پارسی سرایان هند و سند
Open in Telegram
358
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بیدل شهیدِ طبعِ ادب را زبان کجاست
حرفِ سرِ بریده ز حنجر شنیدهاند
#بیدل_دهلوی
@anaan
در وادییی که غیرت لیلی دَرَد نقاب
مجنون سرِ بریده ز محمل برآورد
#بیدل_دهلوی
@anaan
خاکیان را از فلک امید آسایش خطاست
آسمان با این جلالت گوی چوگان قضاست
ساحلی گر دارد این دریا لب گورست و بس
هست اگر کامی درین ویرانه کام اژدهاست
سنگ می بارد به نخل میوه دار از شش جهت
سرو از بی حاصلی پیوسته در نشو و نماست
با قضای آسمان سودی ندارد احتیاط
بیشتر افتد به چه هر کس درین ره با عصاست
کی دلش سوزد به داغ دردمندان دگر؟
چرخ، کز لب تشنگان او شهید کربلاست
مظهر انوار ربانی، حسین بن علی
آن که خاک آستانش دردمندان را شفاست
نیست اهل بیت را رنگین تر از وی مصرعی
گر بود بر صدر نه معصوم جای او، بجاست
کور اگر روشن شود در روضه اش نبود عجب
کان حریم خاص مالامال از نور خداست
با لب خشک از جهان تا رفت آن سلطان دین
آب را خاک مذلت در دهان زین ماجراست
بهر زوارش که می آیند با چندین امید
هر کف خاک از زمین کربلا دست دعاست
مردگان با اسب چوبین قطع این ره میکنند
زندگان را طاقت دوری ز درگاهش کجاست؟
از جگرها می کشد این نخل ماتم آب خویش
تا قیامت زین سبب پیوسته در نشو و نماست
گر چه از حجت بود حلم الهی بی نیاز
این مصیبت حجت حلم گرانسنگ خداست
قطره اشکی که آید در عزای او به چشم
گوشوار عرش را از پاکی گوهر سزاست
ز ایران را چون نسازد پاک از گرد گناه؟
شهپر روح الامین جاروب این جنت سراست
سبحه ای کز خاک پاک کربلا سامان دهند
بی تذکر بر زبان رشته اش ذکر خداست
چند روزی بود اگر مهر سلیمان معتبر
تا قیامت سجده گاه خلق مهر کربلاست
زیر سقف آسمان، خاکی که از روی نیاز
می توان مرد از برایش، خاک پاک کربلاست
تا شد از قهر الهی طعمه دوزخ یزید
نعره هل من مزید از آتش دوزخ نخاست
تکیه گاهش بود از دوش رسول هاشمی
آن سری کز تیغ بیداد یزید از تن جداست
آن که می شد پیکرش از برگ گل نیلوفری
چاک چاک امروز مانند گل از تیغ جفاست
آن که بود آرامگاهش از کنار مصطفی
پیکر سیمین او افتاده زیر دست و پاست
مدحش از ما عاجزان #صائب بود ترک ادب
آن که ممدوح خدا و مصطفی و مرتضاست
سال تاریخ مدیح این امام المتقین
چون نهد «جان » سر به پایش «مدح شاه کربلاست »
#صائب_تبریزی [گزیده از قصیدهیی در مدح و مرثیت امام حسین علیه السلام]
@psis2
بیجگرتر از نگاه حیرتیم
بر زمین پر میکشد پرواز ما
[جلال بن مؤمن الشهرستانی الإصفهاني، أسیر]
نسخهی خطی
@psis2
مُردیم و هنوز بر لب ما
چون شمع فسرده دودِ آه است...
#شاه_غلام_قطب_الدین_مصیب
@psis2
گذشت دلبرم از پیش و باخبر نشدم
ربود بس که ز خود ذوقِ انتظار، مرا...
#میر_شمس_الدین_فقیر
@psis2
بر خاطر حیای تو هر لحظه بگذرد
شرمندهام ز شوخیی طرز نگاه خویش...
#میر_شمس_الدین_فقیر
@psis2
جدا ز روی تو ای مَه، ستاره میشمریم
شب فراغ تو از بهر ماست روزِ حساب...
#میر_شمس_الدین_فقیر
@psis2
چو نقش پا نتوانیم از زمین برخاست
نشسته در رهِ او نقشِ ناتوانیی ما...
#میر_شمس_الدین_فقیر
@psis2
ز رفتنم خبری نیست همرهانِ مرا
چو بوی گُل نبوَد گَرد،کاروانِ مرا...
#میر_شمس_الدین_فقیر
@psis2
سخنی کز دهن تنگ تو بیرون آید
نکهت غنچهی تصویر عدم میدانم...
#سید_سراج_الدین_اورنگ_آبادی
@psis2
•
•
•
چه دست بر کمرش بردن و چه خمیازه
که چون میان دو مصرع میان ندارد هیچ
#سلیم_تهرانی
@alef_laam_mim
سایه را در هیچ صورت نسبت خورشید نیست
تا تو ما را در خیال آوردهای ما رفتهایم...
#بیدل_دهلوی
#تا
عکس از: #مرتضی_رضا_خانی
@psis2
جز به وصف نُوخَطان کِی وا شود لبها مرا؟
چون قلم از سرمه میگردد زبان گویا مرا...
#محمد_فقیه_دردمند
@psis2
دیدهی خونبار من از گریه روشن میشود
آب _همچون لاله_ روغن در چراغم میکند...
#محمد_فقیه_دردمند
@psis2
در طریق عاشقی پر از گمان افتادهام
رشک میآید به بزم وصل او از من مرا...
#محمد_فقیه_دردمند
@psis2
خاک عاشق نه زمین است که معمور شود
جز خرابی که تواند کند آباد مرا؟
#محمد_فقیه_دردمند
@psis2
جام گل کاسهی دریوزهی بلبل گردد
به چمن آرد اگر باد صبا بوی تو را...
#مرزا_داود
@psis2
اگر صاحب سخن کامل شود خاموش میگردد
گره چون از زبان غنچه وا شد گوش میگردد...
#مرزا_داود
@psis2
ز آشنایی مردم ز بس پشیمانم
به خانه چون نگه از چشم خویش پنهانم...
#میر_محتشم_علی_خان
@psis2
