سرای حلمی
Open in Telegram
کانال رسمی اشعار و متون سید نوید حلمی آثار: کتاب روح. کتاب لامکان. هنر و معنویت. کتاب اخگران. کتاب آزادی. کتاب شاهزاده. کتاب روشنا. دیوان غزلیات حلمی. کتاب رباعیات. انتشار مطالب با ذکر نام و منبع مجاز است. © تمامی حقوق محفوظ میباشد. خوش آمدید عزیزان.
Show more446
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+530 days
Posts Archive
446
با این همه که ز خویش دور افتادیم
از خانهی روح، کنجِ گور افتادیم
در نام تو چون کار تو انجامیدیم
در لالهسرای صوت و نور افتادیم
حلمی
446
گرچه یاران باوفا باشند تنهایی خوش است
خلوت خاموش من با یار رویایی خوش است
گَرد افلاکی چو بر دوش من و تو ریخته
بینیاز از خلق دون این طرز آقایی خوش است
با شریکان نهان بنشسته در بغداد روح
با تو تا دارالسّلام این رقص شیدایی خوش است
عشق را تا نام بردم جنگها آغاز شد
گه مسلمانی به راهش گاه ترسایی خوش است
دیدمش صبح عدم تقدیر آدم مینوشت
چون رسیدم گفت از تو بادهپیمایی خوش است
کفر را بالاتر از ایمان مُفتی رتبه است
تا ندیدی اولیا معشوق هرجایی خوش است
حلمیا کس دانهی معنی نمیچیند، خموش!
حالیا بی هیچ گفتاری همآوایی خوش است
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
تمام سخن برای کندن روح از کالبد است. همه حرفها و همه شناختنها برای این سفر است. همه هنرها بدین والا هنر است و همه مشغلهها بدین غایی مشغله است. هوشیاری بدین منظور است و مستی بدینجاست؛ پایان سفر انسان، آغاز سفر روح.
شناخت ذهن برای خلاصی از آن است، چنانکه شناخت زندان و تمام خلل و فرجهاش، بهر گریختن از آن است.
تن مرکبیست، خاک مرکبیست، پیوندها، سببها و نسبها مرکبیست. روح این مرکبها بگذارد و راه افلاکی خویش گیرد. اینجا کجاست.
حلمی * کتاب هیوتاژ
#تمام_سخن
#سفر_روح
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
دم به دم باید به جانان سوختن
دفتر و بازار و دکّان سوختن
هر نفس باید سلام عشق را
چون شنیدن درز و دامان سوختن
خویش را باید فدای یار کرد
هم در این هنگامه خویشان سوختن
هیچ کس در راه جز دلدار نیست
این بدانی هست آسان سوختن
کار دانی چیست کوی راستان؟
وهم را در شطّ پنهان سوختن
خامجانی گفت: انسان غایت است
حرف غایی لیک انسان سوختن
روح باید خویش را پیدا کند
در ره این کار عریان سوختن
رفت حلمی از میان و روح شد
دیده بودی هیچ رقصان سوختن؟
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
آخر،
جز شکرگویی و سپاس
چیزی باقی نمیماند؛
که همهچیز این بودن است
و همهچیز برای رسیدن به این بودن است.
کوشش نمیکنم به فرسودن تن
و جُنب روان
و جوش تن.
چون خود راهم
دیگر راه نمیپیمایم؛
چون آفتاب که هست.
چون اقیانوس که هست.
به چیزی نظر نمیکنم
که منظره منم
و محلّ نظر منم
و چون به خویش بازآمدهام
از خویش سفر نمیکنم.
حلمی * کتاب هیوتاژ
#شکرگویی_و_سپاس
#بودن
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
هر رب که بر آن نامیست زاییدهی اوهامیست
این راه که میجوشد از قلب دلارامیست
پنهانی درویشان میجو که در آن نور است
اعیانی درخویشان بگذار که سرسامیست
رمز شب خود میخوان تالار رهایی بین
قدقامت تن بشکن، برخیز که انجامیست
بی بادهی انگوری در رقص کُهان بر شو
در کنج خوشان بنگر: راهیست که فرجامیست
در خویش نظر میکن، هم خویش خبر میکن
آنک تو گذر میکن از خویش که اندامیست
از قسط جهان وا شو تا قصد جهان گردی
هر بند و سبب بگسل تآن سوی که اقوامیست
عزم ره خوش داری، صد حرف بِهُش داری
این نبض چمش بنداز در پیش که اوهامیست
حلمی شب بیخویشان جوشان و غزل رقصان
آن دست و قلم را هین بگداز که پیغامیست
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
به همه کس سهمی از زندگی داده شده
تا آن را رها کند
و به سوی خدا گام بردارد.
پرسش این است
ملّایان کی چنین خواهند کرد؟
مومن، دینش دنیاست.
زاهد، عقوبت افراط است.
عابد بر خرقهی نفس آویخته.
واعظ چون نمیتواند، میگوید.
چه کسی میتواند عاشق را بفهمد؟
او که خویش را عمیق فهمیده.
او حال سهم خویش را به زندگی پس میدهد.
