en
Feedback
کانال کتابخوانی

کانال کتابخوانی

Open in Telegram

ملتی که کتاب نمی‌خواند، ناچار است تمام تاریخ را تجربه کند_ دانایی وظیفه ی انسانهاست نه فضیلت آنها سیاح

Show more
4 314
Subscribers
+124 hours
-97 days
-830 days
Posts Archive
با نیمه عاشق‌ها ننشین. به نیمه‌ رفیق‌ها اعتماد نکن. نصفه‌نیمه زندگی نکن. نصفه‌نیمه امیدوار نباش. برای کسی که نصفه‌نیمه گوش می‌دهد نخوان. نصف جواب را انتخاب نکن. روی نیمه‌ای از حقیقت پافشاری نکن. رویای نصفه نیمه نخواه ... تا انتهای سکوتت ساکت باش و به حرف که آمدی تمام حرفت را بزن. سکوت نکن که حرف بزنی و حرف نزن که سکوت کنی. نصف، در واقع همان چیزی است که تو را میان آشنایانت غریب جلوه می‌دهد. اگر رضایت داری کاملا راضی باش و اگر نمی‌خواهی کلا بگو من نمی‌خواهم. خنده‌ی نیمه‌کاره، یعنی به تعویق انداختن خنده. دوست داشتن نصفه‌نیمه یعنی هجران. رفاقت نصفه‌نیمه یعنی بلد نبودن رفاقت. نوشیدن نصفه‌نیمه عطشت را کم نمی‌کند و خوردن نصفه‌نیمه سیرت نمی‌کند. راهِ ناتمام به جایی نمی‌رساندت. زندگی نصفه‌نیمه یعنی تو ناتوانی در زندگی کردن و تو ناتوان نیستی؛ تو کاملی عزیز من تو کاملی و نه نصفی از هر چیزی. تو به دنیا آمدی برای کامل زندگی کردن و نه زندگی در نصفه‌نیمه‌ها و ناتمام‌ها. چیزی را دوست داری با تمام وجودت به سمتش برو. چیزی را نمی‌خواهی محکم بگو: "نه" 👤 جبران خلیل جبران 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

∆کانال کتاب و کتابخوانی 🎁⊰━━━━─ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، ✓خدایا! ... از تو میخواهم وجودم را بگونه ای بسازی و پرورش دهی ... که هر جا نفرتی‌ست، عشق باشم هرجا زخمی‌ست، مرهـم باشم هرجا تردیدی‌ست، ایمان باشم هر جا ناامیدی‌ست، امید باشم هر جا تاریکی.ست، نور باشم! و هر جا غمی‌ست، شادی باشم ✓خدایا توانم ده دوست بدارم بی چشمداشت و بفهمم دیـگران را حتی اگر نفهمند مرا ... ✓بارالها...!!! امروز هم سعی کردیم "بهتر باشیم"... اگر بدتر بودیم ما را "یاری کن".. تا فردایی بهتر داشته باشیم.. ✓خدایا به حق تمام "مهربانی هایت" نگذار کسی با "ناراحتی" "شب خود را به صبح برساند ✓یاری مان کن بتوانیم افکار پریشان خود را رهایی بخشیم و دل مان را مالامال از نور تو گردانیم ✓راه رسیدن به تو دشوار است ما را توان تحمل این دشواری عنایت کن و در تاریک خانه ی این دنیا تنها رهایمان نکن همچنان که تنهای مان نگذاشته‌ای ✓ مرحم دل غمگین مان باش تا بتوانیم پیام شادی را به دل هستی برسانیم ...! ✓مهــــربانا "به ما بیاموز آنگاه خوشبخت خواهیم بود که در خوشبخت کردن دیگران سهیم باشیم و تلاش مان را در یاری رساندن به دیگر انسان ها فزونی بخش" ✓ای تنها مونسم به ذکرت مدام مشغولم کن، به یادت مدام سرگرمم کن و با حضورت در قلبم به من معنا ببخش ... ✓راه، کوره راه است‌، اگر دستم را نگیری! ثانیه هایم بی ارزش است، اگر بی تو بگذرد! عمر در غفلت است، اگر به ذکرت منور نگردد! ✓با یادت، امید در دلم میخندد و دلگرمم میکند ...!
«درسکوتی که دلت دست دعا باز نمودیاد ما باش که محتاج دعائیم هنوز»
#شبتون_بخیر_دوستان_عزیز #ابراهیم_سیــــــــاح  📚کانال کتابخوانی ╭─►📖⨗@ketabkhanisayyah ╰──────────

