en
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Open in Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel جمع مدیران نامدار ایران

Channel جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 27 368 subscribers, ranking 2 230 in the Business category and 12 574 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 27 368 subscribers.

According to the latest data from 05 October, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -42 over the last 30 days and by -2 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 25.33%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 10.05% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 6 933 views. Within the first day, a publication typically gains 2 750 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 06 October, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Business category.

27 368
Subscribers
-224 hours
-127 days
-4230 days
Posts Archive
✅ نسلی بی اخلاق مشکل نسلی که انقلاب کرد و با همه‌ی شعارهای چپی و ضدسنت و ضدعقلانیت آن همراه شد فقط مشکل عدم فهم درست نبود! آن نسل مشکل اخلاقی هم داشت: اکثر اینها، تا سال‌ها و تا وقتی که خود عواقب کارهایشان را نچشیدند، با همه‌ی بی‌اخلاقی‌های انقلاب همراه شدند، به خصوص آنجا که به نفع‌شان بود. مثالی که خود من شخصاً درگیرش بودم: در سال ۱۳۷۵ قانونی تصویب شد که بنابر آن هر کارفرما بایستی به ازای هر سال کار کارکنانش معادل یک‌ماه حقوق به او "حق سنوات" بدهد (یک ماه حقوق بر اساس آخرین حقوق پرداختی به کارگر). حالا این که چنین اجبارهایی خلاف آزادی قرارداد و معامله است، به کنار! در حرکتی عجیب و غریب از لحاظ حقوقی، این قانون عطف به ماسبق نیز شد (گویا بنابر رای دیوان عالی "عدالت" اداری!)!! یعنی حتی کسی اگر در سال‌های قبل حقوق بسیار خوبی به کارگرش داده بود، و حتی اگر، افزون بر حقوق، پاداش خوب هم داده بود و حتی اگر کارگر و کارفرما هر دو از قراردادِ با هم راضی بودند، حالا باید کارفرما پول هنگفت دیگری نیز به کارگر می‌داد! پدر اینجانب از سال‌ها قبل از انقلاب کارگاهی با تعدادی کارگر داشت. در آن زمان‌ها که کسی کارگرانش را بیمه نمی‌کرد، او از اولین کارفرمایانی بود که کارگرانش را بیمه کرد. وقتی این قانون تصویب شد، تعداد زیادی از کارگرانش که سال‌های سال برایش کار کرده بودند و با ماندن‌شان در تمام این سال‌ها نشان داده بودند که راضی‌اند، اکنون نزدیک سن بازنشستگی‌شان بودند. به استثنای یک نفرشان (که بیشتر از بقیه اهل شرع بود)، بقیه برای گرفتن حق سنوات آن سال‌ها از پدرم شکایت کردند! یعنی عملی کاملاً غیراخلاقی و پولی کاملاً نامشروع برایشان اخلاقی و مشروع گشت، آن هم به واسطه‌ی یک قانون دولت که از لحاظ حقوقی کاملاً بیجا بود!  پدرم که از تصادف روزگار همان زمان‌ها دچار مشکلات مالی حادی شده بود، با این پرداخت‌ها تا مرز ورشکستگی پیش رفت. تراژدی کار آنجا بود که اگر پدرم کارگرانش را بیمه نکرده بود، آن کارگران با مقررات آن زمان دستشان به هیچ جا بند نبود، کما آنکه بسیاری کارفرمایان دیگر که کارگران‌شان را بیمه نکرده بودند هیچ پولی به آنها پرداخت نکردند. (سال‌ها بعد یکی از آن کارگران که شکایت کرده بود را دیدم، به من گفت: "خدا پدرت را بیامرزد! اگر من را بیمه نکرده بود و الان حقوق بازنشستگی نداشتم، الان با این سنم و با این وزنم چگونه می‌توانستم از پس زندگی برآیم؟!") فقط پدرم نبود! بسیاری از کارفرمایان درستکار و باانصاف ناگهان با حجم زیاد شکایت کارگران روبرو شدند. چند سال پیش، تصادفاً دوستی کرمانشاهی (اصلاً یک کُرد از اطراف سنندج) پیدا کردم که پدرش هم‌صنف پدر من بود، و دقیقاً همان بلا سرش آمده بود. تعریف می‌کرد که چگونه کارگرانی بودند که وقتی از روستای پدری‌اش به شهر آمده بودند، پدرش با مهربانی آنها را تحت حمایت گرفته بود، مدت‌ها در خانه‌ی خود از آنها پذیرایی کرده بود، به آنها کار داده بود و بیمه‌شان کرده بود، و بعد همان‌ها با شکایت‌هایشان برای همین "حق سنوات" او را کاملاً ورشکست کردند و موجب سکته‌ و مرگ او شدند. همه‌ی آن کارگران می‌دانستند که دارند کاری کاملاً غیراخلاقی انجام می‌دهند! اینجا مسأله دیگر نه نبودِ فهم، بلکه نبود شخصیت درست و پایبند نبودن به شرع و فقدان اصول اخلاقی بود، اصول اخلاقی که بر عکس آنچه گفته می‌شود در نسلی که انقلاب ۵۷ را به ثمر رساند بسیار غائب بود. علیرغم تمام ادعاهاشان! و این همان نسلی است که الان از جوان ۳۰ ساله انتظار دارد که یک سوم درآمدش را به بیمه بپردازد  تا یک وقت خدای‌نکرده حقوق بازنشستگی‌اش با مشکل روبرو نشود (حتی اگر بداند که احتمال آنکه آن جوان ۳۰ساله بتواند روزی از حقوق بازنشستگی از این صندوق‌های ورشکسته برخوردار شود نزدیک صفر است)! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

💎صندوق افران با سابقه‌‌ای درخشان با سرمایه‌گذاری در صندوق افران از مزایا زیر بهرمند شوید: 🟢بازدهی سالیانه حداقل ۲۷.۲٪ 🟢بازدهی محقق شده بالای ۲۷.۵٪ موثر سالیانه 🟢سرمایه گذاری مطمئن 🟢نقدشوندگی بالا 🟢عدم جریمه برداشت زود هنگام 🟢نماد همواره مثبت تابلوی بازار #صندوق_افران 💵 خرید از طریق پنل آنلاین تمام کارگزاری‌ها تا ساعت ۱۵ 📌برای دریافت مشاوره رایگان کلیک کنید: 📎https://toranj.ir/aff 👉🏻@etfafra

