کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر
Open in Telegram
📚 کانون فلسفه و دین دانشگاه صنعتی امیرکبیر 📚 آدرس دفتر: دانشگاه امیرکبیر، روبروی مسجد دانشگاه، ساختمان کانون های فرهنگی، دفتر کانون فلسفه صفحات مجازی: instagram.com/aut_philosophy aparat.com/AUT_philosophy 📞 ارتباط: @Aut_Philosophy_Admin
Show more1 170
Subscribers
+124 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
📚 کتاب های پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه 📚
۱- دنیای قشنگ نو/ آلدوس هاکسلی
معرفی
۲- فلسفهٔ ملال/ لارس اسونسن
معرفی
۳- مغز: داستان شما/ دیوید ایگلمن
معرفی
۴- تابستان/ آلبر کامو
معرفی
نسخه الکترونیکی
۵- ظرافت جوجه تیغی/ موریل باربری
معرفی
نسخه الکترونیکی
۶- هر بار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند/ دانیل مارتین کلاین
معرفی
نسخه الکترونیکی
نسخه صوتی
۷- مغلطه، راهنمای درست اندیشیدن/ جیمی وایت
معرفی
نسخه الکترونیکی
نسخه صوتی
۸- ضیافت/ افلاطون
معرفی
نسخه صوتی
۹- کوری/ ژوزه ساراماگو
معرفی
نسخه الکترونیکی، نسخه های مختلفی موجود است.
نسخه صوتی
۱۰- زیاد به خودت سخت نگیر/ مارک منسون
معرفی
نسخه الکترونیکی، نسخه های مختلفی موجود است.
نسخه صوتی
🟢 کد تخفیف اختصاصی کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر در فیدیبو: Autphilo
*توضیحات: کد تخفیف 30 درصد است بر روی سبد خرید اعمال می شود، به این شکل که هر تعدادی کتابی که در فیدیبو در لیست خرید شما باشد، اگر کتاب های مورد نظر در لیست کتاب های پویش نباشد مشمول این تخفیف می شود، به لیست خرید اضافه کنید و بعد از اعمال این کد تا سقف 15 هزار تومان از قیمت آن کسر می شود.
با آرزوی سلامتی و موفقیت
کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر
🆔 : @Aut_philosophy
سلام و درود خدمت اعضای کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر🍃
با تشکر فراوان از دوستانی که در پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه شرکت کردند و کسانی که با مطالعه و اشتراک آنها ما را همراهی کردند.🙏🌹
در حد توان تلاش کردیم تا قدمی در راستای ترویج فرهنگ و دانش برداریم، امیدواریم مفید بوده باشد.
همانطور که گفته شد کتاب ها همراه با کد تخفیف سامانه فیدیبو ارسال می شوند، در پیام بعدی نحوه استفاده از کد ذکر شده است. کتاب ها و معرفی آنها را می توانید در پیام های قبلی مشاهده کنید، برای دسترسی راحت تر بر لینک های زیر کلیک کنید.
📖 زیاد به خودت سخت نگیر - (هنر ظریف بیخیالی)
✍🏼 مارک منسون
🖋به کوشش: بیتا سادات موسوی
💠 من این اواخر کتاب زیاد به خودت سخت نگیر (هنر ظریف بیخیالی) را می خواندم و به نظرم صفحات آخر کتاب قسمت اوجش بود. لااقل برای من صفحات آخر تاثیرگذاری زیادی داشت و برام جالب بود که من بدون خواندن این کتاب به خاطر رشته تحصیلیم، از این تجربه استفاده میکردم و الان که فهمیدم این روش یک راه برای تجربه زندگی بهتر است خیلی خوشحالم.
رشته تحصیلی من رادیوتراپی هست، رادیوتراپی یکی از روش های درمان سرطان است و این یعنی من زیاد با بیماران مبتلا به سرطان مواجهه داشتم و به جرأت به شما می گویم که انسانها پس از فهمیدن موضوع نزدیک بودن مرگشان به شدت آرام می شوند.نمی خواهم مطالب کتاب را طوری توضیح بدهم که اسپویل بشه. وقتی این کتاب را می خواندم متوجه شدم در خیلی از جوانب زندگی خود دارم خودآزاری می کنم و باید روی طرز فکرم کار کنم.
🔖 این کتاب مثل بعضی از کتابهای روانشناسی که در هر فصل چند تمرین برای انجام دادن داشته باشند نیست و اتفاقا هیچ تمرینی نداره. فقط روی نگرش شما کار می کنه و به شما می گه که در فلان موقعیت که فکر می کنید باید فلان کار را بکنید در حقیقت دارید اشتباه می کنید.
