548
Subscribers
+124 hours
+17 days
+630 days
Posts Archive
548
...
شما مهربونی یا مهر طلب؟
اگه ازم بپرسی مرز بین #مهرطلبی و #مهربونی واقعی در کجاست!؟
بهت میگم در #انگیزه پشت یک رفتار.
و اگه ازم بپرسی چطور!
بهت میگم...
۱- مهربونی ریشه در میل و خواستهی ما داره؛
من از ته قبلم میخوام که اون کار رو برات انجام بدم.
تو از من پول قرض میخوای، من ارزیابی میکنم میبینم از پسش برمیام، پس انجامش میدم. چون دوست دارم کارت راه بیفته
۲- مهربونی ریشه در #انتخاب ما داره؛
من میتونم بگم نه!، ولی انتخاب میکنم که بگم آره و حالمم با این ماجرا خوبه.
تو ازم میخوای ضامن وامت بشم، میتونم بگم نه!، ولی ارزیابی میکنم میبینم مشکلی نیست، با اینکه میتونم بگم نه!، انتخاب میکنم بگم آره.
۳. مهربونی ریشه در #نوعدوستی ما داره.
من اون کار رو انجام میدم، چون دوست دارم کیفیت زندگی تو رو هم بالا ببرم.
آخر هفتهست و وقتم آزاده، به من میگی میشه تو اسبابکشی بیایی کمکم!، ارزیابی میکنم میبینم چرا نشه!. پس میام که کار تو هم راحتتر بشه.
۴-اما #مهرطلبی و زور زدن واسه راضی نگه داشتن دیگران، ریشه در ترس داره؛
من فلان کار رو میکنم، واسه اینکه میترسم اگه نکنم از دستت میدم.
من ضامن وامت میشم، چون میترسم اگه نشم از دستم دلخور بشی و رابطهت رو باهام قطع کنی!.
۵- تلاش واسه راضی نگهداشتن دیگری ریشه در #بده_بستون داره.
من اون کار رو برات می کنم که تو هم در مقابل کاری واسم بکنی.
6. راضی نگه داشتن دیگران ریشه در #احساس_وظیفه و #اجبار داره؛
من اون کار رو واست میکنم، چون اگه نکنم احساس گناه میگیرم.
من دستم خالیه و هزارتا گرفتاری مالی دارم اما پولی که واسه شهریه دانشگاه بچهم هستش رو به تو میدم، چون اگه ندم حس میکنم آدم خوبی نیستم.
۷- مهرطلبی با حال خوب همراه نیست!
من اون کار رو برات انجام میدم، اما بعدش از دست خودم عصبانی میشم که چرا انجامش دادم!.
من اون کار رو برات انجام میدم، چون #نه لعنتی رو بلد نیستم بگم، پس حس میکنم به خودم آسیب زدم.
و در نهایت ؛ به حال دلت نگاه کن.
آدم مهربون بخشندهست و کمک به دیگران بهش انرژی میده و حال دلش با این جریان خوبه. آدم مهرطلب هم بخشندهست اما خسته و رنجور و عصبانی از اینکه چرا باید اینقدر سرویس بده! و کاش میشید یه جور دیگهای زندگی کرد.
مخلص کلام اینکه؛
راضی نگه داشتن دیگران بیشتر از اینکه به خشنود کردن دیگران ربط داشته باشه، به اجتناب ما از احساسات ناخوشایند ناشی از تایید نشدن از سمت اونها مربوطه
@simar50
#تربیتی #روانشناسی_فردی
548
راضی نگه داشتن دیگران بیشتر از اینکه به خشنود کردن دیگران ربط داشته باشه، به اجتناب ما از احساسات ناخوشایند ناشی از تایید نشدن از سمت اونها مربوطه
@simar50
#تربیتی #روانشناسی_فردی
548
...
شما مهربونی یا مهر طلب؟
...
