en
Feedback
آریتمی

آریتمی

Open in Telegram

آریتمی، جایی برای غوطه‌ور شدن در ضرباهنگ هنر، فلسفه و موسیقی… اینجا، زندگی در نوسان است و ما در جستجوی معنا برای ارتباط بیشتر: @Mazaheri_Mani

Show more
3 727
Subscribers
-224 hours
-107 days
-2430 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+5
in 0 channels
August '26
+26
in 0 channels
Get PRO
July '26
+14
in 0 channels
Get PRO
June '26
+23
in 2 channels
Get PRO
May '26
+7
in 1 channels
Get PRO
April '26
+4
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+16
in 3 channels
Get PRO
January '26
+7
in 1 channels
Get PRO
December '25
+11
in 2 channels
Get PRO
November '25
+22
in 0 channels
Get PRO
October '25
+20
in 1 channels
Get PRO
September '25
+32
in 0 channels
Get PRO
August '25
+18
in 0 channels
Get PRO
July '25
+58
in 1 channels
Get PRO
June '25
+64
in 2 channels
Get PRO
May '25
+128
in 4 channels
Get PRO
April '25
+33
in 2 channels
Get PRO
March '25
+28
in 1 channels
Get PRO
February '25
+39
in 3 channels
Get PRO
January '25
+37
in 1 channels
Get PRO
December '24
+42
in 3 channels
Get PRO
November '24
+49
in 2 channels
Get PRO
October '24
+41
in 1 channels
Get PRO
September '24
+126
in 3 channels
Get PRO
August '24
+111
in 2 channels
Get PRO
July '24
+72
in 1 channels
Get PRO
June '24
+49
in 1 channels
Get PRO
May '24
+67
in 3 channels
Get PRO
April '24
+616
in 7 channels
Get PRO
March '24
+61
in 2 channels
Get PRO
February '24
+5
in 2 channels
Get PRO
January '240
in 1 channels
Get PRO
December '230
in 1 channels
Get PRO
November '230
in 1 channels
Get PRO
October '230
in 0 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '23
+2
in 0 channels
Get PRO
February '23
+18
in 0 channels
Get PRO
January '23
+23
in 0 channels
Get PRO
December '22
+18
in 0 channels
Get PRO
November '22
+23
in 0 channels
Get PRO
October '22
+9
in 0 channels
Get PRO
September '22
+16
in 0 channels
Get PRO
August '22
+20
in 0 channels
Get PRO
July '22
+21
in 0 channels
Get PRO
June '22
+11
in 0 channels
Get PRO
May '22
+24
in 0 channels
Get PRO
April '22
+32
in 0 channels
Get PRO
March '22
+19
in 0 channels
Get PRO
February '22
+23
in 0 channels
Get PRO
January '22
+31
in 0 channels
Get PRO
December '21
+16
in 0 channels
Get PRO
November '21
+31
in 0 channels
Get PRO
October '21
+28
in 0 channels
Get PRO
September '21
+56
in 0 channels
Get PRO
August '21
+42
in 0 channels
Get PRO
July '21
+60
in 0 channels
Get PRO
June '21
+39
in 0 channels
Get PRO
May '21
+44
in 0 channels
Get PRO
April '21
+62
in 0 channels
Get PRO
March '21
+38
in 0 channels
Get PRO
February '21
+47
in 0 channels
Get PRO
January '21
+62
in 0 channels