#تبلیغات

🔺آموزش‌عالی با صند‌‌‌‌‌لی‌های خالى!! مریم شکرانی ایران ٥ برابر کشورهای پیشرفته د‌‌‌‌‌انشگاه د‌‌‌‌‌ارد.‌‌‌‌‌ ایران ٢٦٤٠ د‌‌‌‌‌انشگاه د‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌ر حالی که چین ٢٤٨١ و هند‌‌‌‌‌‌ ١٦٢٠ د‌‌‌‌‌انشگاه د‌‌‌‌‌ایر کرد‌‌‌‌‌ه است! مدرک گرایی ایرانی‌ها، وضع دردناکی برای اقتصاد ایران رقم زده است. حالا کشور ما بیشتر از هند و چین یک‌میلیارد و چند صد‌میلیون نفری دانشگاه و مراکز آموزش عالی دارد. بنا به آخرین گزارش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در ایران ٢٦٤٠ دانشگاه وجود دارد که از این میان سهم وزارت علوم از جمعیت دانشجویی ٦٨‌ درصد و سهم دانشگاه آزاد ٣٢‌ درصد است. این درحالی است که براساس اعلام موسسه اسپانیایی CISC چین تنها ٢٤٨١ و هند‌ ١٦٢٠ دانشگاه دایر کرده است. این تعداد دانشگاه، حدود ۵هزار‌میلیارد تومان از بودجه کل کشور را می‌بلعد و نزدیک به ٥٠‌ درصد از جمعیت بیکار کشور را تولید می‌کند. اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود و نکته دیگر اینجاست که درنهایت بدنه اداری ایران نخبگان را به حاشیه می‌راند و متوسط‌ها و فارغ‌ التحصیلان رشته‌های غیرمرتبط را به خود جذب می‌کند.  بنا به اعلام مهدی سیدی رئیس سابق کارگروه نخبگان شورایعالی انقلاب فرهنگی در‌سال ٢٠١٥ حدود ١١٣٠٠ دانشجوی نخبه از ایران مهاجرت کرده‌اند که این تعداد حاکی از رشد ١٦‌درصدی مهاجرت نخبگان از کشور نسبت به‌ سال ٢٠١٤ است و پدیده مدرک گرایی در بین مدیران و معضل دکتری یک شبه امکان رقابت سالم در بدنه اداری ایران را محدود و محدودتر کرده است. بیشتر از ٨٠‌ درصد وزرای انگلیس لیسانسيه‌اند و در ایران بیشتر مدیران ما مدرک دکتری دارند. خروجی بدنه اداری انگلیس این است که آنها به‌عنوان یک اقتصاد بزرگ جهان مطرح شوند و ایران به‌عنوان یک اقتصاد بحران زده! البته چه کسی می‌پذیرد که در شهر کوچکی مثل قم یا سمنان بیشتر از ٦ دانشگاه دولتی با ردیف بودجه‌ای وجود داشته باشد و در سیستان و بلوچستان بچه‌ها در کپر درس بخوانند و گونی برنج را به‌عنوان کیف مدرسه به دست بگیرند؟ کدام عقل اقتصادی می‌پذیرد که تایپیست یک اداره مدرک لیسانس بگیرد و به پست کارشناسی برسد اما نه کارشناس توانایی باشد و نه دیگر مثل گذشته کار تایپ انجام دهد؟ در ایران کارخانه مدرک چاپ کنی به راه افتاده است و صرف بودجه‌های کلان آموزشی، ارزش افزوده اقتصادی به دنبال ندارد. درواقع پرسشی که مطرح می‌شود این است که خروجی آن همه مدیر دکتر در ایران چیست؟ یا آمده‌ایم برای ورود به مجلس شرط گرفتن مدرک فوق‌لیسانس را لحاظ کرده‌ایم که این مسأله نیز از همان نگاه مدرک‌گرایی‌مان ناشی می‌شود. در ایران بی‌شمار دکتر داریم که حتی به یک زبان بین‌المللی اشراف ندارند و نمی‌توانند منابع اصلی علم را مطالعه کنند. کجای دنیا به کسی دکترا می‌دهند که قادر به مطالعه منابع اصلی و کتب مراجع رشته خود نیست؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 رقیب ایرانی ایلان ماسک کمال غفاریان، کارآفرین ایرانی و مقیم آمریکا ‌‌با مشارکت ناسا قصد احداث اولین ایستگاه فضایی تجاری را
🔴 رقیب ایرانی ایلان ماسک کمال غفاریان، کارآفرین ایرانی و مقیم آمریکا ‌‌با مشارکت ناسا قصد احداث اولین ایستگاه فضایی تجاری را دارد. این میلیاردر ایرانی موسس شرکت‌هایی چون Axiom Space و Intuitive Machines می‌باشد و می‌خواهد در تجاری‌سازی پروژه‌های فضایی و از جمله تولید نسل جدید لباسهای فضانوردان مشارکت کند. نشریه فوربس که غفاریان را با عنوان بارون ستایش کرده، نگاه ویژه اقتصادی وی به صنایع فضایی را متفاوت با افرادی همچون جف بزوس، ایلان ماسک و ریچارد برانسون، می‌داند. غفاریان قصد دارد از فرصت اختصاص بودجه 546 میلیارد دلاری دولت آمریکا برای توسعه صنعت فضایی، بهترین بهره برداری را داشته باشد. او در ایران متولد شده و در هفده سالگی به آمریکا مهاجرت کرده است، وی دارای مدرک کارشناسی دوگانه در رشته کامپیوتر و الکترونیک، ارشد و دکتری سیستم‌های مدیریت اطلاعات است و منهای هوافضا در صنعت انرژی هسته‌ای نیز فعالیت دارد. فوربس ثروت غفاریان را 2.2 میلیارد دلار تخمین زده و نوشته این مهاجر ایرانی در سال 1976 با دریافت وام 2000دلاری از عمویش و برای تحصیل به واشنگتن آمد با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

