کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر
Open in Telegram
📚 کانون فلسفه و دین دانشگاه صنعتی امیرکبیر 📚 آدرس دفتر: دانشگاه امیرکبیر، روبروی مسجد دانشگاه، ساختمان کانون های فرهنگی، دفتر کانون فلسفه صفحات مجازی: instagram.com/aut_philosophy aparat.com/AUT_philosophy 📞 ارتباط: @Aut_Philosophy_Admin
Show more1 170
Subscribers
+124 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: مغز: داستان شما
✍🏼 نويسنده: دیوید ایگلمن
🗣 ترجمه: دکتر محمداسماعیل فلزی
📕 انتشارات: مازیار
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#مغز_داستان_شما
#دیوید_ایگلمن
#علوم_اعصاب
#عصب_شناسی
#روانشناسی
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: مغز: داستان شما
✍🏼 نويسنده: دیوید ایگلمن
🗣 ترجمه: دکتر محمداسماعیل فلزی
📕 انتشارات: مازیار
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#مغز_داستان_شما
#دیوید_ایگلمن
#علوم_اعصاب
#عصب_شناسی
#روانشناسی
📖 فلسفه ملال
✍🏼 لارس اسونسن
🖋به کوشش: محمدامین غریبی
💠 پرسشهای بزرگ الزاما پرسشهای ازلی نیستند، چون ملال تنها چند صد سال است که به پدیده فرهنگی مهمی تبدیل شده است. ملال همواره به نوعی با انسان همراه بوده است.
کیرکگور میگوید: «خدایان ملول بودند و بنابراین انسان را آفریدند. آدم از تنهایی ملول بود و بنابراین حوا را خلق کردند. از آن زمان ملال وارد جهان شد و درست به همان نسبتی که جمعیت رشد میکرد، ملال نیز بیشتر میشد.»
🔖 ملال مردم را از درون میخورد و همچون غبار، بیآنکه ببینیم میاید و میرود و همچون خاکستر بر دست و چهره مان مینشیند. برخی ملال را ریشه تمام شرها میدانند، برخی دیگر امتیاز انسان مدرن و حتی وجه تمایز انسان و حیوان. یوهان گئوک هامان خود را عاشق ملال مینامد و هنگامی که دوستانش او را برای بطالتش به باد انتقاد گرفتند پاسخ داد که کارکردن آسان است، ولی بیکارگی واقعا برای انسان دشوار است. ملال معمولا زمانی ایجاد میشود که نمیتوانیم آنچه را میخواهیم انجام دهیم، یا مجبور باشیم کاری را انجام دهیم که نمیخواهیم. ولی هنگامی که نمیدانیم چه کاری را میخواهیم انجام دهیم، وقتی توانایی پذیرش مسئولیتهای خود در زندگی مان را نداریم چطور؟
🔖 ملال پدیدهای متعلق به دوران مدرنیته است، ملال امتیاز انسان مدرن است، وقتی ساختارهای سنتی معنا را درهم شکستیم ملال را ساختیم.
بعید نیست بیاینکه بدانیم گرفتار ملال باشیم و گاهی بیاینکه دلیلش را بدانیم این حال بر ما چیره شود. ملال «فرسایش ناب» است که تاثیری نامحسوس دارد و به تدریج فرد را به ویرانهای تبدیل میکند که دیگران نمیفهمند و در واقع خود آن فرد هم نمیفهمد. ملال غیرانسانی نیز هست؛ چون معنا را از زندگی انسان میرباید، یا اینکه جلوهای از این واقعیت است که چنین معنایی حضور ندارد.
🔖 ملال را با مصرف موادمخدر، الکل، سیگار، اختلالات تغذیه، بیبندوباری جنسی، ویرانگری، افسردگی، ستیزهجویی، خشونت، دشمنی، خودکشی، رفتارهای پرخطر و مواردی اینچنینی مرتبط میدانند و آمارها نیز موید این ارتباط است.