شما مهربونی یا مهر طلب؟
اگه ازم بپرسی مرز بین #مهرطلبی و #مهربونی واقعی در کجاست!؟
بهت میگم در #انگیزه پشت یک رفتار.
و اگه ازم بپرسی چطور!
بهت میگم...
۱- مهربونی ریشه در میل و خواستهی ما داره؛
من از ته قبلم میخوام که اون کار رو برات انجام بدم.
تو از من پول قرض میخوای، من ارزیابی میکنم میبینم از پسش برمیام، پس انجامش میدم. چون دوست دارم کارت راه بیفته
۲- مهربونی ریشه در #انتخاب ما داره؛
من میتونم بگم نه!، ولی انتخاب میکنم که بگم آره و حالمم با این ماجرا خوبه.
تو ازم میخوای ضامن وامت بشم، میتونم بگم نه!، ولی ارزیابی میکنم میبینم مشکلی نیست، با اینکه میتونم بگم نه!، انتخاب میکنم بگم آره.
۳. مهربونی ریشه در #نوعدوستی ما داره.
من اون کار رو انجام میدم، چون دوست دارم کیفیت زندگی تو رو هم بالا ببرم.
آخر هفتهست و وقتم آزاده، به من میگی میشه تو اسبابکشی بیایی کمکم!، ارزیابی میکنم میبینم چرا نشه!. پس میام که کار تو هم راحتتر بشه.
۴-اما #مهرطلبی و زور زدن واسه راضی نگه داشتن دیگران، ریشه در ترس داره؛
من فلان کار رو میکنم، واسه اینکه میترسم اگه نکنم از دستت میدم.
من ضامن وامت میشم، چون میترسم اگه نشم از دستم دلخور بشی و رابطهت رو باهام قطع کنی!.
۵- تلاش واسه راضی نگهداشتن دیگری ریشه در #بده_بستون داره.
من اون کار رو برات می کنم که تو هم در مقابل کاری واسم بکنی.
6. راضی نگه داشتن دیگران ریشه در #احساس_وظیفه و #اجبار داره؛
من اون کار رو واست میکنم، چون اگه نکنم احساس گناه میگیرم.
من دستم خالیه و هزارتا گرفتاری مالی دارم اما پولی که واسه شهریه دانشگاه بچهم هستش رو به تو میدم، چون اگه ندم حس میکنم آدم خوبی نیستم.
۷- مهرطلبی با حال خوب همراه نیست!
من اون کار رو برات انجام میدم، اما بعدش از دست خودم عصبانی میشم که چرا انجامش دادم!.
من اون کار رو برات انجام میدم، چون #نه لعنتی رو بلد نیستم بگم، پس حس میکنم به خودم آسیب زدم.
و در نهایت ؛ به حال دلت نگاه کن.
آدم مهربون بخشندهست و کمک به دیگران بهش انرژی میده و حال دلش با این جریان خوبه. آدم مهرطلب هم بخشندهست اما خسته و رنجور و عصبانی از اینکه چرا باید اینقدر سرویس بده! و کاش میشید یه جور دیگهای زندگی کرد.
مخلص کلام اینکه؛
راضی نگه داشتن دیگران بیشتر از اینکه به خشنود کردن دیگران ربط داشته باشه، به اجتناب ما از احساسات ناخوشایند ناشی از تایید نشدن از سمت اونها مربوطه
@simar50
#تربیتی #روانشناسی_فردی
اگه ازم بپرسی مرز بین #مهرطلبی و #مهربونی واقعی در کجاست!؟
بهت میگم در #انگیزه پشت یک رفتار.
و اگه ازم بپرسی چطور!
بهت میگم...
۱- مهربونی ریشه در میل و خواستهی ما داره؛
من از ته قبلم میخوام که اون کار رو برات انجام بدم.
تو از من پول قرض میخوای، من ارزیابی میکنم میبینم از پسش برمیام، پس انجامش میدم. چون دوست دارم کارت راه بیفته
۲- مهربونی ریشه در #انتخاب ما داره؛
من میتونم بگم نه!، ولی انتخاب میکنم که بگم آره و حالمم با این ماجرا خوبه.
