en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Open in Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Show more
595
Subscribers
-724 hours
-1227 days
+16830 days
Posts Archive
‍ ‍ «اتصال طلایی» «کینتسوگی» نوعی هنر ژاپنی در زمینه ترمیم ظروف سفالی شکسته است.. تاریخچه این هنر به قرن پانزدهم میلادی برمیگرده. وقتی فرماندار نظامی ژاپن ظرف چای شکسته‌اش رو برای ترمیم به چین میفرسته و پس از بازگشت میبینه که ظرف بصورت زشتی با قطعات فلزی بهم متصل شده . همین مساله عاملی میشه که صنعتگران ژاپنی به دنبال راهی برای ترمیم زیبای ظروف شکسته باشن و هنر کینتسوگی یا "اتصال قطعات شکسته با طلا" شکل میگیره..! فلسفه کینتسوگی شباهت زیادی به زندگی ما آدم‌ها داره. این که نقش ما در زندگی با در هم شکستن از بین نمیره بلکه شکستگی‌ها رو میشه ترمیم کرد و بعد از اون زیباتر و درخشان‌تر از قبل به زندگی بازگشت ..! خطوط روی هر ظرف خاص خودشه و داستان شکستش رو بیان میکنه، همونطور که هر کدوم از ما قصه در هم شکستن متفاوتی داریم و نهایتا این که درست مثل جوشگاه‌های روی بدن یک قهرمان جنگ که نه تنها ارزش های او رو کم نمیکنه بلکه هر یک یادآور دلاوری‌ها ‌و رشادت‌های اوست، شکستگی‌های ما هم تنها ارزش‌مون رو بیشتر و بیشتر میکنن.... همه ما در زندگی در هم شکسته‌ایم، خرد شدیم و حتی قطعاتی از وجودمون ناپدید شدن، قطعاتی که وجودشون رو ضروری میدونستیم، طوری که فکر میکردیم هیچوقت نمیتونیم دوباره خودمون رو به یک فرم متشکل ببینیم، ولی دوباره مثل تکه‌های پازل بهم متصل شدیم و زندگی رو از سر گرفتیم ؛ و اینبار به واسطه اتصالات طلایی، مصمم‌تر و قویتر به زندگی ادامه دادیم. پس نه تنها لزومی به پنهان کردن زخم‌ها نیست، بلکه باید با افتخار پذیرای اونها باشیم تا دیگران هم بدونن که شکست پایان نیست ، بلکه گذاری است به آغازی زیباتر ... ✳️🌿🌷✳️🌿🌷

اینو امروز تو فرودگاه مهرآباد دیدم. فکر کنم ما تو ایران اصلا زن نداریم حتی عروسکیش! @havadese_fori
اینو امروز تو فرودگاه مهرآباد دیدم. فکر کنم ما تو ایران اصلا زن نداریم حتی عروسکیش! @havadese_fori

گاهی برای خوب شدن حالمون نباید سمت آدما بریم؛گزینه های امن ترو مطمئن تری هست مثل:بارون،موسیقی،کتاب،قهوه! 💮
گاهی برای خوب شدن حالمون نباید سمت آدما بریم؛گزینه های امن ترو مطمئن تری هست مثل:بارون،موسیقی،کتاب،قهوه! 💮

4_388117399762633525.mp311.77 MB

بر اساس سال‌ها تجربه و مشاهدات بالینی در روان‌درمانی مشاهده کرده‌ام که اساسی‌ترین تغییر در حال بیمار هنگامی رخ می‌دهد که دریابد هیچ کس به فریاد او نمی‌رسد. در تمام مراحل روان‌درمانی شعار و تز اصلی من این است که هیچ کس به کمک انسان نمی‌شتابد. تعدادی از متقاضیان روان‌درمانی به من گفته‌اند اعتماد به نفس من آن زمانی افزایش یافت، حال من هنگامی متحول گشت و رشد من وقتی آغاز شد که بالاخره توانستم بار مسئولیت زندگی خود را به دوش بکشم. افرادی که از  لحاظ احساسی بالغند می‌دانند که دیگران برای رضایت خاطر و رفع نیازهای آنان آفریده نشده‌اند و در خدمت خواسته‌های آنها نیستند. هر چند هم بین ما و کس دیگری عشق و محبت وجود داشته باشد هر یک مسئول زندگی و نیک‌بختی خویش هستیم. 👤کارن هورنای

