en
Feedback
قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂

قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂

Open in Telegram
2 670
Subscribers
+524 hours
No data7 days
+5430 days
Posts Archive
سلام مریم هستم در مسیر بهبودی در مورد سوال قدم 4.برای کنترل خشم . بستگی داره ولی ی موقع خشم عصبانیت زورش ازمن زیادتر سعی میکنم خشمم را کنترل کنم با بیرون رفتن خودموسرگرم کارخونه و تو دلم دعا کنم .شاید اون موقع کسی نباشه کمکم کنه فقط بیرون رفتن بمن تسکین میده . بستگی دارد چه جاهایی خشمم را بروز دهم ولی نه با دادو فریاد محکم و قاطع باشم .ممنون تمام

مرسی ازدوست عزیزم ✨❤️ وقتی تو قدم 4 خودم رو شناختم احساساتم را میتونم کنترل کنم چون ازخودم واحساساتم شناخت دارم من خودم قدم 4 برام همیشه باز است مینویسم سهم خودم رو میبینم قبل از انجام هر واکنشی ازخودم تراز میگیرم حتی شده لحظه ای هم تراز میگیرم که اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم دم وبازدم انجام میدم هرجا باشم مهم نیست دم وبازدم رو انجام میدم تا اون احساس بد از درونم بیرون بره دعای آرامش رو میخونم با راهنمام مشارکت میکنم دعا ومراقبه انجام میدم همه اینا باعث شده که من آرامشم رو حفظ کنم که آسیب نخورم وآسیب نزنم مرسی که هستید ✨❤️

سلام مکث کردن..چونومیتونموبعدا جواب بدم ..ی لیوان اب میخورم گاهی محل ترک میکنم ...طرف درک میکنم موقعیتشو میسنجم

با سلام سحر هستم ممنون از خدمت باعشق وتجربه هاتون🙏❤️من زمانی که وارد انجمن شدم درونم لبریز ازخشم به همه دنیا بود و من بیشتر واکنش‌هام رو از طریق خشم بروز میدادم واونو نمیشناختم.با خودشناسی وبودن وموندن در انجمن این شدت خشم خود به خود در من کمرنگ شد.الان خشم در من هست.و من پذیرفتم که این احساس وجود داره.اما گاهی در شرایط ناگهانی قرار میگیرم وناخوداگاه از آن استفاده میکنم.اما خیل جاها اون رو یاد گرفتم که مهار کنم و قدمهایی که برای‌ مهارش برمیدارم. گاهی من در تنهایی با دیدن یا شنیدن یه مسئله دچار خشم میشم اونجا فرصت دارم و اول میپذیرمش بعد با نوشتن ویا گفتن به راهنما ازش رهامیشم. گاهی در شرایط قرار میگیرم و برای آسیب نزدن جامو عوض میکنم. گاهی با در ک کردن طرف مقابل خشمم را ساکت میکنم.تراز گرفتن خیلی بهم کمک میکنه.گاهی دوش گرفتن بهم کمک میکنه.بامشارکت در جلسات حضوری.با مراقبه گذاشتن.خداروشکر میکنم که اگربه این برنامه محکم بچسبم میتونم در آرامش باشم.❤️🙏

سلام به حضورخداوند سلام به همگی تهمینه هستم یه همدرد درحال بهبودی درگذشته اگه خشمگین میشدم اصلا درظاهرنشون نمیدادم همه دردوغم درونم حمل میکردم چون بلدنبودم بجا و درست حرفموبزنم همیشه درحال گریه وغصه خوردن بودم الان خداروشکرمیکنم توانجمنم ودارم قدم کارمیکنم اگه حالم بدمیشد سریع با راهنما تماس میگیرم باکله بیمارم تصمیم نمی‌گیرم درگذشته ممکن بود جواب ندم ولی تصمیمات خوبی هم نمیگرفتم چون باکله بیمارم پیش میرفتم الان نشریه دارم همیشه کنارم هستم یوقتا کتاب انمجن بالاسرمه موقع خواب الان اگه خشمگین بشم محل روترک میکنم جاموتغییرمیدم سکوت میکنم ودعای آرامش میخونم بادوستان بهبودی مشارکت میکنم خدایاشکرت بابت وجود انجمن ودوستان عزیزم❤️❤️❤️🙏🙏

