پاسخ به سوالات و معرفی دیانت بهائی
Open in Telegram
با درود و خوش امد در این کانال سعی در رفع شبهات و سوالات رایجی که یکجانبه بر رد و علیه دیانت جدید الهی بهایی مداوما در رسانه های ایران مطرح میشود و معرفی امر بهائی در خدمت هم وطننان عزیزمان هستیم https://t.me/Rafee_Shobahat/1086 ارتباط : @Alid19
Show more1 606
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1030 days
Posts Archive
Repost from برابری حقوقی=عدالت=وحدت
جمال قدم می فرمایند:
امید هست حق جل جلاله نفوسی را برانگیزاند که لایق انتشار آثار باشند.
از مبلغین ، باید جمیع اعمالش لله واقع شود، از برای حق توجه نماید و به حق ناظر باشد و به او راجع و به اذنش ناطق و به اخلاقش مزین و به احکامش عامل.
در شرایط مبلغین مکرر از قلم اعلی جاری شده آنچه که سبب نفوذ و اعلاء کلمه حق مابین خلق است.
در یک مقام این کلمه علیا از لسان مالک اسماء مُشرق و ظاهر،
قولُه عَزَّ اِعزازُه:
یَنبغی لمَن اَراد اَن یُسافرَ لله لاِلقاءِ الکلمةِ و اِحیاءِ الاموات اَن یَتَوَضَّاَ بماءِ الانقطاع و یُزیِّنَ هَیکَلَهُ بطرازِ التسلیمِ و الرضا و اَن یَجعلَ دِرعَهُ التوسُّل و زادَهُ التّوکلَ و لباسَه التقوی و مُعینَه الصبر و ناصرَه الاخلاق و جنودَه الاعمال.
اذاََ یُویّدُهُ الملاءُ الاعلی و یَتَحَرّکُ مَعَهُ اهلُ ملکوتِ الاسماء...
آیات الهی ج ۲ ص ۱۳۷
این متن گهربار از آثار جمال قدم (حضرت بهاءالله)، بنیانگذار آیین بهائی، درباره ویژگیها و شرایط معنوی مبلغین و کسانی است که به انتشار تعالیم الهی میپردازند.
توضیح و بررسی بخشهای اصلی این بیانات را در ادامه میخوانید:
۱. هدف اصلی مبلغ (اخلاص کامل)
در ابتدای متن تأکید شده است که جمیع اعمال مبلغ باید لله (برای خدا) باشد. مبلغ واقعی باید:
فقط به حق (خداوند) توجه کند و ناظر به او باشد.
به اذن الهی سخن بگوید (به اذنش ناطق).
آراسته به اخلاق الهی باشد (به اخلاقش مزین).
خود عامل به احکام الهی باشد (به احکامش عامل).
۲. شرط اساسی نفوذ کلام
متن اشاره میکند که بارها از «قلم اعلی» (قلم حضرت بهاءالله) شرایطی جاری شده که سبب نفوذ کلام و بلند شدن کلمه حق در میان مردم میشود.
این نشان میدهد که تأثیرگذاری بر دیگران، با حرف زدنِ صرف به دست نمیآید، بلکه ریشه در ویژگیهای درونی و عملی خود شخص دارد.
۳. زاد و توشه معنوی برای سفر الهی
در بخش عربی متن (که از لسان مالک اسماء صادر شده)، یک تمثیل زیبای نظامی و مسافرتی برای کسی که میخواهد برای خدا سفر کند، کلمه الهی را القا کند و دلهای مرده را زنده نماید (احیاء الاموات)، بیان شده است:
این مفاهیم معنوی و تمثیلهای زیبای آن را در ادامه به صورت متنی و بخشبندی شده میخوانید:
وضو با آب انقطاع: مبلغ باید پیش از شروع حرکت، خود را با آب «انقطاع» شستشو دهد؛ یعنی ظاهر و باطن خود را از تمام وابستگیهای مادی و دنیوی کاملاً پاک کند.
آراستگی به تسلیم و رضا: او باید وجود خود را به جامه و زیور «تسلیم و رضا» بیاراید و در برابر اراده و خواست خداوند کاملاً خشنود و پذیرا باشد.
زرهی از توسل: او باید «توسل» به حق را مانند یک زره محکم بر تن کند تا در برابر سختیها، مشکلات و آسیبهای مسیر محافظت شود.
توشهای از توکل: راه سفر طولانی است و «توکل» بر خدا، زاد و توشه و منبع اصلی توان و انرژی معنوی مبلغ در این مسیر است.
لباسی از تقوی: او باید جامه «تقوی» و پرهیزکاری به تن داشته باشد تا پاکی، خویشتنداری و طهارت معنوی خود را حفظ کند.