⏹⭕️کشورداری مبتنی بر عدد و عقلانیت، مقایسه ایران و آمریکا محمدرضا اسلامی؛ استاد دانشگاه ایالتی پلی‌تکنیک کالیفرنیا دولت آمریکا هر سال آمار مربوط به صنعت ساختمان و ساخت و ساز در این کشور را منتشر می کند. برای آشنایی با ابعاد این بخش از اقتصاد باید بدانیم که ابعاد بازار ساخت و ساز در بازه یک ساله منتهی به شهریور ماه امسال حدودا ۲۰۰۰ میلیارد دلار بوده که حدودا ده درصد اقتصاد ایالات متحده است. (+) مهندسین معمار و سازه، متولیان احداث بنا در دنیای مدرن محسوب می شوند ولی دانشِ مهندسین سازه و معمار برای سیاست گذاری در امر مسکن کافی نیست، بلکه تدوین استراتژی‌های این حوزه، بحثی چندوجهی/پیچیده است و نیازمند آمار و ارقام روشن و دقیق. در آمریکا چه تعداد خانه ساخته شد؟ جواب دقیق و روشن است: در سال گذشته یک میلیون و ۲۲هزار واحد مسکنِ «یک واحدی» و ۳۶۸هزار مسکن «چند واحدی» ساخته شده و پروانه پایان کار دریافت کرده است. یعنی جمعا ظرفیت اقتصاد آمریکا در بخش مسکن، توانِ ساخت ۱ میلیون و ۳۹۰ هزار واحد مسکونی را داشته است. (+) دقت کنیم! وقتی که یک نفر بگوید ما «به راحتی می توانیم سالی یک میلیون مسکن بسازیم باید بداند درباره چه چیزی صحبت می کند. سردار رستم قاسمی در این زمینه مصاحبه ای کرد و گفت که یک میلیون مسکن در سال «شدنی» است (+) ولی گذر زمان نشان داد اینگونه حرفها بی پشتوانه مبتنی بر عدد، محاسبه و عقلانیت است. سوال بعدی نوع سازه واحدهای مسکونی «چندواحدی» چه بوده است؟ بر خلاف انتظار ما در میان آن ۳۶۸ هزار مسکن چندواحدی مذکور، وضعیت «سازه» خانه ها به شرح زیر بوده است: ۷۳٪ درصد آنها دارای «سازه چوبی» بوده اند و ۲۷٪ درصد باقیمانده دارای سازه های بتنی و فولادی بوده اند. مطابق آمار رسمی دولت آمریکا، فولاد و سیمان عمدتا در سازه های بلندمرتبه استفاده می شود و مصالح اصلی ساخت و ساز (در مسکنِ غیر بلندمرتبه) چوب است. نکته کلیدی همین جاست که این آمار نشان دهنده سرانه مصرف انرژی در روند «احداث» ساختمان نیز هست. برای ساخت سازه های بتنی به سیمان و برای ساخت سازه های فولادی به پروفیلهای فولاد نیاز است که هر دوی این ها توسط دو «صنعت انرژی بر» و «آلاینده محیط زیست» تولید می شوند. در کشور آمریکا با وجود قدمتِ صنایع فولاد و سیمان، چوب به عنوان مصالح اصلی در انبوه سازی مورد توجه قرار گرفته و این امر باعث شده تا بخش قابل توجهی از «انرژی کشور» به سمت تولید سیمان و فولاد رهنمون نشود، و محیط زیست هم کمتر دچار آسیب شود. همین رویکرد را ژاپنی ها هم در چندسال اخیر داشته اند و به سمت سازه های چوبی رفته اند (+). چقدر دی اکسید کربن برای ساخت یک متر مربع مسکن تولید می شود؟ مطالعات پژوهشگران نشان می دهد برای تولید یک تُن سیمان، حدود ۹۰۰ کیلوگرم دی اکسید کربن (CO2) تولید می شود. پروسه تولید سیمان نیاز به انرژی و حرارت بالا (حدود ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد) دارد. در بحث تولید فولاد اعداد وحشتناک تر است. برای تولید یک تن فولاد، بیش از یک تن دی اکسید کربن وارد محیط زیست می شود. بگذارید این را ملموس تر بیان کنم: یک ساختمان 5 طبقه با قاب خمشی فولادی با هزار مترمربع زیربنا را فرض کنیم. مهندسین برای هر متر مربع حدودا ۱۰۰ کیلوگرم فولاد طراحی می کنند. لذا جمعا ۱۰۰ تن فولاد برای ساخت این ساختمان نیاز است که باعث تولید بیش از ۱۰۰ تن دی اکسید کربن می شود. همچنین هر دوی این صنایع (خصوصا صنعت فولاد) «آب بر» محسوب می شوند. برای تولید یک تن فولاد ۲۳۰هزار لیتر آب مصرف می شود (+,+). یعنی استفاده از سازه چوبی در آمریکا باعث شده علاوه بر تولید کمتر کربن، آب کمتری نیز مصرف شود. ⏹⭕️تحلیل و تجویز راهبردی: مساله همین جاست: عدد و عقلانیت! عدد پیش نیاز محاسبه است و محاسبه زیربنای عقلانیت. ما در ایران نیاز داریم عدد بفهمیم! تا عدد نباشد و محاسبه نکنیم، تصمیمات ما فضایی و وعده های ما تخیلی خواهد بود برای آنکه از کشورداری فضایی-تخیلی به کشورداری عقلایی-منطقی مهاجرت کنیم ما نیازمند عدد هستم و سپس محاسبه و سپس به چالش کشیدن مفروضات و تصمیمات. مثلا می شود این سوال را مطرح کرد که آیا بهتر نیست در ایران چوب را وارد کنیم ولی «انرژی و آب کشور» را در تولید فولاد و سیمان به هدر ندهیم؟ آیا دانشگاههای ما در این زمینه مطالعه ای داشته اند؟ امیدوارم که انجام شده باشد! البته امیدوارم! چوب اساسا کالای گران قیمت/سنگینی محسوب نمی شود و با توجه به شرایط بحرانی آب/انرژی و محیط زیست نیازمند مطالعه جدی درباره آنالیز قیمت/انرژی احداث سازه های چوبی در انبوه سازی هستیم. ارایه آمار با سه ویژگی دقیق، پایدار و شفاف یکی از ضرورتهای کشورداری مدرن است. بدون وجود آمار پایدار، روشن و دقیق، همیشه در حال کلی گویی هستیم و وعده های غیردقیق.

🔺من آقای گاو هستم! مجتبی لشکربلوکی در یک مدرسه راهنمایی دخترانه کار می کردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم. از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو آمده. ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده. تعجب کردم و موضوع را به خانم دبیر گفتم. یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم! از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود. با اکراه پذیرفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم! معلم پاسخ داد خواهش میکنم، ولی ... مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید... دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید ... بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند. آن آقا، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه ... (نویسنده: ناشناس) ☑️⭕️تحلیل و تجویز کاربردی: خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. عموما ما درگيري هاي فيزيكي یا تعرض جنسی را خشونت می دانیم. ولی واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی. وقتی توهین می کنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید می کنیم همه این ها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد. تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه‌ کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند. خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی می شود. وقتی رهبر یک گروه سیاسی در جامعه، افراد طرف مقابل را احمق، متعصب، متحجر، مغرض و فاسد معرفی می کند، ما به عنوان طرفداران او آمادگی لازم را پیدا می کنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی او رد شویم. چرا؟ چون دیگر او را شایسته زندگی نمی دانیم! وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با ده ها فحش آبدار و ناموسی می نوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم می کنیم. وقتی ما جریان رقیب را فریب خورده و عامل دست دشمن معرفی می کنیم، آنگاه حذف سیاسی و فیزیکی رقیب مشروعیت پیدا می کند. وقتی دختر همسایه را داف خطاب می کنم، راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم را خنگ و فرد قانون مدار را اُسکُل، همه این ها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی. چه باید کرد؟ اولین کار این است که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارت‌های گفت‌وگو باعث می شود افراد نتوانند آن‌چه که مدنظر دارند را به‌زبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه می کنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است. آنانکه مسیر گفتگو را مسدود می کنند (چه برای خودشان چه برای دیگران) مسیر خشونت را هموار می کنند. دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدم ها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیت اش تخریب شده، شرافت اش لکه دار شده، عزت نفس اش لگدمال شده دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من، طرفداران تیم مقابل، صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسد نه احمق نه هوس باز نه فریب خورده نه ... آن ها فقط انسان هستند درست و دقیقا مانند من! آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