∆کانال کتاب و کتابخوانی 🎁⊰━━━━─ به خدابسپاری، حل می‌شود. خودم دیده‌ام؛ وقتی که از همه بریده بودم؛ بی هیچ چشم‌داشتی هوایم را داشت، در سکوت و آرامش، کار خودش را می‌کرد و نتیجه را نشانم می‌داد که یعنی ببین تو تنها نیستی. خودم دیدم وقتی همه می‌گفتند این آخر خط است، با اشاره حالی‌ام می‌کرد که به دلت بد راه نده! تا من نخواهم هیچ‌ آخری، آخر نیست . خودم دیدم وقتی همه سعی بر زمین زدنم داشتند، دستان مرا محکم می‌گرفت و مرا بالاتر می‌کشید اوست از پدر پناه دهنده‌تر و از مادر، مهربان‌تر. اوست از هرکسی تواناتر. من کارم را به خدا سپرده‌ام و او هرگز بنده‌اش را ناامید نمی‌کند. «أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ » ؟! چرا.. کافی‌ست، به خدا که خدا همه‌جوره برای بنده‌اش کافی‌ست. #نرگس_صرافیان_طوفان 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

∆کانال کتاب و کتابخوانی 🎁⊰━━━━─ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺻﺒﺮﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﺶ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ، ﺷﻨﯿﺪﻥ  ﺟﻤﻠﻪ : ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﻦ خدایا کمکم کن ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﮐﺮﺍﻣﺘﺖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭیم خدایا جز تو به چه کسی می‌شود پناه برد مردم!!!! خیلی‌ از این مردم حتی سختشان است برای دعاها یک آمین بگویند تا چه رسد پناهی باشند خدایا این روزها همه احساس تنهایی میکنیم همه باهمیم ولی تنهاییم خودت باش خودت دعای دلهای تنها را قلبهای زخمی را تن های بیمار را درمان باش الهی آمین یا رب العالمین ابراهیم سیاح شهریور ۱۴۰۵ 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

∆کانال کتاب و کتابخوانی 🎁⊰━━━━─ 💫اگر روزی دلم گرفت یادم باشد: که خدا با من است... که فرشته ها برایم دعا می کنند... که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد... یادم باشد: که قاصدکی در راه است... که خوبی نزدیک است... که من راه رفتن میدانم و دویدن و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد. اگر روزی دلم گرفت یادم باشد: که من زنده ام . خدایم همین نزدیکی هاست ... و من تنها نیستم... 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار... فکــرش را بکن! با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن! در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال‌ها بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار... فکرش را بکن! سایه‌ها در هم گــره، نور ملایـــم، استکان مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن! ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره‌ای را در تنــم پنهــان کنم دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن! خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن! از سمــاور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را... بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن! اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می‌کنند سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن! ناگهان دیوانه‌خانه... ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن! #غلامرضاسلیمانی 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

کعبه يک سنگ نشان است که ره گم نشود . بيا اي هموطن حج را رها کن دلت را خانه پاک خدا کن.

🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🍃🌺🍁🍂🌻🌸🌴🌲🎄🌱🌷🌹🌷🌹🌷🌹 روزی صلاح الدين ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگهای صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رفت تا شايد بتواند پولی برای ادامه جنگهايش بگيرد. آن تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد. صلاح الدين موقعی كه خواست از خانه بيرون برود رو به آن مرد نمود و پرسيد: به نظر شما بين سه دين يهود و مسيح و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميك است؟ آن تاجر بزرگ گفت بشين تا يك داستان برايت بگويم، بعد خودت نتيجه گيری كن! او گفت: در روزگاران قديم مرد كشاورزی بود كه صاحب يك انگشتر بود و همه ميگفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد به كمال انسانيت ميرسد! كشاورز دارای سه پسر شد و وقتی پسران بزرگ شدند، از روی آن انگشتر دو تای ديگر دقيقا شبيه اولی درست كرد و به هر كدام از پسرانش يكی از انگشترها را داد؛ از اين به بعد هر كدام از پسرها ميگفتند كه انگشتر اصلی پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اينكه انگشتر اصلی كه باعث كمال انسانيت ميشود پيش كداميك از آنهاست. تا بالاخره تصميم گرفتند برای مشخص شدن انگشتر اصلی پيش قاضی بروند. وقتی شرح ماجرا را برای قاضی گفتند، قاضی گفت: احتمالا انگشتر اصلی گم شده است! چون قرار بر اين بوده كه آن انگشتر پيش هر كس باشد دارای كمالات انسانی باشد، اما شما سه نفر كه هيچ فرقی با هم نداريد و مدام مشغول ناسزا گويی به يكديگر هستيد... "برگرفته از كتاب تاريخ ويل دورانت" 🌺🌺به درستي يا نادرستي اين حكايت كاري نداريم اما حقيقت اين است كه هدف از استقرار و برپايي دين و نظام ديني، كمالات اخلاقي و پيشرفت انسانيت و اخلاق و تربيت است. چنان كه از پيامبر ص اكرم نقل شده كه فرمود: همانا هدف بعثت من به كمال رساندن كرامت هاي اخلاقي است. و اگر اين اتفاق نيفتد..... 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

🔸 #حکایت 📖 در زمان مهدی عباسی (سومین خلیفه عباسی) «عاتبه بن یزید» قاضی بغداد بود. روزی هنگام ظهر عاتبه همراه با دفتر دیوان
🔸 #حکایت 📖 در زمان مهدی عباسی (سومین خلیفه عباسی) «عاتبه بن یزید» قاضی بغداد بود. روزی هنگام ظهر عاتبه همراه با دفتر دیوان قضاوت بر مهدی وارد شد و از او خواست که دفتر را از او بگیرد و استعفای او را بپذیرد. مهدی پرسید: سبب استعفا چیست؟ قاضی گفت: دو نفر برای حل مشکلی نزد من آمدند و هر کدام دلیل و شاهدی آوردند که محتاج به تامل و اندیشه بود. آن‌ها را رد کردم تا شاید بروند اشتی کنند و نزاع برطرف شود. یکی از انان متوجه شده بود که من به رطب علاقه دارم؛ لذا مقداری رطبِ عالی تهیه و به خادم هم پول قابل توجهی داده بود که آن‌را به من برساند. تا چشمم به رطب افتاد، به خادم گفتم: به صاحبش برگردان! امروز دوباره آن دو نفر برای قضاوت آمدند. دیدم در نظر من صاحب رطب مقدم و محبت من به او بیشتر است. این است داستان من که هنوز هدیه را قبول نکرده، آن‌گونه تمایل به صاحب رطب دارم. بعد از قبول هدیه چه خواهد شد؟ من می‌ترسم فریب هدیه‌ها را بخورم و نتیجه‌اش فساد در میان مردم باشد؛ لذا مرا معاف دار. 🔲 مقبره مهدی عباسی که تا سال ۱۳۵۴ خورشیدی در شهر ایلام پابرجا بوده و سپس تخریب گشته است. 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