تو ازم میخوای ضامن وامت بشم، میتونم بگم نه!، ولی ارزیابی میکنم میبینم مشکلی نیست، با اینکه میتونم بگم نه!، انتخاب میکنم بگم آره.
۳. مهربونی ریشه در #نوعدوستی ما داره.
من اون کار رو انجام میدم، چون دوست دارم کیفیت زندگی تو رو هم بالا ببرم.
آخر هفتهست و وقتم آزاده، به من میگی میشه تو اسبابکشی بیایی کمکم!، ارزیابی میکنم میبینم چرا نشه!. پس میام که کار تو هم راحتتر بشه.
۴-اما #مهرطلبی و زور زدن واسه راضی نگه داشتن دیگران، ریشه در ترس داره؛
من فلان کار رو میکنم، واسه اینکه میترسم اگه نکنم از دستت میدم.
من ضامن وامت میشم، چون میترسم اگه نشم از دستم دلخور بشی و رابطهت رو باهام قطع کنی!.
۵- تلاش واسه راضی نگهداشتن دیگری ریشه در #بده_بستون داره.
من اون کار رو برات می کنم که تو هم در مقابل کاری واسم بکنی.
6. راضی نگه داشتن دیگران ریشه در #احساس_وظیفه و #اجبار داره؛
من اون کار رو واست میکنم، چون اگه نکنم احساس گناه میگیرم.
من دستم خالیه و هزارتا گرفتاری مالی دارم اما پولی که واسه شهریه دانشگاه بچهم هستش رو به تو میدم، چون اگه ندم حس میکنم آدم خوبی نیستم.
۷- مهرطلبی با حال خوب همراه نیست!
من اون کار رو برات انجام میدم، اما بعدش از دست خودم عصبانی میشم که چرا انجامش دادم!.
من اون کار رو برات انجام میدم، چون #نه لعنتی رو بلد نیستم بگم، پس حس میکنم به خودم آسیب زدم.
و در نهایت ؛ به حال دلت نگاه کن.
آدم مهربون بخشندهست و کمک به دیگران بهش انرژی میده و حال دلش با این جریان خوبه. آدم مهرطلب هم بخشندهست اما خسته و رنجور و عصبانی از اینکه چرا باید اینقدر سرویس بده! و کاش میشید یه جور دیگهای زندگی کرد.
مخلص کلام اینکه؛
548
چه شد که به اینجا رسیدیم؟
عمده مسائل مانند صندوقهای بازنشستگی، مساله آب، محیط زیست یا آنچه با عنوان ابرچالش از آن یاد میکنند، از دید ما در علوم اجتماعی «فرآیندهای کُندرو» محسوب میشوند. این فرآیندهای کُندرو (Slow Moving) مانند زلزله هستند؛ یعنی مثلاً دو هزار سال در لایههای زیرین زمین اتفاقهایی افتاده است که ناگهان در ۴۰ ثانیه بروز میکند. یعنی آن ۴۰ ثانیه محصول یک اتفاق چندصدساله یا چندهزارساله در لایههای زمین است. مساله آب، صندوقهای بازنشستگی یا حتی وضعیت سیاسی خارجی ما محصول همین فرآیندهای کُندرو است و معنای تاریخی دارد. نکته مهم این است که هوشمندی یک حکمرانی و کیفیت آن را باید در مواجهه با فرآیندهای کُندرو دید. کُندروها مثل رخدادهای بدن انسان است. یک نفر ناگهان سکته میکند و میگویند مثلاً آن لحظه بسیار عصبانی بود اما وقتی به سبک زندگی او نگاه میکنید، میبینید که ۴۰ سال بود ورزش نمیکرد، ۳۰ سال بود نمک زیاد میخورد و سالها هم سیگار میکشید و چربیاش بالا بود. یعنی سکتهاش اگرچه در یک لحظه رخ داد اما نتیجه یک فرآیند کندرو بود.