اگر شما هم فردی هستید که زیادی حرص می خورید و مثل من گاهی خودآزاری میکنید، این کتاب را بهتون پیشنهاد می کنم. در صفحات آخر کتاب از تجربه مرگ به عنوان راهی برای تجربه لذت زندگی استفاده می کند. من مدتی بود که احساس اضطراب می کردم، هم در محل کارم و هم در خانه و نمی فهمیدم که چرا اینقدر بابت هرچیز کوچکی حرص می خوردم. وقتی عنوان این کتاب را خوندم ترغیب شدم تا بخونمش تا بلکه کمی نسبت به اتفاقات زندگیم بیخیال بشم.اما وقتی کتاب را خوندم متوجه شدم که قرار نیست به موضوعات آزاردهنده زندگیمون فکر نکنیم، بلکه برعکس باید بریم تو دلشون، مسؤولیتشون را بپذیریم و به جای غر زدن و مقصر دونستن دیگران راه حل مشکلمون را پیدا کنیم و تازه فهمیدم که شادی از حل کردن مشکلات به وجود می آید نه از نداشتن مشکلات. این طوری شد که به شکل دیگه ای به مشکلاتم نگاه کردم و فهمیدم دلیل اینکه بعضی از اون مشکلات خیلی آزارم می دادن این بود که راهحلی برایشان نداشتم که خوب نگرشم را به اون مشکل عوض کردم. در کل الان که کتاب را تمام کردم بهتر دلیل بعضی از آشفتگی هام را فهمیدم و فکر می کنم اگر باز هم در زندگیم اضطراب و نگرانی پیش بیاد بتونم با نکته هایی که از کتاب یاد گرفتم رفعشون کنم.
🔖خلاصه کتاب بی خیالی این است که: ما آنقدر فرصت و قدرت و انرژی نداریم که به همه چیز اهمیت بدهیم. باید بیخیال خیلی چیزها بشویم تا بتوانیم تمام فکر و ذهن و انتخابها و تصمیمهای خود را، روی گزینهی محدود و مشخص، متمرکز کنیم. بنابراین کتاب هنر ظریف بی خیالی دربارهی بی خیالی نیست؛ بلکه اتفاقاً دربارهی توجهِ بیش از حد به اهداف و ارزش های کلیدی و بیخیالی و بیتوجهی نسبت به حاشیههای دیگر است.(حتی اگر دیگران، آن حاشیهها را، اصل بدانند)
📌از نظر من کتاب هنر ظریف بی خیالی به خوبی توانسته چرایی برخی رفتارهای انسانی را توضیح دهد و سعی می کند علت آن رفتارها و نحوه تغییر آن را بیان کند. البته ممکن است از نگاه متخصصین این حوزه این کتاب بیشتر در گروه کتاب های روانشناسی باشد تا کتاب های فلسفی ولی از نظر من نگاه نویسنده به مرگ و زندگی در فصل پایانی کتاب، جایگاه این کتاب را از سایر کتاب های روانشناسی متمایز می کند.
📖 زیاد به خودت سخت نگیر - (هنر ظریف بیخیالی)
✍🏼 مارک منسون
🖋به کوشش: خانم شریعتی
💠 من این اواخر کتاب زیاد به خودت سخت نگیر (هنر ظریف بیخیالی) را می خواندم و به نظرم صفحات آخر کتاب قسمت اوجش بود. لااقل برای من صفحات آخر تاثیرگذاری زیادی داشت و برام جالب بود که من بدون خواندن این کتاب به خاطر رشته تحصیلیم، از این تجربه استفاده میکردم و الان که فهمیدم این روش یک راه برای تجربه زندگی بهتر است خیلی خوشحالم.
رشته تحصیلی من رادیوتراپی هست، رادیوتراپی یکی از روش های درمان سرطان است و این یعنی من زیاد با بیماران مبتلا به سرطان مواجهه داشتم و به جرأت به شما می گویم که انسانها پس از فهمیدن موضوع نزدیک بودن مرگشان به شدت آرام می شوند.نمی خواهم مطالب کتاب را طوری توضیح بدهم که اسپویل بشه. وقتی این کتاب را می خواندم متوجه شدم در خیلی از جوانب زندگی خود دارم خودآزاری می کنم و باید روی طرز فکرم کار کنم.
🔖 این کتاب مثل بعضی از کتابهای روانشناسی که در هر فصل چند تمرین برای انجام دادن داشته باشند نیست و اتفاقا هیچ تمرینی نداره. فقط روی نگرش شما کار می کنه و به شما می گه که در فلان موقعیت که فکر می کنید باید فلان کار را بکنید در حقیقت دارید اشتباه می کنید.
اگر شما هم فردی هستید که زیادی حرص می خورید و مثل من گاهی خودآزاری میکنید، این کتاب را بهتون پیشنهاد می کنم. در صفحات آخر کتاب از تجربه مرگ به عنوان راهی برای تجربه لذت زندگی استفاده می کند. من مدتی بود که احساس اضطراب می کردم، هم در محل کارم و هم در خانه و نمی فهمیدم که چرا اینقدر بابت هرچیز کوچکی حرص می خوردم. وقتی عنوان این کتاب را خوندم ترغیب شدم تا بخونمش تا بلکه کمی نسبت به اتفاقات زندگیم بیخیال بشم.
