جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 614 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 292,并在 伊朗 地区排名第 12 263 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 614 名订阅者。
根据 25 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -184,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 16.61%。内容发布后 24 小时内通常能获得 10.09% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 2 788 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 26 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 614
订阅者
-624 小时
-317 天
-18430 天
帖子存档
27 618
🔴 ترجمه ی متن منشور کوروش بزرگ....
♈️بخش_اول..
🔰خط ۱. آن هنگام که مَـردوخ، پادشاه آسمانها و زمین ... دشمنانش را ویران میکند... «کوروش» (در متن بابلی: «کو - رَ - آش»)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بابـِل» (با - بی - لیم)، شاه «سومر» (شو- مـِ - ری) و «اَکـَّد» (اَک - کـَ - دی - ای)، ...
🔰خط ۲. ... همه جهان.
🔰 خط ۳. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
🔰خط ۴. او آیینهای کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.
🔰خط ۵. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه» (اِ- سَگ - ایلَـه) برای شهر «اور» (او - ریم) و دیگر شهرها ساخت.
🔰خط ۶. او پیشکشیهای ناپاک ... آیینهایی که شایسته آنان نبود ... هر روز یاوهسرایی میکرد.
🔰خط ۷. او کارهای پیشکشیهای روزمره به خدایان را مانع شد. او با مقررات نامناسب در زندگی مردم دخالت میکرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش «مردوخ» (اَمَـر -اوتو) خدای بزرگ روی برگرداند.
🔰خط ۸ او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوهای ساکنان شهر را آزار میداد. او با کارهای خشن خود مردم را نابود میکرد ... همه مردم را.
🔰خط ۹. از ناله و دادخواهی مردم، «انلیل» خشمگین شد و از آن سرزمین ... دیگر ایزدان که با او زندگی میکردند نیز پرستشگاهها را ترک کردند.
🔰خط ۱۰. مردم از خدای بزرگ میخواستند تا به وضع همه باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانهشان رو به ویرانی میرفت، توجه کند. مردوخ خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به «بابـِل» بازگردند.
🔰خط ۱۱. ساکنان سرزمین «سومر» و «اَکـَّد» مانند مردگان شده بودند. مردوخ به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
🔰خط ۱۲. مَـردوخ به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام «کوروش» پادشاه «اَنـْشان» (اَن - شـَ - اَن) را برخواند. از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.
🔰خط ۱۳. او تمام سرزمین «گوتی» (کو-تی-ای) را به فرمانبرداری کوروش درآورد. همچنین همه مردمان «ماد» (اوم - مان مَـن - دَه) را. کوروش با هر «سیاه سر» (انسان) دادگرانه رفتار کرد.
🔰خط ۱۴. کوروش با راستی و عدالت کشور را اداره میکرد. مَـردوخ، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و پندار نیکِ این پشتیبان مردم خرسند بود.
🔰خط ۱۵. او کوروش را برانگیخت تا راه بابـِل را در پیش گیرد؛ در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمیداشت.
🔰خط ۱۶. لشکر پر شمار او که همچون آب رودخانهای شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگافزارها در کنار او ره میسپردند.
🔰خط ۱۷. مَـردوخ مقدر کرد تا کوروش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابـِل وارد شود. او بابـِل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نـَبونعید» (نـَ - بو - نـَ- اید) شاه را به دست کوروش سپرد.
🔰خط ۱۸. مردم بابـِل، سراسر سرزمین سومر و اَکـَّد و همه فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهرههای درخشان او را بوسیدند.
🔰خط ۱۹. مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
🔰خط۲۰. منم «کوروش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشه جهان.
🔰خط ۲۱. پسر «کمبوجیه» (کـَ-اَم-بو-زی-یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نوه «کوروش» (یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنـْشان، نبیره «چیشپیش» (شی-ایش-بی-ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنـْشان.
🔰 خط ۲۲. از دودمانی که همیشه شاه بودهاند و فرمانروایی اش را «بعل» (بـِ-لو) و «نابو» (نـَ-بو) گرامی میدارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابـِل شدم.
🔰 خط ۲۳. همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابـِل بر تخت شهریاری نشستم. مردوخ دلهای پاک مردم بابـِل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
🔰ادامه_دارد 👇👇
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
Repost from صندوق سهامی انار
⏳ آینده خود را از امروز بسازید
برای تجربه یک سرمایهگذاری موفق در بورس؛ بهرهمندی از دانش تخصصی یک تیم حرفهای و دیدگاهی بلند نسبت به سرمایهگذاری ضروری است.
انار یک صندوق قابل معامله در بورس و از نوع سهامی است که بازدهی یکساله آن ( منتهی به ۲ مهر)، بیش از ۸۱٪ بوده است.
📌 تا فرصت هست برای آینده خود و فرزندانتان اقدام کنید.
🎯 مشاوره رایگان سرمایهگذاری:
🔗 https://toranj.ir/ara77
#صندوق_انار
27 618
🛑چرا 29 اکتبر در تقویم جهانی به عنوان روز " #کوروش_بزرگ" نامگذاری شده است؟
کوروش بزرگ به عنوان یکی از چهره های بزرگ جهان به عنوان نماد عدالت و حکمرانی مترقی شناخته می شود. پادشاهی که از چنان عقاید روشنی برخوردار بود که دوست و دشمن همواره لب به ستایش او گشوده اند.
در 29 اکتبر سال 539 پیش از میلاد، کوروش بزرگ، پادشاه ایران، وارد شهر بابل شد و خودش را به عنوان "پادشاه بابل، پادشاه سومر و اکد و پادشاه چهار گوشه جهان" معرفی نمود. او در همان جا استوانه خودش را به عنوان اولین منشور حقوق بشر جهان در زیر دیوارهای بابل قرار داد.