مواردی مانند ابرچالش صندوقهای بازنشستگی که در بودجه ۱۴۰۲ بیش از ۳۳۰ هزار میلیارد تومان هزینه تحمیل کرده، یک فرآیند کندرو و نتیجه حکمرانی است. من به آمارهای اقتصادی مسلط نیستم، اما همین رقم بودجه امروز این صندوقها احتمالاً ۱۰ سال قبل کمتر از ۲۰ هزار میلیارد تومان بوده است اما اثر این بدهیها فزاینده است و در مدت چند سال بسیار بزرگتر میشود که میتوان آن را در چند سال آینده دید. نتیجه اینکه به گمان من حکمرانی در ایران هوشمندی و کیفیت لازم برای مواجهه با فرآیندهای کُندرو را ندارد. چرا ندارد؟ من معتقدم که ما با یک فرآیند زوال عقل مواجه شدهایم. منظور از عقل هم چیزی در کتابها و مقالات نیست. از نظر من «عقل» محصول مهار متقابل جامعه و حکومت است؛ این عقل در جامعهای بروز میکند که بتواند حکومت را مهار کند و مانع از این شود که حکومت خواسته کوتاهمدت حاکمانش را بر خواسته درازمدت مردم غلبه دهد.
توجه داشته باشید در همه دههها و سالهایی که اقتصاد ایران روندی نزولی داشته، محیط زیست از بین رفته، منابع کاسته شده و شرایط ما به مرز بحران رسیده؛ تعداد دانشگاهیان و فارغالتحصیلان، تعداد مقالات علمی، تعداد مهندسان و مدیران منابع، اقتصاددانان و جامعهشناسان و... همه شاخصهای علمی افزایش پیدا کرده است. پس چه اتفاقی افتاده که دائم رشد علمی داشتیم، اما میگوییم با زوال عقل مواجه بودیم؟ چون از توان مهار حکومت از سوی جامعه کاسته شده است.
اگر یک جامعه قدرتمند، با احزاب قوی و رسانههای قوی، با حق اعتراض و حق اعتصاب وجود داشت، میتوانست در برابر این تصمیمها از خودش دفاع کند. ما چنین جامعهای نداریم؛ جامعه ما نمیتواند از خودش و منافعش در برابر تصمیمات حکومت دفاع کند. در نتیجه عقل کوتاهمدت حاکمان بر عقل درازمدت تمدنی غلبه میکند؛ مثلاً نمایندههای مجلس قانونی را تصویب میکنند که با عنوان ساماندهی چاههای غیرمجاز به همه چاههای غیرمجاز پروانه میدهد. یعنی این سیگنال را میدهد که بروید هرجایی که میخواهید چاه حفر کنید، بعداً پروانهاش را میگیرید. نتیجهاش نابودی منابع آب زیرزمینی است. هیچ کشاورزی با پروانه بهرهبرداری چاه مجاز، هیچ تشکل کشاورزی، هیچ طرفدار محیط زیستی هم نمیتواند در برابر این قانون از خودش و جامعه دفاع کند.
نکته دوم اینکه به لحاظ جامعهشناختی اعتماد در وضعیت امکان مهار متقابل پدید میآید؛ یعنی شما به کسی اعتماد میکنید که بتوانید حدس قابل اطمینانی بزنید با یک درصد مشخص و بالایی که اگر این خواست به منافع من دستدرازی کند، میتوانم جلوی او را بگیرم. جامعه ایران هم به نقطهای رسیده است که احساس میکند حکومت را نمیشود مهار کرد و حکومت هر کاری دلش بخواهد میکند. پس بحران سرمایه اجتماعی پدید میآید. حکومت در کشور ما توازن قدرت را به هم زده است؛ برای مثال در انتخابات هر نامزدی را که بخواهد تایید و هر نامزدی را که بخواهد رد میکند، قدرت را یکدست میکند و همه توافقها را به نفع خودش به هم میزند، اهمیتی هم نمیدهد که ما چه میخواهیم چون ما توان مهارش را نداریم.
