546
Subscribers
+224 hours
+27 days
-230 days
Posts Archive
546
...
تاوان سنگین انقلاب ۵۷
در گزارشی کلی از نشریهٔ اکونومیست، هزینهٔ انقلاب سال ۵۷ برای مردم ایران حداقل چیزی در حدود ۳۰ تریلیون دلار آمریکا برآورد شده است:
١- جنگ هشتساله، ۳ تریلیون دلار.
٢- هستهای شدن و کل هزینههای جانبی ناشی از آن، ٩ تريليون دلار.
٣- حمایتهای گستردهٔ نظامی و غیرنظامی به کشورهای منطقه و گروهکهای تروریستی، ۵ تریلیون دلار.
۴- خسارات وارده به زیرساختهای معادن و صنایع مادر، منابع زیرزمینی نفت و گاز و انواع حمل و نقل ریلی، زمینی دریایی و هوایی، ۴ تریلیون دلار.
۵- صدمات جبرانناپذیر به محیط زیست و عدم مدیریت آب کشور، ٣ تریلیون دلار.
۶- عدم سود حاصله در اثر قهر کشور طی چهل سال گذشته با جامعهٔ جهانی که برجستهترین نمود آن تحریمهای هستهای و نابودی صنعت توریسم است، ۶ تریلیون دلار.
در خوشبینانهترین حالت بعد از دستیابی ایران به صلح پایدار، ثبات و حکومتی کارآمد و دوست با جهان، حداقل ۱۰ سالی طول خواهد کشید تا سیاستمداران میهندوست بار دیگر بتوانند کشور را به ریل توسعه بازگردانند. البته، این پژوهش اکونومیست، تازه برای هشت سال پیش است و به همهٔ این ارقام باید ویرانیهای سالهای اخیر را نیز افزود. بهراستی که جمهوری اسلامی، بهترین الگوی پسرفت در جهان است.
برای مثال قبل از انقلاب، سهم ایران از دریای خزر، ۵٠ درصد بود و حالا ۱۳ درصد است. نرخ دلار در سال ۵٧ حدود هفت تومان و اینک صد و دوازدههزار تومان است (یعنی افت چند هزاربرابری ارزش پول ملی). پاسپورت ایران در سال ۵۶ جزو ۱۰ پاسپورت معتبر دنیا بود و حالا درمیان ١٩٩ کشور جهان در ردهٔ ۱۹۱ قرار دارد. مجموعهٔ ورزشی و ورزشگاه آریامهر (آزادی) در زمان تأسیس خود یکی از بزرگترین مجموعههای ورزشی جهان و برترین مجموعهٔ ورزشی در کل خاورمیانه محسوب میشد، آن هم در زمانی که کشور قطر، میزبان جامجهانی اخیر، اصلاً وجود نداشت.
برای روشنتر شدن شدت زوال ایران، کافی است ایران و کرهٔ جنوبی را در این نیمقرن باهم مقایسه کنیم تا دریابیم چهقدر از کاروان پیشرفت و توسعه جا ماندهایم.
حدود ۵۰ سال پیش، ایران حتی تا حدی از کرهٔ جنوبی هم جلوتر بود و متخصصان کرهای برای الگوبرداری از روند مونتاژ خودرو و توسعهٔ صنعت لوازم خانگی، سفرهایی به ایران داشتند. بسیاری از کارگران کرهای در ایران مشغول به کار بودند، امروز اما پاسپورت کرهٔ جنوبی با پیشی گرفتن از پاسپورت آلمان به یکی از قدرتمندترین پاسپورتهای دنیا بدل شده است و تکنولوژی، خودروها و محصولات خانگی و دیجیتال این کشور را هم که همه میدانیم به کجا رسیده است.
همهٔ آمارها بهروشنی حاکی از آناند که انقلاب ۵۷، تاوان سنگینی بر کشور ما تحمیل کرد، افسوس که بسیاری از افراد و گروههای سیاسی و فکری دخیل در انقلاب ۵۷، نهتنها از کردهٔ خود پشیمان نیستند که موضعی طلبکارانه دارند و کماکان مصرند با همان ایدهها و باورهای منسوخ پنجاهوهفتیشان برای جوانان و انقلاب نوین ایران نسخه بپیچند.
