en
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Open in Telegram
631
Subscribers
+124 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive

4_5899817156551387859.mp33.31 MB

... هیچ‌چیز مایه‌ی آزار نباشد تا آدمی آزردگیِ خاطر خویشتن بر آن نیفزاید. سنکا در این جمله، به یکی از پنهان‌ترین سرچشمه‌های رنج اشاره می‌کند: اینکه انسان، اغلب تنها رنجِ واقعه را تحمل نمی‌کند، بلکه رنجِ دیگری نیز بر آن می‌افزاید؛ رنجی که ساخته‌ی ذهنِ خودِ اوست. بسیاری از رنج های ما از خود حادثه نیست؛ از چیزی ست که ذهن ما به آن اضافه می کند خشم نشخوار ذهنی ترس و تکرار مدام واقع حادثه یک بار رخ می دهد؛ اما ذهن بارها آن را زندگی می کند. و گاهی آزردگی خاطر از خود واقعه سنگین تر می شود. بسیاری از چیزهایی که ما را می‌آزارند، در آغاز آنقدر سهمگین نیستند. یک سخنِ تلخ، یک بی‌مهری، یک فقدان، یا حادثه‌ای ناخواسته. اما ذهن، آرام نمی‌ماند. حادثه را بارها بازسازی می‌کند، در خیال ادامه‌اش می‌دهد، با «اگر» و «چرا» و «ای کاش» آن را می‌پرورد، و زخمی را که می‌توانست آرام‌آرام التیام یابد، مدام تازه می‌کند. سنکا نمی‌گوید انسان نباید اندوهگین شود یا درد بکشد. او می‌داند که رنجْ بخشی از زندگی‌ست. اما هشدار می‌دهد که مبادا ما خود، شریکِ رنجِ خویش شویم. گاه آنچه ما را فرسوده می‌کند، خودِ رویداد نیست؛ داستانی‌ست که ذهنِ ما پیرامونِ آن می‌سازد. رواقیان باور داشتند میانِ «آنچه رخ می‌دهد» و «برداشتِ ما از آن» فاصله‌ای هست؛ و آزادیِ انسان، درست در همین فاصله پدیدار می‌شود. آدمی همیشه قادر نیست مانعِ درد شود، اما می‌تواند نگذارد ذهنش، درد را به اقامتگاهی دائمی بدل کند. @simar50

photo content

Khodahafez Ey Javani (1).mp35.48 MB

Khodahafez Ey Javani (1).mp35.48 MB

photo content

⁨ ⁨ ⁨... اینکه امروز فوتبال در ایران چنین مناقشه‌ برانگیز شده، ریشه در تلاقی دو نزاع دارد؛ بحران نمایندگی و بحران عادی‌نمایی. پس از تجربه‌ی گسست بی‌سابقه میان جامعه ایران و جمهوری اسلامی، نزاعی بر سر حق بازنمایی نام و مفهوم ایران شکل گرفته است: چه کسی مجاز است نام ایران را با خود حمل کند؟ چه کسی می‌تواند خود را نماینده ایران معرفی کند؟ در این وضعیت، هیچ نماد جمعی که با صفت «ملی» ظاهر شود، نمی‌تواند بیرون از این کشاکش قرار گیرد و باید فاصله خود با هر دو سوی این نزاع را مشخص کند. از این رو، بخشی از جامعه تیمی که تحت سازوکار رسمی حکومت ظاهر می‌شود را معادل تیم ملی ایران تلقی نمی‌کند. از سوی دیگر، فوتبال قادر است میلیونها نفر را در یک تجربه هیجانی و عاطفی مشترک گردآورد و از دل آن احساس تعلق به یک «ما»جمعی تولید کند و دقیقا به همین دلیل، فوتبال همواره یکی از مهمترین عرصه‌های سرمایه‌گذاری نظامهای استبدادی بوده؛ زیرا می‌تواند وحدتی را در سطح تصویر بازسازی کند که در واقعیت عینیت ندارد. این همزمان حامل پروژه‌‌ی عادی‌نمایی نیز هست. حضور در جام جهانی فوتبال، می‌تواند این فرصت را به ج.ا به ویژه پس از تجربه‌ی دی‌ماه خونین بدهد که به‌طور موقت، تقابل سیاسی جامعه با خود را زیر لایه‌ای از هیجان جمعی پنهان کند و همزمان در خارج کشور نیز خود را در کنار دیگر کشورها همچون یک نظام معمولی⁩ نشان دهد. از این جهت، حضور در جام جهانی صرفا حضور در یک تورنمنت ورزشی نیست و وقتی تیمی تحت عنوان تیم ملی ایران! وارد میدان می‌شود، بخشی از سرمایه‌ی نمادینی که ج.ا برای بازتولید تصویر خود به آن نیاز دارد، وارد میدان شده است. فوتبال در اینجا به یکی از سازوکارهای بقای نمادین حکومت بدل می‌شود که حامل روایتی است که در واقعیت با فقدات مشروعیت مواجه است. از این منظر، فوتبالیست‌های این تیم نیز صرفا در جایگاه ورزشکار قرار ندارند. مسئله نیت‌های فردی نیست، بلکه جایگاهی است که در آن ایفای نقش می‌کنند. در برخی بزنگاههای تاریخی، افراد به حاملان معنا تبدیل می‌شوند و فوتبالیست‌هایی که امروز به نام ایران در میدانهای جام جهانی ظاهر شدند، در فرآیند بازنمایی یک نظم سیاسی مشارکت دارند. آنان بخشی از تلاش حکومت برای پروژه عادی‌نمایی چه در داخل و چه در عرصه بین‌الملل هستند. اصرار بر جداانگاری فوتبال از امر سیاسی در ایران امروز، نادیده‌انگار واقعیت‌هاست؛ رخدادها در خلأ تفسیر نمی‌شوند بلکه در نسبت‌شان با لحظه‌های تاریخی معنا می‌یابند.⁩⁩ @simar50