◀️کوروش بزرگ که بود و چه کرد؟
کوروش یک فاتح معمولی نبود. امپراتوری وسیع ایرانی ای که او ایجاد کرد، یک شکل اولیه فدرالیسم بود که در آن هر کشوری در برخی امور دارای استقلال مطلق بود. در هر یک از کشورهای فتح شده تفاوت های فرهنگی مورد احترام قرار گرفته و کوروش در آداب و رسوم، دین، قوانین و گویش های آنان دخالت نمی کرد. با در نظر گرفتن قلمرو او در سه قاره که شامل 25 کشور جهان می شد، کوروش اثبات کرد که او نه تنها خیرخواه، بلکه عاقل نیز هست.
بر خلاف بسیاری از پادشاهان پیش و بعد از او، کوروش به راستی لایق فرمانروایی بود. او اعتقاد داشت هیچ مردی مناسب پادشاهی نیست، مگر اینکه از تواناترین مردمان باشد. وقتی که مردانش می جنگیدند، او در کنار آنها می جنگید. کوروش به قدری معقول و هوشمند بود که هیچ نیازی برای ساختن شکوه و جلال ساختگی از خودش نداشت.
◀️نظر مردمان درباره کوروش چه بود؟
پارس ها او را "پدر" نامیدند. یهودیان که در بابل توسط کوروش آزاد شدند ، او را به عنوان «الهه خداوند» ستایش می کنند. حتی یونانیان، دشمنان باستانی ایران، کوروش را " حاکمی ارزشمند و قانونگذار می دانستند. "به راستی چرا کوروش از چنین احترامی نزد تمامی ملل جهان برخوردار بوده و است؟ وقتی صحبت های او را در ابتدای ورودش به بابل را می خوانید آن گاه بهتر درک خواهید نمود که چرا از چنین عظمتی برخوردار است.
"در حال حاضر که تاج پادشاهی ایران را اعلام می کنم، بیان می دارم که من به سنتها، آداب و رسوم ملتهای امپراطوری احترام گذاشته و هرگز اجازه نخواهم داد که فرمانداران و زیردستان من به این عقاید توهین نموده و آن ها را زیر پا گذارند. من سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد. هر کسی در پذیرفتن و یا نپذیرفتن آن کاملا آزاد است. هرگز اجازه نخواهم کسی دیگران را سرکوب کند و اگر چنین اتفاقی بیفتد، من مجبور خواهم شد که او را مجازات کنم و ستمگر را محاکمه نمایم. من هرگز اجازه نخواهم داد که مالکیت افراد و زمینهای دیگران توسط سپاه من نقض شود. تا زمانی که من زنده ام، از کار غیر مجاز، اجباری جلوگیری خواهم کرد. امروز اعلام می کنم که هر کس آزاد است که دین خودش را انتخاب کند. مردم در تمام مناطق آزاد زندگی می کنند و مشغول به کار هستند و هرگز حقوق دیگران را نقض نمی کنند. من از برده داری جلوگیری می کنم و فرمانداران و زیردستان من موظف هستند مبادله مردان و زنان را به عنوان بردگان در حوزه های حکومت خودشان ممنوع کنند. چنین سنتی نباید در جهان وجود داشته باشد..."
◀️چرا 29 اکتبر به عنوان روز جهانی کوروش نام گذاری گردید؟
بر اساس رویدادنامه نبونعید، کوروش در 29 اکتبر (7 آبان) سال ۵۳۹ پیش از میلاد وارد بابل شد و به همین خاطر این روز به عنوان روز او نام گذاری گردید. برای نخستین بار در 29 اکتبر 2004 جشن سالانه روز کورش بزرگ توسط مردم ایران و قهرمانان حقوق بشر در سراسر جهان جشن گرفته شد.
منشور کوروش در بسیاری از موزه های بزرگ (اصل آن در موزه بریتانیا است) نمایش داده می شود و یک نسخه از آن نیز سال 2016 به عنوان یادآوری و نماد رهبری عدالت آمیز در جهان در سازمان ملل به نمایش درآمد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
🔴 داستانی بسیار تاثیرگذار (این داستان واقعی است)
روزی معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت: "من همه شما را دوست دارم" ولی او در واقع این احساس را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی نام دارد،نداشت.
لباس های این دانش آموز همواره کثیف بودند، وضعیت درسی او ضعیف بود و گوشه گیر بود.
این قضاوت او بر اساس عملکرد تیدی در طول سال تحصیلی بود.
زیرا که او با بقیه بچه ها بازی نمی کرد و لباس هایش چرکین بودند و به نظافت شخصی خودش توجهی نمی کرد.
تیدی بقدری افسرده و درس نخوان بود که معلمش از تصحیح اوراق امتحانی اش و گذاشتن علامت در برگه اش با خودکار قرمز و یادداشت عبارت " نیاز به تلاش بیش تر دارد" احساس لذت می کرد.
روزی مدیر آموزشگاه از این معلم درخواست کرد که پرونده تیدی را بررسی کند.
معلم کلاس اول درباره اونوشته بود" تیدی کودک باهوشی است که تکالیفش را با دقت و بطور منظمی انجام می دهد".
معلم کلاس دوم نوشته بود" تیدی دانش آموز نجیب و دوست داشتنی در بین همکلاسی های خودش است ولی بعلت بیماری سرطان مادرش خیلی ناراحت است"
اما معلم کلاس سوم نوشته بود" مرگ مادر تیدی تاثیر زیادی بر او داشت. او تمام سعی خود را کرد ولی پدرش توجهی به او نکرد و اگر در این راستا کاری انجام ندهیم بزودی شرایط زندگی در منزل، بر او تاثیر منفی می گذارد"
در حالی که معلم کلاس چهارم نوشته بود" تیدی دانش آموزی گوشه گیر است که علاقه ای به درس خواندن ندارد و در کلاس دوستانی ندارد و موقع تدریس می خوابد"
این جا بود که تامسون، معلم وی، به مشکل دانش آموز پی برد و از رفتار خودش شرمنده شد.
این احساس شرمندگی موقعی بیش تر شد که دانش آموزان برای جشن تولد معلمشان هرکدام هدیه ای با ارزش در بسته بندی بسیار زیبا تقدیم معلمشام کردند و هدیه تیدی در یک پلاستیک مچاله شده بود.