همراهی به نام صبر: در مواجهه با مخالفتها و دشواریها، «صبر» و شکیبایی بزرگترین یاریدهنده و مددکار او در این راه خواهد بود.
یاوری به نام اخلاق: خوی نیکو و «اخلاق» پسندیده، بهترین و قویترین یاور مبلغ برای نفوذ در قلبها و جذب انسانهاست.
سپاهی از اعمال شایسته: در نهایت، کارها و «اعمال» درست و شایسته شخص، مانند یک لشکر قدرتمند عمل میکنند که پیام حق را پیش میبرند و به آن نفوذ میبخشند.
نتیجه و پاداش معنوی
در پایان متن آمده است که اگر مبلغی با این ویژگیها حرکت کند، ملأ اعلی (عالم بالا و ارواح مجرده) او را تایید میکنند و اهل ملکوت اسماء با او همراه و همگام خواهند شد؛ به این معنی که نیرویی غیبی و معنوی به کمک او میآید تا کلامش بر دلها بنشیند.
https://t.me/vahdat19/529
فایل صوتی بیان 👉
#تبلیغ #ابلاغ امر الهی #مبلغ
Repost from وب سایت بهائیان ایران
📌 طی هفته گذشته، مأموران حکومت ایران در سراسر کشور به منازل و محلهای کار بهائیان یورشهای خشونتآمیزی برده و به صورت خودسرانه بهائیان را بازداشت و اموال آنان را از خودرو تا اسباببازی کودکان مصادره نمودهاند. نماینده ویژه اتحادیه اروپا در امور حقوق بشر با روشن ساختن این موضوع، این سرقت هماهنگ و دولتی را به عنوان «ادامه سوءاستفاده حکومت ایران از قانون اساسی خویش و سیاست دیرینه آن در محروم ساختن بهائیان از حیات اقتصادی» توصیف نموده است.
@bahaisofiran_official
Repost from وب سایت بهائیان ایران
🔘 فایل PDF خبرهایی از عالم بهائی - مرداد و شهریور ۱۴۰۵
📌 حاوی خبرهای منتشر شده در وبسایت سرویس خبری جامعۀ بهائی (BWNS) و بیانیۀ مطبوعاتی جامعۀ جهانی بهائی (BIC)
@bahaisofiran_official
Repost from گفتوشنود
بازداشت پنج شهروند بهائی ساکن کرج برای اجرای حکم حبس
صبح روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، پنج شهروند بهائی به نامهای بابک زینلی، صهبا طائف، فواد طائفی، شروین شبرخ و علی باقرکاشی، در پی احضار قبلی، جهت اجرای حکم یک سال حبس خود به دادگاه انقلاب شهریار مراجعه کرده و بازداشت شدند.
علیرغم اعلام اولیه مبنی بر انتقال این شهروندان به زندان تهران بزرگ، آنان در بازداشتگاه شهریار نگهداری شده و متعاقبا اعلام شد که به زندان قزلحصار منتقل خواهند شد. با این حال، از زمان بازداشت تاکنون اطلاع دقیقی از وضعیت آنان در دست نیست و محل نهایی نگهداریشان نیز مشخص نشده است.
این شهروندان بهائی پیشتر در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۲ در منزل بابک زینلی در مهرشهر کرج بازداشت شدند. آنها در ادامه به استناد مادهٔ ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و نیز «فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» مواجه و محاکمه شدند.
لازم به ذکر است که بابک زینلی پیش از این نیز سابقهٔ بازداشت و محکومیت قضایی به دلیل اعتقاد به آیین بهائی را داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Repost from وب سایت بهائیان ایران
بولتن خبری ۲۰۲۶ شماره ۳۰ (۳۰ مرداد تا ۶ شهریور ۱۴۰۵))، شامل مهمترین موارد آزار و اذیت و نقض حقوق شهروندی بهائیان ایران
@bahaisofiran_official
Repost from وب سایت بهائیان ایران
در کمتر از یک هفته، خانهها و محلهای کار بهائیان در سراسر کشور توسط مأموران حکومت صحنۀ بازداشت افراد، غارت و مصادرۀ اموال شد. آنها خودروها، جواهرات شخصی، پول نقد، رایانهها، ابزار کار، سازها، لوازم خانه و حتی اسباببازیهای کودکان را ضبط کردند.
این مصادرهها تازهترین نمونۀ سیاست چنددههای آزار و سرکوب اقتصادی است. از سال ۱۳۵۷، مقامات حکومت ایران خانهها، زمینهای کشاورزی، کسبوکارها و دیگر اموال بهائیان را به شکلی سازمانیافته مصادره کردهاند و با استفاده از دادگاهها و نهادهای حکومتی، جامعۀ بهائی، جامعهای دینی که حکومت از به رسمیت شناختن آن خودداری میکند، را از داراییهایش محروم کردهاند.