🔖 اما وقتی کتاب را خوندم متوجه شدم که قرار نیست به موضوعات آزاردهنده زندگیمون فکر نکنیم، بلکه برعکس باید بریم تو دلشون، مسؤولیتشون را بپذیریم و به جای غر زدن و مقصر دونستن دیگران راه حل مشکلمون را پیدا کنیم و تازه فهمیدم که شادی از حل کردن مشکلات به وجود می آید نه از نداشتن مشکلات. این طوری شد که به شکل دیگه ای به مشکلاتم نگاه کردم و فهمیدم دلیل اینکه بعضی از اون مشکلات خیلی آزارم می دادن این بود که راهحلی برایشان نداشتم که خوب نگرشم را به اون مشکل عوض کردم. در کل الان که کتاب را تمام کردم بهتر دلیل بعضی از آشفتگی هام را فهمیدم و فکر می کنم اگر باز هم در زندگیم اضطراب و نگرانی پیش بیاد بتونم با نکته هایی که از کتاب یاد گرفتم رفعشون کنم.
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: زیاد به خودت سخت نگیر - (هنر ظریف بیخیالی)
✍🏼 نويسنده: مارک منسون
🗣 ترجمه: الهام شریف
📕 انتشارات: نسل نو اندیش
- این کتاب در انتشارات متفاوت با ترجمه های مختلف چاپ شده است.
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#هنر_ظریف_بیخیالی
#زیاد_به_خودت_سخت_نگیر
#مارک_منسون
📖 کوری
✍🏼 ژوزه ساراماگو
🖋به کوشش: فاطمه حسینیان
💠 حتی شروع کتاب هم ، شوکه کننده است!
آروم شروع نمیشه که ما رو بکشه دنبال خودش و بعد سر فرصت ، برامون حرف بزنه و بگه از چیزایی که باید بگه!
اسم کتاب همون اول کاری ، اولین صفحه و اولین پاراگراف ، خودشو نشون میده به خواننده ی متعجب!!
🔖 کوریِ غافل گیرکننده ای که به طرز ناآشنا و عجیبی گریبان گیر مردم دنیا میشه...
اول ، عده ای رو درگیر میکنه و مجبور به قرنطینه ی دولتی و اجباری ؛ و اصل روایت این رمان بی نظیر ، همین جا اتفاق می افته...
این بیماری عجیب که معلوم نیست از کجا پیداش شده ، با تدابیر نصفه و نیمه و سیاست زده ی کشورها و دولت ها کنترل نمی شه و به مرحله ی همه گیری و جهان گیری می رسه...
اما...
نقل کردن این سیر ، هدف کتاب نیست!!!
🔖 به نظر من هدف کتاب ، نشون دادن خودمونه ، اونم نه به کسی!! باز هم به خودمون!!!!
شاید فکر کنی عجیبه ، ولی نمی دونم چندبار توی کتاب از خودم پرسیدم که اگه من بودم چی کار می کردم؟؟ آیا همین توحش ، خشونت و حیوانیت از من هم سر می زنه؟ و از همه ی ما ، اگر دچار شرایط بحرانی بشیم... اگه گرسنگی ، تنهایی ، بیماری و... ما رو محاصره کنن ، واقعا چی کار می کنیم؟ آیا انسانیت ، نتیجه ی تمدن و رفاه نیست؟
وقتی شرایط عادی زندگی بر می گرده ، آیا باز هم رنگی از انسانیت باقی می مونه؟ اصلا آیا در واقع ، انسانیت ، رحم ، انصاف و مهربانی ارزش تلقی میشن و یا صرفا قراردادهایی هستن که این انسان اجتماعی امروزی متمدن وضع کرده؟ و خیلی سوالات دیگه! اما... نکته اینجاست که جواب این سوال ها رو تو کتاب کوری پیدا نمی کنین!
پس به امید گرفتن جواب از کتاب و تمام ، نخونیدش!
🔖 یادته گفتم هدف کتاب چیه؟ یه بار دیگه اون جمله رو بخون...
نشون دادن خودمون ، به خودمون!
عریان و بدون نام و نقاب!!!
قرار نیست ژوزه ساراماگو و کتابش بهت جوابی بدن!
جواب ها پیش توئه...!!
ولی کوری ، یه تلنگر بی نظیره برای رسیدن به جواب های خودت!
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: کوری
✍🏼 نويسنده: ژوزه ساراماگو
🗣 ترجمه: مهدی غبرایی
📕 انتشارات: مرکز
- این کتاب در انتشارات متفاوت با ترجمه های مختلف چاپ شده است.
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#کوری
#ژوزه_ساراماگو
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: کوری
✍🏼 نويسنده: ژوزه ساراماگو
🗣 ترجمه: مهدی غبرایی
📕 انتشارات: مرکز
- این کتاب در انتشارات های متفاوت با ترجمه های مختلف چاپ شده است.
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#کوری
#ژوزه_ساراماگو
📖 ضیافت
✍🏼 افلاطون
🖋به کوشش: سما ریاضی
💠 در طول تاریخ یکی از مهمترین مفاهیم مورد تعظیم شاعران و نویسندگان و فیلسوفان عشق بوده است.
عشق فهمی نیست که بتوان به واسطه چند بیت و چند جمله آن را درک کرد. گویی به تعداد انسان ها می توان تعاریف مختلف درباره عشق را یافت
همانطور که حافظ میگوید؛ یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که میشنوم نامکرر است. اما در میان قطره های نامکرر عشق دریای مشترک احساسی نیز وجود دارد که خاصه ی انسان هاست.