ملال با فقدان معنا همراه است و فقدان معنا برای کسی که به آن دچار شده مشکلی جدی است. ملال از غم در چهره گرفته تا از دست رفتن معنای زندگی را شامل میشود. اغلب از کسی که از ملال مینالد میخواهیم خود را جمع و جور کند، قدر زندگیاش را بداند، ضعیف نباشد، انسانهای بیچارهتر از خود را ببیند و شکرگزار باشد، نیمه پر لیوان را ببیند، غر نزند ولی گفتن چنین جملاتی به انسانی ملول همان قدر درست است که به کوتولهای دستور بدهیم قدش را بیشتر کند.
🔖 ملال همواره عنصری انتقادی است چون این ایده را بیان میکند که یک موقعیت مشخص یا کل هستی عمیقا ما را ناراضی میکند. افزایش ملال به معنای این است که جامعه یا فرهنگ که حامل معناست دچار نقصی جدی است. ما دیگر چندان از تشویش رنج نمیبریم، بلکه بیشتر گرفتار ملالیم. یا به زبان هایدگر «تشویق دیگر چندان تشویشانگیز نیست، ولی ملال هر روز ملالانگیزتر میشود». ملال درمان شدنی شاید نباشد... نه کار، نه عشق، نه زندگی جذاب و نه هیچ چیز دیگری. ملال را باید با تمام وجود حس کرد. ملال امتیازی است که انسان باید به درستی آن را بشناسد. فیلسوفان باید بیش از پیش به ملال بپردازند.
📌 پی نوشت:
زندگی آونگی است بین میل و ملال؛ نقطه بهینه وسط این حرکت اونگ است.
[Forwarded from Pouyan]
📖 فلسفه ملال
✍🏼 لارس اسونسن
🖋به کوشش: محمدامین غریبی
💠 پرسشهای بزرگ الزاما پرسشهای ازلی نیستند، چون ملال تنها چند صد سال است که به پدیده فرهنگی مهمی تبدیل شده است. ملال همواره به نوعی با انسان همراه بوده است.
کیرکگور میگوید: «خدایان ملول بودند و بنابراین انسان را آفریدند. آدم از تنهایی ملول بود و بنابراین حوا را خلق کردند. از آن زمان ملال وارد جهان شد و درست به همان نسبتی که جمعیت رشد میکرد، ملال نیز بیشتر میشد.»
🔖 ملال مردم را از درون میخورد و همچون غبار، بیآنکه ببینیم میاید و میرود و همچون خاکستر بر دست و چهره مان مینشیند. برخی ملال را ریشه تمام شرها میدانند، برخی دیگر امتیاز انسان مدرن و حتی وجه تمایز انسان و حیوان. یوهان گئوک هامان خود را عاشق ملال مینامد و هنگامی که دوستانش او را برای بطالتش به باد انتقاد گرفتند پاسخ داد که کارکردن آسان است، ولی بیکارگی واقعا برای انسان دشوار است. ملال معمولا زمانی ایجاد میشود که نمیتوانیم آنچه را میخواهیم انجام دهیم، یا مجبور باشیم کاری را انجام دهیم که نمیخواهیم. ولی هنگامی که نمیدانیم چه کاری را میخواهیم انجام دهیم، وقتی توانایی پذیرش مسئولیتهای خود در زندگی مان را نداریم چطور؟
🔖 ملال پدیدهای متعلق به دوران مدرنیته است، ملال امتیاز انسان مدرن است، وقتی ساختارهای سنتی معنا را درهم شکستیم ملال را ساختیم.
بعید نیست بیاینکه بدانیم گرفتار ملال باشیم و گاهی بیاینکه دلیلش را بدانیم این حال بر ما چیره شود. ملال «فرسایش ناب» است که تاثیری نامحسوس دارد و به تدریج فرد را به ویرانهای تبدیل میکند که دیگران نمیفهمند و در واقع خود آن فرد هم نمیفهمد. ملال غیرانسانی نیز هست؛ چون معنا را از زندگی انسان میرباید، یا اینکه جلوهای از این واقعیت است که چنین معنایی حضور ندارد.
