en
Feedback
قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂

قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂

Open in Telegram
2 670
Subscribers
+524 hours
No data7 days
+5430 days
Posts Archive
سلام دوستان روزتون بخیر💐 زیبا هستم منشی قدم و خدمتگذار امروز شما❤️ موضوع امروز: قدم چهار سوال ۳۸ چگونه من میتوانم از برنامه برای دست برداشتن فکر کردن و عکس‌العمل متفاوت استفاده کنم؟ لطفا تا ساعت ۵ عصر تمرکز روی این سوال باشه و با مشارکت هاتون به گروه خودتون عشق بدید🙏🌺

صبح 27 مهر

سلام دوستان روزتون بخیر💐 زیبا هستم منشی قدم و خدمتگذار امروز شما❤️ موضوع امروز: قدم چهار سوال ۳۷)اثرات منفی نگرانی چیست؟؟؟ لطفا تا ساعت ۵ عصر تمرکز روی این سوال باشه و با مشارکت هاتون به گروه خودتون عشق بدید🙏🌺

درود به همه دوستان عزیز در مسیر سبز بهبودی و خدمت گذاران عزیز عشقتون قبول 🙏🙏🙏💐💐 من قبلا همیشه نگران بودم چون شخصیتی داشتم پر از ترس و نگرانی از تنهایی از شب از افراد بد دهن از افراد که چشم پاک نداشتن از اینده خودم و عزیزانم از اعتیاد که چی میشه ووووو این ترس و نگرانی باعث میشود که کارهای انجام بدم که روی سلامت عقل نبود دنبال تایید بودم که فقط ازم دیگران راضی باشن از قضاوت می ترسیم که من مادر همسر عروسه خوبی نباشم خیلی روی ترس نگرانی کارهای اعمقانه انجام دادم که بیشترش اسیب به خودم و عزیزانم بود چون نه خودم باور داشتم نه خدا را و ایمانم روز به روز ضعیفتر می شد و افسردگی امد سراغم چون انتظاراتم براوده نشد ووووو ولی امروز با کمک خداوند برنامه با شناخت ترسهایم ضعفهایم نواقصم تونستم روی خودم کار کنم فقط برای امروز زندگی کنم ایمانم به برنامه خداوند قوی کنم تاییدم از خداوند بگیرم ترسها و نگرانیهایم با تراز گرفتن بشناسم دعا ارامش بخونم سهم پیدا کنم و نگرانی بی مورد رها کنم به خداوند بسپارم و خودم عزیزانمو در اغوش خداوند قرار دهم و زندگی کنم اعتیاد بپذیرم و بی جهت نگران نباشم نگرانی چیزی پیش نمی بره و من ناتوان و بی قدرت میشم و راکت وووووو من تمام

سلام به دوستان همدرد ، هم درک و همراه من تا من ترس رو از وجود خودم بیرون نکنم آرامش ندارم و همیشه نگرانم و دلواپس هستم و دائم منفی گرایی میکنم و آشفتم واین خودش میشه بیماری اعتیاد چون در لحظه زندگی نمیکنم و تمام تمرکزم یا به رنجشهای گذشتش یا ترس از آینده ، همین کافیه برای طوفانی شدن دنیای درونی اکرم و همین باعث میشه که نه فقط خودم بلکه تمام اطرافیانم درگیر این انرژی منفی بشن و آرامش رو از همه میگیرم .

بانام ویاد خدا سلام دوستان اول من نوعی،باید بسنجم وببینم سرچشمه نگرانی من از کجاست واز چی نشات میگیره.. خب زیر بنای نگرانی من چیزهایی هست که در ذهن خود پرورش میدهم وافکار خودمو با نشخوار کردن وگفتگوی ذهنی درگیر میکنم که همه اینها برمیگرده به وابستگی من وبه دنبال نفسانی بودن. یعنی اینکه دنبال چیزی هستم ک دلم میخواد انجام بشه وپیش بره..مطابق میلم بشه واز طرفی هم چون متوجه هستم ک به صلاحم نیست اما دنبال اراده شخصی خودم هستم باعث اظطراب ونگرانی در من میشه که اگر ادامه دار بشه برایم وحشتناک وغیر قابل تحمل،میشه ک در پس ان تبدیل به ترسها وتوقعات وانتظارات بیجای من میشه پس زیر بنای نگرانیها همون ذهن خوداگاه وناخوداگاه منه که باعث نشخوار ذهنی وگفتگوی درونی در من نوعی شده. سپاس ازعزیزانی که با مشارکت صادقانه شون باعث رشد واگاهی ما میشوند وتشکر از همه عزیزان خدمتگزار

