سادهنویسی و درستنویسی
Open in Telegram
⭐ گروه آموزشی و پژوهشی ویکیپن ⭐ آموزش زبان و ادبیات فارسی و زبان انگلیسی وبگاه: www.wiki-pen.com اینستاگرام: instagram.com/wiki.pen مدیر اجرایی و آموزش ویکیپن: @ShadiAkhavan دارندهٔ کانال: @Hamid_Hassani_47
Show more3 268
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
🖊 بخشی از ترانهای جاودانه از شهیار قنبری:
«... حالا تو دستِ بیصدا
دشنۀ ما شعر و غزل
قصۀ مرگِ عاطفه
خوابای خوب بغلبغل
انگار با هم غریبهایم
خوبیِ ما دشمنیه
کاش من و تو میفهمیدیم
اومدنی رفتنیه،
اومدنی رفتنیه؛
تقصیر این قصهها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود،
سپیده امروز با ما بود ... .»
گویند بهشت و حور و کوثر باشد
جویِ می و شیر و شهد و شکّر باشد
پُر کن قدحِ باده و بر دستم نِه
نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد
ـــ خیام
@SadeNevisi
گویند بهشت و حور و کوثر باشد
جویِ می و شیر و شهد و شکّر باشد
پُر کن قدحِ باده و بر دستم نِه
نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد
ـــ خیام
بیستوهشتم اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عمر خیام، گرامی باد.
@SadeNevisi
صبح است، دَمی با میِ گلرنگ زنیم
وین شیشۀ ناموننگ بر سنگ زنیم
دست از املٖ درازِ خود بازکشیم
در زلفِ دراز و دامنٖ چنگ زنیم
ـــ خیام
بیستوهشتم اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عمر خیام، گرامی باد.
@SadeNevisi
📗 خبری برای ویراستاران بهروز و دقیق:
نسخۀ پیدیاف ویرایش هجدهم شیوهنامۀ شیکاگو از طریق کانال کتابخانۀ زبانشناسی در دسترس است:
The Chicago Manual of Style, USA, 18th ed., 2024.
https://t.me/linguistl/6058
Repost from سادهنویسی و درستنویسی
✅ گزیر، گریز
🔹 «گزیر» یعنی چاره. «ناگزیر» یعنی ناچار، بهناچار. مثال: از این کار گزیری نیست. (یعنی چارهای جز انجامدادنِ آن نیست.
🔸 نکته: فعلِ «گزیریدن» در فارسی کهن به کار میرفته، اما از چند قرن پیش تاکنون کاربرد نداشتهاست.
🔹 «گریز» یعنی فرار. مثال: گریز از مالیات، گریز از چنگِ قانون، گریز از مذاکرۀ مستقیم.
🔸 نکته: «گریختن» فعلِ «گریز» است.
@SadeNevisi
+1
فروش رسمی رساله و پایاننامه و پیشنهاده (= پروپوزال) در اینستاگرام
#دانش_فروشی #فلاکت_ویرایشی
Repost from MorphoSyntax
☰
👁🗨 دیدگاه | زبان فارسی ازمیانرفتنی نیست
✨ استاد دکتر حسن انوری (۱۰ اسفند ۱۳۱۲) فرهنگنویس، دستورپژوهش، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. استاد انوری که در کنار فرهنگ بزرگ سخن، کتاب دستور زبان فارسی (با همکاری استاد حسن احمدی گیوی) و تصحیح گلستان سعدی، کتابها و مقالات پرشمار و کممانندی از خود به یادگار گذاشته، چهرهٔ ماندگار زبان و ادب این سرزمین است و هیچ زبانشناس، زبانپژوه، و علاقهمند به زبان فارسی نیست که بینیاز از آثار گرانسنگ این استاد فاضل و فرهیخته باشد.
@MorphoSyntax
Repost from سادهنویسی و درستنویسی
✅ لیسانسیه یا لیسانسه*؟
✅ واژهٔ «کارشناسی» معادل واژهٔ فرانسویِ «لیسانس» است.