خانم تامسون با ناراحتی هدیه تیدی را باز کرد. در این موقع صدای خنده ی تمسخر آمیز شاگردان کلاس را فرا گرفت. هدیه ی او گردنبندی بود که جای خالی چند نگین افتاده آن به چشم می خورد و شیشه عطری که سه ربع آن خالی بود.
اما هنگامی که خانم تامسون آن گردنبند را به گردن آویخت و مقداری از آن عطر را به لباس خود زد و با گرمی و محبت از تیدی تشکر کرد. صدای خنده ی دانش آموزان قطع شد.
در آن روز تیدی بعد از مدرسه به خانه نرفت و منتظر معلمش ماند و با دیدنش به او گفت: " امروز شما بوی مادرم را می دهی"
در این هنگام اشک های خانم تامسون از دیدگانش جاری شد زیرا تیدی شیشه عطری را به او هدیه داده بود که مادرش استفاده می کرد و بوی مادرش را در معلمش استشمام می کرد.
از آن روز به بعد خانم تامسون توجه خاص و ویژه ای به تیدی می کرد و کم کم استعداد و نبوغ آن پسرک یتیم دوباره شکوفا شد و در پایان سال تحصیلی شاگرد ممتاز کلاسش شد.
پس از آن تامسون دست نوشته ای را مقابل درب منزلش پیدا کرد که در آن نوشته شده بود" شما بهترین معلمی هستی که من تا الان داشته ام".
خانم معلم در جواب او نوشت که تو خوب بودن را به من آموختی.
بعد از چند سال خانم تامسون پس از دریافت دعوت نامه ای از دانشکده ی پزشکی که از او برای حضور در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان رشته ی پزشکی دعوت کرده بودند و در پایان آن با عنوان " پسرت تیدی" امضاء شده بود، شگفت زده شد.
او در آن جشن در حالی که آن گردنبند را به گردن داشت و بوی آن عطر از بدنش به مشام می رسید، حاضر شد.
آیا می دانید تیدی که بود؟
تیدی استوارد مشهورترین پزشک جهان و مالک مرکز استوارد برای درمان سرطان است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
Repost from تبلیغات سراسری استارتآپ 🚀
➕ مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفهای است
✅ دوره «مدیرعامل حرفهای» مدرسه عالی کسبوکار ماهان
🫥 دوره مدیرعامل حرفهای مدرسه کسبوکار ماهان، بهعنوان اولین دوره شخصیسازیشده برای مدیران عامل در ایران، تمامی نیازهای مدیران سازمانهای امروزی را بهصورت تخصصی مدنظر قرار داده است.
✅شما با شرکت در این دوره از خدمات ذیل بهرهمند خواهید شد:
🟧۹۰ ساعت آموزش کاربردی توسط اساتید تراز اول
◾️برگزاری جلسات منتورینگ گروهی با مدیران عامل الهامبخش
🟧فرصت شبکهسازی حرفهای با مدیران عامل
◾️امکان حضور در رویدادهای هفتگی کافهنتورک (باشگاه کسبوکار ماهان)
🫂 جهت دریافت مشاوره تخصصی و ثبت نام، عدد 177 را به شماره 02188401313 بفرستید.
27 618
انقلاب کره جنوبی، چگونه مسیر توسعه این کشور را همراه کرد ؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
27 618
🔴 چرا جهان پیش رفت و ما عقب ماندیم؟
✍️ مهران صولتی
#اپیزود_اول: کونوسوکه ماتسوشیتا مدیر شرکت چند ملیتی پاناسونیک ژاپن معتقد است؛ راز موفقیت ما این است که " به بدیهیات عمل می کنیم". اموری که از نگاه وی عبارتند از؛ تبعیت از قوانین طبیعی، توجه به خرد جمعی، بهره گیری از تجربه دیگران و اعتماد به کارکنان!
#اپیزود_دوم: محمود سریع القلم نظریه پرداز توسعه معتقد است که؛ روابط سازنده با دنیا، رشد اقتصادی، تقدم اقتصاد بر سیاست، اجماع درونی برای توسعه و بهره گیری از فرصت های بین المللی از بدیهیات امروز جهان هستند.
☘️ اکنون با گذشت بیش از چهاردهه از انقلابی که قرار بود بر عقب ماندگی تاریخی ما در ابعاد گوناگون فائق آید بهتر می توان از دلایلی سراغ گرفت که موجبات بی اعتنایی ما به بدیهیات و تداوم توسعه نیافتگی ایران در عرصه جهانی شده است:
🔺 فقدان رهبران جهان دیده: امروزه وجود رهبران دنیا گشته و آشنا با مختصات جهان به دلیل محوریت دولت در امر توسعه به یکی از مهمترین لوازم توسعه یافتگی کشورها تبدیل شده است. معجزه اقتصادی در کشورهایی از جمله چین، تایوان، سنگاپور، کره جنوبی و مالزی هم در سایه وجود چنین رهبرانی رقم خورده است. در ایران پس از انقلاب نیز افرادی مانند بازرگان، بهشتی، رفسنجانی و خاتمی را می توان در زمره نخبگانی تلقی کرد که توانستند با جهان دیدگی و درک واقعی از مناسبات جهانی به توسعه کشور کمک نمایند.
🔺 حاکمیت نظریه توطئه: ایرانیان از زمانه های دور به نقش مخرب بیگانگان در تعیین سرنوشت خود اعتقاد داشته اند. امری که به ویژه با دخالت های روس و انگلیس در عصر قاجار، و امریکا در دوره پهلوی دوم به اوج خود رسید. در این نگاه غربیان شطرنج بازان قهاری هستند که با مهره گردانی می توانند منافع خود را در کشور تامین نمایند. اگر چه روشن است که نظریه توطئه نمی تواند به کلی توهم باشد ولی تاکید افراطی بر آن هم نه تنها می تواند باعث محرومیت کشور از فرصت های جهانی شود بلکه با حاکمیت جبرگرایی موجب انفعال کنش گران از تاثیرگذاری بر سرنوشت خود می شود.
