en
Feedback
خیال بی مرز...

خیال بی مرز...

Open in Telegram

‌در سطرهای بی‌مرز خیال، ‌واژه‌ها نفس می‌کشند…

Show more
453
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
💕 اگر زندگانی برای باور کردن و دوست داشتن است من ‌مدت‌ها باور کرده‌ام و دوست داشته‌ام. مدت‌ها راست گفته‌ام و دروغ شنیده‌ام! حال دیگر بس است...! #نیما_یوشیج @border0

#فروغ_فرخزاد @border0

💕 اگر زندگانی برای باور کردن و دوست داشتن است من ‌مدت‌ها باور کرده‌ام و دوست داشته‌ام. مدت‌ها راست گفته‌ام و دروغ شنیده‌ام! حال دیگر بس است...! #نیما_یوشیج @border0

💕 کدامین روز هفته به پایان می‌رسد بازی شنبه تا جمعه #عباس_کیارستمی @border0

دوست داشتن تو، دوست داشتنِ محض است! رازی میان من و خیال و تنهایی... #آصف_گنجی @border0

💕 در این پریشانی روزگار مبادا فراموش کنی دوستت دارم #هوشنگ_ابتهاج @border0

#بیژن_نجدی @border0
#بیژن_نجدی @border0

💕 چو مست چشم تو نبود شراب را چه طرب چو همرهم تو نبـاشی، سفر چه سود کنــد؟ #مولانا @border0

نور پیراهن صبح را پوشید سیاهی، گذشت از خواب پنجره بوی نان داغ عطری بر نبض کوچه جمعه آمد با مشت‌هایی پُر از خاطره آرام، نشست د
نور پیراهن صبح را پوشید سیاهی، گذشت از خواب پنجره بوی نان داغ عطری بر نبض کوچه جمعه آمد با مشت‌هایی پُر از خاطره آرام، نشست در کنجِ خیالِ خانه #بهار_ذوالفقاری #صبح_جمعه_بخیر @border0

پنجره ای باز شد از خیال تو نور افتاد بر چینِ خواب در امتداد کوچه ای خیس، سایه ات رسید به خاطره من ، بر جای پای تو ، راه می رف
پنجره ای باز شد از خیال تو نور افتاد بر چینِ خواب در امتداد کوچه ای خیس، سایه ات رسید  به خاطره من ، بر جای پای تو ، راه می رفتم با کفش های تردید تا شاید ، میان عطر باران، تو را بیابم تو، در اولین دلهره ی باد ، باز می گشتی با صدایی که همیشه، یک واژه کم داشت... #بهار_ذوالفقاری @border0

Repost from کافه خیال
تقدیر من توبودی که با نگاهت چشمانم را قاب گرفتی توی دست نوشته های رمال ها خطوط کف دستانم را بهم رساندی و آن زمان که بند بند وجودم تو را صدا می‌زدند خورشید زندگی ام به لبخند تو نور گرفت    تقدیر من تو بودی آخر آرامشم را آرامش بودی #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

پنجره ای باز شد از خیال تو نور افتاد بر چینِ خواب در امتداد کوچه ای خیس، سایه ات رسید به خاطره من ، بر جای پای تو ، راه می رف
پنجره ای باز شد از خیال تو نور افتاد بر چینِ خواب در امتداد کوچه ای خیس، سایه ات رسید  به خاطره من ، بر جای پای تو ، راه می رفتم با کفش های تردید تا شاید ، میان عطر باران، تو را بیابم تو، در اولین دلهره ی باد ، باز می گشتی با صدایی که همیشه، یک واژه کم داشت... #بهار_ذوالفقاری @border0

#ایراهیم_منصفی #استوری @border0
#ایراهیم_منصفی #استوری @border0

💕 صدبار قلم تیز شد و خاطره نگذاشت یک جمله شکایت به نگارم ، بنگارم دامان تو چین دارد و دیوار ، بلند است دستم برسد یا نرسد شکرگزارم #احسان_افشاری @border0

#استوری @border0
#استوری @border0

صبح امده تا مژده دهد امدنت را گل نیز به تن کرده هوا و نفست را #هما_کشتگر #صبحتون_زیبا @border0
صبح امده تا مژده دهد امدنت را گل نیز به تن کرده هوا و نفست  را #هما_کشتگر #صبحتون_زیبا @border0

در نفس خواب‌آلوده‌ صبح پرنده پرید از دهان پنجره دستانم پر از واژه‌های لرزان ایستاده ‌بودم در آغاز شعر تو در سطر اول حادثه بود
در نفس خواب‌آلوده‌ صبح پرنده پرید از دهان پنجره دستانم پر از واژه‌های لرزان ایستاده ‌بودم در آغاز شعر تو در سطر اول حادثه بودی بی‌خبر از دلشوره که بر جان نشست شعر چون لحن آرام نسیم به گریه‌ام شبیه شد #بهار_ذوالفقاری @border0

#فروغ_فرخزاد @border0
#فروغ_فرخزاد @border0

#استوری @border0

💕 تنهایی میتواند مثل یک نعمت باشد، وقتی که تو را درک نمی‌کنند. تنهایی ؛ وزش باد از میان درختان بید است، وقتی که تو زیر آن نشسته باشی. تنهایی خورشید است که با سربلندی ؛ هر صبح از افق بالا می آید و تو نگاهش میکنی. تو، و فقط تو... #چیستا_یثربی @border0