#روانشناسی 🌀 یک امتحان ساده براى ارزیابى خودتون 🕰 جاى ساعت دیوارى خونتون را عوض کنین میبینید که تا ماه ها هنوز روى دیوار ناخوداگاه دنبالش میگردین ، ذهن شما براى قبول و پردازش تغییر یک ساعت ساده و بى احساس نیاز به چند ماه زمان داره . پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر را در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کند ⚘💝⚘

#هردو_بخوانیم 📛با آدمی که این خصوصیات رو داره وارد رابطه نشو: ۱- کسی که اخیراً از یه رابطه بیرون اومده. ۲- کسی که هنوزم توی تک تک حرفاش از عشق سابقش میگه. ۳- کسی که تو تصمیم‌گیری به شدت عجول و بی‌منطقه. ۴- کسی که حرفاش با کاراش یکی نیستن. ۵- کسی که همیشه توی سردرگمی و دوراهی قرارت میده. ۶- کسی که برای برقراری رابطه‌ی جنسی عجله داره. ۷- کسی که باید با اصرار باهاش ارتباط برقرار کنی. ۸- کسی که باهاش احساس راحتی و آسایش نمی‌کنی. ۹- کسی که مجبوری به خاطرش خودتو تغییر بدی. ۱۰- کسی که باعث میشه حس کنی کافی نیستی و احساس کمبود کنی. #هردو_بخوانیم 📛با آدمی که این خصوصیات رو داره وارد رابطه نشو: ۱- کسی که اخیراً از یه رابطه بیرون اومده. ۲- کسی که هنوزم توی تک تک حرفاش از عشق سابقش میگه. ۳- کسی که تو تصمیم‌گیری به شدت عجول و بی‌منطقه. ۴- کسی که حرفاش با کاراش یکی نیستن. ۵- کسی که همیشه توی سردرگمی و دوراهی قرارت میده. ۶- کسی که برای برقراری رابطه‌ی جنسی عجله داره. ۷- کسی که باید با اصرار باهاش ارتباط برقرار کنی. ۸- کسی که باهاش احساس راحتی و آسایش نمی‌کنی. ۹- کسی که مجبوری به خاطرش خودتو تغییر بدی. ۱۰- کسی که باعث میشه حس کنی کافی نیستی و احساس کمبود کنی. @madarane20

#انگیزشی ‏تنها پرنده‌ای که جرات می‌کند عقاب را نوک بزند، دورنگوی سیاه است. به پشت عقاب می‌نشیند و گردنش را گاز می‌گیرد. با ای
#انگیزشی ‏تنها پرنده‌ای که جرات می‌کند عقاب را نوک بزند، دورنگوی سیاه است. به پشت عقاب می‌نشیند و گردنش را گاز می‌گیرد. با این حال، عقاب هیچ واکنشی نشان نمیدهد و با دورنگو نمی‌جنگد. او وقت و انرژی خود را تلف نمی‌کند. فقط بالهای خود را باز می‌کند و شروع به پرواز بالاتر در آسمان ‏میکند. هرچه پرواز بالاتر باشد نفس کشیدن برای دورنگو سخت‌تر است و سرانجام به دلیل کمبود اکسیژن دورنگو سقوط میکند. نیازی نیست که به همه نبردها واکنش نشان دهید. لازم نیست که به همه استدلال‌ها یا منتقدان پاسخ داده شود. شما فقط استاندارد را بالا می برید و همه مخالفان از بین می‌روند. ✳️🌿🌷✳️🌿🌷

