قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂
Open in Telegram
2 670
Subscribers
+524 hours
No data7 days
+5430 days
Posts Archive
2 670
سلام من الان قدم چهارممم صادقانه به درون خودم رفتم و دیگه انکار نمیکنم که نوعی حسادت دارم ک خودم ازار میدم نه دیگرانو ..یادم داد که سهم و نقشم صادقانه بپذیرم هرجا نگاه میکنم رد پام پیداس ...از بس سادگی داشتم ...وگاهی نقاب میزدم تا پدیرفته بشم
2 670
باسلام وتشکر از خدمتگزاران باعشق سحرهستم دوست همراتتون 🙏❤️توقدم چهار اولش نمیدونستم از کجا باید شروع کنم تجربه گرفتم و وقتی قلم وکاغذ دست گرفتم اول دعاکردم واز نیروی برترم خواستم بهم شهامت بده و نشونم بده که چجوری وچی بنویسم واز کجا شروع کنم وبا کمک خداوندم رنجش ترساو احساساتی که همیشه پشت ماسک بیتفاوتی وخشم وغرور کاذب پنهانش کرده بودم نوشتم.وهرچه مینوشتم بیشتر دوست داشتم ونیروی برتر بیشتربه یادم میورد که چیا بنویسم و همینطور که مینوشتم یه جاهایی خود به خود نقش خودمو بهم یادآوری میکرد.و یه جور رهایی قشنگی بهم میداد. ومثل نوری که توی یه انباری تاریک وخاک گرفته میندازی وزیر اون نور همه چیزو میبینی و مرتبشون میکنی اینجوری برای من اتفاق میفتاد.اینجا من با خودم صادقانه تر از همیشه روبرو شدمو خودمو یخورده واقع بینانه تر دیدم و از اون حق به جانبی شدید کمی رهاشدم.و وقتی نوشتم و ترسم از این که باید به خداوند ویه انسان دیگه اقرار کنم ریخته شد. وآماده شدم برای برداشتن قدم بعدی که اقرار نوشته هایم بود. 🙏❤️
2 670
سلام به خدای مهربونم سلام به دوستانم❤️
من در قدم ۴ دارم به درون خودم سیر می کنم خوب گاهی دچار سردرگمی و گاهی از دیدن خودم می ترسم اما با لطف خدا و کمک راهنما این مسیر رو طی می کنم جالب وقتی با دنیای درونم که پر از مثبت ها و منفی ها هست آشنا میشم. من این قدم رو تازه شروع کردم. و این قدم به من اینو میگه هر کاری رو انجام میدم چرا و دلیلش چیست
2 670
درود به دوستان باعشق .مرسی از عشق زیبا جان باعشق ❤️
وقتی وارد جلسات شدم وقتی مشارکت در مورد قدم 4میشد همه از حال بدی وترس ازقدم چهار میگفتن که حالمون خراب است
وبعضی دوستان هم میگفتن قدم چهار باعث رهایی ما شده
من هم به خودم میگفتم این دوستان که میگن قدم چهار رهایی است منم رها میشم وخیلی خیلی دوست داشتم وارد قدم چهار بشم
وقتی قدم چهار روکار کردم خیلی لذت بخش بود برام یه جاهایی حالم بدشد یه جاهایی حالم خوب شد که من خیلی قدرتمند بودم تو شرایط سخت آسیب ندیدم ویه جاهایی خداوند رو حس کردم که قدم چهار باعث شد ردپاشو توزندگیم درگذشته والان ببینم که همیشه همه جا مراقبم بوده
وقتی درونم با قدم چهار برام نمایان شد بهتر تونستم روخودم کارکنم من خودمو تو قدم چهار شناختم
پیش خداوند و راهنما هم اقرار کردم که درون من اینه .زندگی من این بوده
ووقتی پیش راهنمام اقرارکردم فهمیدم که من تنها نیستم بدنبودم فقط بلد نبودم که چطور رفتار کنم
ووقتی پیش خداوندم اقرار کردم فهمیدم که منو خداوند جدا از هم نیستیم وخداوند مجازاتگر نیست منو مجازات نمیکنه فقط باعشق حمایتم میکنه که دیگر تکرار اشتباه نکنم واین حس رهایی منو ازتمام ترس ها رها کرد وآزاد
معجزات قدم چهاربعد مدت ها داره توزندگیم نمایان میشه
مرسی که هستید ❤️❤️
2 670
سلام دوستان
متن بالا
)))بازتاب های قدم ۴)))هستش
لطفاتجارب خودتون رو بامابااشتراک بذارید.
