتمتحده در لبنان، سوریه و عراق پدید آوردهاند، امید حکومت ایران را دربارۀ اینکه به هم پیوستن این هستهها باعث تغییر استراتژیکی در منطقه شود، به نقطۀ صفر بازمیگرداند. سخت است، ولی از رخدادهای اخیر معلوم است که خود حکومت نیز در حال جمع کردن دست و پای خود در رابطه با این گروههاست، که برای مردم ایران امری مبارک است. در مذاکرات جامع با ایالاتمتحده که گریزی از آن نخواهد داشت، تعهد مطمئنی دربارۀ ارتباط با این دارودستهها خواهد داد؛ اما آن تعهد، این خواهد بود که از آنها برای عمل در خارج از ایران استفاده نمیکند. به قول ترامپ، آمریکا به اینکه ایران در داخل با داشتههایش چه میکند کاری ندارد!
پیشبینی میشود تحت شرایط جدید، این فرقهها نقش سیاسی خود را در کشورهایشان از دست بدهند؛ اما ممنوعیتهایی که حکومت دربارۀ این گروهها با آن مواجه میشود مانعی برای آوردن آنها به داخل ایران نخواهد بود. ماهیت حکمرانی نظام کنونی نیز امتگرا و ایدئولوژیک است و احتمال وارد کردن این دارودستهها به مسائل داخلی ایران، بیش از دور نگهداشتن آنها از دخالت در امور داخلی و تبدیلشدن به یک طرف دعوا در ایران است.
ایرانیها دراینباره غفلت کردهاند. آنچه در ایران، جامعۀ مدنی خوانده میشود و دربارۀ نقش آن پرحرفی میشود، در این مورد دچار سکوت است. خطرات نهفته در سرریز فرقههای تعطیل و منحل و راندهشده، به جامعۀ ایران را نمیبیند و خطری هم از جانب آنها احساس نمیکند. چند حزب شاخشکستۀ باقیمانده نیز که اصلاً در این موارد کورند و فکر نمیکنند و جز اعلامیههای بیخاصیت و تبلیغاتی، اقدامی از سوی آنها دیده نمیشود. ورود ایران و ایالاتمتحده به معامله و اجبارهایی که در نهایت و پس از کشوقوس و هزینهپردازی از آن درخواهد آمد، علاوه بر اثرات نیک، پیامدهای خونباری نیز برای ایرانیان خواهد داشت. شاید پول کمتری برای زنده نگهداشتن فرقههای منطقه قاچاق کنیم، اما با سرازیر شدن عناصر خطرناک آنها به ایران و مداخلۀ مستقیم آنها در تحولات و رویاروییهای داخلی ایران مواجه خواهیم بود. قاطبۀ ایرانیان دیگر در توهمات حکومت و گرایش امتگرای آن مشارکت ندارند و اگر آزاد باشند، جذب بقایای دارودستههای سابقاً نیابتی را در داخل کشور، خطرناک و هزینهزا میدانند؛ اما متأسفانه در عمل، معمولاً وقتی آب یک وجب از سرشان گذشت متوجه وقوع سیل میشوند.
میشود بهعنوان یک مسئلۀ امنیت ملی به همه هشدار داد. وارد کردن بقایای دارودستههای بیرحم و واخوردۀ کشورهای غرب ایران بهعنوان طلبه، دانشجو، پناهنده، آسیبدیده، محتاج درمان و برادر دینی، یک پدیدۀ خطرناک در تحولات اجتماعی و سیاسی ایران است. باید دربارۀ آن هشیار بود و فکر کرد. در مورد سرریز افغانها به داخل، دیگر نمیشود کاری کرد و طرح حکومت را به هم زد، اما در مورد روند پنهانتر دیگر، پنجه دارد در پیکر ایران فرو میرود.
شکست امتگرایی در منطقه، حکومت را در داخل امتگراتر میکند. خاک ایران در آینده شرکای جدیدی خواهد داشت!
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