∆کانال کتاب و کتابخوانی 🎁⊰━━━━─ روزي بود روزگاري. مردی هم بود از آن بدبخت‌ها و فلک‌زده‌هاي روزگار. به هر دری زده بود فایده‌ای نکرده بود. روزی با خودش گفت: این جوری که نمی‌شود ‏دست روی دست گذارم و بنشینم. باید بروم فلک را پیدا کنم و از او بپرسم سرنوشت من چیست؟ برای خودم چاره‌ای بیندیشم. ‏پا شد و راه افتاد. رفت و رفت تا رسید به یک گرگ. گرگ جلوش را گرفت و گفت: آدمیزاد، کجا می‌روی؟ ‏مرد گفت: مي‌روم فلک را پیدا کنم. ‏گرگ گفت: تو را خدا، اگر پیدایش کردی به او بگو «گرگ سلام رساند و گفت همیشه سرم درد می‌کند؛ دوایش چیست؟» ‏مرد گفت: باشد و راه افتاد. ‏باز رفت و رفت تا رسید به شهری که پادشاه آنجا در جنگ شکست خورده بود و داشت فرار مي‌کرد. پادشاه تا چشمش افتاد به مرد گفت: آهای مرد، کجا می‌روی؟ مرد گفت: قربان، می‌روم فلک را پیدا کنم تا سرنوشتم را عوض کنم. ‏پادشاه گفت: حالا که تو این راه را می‌روی از قول من هم به او بگو برای چه من در تمام جنگ‌ها شكست می‌خورم تا حال یک دفعه هم دشمنم را شكست نداده‌ام؟ مرد راه افتاد و رفت. کمی که رفت رسید به کنار دریا. دید نه کشتی‌ای هست و نه راهي. حیران و سرگردان مانده بود که چکار بکند و چکار نکند که ناگهان ماهي گنده‌ای سرش را از آب درآورد و گفت: کجا می‌روی، آدمیزاد؟ ‏مرد گفت: کارم زار شده، مي‌روم فلک را پیدا کنم. اما مثل اینکه ديگر نمی‌توانم جلوتر بروم. قایق ندارم. ‏ماهی گنده گفت: من تو را می‌برم به آن طرف به شرط آنکه وقتی فلک را پیدا کردی از او بپرسي که چرا همیشه دماغ من می‌خارد؟ ‏مرد قبول کرد. ماهي گنده او را کول كرد و برد به آن طرف دریا. مرد به راه افتاد. آخر سر رسید به جايي، دید مردی پاچه‌های شلوارش را بالا زده و بیلی روی کولش گذاشته و دارد باغش را آب می‌دهد. توی باغ هزارها کرت بود، بزرگ و کوچک. خاک خيلی از کرت‌ها از بی‌آبی ترک برداشته بود. اما چند تایی هم بود که آب توی آن‌ها لب پر می‌زد و باغبان باز آب را توی آن‌ها ول مي‌کرد. ‏باغبان تا چشمش به مرد افتاد پرسید: کجا می‌روی؟ مرد گفت: مي‌روم فلک را پیدا کنم.‏باغبان گفت: چه می‌خواهي به او بگویی؟ ‏مرد گفت: اگر پیدایش کردم می‌دانم به او چه بگویم: هزار تا فحش می‌دهم. باغبان گفت: حرفت را بزن. فلک منم. ‏مرد گفت: اول بگو ببینم این کرت‌ها چیست؟ باغبان گفت: این‌ها مال آدم‌های روی زمین است. مرد پرسید: مال من کو؟ ‏باغبان کرت کوچک و تشنه‌ای را نشان داد که از شدت عطش ترک برداشته بود. مرد با خشم زیاد بیل را از دوش فلک قاپید و سر آب را برگرداند به کرت خودش. حسابی که سیراب شد گفت: خب، اینش درست شد. حالا بگو ببینم چرا دماغ آن ماهی گنده همیشه می‌خارد؟ ‏فلک گفت: توی دماغ او یک تکه لعل گیر کرده و مانده. اگر با مشت روی سرش بزنید، لعل می‌افتد و حال ماهي جا می‌آید. ‏مرد گفت: پادشاه فلان شهر چرا همیشه شکست می‌خورد و تا حال اصلاً دشمن را شکست نداده؟ ‏فلک جواب داد: آن پادشاه زن است، خود را به شكل مردها درآورده. اگر نمی‌خواهد شکست بخورد باید شوهر کند. مرد گفت: خيلي خوب. آن گرگي كه هميشه سرش درد مي‌كند دوايش چيست؟ فلك جواب داد: اگر مغز سر آدم احمقي را بخورد، سرش ديگر درد نمي‌گيرد. مرد شاد و خندان از فلك جدا شد و برگشت. كنار دريا ماهي گنده منتظرش بود تا مرد را ديد پرسيد: پيدايش كردي؟ مرد گفت: آره. اول مرا ببر آن طرف دريا بعد من بگويم. ماهي گنده مرد را برد آن طرف دريا. مرد گفت: توي دماغت يك لعل گير كرده و مانده، بايد يكي با مشت توي سرت بزند تا لعل بيفتد و خلاص بشوي. ماهي گنده گفت: بيا تو خودت بزن، لعل را هم بردار. مرد گفت: من ديگر به اين چيزها احتياج ندارم. كرت خودم را پر آب كرده‌ام. هرچه ماهي گنده‌ي بيچاره التماس كرد به خرج مرد نرفت. پادشاه چشم به راهش بود. مرد كه پيشش رسيد و قضيه را تعريف كرد، به او گفت: حالا كه تو راز مرا دانستي، يا و بدون اينكه كسي بفهمد مرا بگير و بنشين به جاي من پادشاهي كن. مرد قبول نكرد و گفت: نه، من پادشاهي را مي‌خواهم چكار؟ كرت خودم را پر آب كرده‌ام.هر قدر دختر خواهش و التماس كرد مرد قبول نكرد. آمد و آمد تا رسيد به پيش گرگ. گرگ گفت: آدميزاد، انگار سرحالي! پيدايش كردي؟ مرد گفت: آره. دواي سردرد تو مغز سر يك آدم احمق است. گرگ گفت: خوب. سر راه چه اتفاقي برايت افتاد؟ مرد از سير تا پيازش را براي گرگ تعريف كرد كه چطور لعل ماهي گنده و پادشاهي را قبول نكرده است، چون كرت خودش را پر آب كرده و ديگر احتياجي به آن چيزها ندارد. گرگ ناگهان پريد و گردن مرد را به دندان گرفت و مغز سرش را درآورد و گفت: از تو احمق‌تر كجا مي‌توانم گير بياورم؟ داستان و مطالب زیبا را در کانال زیر بخوانید 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