#دکترمحمد_فاضلی
548
درد می کِشم
مثل زنی نازا ،
که در زایشگاه کار میکند ...😔
کانال موسیقی های بی کلام؛ یک جرعه آرامش
https://t.me/bikalamusicnasim
548
...
تجربهی فریب !
#مهدی_افروزمنش
موقعیت تعدادی از «ما»در برابر «پزشکیان» درست شبیه مرحله «کیآس»در بازی «مافیاست». شهروندی که باید «انتخاب»کند. چون سرنوشت بازی به تصمیم او بستگی دارد.
با «لاریجانی» و حتی «جهانگیری» تصمیمگیری ساده بود، «رای نمیدهم، ممنون، آنها هیچوقت شهر من نبودند».
اما «پزشکیان»؟
به تردید میاندازد. او واجد خصوصیات ضد مافیایی است، عملکردش هم موید این نکته بوده اما بهرحال سگِ زرد برادر شغال است.
حول پزشکیان هالهای از تضاد است. او میتواند فرصتی باشد. فرصتی برای بازگرداندن «ایران» به مدار، اما میتواند «مافیایی در پوستین شهر» هم باشد یا در بهترین حالتِ «همتی» دور قبل، «مشارکتساز بیرای».
برای آن عدهای که نه سلطنتطلباند، نه اصلاحطلب، نه برانداز و نه انقلابی و نه حتی از «تَکراریون»، این تصمیم سختی است.
ما خاکستریترین بخش آن «خاکستری» معروفِ انتخاباتها هستیم . به خاطر «ایران» با شیطان هم دست میدهیم اما از طرفی دوست نداریم دوباره بازی مافیا را بخوریم. با دیگران میشد با خیال راحت کنار نشست، حتی با علم بر پیروزی مافیا اما به نظرم با «پزشکیان» باید مسئولیت سنگینی را پذیرفت. «شرکت نکردن» حالا یک کنش اعتراضی نیست یک تصمیم سرنوشتساز است. شاید او آخرین شانس ما باشد، مثل «بلاگر» در دومنیکن یا «پادشاه اسپانیا» بعد از فرانکو اما شاید هم بازی مافیا باشد. یعنی در این مرحلهی آشوب(کیآس) دو مافیا وجود داشته باشد و ما در بازی مورد علاقه و سادیستیکِ شکارچی با شکارش قرار داشته باشیم. یا در بهترین حالت او «مافیا» نبوده و «همتی» دوره قبل است.
قطعا این صحنه، روزهای آینده روشنتر خواهد شد اما بعید است به کلی حل شود. «پزشکیان» نامزد قابل تاملی است. حرفها و مواضعش با مواضع معترضان نزدیکی زیادی داشته است. در روزگاری که «همه فاسدند» او پاک است. صراحت لهجه و استواری دارد و مهمتر اینکه شناسنامه و اصول مشخصی دارد. به وقت جنگ جنگیده و به وقت صلح دلبستگیاش به توسعه را نشان داده است. او تمام نشانههای یک شهروند را دارد اما تجربهی «فریب» هم کم نبوده است.
اساسا تخصص مافیا جا زدن خودش در کسوت شهروند است. اگر او هم مافیا باشد، رایدهنده نه فقط باخته که تحقیر هم شده و بدتر از همه مسئولیت شکست بر گرده اوست.
اگر این وضعیت یک بازی سیاسی طراحی شدهست باید به هوش طراح آفرین گفت اما اگر نیست تکتک «ما»کار سختی پیش رو داریم که فراتر از مردهباد، زندهباد تا حد زیادی سرنوشت «ایران» را تعیین میکند.
طبیعتا این متن در رد و تشویق رای دادن نیست.
آنها که تصمیم گرفتهاند هم مخاطب متن نیستند.
@simar50
#بازی_مافیا
#انتخابات
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