سلام دوستان خوبم روزتون بخیر💐 زینب هستم منشی قدم و خدمتگذار امروز شما❤️ موضوع امروز: قدم چهار سوال ۳۶ چه قدم‌هایی را برای کنترل خشم میتوانم بردارم ؟ لطفا تا ساعت ۵ عصر تمرکز روی این سوال باشه و با مشارکت هاتون به گروه خودتون عشق بدید🙏🌺

سلام به دوستانو نیروی برترم،موضوع نگرانی من قبل از برنامه خیلی نگرانی ودلشوره ی بیش از حد داشتم یعنی هر دیقه به دیقه با کوچکترین صدا دلم حورری میریخت باصدای تلفن با صدای زنگ یا در خونه با صدای بچه ها یعنی انقدر نگرانی اطراف زندگیم بهم فشار روحی و روانی آورده بود که هیچ صدایی دوست نداشتم بشنوم انگار مریض شده بودم حالم خیلی بد بود ولی خداروشکر الان خیلی نگرانیهام کمتر شده یعنی یجورایی با آرامش جلومیرم ودر قدم یک عاجز بودنم رو پذیرفتم و درقدم دوم نیرویی برتر از خود را درک کردم و فرمول به من چه و به توچه رو سعی میکنم به کار ببرم و اینکه قدم 3سپردن رو یاد گرفتم وقتی همه چیز رو به نیروی برترم میسپارم نگرانیهام کمتر میشه و میتونم با آرامش به زندگی روزمره ی خودم برسم با تشکر از همه ی شما عزیزان

سلام دوستان عصرتون به خیر نگرانی یکی از نقصهایی که قبل عین خوره به جان من افتاده بود خدا راشکر که خیلی توانستم‌کمرنگش کنم من نگران بودم چون کنترلچی بودم نگران بودم چون سر تو هر سوراخی میکردم ومی خواستم از هر چیزی سر در بیارم نگران بودم چون احساس مسئولیت بیش از حد داشتم نگران بودم چون منفی بافی در من غوغا میکرد نگران بودم چون افکارم در اثر منفی بافی همیشه پریشان بود و ترسهام جلوتر از خودم بودند خدا را شکر می کنم که با کمرنگ شدن ترسهام ایمانم قویتر شدو با شناخت وباور ی که نسبت به خدای خودم پیدا کردم نگرانیهام را به خدا سپردم وفهمیدم که او مهربانتر از حد تصور منه واین منم که دارم دست وپای الکی میزنم ممنون از زیبا جان عشقت قبول ❤️❤️❤️

سلام دوستان عصرتون زیبا تجربه از نگرانی ویا موضوع که زیبای جان انتخاب کرده نگرانی نقص بزرگی بود درمن ودایم درفکر این بودم که نکنه الان فرزندم نمره کم بیاره نکنه الان اون یکی عزیزم تصادف کنه وخیلی نگرانیهای دیگه که همه اینا سمی بود که به خورد خودم وعزیزانم میدادم حس منفی انرژی منفی وهمه اینارو میدادم به اطرافیانم یه روز پسرم گفت مامان هر وقت که میخوام لزخونه بیرون برم اون حس منفی ونگرانی رو ازت میگیرم وبیشتر وقتا این حس تو منو دچار مشکل کرده چون ذهنم وتمرکزم میره پیش شما اینجا بود با راهنمام درمیون گذاشتم واون نگرانیهای بیهوده رو ازخودم دور کردم ویاد گرفتم جایگزین کنم دعای ارامش رو سپردن رو وتوکل کردن به خدایی که ازهمه کس برای خودم وعزیزانم مهربانتره

سلام دوستان روزتون خوش من وقتی کنترل میکنم قضاوت مقایسه دلسوزی سرزنش خود میکنم این شروع نگرانی امروز من میشه سعی میکنم از اول کنترل نکنم کمی به برنامه پیش برم سرم تو زندگی خودم باشه من نمیتونم کسی رو تغییر بدم سالها اینکارو کردم عمرم هدر دادم الان باید از خودم مراقبت کنم خیلی وقتمو هدر دادم کافی الان وقت پیش فت و بهبودی به من چه همسرم مصرف می‌کنه من راه خودم دارم اونم راه خودش من دوستان بهبودی دارم هر روز ازشون تجربه پیام میگیرم اونم هم بازی خودش داره. ها کردم بخدا سپردمش تمام

متن نگرانی