از در درآمدی و من از خود بدر شدم گویی از این جهان به جهان دگر شدم. “سعدی”
🔖 برای درک بهتر مفهوم عشق باید ریشه این کلمه را در فارسی و زبانهای دیگر جستجو کرد. دکتر محمد حیدری ملایری بن اوستایی «ایش» به معنای میل ، شوق داشتن ، آرزوکردن را ریشه اصلی کلمه عشق می داند. در زبان یونانی چندین واژه برای بیان عشق همانند آگاپه ، اروس ، استورگه و خنیا وجود دارد که شرح و تفصیل آن نیازمند مجالی طولانی است. اروس به معنی عشق جنسی در اسطوره های یونان خدای عشق بود که اولین بار از افلاطون شنیده شد. ضیافت یکی از مهمترین دیالوگ های افلاطون است که موضوع این دیالوگ اروس یا عشق است. این دیالوگ از دیالوگهای سقراطی افلاطون میباشد که در آنها سقراط چهرهٔ اول آن است. این رساله به گونهٔ روایتیاست که در بخشی از آن خواننده شاهد گفتگوی بازیگران آن با یکدیگر است.
🔖 به عقیده بنده اوج زیبایی این گفت و گو که بسیار جذاب و خواندنی است و مخاطب را مشتاق تر میکند آنجاست که دیوتیما وارد ضیافت میشود و سقراط از او به عنوان "استادش" یاد میکند. و تعریف دیوتیما از عشق را بیان میکند.
تاریخ نگارش این رساله به درستی آشکار نیست ولی از قرائن بر میآید که پس از سال ۳۸۵ پیش از میلاد نوشته شده باشد.
البته پیشنهاد می کنم قبل از مطالعه این کتاب با هنجارهای اجتماعی یونان باستان آشنا شوید.
در یک سخنرانی استاد الهی قمشه ای نیز این کتاب را یکی از بهترین و زیباترین کتاب های "ادبی" معرفی کردند.
📌 بخشی از این کتاب گوارای وجودتان:« این که در شهر ما آتن دوست داشتن و محبوب بودن از بزرگترین شرافت هاست و خدایان و مردمان عاشق را در هر کاری آزاد می گذارند و با توجه به این رسم و قاعده ظاهراً چنین به نظر می رسد که عشق ورزیدن و به عاشق دست دوستی دادن کاری زیبا و پسندیده است. عاشقی که با تن بشری با نفس انسانی عشق می ورزد نه او را قدر و قیمتی هست و عشق او را دوام و ثباتی. زیرا دلباخته چیزی که دوام و بقایی ندارد، چون به زیبایی شکل و رخسار که بدان دل بسته زوال یابد، خود چشم از آن میپوشد و بی شرمانه به نوید هایی که داده است وفا نکرده و عهد مودت میشکند. اما دوست دار خوی و خصال نیک و فرخنده همیشه بر میثاق محبت و عشق استوار می ماند زیرا با مراعات انتظام و انسجام دل به چیزی داده است که برای همیشه لایتغیر و پردوام خواهد ماند.»
🔖 همانطور که در آغاز سخن خود گفتم هیچ کاری به خودی خود زشت یا زیبا نیست بلکه هر کاری که به وجه زیبایی انجام گیرد زیباست و اگر به شیوه زشت و ناپسندی انجام گیرد زشت است. عاشق بازاری که عشق او به صورت است و تن و نه بصیرت و جان، عشقی پست دارد. چنین عشقی پایدار نیست چون عشق به چیزی است که گذرا و فانی و در معرض تغییر و دگرگونیست. ازاین رو وقتی نشاط جوانی گذشت، عشق او هم زایل می شود و عاشق بال می گشاید و به دنبال عشقی دیگر پرواز می کند و قول و عهد خویش را میشکند و همه چیز را فراموش می کند. اما عشقی که به خُلق و خوی شرافتمندانه ای قرین باشد پابرجاست و زایل و فانی ناشدنی؛ پس ما باید این دو نوع دلبستگان عشق را با دقت و احتیاط از همدیگر بازشناسی و خدمت نوع شرافتمندانه را پذیرا شویم و از صحبت دیگری بگریزیم.
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: ضیافت
✍🏼 نويسنده: افلاطون
🗣 ترجمه: محمدابراهیم امینی فرد
📕 انتشارات: جامی
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#ضیافت
#افلاطون
📖 مغلطه: راهنمای درست اندیشیدن
✍🏼 جمی وایت
🖋به کوشش: امیر کبیریان
💠 در دنیای امروز و با گسترش روزافزون رسانه ها، دسترسی به دادهها بسیار آسان شده است اما این اطلاعات به ظاهر جامع و درست، خیلی از اوقات با هدفی خاص و تحمیل کردن نظری بهدور از منطق ارائه میشوند. اینجاست که تشخیص اطلاعات صحیح از اطلاعات نادرست اهمیت مییابد. جمی وایت در کتاب مغلطه: راهنمای درست اندیشیدن، نحوه برخورد با داده های مختلف، چگونگی شناسایی سفسطه دیگران و هنر بحث و مذاکره برای جلوگیری از تصیمات غلط را آموزش میدهد.