🔺 سودای خلق جان و جهان نو: انقلاب اسلامی با وعده تغییر جهان، آفرینش بهشت بر روی زمین و آباد کردن همزمان دنیا و آخرت به پیروزی رسید. پیش از آن هم روشنفکران دینی معتقد بودند که اگر جان آدمی عوض شود جهان او هم تغییر خواهد کرد. مختصر آن که قرار بود تا جهانی مشحون از آزادی، عدالت و دیانت خلق شود. سودایی که نه تنها جهان را اصلاح نکرد بلکه بر حجم بحران های داخلی هم افزود. تاسف بارتر آن که هنوز هم این توهم پایان نیافته و گاه و بی گاه بر هزینه های ملک و ملت می افزاید. توسعه اگر چه با رویاهای بزرگ سروکار دارد ولی هرگز نمی تواند با واقع گریزی های فرصت ستیز بر سر مهر باشد.
🔹 نکته پایانی: در میانه تحولات شتابان جهانی کشورهای مختلف کوشیدند تا نگرش های خود را به موازات تغییرات بیرونی تنظیم نموده و به کاروان توسعه جهانی بپیوندند. تجربه چهل ساله ما اما همچنان از تلاش برای تحمیل ایدئولوژی بر واقعیت های موجود حکایت دارد. این که در آستانه سده جدید به جای دستیابی به توسعه صرفا به بقاء اکتفا کرده ایم از هزینه های چنین بینشی محسوب می شود!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
🔴 قصه پرغصه عباس میرزا
✍️سهند ایرانمهر
🔸امروز سالگرد درگذشت عباس میرزای قاجار، ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری است.. عباس میرزا را برخی سرسلسلهیی اولین اصلاحات و تجددخواهان مینامند . مورخین و وقایع نگاران از منش انسانی و رفتار مصلحانه او به تواتر سخن گفتهاند.
موریس دوکوتز، سفیر کبیر روسیه تزاری از جمله افرادی است که در توصیف خود از ایران آن روزگار تصویر دقیقی از نابسامانیها میدهد و در این راه گاه از حدود ادب نیز پا فراتر میگذارد وقتی به عباس میرزا می رسد چنین می نویسد:
«عباسمیرزا … دشمن واقعی تجمّل است … حرکات و اطوارش خیلی جالب توجه و مظهر اصالت و نجابت است... چشمانش آیینه ضمیر اوست. مکر و کید در آن مشاهده نمیشود. فجایعی که در نتیجه قوانین سخن مملکت معمول است هر جا دستش برسد جلوگیری میکند».
وقتی دوکوتز در جریان یکی از مراودات خود به باغ "عباس میرزا " دعوت می شود و در آن باغ زیبا متوجه می شود که بخشی از دیوار در حال فروریختن است اما برای تعمیر آن اقدامی نشده از ولیعهد چرایی این ماجرا را می پرسد:
«از حضرت ولیعهد پرسیدم که چرا این دیوار را خراب نکردهاید؟ فرمود: زمانی که این باغ را وسعت میدادم محتاج به خریداری مقداری از اراضی مالک مجاور شدم، ولی چون مالک زمینی که این دیوار زشت و خراب متعلق به آن است، دهقان سالخوردهای است که به ماترک آباء و اجدادش علاقه تامی دارد، به قیمتی که به او دادم راضی به فروش زمینش نشد. من هم نه تنها دلتنگ نشدم، بلکه علاقه او را هم به یادگار اجدادش، تقدیس و تمجید کردم و نیز جسارت او مقبول طبع من واقع شد. فعلا صبر میکنم شاید بتوانم با ورثه او کنار بیایم».
موریس دوکوتز بوئه که شاهد استبداد مزمن در ایران روزگار خود بوده است با تعجب در این باره مینویسد:
«تمام قطعه آسیا ذلیل شدیدترین استبدادهاست، اگر بگردید چنین عقیدهای یافت نشود».
( موریس دوکوتزبوئه، مسافرت به ایران، ترجمه محمود هدایت، امیرکبیر، ص۷۰)
🔸مکاتبات عباس میرزا نشان میدهد که ذهن وی بر خلاف اذهان آرام سایر رجال زمانهاش به شدت درگیر چرایی عقب ماندگی ایرانیان بوده است چنانکه در نامه به ژوبر فرستاده ناپلئون می نویسد:
«نمیدانم این قدرتی که شما (اروپاییها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطهور و به ندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ …»
(حماسه کویر، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ص ۶۶۹)
🔸بی کفایتی پادشاه، دسیسه چینی ها و عقب ماندگی مزمن ساختار حکومت و جامعه، در کنار شکست عباس میرزا از روس ها و ازهمه بدتر هزیمت اصلاندوز سرانجام رمق را از مردی که به تعبیر رجال روس« میتوانست پطر کبیر آینده ایران» باشد (علی بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی، ج ۱، ص ۲۵۷ )گرفت و نادیده گرفتن شرایط و موقعیت متزلزل کشور -که امکان فتح تهران را برای پاسکوویچ فراهم می کرد و به مدد فراست عباس میرزا در عهدنامه ترکمنچای به "ارس" محدود گردید - فراموش و اینطور وانمود شد که گویی ایران چنان توانمندی و ارتشی داشته است که می توانست روس را تا پترزبورگ هم عقب بنشاند!. مخالفان و سعایت کنندگان چنین ترویج دادند که وی در مذاکرات مزدور روسها یا عثمانی بوده و جاسوسی آنان را کرده و در ازای آن رشوت گرفته است. خود او این فشار و قضاوت غیرمنصفانه را اینگونه منعکس کرده است:
«یک بار کشتن، بهتر است از اینکه هر بار در مجلسهای دارالخلافه طوری مذکور شوم که العیاذبالله اسلام را مغلوب کفر میخواهم و فتحنامه روس را در جنگ عثمانلو ، به دروغ، شهرت میدهم تا پولی از خزانه همایون درآرم و به دشمن دولت عاید کنم. سختا که آدمی است بر احداث روزگار!