🔖 ملال را با مصرف موادمخدر، الکل، سیگار، اختلالات تغذیه، بیبندوباری جنسی، ویرانگری، افسردگی، ستیزهجویی، خشونت، دشمنی، خودکشی، رفتارهای پرخطر و مواردی اینچنینی مرتبط میدانند و آمارها نیز موید این ارتباط است.
ملال با فقدان معنا همراه است و فقدان معنا برای کسی که به آن دچار شده مشکلی جدی است. ملال از غم در چهره گرفته تا از دست رفتن معنای زندگی را شامل میشود. اغلب از کسی که از ملال مینالد میخواهیم خود را جمع و جور کند، قدر زندگیاش را بداند، ضعیف نباشد، انسانهای بیچارهتر از خود را ببیند و شکرگزار باشد، نیمه پر لیوان را ببیند، غر نزند ولی گفتن چنین جملاتی به انسانی ملول همان قدر درست است که به کوتولهای دستور بدهیم قدش را بیشتر کند.
🔖 ملال همواره عنصری انتقادی است چون این ایده را بیان میکند که یک موقعیت مشخص یا کل هستی عمیقا ما را ناراضی میکند. افزایش ملال به معنای این است که جامعه یا فرهنگ که حامل معناست دچار نقصی جدی است. ما دیگر چندان از تشویش رنج نمیبریم، بلکه بیشتر گرفتار ملالیم. یا به زبان هایدگر «تشویق دیگر چندان تشویشانگیز نیست، ولی ملال هر روز ملالانگیزتر میشود». ملال درمان شدنی شاید نباشد... نه کار، نه عشق، نه زندگی جذاب و نه هیچ چیز دیگری. ملال را باید با تمام وجود حس کرد. ملال امتیازی است که انسان باید به درستی آن را بشناسد. فیلسوفان باید بیش از پیش به ملال بپردازند.
📌 پی نوشت:
زندگی آونگی است بین میل و ملال؛ نقطه بهینه وسط این حرکت اونگ است.
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: فلسفهٔ ملال
✍🏼 نويسنده: لارس اسوِنسن
🗣 ترجمه: افشین خاکباز
📕 انتشارات: نشرنو
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#فلسفه_ملال
#لارس_اسونسن
#معنای_زندگی
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: فلسفهٔ ملال
✍🏼 نويسنده: لارس اسوِنسن
🗣 ترجمه: افشین خاکباز
📕 انتشارات: نشرنو
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#فلسفه_ملال
#لارس_اسونسن
#معنای_زندگی
با سلام و درود🌱
به درخواست شرکتکنندگان عزیز،
❗️مهلت ارسال متون تا ۸ فروردین سال ۱۴۰۰ تمدید شد❗️
به امید آنکه به کمک هم بتوانیم قدمی در راستای ترویج کتابخوانی و دانش برداریم.
سلام و درود خدمت اعضای کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر🍃
بعضی از دوستان در تلگرام و اینستاگرام راجع به #پویش_کتابخوانی سوال پرسیده بودند و ابهاماتی داشتند.
متن های پویش از بعد عید در کانال انتشار پیدا میکند و پست بالا نمونه ای بود تا بعضی از ابهامات را رفع کند.
شرکت کنندگان در نظر داشته باشند هر کتاب، چه تخصصی و چه عمومی، و یا رمان که ارتباطی به فلسفه داشته باشد یا وجوهی از فلسفه در آن یافت شود، پذیرفته میشود؛ همانطور که ذکر شد بیشتر اهداف این پویش ترویج مطالعه و مشارکت در آن است لذا فیلتر و محدودیت خاصی نیست.
معرفی کتاب به شکل خلاصه، برشی از کتاب، نقد و ... همگی پذیرفته میشود و قالب و فرم آن هم محدودیت زیادی ندارد.
میتوانید نمونه های هر کدام را در کانال با #معرفی_کتاب پیدا کنید.