#رضا_راغب
546
.
عمری روضهی لبتشنگی شنیدیم و رسیدیم به جایی که یک ایران اکنون تشنه است. در جهانی که مجهز به اندیشه و ابزار مدرن است، سادهلوحانه است که این بحران را فقط به آسمان نسبت بدهی. این بحران اتفاقا از زمین آمده. نه آسمان. پس ای کسانی که کارهای هستید، برای حل آن، مستقیم چشم به زمین بدوزید نه آسمان.
مملکت رسماً وارد «تنش آبی» شده. عددها بهتر از همه حرف میزنند: ذخیرهی سه سد اصلی پایتخت به پایینترین حد بیست سال اخیر رسیده.
دلواپسان الان بلافاصله از راه میرسند که تو نویسندهای و چکار به این کارهای تخصصی داری و برو رمانت را بنویس. بله، من متخصص آب نیستم؛ اما بهعنوان کسی که سالها دربارهی حافظهی این سرزمین نوشتهام، خوب میدانم هیچ چاه عمیقی، جای تصمیم عمیق را نمیگیرد. لازم نیست متخصص باشی تا «کلیت یک فاجعه» را حتی قبل از جدولها و نمودارها بفهمی. میبینی که شهر دارد از ظرفیت خودش بزرگتر میشود؛ میبینی تصمیمها دیر گرفته میشوند؛ میبینی مردم متهم میشوند درحالیکه ابزار تغییر دستشان نیست.
در دنیای امروز این بحران را نمیتوان فقط به بارش محدود کرد. همه دیگر میتوانند ردپای چند دهه مدیریت شهری را در این بحران ببینند. مثلا تهرانی که توان طبیعیاش برای ۸ میلیون نفر بود، با تصمیمهای حکومتی دوبرابر بیشتر جمعیت دارد بدون اینکه زیرساخت آب یا شبکهی انتقال با این رشد هماهنگ شود.
فقط از هر ۱۰ لیتر آب تصفیهشده، نزدیک به ۳ لیتر در لولههای پوسیده هدر میرود!
آیا این تقصیر مردم است؟ بچه هم میفهمد مردم در این فاجعه مقصر نیستند. هیچکدام از تصمیمهای کلان از توسعهی شهر تا قیمتگذاری، از نوع فضای سبز تا کنترل نشت، دست مردم نیست.
کشورهایی خیلی خشکتر از ایران در عمل نشان دادهاند حل بحران آب شدنی است اگر مدیریت درست باشد.
استرالیا در خشکسالی دهسالهاش مصرف شهری را ۳۵٪ کم کرد و هدررفت را به حدود ۱۰٪ رساند.
اردن با بارش سالانهی فقط ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیمتر، هدررفت شبکه را روی ۱۵٪ نگه داشته.
امارات با بارش ۷۰ میلیمتری، ۹۰٪ آب مصرفی را بازیافت میکند و هدررفت شبکهاش حدود ۱۰٪ است.
قبرس مصرف شهری را ۲۸٪ کم کرد و نیمی از آبش را از بازیافت و شیرینسازی تأمین میکند.
اینها کشورهاییاند که بارششان نصف ایران است، اما بحرانشان مهار شده چون مدیریتشان دقیق و شفاف بوده.
این اعداد و ارقام در دنیای امروز به راحتی در دسترس همگان است.
مملکتی که مدیریت آبش در حد دعای باران است، این فاجعه را آفریده.
@simar50
#بحران_کم_آبی
#مدیریت_ناکارآمد
546
چه فکر میکنی؟
جهان چه آبگینه شکستهایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمایدت.
چنان نشسته کوه در کمین درههای این غروب تنگ
که راه بسته مینمایدت.
به ما بپیوندید 👇
@jadoyeesher
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