✅ املای اصلیِ «لیسانسیه» (کارشناس):
licencié مذکر
licenciée مؤنث
🔸 نکته: تلفظِ مذکر و مؤنث یکسان است.
@SadeNevisi
Repost from سادهنویسی و درستنویسی
🔍 نویسهگردانی
این اصطلاح، که گاهی به آن حرفنویسی، حرفنگاری، و تَرانویسی هم میگویند، معادل اصطلاح انگلیسیِ transliteration است.
این اصطلاح یعنی نوشتن الفبای یک خط با الفبای خطی دیگر (مثلاً فارسی به لاتین یا روسی یا یونانی و هر خط دیگر). نویسهگردانی به شکلی انجام میشود که نوعی برابریِ دقیق یا تناظرِ یکبهیک برابری میان حروف خط نخست (خط مبدأ) با خط دوم (خط مقصد) برقرار باشد، و اصولاً هدف از بهکارگیری آن همین است.
@SadeNevisi
تاریخ سراسر عبرت است، درس است.
تاریخْ حکمرانانِ ضحاکوش کم به خود ندیده؛ اما هیچیک نتوانستهاند ستمگری را به پایان برند. حتی ضحاک افسانهای، که هزار سال بر جهان شهریاری کرد، سرانجام سرنگون شد.
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگارِ دراز
نهان گشت کردارِ فرزانگان
پراگنده شد کامِ دیوانگان
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دستِ دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز بهراز...
ندانست جز کژّی آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن
✍ شاهنامهٔ فردوسی، «آغاز داستانِ ضحاکِ ماردوش»
@SadeNevisi
Repost from سادهنویسی و درستنویسی
فردوسی
تندیس استاد ابوالقاسم فردوسی،
شاعر ملی ایران
اثر ابوالحسنخان صدیقی
میدان فردوسی، رم، ایتالیا
ارتفاع نیمتنه: ۱۸۵ سم
@SadeNevisi
✍ بیستوپنجم اردیبهشتماه، روزِ پاسداشتِ زبان فارسی و بزرگداشتِ استاد ابوالقاسم فردوسی، فرخنده باد!
@SadeNevisi
📍 چند نمونه از کاربردهای غلطانداز که گاهی با املای همسان نوشته میشوند و گاه با املای دقیقتر هم میتوان آنها را نوشت (املاهای بعد از خط فارق / خط عمودی ویژۀ متنهای کهناند):
کاهو (🥬) | کآهو (= که آهو)
کاهِن | کآهن (= که آهن)
کو | کاو (= که او)*
کُت؛ کَت | کهت
کِش/کَش؛ کُش | کهش
کم | کهم
کتان | کهتان
کشان | کهشان
کمان | کهمان
چُسان | چهسان
چَمان | چهمان
★ املای «کاو» /kâv, kāw/ با املای «کاو» (= که او) یکسان است.
@SadeNevisi
دوستان خوزستانیتان را خبر کنید.
سومین نشست ویرایشپژوهان:
«نگارش و ویرایش دانشگاهی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با همکاری دانشگاه چمران اهواز،
دانشگاه فرهنگیان، انجمن ترویجِ
زبان و ادبیات فارسی شعبهٔ خوزستان
و مرکز آزفای دانشگاه چمران اهواز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
ساعت ۸:۳۰ تا ۱۲:۰۰، تالار خلیج فارس
دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اهواز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سخنرانان:
فرهاد قربانزاده،
محمدمهدی باقری،
سید حمید حیدریثانی،
فاطمه احمدینسب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سه کارگاه آموزشیِ نیمروزه
عصر چهارشنبه و صبح و عصر پنجشنبه:
- سید حمید حیدریثانی: حشو و کژتابی
- فرهاد قربانزاده: ویرایش زبانی
- محمدمهدی باقری: پاراگرافنویسی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این برنامه رایگان است و حضوری.
پخش زنده و ضبط فیلم قطعی نیست.
خوشوقت میشویم از دیدنتان.
بعد از گفتوگویی دیگر، صحبت به نام جعلی و ادعای آقای رئیسجمهور ترامپ کشید... .