📌 قسمتی از بیانیۀ مطبوعاتی جامعۀ جهانی بهائی به تاریخ ۵ شهریور ۱۴۰۵
@bahaisofiran_official
Repost from مطالعه خود آموز الواح و آثار بهائی
۱
الحمد للّه الّذی بعث منکلّ قطرة من دمآء اولیآئه خلقاً لا یحصی عدّتهم احد الّا نفسه و جعلهم مشارق حبّه و مطالع ودّه
و هم ایادی الامر بین الخلق و هم الّذین نصروا اللّه فی کلّ الاعصار و قاموا علی ما اراد اللّه علی شأن ما اضطربوا من الملوک و سطوتهم و ما منعهم عن الحقّ
صلیل سیوفهم و صهیل خیولهم قد نطقوا باعلی النّدآء بین الارض و السّمآء و دعوا الکلّ الی مولی الوری و مالک الآخرة و الاولی و ربّ العرش و الثّری
این متن یک ستایش و نیایش بسیار زیبا و پرطنین است که در ادبیات و آثار بهایی (مانند مناجاتها یا الواح بهاءالله) به کار میرود. این متن با زبانی حماسی و عرفانی، از فداکاریها و ایستادگیهای یاران و شهدای راه خدا تجلیل میکند.
✨ ترجمه فارسی متن
ستایش خدایی را سزاست که از هر قطره خون دوستان و اولیای خود، آفریدگانی بیشمار پدید آورد که هیچکس جز خود او نمیتواند تعدادشان را بشمارد؛ و آنان را محل درخشش محبت و جایگاه برآمدن عشق و دوستی خود قرار داد.
آنها دستانِ اجرای فرمان الهی در میان مردم هستند؛ همان کسانی که خداوند را در همه دورانها و روزگاران یاری کردند و بر آنچه خدا اراده کرده بود، استوار ماندند؛ آنگونه که نه پادشاهان و قدرت و شوکتشان آنها را به لرزه انداخت، و نه صدای برخورد شمشیرها و شیهه اسبها، آنان را از راه حق بازداشت.
آنها با بلندترین صدا در میان زمین و آسمان سخن گفتند و همگان را به سوی پروردگار جهان، مالک آخرت و دنیا، و خدای عرش و زمین دعوت کردند.
🔍 بررسی واژگان کلیدی متن
برای درک بهتر، معنی چند کلمه خاص متن در ادامه آمده است:
مشارق حبّه: محلهای طلوع و درخشش محبت خدا.
ایادی الامر: دستان و مجریان فرمان و امر الهی.
صلیل سیوف: صدای برخورد شمشیرها.
صهیل خیول: شیهه اسبها (نشانه هیاهوی جنگ و سختیها).
مولی الوری: صاحب و سرور آفریدگان و مردم.
الثّری: خاک یا زمین.
این متن فرازی از یک لوح منیع و مناجات غراء از آثار بهاءالله (بنیانگذار آیین بهایی) است که معمولاً به عنوان دیباچه و خطبه آغازین در برخی از الواح یا جریدههای تاریخی و اعتقادی این آیین به کار رفته است.
در ادامه، این متن را از دو زاویه بستر تاریخی و تفسیر مفاهیم عرفانی بررسی میکنیم:
📜 ۱. بستر و ریشه تاریخی متن
این متن مستقیماً به دوران سخت شکلگیری آیین بابی و بهایی در قرن نوزدهم میلادی اشاره دارد. در آن زمان، پیروان این مسیر با سرکوبهای شدید، تبعید و اعدام از سوی حکومتهای قاجار در ایران و امپراتوری عثمانی روبرو شدند.
تولد یک باور از خون شهیدان:
عبارت «بَعَثَ مِنْ کُلِّ قَطْرَةٍ مِنْ دِمَاءِ اَوْلِیَائِهِ خَلْقاً لا یُحْصى» به طرز نمادینی بیان میکند که کشته شدن پیروان اولیه (اولیاء)، نه تنها باعث نابودی این جریان نشد، بلکه هر قطره خون آنها مانند بذری در خاک، باعث رویش و ایمان آوردن افراد بیشمار جدیدی در سراسر جهان گردید.
ایستادگی در برابر قدرتها:
اشاره به «الملوک و سطوتهم» (پادشاهان و قدرتشان) بازتابدهنده تقابل پیروان این آیین با سلاطین پرقدرت آن زمان (مانند ناصرالدین شاه قاجار و سلطان عبدالعزیز عثمانی) است. متن تأکید میکند که شوکت مادی این پادشاهان نتوانست اراده ایمانآورندگان را متزلزل کند.