ممنونم❤️
2 670
قدم ۴ از ما میخواهد به هرچه درست یا غلط انجام دادهایم اقرار کنیم قبل از کار کردن روی این قدم ما رابطه خود را با نیرویی بزرگتر از خودمان توسعه میدهیم. ما اعتماد میکنیم که در اختیار نیروی برتر هستیم و نه در اختیار خودمان. این به ما جرات میدهد تا خود را جستجو کنیم. ما با صداقت و تمایل احساساتمان را روی کاغذ میآوریم. شناخت خطاهایمان به ما اجازه میدهند تا در آینده برایشان کاری بکنیم. کار کردن روی قدم چهارم ممکن است برای بسیاری از ما برای بار اول باشد که سیر عملکردهای ما را به سوی خودمان سوق میدهد. با تهیه ترازنامه، انرژیی که در قبل عادت داشتیم صرف سرکوب احساساتی کنیم که نمیدانستیم با آنها چه کنیم به مسیر صحیح هدایت میکند.
این احساسات پنهان و ناخودآگاه میتواند صلح آرامش و شادی را که به دنبال آن هستیم، از بین ببرد. ترازنامه بی باکانه و موشکافانه اخلاقی از خودمان فرایندی است که ما را به بهبودی میرساند .
وقتی ترازنامه اخلاقی خود را مینویسیم، شروع به دیدن الگوهایی در رفتارمان میکنیم .کشفف میکنیم علاوه بر نواقصمان چیزهای بسیار خوبی هم داریم. در نتیجه میتوانیم آنچه برای ما کار نمیکند تغییر داده و مثبتها را تقویت کنیم .ما در مییابیم قدم چهار، ما را خالی نکرده بلکه از امید سرشار میسازد. رهایی که از کار کردن روی این قدم به دست میآوریم ،ما را به قدم ۵ و مشارکت آنچه یافتیم با دیگران رهنمون میسازد.
پس از کامل کردن قدم ۴ ،حال آمادهایم تا آن چه را را یافته ایم با فردی که به او اعتماد داریم و خدایی که درک کردهایم مشارکت کنیم .آسایشی که از کار کردن قدم ۴ به دست میآوریم با هر قدم افزایش خواهد یافت.
2 670
سلام به دوستان عزیزم . مشارکت و تجربه شخصی .
حال ما در لحظه تغییر میکنه واین بستگی به رابطه ماداره ، وقتی من روزمو باخدای خودم شروع کنم و کارهای روزانمو بنویسم و تسلیم خواست و اراده خداوند باشم وبهش توکل کنم و اون اعتماد به نفس رو به خودم بدم که میتونم امروزم رو خوب وشاد زندگی کنم حتماً اتفاق میوفته ، اما از اون جایی که من یه بیماری دارم که اصلاً دوست نداره من شاد باشم و میخواد فقط با اون و ترسها و نواقصم زندگی کنم ، سر به زنگا میاد و حال منو خراب میکنه . چجوری ؟ فقط کافیه افکار منو ببره به گذشته که به رنجش ختم میشه ، یا به آینده که به ترس منتهی میشه .
آشفته ونگرانم میکنه ، باعث میشه که نواقصم فعال بشه خشم و عصبانیت تمام وجود منو بگیره و منو توی تنهایی گیر میندازه درست مثل مگسی که توی تار انکبود گیر افتاده و هر چی دست و پا میزنه بیشتر توی تور گیر میکنه و به نفع انکبود تلاش میکنه .چون راه نجاتی نداره مگر اینکه معجزه بشه .
این فقط یک مثال بود که بگم خداوند ما رو دوست داشته و برای رهایی از دام بیماری اعتیاد معجزه رو سر راهمون قرار داده ، اونم انجمن ، راهنما ، اصول و دوستان همدرد و همدرکی که ما میتونیم صادقانه باهاشون مشارکت کنیم و خودمون رو از تارهای بیماری رها کنیم .
جا داره از همتون به خاطر حضورتون تشکر کنم .
درسته همو نمیشناسیم ، ولی همین که وقتی مشارکت میکنید ، من به درون خودم سفر میکنم و میتونم چیزهای جدیدی راجب خودم کشف کنم و روش کار کنم ازتون سپاسگزارم .