حلمی * کتاب هیوتاژ
#سهم_زندگی
#بازگرداندن
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
+3
ترس گوید باز با ما رام باش
برّهای در درّهی آرام باش
عشق گوید سر کش و پرواز کن
پختهی دنیا و ما را خام باش
نوبت تعظیم بر بتها گذشت
نور حق بر قلّهی اهرام باش
منقضی شد نامهای باستان
نام نو در سینهی بینام باش
عقل گوید شرط طامات عظام
زین مقامات عوامی عام باش
تو برو غوّاص شطّ سرخ شو
سالک آن ماه ناهنگام باش
چیست راز عشق؟ گفتم، گفت هیچ
عاشق هستی نیکانجام باش
حضرت حق بار داد و یار داد
حلمیا شاکر از این پیغام باش
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
داغ از دل مستی است
و حرف داغ از دل مست برمیخیزد.
این همه سخن سرد شنیدی کجات برد در عالم سرد؟
یک سخن داغ بشنو، یخهات آب کند.
*
خدا در جهان آدمی چه میجوید
و آدمی در جهان خدا چه؟
وقتِ ملاقات با خویشتن.
*
جهانِ ابرهاست.
کلام ابر است و صورت و اندام ابر.
چیزها ابر و پیوندها ابر.
دلِ پیشانی امّا آفتابیست.
*
این عصر تاریکیست.
خردمند با وعدهی روشنی خود را فریب نمیدهد.
موعود همواره بوده
و حقیقت غائب نیست.
خفتهی اوهام امّا چرا.
*
آفتاب، درون پیراهن است.
شب چو سر بر بالین مینهی
بر درگاه منتظرم.
برهنه بیا.
حلمی * کتاب هیوتاژ
#سخن_داغ
#وقت_ملاقات
#بر_درگاه_منتظرم
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
آدمی در نِعَم بیاساید
بس نِعَم رنج رشد برباید
روزگار تکاندهنده میبایست
تا دم تکاندهنده دریاید
روح خواهد ز بند برخیزد
گرد خاکی ز خویش بزداید
عقل امّا به خوابِ زندان است
بنده باید که بند بستاید
من سخن به مردِ دل گویم
عاشق او که بند بگشاید
رهرو را طریقِ خاموش است
از درون خروش بنماید
او که کام نفس میجوید
دور بیکرانه میباید
حلمی از زمانه بیرون است
گردش زمانه میپاید
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
کلمات، روشناند
چرا که از جان خداوندند
و در جهان تاریک، مشعلاند.
آدمی گم است در هوا
در آرزوی خویشِ خویش
در خویشِ خواهش میدمد.
و روح، پیداست
در نبض نَفَس
و در رگ دل
و چون این پیدایی پنهان است
آدمی در بیرون به گمراهی میجوید.
و من چه کنم متاع دنیا را
و متاع عقبا را
چون نَفَس روح به سینه میکشم
و دَم افلاکی بر خاک برون میدمم؟
و این هدیهایست از عشق و ایثار
در اینجا که چراغ عقل خاموش است
و جان، بیحساب میبخشد.
در اینجا با من باش
چرا که در اینجا که منم
نگرانی نیست
ترس نیست
میل نیست
تنها عشق است
تنها خداست.
حلمی * کتاب هیوتاژ
#کلمات
#هدیهای_از_عشق_و_ایثار
#تنها_خداست
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
هم چهرهی سبحان تویی، هم جلوهی قهّار تو
قهرِ تو را بوسیدهام ای مهرِ مردمخوار تو
نی مذهبی سوی تو شد، نی عالِم از موی تو شد
عاشق تو را فهمید و بس ای عشق را بیدار تو
نی صوفی و نی فلسفی، نی چرخچرخانِ دفی
نی ثابتی نی منتفی ای حضرت دوّار تو
راهِ تو از فرقِ سرم تا آسمانها فاش شد
تاجِ تو چون کنکاش شد، دیدار تو دیدار تو
از باختر من باختم، مشرقزمین را تاختم
هم سوختم هم ساختم، از کارِ من در کار تو
زیباست این دل داشتن، این کاشتن برداشتن
این شیوهی افراشتن از معبدِ زنّار تو
با ما شفاعت کار نیست، جز درد ما را شار نیست
در خلوتیم و جمع را کاریم و هم همکار تو
حلمی به سوی ماه کن این مردم بدخواب را
همراه کن بیتاب را ای حاملِ اسرار تو
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
باز ندا طنین افکند: آمادهای؟ و در افلاک گشت و بازآمد: آمادهای؟ و در اقیانوسها غوطه زد و با بادها فراز آمد و در خشکیها رقصید و چون گردش به پایان آمد گفت: آمادهای؟
سر بیمقدار به آستان مقدّس عشق فروآورده،
دست حق بر سینهی شکردانی کوبیده،
تمام جان،
تمام وجود:
حال - ای خداوندگار جهان!
آمادهام.
حلمی * کتاب هیوتاژ
#تمام_جان
#آمادهام
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
446
چو آموزی سکوت از گِل برونی
از اینجا کاسته، آنجا فزونی
ببندی چشم و بینی یار در پیش
که اکنون وقف غوغای درونی
کسی نی پرسیاش کو راه و کو چَه
یله بیخویش و تنها خود قشونی
به هر رو آفتابی در نقابی
به هر دم آزمونی آزمونی
سر آن داردت دل باز گیرد
ز چرخِ سرنگونِ چند و چونی
در اینجا آمدی با ما یکی باش
اگر نه باز رو در بند دونی
حقیقتپیشهای اسرارپیما
و یا در خطّ اجرام و فسونی
کلام عشق را حلمی ز نو گفت
بیا گر رهروی این خطّ خونی
❤️🔥 @SNHELMI 🦅