همه ی متن های پویش بعد از عید نوروز همراه با کد تخفیف(در صورتی که نسخه الکترونیکی یا صوتی کتاب موجود باشد) ارسال میشوند.
در صورتی که هر گونه ابهام و یا سوالی داشتید میتوانید به @Leilijabbari در تلگرام یا دایرکت اینستاگرام پیام دهید.
سلام و درود خدمت اعضای کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر🍃
بعضی از دوستان در تلگرام و اینستاگرام راجع به #پویش_کتابخوانی سوال پرسیده بودند و ابهاماتی داشتند.
متن های پویش از بعد عید در کانال انتشار پیدا میکند و پست بالا نمونه ای بود تا بعضی از ابهامات را رفع کند.
شرکت کنندگان در نظر داشته باشند هر کتاب، چه تخصصی و چه عمومی، و یا رمان که ارتباطی به فلسفه داشته باشد یا وجوهی از فلسفه در آن یافت شود، پذیرفته میشود؛ همانطور که ذکر شد بیشتر اهداف این پویش ترویج مطالعه و مشارکت در آن است لذا فیلتر و محدودیت خاصی نیست.
معرفی کتاب به شکل خلاصه، برشی از کتاب، نقد و ... همگی پذیرفته میشود و قالب و فرم آن هم محدودیت زیادی ندارد.
میتوانید نمونه های هر کدام را در کانال با #معرفی_کتاب پیدا کنید.
همه ی متن های پویش بعد از عید نوروز همراه با کد تخفیف(در صورتی که نسخه الکترونیکی یا صوتی کتاب موجود باشد) ارسال میشوند.
در صورتی که هر گونه ابهام و یا سوالی داشتید میتوانید به @Leilijabbari در تلگرام یا دایرکت اینستاگرام پیام دهید.
📖 دنیای قشنگ نو
✍🏼 آلدوس هاکسلی
🖋به کوشش: مهسا سادات موسویان
🔖 در ابتدای کتاب با متنی تأمل برانگیز از نیکولاس بردیائف مواجه میشویم:
"ناکجاآبادها بسیار بیش از آنچه سابقا تصور می کردند تحقق پذیر است.
ما اکنون در برابر مسئله بسیار دلهره آورتری قرار داریم و آن این است که از تحقق نهایی ناکجاآبادها چگونه احتراز کنیم؟… ناکجاآبادها تحقق پذیر است. زندگی به سوی ناکجاآبادها پیش می رود. شاید هم قرن تازهای آغاز شده باشد که در آن، روشنفکران و طبقه فرهیخته آرزوی احتراز از ناکجاآباد و بازگشت به جامعه ای را دارند که ناکجاآباد نیست، یعنی به اندازه ناکجاآباد کامل نیست ولی آزادتر از آن است."
💠 رمان دنیای قشنگ نو از رمان های فلسفی و فلسفه های رمانگونه به شمار میرود.
هاکسلی در این رمان۶۰۰ سال بعد را به تصویر کشیده است.
🔖 « مرکز بارورسازی و پرورش نطفه لندن »؛ نوزادان این مرکز در پنج طبقه اجتماعی پرورش می یابند، از آلفا تا اپسیلون. آلفاها بالاترین طبقه هستند و سردمداران حکومت. بتاها متخصصان و تکنوکرات ها هستند و بعد از این دو، گاماها، دلتاها و اپسیلون ها که برده های این جامعه یوتوپیایی هستند، تحت عمل بوکانفسکی – تولید دوقلوهای مشابه از یک تخم – به صورت موجوداتی درون بشر و لاشعور پا به دنیا می گذارند تا کارهای ساده و غیر حرفه ای، اما سنگین و طاقت فرسا را انجام دهند. هاکسلی در « دنیای قشنگ نو » تصویری از بهشت موعود خویش به دست نمی دهد، اما « یوتوپیای علمی » یا صورت مثالی مدینه ای را که در سایه علوم و تکنولوژی بنا می شود، جهنمی بسیار وحشتناک و پُر رنج می بیند، و حق با اوست.