الگوی کره جنوبی برای مردم، کره شمالی برای مسئولان! ✍ حبیب رمضانخانی محمد حسین قدیری ابیانه، سفیر سابق و از مسئولان و عاملان وضعیت و مشی فعلی، گفته اند: ساعت مفید کار در کره جنوبی ۹.۵ ساعت و در ایران ۲۲ دقیقه است و این یعنی یک کره‌ای معادل ۲۴ ایرانی کار می‌کند. علاوه بر این کار سخت، بسیار کم توقع هم هستند و بسیاری در آپارتمان‌های ۱۵ متری و ۱۷ متری سکونت دارند. در پاسخ به این اظهار نظر چند نکته را بایستی به ایشان و هم مسلمانکانشان، یادآور شد: ۱.جناب قدیری ابیانه و اصولگرایان، به وقت دولت روحانی، دولت و انتخاب نادرست مردم را عامل اصلی مشکلات دانسته و ادعا می کردند با آمدن خود، تمام مشکلات را حل می کنند و مثلا دلار را تا ۱۵ تومان پایین آورده و بورس را در سه روز به سامان می کنند! ولی بعد از تحقق حاکمیت یکدست، و گذشت سی ماه، فرصت از مردم تا ظهور منجی خواسته و مردم را مقصر وضعیت پیش رو می دانند و لابد به خاطر این خبط هست با تصویب انواع مالیات ها و عوارض سنگین و افزایش سال های بازنشستگی، می خواهند آن ها را مجازات کنند! ۲. نمی دانم چه حکمتی هست! که مسئولان کشورمان نوبت خودشان، آن اقتدار، مادام العمری و عدم پاسخگویی مسئولان کره شمالی را برای مقایسه و الگو معرفی، ولی نوبت مردم، آن تلاش و توسعه کره جنوبی را مطالبه و مردم آن کشور را الگو معرفی می کنند؟ ۳. بیشتر مسئولان اصولا دین و مذهب را در جهت منافع خود تفسیر و بسترسازی می کنند. مثلا برای عتاب مردم غرب و اسراییل، حدیث معروف، الناس علی دین ملوکهم، مردم بر شیوه حاکمان خود زندگی می کنند را مثال می زنند، ولی به وقت خودشان و پاسخ گویی، مثل انتقاد اخیر، مردم واحدی کاملا جدا از حکومت و منش آن معرفی می شوند. ۴. در اینکه در ایران ساعت مفید و بهره وری پایین بوده و نیازمند تغییر وضعیت، شکی نیست. ولی بایستی به جناب قدیری گوشزد کرد، این پایین بودن بهره وری محصول چندین عامل است. یکی پایین بودن دستمزدها و نبود انگیزه، دیگری عدم وجود قوانین به روز، عدم نظارت صحیح و بوروکراسی ناکارآمد و مهمتر، اقتصاد دولتی که انگیزه ای برای کار و تلاش نمی گذارد. همان اقتصادی که جناب قدیری و دوستانش، سرخوشانه در اوایل انقلاب با مصادره شرکت های بزرگ و کارآفرین خصوصی، آن ها را  دولتی کرده و این مسیر را بسترسازی کردند. ۵. در تمام دنیا و علم اقتصاد عقلانی و مرسوم این است که شرکت و بنگاه زیان ده را ابتدا باید تغییر و اصلاح اساسی کرد، اگر نتیجه بخش نبود، تعطیل کرد. ولی جناب قدیری در جریان هستند که از شرکت های خودرو ساز تا انواع بنگاه های تولیدی و مالی زیان ده دولتی که اتفاقا میانگین ساعت کار مفید را پایین آورده اند، از قضا سال هاست با تجویز پول از بیت المال سرپا نگه داشته و سعی بر امتداد آن انحصار و رانت دارند. مثلا همین صدواسیما! با نزدیک به ۵۰ هزار پرسنل، هر سال بودجه مضاعفی از بیت المال می گیرد، در حالی که مشابه خارجی آن، مثل بی بی سی، رویترز و ... با یک پنجم این نیرو و بودجه، نه تنها ده ها برابر کارایی، بلکه چندین برابر این بودجه سود دهی دارند. ۶. در آخر، حالا که بحث مقایسه داغ شده، بد نیست آقای قدیری گریزی به مسئولان کره جنوبی و دولتمردانش، جهت مقایسه با مسئولان ایرانی بزند! آنجا که در کره جنوبی وقتی مسئولی نتوانند به شعار و وعده های خود عمل کرده و در حوزه خود مشکلی برای مردم ایجاد کند، از قدرت کناره گرفته، استعفا می دهد و گاهی از شدت شرم و غصه دق می کند و حتی دست به خودکشی می زند! مثل نخست وزیر سابق آن کشور، چانگ هونگ وون، که با غرق شدن یک کشتی تفریخی دانش آموزان، از سمت خود کناره گرفت! آنجا که گفته بود: «گریه های خانواده های غرق شدگان، خواب شبانه را از من گرفته» با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🟢آدم حسابی کیست؟ هنگامی که بخواهیم از کسی تعریف کنیم و او را متمایز از دیگران بشماریم می گوییم. اما آدم حسابی کیست؟ ١-آدم حسابی حرف حسابی می زند. اهل مغلطه نیست، اهل حرافی و هرزگویی نیست، اهل سخنان درهم ریخته و بی هدف هم نیست. برای همین شنوندگانش او را خوب می فهمند. سخنانش برخاسته از دانش است نه شهوت کلام یا خودنمایی. ٢-آدم حسابی اهل تخریب دیگران و تهمت زدن به کسی نیست. او برای حذف رقیب توطئه چینی یا زیرآب زنی نمی کند. ٣-آدم حسابی قانونگراست. اهل دور زدن قانون نیست. رشوه نمی دهد و رشوه قبول نمی کند. اهل پارتی بازی و رابطه سالاری نیست. ٤-آدم حسابی از اقرار به اشتباهاتش ابا ندارد و هرگاه متوجه اشتباه شد در صدد جبران آن یا برگشت از راه رفته بر می آید. ٥-آدم حسابی به اقتضای جلسه و محفلی که در آن نشسته است سخن نمی گوید. سخن او همواره برخاسته از باورهایش است. ##٦-آدم حسابی با برخی افراد و افکار نمی تواند کار کند و قبولشان ندارد. او خود را مجبور به این کار نمی کند. ٧-آدم حسابی در مسائل کوچک صرف وقت نمی کند و درباره ی مسائل مهم بی تفاوت نیست. ٨-آدم حسابی با بالادستیهایش تعارف ندارد. اگر اشتباهی از ایشان ببیند می گوید و اگر اقناع نشود از همکاری