en
Feedback
ریشه در شوکران

ریشه در شوکران

Open in Telegram

زنانه نویسی های الهه ای مغموم از عصر باستانی تقدیر شعر، آهنگ و دلنوشته و.... پرسفونه الهه ای است یونانی تجسد یافته در جسم من آی دی:persfoneh

Show more
Iran511 631The category is not specified
238
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بچه‌ها اگه جایی نیروی تولید محتوای متنی خواستن ممنون میشم بهم خبر بدید🙏

كنت نغمّض عينيّا  اگر می‌توانستم چشمانم را ببندم، و تاخذني الأحلام من يديّا  و رویاها دستانم را می‌گرفتند، و نعلى و نحلّق في سماء جديدة  برمی‌خاستم و در آسمان‌ جدیدی پرواز میکردم  و ننسى الوجايع و آن‌گاه درد خود را فراموش می‌کردم  لو كنت نسافر في خيالي  اگر می‌توانستم در خیال خود سفر کنم  نزرع و نبني قصور ليالي  کاخ‌ها و شب‌هایی پرعشق خلق می‌کردم،  يكبر فيها الحب و آمالي و نمحي الآلام تا در آنجا عشق و امیدهایم رشد کنند و آن‌وقت دردهایمان را فراموش می‌کردیم ..  دنيا ترى فيها ملامح ناس  دنیایی که مردمان امروز را در آن می‌بینیم قوسها البؤس و الضلم و القهر  سیمایی انباشته از ظلم و بی عدالتی و رنج دارد.  من واقع عاسر يعبث بكلّ ما نبنيه، همراه با واقعیتی تلخ که همۀ خواسته‌هایمان را درو می‌کند. دنيا علت فيها أسوار طغيان  دنیایی با دیوارهای بلند استبداد  سحق فينا أحلاما أحلامْ  همۀ خیالات و رویاهایمان را خرد می‌کند  و عمّ الظّلام و الأنانيّة في كل القلوب  و سیاهی (تاریکی) و خودخواهی را در همه قلب‌ها می‌نشاند.

عُد بي إلى حيث كنتُ قبل أن ألتقيك ثم ارحل... مرا برگردان به جایی که بودم، پیش از دیدارت، سپس برو...! محمود درویش https://t.me/amintheroad

بود آیا که درِ میکده‌ها بگشایند؟ گره از کارِ فروبستهٔ ما بگشایند؟ #حسین_شنبه‌زاده زندانی سیاسی غزلی از حافظ را در اوین به نیت یلدا خوانده… #مهسا_امینی

من خسته نيستم ديريست خستگي‌ام تعويض گشته است به درهم‌شکستگي درهم‌شکسته‌ام نصرت ___ لالایی زنی قشقایی برای فرزند بازنگشته اش .

کاش هر استانی یه مهاباد داشت
کاش هر استانی یه مهاباد داشت

#زیبایی_آزادی #یزد
#زیبایی_آزادی #یزد

#زیبایی_آزادی #شیراز
#زیبایی_آزادی #شیراز

سوگند_به_خون_همرهانم_دانشجویان_هنر.mp32.43 MB

#زیبایی_آزادی
+3
#زیبایی_آزادی

به نام دختران سرزمین آفتاب.mp31.65 MB

معنای واقعی این کلام که آز ساشا آزاد یاشا انسان یاشا کم زندگی کن آزاد زندگی کن انسان زندگی کن
معنای واقعی این کلام که آز ساشا آزاد یاشا انسان یاشا کم زندگی کن آزاد زندگی کن انسان زندگی کن