نامه به علینقی میرزا رکنالدوله، در محرم ــ صفر ۱۲۴۵٫ق
🔸سرانجام آن درد کهنه نخبهکشی و آن افت مزمن که در سپهر سیاست ایران زیر پای مصلحان و دلسوزان این سرزمین را خالی کرده است گریبان این شاهزاده با کفایت را نیز گرفت. در مورد مرگ او گفتهاند که بیماری مزمن گوارش و کلیه -که درمان آن هربار بخاطر مشغله های جنگی و سیاسی او به تاخیر می افتاد -عاقبت والی متجدد آذربایجان را از پای انداخت تا در کارنامه تاریخ سرزمینی که خود بر فرزندانش تیغ میکشد، سیاههای دیگر ثبت شود .
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
🔴 تلنگر زندگی
✍️پروفسور محمود حسابی
♈️ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﻣﺸﻐﻮﻝ
گذﺭﺍﻧﺪﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧﺪﻣﺖ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺳﭙﺎﻩ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺑﻮﺩﻡ.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﺎﺷﯿﻦ، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩﺍﯼ
ﻣﯿﮕﺬﺷﺘﯿﻢ، ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮏ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﭼﻮﺑﺪﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﻭﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﯾﺪ!
♈️ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ.
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ،
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻧﻔﺲﻧﻔﺲﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪﺍﯼ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮔﻔﺖ ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺳﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﯿﻤﺎﺭﻩ...
ﺑﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﺎ ﺩﺭﺏ ﻋﻘﺐ ماشین ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ.
♈️ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﺸﺐ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ
ﻣﺸﻬﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﺮﯾﺾ
ﺍﺳﺖ!!!
ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺯﯾﺮﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺧﻨﺪﻩای
ﻣﺮﻣﻮﺯﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﯿﻢ: ﭼﻮﭘﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ
ﺑﺮﺳﯿﻢ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ!
♈️ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻌﺎﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﺩﺍﺭد.
ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﮑﺪﻓﻌﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺳﺮ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ.
ﺩﻭ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ.
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﯾﮏ ﺗﻘﺪﯾﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻬﺪﺍﺭﯼ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﯼ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﻠﯽ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺗﻬﺮﺍﻥ را ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩﺍﯾﺪ، ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...!
♈️ ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ، ﻫﺎﺝ و ﻭﺍﺝ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ، ﻭ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺭﺍ ﻣﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ، ﺗﺎ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪﻫﺎﯼ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻭ ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﻓﺘﺎد.
ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺭﻓﺘﯿﻢ، ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺴﺮﺕ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻭ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻧﮑﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩ.
ﭘﺴﺮﻡ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯿﺎﯾﺪ، ﻟﺒﺎﺱ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﯿﭙﻮﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥﻣﺤﻠﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ...
♈️ ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻋﻬﺪ ﮐﺮﺩﻡ،
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﻧﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺻﻞ ﻭ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﮑﻨﻢ...!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
Repost from هشتگ تبلیغ تخصصی
📣 دیگه به ساعت نگاه نکنید! ⏰
📣 بیشتر از یک میلیون مخاطب منتظر شما هستند تا وبینارتان را برگزار کنید...
✔️ با آموزشِ مهارتهای خود به دیگران میتوانید به درآمد برسید 🌱
✔️ به کمک وبینار مارکتینگ، لید بازاریابی ارزان و با کیفیت جذب کنید 🌱
🔴 مهمترین ویژگیهای ایسمینار:
👥 سیستم ثبتنام، مدیریت کاربران و درگاه پرداخت بانکی
🏦 کارمزد صفر برای فروش بلیت و ثبتنامی کاربران
🌏 بیش از یک میلیون کاربر در دستهبندیهای تخصصی
📉 بیشترین نرخ ثبتنامی و جذب لید با کیفیت
♾ برگزاری بینهایت وبینار و کلاس آنلاین
🛍 ۳۰ درصد تخفیف بر روی اشتراکهای ماهانه برگزاری وبینار به صورت خودکار اعمال شده است 🛍
📎 برای کسب اطلاعات بیشتر و شروع همکاری رو لینک زیر کلیک کنید:
👇👇👇
🌎 httb.ir/am1Ng
➖➖➖➖
27 618
🔴نسل قربانی
✍️فرهاد قنبری
✅ رفتارهای عجیب و نامتعارفی که امروزه از سوی برخی نوجوانان (به اصطلاح نسل جدید) مشاهده می شود، نتیجه غیر مستقیم کارکرد دولتی است که وظیفه خود در حوزه عمومی را رها کرده و سالهاست که تلاش می کند با دخالت در حوزه خصوصی افراد «نقش پدر مقتدر و عبوس» را ایفا کند. نقشی که حاکمیت نه تنها در ایفای آن شکست خورده، بلکه باعث فروریختن اقتدار والدین و نهادهای فرهنگی مانند آموزش و پرورش نیز شده است.
✅ دخالت دولت در حوزه خصوصی مردم باعث شده است، نسل های جدید در وضعیت «عصیان علیه پدر» (پدر به عنوان هر مرجع صاحب اقتداری) قیمومیت هیچ صاحب اختیار و مشروعیتی اعم از والدین، بزرگ فامیل، معلم و پلیس و امثالهم را نپذیرد.
✅ دخالت دولت در حوزه خصوصی باعث شده است، نوجوانان برای داشتن حریم خصوصی خود دست به مبارزه بزنند و در این راه در مقابل مامور منکرات و پلیس بایستند (و به علت این رفتار از والدین یا بخش هایی از جامعه مهر تایید بگیرند)، رفتاری که در طولانی مدت باعث می شود نوجوانان به صورت ناخودآگاه جایگاه «قربانی» را اشغال کند و با خشونت رفتاری و کلامی، همیشه خود را حق به جانب دانسته و از خانواده، نهادهای اجتماعی و جامعه طلب کار باشد.