🌸کانال کتاب و کتاب‌خوانی 🌸 آفاق را گردیده‌ام مهر بتان ورزیده‌ام بسیار خوبان دیده‌ام اما تو چیز دیگری ای راحت و آرام جان با روی چون سرو روان زینسان مرو دامنکشان کارام جانم می‌بری عزم تماشا کرده‌ای آهنگ صحرا کرده‌ای جان ودل ما برده‌ای اینست رسم دلبری 📚کانال کتابخوانی ╭─►📖⨗@ketabkhanisayyah ╰──────────

وابستگي روزي گدايي به ديدن صوفي درويشي رفت و ديد که او بر روي تشکي مخملي در ميان چادري زيبا که طناب‌هايش به گل‌ميخ‌هاي طلايي گره‌خورده‌اند، نشسته است. گدا وقتي اين‌ها را ديد فرياد کشيد: اين چه وضعي است؟ درويش محترم! من تعريف‌هاي زيادي از زهد و وارستگي شما شنيده‌ام اما با ديدن اين‌همه تجملات در اطراف شما، کاملاً سرخورده شدم. درويش خنده‌اي کرد و گفت: من آماده‌ام تا تمامي اين‌ها را ترک کنم و با تو همراه شوم. با گفتن اين حرف درويش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد. او حتي درنگ هم نکرد تا دمپايي‌هايش را به پا کند. بعد از مدت کوتاهي، گدا اظهار ناراحتي کرد و گفت: من کاسه‌ي گداييم را در چادر تو جاگذاشته‌ام. من بدون کاسه‌ي گدايي چه کنم؟ لطفاً کمي صبر کن تا من بروم و آن را بياورم. صوفي خنديد و گفت: دوست من، گل‌ميخ‌هاي طلاي چادر من در زمين فرورفته‌اند، نه در دل من، اما کاسه‌ي گدايي تو هنوز تو را تعقيب مي‌کند. نتيجه‌ي اخلاقي: در دنيا بودن، وابستگي نيست. وابستگي، حضور دنيا در ذهن است و وقتي دنيا در ذهن ناپديد شود وارستگي حاصل خواهد شد. 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

∆کانال کتاب و کتابخوانی 🎁⊰━━━━─ چرا شکر گزاری اینقدر بر روی زندگی ما تاثیر گذار است؟ ✓هنگامیکه در حال شکر گزاری کردن هستید در اصل شما بر روی آنچه که دارید تمرکز و توجه می‌کنید ✓وقتی چیزی را بیشتر ببینید طبق قانون جهان هستی از آن بیشتر دریافت میکنید شما در حین شکر گزاری در حال بیشتر دیدن نعمت ها هستید ✓وقتی در حال شکر گزاری هستید شما در اصل بر روی حس مثبت خود تکیه کرده اید و وزنه حس مثبت شما سنگین تر است ✓وقتی در حال شکر گزاری هستید بدون هیچ چشم داشت و انتظاری قدر دانی میکنید و‌جهان به این قدر شناسی شما جواب خواهد داد و‌چون جهان هستی پر از فراوانی است آن را بیشتر و بیشتر به شما نشان خواهد داد ✓وقتی شما در حال شکر گزاری هستید ارتعاش مثبت بر روی خواسته خود دارید و به جهان اعلام میکنید که بیشتر دیده اید و بیشتر دریافت میکنید ✓حس قدر شناسی برابر است با: توجه + احساسِ خوب = ارتعاش مثبت و این دوقطب بزرگ ، انرژی مضاعفی بر زندگی شما ساطع میکند پس همواره زیبایی ها را ببین و با خودت تکرار کن: 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