و همراهی با ایشان کناره می گیرد. ٩-آدم حسابی در هر پست و مقامی که مشغول باشد، تمام تلاشش در راستای انجام مأموریتهای محوله به بهترین شکل است. او برای خوشامد رئیسانش یا به طمع پست و مقامی بهتر، تصمیم نمی گیرد و کار نمی کند. ١٠-آدم حسابی اهل باج دادن و معامله کردن در وظایف و اختیاراتش نیست. او از دید همکارانش آدم سختی به نظر می رسد. ١١-آدم حسابی به کسانی که از او تعریف و تمجید می کنند با احتیاط نگاه می کند و به کسانی که او را نقد می کنند خوب گوش می کند و در صدد تلافی برنمی آید. ١٢-آدم حسابی در مقابل کاری که برای دیگران می کند انتظاری از ایشان ندارد و در زمانی که کارش به آنها بیافتد به ایشان یاداوری نمی کند که چه کارهایی برایشان کرده است. ١٣-آدم حسابی در قید و بند دریافت تبریک و تسلیت از دیگران یا برگزاری مراسم بزرگداشت و تکریمش نیست. او کیش شخصیت ندارد. ١٤-آدم حسابی وامدار فرد یا گروهی نمی شود. او تلاش می کند کاستی هایش را با عزت نفس پر کند اما آزادگیش را در گرو نیازهایش نگذارد. ١٥-آدم حسابی بر اساس باورهای راستینش در گروه، حزب یا سازمانی وارد می شود. او اهل یافتن همفکرانش است نه همفکر شدن برای رسیدن به امیالش. ١٦-آدم حسابی دارای یک سلسله ارزشهای اخلاقی است که آنها را با اندیشه و پژوهش خود یافته است نه توصیه و تلقین دیگران. ١٧-آدم حسابی اهل مدرک گرایی نیست. او نداشتن عنوان دکتر و مهندس را کسر شأن نمی داند و به دنبال خرید مدرک یا عنوان تقلبی نیست. او یادگیری را یادگرفته است و اگر مدرکی هم دارد اساسش دانایی و توانایی بوده است. ١٨-آدم حسابی نه اهل توهین است و نه اهل لودگی. او با گفتارش دیگران را خودخواسته به احترام وامی دارد. او آدم خشکی نیست. انضباط و چارچوب اخلاقی و شخصیتی مشخصی دارد اما دیگران از معاشرت با او زده نمی شوند. ١٩-آدم حسابی به کاری که می کند اعتقاد دارد و کاری نمی کند که به آن باور نداشته باشد. برای همین آمادگی بیشتری را برای جدا شدن از گروه، حزب، سازمان یا شغلی که مغایر با باورهایش باشد دارد. ٢٠-آدم حسابی با واژه ی "مصلحت" رفتار و گفتارش را توجیه نمی کند. مصلحت برایش مانند سوزنی است که او به ندرت به جان خود فرو می کند. باید اقرار کرد که "آدم حسابی بودن" کار دشواری است و به ویژه در اوضاع کنونی جامعه ی ما "آدم حسابی ماندن" دشوارتر. در زمانی که آشفتگی به جان جامعه ی ایرانی افتاده است، برشمردن و یاداوری ویژگیهای آدمهای حسابی به ما کمک می کند که این نیاز راستین کشور را به فراموشی نسپریم. 🔸به امید روزی که آدم حسابی ها را بیشتر ببینیم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺سردار رمضان شریف، سخنگوی سپاه: 🔰آدم از ساختمان هایی که در مناطق خوش آب و هوای ایران می سازند، حیرت می کند، اگر این رفاه نیست پس چیست؟ 🔰پ.نوشت: ✍️عباس سلیمانی ♈️می گویند روزی امیر کبیر که از حیف و میل شدن سفره‌های دربار به تنگ آمده بود به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت می خورند میل کند. ♈️شاه پرسید مگر رعیت ما چه می خورند؟ ♈️امیرکبیر گفت: آبدوغ خیار ناصرالدین شاه سرآشپز را صدا زد گفت که برای ناهار فردایمان آبدوغ خیار درست کنید. ♈️سر آشپز دستور تهیه مواد زیر را به تدارک‌چی برای آبدوغ خیار شاهی داد : ✦ ماست پر چرب اعلا ✦ خیار قلمی ورامین ✦ گردوی مغز سفید بانه ✦ پیاز اعلای همدان ✦ ڪشمش بدون ‌هسته ✦ نان دو آتیشۀ خاش‌خاش ✦ سبزی‌های بهاری اعلا و ... . ♈️ناصرالدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار خورد به امیرکبیر گفت: رعایای پدرسوخته چه غذاهایی میخورند ما بی‌خبریم. اگر کسی از این همه نعمت رضایت نداشت فلکش کنید. ♈️حاجی! معلوم است در مناطق خوش آب و هوا سیر  می کنی و آبدوغ خیار ناصری میل می فرمایی ! بله در مناطق خوش آب و هوا مثل لواسان،دماوند، کردان یا شمال ويلا هایی به قیمت هزار میلیارد هم وجود دارد شاید هم بیشتر! ♈️عامو!!ای کاش یه سری هم به سیستان و بلوچستان، کردستان، بوشهر، هرمزگان..‌هم می زدی در سیستان حدود ۱۰۰ هزار نفر هنوز شناسنامه ندارند!مردم در خانه های کپری با سوتغذیه زندگی می کنند حتی آب آشامیدنی بهداشتی ندارند در دوره کرونا هم  دانش آموزان بدون اینترنت بدون وسایل آموزشی ترک تحصیل کردند! اینها فقر و محرومیت نیست پس چیست؟ ♈️دایی‌!!چرا راه دور بروی یه سری به جنوب تهران  بزن ببین مردم در چه خانه هايي و با چه قیمت هايي سکنا گزيده اند اجاره یک خانه ۷۰ متری با خون بهای یک شخص برابری می کند !! کارتن خواب ها ،قبر خواب ها ،اتوبوس خواب ها را ببین اینها محرومیت نیست پس چیست؟داداش!اصلا نیازی هم رفتن به جنوب شهر نیست نیم ساعت از پنجره خانه ات به سطل آشغالی سر کوچه   بیانداز  ببین چند نفر زن ،مرد، ،پیر جوان ،کودک تا کمر در آن خم می شوند اما مایوس بر می گردند چون تعداد زباله گردها بیشتر از زباله است اگر اینها محرومیت نیست پس چیست! نیست شرح این سخن را منتها پاره‌ای گفتم بدانی پاره‌ها با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