🔖 و در این جهان زندهزایی و ایده داشتن پدر و مادر همانند اعتقاد به خدا و دین، نه تنها منسوخ شده است بلکه زشت و قبیح شناخته میشود. در این دنیای ایجاد شده فورد (هنری فورد) نقش خدای یکتا و مسیح را همزمان گرفته است. به طوری که تقویم بر اساس بعد از فورد (بعد از میلاد مسیح) عنوان میشود.
🔖 در متن کتاب نیز جملاتی مانند: محض رضای فورد، یا حضرت فورد و… بسیار دیده میشود.
در دنیای قشنگ نو فردیت و تشخص تا آنجا که امکان دارد از میان رفته است و انسان هایی که از لوله های آزمایشگاه به عالم « تخلیه شده اند » خصلت های مشترکی یافته اند، تا آنجا که بتوان آنان را در پنج گروه نژادی معین طبقه بندی کرد و از این طریق، جامعه انسانی به ثباتی ریاضی دست یافته که لازمه برنامه ریزی های بسیار بلند مدت است.
📌 به نقل از شهید آوینی:« اخلاق » در دنیای متهور نو تابع یک « نظام تربیتی تکنولوژیک » است که همه را همسان در خدمت یک حکومت جهانی بار می آورد.
🔖 از نیمه داستان، کم کم کتاب صورتی فلسفی به خود می گیرد.
برنارد مارکس، یک آلفای مثبت که در ارزش ها و اعتبارات دنیای قشنگ نو تردید کرده است، همراه با لنینا کراون به مالپانیس می روند که یکی از اردوگاه هایی که در آن شصت هزار نفر از سرخپوستان دنیای کهن به صورتی محصور و معتزل از دنیای تمدن زندگی می کنند و رویارویی این دوگروه از انسان ها بسیار هیجان انگیز و اسرار آمیز است....
📖 دنیای قشنگ نو
✍🏼 آلدوس هاکسلی
🖋به کوشش: مهسا سادات موسویان
🔖 در ابتدای کتاب با متنی تأمل برانگیز از نیکولاس بردیائف مواجه میشویم:
"ناکجاآبادها بسیار بیش از آنچه سابقا تصور می کردند تحقق پذیر است.
ما اکنون در برابر مسئله بسیار دلهره آورتری قرار داریم و آن این است که از تحقق نهایی ناکجاآبادها چگونه احتراز کنیم؟… ناکجاآبادها تحقق پذیر است. زندگی به سوی ناکجاآبادها پیش می رود. شاید هم قرن تازهای آغاز شده باشد که در آن، روشنفکران و طبقه فرهیخته آرزوی احتراز از ناکجاآباد و بازگشت به جامعه ای را دارند که ناکجاآباد نیست، یعنی به اندازه ناکجاآباد کامل نیست ولی آزادتر از آن است."
💠 رمان دنیای قشنگ نو از رمان های فلسفی و فلسفه های رمانگونه به شمار میرود.
هاکسلی در این رمان۶۰۰ سال بعد را به تصویر کشیده است.
🔖 « مرکز بارورسازی و پرورش نطفه لندن »؛ نوزادان این مرکز در پنج طبقه اجتماعی پرورش می یابند، از آلفا تا اپسیلون. آلفاها بالاترین طبقه هستند و سردمداران حکومت. بتاها متخصصان و تکنوکرات ها هستند و بعد از این دو، گاماها، دلتاها و اپسیلون ها که برده های این جامعه یوتوپیایی هستند، تحت عمل بوکانفسکی – تولید دوقلوهای مشابه از یک تخم – به صورت موجوداتی درون بشر و لاشعور پا به دنیا می گذارند تا کارهای ساده و غیر حرفه ای، اما سنگین و طاقت فرسا را انجام دهند. هاکسلی در « دنیای قشنگ نو » تصویری از بهشت موعود خویش به دست نمی دهد، اما « یوتوپیای علمی » یا صورت مثالی مدینه ای را که در سایه علوم و تکنولوژی بنا می شود، جهنمی بسیار وحشتناک و پُر رنج می بیند، و حق با اوست.