ما اغلب برای از یاد بردنِ درد و رنجِ خویش به آینده پناه می‌بریم.. در پهنه‌ی زمان ، خطی تصور می‌کنیم که فراسوی آن خط درد و رنج
ما اغلب برای از یاد بردنِ درد و رنجِ خویش به آینده پناه می‌بریم.. در پهنه‌ی زمان ، خطی تصور می‌کنیم که فراسوی آن خط درد و رنجِ ما پایان خواهد یافت... اما این وعده ها ،حقه های ظریف ذهن هستند که نقد و زمان حال را رها کنیم و به نسیه و آینده بچسبیم به این امر واقف باشید که همه چیز به هشیاری ، حضور و آگاهی ما در لحظه حال بستگی دارد و صرفا تنها گذشت زمان تضمینی برای افزایش آگاهی و هوشمندی نیست. 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

∆کانال کتاب و کتابخوانی 🎁⊰━━━━─ وقتی چیزی واقعاً و واقعاً برات مهمه، رهاش کن! به جهانِ هستی بگو: 🌟 «تو می‌دونی من چی می‌خوام! ✨اونو تو مسیر کمترین مقاومت به من بده! ✨اونو به آسون‌ترین راه ممکن به من بده! ✨اونو به صورتی به من بده که بتونم دریافتش کنم!» #آبراهام‌هیکس 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

🔆⚡️🔆⚡️🔆⚡️ از نامه های بابا لنگ دراز به جودی..↙️ جودی ! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی‌کنند و زندگی را یک مسابقه دو می‌دانند و می‌خواهند هر چه زودتر به هدفی که در افق دور دست است، دست یابند و متوجه نمی‌شوند که آن قدرخسته شده‌اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند، ناگهان خود را در پایان خط می‌بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته‌اند و نه لذتی از آن برده‌اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می‌شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی‌تفاوت می‌شود و فقط او می‌ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که از دست رفته و به دست نخواهد آمد. ... #جین_وبستر #بابا_لنگ_دراز 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

🟢 ویژگی های افراد تاب آور چیست؟ ۱- احساس ارزشمندی: پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند، احترام قائل شدن برای خود و توانایی های خود، سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف و کتمان نکردن آنها. ۲- مهارت حل مسئله: افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی – انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی در پیدا کردن راه حل های مختلف درباره یک موقعیت یا مسئله خاص دارند. ۳ - مهارت های اجتماعی: افراد تاب آور مهارتهای ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند. آنها می‌توانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند، ضمن اینکه می توانند سنگ صبور خوبی باشند. ۴ - خوش بینی: اعتقاد راسخ به این که آینده می‌تواند بهتر باشد و احساس امید و هدفمندی، از ویژگی‌های دیگر افراد تاب آور است.این افراد باور دارند که می‌توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند. 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

∆کانال کتاب و کتابخوانی 🎁⊰━━━━─ 🟣 12 کارممنوعه زوج ها در مشاجرات ➤ جوری رفتار نکنید که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ➤ نگذارید مشکل‌تان مدت زیادی حل نشده بماند. ➤ یکدنده نباشید و عذرخواهی همسرتان را بپذیرید. ➤ در مورد دعوای‌تان به دیگران چیزی نگویید و در شبکه‌های اجتماعی آن را جار نزنید. ➤ بعدها دوباره این دعواها را پیش نکشید. ➤ نگویید که منظوری نداشته‌اید. ➤ برای دعوای‌تان بهانه نتراشید. ➤ رابطه‌ جنسی را به عنوان جبران دعوای‌تان استفاده نکنید. ➤ بابت دعوایی که داشته‌اید خودتان را سرزنش نکنید. ➤ بعد از دعوا قهر نکنید. ➤ از کلمات آزار دهنده استفاده نکنید. ➤ روی علت دعوا خیلی متمرکز نشوید. 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

