en
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Open in Telegram
547
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-230 days
Posts Archive

به آنهایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید دوستت دارم بگویید در این دنیای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان بگویید گاهی فرصت باهم بودنمان کوتاه تر از عمر شکوفه‌هاست

Homayoun Shajaryan Az Doost Dashtan از دوست داشتن همایون شجریان @simar50

Homayoun Shajaryan-Az Doost Dashtan -musicdel.ir.mp3

🌤️ @skylyvibes

Sabr Aoub Javad Yasari (UpMusic).mp33.13 MB

... جایگاه‌هایِ اضطراب! #جعفر_بخشی_بی‌نیاز ملتی که می توانست ایامی خوش و فرح بخش را در آلبوم خاطراتش ثبت و ضبط کند و مکان ها را هماره زنده نگهدارد و از تمام لحظه های زندگی اش سود ببرد. ملتی که می توانست با حداقل ها به حداکثرها برسد و با آن چه سر ماه می گیرد سفره را پُر کند. بر تنِ برهنه جامه بپوشاند و دریا و جنگل و کوه و دشت را ببیند. ملتی که می توانست سر پناهی کوچک بالای سر داشته باشد و یک خودروی معمولی را به نام خود سند بزند. ملتی که می توانست سر موعد و به وقت مقرر بچه هایش را به خانه ی بخت بفرستد؛ برایشان جشن و شادمانی بگیرد و اسبابی حداقلی توی اتاق عروس بچیند و ملتی که می توانست شبها خوابی خوش را تا به صبح مرور کند و خواب هفت پادشاه را ببیند؛ حالا به جایی رسیده که از هر طرف نحسی و شومی می بیند و روزگارش به سختی سپری می شود. فقر از سر رویش می بارد و ناامیدی و حسرت به تمام لحظه هایش وصل شده تا امید برایش بمیرد و فردایی روشن از خاطره اش پاک شود‌. حالا به جاهایی می رویم که باید حرص بخوریم. عصبانی شویم. سر درد بگیریم. که برخی جایگاه ها برای این ملت مستاصل و درمانده نه محل فراغت و تماشا یا خرید که دقیقا مکان های دلهره و اضطراب و پریشانی ست. باید صرفا دقایقی ببینند و سریع بگذرند. جایی که توقف در آن ممنوع است. فروشگاه ها و هایپرها امروز آیینه ی دق اند. فضاهایی که برای ماندن نیستند. برای خاطره بازی ساخته نشده اند‌. مکان هایی که از یک جای عادی و معمولی به یک جای پر اضطراب و پر تشویش تبدیل شده اند. این که در هر بار مراجعه به هایپرها یا مکان های خرید برزخی شوم برای یک تصمیم پدید می آید که بین این یا آن کدام یک را باید انتخاب کنیم. چه بخریم که پول مان برسد. جایی که گوشت می خریم اما برنج نه. شیر می خریم اما پنیر نه. جایی که نداشتن آوار می شود و چون پتکی سنگین روی سرمان فرود می آید. جایی که فقر ما را می بلعد و حیثیتت مان را پیش همه به بازی می گیرد. شانه های ما از بس که فشار دید خم شد. دیگر ما نیستیم که انتخاب کنیم چه بخریم و چه نخریم. موجودی کارت ما همه ی آبرو و دارایی و اعتبار ماست. اوست که انتخاب می کند تا آبرو حفظ شود یا آبرو بر زمین بریزد. ما دیگر هر چه می خواهیم نمی توانیم بخریم. و این کلمه ی نمی توانیم سخت ترین و بدترین درد ماست. یک وضعیت به هم ریخته و شلوغ که هر روز هم گره روی گره می افتد و سفره هایمان را کوچک تر می کند. ما زنده نیستیم. ما نیمه زنده ایم. مثل یک ماهی که درون لیوانی کوچک با سر نفس می کشد و مابقی اندامش روی هواست. زنده است ماهی. اما کو زندگی؟ ما هیچ نیازی به سرکوب و باتوم و گلوله نداشتیم. همین فروشگاه ها؛ همین مواد غذایی؛ همین تورم ؛ همین نداری همه ی ما را سرکوب کرد و ما را از پا انداخت. سرکوبی که بی صدا بود و قربانیان بسیاری گرفت. ما از زیستِ منصفانه حذف شدیم و رویاهای دورمان را باد برد. حالا خوب که اطراف مان را نگاه کنیم می بینیم که فروشگاه ها؛ هایپرها؛ سوپرمارکت ها؛ مغازه ها؛ و اساسا تمام شهر از روی ما رد شده اند تا فقر و نداری مان را جار بزنند. ما مدتهاست که حذف شده ایم و خودمان خبر نداریم. @simar50

‌‌... سریال مقدس‌سازی #محمدحسین_روانبخش چرا هر کسی اجازه داشته باشد که وارد سریال «مقدس‌سازی» شود و محسن رضایی نه؟! بعد از یک سال، اگر قرار است سید ابراهیم رئیسی «مجتهد برق» شود، محسن رضایی هم می‌تواند از کراماتِ اتفاقی بگوید که همزمان با طوفان عظیم مشهد اتفاق افتاده و ۸ نفره بوده است! حالا اینهایی که راه افتاده‌اند و می‌گویند کدام طوفان عظیم مشهد؟! اصلا متوجه نیستند که آن طوفان را هم برای هر کسی مکشوف نبوده و عارفان خاص دیده‌اند و فلسفه‌اش را فهمیده‌اند. تازه محسن رضایی خیلی چیزها را هم رو نکرده است: آن اتفاقِ سقوط هلی‌کوپتر ،در سال ۱۴۰۳ افتاده است. اگر اعداد این سال را با هم جمع کنید، چند می‌شود؟ ۳+۰+۴+۱= ۸ عارفان دانند! خود «هلی‌کوپتر» چند حرف دارد؟ ۸ حرف! الله‌اکبر! آنهایی که به هلی‌کوپتر می‌گویند چرخبال نمی‌خواهند زوایای عرفانی فلسفه‌ی شهادت این عزیزان معلوم شود! آن اتفاق در ۳۰ اردیبهشت اتفاق افتاده. اردیبهشت ماه دوم سال است. اگر ۳۰ را به ۲ اضافه کنیم، بعد تقسیم بر ۴ کنیم، چند می‌شود؟.‌‌.. وای کمر عرفان رگ به رگ شد با این همه کرامت! محسن رضایی: این که شهدای خدمت به عدد هشت رسیده و لحظاتی قبل از شهادت طوفان عظیمی در آسمان مشهد پیدا شد، معلوم است که این شهادت خیلی معنا دارد‏ پ.ن: ابو‌نواس شاعر بلند آوازه‌ی عرب را گفتند: در نظر تو، میان ابوبکر و عمر و عثمان و علی، کدامین برترین‌اند؟ گفت: از همه‌ی ایشان برتر، احمدبن صهیب است. گفتند: وای بر تو احمدبن صهیب دیگر کیست؟ گفت: مردی است که سالی سه‌هزار درهم به من مقرری می‌دهد. @simar50 #پراگماتیسم #باورها

3imar سیمار - Statistics & analytics of Telegram channel @simar50