دیدن این صحنه سخت غمگین‌ام‌ کرد. چندبار گریه‌ام‌ گرفت، چندبار تیزیِ سرخی توی‌ مردمک‌‌ چشم‌هایم فرو رفت تا توانستم به‌خودم بیا
دیدن این صحنه سخت غمگین‌ام‌ کرد. چندبار گریه‌ام‌ گرفت، چندبار تیزیِ سرخی توی‌ مردمک‌‌ چشم‌هایم فرو رفت تا توانستم به‌خودم بیایم و بگویم: امیدوارم آنقدر سریع دویده باشی که دست هیچ‌کس به تو نرسیده باشد. آنقدر سریع دویده باشی که بعدها باد و کوچه و خیابان از تو شعری تازه بسرایند. عزیزِ نادیده‌ام اجازه بده تو را «دویده در باد» بنامم، و امید داشته باشم که هر کجا که هستی، سلامت باشی. • @ofoblivion

دیروز ظهر بعد شستن ظرفا و پختن غذا چند دقیقه روی مبل خوابم برد، فقط چند دقیقه تو خواب دیدم که قرار بود مهمون بیاد به جای سه نفر سیصد نفر تو خونه‌ام ریختن که نمی‌شناختمشون یا آدمایی بودن که متنفر بودم ازشون بچه‌هاشون کاغذ دیواری رو پاره کردن زنا ظرفام رو شکستن مردا هر وری مشغول عیاشی بودن هر کاری می‌کردم بیرون نمی‌رفتن شروع کردم به کتک زدن کسی نبود باهام و تنها بودم بازم بیرون نرفتن که نرفتن دستمو مشت کردم و داد زدم از خونه من برین بیرون با صدای داد خودم از خواب پریدم باید رفت تو خیابونا و داد زد از خونه ما برید بیرون شاید این کابوس تموم شه

#زیبایی_آزادی
#زیبایی_آزادی

حالا اِیتَری دی نگو نترم خودت برخیز و چون آفتاب طلوع کن از موسیقی اقوام، موسیقی لری خاصه بختیاری همیشه مرا به آسمان برده و می‌برد. این روزها و شب‌ها آهنگ قدیمی «برافتو» از زنده‌یاد مسعود بختیاری را گذاشته‌ام دم‌دست و هزارباره گوش می‌کنم و جان می‌گیرم. (پای همین فرسته بشنوید.) در حد سواد لری‌ام ترجمه‌اش را هم می‌نویسم: بِوین حالا دس به یَک دادِن / جون سی یَک دادن چندی آسونه (ببین حالا دست به دست هم دادن و جان برای هم دادن چقدر آسان است) بِوین حالا وقتی با یک بویم/ روندن دُشمِن چَندی آسونه (ببین حالا وقتی با هم باشیم، راندن دشمن چقدر آسان است) دیه شَو تاریک سی دیدن صُو/ تی به رَه مَنشین اِی‌بَرت خَو (دیگر در شب تاریک برای تماشای صبح چشم‌به‌راه و منتظر ننشین، خوابت می‌برد) حالا اِیتَری دی نگو نترم/ خُوت وُری بِدرو گَو چی اَفتَو (حالا دیگر می‌تواتی، نگو نمی‌توانی، خودت برخیز و چون آفتاب طلوع کن) بیو که وا با یَک یِه عهدی بُوندیم / حالا که مُونو تو چی خِین یَکیم (بیا با هم عهدی ببندیم حالا که من و تو هم‌خون هم هستیم) نوا بنشینی مُو که اِی وِریستُم / حالا که مُونو تو سِتین یَکیم (من که برمی‌خیزم تو نباید بنشینی، حالا که من و تو ستون همدیگریم) تو چی اَفتو خُوت وُری بِدِرَو / چی چشمه وا بوی نه چی گور اَو (تو چون آفتاب خودت برخیز و طلوع کن، چشمه‌ی زلال و روان باش نه چون مرداب) حالا اِیتَری دی نگو نترم/ خُوت وُری بِدرو گَو چی اَفتَو (حالا دیگر می‌تواتی، نگو نمی‌توانی، خودت برخیز و چون آفتاب طلوع کن) #مهسا_امینی t.me/navaagard/104

همین دیگه...
همین دیگه...

#مهسا_امینی #سنندج
#مهسا_امینی #سنندج