با سلام به دوستان عزیزم خب نگرانی در مورد هر مسله ای باعث تخریب حالمونه هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی ماها هم که هممون بیماری تو خونه داریم که ناخوداگاه نگران کارهاشون هستیم نگران رفتاراشون هستیم نگرانی بعلاوه از دست دادن سلامتی روحی و جسمی باعث میشه حتی ایمانمونم از دست بدیم همین خود من سر ی مساله نگرانی کشیدم هنوز که هنوزه دارم عوارضشو پس میدم ؛؛اومدم مچ خودمو گرفتم گفتم خب الان اقد نگرانی چقد تاثیر منفی روت داشته مگه با نگرانی تو چه کاری درست میشه الان ی هفته ست نگرانیامو گذاشتم کنارخیلی آروم شدم و دارم آرامش رو تجربه میکنم هرکی میگه گرونی شد اینو نداریم اونو نداریم اصلا برام مهم نیس بابا اول ارامش خودمون بعد مسائل روز و بقیه و هموابسته وقتی ما خودمون سلامت نباشیم دیگه زندگی چه فایده داریم ما که نباید خودمون رو قربانی نگرانی کنیم

سلام به دوستانم وتشکراز خدمتگذاران باعشق🙏❤️سحررهستم دوست همراتون.وقتی ذهنم شروع میکنه حرف زدن منفی ومن بهش بهامیدم اونجا شروع میکنه اشتغال وگفتگو ادامه دارمیشه ذهن من با روان من حرف میزنه و روح من ضعیف میشه نگرانی وجودمو میگیره اونجا دیگه ایمان به خدا فراموشم میشه وفقط در جلوی روم یه بیابون خشک میبینم وفراموش میکنم خدا قدرت داره که چشمه های آب توی اون بیابون خلق کنه.بعد شروع میکنم این نگرانی رو به بیرون از خودم منتقل کنم و به آدمای دیگه هم آسیب بزنم.سریع شروع میکنم دنبال راهکایی بگردم دست به کار بشم و از طریق همون ذهن بیمار شروع به خودمحوری میکنم که اون نگرانی را حل کنم .فراموش میکنم سهم من جدا وسهم خداجداست.فراموش میکنم خدا قدرت داره که اگر سهمم را درست در مسیر بهبودی انجام بدم.سهم خودش را در آخرین لحظه برام انجام بده.نگرانی منو تو کنترل و خسارت زدن به عزیزانم میبره.نگرانی کارهارو خرابتر میکنه منو گیج میکنه دریچه های افکارمومیبنده و بدنمو بی حال ومریض میکنه.نگرانی برروی تمام قسمتهای زندگیم اثرات منفی میذاره و موندن توی نگرانی فقط برای من خرابی و آشفتگی میاره.اما اگر در مسیر بهبودی باشم زود اونو با تراز درمیارم و به خدامیسپارم و اعتماد میکنم.وبه ارامش میرسم .خدایاشکرت برای وجودت ای خالق عشق ومحبت وخرد.🙏❤️

سلام به خدای مهربونم سلام به دوستان عزیزم ، باعث میشه بیشتر وقتم رو حدر بدم با فکر کردن و انرژی برای کارهای ضروریم نماند ، باعث نا میدی در من میشه و اضطراب منو می گیره و بدنبالش چون از سلامتیم غافل میشم بیماری نتیجه نگرانی های من میشه و صلب آرامش از اعضای خانواده و اثر منفی دیگرش تلاش نکردن و منتظر اتفاقات ناخوشایند بودن هست که یه جورای انگار خودم کارت دعوت فرستادم براشون. پس هر وقت نگرانی به سراغم میاد که گاه باشم و درش غرق نشده باشم به خدا می‌سپارم و دعا می کنم و ایمان دارم تا خدا نخواهد برگی از درخت نمیفته

سلام وقتی من نگران عزیزانم باشم باعث میشه حال من خراب بشه چون انرژی منفی به خودم جذب کردم یا نگران درمورد زندگی الان تو وضعییت قرار چه اتفاقی برای زندگی‌من بیوفته ترس سراغم میاد کنترل میکنم ایمان میری کنار بجاش ترس وجود منو میگیره حالا علت نگرانی من چیه سر هرچی میخوام نگران بشم یا وابستگی من همسرم دیر میاد وترس وجود منو میگیره نکنه خیانت کرده نکنه تصادف کرده باعث حال خرابی من میشه یا اینکه من تک گذشت یا آینده نگرانی میاد سراغم فقط برای امروز زندگی نکردم نگرانی اومد سراغم قرار زندگی من چی بشه تو این شرایطی الان هستم چند مدت مشکلات پشت سرهم تو زندگی من جاری شده ترس نگرانی میخواد بیاد تو ذهنم زنگ میزنم به راهنما حال خودمو خوب نگه‌دارم قرار من فقط برای امروز زندگی کنم یا حتی امروز مثلا بزنم زندگی من روهواست ولی با افکار مثبت دارم جایگزین میکنم پشت هر سختی یه آرامش آسایش هست خداوند داره منو امتحان میکنه چقدر من سحر تحمل دارم این حرفا باعث میشه نگرانی از خودم دور کنم وگرنه نگاه کنم تو زندگی آلام شرایط مالی صفر همسرم پاش شکسته وسیله داشتیم از دست دادیم پس‌انداز یک سال زندگی بود بعد ۷سال لغزش یه ماه پاک باید ترس نگرانی وجود منو بگیره ولی من میگم خداست جای نگرانی نسیت شرایط مالی خود خودش برام درست میکنه پای همسرم خوب میشه وسیله از دست دادیم به این فکر میکنم قرار ماشین مورد علاقه خدا برام بخر با این افکار مثبت خودمو آروم میکنم