✅ در چنین شرایطی است والدین توان امر و نهی یا حق تعیین «باید و نباید» برای فرزندان خود را از دست داده اند و هر امر یا دستور رفتاری و اخلاقی که از سوی والدین صادر می شود با خشن ترین و تندترین شکل و شیوه پاسخ می گیرد.
✅ دولت با ورود در حوزه هایی که جزء وظایف هیچ حکومتی محسوب نمی شود، اقتدار افراد و نهادهای مشروع برای اعمال قواعد مربوط به چارچوب های اجتماعی را از بین برده و نسلی بدون هیچ مرجع اقتدار و تکیه گاه اخلاقی را پرورش داده است. نسلی که نه پدر و مادر جرات می کند به رفتار ناپخته و نادرست او ایراد بگیرد و نه به معلم و ریش سفید و... اندک احترامی قائل است.
✅ این نسل خشونت کلامی و رفتاری شدید دارد، نسلی است که هر گفته یا رفتار خلاف میلش را با شدیدترین شکل پاسخ می دهد، هیچ گوش شنوایی ندارد و به راحتی در مقابل والدین و معلم و پلیس می ایستد و لازم باشد از فحاشی و به کار بردن خشونت نیز اِبایی ندارد.
✅ نسلی که اینگونه پرورش یافته، نسلی نامتساهل و بیگانه با مدارا و رواداری است. (به عنوان مثال کافیست یکی از آنها طرفدار یک تیم ورزشی باشد تا تیم مقابل را با بدترین واژه ها تحقیر کند، اگر طرفدار فلان باشگاه ورزشی یا بازیکن یا خواننده پاپ و... است، آن را در حد خدا می پرستد و در مقابل کوچکترین نقدی، شدیدترین توهین ها را نثار منتقد می کند)
✅ این نسل پرورده همین گفتمان حاکم بر جامعه است. گفتمانی که تصور می کرد با دخالت و امر و نهی بیشتر شهروندانی مطیعتر و سربه زیرتر را پرورش خواهد داد، اما در عمل نسلی را پرورش داد که هیچ انتقادی را نمی پذیرد و هیچ «غیر» و مرجع اقتداری را به رسمیت نمی شناسد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
🔴 تصویر فروغ در بزرگراههای تهران؛ هنر بر ایدئولوژی پیروز است!
✍️ محمدحسین روانبخش
🔸 دبیرستانی بودم که به طور اتفاقی مجموعهای از اشعار فروغ فرخزاد را در کتابخانهی یکی از اعضای فامیل دیدم و شیفتهی شعر او شدم. در آن سالها نه در کتابهای درسی کوچکترین اسمی از او برده میشد، نه در رادیو تلویزیون و روزنامهها که رسانههای اصلی و قابل دسترس بودند؛ و نه در کتابفروشیها کتابی از او دیده میشد؛ انگار فروغ با انقلاب مرده بود!
🔸 دیری نگذشت که ممنوعیت شکست، کتابهای فروغ و کتابهای دربارهی فروغ چاپ شد. اگر نمیشد هم چیزی تغییر نمیکرد؛ کتابهای ممنوعه دوباره دستیافتنی شده بود و جریان اطلاع رسانی داست عوض میشد. اما مهمتر از آن، این بود که هنر ناب، قابل حذف شدن نبود. وقتی نوشتهای از مخملباف را خواندم که نشان میداد بچه انقلابیهای حوزه هنری، فروغ را «خواهر» خود میدانستند، فهمیدم که شعر فروغ چنان در ادبیات و هنر این کشور ریشه دوانده است که هر شعرخوان و شعرشناسی را مجذوب میکند. یکبار هم در تلویزیون دیدم که صف رزمندهها را نشان میدهد و روی آن این شعر خوانده میشد که «چگونه میشود به آن کسی که میرود اینسان، صبور، سنگین، سربلند فرمان ایست داد»! شعر فروغ بود که کلمهای از آن را عوض کرده بودند و برای رزمندههای انقلاب از آن استفاده میکردند.
🔸 شعر فروغ چنین است، نه میتوان آن را نادیده گرفت و نه میتوان جایگزینی برایش یافت؛ مثل چشمهای جوشیده و بر این آب و خاک جاری شده و به این فرهنگ جان بخشیده است. اگر امروز بیلبوردهای شعر و عکس فروغ در بزرگراههای تهران دیده میشود نشان از قدرت هنر اوست؛ شعری که هر چه کردند که حذف شود، نشد! شعری که بر ایدئولوژی پیروز شد و حالا چنان مرتبهای دارد که همانهایی که میخواستند نادیدهاش بگیرند و دورش بریزند، به آن احتیاج دارند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
Repost from تبلیغات سراسری استارتآپ 🚀
📀 مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفهای است
🫥 دوره «مدیرعامل حرفهای» مدرسه عالی کسبوکار ماهان
✅ دوره مدیرعامل حرفهای مدرسه کسبوکار ماهان، بهعنوان اولین دوره شخصیسازیشده برای مدیران عامل در ایران، تمامی نیازهای مدیران سازمانهای امروزی را بهصورت تخصصی مدنظر قرار داده است.
شما با شرکت در این دوره از خدمات ذیل بهرهمند خواهید شد:
🟣۹۰ ساعت آموزش کاربردی توسط اساتید تراز اول
🟣برگزاری جلسات منتورینگ گروهی با مدیران عامل الهامبخش
🟣فرصت شبکهسازی حرفهای با مدیران عامل
🟣امکان حضور در رویدادهای هفتگی کافهنتورک (باشگاه کسبوکار ماهان)
📲 جهت دریافت مشاوره تخصصی و ثبت نام، عدد 177 را به شماره 02188401313 بفرستید.
27 618
🔴 تصویر فروغ در بزرگراههای تهران؛ هنر بر ایدئولوژی پیروز است!