📌 او هدف خود را از نوشتن این کتاب جبران کمبودهای نظام آموزشی عنوان کرده و در پیش گفتار مینویسد: "متاسفانه اکثر مردم درباره نحوه به خطا رفتن استدلال تقریبا چیزی نمیدانند. در مدرسه و دانشگاه ذهن افراد با اطلاعاتی ارزشمند درباره چرخه نیتروژن، علل بروز جنگ جهانی دوم، مصراع پنج ضربی و مثلثات پر میشود ولی تشخیص حتی ابتداییترین خطاهای منطق را نمیآموزند. و این باعث به وجود آمدن ملتی متشکل از انسانهای سادهلوح میشود که نمیتوانند در مقابل استدلالهای دروغین کسانیکه میخواهند رای، پول یا تقوایشان را از آنها بگیرند مقاومت کنند."
🔖 روش های متقاعدسازی مبتنی بر استدلال غیرمنطقی را مغلطه یا سفسطه می نامند. “مغالطات” در واقع روش های فریب دادن مغز و ناکار کردن تفکر نقاد هستند. یکی از این مغالطات، سفسطه اقتدار است. در کتاب در توضیح این نوع مغلطه آمده است: "چون من میگویم" جمله ای ست که اکثر ما زمانی از والدین مان شنیده ایم و معمولا نوعی تهدید محسوب میشود. پدر شما ممکن است بتواند تصمیم بگیرد که چه وقت بخوابید؟ شام چه بخورید؟ و به کدام مدرسه بروید؟ ولی این اقتدار از او کارشناسی در زمینه تولیدمثل انسانی نمیسازد! پس وقتی به شما میگوید باید زایمان زنی باکره را به این دلیل که او میگوید باور کنید حق دارید اعتراض کنید! در چنین مواردی والدینتان مرتکب مغلطه اقتدار شده اند. مغلطه اقتدار چگونه عمل میکند؟ ابتدا اقتدار، بزرگی، نبوغ، ثروت و موفقیت یک فرد را توضیح میدهیم و سپس بخشی از عقاید، افکار و گفته های او را نقل قول میکنیم. منطقی که پشت این نقل قول وجود دارد این است: فردی با این هوش و اهمیت و موفقیت که نمیشود اشتباه بکند! به عنوان مثال به نظرات انیشتین حتی اگر در زمینه های کاملأ بی ربط با دنیای فیزیک باشند توجهی خاص میشود. از افراد بسیاری شنیده ام که اکثر ما فقط از 10% قابلیت مغزمان استفاده میکنیم. وقتی از آن ها میپرسیم که چرا باید چنین چیزی را باور کنیم؟ میگویند چون انیشتین این طور گفته است! این که او چه طور در جایگاهی قرار داشته که بتواند چنین نظری بدهد برای کسی روشن نیست! کسی نمیتواند منکر هوش فوق العاده انیشتین شود ولی انیشتین در مورد این که ما از چند درصد قابلیت های مغزمان استفاده می کنیم چیزی بیشتر از من و شما نمیدانست!!
🔖 جمی وایت از سال 2004 به نوشتن کتابهایی برای مخاطبان عام برای آشنایی با استدلالها و نظرات عوامفریبانه سیاستمداران روی آورد. در بخشی از کتاب مغلطه میخوانیم: آمار، سلاح شیمیایی اقناع است. همه سیاستمداران و تاجران خوب این را میدانند. کمی آمار به بحثتان تزریق کنید تا بلافاصله شاهد تاثیرات محسوس آن باشید: چشمها بیفروغ میشوند، دهانها باز میمانند و در چشم بر هم زدنی همه در تایید و موافقت سرتکان میدهند. ارقام بحث ناپذیرند! حتی وقتی ارقام صحیحند، آنچه را به آنها منتسب شده است نشان نمیدهند. مثلا سردبیران روزنامهها همیشه از آماری درباره تغییر رفتار به نتایجی درباره تغییر و معمولا وخامت ارزشها میرسند!
🔖 کتاب مشتمل بر 12 فصل با عناوین: «اقتدار»، «تعصب در جامه فاخر»، «حرف نزن!»، «واژههای بیمعنی»، «انگیزهها»، «حق داشتن عقیده»، «مغایرت»، «کلمات گمراهکننده»، «بدیهی جلوه دادن موضوع»، «تصادف»، «آمار حیرتآور» و «تب اخلاقیات» است که نویسنده در هر فصل مهارتی را در زمینه برخورد با اطلاعات جدید و چگونگی پذیرش آنها آموزش میدهد. با توجه به نیاز همگان برای درک بهتر اخبار و سخنان دیگران، این کتاب برای همه افراد سودمند است. اما بطور خاص مطالعه این کتاب برای صاحبان مشاغل و کسب و کارها که در جلسات کاری باید بر سر مسائل گوناگون مباحثه و نتیجهگیری کنند بسیار ارزشمند خواهد بود.
