en
Feedback
پارسی سرایان هند و سند

پارسی سرایان هند و سند

Open in Telegram

@anaan

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
358
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
کشد مجنون ما پای طلب در دامن دشتی که دارد شوخیِ مژگان لیلی هر سر خارش #جویای_تبریزی @psis2 @anaan

پیوسته باشدم به قفا چشم انتظار سوزن صفت از آن سِپُرم ره به گام تنگ #جویای_تبریزی @psis2 @anaan

به راه عشق رفتم با توان ناتوانی‌ها که پای رفتن این راه جز زانو نمی‌باشد #جویای_تبریزی @psis2 @anaan

ز سِرِّ نامه‌ی دل تا دلت شود آگاه پرید رنگ چو از چهره‌ام کبوتر شد #جویای_تبریزی @psis2 @anaan

چو دست جرأتش طرح شکار شیر می‌ریزد گداز اشک خون از دیده‌ی نخجیر می‌ریزد چنان گرد کدورت دور ازو در سینه جا دارد که آهم بر زمین سنگین‌تر از زنجیر می‌ریزد به خاک از بس خیال صورتش با خویشتن بردم به بام و در غبارم گرده‌ی تصویر می‌ریزد سر و کارم به آتش‌پاره‌ای افتاد کز خوی‌اش چو از گلبرگ شبنم جوهر از شمشیر می‌ریزد دل افسرده‌ام را بس که سختی پیش می‌آید نفس بر لب مرا هم‌چون دم از شمشیر می‌ریزد دلم جویا شکار آتشین‌خویی‌ست کز بیم‌اش جگر خون می‌شود از کنج چشم شیر می‌ریزد #جویای_تبریزی @psis2 @anaan

افزود عشق قدر دل دردناک را اکسیر درد کرده زر این مشت خاک را از آفتاب روز جزا فیض بیخودی آسوده کرد سایه نشینان تاک را مهمان‌نواز باش و برای خدا مکن آلوده‌ی هزار گنه جان پاک را عشقش چنان نهفته بماند که دست شوق در جیب صبر ریخته گل‌های چاک #جویای_تبریزی @psis2 @anaan

از دیوان نرگسی ابهری
از دیوان نرگسی ابهری

نگاه به تخلص ناناز «نرگسی» نکنید که این آقا در هرات گویا محتسب بوده و حتی بعضی از تذکره نویسان دل خوشی ندارند از او ، مثل میر
نگاه به تخلص ناناز «نرگسی» نکنید که این آقا در هرات گویا محتسب بوده و حتی بعضی از تذکره نویسان دل خوشی ندارند از او ، مثل میرزا صفوی که به چه بغضی می‌گوید «عجب نجس مردکی بوده». @psis2 @anaan

سرگشته کرد آهوی چشمت غزاله را پژمرده کرد آتش روی تو لاله را از آه ماست دفتر تقوی ورق ورق کردیم فرش راه بتان این رساله را از پا درافتد آنکه نیفتد به پای خم دستش مباد آنکه نگیرد پیاله را از آه و ناله کار به جایی نمی‌رسد آن به که بس کنیم دگر آه و ناله را ای نرگسی تویی و همین پنج روز عمر بهر چه می‌خوری غم پنجاه ساله را #نرگسی_ابهری قرن نهم @psis2 @anaan

حرف سنگینی‌ی هجران تو انشا کردیم سطر در صفحه فرو رفت چو زنجیر در آب @psis2 https://www.facebook.com/448489545183472/posts/934134576618964/?mibextid=rS40aB7S9Ucbxw6v

تکلّم از زبان‌ها غیر از وداع آرام نمی‌پسندد ... صدای شکفتن گل در طبیعت رنگ شکست می‌پرورد؛ و بی‌صدایی‌ی ساز گوهر، تپش از طینت موج می‌برد. از [چهار عنصر. عنصر سوم. خموشی و سخن. فواید خاموشی. بیدل دهلوی] @psis2 @anaan

و هیچ حصن استوارتر از بدگمانی نیست ... [رسالة الطیر. بو علی سینا. ترجمه‌ی احمد بن محمد بن قاسم اخسیکتی] @psis2 @anaan

بی‌تو چون شمع ز ضعف تن ما رنگ ما خفت به‌ پیراهن ما نقش پاییم ادب‌پرور عجز مژه خم می‌شود از دیدن ما خاک ما گرد قیامت دارد حذر از آفت شوراندن ما زندگی طعمه‌‌ی کلفت‌ گردید رشته‌ها خورده‌ گره‌خوردن ما حرص مضمون رهایی فهمید دل به اسباب جهان بستن ما فکر آزادگی آزادی برد سر گریبان زده از دامن ما اگر این است سلوک احباب دشمن ما نبود دشمن ما خلعت آرای سحر عریانی‌ست چاک دوزید به پیراهن ما آفت اندوختنی می‌خواهد برق‌ ما نیست مگر خرمن‌ ما آخر انجام رعونت چون شمع می‌کشد تار رگ‌ گردن ما قاصد آورد پیام دلدار بازگردید ز خود رفتن ما بیدل آخر ز چه خورشید کم است این چراغِ به نفس روشن ما #بیدل @psis2 @anaan

کنار امن مجویید از آن محیط که موجش ز جیب خود به ‌در آرد سر نهنگ و گریزد #بیدل @psis2 @anaan

رمیدنی‌ست ز شور زمانه رو به قفایم چو کودکی که سگی را زند به سنگ و گریزد #بیدل @psis2 @anaan

ز قطع الفت دل‌ها حسود آسوده ننشیند شود خمیازه‌ی مقراض افزون در بریدن‌ها #بیدل @psis2 @anaan

هر که را دل از غبار کینه‌جویی‌ها تهی‌ست می‌کشد همچون نیام آسوده در بر تیغ را #بیدل @psis2 @anaan

شکوه‌ی ما سراسر از هنر است سپاس از #الهام_صالحی_نسب @psis2 @anaan
شکوه‌ی ما سراسر از هنر است سپاس از #الهام_صالحی_نسب @psis2 @anaan

Repost from الحجة
دیوان اشعار ناصر علی. فارسی.pdf

دیوان غزلیات خواجه معین الدین چشتی #خواجه_معین‌الدین_چشتی @psis2