4_5825753632397595217.mp39.24 MB

Man O Neiam - simin - 5-2.mp39.64 MB

... دفع ایدئولوژی با نصب نعل اسب #ژیژک داستان از این قرار است که از نیلز بور، فیزیکدان بزرگ، پرسیده می‌شود چرا یک نعل‌اسب را برای دفع چشم‌زخم، بالای در خانه‌اش نصب کرده است. !! بور که یک دانشمند است، می‌گوید: «البته که من به این خرافات اعتقاد ندارم، احمق که نیستم.» پس چرا آن را نصب کرده؟ پاسخ بور این است: «چون به من گفته‌اند که این کار حتی اگر به آن اعتقاد نداشته باشی هم جواب می‌دهد.» پیام ژیژک: توهم در عمل است، نه در باور ژیژک از این داستان برای نشان دادن وضعیت امروز ما استفاده می‌کند. او معتقد است ما در دوران «بی‌ایدئولوژی» زندگی نمی‌کنیم، بلکه عصرِ «بدبینی ایدئولوژیک» است. برخلاف تعریف کلاسیک مارکسی که می‌گفت؛ مردم دروغ‌های ایدئولوژی را باور دارند «آنها نمی‌دانند چه می‌کنند، اما انجامش می‌دهند»، ژیژک معتقد است مردمِ امروز به خوبی می‌دانند که بسیاری از وعده‌ها و نظام‌ها دروغ یا ناکارآمدند. اما نکته کلیدی اینجاست که این آگاهی، کاری از پیش نمی‌برد. ما می‌دانیم که رأی‌مان در یک نظام سرمایه‌داری تغییری اساسی ایجاد نمی‌کند، یا می‌دانیم که مصرف‌گرایی به محیط‌زیست آسیب می‌زند، اما باز هم به رفتارمان ادامه می‌دهیم. به عبارت دیگر: «آنها خوب می‌دانند، اما باز هم همان کار را می‌کنند.» توهم در باور قلبی ما نیست، توهم در عملِ روزمره‌ی ماست. به بیان دیگر، ایدئولوژیِ امروز مثل همان نعل‌اسب عمل می‌کند: ما به‌راستی به آن اعتقاد نداریم، اما آن را به‌کار می‌گیریم، چون انگار «کار می‌کند» و نظامِ موجود را حفظ می‌کند. ما برای حفظ آرامش و نظم ظاهری، به بازی‌ای ادامه می‌دهیم که به پوچی آن واقفیم. این دقیقاً نقطه‌ای است که نعل‌اسب نیلز بور با ایدئولوژی گره می‌خورد: نه به خاطر باور، بلکه به خاطر کارکرد. @simar50 #فلسفه #خرافات #کارکرد_ایدئولوژی #حفظ_نظام #فیزیک #نیلز_بور