🕊 ۲. تفسیر مفاهیم عرفانی و نمادین
قلم این متن بسیار حماسی و در عین حال لبریز از اصطلاحات عرفان اسلامی و صوفیانه است که برای بیان حقایق روحانی به کار رفته است:
مشارق حبّه و مطالع ودّه (محل طلوع عشق و دوستی): در عرفان، انسان کامل یا فرد جانباخته در راه خدا، به آینهای تشبیه میشود که صفات خدا را منعکس میکند. آنها دیگر از خود ارادهای ندارند، بلکه وجودشان به محل طلوع و پرتوافشانی عشق الهی در دنیا تبدیل شده است.
ایادی الامر (دستان فرمان الهی):
این عبارت نشاندهنده تسلیم محض است. این افراد خود را ابزار و دستان اراده خداوند بر روی زمین میدانند که مأموریت دارند صلح، دوستی یا پیام حق را به گوش مردم برسانند.
صلیل سیوف و صهیل خیول (صدای شمشیرها و شیهه اسبها):
این دو آرایه کلامی، نماد تمام تضادها، سختیها، آزارها و هیاهوی دنیای مادی هستند. در نگاه عرفانی این متن، کسی که به مقام یقین و عشق الهی رسیده باشد، گوش او از شنیدن صدای وحشتآفرین شمشیرها و تهدیدهای نظامی کر است و تنها ندای معشوق را میشنود.
نطقوا باعلی النداء (بلندترین صدا را سر دادند): یعنی پیام خود را پنهان نکردند؛ بلکه با شجاعت تمام و در میان سختترین شرایط، دعوت خود را به گوش جهانیان رساندند.
Repost from RaastiSite
📌تلاش حکومت برای خفقان اقتصادی بهائیان، در شرایطی که مردم با دشواری های اقتصادی روبهرو هستند
وثاق سنائی، سخنگوی جامعۀ جهانی بهائی در گفتوگو با ایراناینترنشنال
Repost from گفتوشنود
جامعه جهانی بهایی خبرداد:
«سرقت حکومتی» از بهائیان ایران
از پول نقد، حلقه ازدواج تا اسباببازی کودکان در یورش به هفت استان
جامعه جهانی بهائی در بیانیهای اعلام کرد از ۳۱ مرداد تا ۳ شهریور ۱۴۰۵، مأموران حکومت ایران در هفت استان به خانهها و محلهای کار شهروندان بهائی یورش برده و اموال شخصی آنان را ضبط کردهاند.
بنا بر این بیانیه، ماموران بدون ارائه حکم قضایی، اتهام یا دلیل مشخص، خودرو، جواهرات، پول نقد، رایانه، ابزار کار، سازهای موسیقی، لوازم خانه و حتی اسباببازی کودکان را با خود بردند.
در یک مورد، ۱۴ مامور با پنج خودرو و همراه نماینده دادستانی برای بازداشت یک زن به منزل او یورش بردند. تنها دلیل اعلامشده به همه این افراد این بوده: «چون بهائی هستید».
بر اساس این گزارش، ۱۱ نفر در برابر چشمان خانوادههایشان بازداشت شدند. در یکی از یورشها، خودروی یک خانواده همراه با وسایل ارزشمند و ابزار کار ضبط شد؛ در موردی دیگر، آلات موسیقی و تجهیزات یک کارگاه سازسازی مصادره و محل کسب پلمب شد.
در اصفهان، بیش از ۲۰ مامور لباسشخصی همزمان به خانههای سه عضو خانواده «طبیانیفرد» یورش بردند، در حضور کودکی دوساله رفتار خشونتآمیز داشتند، اطلاعات موبایلها را استخراج کردند و لپتاپ، پول نقد، جواهرات، دوربین حرفهای و سازهای دستساز (پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، کمانچه، گیتار، کلارینت) را ضبط و فروشگاه سازهای این خانواده را پلمب کردند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در ژنو، این اقدامات را «سرقت حکومتی در روز روشن» خواند و گفت نزدیک به پنج دهه است حکومت ایران اموال بهائیان را به نام دولت مصادره میکند؛ روندی که طی یک سال گذشته دو برابر شده است. وی افزود مقاماتی که اموال را ضبط میکنند، همان کسانی هستند که کنترل دادگاهها و مسیرهای دادخواهی را نیز در دست دارند و بهائیان عملاً راه مؤثری برای احقاق حق ندارند.