گزارش فعالیت‌های سال 1401 تیپاکس منتشر شد. در این گزارش مطالبی همچون روند رشد مشتریان، فرستنده و گیرنده‌های بسته، زیرساخت‌های
گزارش فعالیت‌های سال 1401 تیپاکس منتشر شد. در این گزارش مطالبی همچون روند رشد مشتریان، فرستنده و گیرنده‌های بسته، زیرساخت‌های عملیاتی، پراکندگی و رشد نمایندگی، نوآوری‌ها٫ افتخارات٫ سرویس‌های جدید و ... برای اطلاع عموم منتشر شد. نسخه كامل اين گزارش، در لینک زیر: B2n.ir/reporttipax26 @tipaxco

#تبلیغات

🔺 فرهنگ، بنده سیاست نیست!! ✍️آیت میرزایی, جامعه‌شناس ♈️ من در این نوشتار به این پرسش پاسخ نمی دهم چرا سیاسیون تکراری برای فرار از پاسخگویی در برابر مشکلات اساسی جامعه ایران به بازی های صوری و انحرافی تکراری و ایدئولوژیک همچنان اصرار دارند؟ ‌اما تلاش سیاسی و دستوری اخیر آنها در تغییر عنوان جشن های ایرانی ماندگار  و ملی «چهارشنبه سوری» و جشن «شب یلدا» نمونه ای دیگر از تصمیمات سیاسی ناصواب، نادرست و نافرهنگی است. واقعیت آن است که پایش جامعه ایران عمدتا و به ویژه در تنگناهای سیاسی فرهنگی بوده است. به این معنا فرهنگ ایرانی که تسلیم آن همه هجومهای سهمگین در تاریخ نشد و سربلند ماند قطع به یقین تسلیم تصمیمات ناسنجیده سیاسی و نافرهنگی کنونی نیز نخواهد شد. به قول عالیجناب حافظ «عرض خود می بری و زحمت ما می داری».  ♈️ در مورد مبانی هستی شناختی و فلسفه این دو جشن و جایگاه آنها در فرهنگ ایرانی به قدر کفایت پژوهش شده است و پژوهندگان فرهنگ دوست نوشته اند و اینجا مجال تکرار آنها نیست. اما بگذار ببینیم به سبک ایرانی میشود ماحصل این دو مصوبه نامبارک را تبریک گفت؟: 🔰 ما ایرانیان می گوییم: «چهارشنبه سوری مبارک!» یا «چهارشنبه سوری تون مبارک!» لابد شما می گویید «تکریم همسایگان مبارک» ؟! یا «تکریم‌همسایتون مبارک!» ما به سلامتی و برای سلامتی از روی آتش می پریم! شما لابد به سلامتی و برای سلامتی از روی همسایه می پرید! یا به همسایه می پرید؟! هر طور فکر می کنم اصلن این خرده فرمایشات من درآوردی و نچسب شما ایرانی نمی شود. یعنی هیچ رغم به خورد فرهنگ ایرانی نمی رود؟! 🔰 ما ایرانیان می گوییم: «شب یلداتون مبارک!» و حتی شب را هم در ترکیب «شب یلدا» به کار نمی بریم و فقط می گوییم «یلداتون مبارک!» لابد شما می گویید: «صله رحم تون مبارک!» و اگر بخواهید مثل ما خلاصه بگویید لابد می گویید «رحم تون» مبارک! ♈️ آن فلسفه و هستی شناسی پشت این جشنها و این موارد صوری به کنار، به نظر می رسد شما همان تکریم همسایه و صله رحم را هم نمی دانید! این جشنهای ملی مالک و صاحب دارد. شما که حرمت خانه و صاحب خانه را نگه نمی دارید؟ چگونه می خواهید تکریم همسایه کنید؟! شما که نظر ایرانیان یعنی صاحبان خانه و این جشن ها را برای این تغییرات نپرسیده ایید؟!  چگونه دیگران را دعوت به صله رحم می کنید؟ نه آن دو را می شناسید و نه این دو را می دانید؟! ♈️ خود دانید! به باور من جامعه شناس، فرهنگ ایرانی ورای آن شورای به اصطلاح «عالی» است. همین دو مصوبه اخیرتان دو نشانه باخت و شکست در برابر فرهنگ ایرانی است!. پرسش من این است فهم شما از همان «تکریم همسایگان» و «صله رحم» چیست؟ ♈️ مصوبه اخیرتان از اساس مغایر با تکریم همسایه و صله رحم است! چرا در نمی یابید فرهنگ ایرانی، فرهنگ عشق، مهر و جذب است نه فرهنگ دشمنی و حذف؟!. کمی بیشتر بیاندیشید و تکریم همسایه و صله رحم را از خودتان شروع کنید. اگر هنری دارید عرضه کنید و مال دیگران را از آن خود و به نام خود تصاحب یا جعل نام نکنید! ♈️ در ایران هر سیاستی تا جایی مقبول است که حریم فرهنگ ایرانیان را حرمت گذارد و جامعه ایرانی هم به همان راهی می رود که فرهنگشان نشان داده و می دهد و تابع دستورات سیاسی و بنده سیاست نیست.از این رو حریم سیاست را فرهنگ تعیین می کند. ♈️ پس نه صله رحم تان، جشن شب یلدا میشود و نه تکریم همسایگان تان، جشن چهارشنبه‌سوری! «نه آن دو را بی اعتبار کنید! نه این دو را خراب!. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🆕 مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفه‌ای است 🛡 دوره «مدیرعامل حرفه‌ای» ماهان 🖥 دوره مدیرعامل حرفه‌ای ماهان، ب
🆕 مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفه‌ای است 🛡 دوره «مدیرعامل حرفه‌ای» ماهان 🖥 دوره مدیرعامل حرفه‌ای ماهان، به‌عنوان اولین دوره شخصی‌سازی‌شده برای مدیران عامل در ایران، تمامی نیازهای مدیران سازمان‌های امروزی را به‌صورت تخصصی مدنظر قرار داده است. شما با شرکت در این دوره از خدمات ذیل بهره‌مند خواهید شد: 🎖۹۰ ساعت آموزش کاربردی توسط اساتید تراز اول 🎖برگزاری جلسات منتورینگ گروهی با مدیران عامل الهام‌بخش 🎖فرصت شبکه‌سازی حرفه‌ای با مدیران عامل 🎖امکان حضور در رویدادهای هفتگی کافه‌نتورک (باشگاه کسب‌وکار ماهان) 📞 جهت دریافت مشاوره تخصصی و ثبت نام، عدد 177 را به شماره 02188401313 بفرستید.