Get PRO
December '20
+4 019
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
06 September0
05 September0
04 September0
03 September+3
02 September+1
01 September+1
Channel Posts
Going Up The Country Canned Heat.mp36.53 MB

2
Alan “Blind Owl” Wilson گیتاریست، خواننده، نوازنده‌ی هارمونیکا و یکی از بنیان‌گذاران Canned Heat بود؛ اما اهمیتش فقط به نوازندگی محدود نمی‌شد. او از نوجوانی شیفته‌ی بلوز قدیمی بود و نقش مهمی در شناساندن دوباره‌ی موسیقی هنرمندانی مثل Son House و Skip James به نسل جدید داشت. صدای فالستوی خاصش در آهنگ Going Up the Country یکی از ماندگارترین صداهای وودستاک شد؛ قطعه‌ای که در واقع بازخوانیِ موسیقی بلوز قدیمی بود و نشان می‌داد ویلسون چگونه می‌توانست گذشته‌ی بلوز را به زبان نسل خودش ترجمه کند. اما شاید مهم‌ترین همکاری زندگی کوتاهش، دیدار دوباره با Son House بود. ویلسون در سال ۱۹۷۰ با او ضبط کرد؛ نوازندگی هارمونیکای او در Between Midnight and Day بخشی از آخرین میراث موسیقایی ویلسون شد. آلن ویلسون در ۳ سپتامبر ۱۹۷۰، تنها در ۲۷سالگی، درگذشت؛ درست زمانی که Canned Heat خود را برای تور اروپا آماده می‌کرد. علت رسمی مرگ، مسمومیت حاد و تصادفی با باربیتورات‌ها اعلام شد، هرچند درباره‌ی چگونگی مرگ او همچنان بحث وجود دارد. امروز، ۵۶ سال از آن روز می‌گذرد. اما «Blind Owl» هنوز در همان چند نت هارمونیکا، همان صدای بلند و کمی غریب، و همان پلی که میان بلوز دلتا و بلوز-راک ساخت، زنده است. 🦉🎸 In memory of Alan “Blind Owl” Wilson #AlanWilson #BlindOwl #CannedHeat
288
3
🦉 آلن ویلسون؛ جغد نابینایی که صدای دلتا را به وودستاک برد پشت صدای هیجان‌انگیز گروه Canned Heat، مردی ایستاده بود که بیشتر ا
🦉 آلن ویلسون؛ جغد نابینایی که صدای دلتا را به وودستاک برد پشت صدای هیجان‌انگیز گروه Canned Heat، مردی ایستاده بود که بیشتر از آنکه دنبال شهرت باشد، شیفته‌ی تاریخ بلوز بود...
243
4
Have You Ever Loved a Woman (Take 1) Freddie King.mp3
271
5
Hideaway - Freddie King.m4a
259
6
Ain t No Sunshine - Freddie King.m4a
250
7
🎸 فردی کینگ؛ مردی که بلوز را با صدای گیتارش دوباره تعریف کرد فردی کینگ صرفا یک گیتاریست چیره دست نبود؛ او یکی از معماران صدای مدرن بلوز بود! سبک نوازندگی‌اش ترکیبی بود از بلوز تگزاسیِ خشن و پرقدرت و ظرافت ملودیک بلوز شیکاگو؛ اما چیزی که صدای او را متمایز می‌کرد، فقط تکنیک نبود. جمله‌بندی‌های کوتاه، نت‌های کشیده، ویبره‌های عمیق و آن صدای گیتار تیز و پرحجم، امضایی ساخت که به‌سادگی قابل تشخیص بود. فردی کینگ ، یکی از سه «کینگ» معروف بلوز بود؛ در کنار بی بی کینگ و آلبرت کینگ. با این تفاوت که صدای او به دنیای راک نزدیک‌تر بود و بعدها روی گیتاریست‌هایی مثل اریک کلپن و نسل بزرگی از نوازندگان راک و بلوز تأثیر گذاشت. امروز، ۳ سپتامبر، زادروز فردی کینگ است؛ مردی که تنها ۴۲ سال زندگی کرد، اما صدای گیتارش هنوز یکی از خالص‌ترین صداهای تاریخ بلوز است. 🎂 Happy Birthday, Freddie King.