این بیانیه، این اقدامات را ادامه سیاست چهاردههای مصادره اموال بهائیان از سال ۱۳۵۷ و استناد فزاینده به اصل ۴۹ قانون اساسی میداند و خواستار توقف فوری این روند از سوی جامعه جهانی شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Repost from وب سایت بهائیان ایران
بیانیۀ مطبوعاتی جامعۀ جهانی بهائی
۵شهریور ۱۴۰۵— مأموران حکومت ایران در هفت استان به خانههای بهائیان یورش برده و وسایلشخصی آنها را ضبط و با خود بردند. آنها از دیوار خانهها بالا رفتند، والدین رادر برابر چشمان کودک دوسالهشان بازداشت کردند، سازهای موسیقی را مصادره کردند وگلدانها و کیسههای برنج را زیر و رو کردند؛ بیآنکه در بیشتر موارد حکم قضایی دردست داشته باشند، اتهامی مطرح کنند یا دلیلی ارائه دهند. در مواردی، ۱۴ مأمور با پنج خودرو و همراه نمایندهای از دادستانی به خانۀ یک زن یورشبردند تا او را بازداشت کنند. دلیلی که به همۀ این بهائیان اعلام شد، صریح و بیرحمانهبود: «چون بهائی هستید»
@bahaisofiran_official
Repost from گفتوشنود
+1
یورش ماموران به منازل سه خانواده بهائی در اصفهان؛ ضبط گسترده اموال و پلمب یک محل کسب
روز دوم شهریور ۱۴۰۵، بیش از ۲۰ تن از ماموران لباسشخصی با ارایه حکم قضایی، بهطور همزمان به منازل سه خانواده بهائی در اصفهان یورش برده و پس از تفتیش گسترده، شمار زیادی از وسایل شخصی و خانوادگی آنان را ضبط کردند. یک محل کسب متعلق به این خانواده نیز پلمب شد.
منازل مورد بازرسی متعلق به امین طبیانیفرد، بهاریه عسکرینسب و نیما طبیانیفرد بوده است. خانم عسکرینسب، مادر امین طبیانیفرد، در واحدی جداگانه در همان ساختمان محل سکونت فرزندش زندگی میکند. ماموران همچنین کارگاه سازسازی این خانواده را که در همین ساختمان قرار دارد، مورد بازرسی قرار داده و تمامی ابزارها، تجهیزات و دستگاههای تخصصی ساخت ساز، به همراه تعدادی ساز دستساز ارزشمند را ضبط کردند.
همزمان، گروه دیگری از ماموران به منزل نیما طبیانیفرد، فرزند امین طبیانیفرد، در محلهای دیگر از اصفهان مراجعه کرده و شماری از وسایل شخصی او را نیز با خود بردند.
تفتیش این منازل از حدود ساعت هشت صبح آغاز شد و تا حوالی یک بعدازظهر ادامه داشت. بنا بر اطلاعات دریافتی، در یکی از این موارد رفتار ماموران با خشونت، ضربوجرح و تهدید همراه بوده است.
در جریان این بازرسیها، شمار زیادی از اموال شخصی و خانوادگی از جمله لپتاپ، تلفن همراه، ساعت هوشمند، پاوربانک، مودم، گیرنده ماهواره، کتاب، تابلو و تصاویر مذهبی، پول نقد، ارز خارجی، طلا، دوربین حرفهای عکاسی، تلویزیون، میز تلویزیون، چمدان و تجهیزات ورزشی تنیس ضبط شد.
ماموران همچنین تعدادی از سازهای موسیقی متعلق به این خانواده، از جمله پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، تمبک، کمانچه، گیتار و کلارینت را ضبط کردند.
در ادامه، فروشگاه موسیقی و ساز متعلق به این خانواده نیز توسط ماموران پلمب شد.
در پایان این بازرسیها، نیما طبیانیفرد با دریافت احضاریهای ملزم به حضور در اداره اطلاعات اصفهان شد. همچنین برای سایر اعضای این خانواده احضاریههایی جهت حضور در دادگاه مستقر در زندان دستگرد اصفهان صادر شده است.
#امین_طبیانی_فرد #بهاریه_عسکری_نسب #نیما_طبیانی_فرد #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Repost from Iranwire
پنج زن بهایی به نامهای «ثریا منوچهرزاده»، «مارال روشنی»، «نگار بدیعی»، «شیما سنایی» و «فاخره زاهدی» روز شنبه ۳۱مرداد۱۴۰۵ توسط نیروهای حکومتی در ساری بازداشت شدند.
براساس گزارش سازمان حقوق بشری «ههنگاو»، مارال روشنی، فروشنده لوازم بهداشتی و نگار بدیعی، مربی زبان انگلیسی، توسط ماموران پلیس امنیت بازداشت شدند. طبق گزارشها، محور سوالات در جریان بازجویی از این دو شهروند، فعالیتهای شغلی آنها و ادعای «تبلیغ آیین بهاییت از طریق حرفه» بوده است.