🔖 و در این جهان زندهزایی و ایده داشتن پدر و مادر همانند اعتقاد به خدا و دین، نه تنها منسوخ شده است بلکه زشت و قبیح شناخته میشود. در این دنیای ایجاد شده فورد (هنری فورد) نقش خدای یکتا و مسیح را همزمان گرفته است. به طوری که تقویم بر اساس بعد از فورد (بعد از میلاد مسیح) عنوان میشود.
🔖 در متن کتاب نیز جملاتی مانند: محض رضای فورد، یا حضرت فورد و… بسیار دیده میشود.
در دنیای قشنگ نو فردیت و تشخص تا آنجا که امکان دارد از میان رفته است و انسان هایی که از لوله های آزمایشگاه به عالم « تخلیه شده اند » خصلت های مشترکی یافته اند، تا آنجا که بتوان آنان را در پنج گروه نژادی معین طبقه بندی کرد و از این طریق، جامعه انسانی به ثباتی ریاضی دست یافته که لازمه برنامه ریزی های بسیار بلند مدت است.
📌 به نقل از شهید آوینی:« اخلاق » در دنیای متهور نو تابع یک « نظام تربیتی تکنولوژیک » است که همه را همسان در خدمت یک حکومت جهانی بار می آورد.
🔖 از نیمه داستان، کم کم کتاب صورتی فلسفی به خود می گیرد.
برنارد مارکس، یک آلفای مثبت که در ارزش ها و اعتبارات دنیای قشنگ نو تردید کرده است، همراه با لنینا کراون به مالپانیس می روند که یکی از اردوگاه هایی که در آن شصت هزار نفر از سرخپوستان دنیای کهن به صورتی محصور و معتزل از دنیای تمدن زندگی می کنند و رویارویی این دوگروه از انسان ها بسیار هیجان انگیز و اسرار آمیز است....
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#فلسفه
#معرفی_کتاب
#رمان_فلسفی
#دنیای_قشنگ_نو
#آلدوس_هاکسلی
📚پویش کتابخوانی از ۱۴۰۰ با فلسفه📚
📖 نام کتاب: دنیای قشنگ نو
✍🏼 نويسنده: آلدوس هاكسلى
🗣 ترجمه: سعید حمیدیان
📕 انتشارات: نیلوفر
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
#پویش_کتابخوانی
#کانون_فلسفه_و_دین_امیرکبیر
#معرفی_کتاب
#دنیای_قشنگ_نو
#آلدوس_هاکسلی
#فلسفه
#رمان_فلسفی
🔸با درود به همه همراهان عزیز کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر؛
در روزهای پایانی قرن و اتفاقات غیر منتظرهاش، برای فرار از روزمرگی قرنطینه و فراموشی منع سفر کافیست تا خطی از کتاب های قدیمی را بخوانیم تا سفری را به وسعت کهکشان های تخیل و دانش آغاز کنیم.
در همین راستا؛ کانون فلسفه و دین قصد دارد پویشی را برای افزایش مطالعه دوستداران مطالعه و حکمت شروع کند.
🔹در این پویش شرکتکنندگان معرفی، خلاصه یا نقد کتب و رمان مرتبط با فلسفه را میفرستند و متن ها پس از ویرایش با ذکر نام فرستندگان در کانال کانون فلسفه و دین قرار خواهد گرفت. هر شرکت کننده فقط متن مربوط به یک کتاب را ارسال میکند.
🗓مهلت ارسال متن ها تا ۲۵ اسفند ماه میباشد.(تا تاریخ ۸ فروردین ۱۴۰۰ تمدید شد.)
شرکت کنندگان متن های خود را به آیدی زیر بفرستند.
🆔:@Leilijabbari
📒به منظور ترویج فرهنگ کتابخوانی کد تخفیف کتاب ها در کانال تلگرام و اینستاگرام کانون قرار خواهد گرفت تا با قیمت مناسب تری کتاب ها را از سامانه فیدیبو تهیه کرده و از خواندن آنها لذت ببرید.
