3 515
Subscribers
-224 hours
-117 days
-6130 days
Posts Archive
3 515
دچار چندگانگی احساسی بودن دقیقا این روزهای من است.
صدای روضه و نوای محرم در ذهنم یک چیز تداعی میکند
و رفتار و کردار روضه دار، یک چیز دیگر
منطقم یک چیز میگوید، احساسم یک چیز دیگر
خاطرات کودکی و پیشینه ی آبا و اجدادی ام یک چیز میگوید ،
تجربه ی زیستی ام یک چیز دیگر...
صدای روضه از کوچه و خیابان به گوش میرسد مدام
و من گیر کرده ام وسط بغض و خشمی غریب
که نمیدانم آن را اشک کنم یا فریاد؟
که نمیدانم با کدامین عنوان و برای کدامین ظلم آشکار گریه کنم؟
مات و مبهوت مانده ام در کار آدمها ؛
چگونه میتوان معصومیت را ظالمانه دار زد و
همچنان تمام قد به دفاع از آن برخاست؟!
@gitmit
3 515
این متنو قاب کن بزن به جایی که همیشه بخونیش :
به آدما فرصت نده که با اعصابت بازی کنن.
عزیز ترین فرد زندگیت هم اگه رو اعصابت بود
سکوت کن و ازش فاصله بگیر...
خانواده، عشق، دوست، هرکسی که روزاتو منفی کرد
با یه خداحافظی خوشحالش کن...
سلامت روان شما از روابط خونی تون، مهمتره.
@gitmit
3 515
نمیدونم چطوری توضیح بدم
ولی مهم ترین چیز تو روابط اشتیاقه.
فارغ از نوع ارتباط، جایی اگه حس کردید
آدمی اشتیاقِ ارتباط با شما رو نداره
به حستون اعتماد کنید و فاصله بگیرید...
کسی که مشتاقِ شما باشه،
کاری نمیکنه که همچین حسی پیدا کنید.
@gitmit
3 515
اصالت رو نه میشه خرید نه میشه اداشو درآورد!
اصالت یعنی من راه درست رو میرم
حتی اگه هیچکس متوجهش نشه!
اصالت یعنی حق کسیو نمیخورم؛
حتی اگه به ضررم تموم شه!
اصالت یعنی دروغ نمیگم؛
چون از حقیقت ترسی ندارم.
اصالت یعنی خیانت نمیکنم،
نه به این خاطر که کسی نمیفهمه؛
بلکه به این دلیل که برای خودم شخصیت و احترام قائل هستم.
اصالت یعنی دل کسی رو نمیشکنم؛
چون میدونم با هر دستی بدی با همون دست پس میگیری.
اصالت یعنی دوست نداری دورو باشی؛
چون صداقت انتخاب تو بوده.
و این اسمش بی عرضگی نیست!
اسمش «اصالته»
@gitmit
3 515
ما دوام آوردیم... با بیپولی، با بیعشقی
با چیزهایی که خواستیم و نداشتیم...
با کنایههای کسی که کافی نبودیم براش
با لحظههای دلتنگی… با خاطرات...
ما دوام آوردیم، با سختگیریهای خانواده
با آزادیهای دلهرهآور و پنهانی
با شغلی که از سر نیاز بود نه علاقه !
با سگدو زدنهای بینتیجه، با ذوقهای سرکوب شده…
ما زندگی نمیکنیم…
ما مدام در حال دوام آوردنیم!
@gitmit
3 515
ما سال ها آدمای صبوری بودیم!
اینقد صبور که هزاربار حرف شنیدیم و هیچی نگفتیم.
هزاربار قلبمون مچاله شد و لبخند چسبوندیم به صورتمون !
ما تا کنج گلومون پرِحرف بودیم.
تا زیر پلکامون بغض بودیم.
ولی به روی خودمون نیاوردیم...
ما حرمت نگه داشتیم...
اما حالا بزرگتر شدیم، خسته تر و بیحوصله تر!
با شوقی بینهایت برای کنار گذاشتن شما :)
@gitmit
3 515
چقدر گذشتیم؛ بخشیدیم ، چقدر نادیده گرفتیم ،
چقدر گفتیم حالا یه اشتباهی کرد سخت نگیر،
چقدر گاهی کوچیک شدیم حتی،
چقد گاهی بیش از حد مهربون بودیم ؛
همه ی این کارارو کردیم تا نگه شون داریم
که بعدا شرمنده ی دلمون نشیم!
ولی همه جوره شرمنده ی عقلمون شدیم! :)
@gitmit
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