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: مغلطه، راهنمای درست اندیشیدن
✍🏼 نويسنده: جمی وایت
🗣 ترجمه: مریم تقدیسی
📕 انتشارات: ققنوس
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#مغلطه_راهنمای_درست_اندیشیدن
#جمی_وایت
#منطق
📖 هربار معنای زندگی را فهمیدم، عوضش کردند
✍🏼 دانیل مارتین کلاین
🖋به کوشش: نگار نجفی
💠 این کتاب گذریست بر سخنان گروهی از فلاسفه با هدف یافتن معنای زندگی در حالیکه نویسنده در انتها اعتراف میکند که هیچ کس نمی تواند معنای دقیقی برای زندگی تعریف کند و در انتها میگوید:
«خوب، معنای زندگی را فهمیدید؟ با کی دارم شوخی می کنم؟ چه کسی را دارم سرکار میگذارم؟ اصلا من کی هستم؟
درنهایت من هر روز بیش از پیش متقاعد میشوم که هر فردی حق دارد دلیل زیستن خود را انتخاب کند: میخواهد یک مسیحی متدین باشد، یک مبارز راه آزادی، یک آدم بیکار علاف یا هر سه اینها. همچنین معتقدم انتخاب عامدانه و آگاهانه ی معنای زندگی و سپس تملک آن زندگی مارا غنی تر، واقعی تر و به قول سارتر معتبر و درست میکند. با این همه حتی این توصیه را در مورد زندگی کمی احمقانه میدانم.» پس این کتاب را نه با هدف یافتن معنای زندگی، بلکه باید با هدف دیدن مسیرهای فراوانی که زندگی میتواند در پیش بگیرد خواند.
🔖 نکته ی جالب در مورد کتاب برای من ساختار جالب و جذاب آن بود. نویسنده دفترچه ای از جملات قصار فلاسفه ی مورد علاقه اش در ابتدای جوانی دارد و حالا بعد از چهل سال مطالعه ی فلسفه و پشت سر گذاشتن پستی بلندی های زندگی، درحالیکه قسمت بیشتر «راه زندگی» را پیموده، دفترچه را دوباره باز میکند و این بار همان جملات را از دیدی تازه میخواند.
کتاب دارای فصل های کوتاهیست که هرفصل با جمله ای از این دفترچه شروع شده، توضیح کوتاهی درباره ی خود فیلسوف و دیدگاه کلی او درباره ی زندگی میدهد و سپس با تحلیل و نظر خود نویسنده در مورد این جمله به پایان می رسد.
📌 نویسنده خود در توضیح کتاب چنین می گوید:«کتابی که مطالعه میکنید منتخبی است از جملات قصار گروهی از بزرگترین و تاثیر گذارترین فلاسفه و متفکران تاریخ همراه با توضیحات و تحلیل های شخصی من درباره هر یک از آن ها.»
جامعه ی هدف کتاب کسانی با مطالعات متوسط تا پیشرفته در مورد فلسفه اند و اگر شما هم مثل من مطالعه ی زیادی در مورد فلسفه نداشتید احتمالا برای درک کامل کتاب باید همراه با کتاب مطالعه ی آزاد هم داشته باشید چرا که حجم اطلاعات مطرح شده در مورد فیلسوفان زیاد و عمق مطالب اندک است. با این حال کتاب همچنان با جذابیتش شما را به دنبال خود میکشد تا با این جمله به پایان برسد که:
«هربار معنای زندگی را فهمیدم، عوضش کردند.»
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: هربار که معنای زندگی را فهمیدم، عوضش کردند
✍🏼 نويسنده: دانیل مارتین کلاین
🗣 ترجمه: حسین یعقوبی
📕 انتشارات: چشمه
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#هربار_که_معنای_زندگی_را_فهمیدم_عوضش_کردند
#دانیل_مارتین_کلاین
#معنای_زندگی
📖 ظرافت جوجه تیغی
✍🏼 موریل باربری
🖋به کوشش: نسترن نویدمقدم
💠 کتاب از زبان دو راوی که در نگاه اول بسیار با هم متفاوت هستند، روایت میشود. راوی اول رُنه زن پنجاه و چهار ساله بیوهای است که از بیست و هفت سال پیش تاکنون به سرایداری ساختمان شماره هفت خیابان گرونل مشغول است. او خود را زشت، چاق، فقیر و بیسواد معرفی میکند که تنها با گربهاش زندگی میکند. معتقد است کسی او را دوست ندارد و تنها به این علت که کاملا منطبق بر تصور عموم از یک سرایدار است، دیگران او را تحمل میکنند. اما رفته رفته درمییابیم رنه از خود تصویر یک سرایدار معمولی را میسازد تا در پس آن خود واقعیاش را پنهان کند.
رنهی واقعی در خلوت و به دور از چشم ساکنین ساختمان کتاب میخواند. با تاملات مارکس، کانت، دکارت و هوسرل آشنایی دارد؛ فیلم میبیند و موسیقی کلاسیک از جنس موتسارت و مالر گوش میدهد.
🔖 راوی دیگر داستان، پالوما، دختر دوازده سالهی یکی از ساکنین همان ساختمان است. خانواده او ثروتمند هستند و با توجه به اینکه پدرش نماینده مجلس است، از جایگاه اجتماعی ویژهای برخوردارند. در عین حال بین او و خانوادهاش روابط صمیمی و گرمی وجود ندارد و در واقع در دنیایی فرسنگها دورتر از آنها به سر میبرد. پالوما فوقالعاده باهوش است و بسیار بیشتر از هم سالانش میفهمد اما برای جلوگیری از جلب توجه دیگران همواره سعی دارد در چشم آنها خودش را ابلهتر از آنچه که هست، نمایان کند.