⭕️به سه نفر از فرستندگان به قید قرعه و برای قدردانی از طرف کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر هدیهای نقدی تقدیم خواهد شد و بقیهی شرکت کنندگان این فراخوان، مشمول تخفیف دوره ها و کلاس های بعدی کانون میشوند.
@aut_philosophy
#پویش_کتابخوانی
#از_۱۴۰۰_با_فلسفه
📚برای نابود کردن یک فرهنگ؛
نیازی نیست کتابهارا بسوزانید،
کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند...
«ویکتور هوگو»
فراخوان پویش کتابخوانی: از ۱۴۰۰ با فلسفه
متن های خود را به آیدی زیر ارسال کنید:
🆔 @Leilijabbari
🗓مهلت ارسال تا ۲۵ اسفند ماه (تا تاریخ ۸ فروردین ۱۴۰۰ تمدید شد.)
📚"کودکان پنج، شش ساله بیشتر احتمال دارد که پرسشهای فلسفی مطرح کنند و نظر فلسفی ارائه دهند تا کودکان دوازده یا چهارده ساله؛ توضیح این پدیده پیچیده است و بخشی از این پیچیدگی نیز مربوط به ماهیت فلسفه است. درواقع گونه ای از معصومیت و سادگی دربارهی بسیاری از پرسش های فلسفی وجود دارد و این چیزی است که بزرگسالان از جمله دانشجویان دانشگاه، آنگاه که نخستین کتاب فلسفه را به دست می گیرند، مجبورند در خودشان پرورش دهند، در حالی که برای کودکان این امری طبیعی است."
گرت متیوز؛ فیلسوف آمریکایی، متخصص فلسفه کودک
🔶 همواره معنای زندگی یکی از مهمترین دغدغه های اندیشمندان بوده، این بار از کودکان پرسیده میشود:
🔎 معنای زندگی چیه؟
🔎 مهم ترین چیز در زندگی چیه؟...
📌 زیرنویس اختصاصی کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر
منبع فیلم: کانال CBC Kids در یوتیوب
🆔 @aut_philosophy
#معنای_زندگی
#فلسفه_کودک
🔶 ماهیت ذهن و ارتباط آن با بدن (مغز)، یکی از ژرفترین مسائل فلسفهی جدید و معاصر است. درآمدی کوتاه بر فلسفهی ذهن با زبانی ساده و با ذکر مثالهای گویا، شما را با مهمترین نظریههای فلسفی در این باره آشنا میکند.
نویسنده در این کتاب با اشاره به ابعاد سهگانهی مسئلهی ذهنـبدن، یعنی ابعاد هستیشناختی، معرفتشناختی و معناشناختی، توجه خود را عمدتاً به مسئلهی هستیشناختی معطوف میکند. فصل نخست به بررسی نقادانهی دوگانهگرایی اختصاص دارد، اما در بیشتر فصلهای بعدی روایتهای مختلف از فیزیکالیسم بررسی و نقد میشوند. هدف این کتاب رسیدن به نتیجهای له یا علیه نظریهای خاص در باب ذهن نیست، بلکه تلاش بر این است که نقاط قوت و ضعف هریک از دیدگاهها بیان شوند.
- سرفصل های کتاب:
0⃣ مقدمه
1⃣ دوگانهگرایی
2⃣ رفتارگرایی
3⃣ نظریه اینهمانیِ نوع
4⃣ کارکردگرایی
5⃣ یگانهگرایی بیقاعده
6⃣ مادی گرایی حذفی
7⃣ فرارویدادگی
8⃣ محتوای ذهنی
9⃣ مسئله کوالیا
🔴 کد تخفیف کانون فلسفه و دین:
Autphilo
برای خرید نسخه الکترونیکی کتاب، به لینک زیر مراجعه کنید و در هنگام خرید کد را وارد کرده و بر اعمال کد کلیک کنید:
لینک فیدیبو
#معرفی_کتاب
#فلسفه_ذهن
#نیل_کمبل
📚 معرفی کتاب
📖 نام: درآمدی کوتاه بر فلسفه ذهن
✍️ نویسنده: نیل کمبل/ مترجم: محمد یوسفی
- ذهن چیست و حالات ذهنی چه تفاوت - هایی با حالات فیزیکی دارند؟
- چه ارتباطی میان ذهن و اشیای فیزیکی برقرار است؟
- آیا با آنها یکی است یا به آنها وابسته است یا مستقل از آنهاست؟
اینها نمونه هایی از مسائل فلسفه ذهن هستند...