✍️ محمدحسین روانبخش
🔸 دبیرستانی بودم که به طور اتفاقی مجموعهای از اشعار فروغ فرخزاد را در کتابخانهی یکی از اعضای فامیل دیدم و شیفتهی شعر او شدم. در آن سالها نه در کتابهای درسی کوچکترین اسمی از او برده میشد، نه در رادیو تلویزیون و روزنامهها که رسانههای اصلی و قابل دسترس بودند؛ و نه در کتابفروشیها کتابی از او دیده میشد؛ انگار فروغ با انقلاب مرده بود!
🔸 دیری نگذشت که ممنوعیت شکست، کتابهای فروغ و کتابهای دربارهی فروغ چاپ شد. اگر نمیشد هم چیزی تغییر نمیکرد؛ کتابهای ممنوعه دوباره دستیافتنی شده بود و جریان اطلاع رسانی داست عوض میشد. اما مهمتر از آن، این بود که هنر ناب، قابل حذف شدن نبود. وقتی نوشتهای از مخملباف را خواندم که نشان میداد بچه انقلابیهای حوزه هنری، فروغ را «خواهر» خود میدانستند، فهمیدم که شعر فروغ چنان در ادبیات و هنر این کشور ریشه دوانده است که هر شعرخوان و شعرشناسی را مجذوب میکند. یکبار هم در تلویزیون دیدم که صف رزمندهها را نشان میدهد و روی آن این شعر خوانده میشد که «چگونه میشود به به آن کسی که میرود اینسان، صبور، سنگین، سربلند فرمان ایست داد»! شعر فروغ بود که کلمهای از آن را عوض کرده بودند و برای رزمندههای انقلاب از آن استفاده میکردند.
🔸 شعر فروغ چنین است، نه میتوان آن را نادیده گرفت و نه میتوان جایگزینی برایش یافت؛ مثل چشمهای جوشیده و بر این آب و خاک جاری شده و به این فرهنگ جان بخشیده است. اگر امروز بیلبوردهای شعر و عکس فروغ در بزرگراههای تهران دیده میشود نشان از قدرت هنر اوست؛ شعری که هر چه کردند که حذف شود، نشد! شعری که بر ایدئولوژی پیروز شد و حالا چنان مرتبهای دارد که همانهایی که میخواستند نادیدهاش بگیرند و دورش بریزند، به آن احتیاج دارند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
🔴 ایرانیان، یهودیان و مگسها!
♈️ در آغاز دههٔ هشتاد میلادی، خیرالله طلفاح تئوریسین حزب بعث عراق در جزوهٔ مفصلی که مرامنامهٔ رسمی حزب بود نوشت: «ایرانیان، یهودیان و مگسها سه موجودی هستند که بهتر بود خدایشان نمیآفرید. ایرانیان جانورانی هستند که خدا آنان را به شکل آدم آفریده، یهود آمیزهای از کثافت و فضولات مردمانند و مگسها موجوداتی حقیرند که معلوم نیست خداوند برای چه خلقشان کرده است.» در سالهای بعد رادیو بغداد چند بار پس از اشاره به نظرات طلفاح اضافه کرده بود که «برای هر حشره حشرهکش خاصی لازم است.»
♈️ آنهایی که فکر میکنند جنایات وحشتناک چند روز پیش حماس در اسرائیل که با اقدامات داعش مو نمیزد و در مواردی بدتر هم هست، نتیجهٔ به اصطلاح «ظلم و اشغال» چند دهسالهٔ اسرائیل بوده، سر سوزنی با فرهنگ سیاسی سنتگرا و هویتطلب عربی آشنایی ندارند. در این فرهنگ سیاسی فردی بودن مجازات و رابطهٔ مجازات با مسئولیت و عمل فرد معنایی ندارد. مجازات دستهجمعی است و براساس منطقی بدوی بر مبنای خویشاوندی، قومیت و نژاد صورت میگیرد.
♈️ این حرف به هیچ وجه پروپاگاندا یا اغراق نیست: نسلکشی بخشی جداییناپذیر و کانونی در فرهنگ سیاسی سنتگرا و اسطورهای اعراب است. زمانی که ابونضال رهبر گروه چریکی تندروی فلسطینی در دوران جنگ سرد، رقبای فلسطینی خود از گروه عرفات یا دیگران را ابتدا مثله کرده و سپس در حیاط منزل شخصیاش و حتی زیر میز کار خود دفن میکرد، مسئله «ظلم و اشغالگری» اسرائیل در میان نبود. همانطور که آن هنگام که صدام در اواخر دههٔ هشتاد میلادی دویست و پنجاههزار کرد را در ماجرای موسوم به انفال زنده به گور کرد و بارها و بارها مخالفان شیعه و غیر شیعهٔ خود را به شکل خانوادگی و قبیلهای مجازات و قتلعام میکرد هم موضوع ربطی به اسرائیل نداشت.
♈️ زمانی که حافظ اسد و پسرش مخالفان خود را بوسیلهٔ سلاحهای شیمیایی و موشکهای بالستیک با کلاهکهای یک تنی در مقیاس صد هزار نفری سلاخی کرده و دهها هزار نفر را در زندان مخوف و بی همتای صیدنایا به اسکلت بیجان تبدیل نمودند نیز، پای اسرائیل در میان نبود.
♈️ معمر قذافی به عنوان اولین رهبری که تظاهرات چند صد هزار نفره و غیر مسلح مردم را با بمبهای پانصد کیلویی جنگندههای میگ بیست و سه بمباران کرد و دریای خون به راه انداخت، هم از همین فرهنگ سیاسی کهن برخاسته بود. همانطور که دولت اسلامی عراق و شام که ایزدیان را نسلکشی کرد و فقط در یک فقره نزدیک به سه هزار جوان شیعهٔ عراقی را در واقعه هولناک مشهور به اسپایکر سلاخی نمود، زادهٔ همین فرهنگ بود و موجودی خلقالساعه و بیریشه به شمار نمیرفت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
27 618
🔴 چند کلمه در باب پدیدۀ نوظهور "دکتر امام"
مفهوم امام و امامت در تشیع آنقدر محوری است و چندان متفاوت و متمایز از سایر مذاهب که به ما شیعیان اثنی عشری امامی میگویند. در حالی که اهل سنت هم ائمۀ اربعه دارند؛ امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل. علاوه بر این، دیگرانی را هم از فقها و متکلمین در طول تاریخ امام خواندهاند؛ مثل امام محمّد غزّالی.