🌺احتمالا برای شما هم پیش آمده که رفتاری تند و هیجانی انجام داده باشید که بعدش پشیمان شده باشید. 🔶🔷همه ما ممکن است در زمان‌هایی خاص از کوره دربرویم یا کاری کنیم که عواقبی برایمان به همراه داشته باشد. با این حال، برخی افراد تمایل بیشتری برای انجام این رفتارها دارند و حتی گاهی نمی‌توانند جلوی‌ خودشان را بگیرند. این افراد در علم روان‌شناسی اصطلاحا تکانشی نامیده می‌شوند. 🔷🔶تکانشگری گرچه بیشتر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی دیده می‌‌شود، هر کسی ممکن است در شرایطی خاص از خود رفتارهای تکانشی نشان دهد 🔶🔷این‌گونه افراد معمولا در برابر محرک‌های کوچک، رفتار پرخاشگرانه و شدید نشان می‌دهند و اغلب متوجه شدت و غیرمنطقی‌بودن واکنش خود نسبت به ابعاد کوچک مسئله نمی‌شوند. باید به این نکته هم توجه داشت که 🔷تکانشگری تنها نشانه اختلال شخصیت مرزی نیست. فقط در صورتی می‌توان آن را نشانه این اختلال در نظر گرفت که فراگیر و مضر باشد و در زندگی عادی فرد اخلال ایجاد کند. ✅نکته: تکانشگری را نباید با رفتارهای از سر اجبار اشتباه گرفت. در تکانشگری فرد متوجه نیست رفتارش بیش‌ازحد غیرمتعارف است؛ اما در رفتارهایی که از سر اجبار صورت می‌گیرد، فرد متوجه نامناسب‌بودن رفتارش هست ولی به‌دلایلی نمی‌تواند جلوی‌ آن را بگیرد. ✅مثال‌هایی از تکانشگری 🔺ولخرجی؛ 🔺صدمه‌زدن به خود؛ 🔻ترک ناگهانی شغل؛ 🔺بروز هیجانات ناگهانی؛ 🔻آسیب‌رساندن به خود؛ 🔺بیش‌ازحد عذرخواهی‌کردن؛ 🔻تخریب اموال خود یا دیگران؛ 🔺خوردن یا نوشیدن بیش‌ازحد؛ 🔻روابط جنسی پرخطر و بدون دلیل؛ 🔺بیش‌ازحد به‌اشتراک‌گذاشتن احساسات؛ 🔻به‌سرعت نتیجه‌گیری‌کردن در گفت‌وگو‌ها؛ 🔺قطع ارتباط با دیگران به‌بهانه شروعی تازه؛ 🔻دورریختن ناگهانی اشیا به‌بهانه تغییر دکور؛                🌸🌸🌸🌸🌸🌸 #دکترمحمدرضاحلاج

روان شناسی می‌گوید : آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده! بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه! بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته! بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه! بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه! http://telegram.me/ehsasekhooob

🌺احتمالا برای شما هم پیش آمده که رفتاری تند و هیجانی انجام داده باشید که بعدش پشیمان شده باشید. 🔶🔷همه ما ممکن است در زمان‌هایی خاص از کوره دربرویم یا کاری کنیم که عواقبی برایمان به همراه داشته باشد. با این حال، برخی افراد تمایل بیشتری برای انجام این رفتارها دارند و حتی گاهی نمی‌توانند جلوی‌ خودشان را بگیرند. این افراد در علم روان‌شناسی اصطلاحا تکانشی نامیده می‌شوند. 🔷🔶تکانشگری گرچه بیشتر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی دیده می‌‌شود، هر کسی ممکن است در شرایطی خاص از خود رفتارهای تکانشی نشان دهد 🔶🔷این‌گونه افراد معمولا در برابر محرک‌های کوچک، رفتار پرخاشگرانه و شدید نشان می‌دهند و اغلب متوجه شدت و غیرمنطقی‌بودن واکنش خود نسبت به ابعاد کوچک مسئله نمی‌شوند. باید به این نکته هم توجه داشت که 🔷تکانشگری تنها نشانه اختلال شخصیت مرزی نیست. فقط در صورتی می‌توان آن را نشانه این اختلال در نظر گرفت که فراگیر و مضر باشد و در زندگی عادی فرد اخلال ایجاد کند. ✅نکته: تکانشگری را نباید با رفتارهای از سر اجبار اشتباه گرفت. در تکانشگری فرد متوجه نیست رفتارش بیش‌ازحد غیرمتعارف است؛ اما در رفتارهایی که از سر اجبار صورت می‌گیرد، فرد متوجه نامناسب‌بودن رفتارش هست ولی به‌دلایلی نمی‌تواند جلوی‌ آن را بگیرد. ✅مثال‌هایی از تکانشگری 🔺ولخرجی؛ 🔺صدمه‌زدن به خود؛ 🔻ترک ناگهانی شغل؛ 🔺بروز هیجانات ناگهانی؛ 🔻آسیب‌رساندن به خود؛ 🔺بیش‌ازحد عذرخواهی‌کردن؛ 🔻تخریب اموال خود یا دیگران؛ 🔺خوردن یا نوشیدن بیش‌ازحد؛ 🔻روابط جنسی پرخطر و بدون دلیل؛ 🔺بیش‌ازحد به‌اشتراک‌گذاشتن احساسات؛ 🔻به‌سرعت نتیجه‌گیری‌کردن در گفت‌وگو‌ها؛ 🔺قطع ارتباط با دیگران به‌بهانه شروعی تازه؛ 🔻دورریختن ناگهانی اشیا به‌بهانه تغییر دکور؛                🌸🌸🌸🌸🌸🌸 #دکترمحمدرضاحلاج