🔖 با توجه به هوش و درک بالای او از مسائل، در همین سن کم با معنای زندگی درگیر میشود و به پوچی آن پی میبرد. بنابراین، تصمیم میگیرد در روز تولد سیزده سالگیاش به زندگی خود پایان دهد!
📌 در جایی از کتاب از زبان او میخوانیم: " آدمها خیال میکنند به دنبال ستارهها میگردند ولی مثل ماهی قرمزهای داخل پارچ کارشان پایان مییابد. از خودم میپرسم آیا سادهتر این نیست که از همان ابتدا به بچهها یاد بدهند که زندگی پوچ است. این امر ممکن است پارهای از لحظههای زیبای دوران کودکی را نابود کند ولی، در عوض به بزرگسالان اجازه میدهد زمان بسیار قابل توجهی را هدر ندهند، جدا از اینکه آدم، دست کم، از خطر یک ضربه روحی، ضربه پارچ، در امان خواهد ماند."
🔖 با وجود تفاوتهای ظاهری چشمگیر این دو شخصیت، هر چه داستان پیش میرود و بیشتر با آنها آشنا میشویم، به اشتراکاتی بینشان پی میبریم که در نهایت به ارتباطی دوستانه بین این دو ختم میشود.
این ارتباط دوستانه به هر دوی آنها کمک میکند با نگاهی دلپذیرتر دنیای اطراف خود را ببینند.
🔖 کتاب ظرافت جوجه تیغی هوشمندانه ما را با مسائل عمیق فلسفی مانند معنای زندگی، پوچی و مرگ رو در رو میکند و در خلال آن جوابهای ساده و به دور از پیچیدگی برای ما عرضه میدارد.
برای ادامه زندگی ما را به آمیخته شدن با هنر سوق میدهد و حتی سادهتر از اینها، ما را به خوردن یک فنجان چای دعوت میکند.
📌 "آیین چای خوری، این فضیلت بسیار بزرگ را دارد که در پوچی زندگی ما رخنهای ایجاد کند و لحظهای از هماهنگی آرامش بخش به وجود آورد. آری، فلک برای پوچ نشان دادن هستی دسیسه میچیند، جانهای گمشده به سوگ زیبایی نشستهاند، ناچیزی ما را احاطه کرده است.
بنابراین، یک فنجان چای بنوشیم."
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: ظرافت جوجه تیغی
✍🏼 نويسنده: موریل باربری
🗣 ترجمه: مرتضی کلانتریان
📕 انتشارات: کند و کاو
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#ظرافت_جوجه_تیغی
#موریل_باربری
#معنای_زندگی
📖 تابستان
✍🏼 آلبر کامو
🖋به کوشش: جواد ولیزاده
💠 «تابستان»، این نوشته های پراکنده از کامو، تصویری از زادگاه او را برای ما نمایان میسازد.در واقع تابستان مجموعه ی هشت مقاله است که آلبر کامو آن ها را در فاصله ی زمانی سال های ۱۹۳۹ تا ۱۹۵۳ نوشته و برای نخستین بار در سال ۱۹۵۴ به صورت یک مجموعه منتشر می کند. این اثر در واقع بیشتر از نظر ادبی حائز اهمیت است و بعد شاعرانه و علایق او را به ما نشان میدهد.
بنفشه فریسآبادی مترجم کتاب نیز که آن را مستقیم از فرانسه به فارسی ترجمه کرده است؛ سعی کرده است تمام آن ابعاد شاعرانه را در ترجمه حفظ کند.
🔖 کامو در این نوشته ها نیز گریزهایی به تفکرات فلسفی خود میزند و میگوید چرا به او نویسنده ی ابزورد میگویند.
الجزیره برای کامو همواره شهر تابستان ها بوده و آفتاب این شهر به گونه ای تنگاتنگ با کودکی و جوانی وی عجین شده است.
کامو در لحظاتی نادر در اوج یک هماهنگی بی واسطه با طبیعت مدیترانه زیسته و بخت آن را داشته که در طول زمان، شادمانی های غیرقابل جایگزینی را در بازگشت به سرزمین نیاکانش تجربه کند. به این وسیله گاه وی گویی با زبان طبیعت با ما سخن میگوید؛ در این مورد از متن کتاب کمک میگیرم:«رودخانه و رود میگذرند، دریا اما میگذرد و میماند. باید اینچنین عشق ورزید، وفادار و گریزان. من با دریا وصلت میکنم.»
🔖 اندیشه ی پویای آلبر کامو از این مقاله های کوتاه، اودیسه ای می سازد که مرحله به مرحله از پوچی دنیای خشن و ناراست فراتر می رود و مخاطرات نیهیلیسمی کور را باطل می نماید.