📚 معرفی کتاب
📖 نام: درآمدی کوتاه بر فلسفه ذهن
✍️ نویسنده: نیل کمبل/ مترجم: محمد یوسفی
- ذهن چیست و حالات ذهنی چه تفاوت - هایی با حالات فیزیکی دارند؟
- چه ارتباطی میان ذهن و اشیای فیزیکی برقرار است؟
- آیا با آنها یکی است یا به آنها وابسته است یا مستقل از آنهاست؟
اینها نمونه هایی از مسائل فلسفه ذهن هستند...
(ادامه در پست بعدی⬇️)
با سلام خدمت همراهان گرامی
❗️با توجه به پر شدن ۸۰ درصد از ظرفیت کلاس، اولویت با کسانی است که زودتر ثبت نام میکنند.❗️
⭕️ همه و همه برخاسته از مغز ما هستند؟! نه!
🔶 یکی از روزهای نسبتاً گرم اواخر تابستان سال 1848 (22 شهریور 1227 شمسی) بود. فینیاس (Phineas P. Gage) از همسرش خداحافظی کرد و مثل همیشه به سمت محل کارش رهسپار باشد. او سر کارگرِ یکی از راه آهن ها در ایالت ورمونت ایالات متحده بود. ساعت ۵ صبح به محل کارش رسید و مثل همیشه با کارگران تحت امرش سلام و احوال پرسی کرد. فینیاس نمی دانست که چه اتفاق بزرگی در انتظار اوست.
امروز باید بخشی از مسیر کوهستانی راه آهن را با استفاده از انفجار های دینامیتی مسطح و آماده ریل گذاری کنند.
فینیاس اولین دینامیت را برداشته و به سمت نقطه ای که باید آن را کار بگذارد میرود. اما این بار کمی بی دقتی میکند و شن و ماسه لازم برای محافظت از مواد منفجره را به اندازه کافی به کار نمی برد. ناگهان صدای انفجار دینامیت سکوت کوهستان را می شکند. همه کارگرها هراسان به سمت محل انفجار می دوند و با صحنه ای شگفت انگیز و وحشتناک مواجه می شوند. یک میله فلزی از صورت فینیاس وارد شده از مغز او بیرون زده بود.اما در کمال شگفتی فینیاس زنده بود!
او دوازده سال بعد از این حادثه نیز زندگی کرد، اما به گفته همه دوستانش، به کلی تبدیل به یک شخص دیگر شده بود. او پیش از این اتفاق فردی سخت کوش و خانواده دوست بود، اما پس از این حادثه تبدیل به فردی لجباز و تن پرور شد. او هرگز دیگر فینیاس سابق نشد...
🔷 این و موارد بسیاری مثل این همواره شگفتی ما را برمی انگیزند. به راستی ما انسان ها چه هستیم؟ آیا همه این ویژگی های شگفت انگیز همچون غم، شادی، رنج، عشق، نفرت و… همه و همه برخاسته از مغز ما هستند؟ آیا ما همین جسم چند ده کیلوییِ متشکل از درصد مشخصی مواد کربن، منیزیوم، آب و ... هستیم؟ نه! من گمان نمیکنم.
انسان، انسان است. ناکامل، ضعیف (خُلق الانسانُ ضَعیفا)، شکننده، مضطرب و زیبا و باشکوه!
✍ ابوطالب صفدری
@Aut_philosophy
@jarayanphilosophy
#فلسفه_ذهن
#علوم_شناختی