حلول ماه مبارک رمضان، ماه بهار قرآن مبارکباد 🌺 طاعاتتون قبول درگاه حق❤️ التماس دعا از همه شما دوستان خوبم🙏🏻🌺

🟦بعضی از ما تصور می کنیم که احساسات ناخوشایند نباید اتفاق بیافتند، بطور مثال فکر می‌کنیم «من نباید غمگین باشم» یا « اگر احساس تنهایی کنم نشانه ضعف من است». چنین افرادی بیشتر از دیگران سعی می کنند از شر احساسات منفی خود خلاص شوند بنابراین به "فکر" کردن مضاعف متوسل می شوند تا دیگر "احساس" نکنند و همین نشخوار افکار باعث افزایش نگرانی در آنها می شود. پژوهش ها نشان می دهد بین غیرقابل پذیرش دانستن هیجانات منفی و نگرانی رابطه وجود دارد! چکار باید کرد؟ قدم اول بتوانیم به حس و حال ناخوشایندی که تجربه می کنیم نگاه کنیم و روی آن اسم مشخصی بگذاریم. بطور مثال: به جای  احساس خوبی ندارم، بگوییم احساس تنهایی و درماندگی می کنم ، کمی هم خشمگینم. قدم  دوم بتوانیم احساسمان را با رویدادی که موجب آن  شده مرتبط کنیم. بطور مثال: احساس تنهایی و خشم می کنم چون وقتی با تو درددل می‌کردم طوری پاسخ دادی انگار که اصلا من را درک نکردی. قدم سوم یاد بگیرم اگر احساساتم بیش از حد "داغ" یا "سرد" است چطور آنها را کاهش یا افزایش بدهم. در این حالت دیگر نمی ترسم که کنترل آنها از دستم خارج شود. قدم چهارم در مقابل این تمایل که مطابق با احساسم رفتار کنم ایستادگی نمایم. بطور مثال وقتی در روابط عاطفی احساس ناامنی می‌کنم جلوی این تمایل که رابطه را بهم بزنم بایستم. قدم پنجم تماسم را با عواملی که این احساسات منفی را دامن می زنند محدود کنم. بطور مثال درمقابل آدم های سرزنشگر احساس کم ارزشی می‌کنم پس فاصله ام را با آنها حفظ می کنم. http://telegram.me/ehsasekhooob

"فرزندم مرا عصبانی نمی‌کند، او فقط خشم درون مرا آشکار می‌کند." این جمله را وقتی فهمیدم که زمان‌هایی که عجله داشتم، سرم درد می‌کرد، از دست کسی یا چیزی کفری بودم یا هزارتا کار داشتم و نمی‌دانستم کدام‌شان را اول انجام دهم، وقتی توی ترافیک مانده بودم و ماشین‌ها بی‌هوا جلویم می‌پیچیدند توی هر رفتار بچه و هر کلمه‌ای که از دهانش خارج می‌شد، چیزی بود که مرا از کوره در ببرد. برای هر حرکت نابجایش یک فریاد و تهدید توی هوا ول می‌دادم و مدام این سوال توی سرم وول می‌خورد که این بچه چرا این‌قدر یک دنده‌ست؟ چرا اینقدر حرف می‌زنه؟ چرا این قدر یواش راه می‌ره؟ چرا….؟ اما او فرقی نکرده بود من کم حوصله بودم . وقت‌هایی که سرحال بودم، خبر خوشی شنیده بودم، وقتم آزاد بود، همه چیز آرام بود و من خوشبخت بودم، برای همان کارها و همان کلمات دلم غنج می‌زد و ذوق می‌کردم که چقدر این بچه شیرین است، چه خوب حرف می‌زند، چقدر اعتماد به نفس دارد، چه پشتکاری دارد و … مادر یا پدر  شدن مثل این می‌ماند که آدم دوباره به خودش معرفی شود. من با فرزندم چهره‌هایی از خودم را دیدم که هرگز نمی‌دانستم در من وجود دارند. من کم حوصله باشم  همه بدند همه اشکال دارند همه میخواهند مرا اذیت  کنند من شاد باشم  همه خوبند  وبا گذشت  ما همه ذات خودمان را تفسیر میکنیم  دیگران را خوب یا بد میدانیم درحالی که اینگونه نیست.