265
8
۹۱ سال پیش در چنین روزی، سلطان بلوز متولد شد Freddie King • 1934–1976
۹۱ سال پیش در چنین روزی، سلطان بلوز متولد شد Freddie King • 1934–1976
260
9
Cassandra_Wilson_–_Sign_of_the_J.mp3
355
10
کاساندرا ویلسون؛ صدایی که در یک ژانر جا نمی‌شد #اخبار_هنری بعضی خواننده‌ها را می‌شود با یک ژانر معرفی کرد؛ کاساندرا ویلسون را نه. صدای عمیق و آرام او از جَز می‌آمد، اما در همان‌جا متوقف نمی‌شد. بلوز، فولک، راک، پاپ، R&B و موسیقی ریشه‌دار جنوب آمریکا، همگی در جهان موسیقایی او جایی پیدا می‌کردند. ویلسون در دهه ۱۹۸۰ با فضای جَز معاصر شناخته شد، اما در دهه ۹۰ بود که به یکی از مهم‌ترین صداهای نسل خودش تبدیل شد. آلبوم Blue Light ’Til Dawn در سال ۱۹۹۳ نقطه عطف مهمی در مسیرش بود؛ آلبومی که نشان داد می‌شود جَز را از قالب‌های آشنایش بیرون کشید و با موسیقی آمریکاییِ ریشه‌دار دوباره تعریف کرد. بعدتر، New Moon Daughter در سال ۱۹۹۵ جایگاه او را محکم‌تر کرد و برایش جایزه گرمی به همراه آورد. اما شاید مهم‌ترین ویژگی کاساندرا ویلسون این بود که هیچ‌وقت تلاش نمی‌کرد صرفاً «یک خواننده جَز» باشد. او می‌توانست یک قطعه قدیمی را بردارد و آن‌قدر آرام و شخصی اجرا کند که انگار آهنگ برای نخستین بار در همان لحظه نوشته شده است. صدایش قدرتمند بود، اما به قدرتش فخر نمی‌فروخت؛ بیشتر نجوا می‌کرد تا فریاد بزند. همین کیفیت بود که او را از بسیاری از خوانندگان هم‌نسلش جدا کرد. ویلسون دو بار برنده جایزه گرمی شد و در سال ۲۰۲۲ عنوان NEA Jazz Master را دریافت کرد؛ افتخاری که از مهم‌ترین عناوین رسمی دنیای جَز در آمریکاست. و حالا کاساندرا ویلسون در ۷۰سالگی از دنیا رفته است.
353
11
جَز یکی از صداهای قدرتمندش را از دست داد Cassandra Wilson 1955 — 2026
جَز یکی از صداهای قدرتمندش را از دست داد Cassandra Wilson 1955 — 2026
331
12
او جهانی خلق کرد که وجود نداشت؛ اما واقعی‌تر از بسیاری جهان‌ها شد 🌍✨ تالکین فقط نویسنده‌ی «ارباب حلقه‌ها» نبود. او برای جهان
او جهانی خلق کرد که وجود نداشت؛ اما واقعی‌تر از بسیاری جهان‌ها شد 🌍✨ تالکین فقط نویسنده‌ی «ارباب حلقه‌ها» نبود. او برای جهانی که در ذهنش ساخته بود، زبان، تاریخ، اسطوره، جغرافیا و نسل‌ آدم‌ها را خلق کرد؛ انگار پیش از نوشتن داستان، تاریخِ سرزمینی خیالی را زندگی باشد. 📜🏰 ۲ سپتامبر ۱۹۷۳ | سالروز درگذشت جان رونالد روئل تالکین 🕊️ J.R.R. Tolkien
392
13
#یک_عکس_یک_داستان در آن زمان، هنوز هیچ تصویری از خودِ لاشه وجود نداشت. جست‌وجو در عمق حدود ۳۸۰۰ متری اقیانوس اطلس شمالی انجام می‌شد؛ جایی که نور خورشید هرگز به آن نمی‌رسد و فشار آب تقریباً ۳۸۰ برابر سطح دریاست. تیم آمریکایی و فرانسوی، با کشتی تحقیقاتی Knorr و سامانه‌های تازه‌ای مثل Argo و SAR، هفته‌ها کف اقیانوس را جست‌وجو کرده بود. اما یک مشکل وجود داشت، آن‌ها دنبال یک کشتی بودند و شاید همین اشتباه شان بود. تایتانیک در مسیر سقوط از هم پاشیده و بخش بزرگی از بقایای آن در کف اقیانوس پخش شده بود. بنابراین رابرت بالارد و تیمش تصمیم گرفتند به جای اینکه دنبال «خودِ تایتانیک» بگردند، دنبال ردی از چیزهایی بگردند که از آن جدا شده بود. کمی پیش از نیمه‌شب ۳۱ اوت، نخستین تکه‌های پراکنده‌ی