اسماعیلیان نزاری هم امام دارند. بیوقفه و مرتّب. هم اکنون آقاخان، چهل و نهمین امام اسماعیلیان است که کراوات هم میزند و شهروند بریتانیاست و کارش پرورش اسب. به همین بامزگی. اما نگران نباشید. کار ما از این جماعت هم نمکینتر میشود.
شیعیانی که امامت را یکی از اصول دین قرار دادند و همواره جز دوازده امام را با القاب دیگری تمجید و تکریم کردند تا از سویی حفظ مراتب کرده باشند و از دیگر سو ناچار به ایضاح و تفکیک معنی لغوی و اصطلاحی آن نشوند این اواخر احتیاط سابق را از دست دادند. پیشترها ما برخلاف دیگر مذاهب در القاب اختصاصی خاندان عصمت دستودلبازی به خرج نمیدادیم. همچنان که تا به امروز در میان شیعه، امیرالمؤمنین فقط و فقط به یک شخص یعنی حضرت علی اطلاق میشود یا لقب سیّد الشهدا از نگاه ما فقط به امام حسین تعلق دارد.
در طول این هزار و چهارصد سال مطلقِ لفظ امام نیز بدون قید (یعنی نه همچون امامِ جماعت و جمعه یا امامِ مسجد) جز به ائمۀ دوازدهگانه به ندرت مورد استفاده واقع شد و اگر بود اندرِ نوادر بود. این اواخر اما با ظهور امثال امام موسی صدر و امام خمینی اولین تَرَکهای جدّی در سدّ سدید عنوان امام ایجاد شد. پس از مدّتی و با وفات آیة الله خمینی بر مدفنش بارگاهی همچون بارگاه ائمه (ع) ساختند و زیارتنامهای برایش تدارک دیدند. زیرکترها با خود گفتند مگر رهبری حاضر از رهبری راحل چه کم دارد؟ پس لقب امام را به ایشان نیز اطلاق کردند. و متفقاً شدند امامین انقلاب. اما گویا کم کم یعنی در سالهای اخیر، وقتی از سوی مؤمنان اعتراضی نشد و شرایط امام نیز از عرش عصمت به فرش فقاهت و شهرت و قدرت تنزل یافت به این نتیجه رسیدند که چرا چند امام دیگر به جمع خود نیفزاییم؟ چرا اصلا قارهای عمل نکنیم؟ این شد که با تعبیر جدید امام آفریقا روبرو شدیم.
مع هذا اشکال نگارنده این نیست. یعنی گیریم که این کار کار صوابی است. آقای ابراهیم زکزاکی انصافاً مرد باهوش و متدیّن و تحصیلکرده و رنجدیدهای است. بحثی در اینها نیست. اولا بیهیچ حرف و جدلی وظیفۀ علمای شیعه این است که رهنمون به امام باشند. گفت:
خیره مکن چشم به انگشتِ من
آن مهِ انگشتنما را ببین
وانگهی اگر ایشان به هر معنا و در هر رتبهای امام است و شایستۀ چنین لقبی (با چنان پیشینۀ متفاوتی که عرض کردیم این عنوان در عالم تشیع دارد)، چرا دیگر دکترای افتخاری؟ زشت نیست؟ قبیح نیست؟ آن هم از جانب چه کسانی؟ حضرت علامۀ ذوفنون استاد خسروپناه که مردم با اعجازِ خسروی ایشان آشنایی کامل دارند، پرفسور غلامعلیخان و چند نابغۀ نامآشنای دیگر.
تا کنون "دکتر آیة الله" و "دکتر حجة الاسلام" فراوان دیده بودیم اما "دکتر امام" دیگر نوبر است. اگرچه خلاقیت عزیزان این را هم کهنه خواهد کرد و پشت سر خواهد گذاشت. طیّ یکی دو سال آینده شاعران آیینی و ارزشی را خواهید دید که در تلویزیون ظاهر میشوند و مثلا ابیاتی از این دست را با حرارت هرچه تمامتر میخوانند:
خدای گفت که بس دور باد ناپاکی
ز خانوادۀ دکتر امام زکزاکی
اگرچه، شیعه به خاورمیانه معتبر است
امام منطقۀ غرب آسیا دگر است
بیشک این عبارات اکنون به نظرتان مضحک میرسد اما اندک اندک عادت خواهید کرد. تا جایی که حتی شاید این جماعت خودکمبین مقهور مظاهر غرب (در عین آن که شب و روز به آن دشنام میدهند) برای عرض اعتبار به اوّل نام ائمّۀ اطهار (علیهم السلام) نیز دکتر اضافه کنند و بنویسند: دکتر علی بن ابیطالب؛ دکتر حسن یا حسین بن علی، دکتر امام زین العابدین... تصوّرش حتی رقّتانگیز است. اصلا بگو دکتر امام خمینی. آخر لقب قدسی امام را در معنای لفظی یا اصطلاحی چه نسبتی با عنوان دکتری؟
والله که تمام شوخیهایی که چند سال پیش از این با دوستان مرتکب میشدیم امروز جامۀ تحقق و واقعیت به خود پوشیده است. این هم دیر یا زود محقق میشود. این قوم جاهل بیسواد بیشخصیت تشیع را نه به یک حزب یا فرقه که به یک گروه سیرک سیّار تبدیل میکنند. هم حرمت امام و امامت را ضایع میکنند و هم اعتبار مدارج و مدارک دانشگاهی را به گند میکشند. هم بنده خدا زکزاکی را مضحکۀ خاص و عام میسازند و هم جمعی از همه جا بیخبر را به طعن نیکان و پاکان آلوده میکنند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