#تبلیغات

با ارزش‌ترین چیز در زندگی، این نیست که چه چیزهایی داریم، بلکه این است که چه کسانی را داریم سینه ای سرشار از محبت همه دوستان و
با ارزش‌ترین چیز در زندگی، این نیست که چه چیزهایی داریم، بلکه این است که چه کسانی را داریم سینه ای سرشار از محبت همه دوستان و یارانی دارم که در این چند روز با حضور گرانقدرشان در مراسم یا ارسال پیام های پرمهر یا تماس های محبت آمیز یا ارسال گٌل یا به هر نحوی، من را در داغ درگذشت خواهرم همراهی کردند و تسکینی بودند بر این اندوه مولم قدردان لطف و مهربانی تک تک شما عزیزان دیده و نادیده ام هستم . #حامد_پاک_طینت 📌https://www.instagram.com/p/CzladyMtbWR/?igshid=MXhzOTdta3RpMzFidA== مجمع فعالان اقتصادی جمع مدیران نامدار ایران

🔺گاهی مرگ پایان کبوتر است ✍️سعید معدنی ♈️در هوای سرد آخر پاییز (۲۲ دسامبر ۱۸۴۹) در سن پترزبورگ چشم‌های چند جوان روس را بسته و آماده اعدام هستند. سربازانی که در هوای سرد زیر شلاق بارش برف تفنگ بدست گرفته‌اند، منتظرند تا نصیحت‌ها و آمرزش طلبیدن کشیش وراج تمام شود و آنها ماشه‌ها را بچکانند و پی کارشان بروند. اما پیکی از راه می رسد و دستور تزار روس را می آورد که: اعدام نکنید. ♈️اعدام شوندگان از مرگ نجات پیدا می کنند و سربازان هم نفس راحتی می کشند و در نهایت زندانیان در معرض اعدام به حبس و تبعید محکوم می‌شوند. یکی از این اعدامی‌ها فئودور داستایفسکی، نویسنده نابغه روسی است که اگر نبود واقعا جهان چیزی کم داشت. ♈️داستایفسکی در زمان اعدام ۲۸ ساله بود. در جوانی چند کتاب ترجمه کرده و قصه‌هایی نوشته بود و پایش به محافل ادبی باز شده بود. او و دوستانش شبانه حلقه هایی تشکیل داده و بعضا در باره‌ی ادبیات اعتراضی علیه دیکتاتوری و تزار مستبد روس گفتگو می‌کردند که دستگیر می شوند. داستایفسکی پس از رهایی از اعدام ۳۰ سال زنده می ماند و شاهکارهایی مثل جنایت و مکافات، قمارباز، ابله، برادران کارامازوف و غیره را خلق می‌ کند که هنوز هم هر رمان خوان حرفه ای به احترامش می‌ایستد و کلاه از سر برمی‌دارد. ♈️اگر چه بعدها گفتند که تزار قصد ترساندن داشت و نمی‌خواست اعدام کند، ولی این جمع اهل قلم را تا دم هول مرگ بردند و بعد اعدام را متوقف کردند. هر چه بود بعدها داستایفسکی گفت: " به خاطر ندارم که در هیچ لحظه دیگری از عمرم به اندازه آن روز خوشحال بوده باشم" ♈️داستایفسکی در سال ۱۸۸۱ در ۵۹ سالگی فوت می کند. ۹ سال بعد از مرگ داستایفسکی، رابرت استراد در آمریکا متولد شد. او در ۱۳ سالگی از منزل فرار کرد و به بزهکاری روی آورد و به مسیر جرم و انحراف افتاد. از مواد فروشی گرفته تا قوادی و... پرداخت. او به خاطر قتلی که مرتکب شده بود به زندان می‌افتد در زندان هم نگهبان را می‌کشد و به اعدام محکوم می‌شود. مادرش جهت جلوگیری از اعدام دست به دامن مقامات آمریکا می‌شود و حتی به دیدار رئیس جمهور هم می‌رود تا فرزندش را از اعدام نجات دهد تا اینکه تلاش‌های مادر کارساز می شود و با دستور رئیس جمهور آمریکا فرزند این مادر از مجازات اعدام رها و به حبس ابد محکوم شد. رابرت استراد ۵۴ سال در زندان ماند و در ۷۴ سالگی در همان زندان مرد. ♈️رابرت استراد در زندان به پرندگان علامند شد و روی آنها شروع به مطالعه کرد. او متوجه برخی بیماری‌های پرندگان و چگونگی درمان آنها شد. در نهایت با پشتکار مداوم مطالعه کرد و نوشت تا اینکه آثارش به محافل علمی و دانشگاهی راه یافت.  او در حالی که در زندان آلکاتراز به حبس ابد محکوم بود اما به واسطه‌ی آثارش به یک استاد دانشگاه تمام عیار تبدیل شد. آثار وی بعدها راهگشای درمان بسیاری از بیماری‌های پرندگان شد. ♈️داستان زندگی این دو نمونه متفاوت یعنی داستایفسکی روشنفکر اخلاق‌گرا و رابرت استراد مجرم و بزهکار، نشان می‌دهد نباید در اعدام افراد عجله کرد. بخصوص اعدام‌هایی که شاکی خصوصی ندارند و حکومت‌ها تصمیم می‌گیرند و  می‌توانند مجازات جایگزین مثل زندان و تبعید را انتخاب کنند. در تاریخ غمبار این سرزمین، همیشه هیجان جای عقل را گرفته و حکومتگران و تصمیم‌گیران ما در بزنگاههای تاریخی می‌توانستند اعدام نکنند و سایر مجازات را جایگزین کنند تا از چرخه تولید خشونت بیهوده جلوگیری کنند. ♈️ از شیخ فضل الله نوری گرفته تا دکتر حسین فاطمی، از مرتضی کیوان گرفته تا خسرو گلسرخی و از غلامرضا نیک‌پی ( شهردار تهران قبل از انقلاب ) گرفته تا محسن شکاری، و صدها و هزاران نفر دیگر. ♈️سهراب سپهری در فرازی از اشعارش می‌گوید: و نترسیم از مرگ/ مرگ پایان کبوتر نیست. اما واقعا در باره‌ی افرادی مثل داستایفسکی و استراد اگر اعدام می‌‌شدند پایان کبوتر بود. شاید همین تجربه گرانقدر بشری باعث شده تا بسیاری از کشورهای جهان قانون منع اعدام داشته باشند. اعدام تنها مرگی است که می توان بخشید و جانی را نجات داد. بخصوص اگر مدعی اعدام حکومتگران باشند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