بخوانید: https://iranwire.com/fa/news-1/156652
@Farsi_Iranwire
Repost from Iranwire
طبق گزارش رسانهها، ۱۲ شهروند بهایی در ساری از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر در مجموع به ۲۶ سال و ۱۶۵ روز حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شدند.
خبرگزاری «هرانا» گزارش داده که بر اساس دادنامه صادر شده در روز ۲۹مرداد۱۴۰۵، «راکوئل عطائیان»، «کیومرث اکبری»، «سهراب لقایی»، «زهرا گلابیان»، «بنفشه اسدیان عربی»، «فؤاد لقایی»، «آناهیتا کوشکباغی»، «نسیم صمیمی»، «حسین فنائیان»، «امیلیا فنائیان»، «ملودی صمیمی» و «سهیل حقدوست» از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب ساری به ریاست «عمار رمضانی» محکوم شدهاند.
بخوانید: https://iranwire.com/fa/news-1/156684
@Farsi_Iranwire
Repost from وب سایت بهائیان ایران
بولتن خبری ۲۰۲۶ شماره ۲۹ (۲۳ تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵)، شامل مهمترین موارد آزار و اذیت و نقض حقوق شهروندی بهائیان ایران
@bahaisofiran_official
Repost from وب سایت بهائیان ایران
بولتن خبری ۲۰۲۶ شماره ۲۸ (۱۶ تا ۲۳ مرداد ۱۴۰۵)، شامل مهمترین موارد آزار و اذیت و نقض حقوق شهروندی بهائیان ایران
@bahaisofiran_official
Repost from وب سایت بهائیان ایران
محرومیت رویا ثابت از دریافت خدمات پزشکی و مرخصی استعلاجی در زندان عادلآباد
@bahaisofiran_official
Repost from برابری حقوقی=عدالت=وحدت
مفهوم #حکمت
هوالأبهی
یا من انجذب الی الملکوت و شرب الکأس الّتی مزاجها کافور
در این ایّام که فیوضات ملکوت ابهی جبروت غیب و شهود را احاطه نموده است و تجلّیات مجلّی طور از سماء غیب چون غیث هاطل متتابع گشته و بحر اعظم امواجش از عالم پنهان بساحل امکان پیوسته و انوار بخشایش جمال ابهی از جمیع جهات تابیده و صبح امید بانوار توحید دمیده باید همّتی نمود و در آستان الهی خدمتی بنمود در این فضای رحمانی پروازی کرد و در این بزم یزدانی آغاز ساز و نوازی نمود خمودت جمودت آرد و سکوت سبب هبوط گردد و خاموشی فراموشی آرد و صبر و قرار نسیان و اغبرار ایراث کند
پس شب و روز آنی آرامی مجو بلکه در جنّت ابهی کامیابی خواه و دقیقهئی راحت جان و عافیت روان و مسرّت وجدان مطلب
بلکه سرور الهی را در مشقّات و احزان عوالم جسمانی بجو و لذّت روحانی را در زحمت این عالم فانی بین شهد و شکر را در تلخی زهر مکرّر بدان و نیش بلایا را مرادف نوش عطایا ببین و حضیض ذلّت را در وفای بجمال قدم اوج عزّت شمار و هبوط را عین صعود بدان و ممات را جوهر حیات یقین کن
و آنچه در الواح الهی ذکر حکمت است مقصود اینست که در امور اتقان شود و در هر امری بوسائط کامله و مناسب زمان و مکان تشبّث شود تا مریض معالجه بقاعده گردد و علیل مداوا بنوع موافق شود نه اینکه بکلّی از معالجه و مداوا دست کشیده شود
هیکل امکان مریض است و جسم کیهان علیل اگر طبیب و پرستار بکلّی ترک علاج و دوا نمایند بکلّی مهمل و معطّل گردد بلکه بمرض موت مبتلا شود
حکایت شمعون صفا را ملاحظه باید نمود دو نفر از حواریّون حضرت روح بجهة تبلیغ امر اللّه بشهر انطاکیّه رفتند بمجرّد ورود بنای وعظ و بیان نمودند اهالی چون بکلّی از مسائل الهی بیخبر بودند جزع و فزع نمودند این جزع و فزع منتج حبس و زجر شد و بهیچوجه نفوس از تفاصیل خبر نیافته راه معاشرت و الفت مقطوع گشت