آوار روی تصاویر ظاهر شدند. و چند ساعت بعد، درست پس از ساعت یک بامداد اول سپتامبر، چیزی در تاریکی دیده شد که دیگر نمی‌شد با یک عارضه‌ی طبیعی اشتباه گرفت: یک دیگ بخار. دیگی با الگوی مشخص پرچ‌ها؛ متعلق به تایتانیک. آن‌ها کشتی را پیدا کرده بودند اما شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا این باشد که نخستین تصویری که بشر از تایتانیک پس از ۷۳ سال دید، تصویر یک کشتی باشکوه نبود یک دیگ بخار بود. چیزی صنعتی، سنگین و بی‌زرق‌وبرق؛ بخشی از همان فناوری‌ای که زمانی قرار بود قدرت انسان را به رخ اقیانوس بکشد. حالا همان دیگ، در تاریکی مطلق اعماق، نخستین مدرک فروپاشی آن رویا بود. و اینجا داستان یک چرخش جالب پیدا می‌کند: تایتانیک فقط با فناوری پیدا نشد؛ خودِ جست‌وجوی تایتانیک هم به پیشرفت فناوری کمک کرد. سامانه‌ی Argo در سال ۱۹۸۵ یکی از فناوری‌های پیشرفته‌ی زمان خود بود؛ دوربینی که می‌توانست تصاویر ویدئویی را به‌صورت زنده از کف اقیانوس به کشتی منتقل کند. پیش از آن، بسیاری از دوربین‌های اعماق اقیانوس فیلم می‌گرفتند و پژوهشگران باید صبر می‌کردند تا دوربین دوباره به سطح برگردد تا بفهمند چه چیزی ثبت شده است. Argo این رابطه را عوض کرد: دانشمندان می‌توانستند همان لحظه ببینند چه چیزی در پایین اقیانوس وجود دارد و بر اساس آن تصمیم بگیرند کجا بروند. در واقع، پیدا کردن تایتانیک فقط کشف یک کشتی گمشده نبود؛ نمایشی بود از اینکه بشر دارد یاد می‌گیرد به جاهایی نگاه کند که پیش از آن تقریباً برایش نامرئی بودند. یک سال بعد، در ۱۹۸۶، تیم دوباره به لاشه برگشت؛ این بار با زیردریایی سرنشین‌دار Alvin و ربات کوچک Jason Jr. و برای نخستین بار تصاویر نزدیک‌تر و دقیق‌تری از تایتانیک به دست آمد. اما شاید هنوز یک سؤال باقی بماند: چرا دیدن تایتانیک بعد از ۷۳ سال این‌قدر تکان‌دهنده بود؟ چون ما فقط یک کشتی را پیدا نکرده بودیم. ما بقایای یک باور را پیدا کرده بودیم. باوری که می‌گفت فناوری می‌تواند طبیعت را مهار کند؛ کشتی بزرگ‌تر، موتور قدرتمندتر، طراحی بهتر و اعتماد بیشتر یعنی امنیت بیشتر. اما تایتانیک نشان داد که پیشرفت، همیشه به معنای مصونیت نیست. و ۷۳ سال بعد، همان تمدنی که یک بار نتوانسته بود کشتی را نجات دهد، با فناوری تازه‌ای توانست آن را در تاریکی پیدا کند. شاید این زیباترین تناقض داستان تایتانیک باشد: انسان یک بار با فناوری به اعماق شکست رفت؛ و سال‌ها بعد، دوباره با فناوری به همان تاریکی برگشت تا شکستش را پیدا کند. ۱ سپتامبر ۱۹۸۵؛ روزی که تایتانیک دیگر «گمشده» نبود، حالا می‌دانستیم کجاست ، در تاریکی، ۳۸۰۰ متر پایین‌تر از سطح اقیانوس. و هنوز همان‌جاست.... @Arhythmia
374
14
۷۳ سال در تاریکی؛ روزی که تایتانیک دوباره دیده شد تایتانیک در سال ۱۹۱۲ غرق شد؛ اما برای ۷۳ سال، هیچ‌کس نمی‌دانست دقیقاً کجا خ+2
۷۳ سال در تاریکی؛ روزی که تایتانیک دوباره دیده شد تایتانیک در سال ۱۹۱۲ غرق شد؛ اما برای ۷۳ سال، هیچ‌کس نمی‌دانست دقیقاً کجا خوابیده است. کشتی‌ای که قرار بود یکی از باشکوه‌ترین نمادهای توانایی انسان در عصر صنعت باشد، در چند ساعت تبدیل شد به یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های همان اعتماد به فناوری. و بعد، ۱ سپتامبر ۱۹۸۵ رسید...