🔔📃 هفت تمرین برای خود آگاهی بیشتر 1️⃣ شناخت نوع تفکر نوع تفکر و تحلیل های خود را بشناسیم. متوجه شویم تا چه اندازه در ارزیابی موقعیتها و رفتار انسان ها خوشبین، بدبین یا واقع بین هستیم. بدین ترتیب به سرعت تابع قضاوت ها و برداشت های اولیه خود نمی شویم و از بازخوردهای نامتناسب خودداری می کنیم. 2️⃣ عزت نفس بالا با خود به آرامش برسیم، خود را ببخشیم عزت نفس داشته باشیم، خود را دوست بداریم و خود را از خشم و کینه رها کنیم . در چنین اوضاعی قادریم دیگران را نیز دوست بداریم، آنها را ببخشیم و خالی از کینه و نفرت ارتباط برقرار کنیم. 3️⃣ شناخت نقاط ضعف و قوت نقاط ضعف و قوت خود را در موقعیت های  مختلف بشناسیم و در جهت برطرف ساختن نقاط ضعف و ارتقای نقاط قوت بکوشیم. با چنین تمرینی جنبه های منفی خود را اصلاح می کنیم و مشکلات کمتری در روابط مان ایجاد می کنیم 4️⃣ شناخت احساسات احساسات خود را بشناسیم، هیجانات مان را تشخیص دهیم، به حساسیت هایمان هشیار باشیم ومدیریت بهتری بر روی هیجانات خود داشته باشیم.در چنین حالتی کمتر موجب رنجش دیگران می شویم کمتراشتباه می کنیم، کمتر پشیمان می شویم و در مجموع واکنش های هیجانی و شتابزده خود را مدیریت می کنیم 5️⃣ شناخت الگو ها عادتها و الگوهای تکرار شونده خود را بشناسیم و برای تغییر عادت های منفی چاره ای بیندیشیم. با این توانمندی از رفتارهای خود آگاه می شویم و با بینش بهتری رفتار می کنیم، عادت های مزاحم را ترک می کنیم و کمتر موجب آزار دیگران می شویم 6️⃣ شناخت باورها باورها، فرضها، انتظارات، قواعد و باید ها و نباید هایمان را بشناسیم، بر روی درست و نادرست بودن آنها و مفید و غیر مفید بودنشان تمرکز کنیم. با این آگاهی احتمالا برخی باورها، فرض ها، انتظارات و قواعدی را که غیر مفید یا نادرست اند کنار می گذاریم و قضاوت کمتری در روابطمان وارد می کنیم. 7️⃣ مسئولیت پذیری  مسئولیت پذیری در قبال خود و دیگران را یاد بگیریم و ببینیم تا چه اندازه برای رفتارهایمان مسئولیم و تا چه اندازه قادریم در رفتار، افکار و هیجانات خود تغییر ایجاد کنیم. مسلما فردی که مسئولیت افکار، احساسات و رفتار خود را می پذیرد سهم خود را در روابط با دیگران می پذیرد و برای آن احساس مسئولیت می کند و اسير عادتهای دست و پاگیر نمی شود. 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬

آینده را به شکل مثبت در ذهن خود مجسم کنید. اولین قدم این است که بدانید چه می خواهید، به جای فرار از مشکل، لطفا به نتایج مورد نظرتان فکر کنید،; نتایج مطلوب که دوست دارید در زندگی تان اتفاق بیفتد. قدرت ذهن ناخوداگاه بسیار زیاد است، هر چه را که به او بدهید، همان را دریافت می کنید. وقتی به خواسته های خود فکر می کنید و آنها را در ذهن خود تجسم می کنید، می توانید آنها را ببینید، بنشنوید و احساس کنید، ناخودآگاهتان را برنامه ریزی می کنید تا در آن راستا قدم بردارید. 🎁𝐉𝐨𝐢𝐧⊰━━━━─ @ketabkhanisayyah ๑▬🌤▬▬▬▬▬