و چون این خبر به شمعون صفا رسید عزم آن دیار نمود و چون وارد شد اوّل بمعاشرت و الفت پرداخت تا با سران و سروران نرد محبّت باخت بزهد و ورع و تقوی و بیان و تبیان و فضائل و خصائل عالم انسان در مدّتی قلیله شهرت یافت تا آنکه با سلطان آن مملکت آشنا گشت و چون ملک مذکور نهایت اعتماد و اعتقاد را در حقّ او حاصل نمود شبی بمناسبتی ذکر حواریّین شد پادشاه ذکر نمود که دو نفر از جاهلان بیخردان چندی پیش وارد این شهر شدند و بنای حرفهای فساد گذاشتند لهذا آنها را گرفته اسیر غل و زنجیر نمودیم حضرت شمعون اظهار میل بملاقات ایشان نمود احضار کردند بمقتضای حکمت تجاهل فرمود و سؤال کردند که شما کیستید و از کجا آمدهاید در جواب گفتند که ما بندگان حضرت روح اللّه هستیم و از اورشلیم میآئیم سؤال از حضرت روح نمود که او کیست گفتند موعود توریة و مقصود جمیع عباد بعد بنوع معارض از جزئی و کلّی مسائل سؤال نمود و مجادله کرد و از نفس سؤال میفهماند که چه جواب بدهید
مختصر اینست که شبهات قوم را فرداً فرداً ذکر نمود و جواب دادند گاهی بعضی را قبول مینمود و بعضی را مشکلات بیان میکرد که ملتفت نشوند که او هم از آنهاست خلاصه چند شب بر این منوال بسؤال و جواب گذراند گاهی مجادله و گهی مصادقه و دمی مباحثه و وقتی محاوره میفرمود تا جمیع حاضرین از اسّ مطالب الهیّه باخبر شدند و آنچه شبهات داشتند زائل شد در لیلۀ اخیره گفت که حقیقتش اینست که آنچه گفتند صحیح است و جمیع تصدیق نمودند آنوقت فهمیدند که این ثالث نیز رفیق آن اثنین است این است که در آیۀ مبارکه میفرماید فعزّزناهما بثالث
باری مقصود از حکمت این است که انسان باید بنوع موافقی که در قلوب تأثیر نماید و نفوس ادراک کند تبلیغ امر اللّه نموده و نماید نه آنکه سکون و سکوت یافت عندلیب هزارآواز اگر ساز نغمهئی ننماید صعوۀ لال است و بلبل گلزار معانی اگر ترانهئی نسازد عصفور ابکم بی پر و بال است حمامۀ گلشن اسرار اگر تغرّدی نفرماید چون غراب گلخن نمودار گردد و طاوس فردوس بقا اگر جلوهئی نفرماید چون زاغ خرابهزار فناست
اگر از طیور حدائق قدسی بال و پری زن و اگر از عندلیبان ریاض حضرت انسی آغاز راز و آهنگی نما و اگر از عاشقان جمال کبریائی آه و فغانی بکن و اگر از آشفتگان روی دلبری ناله و فریادی برآر تا زلزله در ارکان عالم اندازی و آتش بجان بنیآدم زنی و جمیع عاشقان و مشتاقانرا مست و مدهوش نموده در این جنّت ابهی علم عزّت قدیمه افرازی و بآنچه منتهی آمال مقرّبین و نهایت آرزوی مخلصین است فائز شوی و البهآء علیک
عبدالبهاء ع
مفهوم #حکمت
https://t.me/vahdat19/73631
پی دی اف :
https://t.me/vahdat19/73632
Repost from برابری حقوقی=عدالت=وحدت
مفهوم #حکمت
هوالأبهی
یا من انجذب الی الملکوت و شرب الکأس الّتی مزاجها کافور
در این ایّام که فیوضات ملکوت ابهی جبروت غیب و شهود را احاطه نموده است و تجلّیات مجلّی طور از سماء غیب چون غیث هاطل متتابع گشته و بحر اعظم امواجش از عالم پنهان بساحل امکان پیوسته و انوار بخشایش جمال ابهی از جمیع جهات تابیده و صبح امید بانوار توحید دمیده باید همّتی نمود و در آستان الهی خدمتی بنمود در این فضای رحمانی پروازی کرد و در این بزم یزدانی آغاز ساز و نوازی نمود خمودت جمودت آرد و سکوت سبب هبوط گردد و خاموشی فراموشی آرد و صبر و قرار نسیان و اغبرار ایراث کند پس شب و روز آنی آرامی مجو بلکه در جنّت ابهی کامیابی خواه و دقیقهئی راحت جان و عافیت روان و مسرّت وجدان مطلب بلکه سرور الهی را در مشقّات و احزان عوالم جسمانی بجو و لذّت روحانی را در زحمت این عالم فانی بین شهد و شکر را در تلخی زهر مکرّر بدان و نیش بلایا را مرادف نوش عطایا ببین و حضیض