♦️ محمدرضا شاه: حاکم دبی خواسته کمک کنیم تا دبی هم مثل کشور ما آباد شود ! ▪️زمانی که حاکم دبی به ایران آمده بود، روزی برای صر
♦️ محمدرضا شاه: حاکم دبی خواسته کمک کنیم تا دبی هم مثل کشور ما آباد شود ! ▪️زمانی که حاکم دبی به ایران آمده بود، روزی برای صرف ناهار مهمان شاه ایران میشود و بطور خصوصی صحبت هایی می کنند. بعد از صرف ناهار اسداله علم (وزیر دربار) از شاه می پرسد؛ شيخ راشد آل مكتوم چطور آدمی بود؟ شاه در جواب می گوید: این شخص نسبت به دیگر حکام عرب بسیار روشنفکر و مترقی تر است. به زبان انگلیسی کاملا مسلط است. از ما در راه پیشرفت دبی درخواست كمک کرده که تا دبی هم مثل کشور ما آباد بشود حتی در خواست کردند کنترل امنیت آنها را ما بدست بگیریم.! 📚بر گرفته از کتاب یادداشت های اسداله علم با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴از ترجمه‌ی کتاب مبانی جامعه شناسی اسلامی تا فاحشه خواندن دانشجویان!! ✍فریبا نظری، ٭دانش‌آموخته‌ی جامعه‌شناسی سال ۱۳۵۱ دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از ادغام دو موسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی و موسسه‌ی تحقیقات تعاون، تأسیس شد. دکتر جمشید بهنام عضو مؤسسه‌ی مطالعات اجتماعی در تهران و بنیان‌گذار و رئیس دانشکده‌ی علوم اجتماعی این دانشگاه بود. فردا ۱۸ آبان سال‌روز درگذشت ایشان در سال ۱۴۰۰ است. در طی ۵۰ و یک‌سال گذشته از تأسیس این دانشکده، افراد متعددی در جایگاه ریاست آن نشستند تا به امروز که نوبت به غلامرضا جمشیدی‌ها رسیده است.  رزومه‌ی ایشان در تألیف و ترجمه‌ی کتاب های فراوان و نگارش مقالات و سخنرانی‌ها، بسیار پر و پیمان است. گویا دکتر جمشیدی‌ها دکترای جامعه شناسی خود را از دانشگاه منچستر دریافت کرده‌اند. دیروز تصاویری از درگیری و دشنام ایشان با دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد. خبرگزاری ایسنا از قول ایشان نوشته است: « فیلمی که اخیرا از ماجرای دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران منتشر شد تمام ماجرا نیست و فقط بخشی از صحنه است متاسفانه برخی دانشجویان که مدعی آگاهی مسائل دانشگاه هستند همه اتفاق را روایت نکردند و صرفا بخش کوتاهی از ماجرا را منعکس کردند. موضوع درگیری ما با برخی دانشجویان دقیقا به دلیل این بود که بنده وقتی برای ادای فریضه نماز ظهر به محیط دانشکده رفتم رفتار نامناسبی از دو تن از دانشجویان دختر و پسر مشاهده کردم. با دانشجوی پسر در دفتر مشغول صحبت بودم که ناگهان تعدادی از دانشجویان وارد اتاق شدند و یک سری مباحثی را مطرح کردند در این لحظه من جمله‌ای را از روی عصبانیت خطاب به آنها بیان کردم. دانشجویان نیز اقدام به پخش این قسمت از سخنان من کردند که من منکر آن نیستم. در واقع من کاری به دانشجویان نداشتم و تهدیدی هم نکردم اما به عنوان رئیس دانشکده نمی توانم از صحنه نامشروعی که می‌بینم چشم پوشی کنم…». جناب جمشیدی‌ها! رئیس دانشکده علوم اجتماعی 🔰۱- آیا دشنام و عبارات زشت و سخیف و رکیک نامشروع نیست؟ 🔰۲- با کدام مجوز شرعی، قانونی، انسانی، و اخلاق حرفه‌ای؛ دانشجویان را فاحشه و دانشکده را فاحشه خانه خواندید؟ 🔰۳- شما که ادعا شده در دانشگاه منچستر درس خوانده‌اید، آن چند سال چگونه در جمع فاحشه‌های آن دانشگاه و در آن فاحشه خانه_ البته به زعم و باور شما!!_  اقامت داشتید و عضوی از آن جمع بودید؟ 🔰۴- این میزان وقاحت و بی‌ادبی و دشمنی با دختران و پسران این سرزمین را چگونه در خود پرورانده‌اید؟ 🔰۵- این میزان ضدزن بودن را از کجا در خود درونی نموده‌اید؟ 🔰۶- آیا خود را لایق این جایگاه می‌دانید؟ 🔰۷- گمان نمی‌کنید نامشروع، اشغال جایگاه نیک اندیشان و خردورزان و نیک گفتارتان است؟ 🔰۸- آیا فاحشه، تفکر پوسیده و بیماری نیست که دختران و پسران این سرزمین را با عبارات رکیک و دشنام زشت؛ خطاب می‌کند؟ جناب رئیس بهتر بود بجای ترجمه‌ی کتاب مبانی جامعه شناسی اسلامی! کمی روی جامعه‌پذیری خود و آموختن رفتار مناسب و گفتار نیکو در جمع دانشجویان، تمرکز نمایید. اگر اخلاق حرفه‌ای بر نهاد دانشگاه این کشور حاکم بود، شما باید آشکارا و با ابراز پشیمانی؛ عذرخواهی می کردید یا درصورت پافشاری بر رفتار غیرحرفه‌ای تان، فوراً از پایگاهی که در آن هستید؛ برکنار می‌شدید… افسوس که خانه از پای‌بست ویران است... اما دوباره می‌سازیمت وطن... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o