فروید از همان آغاز میان احساساتی که در طول دوران کودکی‌اش داشت و داستان ادیپ شهریار سوفوکل پیوندی برقرار می‌کند. من در اینجا افسانه را آن‌طور که بر ادیپ، قهرمان تراژدی، گذشت از خلال مجموعه‌ای از کشفیات بعدی که داستان را سر و شکل دادند، خلاصه می‌کنم. بیایید نگاه تازه‌ای به آن بیاندازیم. در پی یک پیشگویی مهیب، پادشاه تبس، لایوس و همسرش یوکاسته، از به دنیا آوردن پسری به نام ادیپ احساس خطر کرده و او را در کوه رها می‌کنند تا بمیرد. اما کسی نوزاد را پیدا می‌کند و آن را نزد، پولیبوس، پادشاهِ کرینت، و همسرش، ملکه مروپ می‌آورد. پیشگویی نشان می‌داد که ادیپ پدر خود را می‌کشد و با مادرش وصلت می‌کند. ادیپ وقتی بزرگ می‌شود از این امر باخبر می‌شود و از کرینت می‌گریزد تا از کشتن پولیبوس و مروپ اجتناب کند، اما نمی‌داند که آنها تنها او را بزرگ کرده‌اند و پدر و مادر واقعی‌اش نیستند. در راه، با پیرمردی درگیر می‌شود و او را می‌کشد و نمی‌داند که او خودِ لایوس است به راه ادامه می‌دهد و ابوالهل را شکست می‌دهد و به عنوان پاداش، پادشاه تبس می‌شود و بیوه لایوس، یوکاسته را به زنی می‌گیرد. در جریان بررسی‌هایش برای پیدا کردن قاتل لایوس، درمی‌یابد که خودش پیشگویی را رقم زده است زیرا او پسر لایوس و یوکاسته بود، نه پسر حاکمان کرینت، و از بخت بد پدر را کشته و با مادر وصلت کرده است. یوکاسته خودکشی می‌کند و ادیپ برای مجازاتِ پدرکشی و زنای با محارم خود را کور می‌کند. در تراژدی سوفوکل، ادیپ نمی‌داند که فرزند لایوس و یوکاسته است. به همین ترتیب، در عقده ادیپ نیز کودک از انگیزه‌های پدرکشی و زنای با محارم نسبت به والدین‌اش چیزی نمی‌داند. هم در مورد افسانه و هم در مورد عقده، این حکایت تمهیدی است برای معرفیِ ناخودآگاه. ژان‌میشل کینودُز از کتاب درآمدی بر زیگموند فروید ترجمه مهرداد پارسا ✳️🌿🌷✳️🌿🌷✳️

ملاله یوسف‌زی می‌خواست به مدرسه برود، با اینکه برخی از مردم در پاکستان، زادگاه او، فکر می‌کردند که دختران نباید تحصیل کنند. حتی پس از اینکه مردم او را به خاطر باورهایش اذیت کردند، او ایستادگی کرد؛ با نوشتن راجع به رویاهایش برای دختران در همه جا. او جوانترین دختری است که تاکنون برنده‌ی جایزه صلح نوبل شده و هنوز سخت کار می‌کند، به امید روزی که همه‌ی کودکان بتوانند به مدرسه بروند. «یک کودک، یک معلم، یک کتاب، و یک قلم می توانند دنیا را تغییر دهد. #تفکرـنقاد #فرزندپروری

در روانشناسی آدلری،  ما بیمار روانی نداریم، در واقع مراجع فردی است که دلگرم نیست. از این رو، روان درمانی آدلری  نوعی درمان خوش بینانه ی مبتنی بر دلگرمی (encouragement) است. دلگرمی  نوعی نگرش و نوعی نحوه وجودی است. دلگرم‌سازی از اعتماد و ایمان به مراجع آغاز می شود و در پی ایجاد امید، انتظار، و نیز مسئولیت حل مساله در مراجع است. دلگرمسازی، علاقه اجتماعی ‌و ابعاد آن را در فرد گسترش می دهد و فرد را با اجتماع پیوند می دهد. از این طریق، همدلی، حس اتحاد با مردم، احساس برابری (نه برتری و نه کهتری)، شجاعت زندگی، مسئولیت پذیری،  "تعاون" و همکاری را رشد می دهد. دلگرم سازی بخشی از درمان آدلری نیست، بلکه‌تمام آن است.