ذلّت را در وفای بجمال قدم اوج عزّت شمار و هبوط را عین صعود بدان و ممات را جوهر حیات یقین کن و آنچه در الواح الهی ذکر حکمت است مقصود اینست که در امور اتقان شود و در هر امری بوسائط کامله و مناسب زمان و مکان تشبّث شود تا مریض معالجه بقاعده گردد و علیل مداوا بنوع موافق شود نه اینکه بکلّی از معالجه و مداوا دست کشیده شود هیکل امکان مریض است و جسم کیهان علیل اگر طبیب و پرستار بکلّی ترک علاج و دوا نمایند بکلّی مهمل و معطّل گردد بلکه بمرض موت مبتلا شود حکایت شمعون صفا را ملاحظه باید نمود دو نفر از حواریّون حضرت روح بجهة تبلیغ امر اللّه بشهر انطاکیّه رفتند بمجرّد ورود بنای وعظ و بیان نمودند اهالی چون بکلّی از مسائل الهی بیخبر بودند جزع و فزع نمودند این جزع و فزع منتج حبس و زجر شد و بهیچوجه نفوس از تفاصیل خبر نیافته راه معاشرت و الفت مقطوع گشت و چون این خبر به شمعون صفا رسید عزم آن دیار نمود و چون وارد شد اوّل بمعاشرت و الفت پرداخت تا با سران و سروران نرد محبّت باخت بزهد و ورع و تقوی و بیان و تبیان و فضائل و خصائل عالم انسان در مدّتی قلیله شهرت یافت تا آنکه با سلطان آن مملکت آشنا گشت و چون ملک مذکور نهایت اعتماد و اعتقاد را در حقّ او حاصل نمود شبی بمناسبتی ذکر حواریّین شد پادشاه ذکر نمود که دو نفر از جاهلان بیخردان چندی پیش وارد این شهر شدند و بنای حرفهای فساد گذاشتند لهذا آنها را گرفته اسیر غل و زنجیر نمودیم حضرت شمعون اظهار میل بملاقات ایشان نمود احضار کردند بمقتضای حکمت تجاهل فرمود و سؤال کردند که شما کیستید و از کجا آمدهاید در جواب گفتند که ما بندگان حضرت روح اللّه هستیم و از اورشلیم میآئیم سؤال از حضرت روح نمود که او کیست گفتند موعود توریة و مقصود جمیع عباد بعد بنوع معارض از جزئی و کلّی مسائل سؤال نمود و مجادله کرد و از نفس سؤال میفهماند که چه جواب بدهید مختصر اینست که شبهات قوم را فرداً فرداً ذکر نمود و جواب دادند گاهی بعضی را قبول مینمود و بعضی را مشکلات بیان میکرد که ملتفت نشوند که او هم از آنهاست خلاصه چند شب بر این منوال بسؤال و جواب گذراند گاهی مجادله و گهی مصادقه و دمی مباحثه و وقتی محاوره میفرمود تا جمیع حاضرین از اسّ مطالب الهیّه باخبر شدند و آنچه شبهات داشتند زائل شد در لیلۀ اخیره گفت که حقیقتش اینست که آنچه گفتند صحیح است و جمیع تصدیق نمودند آنوقت فهمیدند که این ثالث نیز رفیق آن اثنین است این است که در آیۀ مبارکه میفرماید فعزّزناهما بثالث
باری مقصود از حکمت این است که انسان باید بنوع موافقی که در قلوب تأثیر نماید و نفوس ادراک کند تبلیغ امر اللّه نموده و نماید نه آنکه سکون و سکوت یافت عندلیب هزارآواز اگر ساز نغمهئی ننماید صعوۀ لال است و بلبل گلزار معانی اگر ترانهئی نسازد عصفور ابکم بی پر و بال است حمامۀ گلشن اسرار اگر تغرّدی نفرماید چون غراب گلخن نمودار گردد و طاوس فردوس بقا اگر جلوهئی نفرماید چون زاغ خرابهزار فناست اگر از طیور حدائق قدسی بال و پری زن و اگر از عندلیبان ریاض حضرت انسی آغاز راز و آهنگی نما و اگر از عاشقان جمال کبریائی آه و فغانی بکن و اگر از آشفتگان روی دلبری ناله و فریادی برآر تا زلزله در ارکان عالم اندازی و آتش بجان بنیآدم زنی و جمیع عاشقان و مشتاقانرا مست و مدهوش نموده در این جنّت ابهی علم عزّت قدیمه افرازی و بآنچه منتهی آمال مقرّبین و نهایت آرزوی مخلصین است فائز شوی و البهآء علیک
عبدالبهاء ع
مفهوم #حکمت
https://t.me/vahdat19/73631
پی دی اف :
https://t.me/vahdat19/73632