بار خود را به خدا بسپارید. برگرفته از سخنان سای بابا. تمام کارها و مشکلاتتان را در یک لیست به نام لیست کارهای سپرده شده به خدا قرار دهید و دیگر نگران آنها نباشید. این حقیقتی است که جز بنیادی ترین باورهای شما باید باشد @sonatalanan

صبح 24 مهر زندگی ما بازتاب باورهای ماست هنگامی که عمیق‌ترین باورهای خودرا دربارۂ زندگی تغییر می‌دهیدزندگی هم به همان اندازه تغییر می‌کند. @sonatalanan 🍂🍂🍂

با سلام سحر هستم ممنون از خدمت باعشق وتجربه هاتون🙏❤️من زمانی که وارد انجمن شدم درونم لبریز ازخشم به همه دنیا بود و من بیشتر واکنش‌هام رو از طریق خشم بروز میدادم واونو نمیشناختم.با خودشناسی وبودن وموندن در انجمن این شدت خشم خود به خود در من کمرنگ شد.الان خشم در من هست.و من پذیرفتم که این احساس وجود داره.اما گاهی در شرایط ناگهانی قرار میگیرم وناخوداگاه از آن استفاده میکنم.اما خیل جاها اون رو یاد گرفتم که مهار کنم و قدمهایی که برای‌ مهارش برمیدارم. گاهی من در تنهایی با دیدن یا شنیدن یه مسئله دچار خشم میشم اونجا فرصت دارم و اول میپذیرمش بعد با نوشتن ویا گفتن به راهنما ازش رهامیشم. گاهی در شرایط قرار میگیرم و برای آسیب نزدن جامو عوض میکنم. گاهی با در ک کردن طرف مقابل خشمم را ساکت میکنم.تراز گرفتن خیلی بهم کمک میکنه.گاهی دوش گرفتن بهم کمک میکنه.بامشارکت در جلسات حضوری.با مراقبه گذاشتن.خداروشکر میکنم که اگربه این برنامه محکم بچسبم میتونم در آرامش باشم.❤️🙏

سلام به حضورخداوند سلام به همگی تهمینه هستم یه همدرد درحال بهبودی درگذشته اگه خشمگین میشدم اصلا درظاهرنشون نمیدادم همه دردوغم درونم حمل میکردم چون بلدنبودم بجا و درست حرفموبزنم همیشه درحال گریه وغصه خوردن بودم الان خداروشکرمیکنم توانجمنم ودارم قدم کارمیکنم اگه حالم بدمیشد سریع با راهنما تماس میگیرم باکله بیمارم تصمیم نمی‌گیرم درگذشته ممکن بود جواب ندم ولی تصمیمات خوبی هم نمیگرفتم چون باکله بیمارم پیش میرفتم الان نشریه دارم همیشه کنارم هستم یوقتا کتاب انمجن بالاسرمه موقع خواب الان اگه خشمگین بشم محل روترک میکنم جاموتغییرمیدم سکوت میکنم ودعای آرامش میخونم بادوستان بهبودی مشارکت میکنم خدایاشکرت بابت وجود انجمن ودوستان عزیزم❤️❤️❤️🙏🙏

سلام دوستان خوبم روزتون بخیر💐 زینب هستم منشی قدم و خدمتگذار امروز شما❤️ موضوع امروز: قدم چهار سوال ۳۶ چه قدم‌هایی را برای کنترل خشم میتوانم بردارم ؟ لطفا تا ساعت ۵ عصر تمرکز روی این سوال باشه و با مشارکت هاتون به گروه خودتون عشق بدید🙏🌺

سلام دوستان معصومه هستم یه دوست در حال بهبودی مشارکت دارم خداروشکر که موفق شدم و خشم خودم و برای امروز کنترل کردم و سر پسر 7ستلم ک مشق هاشو دیر می‌نوشت هیچ کاری بهش نداشتم رهاش کردم و ظهر که نماز خواندم سر نماز از خدا خواستم که آرامش خودم و حفظ کنم و با عشق پسرم و رها کردم و امروز از همه روزا زودتر مشق هاشو نوشت و تموم کرد خدارو شکر بابت وجود یکایک شما عزیزان خداروشکر خدا رو شکر

سلام نرگس ام من وقتی از خودم مراقبت نمیکنم بوقتش ناهار نمیخورم وجودم سگ داره بالا میاد دنبال پاچه گرفتنه فرق نمیکنه کی باشه حتی امیر عربستان هم بیاد جرش میدم البته اومدم برنامه احساساتم شناختم نمیدونستم چرا این حد خشم دارم الان خداروشکر برنامه یاد گرفتم از خودم مراقبت کنم ناهارم بوقتش میخوارم استراحت میکنم خودم کنترل میکنم زیاد آسیب نه بخودم نه به بیمارم بزنم خیلی مراقبم چون وقتی عصبانی میشم خودم از خودم میترسم صادقانه بگم شما دوستان هم درد منین قضاوتم نمیکنین تمام