2 670
سلام به خداوند مهربون که هر لحظه کنارمه
چه الان که اشکام بند نمیاد😭😭😭
چه زمانی که شادم
امروز دلم گرفته ولی خودمو بی نهایت تشویق میکنم برای اینکه با این حالم به کار خدا ، راه خدا و نگاه خدا ایمان دارم
امروز خودمو ستایش میکنم و از وجود خودم لذت میبرم
امروز باورهامو مثبت میکنم، حتی زمانی که پر از خشمو ناراحتی هستم
امروز شاید حالم خراب بشه ولی انقد خودمو دوست دارم که بتونم تو حال بدی نمونم
مطمئنم خدا کنارمه و زود آروم میشم
از من تمام🥰
2 670
باسلام وتشکر از خدمتگزاران باعشق سحرهستمامروز دارم تمرین میکنم و یاد میگیرم خودمو همونجوری که هستم بپذیرم.و این باعث میشه دیگرانم بپذیرم ورفتارهای خوبم بیشتربشه.و وقتی کاری خوبی انجام میدم از درون ارامش ورضایت قشنگی دارم وبه خودم افرین میگم.و خودمو توبغل خدامیندازم وازاون تشکرمیکنم که داره درست زندگی کردن وآزادی رو بهم یادمیده.🙏❤️
2 670
سلام و درود .نگار هستم و درمسیر بهبودی.
من امروز چون حال خوب همسرم رو میبینم متوجه میشم که کارم و درست انجام دادم.متوجه میشم که هر چند هنوز عشق و محبتی از همسرم دریافت نمیکنم اما تونستم بهش عشق بدم و محبت کنم ،پس کارم و درست انجام دادم و خودم رو تشویق میکنم.همسر من در بدترین روزهایی که من بهش شدیدا نیاز داشتم کنارم نبود،گارد گرفته و در مقابل من بود.اما من امروز کنارش هستم وپابه پای اون دارم در مسیر بهبودی قدم به قدم پله هارو بالا میرم تا به مقصد برسم،رشد کنم و خودم و بشناسم و برای حال خوب خودم تلاش کنم.همسر من چند روزه در بستر بیماری هست.با اینکه دختر ۳ساله ی من هم چند روزه به شدت بیماره ومن چند شبانه روز هست نتونستم بخوابم و همش درگیر داروهای اون هستم و هر یک ساعت یبار بلند میشم و بهش دارو میدم،اما با تمام رنجشهایی که از همسرم دارشتم و دارم تونستم برای اون هم وقت بزارم و داروهاش و سر موقع بدم.دمنوش و غذای مناسب براش تهیه کنم.با اینکه همسر بیمار من با حال بدش باز هم با زخم زبون و نیش کنایه آزارم میداد اما من به لطف جلسه و راهنمای عزیزم تونستم عملکرد خوبی داشته باشم.من امروز خودم رو دوست دارم وتشویق میکنم هر چند که مورد تایید همسرم و اطرافیان نباشم.😍😍❤❤❤
2 670
درود ومرسی از عشق زیبا جان باعشق ✨❤️
امروز چون بیشتر تمرکز م رو داشته هام هست ومثل گذشته ذهنم آشفته نیست
بیشتر خوبی هارو میبینم
امروز خودم روباعشق پذیرفته ام که من کامل وقدیس نیستم وعزیز خداوندم هستم
هروقت کار درستی انجام میدهم با شکرگزاری. با نوازش خودم با بغل کردن خودم وتشکر ازخداوند وتشکرازخودم خودم رو تشویق میکنم
حتی تشویق کردن خوبی هام باعث شده نواقصم کم رنگ بشن یا حتی نابود بشن 😍
حتی امروز دلم خواست خودم وخداوند رو تشویق کنم خیلی لذت بخش بود
پسرم اومد گفت چه خبره تشویق میکنی گفتم برای خودم وخداوند دست میزنم همون لحظه پسرمم اومدهمراهیم کرد ده دقیقه فقط برای عشق خداوند دست زدیم خیلی حس خوبی داد خیلی 😍😍
مرسی که هستید 😍👏👏🌹❤️
2 670
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸سوال۴۴قدم ۴
چگونه خودرابرای کاری که خوب انجام داده ام،تصدیق میکنم؟؟؟
2 670
سلام مریم درمسیر بهبودی.بعضی موارد میپذیرم بعضی مواقع هم میگم حق با من هست البته قبلا اصلا نمیپذیرفتم با خشم و عصبانیت میگفتم حق با من هست امروز اگه شکایتی ازمن درخانواده یشه باید بشینم فکرکنم ببینم کجای کارم اشتباه و دلیل بظاهر موجه نیارم .قبلا فرزندانم تنبیه میکردم بخاطر عدم آگاهی والگوبرداری از بزرگتر م بود بعد دلیل میآوردم ک بخاطر اعتیاد پدرشون هست .الان فرزندان من بزرگن و همش شکوه و شکایت میکنند ک قبلا تنبیه میکردی فلان میکردی و فلان من اینجا میپزیرم این اشتباه رو انجام دادم چون بلد نبودم .پس با کارکرد قدم اصول زندگی را یاد میگیرم ممنون تمام