یکی دیگر از مسائلی که کامو همواره در نوشتههاش به آن علاقه نشان داده است، پرداختن به اساطیر یونان است که به عنوان سخن پایانی قسمتی از متن کتاب را که به این مسئله اشاره دارد، میآوریم:
📌 «گاهی مردد می شوم که آیا اصلن نجاتِ انسانِ امروز جایز است؟ اما دستکم هنوز می توان جسم و روحِ فرزندان این انسانها را نجات داد. هنوز میشود شانسِ رسیدن به خوشبختی و زیباییِ توأمان را به آنها هدیه کرد. حتی اگر ما بهناچار تسلیم شویم به زندگیِ فاقد زیبایی و آزادی در معنای حقیقیاش.
اسطورهی پرومته یکی از آن اساطیری است که به یادِ ما میآورد هر عیب و نقصی در انسان گذرا و موقت است و بدون خدمت به تمامتِ انسان، نمیشود به بخشی از او خدمت کرد. اگر او گرسنهی نان و در حسرت گلبوته است، و اگر حقیقت این است که نان ضرورتِ بیشتری دارد، دستکم بیاموزیم خاطرهی گلبوته را حفظ کنیم.»
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: تابستان
✍🏼 نويسنده: آلبر کامو
🗣 ترجمه: بنفشه فریسآبادی
📕 انتشارات: ققنوس
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#تابستان
#آلبر_کامو
#معنای_زندگی
#فلسفه_اگزیستانس
📖 مغز: داستان شما
✍🏼 دیوید ایگلمن
🖋به کوشش: لیلا جباری
💠 در پشت کتاب میخوانیم: "در سکوت و تاریکی درون جمجمهی هر انسانی، مغز فعالی وجود دارد که شرحی از واقعیت جهان را ارائه میدهد و داستانی از هویت او را روایت میکند."
🔖 مغز: داستان شما (The brain, the story of you)
دربارهی ارتباط بین خواستگاه زیستی مغز با عوامل دیگری همچون اختیار، ذهن، تصمیم گیری، نیاز به دیگران و چشمانداز تکنولوژی برای ذهن بشر است. مقدمهای است بسیار مناسب برای کسانی که میخواهند با جهان درون خود آشنا شوند. دیدگاه نویسنده دیدگاه علمی است و خود نیز دانشمند علوم اعصاب، استاد دانشگاه و صاحب شرکت رابط سختافزار با مغز در سیلیکونولی است.
🔖 نویسنده میگوید: با توجه به اهمیت مغز در زندگی انسان همیشه در حیرت بودم از اینکه چرا در جامعه کمتر از آن صحبت به میان میآید. اما الان فکر میکنم این بیتوجهی به مغز به جای آنکه نوعی نارسایی باشد، یک علامت است؛ ما به اندازهای در دام واقعیت اسیریم که حتی از اسارت خود بیخبریم. در وهلهی نخست اینگونه به نظر میرسد که موضوعی برای صحبت در این زمینه وجود ندارد. و اینکه در دنیای خارج رنگ هست یا اینکه حافظهی ما شبیه یک دوربین ویدئویی است و دلایل واقعی عقاید خود را میدانیم، برای ما جزء نکات بدیهی هستند.
🔖 روند رشد مغز از کودکی تا مرگ چگونه است؟
○ انعطاف پذیری مغز یعنی چه؟
○ آیا ما مجموعه خاطراتمان هستیم؟
○ آیا وقتی حواس ما متوقف میشوند، نمایش پایان مییابد؟
○ مهارت ها در مغز چگونه شکل میگیرند؟
○ احساس ارادهی ازاد چیست؟
○ چگونه تصمیم میگیریم؟
○ چرا طرد سبب ایجاد رنج میشود؟
○ چه چیزی سبب کاهش واکنش عاطفی ما به رنج و ازار دیدن سایر انسانها میشود؟
○ آیا کامپیوترها میتوانند فکر کنند؟
○ خودآگاهی چیست و چگونه پدیدار میشود؟
از جمله سوالاتی هستند که با مطالعهی این کتاب، به پاسخ آنها دست خواهید یافت.
🔖 فرض کنید به بوستانی بروید و در آنجا با شخصیتهایی که هر یک نماینده دورههای مختلف عمر شما هستند (۶ سالگی، نوجوانی، اواخر ۲۰ سالگی، اواسط ۵۰ سالگی، اوایل ۷۰ سالگی، و تا پایان عمر ) روبرو شوید. همهی این اشخاص میتوانند کنار هم بنشینند و داستان های مشترک زندگی خود را نقل کنند تا رشتهی واحدی که هویت شما را میسازد، به وجود آید.
آیا این حالت ممکن است؟ همهی این اشخاص دارای نام و شرح حال واحدی هستند، اما واقعیت این است که به گونهای نیز هر یک افراد مختلفی با ارزشها و اهداف گوناگون هستند. شاید خاطرات مشترک زندگی آنها کمتر از حدی باشد که انتظار دارید. خاطرهی شما از پانزده سالگیتان با هویت واقعی شما در پانزده سالگی شما فرق دارد. از طرفی شما خاطرات گوناگونی از یک واقعهی واحد دارید، چرا؟ چون حافظه آن چیزی که فکر میکنیم در عین حال هست و نیست.
🔖 حافظه به جای آنکه نوعی تصویربرداری دقیق ویدئویی از یک بخش زندگی ما باشد، بیشتر حالت ناپایداری از مغز مربوط به گذشته است که باید برای یادآوری بازسازی شود.