339
15
https://t.me/Arhythmia_Chat/26628 یکی از قطعات این آلبوم را اینجا گوش کنید
338
16
۵۱ سال پیش؛ «Blues for Allah» منتشر شد! راک، بلوز و «الله»؟ اسمش در نگاه اول آن‌قدر عجیب است که آدم فکر می‌کند سه کلمه از سه دنیای کاملاً متفاوت را عمداً کنار هم گذاشته‌اند. 😄 اما عجیب‌تر از اسم، داستانی است که پشت آن قرار دارد. اول از خود کلمه‌ی Blues شروع کنیم. بلوز فقط نام یکی از مهم‌ترین سبک‌های موسیقی آمریکایی نیست؛ در زبان انگلیسی، به معنای غم، اندوه و حال‌وهوای دل‌گرفته هم به کار می‌رود. پس «Blues for Allah» را می‌شود هم «بلوز برای الله» شنید و هم چیزی نزدیک به «اندوهی برای الله». و همین دوپهلو بودن، عنوان را بسیار جالب‌تر می‌کند. اما این اسم از کجا آمد؟ در بهار ۱۹۷۵، Grateful Dead در استودیوی خانه‌ی باب ویر در میل‌ولی مشغول ساخت آلبوم جدیدش بود. قطعه‌ای که بعدها «Blues for Allah» نام گرفت، از همان ابتدا یک پروژه معمولی نبود؛ جری گارسیا و گروه در حال تجربه کردن فرم‌ها، گام‌ها و ساختارهایی بودند که عمداً با موسیقی غربیِ معمول فرق داشتند. خود گارسیا بعدها گفت آنها می‌خواستند چیزی شبیه یک فرم موسیقایی کاملاً جدید بسازند؛ چیزی که انگار همیشه وجود داشته، مثل بلوز، اما در واقع تازه خلق شده باشد. حتی بخشی از گام‌های قطعه را عمداً به شکلی ساخته بودند که در موسیقی غربی رایج نبود. اما هم‌زمان، یک اتفاق سیاسی هم وارد داستان شد. در همان روزهای آغاز ضبط، اعضای گروه درباره ملک فیصل، پادشاه عربستان سعودی صحبت می‌کردند. ران رَکو، از مدیران گروه، مقاله‌ای درباره ثروت عظیم فیصل خوانده بود و آن‌قدر تحت تأثیر قرار گرفته بود که پیشنهاد کرد عنوان اثر به Blues for Faisal تغییر کند. بعد، در ۲۵ مارس ۱۹۷۵، فیصل ترور شد. از اینجا به بعد، روایت‌ها کمی مه‌آلود می‌شوند. رابرت هانتر بعدها در توضیح متن ترانه، آن را مرثیه‌ای برای ملک فیصل دانست و نوشت که مرگ او گروه را شخصاً تحت تأثیر قرار داده بود. اما آرشیو رسمی Grateful Dead نشان می‌دهد که خود عبارت Blues for Allah پیش از ترور هم به‌عنوان نام یا عنوان کاری قطعه وجود داشته است. بنابراین احتمالاً ترور فیصل باعث نشد که ناگهان اسم «Blues for Allah» ساخته شود؛ بلکه این اتفاق، معنای سیاسی و عاطفی تازه‌ای به عنوان و ترانه داد. و اینجا داستان واقعاً جالب می‌شود. چون وقتی شعر رابرت هانتر را می‌خوانی، با یک مرثیه ساده برای یک پادشاه مواجه نیستی. در آن از باد عربستان، بیابان، اسلام، ابراهیم، جنگ، خون، ستاره‌های صحرا و هزار و یک شب حرف زده می‌شود. حتی عبارت Insh'Allah، یعنی «اگر خدا بخواهد»، مستقیماً وارد ترانه شده است. و در میان تمام این تصاویر، یکی از جمله‌های کلیدی ترانه این است: What good is spilling blood? It will not grow a thing خون ریختن چه چیزی را به بار می‌آورد؟ بعد، ترانه به جای پایان دادن با خشم، به یک تصویر عجیب و آرام می‌رسد: بیایید مثل دوست‌ها همدیگر را ملاقات کنیم. این نگاه، با فضای سیاسی و جنگ‌های خاورمیانه در آن دوره تضاد عجیبی دارد. حتی عنوان احتمالاً یک شوخی موسیقایی هم در خودش دارد؛ اشاره‌ای به قطعه مشهور Blues for Alice از چارلی پارکر، یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ جَز. پس «Blues for Allah» فقط یک اسم عجیب نیست. یک کلمه در آن، سبک موسیقی است؛ همان کلمه هم می‌تواند غم و اندوه باشد؛ «الله» بار مذهبی و فرهنگی دارد؛ و کل قطعه، میان موسیقی آمریکایی، تصاویر خاورمیانه، سیاست، جنگ و رؤیای صلح حرکت می‌کند. شاید برای همین است که بعد از ۵۱ سال هنوز عنوانش آدم را متوقف می‌کند. Blues for Allah. بلوز برای الله. یا شاید... اندوهی برای الله. @Arhythmia
361
17
🎧 ۵۱ سال پیش در چنین روزی؛ «Blues for Allah» منتشر شد چرا Grateful Dead اسم آلبومش را گذاشت «بلوز برای الله»؟
🎧 ۵۱ سال پیش در چنین روزی؛ «Blues for Allah» منتشر شد چرا Grateful Dead اسم آلبومش را گذاشت «بلوز برای الله»؟
322
18
ترانه محبوب خود را از این هنرمند این پایین ارسال کنید👇
364
19
نیویورکِ اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی، شهری خشن، بی‌رحم و تسخیرشده توسط مردانِ سرکشِ راک‌انرول بود. 🎸 باشگاه‌های زیرزمینی بوی سیگار، عرق و گیتارهای زنگ‌زده می‌دادند و صحنه، انحصاری مطلق برای چهره‌های مرد ساخته شده بود. در این میان، زنی با موهای بلوندِ پریشان، نگاه خیره و استایلی که ترکیبی از اغواگریِ سینمایی و بی‌تفاوتیِ پانک بود، پا روی استیج گذاشت؛ دبی هری، ملکه بی‌چون‌وسرای گروه «بلاندی». ✨ داستانِ دبی هری، داستانِ طغیانِ آگاهانه است. او و هم‌بنیان‌گذار گروه، کریس استاین، تصمیم گرفتند از قالب‌های کلیشه‌ای آن دوران عبور کنند. بلاندی تنها یک گروه موسیقی نبود؛ آن‌ها پُلی میان دو دنیای ظاهراً متضاد کشیدند: خشونت عریانِ گیتارهای پانک و ضرب‌آهنگِ رقصنده و لوکسِ دیسکو. 🕺 آلبوم‌هایی مثل Parallel Lines نه تنها نمودار فروش بازار را منفجر کردند، بلکه تعریف جدیدی از ترکیب هنر مدرن و موسیقی عامه‌پسند ارائه دادند. ارتباط نزدیک دبی هری با اندی وارهول و حضورش در کانون توجه هنرمندانِ «فکتوری»، او را فراتر از یک ستاره‌ی موسیقی، به یک آیکون هنرهای تجسمی مد تبدیل کرد. 🎨 او الهام‌بخش عکاسان، طراحان لباس و فیلم‌سازانی شد که در چهره و رفتار او، تجسمِ کاملِ مدرنیته‌ی شهری را می‌دیدند. امروز، در سالگرد تولد این اسطوره‌ی تکرارنشدنی، به زمستانِ سرد و خاموشِ راکِ کلاسیک نگاه می‌کنیم؛ جایی که اثر انگشت دبی هری هنوز بر روی استیج مدت‌ها پس از او، پنهان و آشکار دیده می‌شود. 🌟 او به ما یاد داد که یک زن روی صحنه می‌تواند هم‌زمان لطیف‌ترین شاعرِ ترانه‌ها و خطرناک‌ترین چهره‌ی جریان‌ساز زمانه‌ی خود باشد. @Arhythmia
386
20
دبی هری؛ خالق آوایی که راک را با مد پیوند زد
دبی هری؛ خالق آوایی که راک را با مد پیوند زد
359