3 384
Подписчики
+124 часа
+27 дней
-2730 дней
Архив постов
3 384
همیشه از بیرون آرامش داشتم، خوش حال بودم،
ولی از درون در حال فکر کردن به همه چی بودم.
همهی اون چیزایی که باید تو دلم نگه میداشتم
و به هیچکس راجبشون نمیگفتم...
تمام اون رازهایی که هزار بار خواستم
مثل خون جمع شده توی دهنم بالا بیارم
ولی قورتشون دادم و نزاشتم کسی بفهمه
که چه آتیشی روی قلبمه...
@gitmit
3 384
ولی من یه روز باید بشینم پیش خدا
فیلم زندگیمو ببینم بعد یهو از جام بپرم
با انگشت به تلوزیون اشاره کنم
با سرعت برم سمت تلوزیون بگم
ایناها همینجاس نگهش دار
همینه ، خودشه.....
اینجا خیلی اذیت شدم :)
@gitmit
3 384
ما حرفها برای گفتن داشتیم و بسیار بغض
و اندوهِ بیات شده برای پنهان کردن
و شبیه به تشنهای که به دنبال آب میگردد،
دوست داشتیم حرف بزنیم...
دنبال کسی میگشتیم که حوصلهی توقف کردن و شنیدن داشتهباشد
و تمام زخمهایی که خوردیم از همین حرفزدنهای پیدرپی
و صمیمی شدنهای نابجا بود
که هرکجا به سادگی اعتماد میکردیم و دهان باز میکردیم
و از ریزترین جزئیات جهانمان بااشتیاق حرف میزدیم
و آدمها گمان میکردند سادهایم!
ما فقط تنها بودیم و فقدانِ گوشهایی برای شنیدن،
ما از گفتگو لبریز بودین و نمیشد در خیابان به راه افتاد
و دنبال آدمی گشت که دلسوزانه و بااشتیاق
مقابلت بنشیند و به حرفهای تو گوش کند!
به مرور درگیر مشغولیتهای جهان شدیم
و آنقدر به بنبست رسیدیم که به این نتیجه رسیدیم:
تنها چیزی که اهمیت ندارد، نیاز به گفتگوست!
ما از یک جایی به بعد سکوت کردیم و در سکوت پیش رفتیم
و شاید این سکوت، درستترین کار ممکن بود.
@gitmit
3 384
دلتنگی طولانی آدم رو عوض میکنه،
بیحوصله و بد خلق و حواس پرت میکنه،
یهو به خودت میای میبینی دیگه خودتم نمیدونی
اومدن اون چیز یا کسی که منتظرش بودی
حالتو خوب میکنه یا نه!!
آدما رو تو دلتنگی نزارین...
یهو برمیگردین میبینین هیچی سر جاش نیست،
مخصوصا خود اون شخص…
@gitmit
3 384
3 384
من خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه کمک نمیخوای ؟
هیچکس نبود؛ خودم درستش کردم...
خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه میخوای حرف بزنیم؟
هیچکس نبود؛ گریه شد حرفام...
خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه بریم یه چرخی بزنیم؟
هیچکس نبود؛ با خودم چرخیدم…
خیلی جاها نیاز داشتم یکی واقعی بگه دوستت دارم
هیچکس نبود؛ بیذوق سَر کردم...
خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه این پولو بذار جیبت،
تا انقدر سخت نگذره بهت. هیچکس نبود؛ سگدو زدم!
خیلی نیاز داشتم یکی بگه فداسرت شده دیگه!
هیچکس نبود، خودخوری کردم...
خیلی جاها نیاز داشتم یکی دلسوزانه راه نشونم بده؛
هیچکس نبود؛ اشتباه کردم و زمین خوردم...
ببین من خیلی جاها به خیلی چیزا نیاز داشتم وُ نبود.
دیگه نیازم به کسی نیست. تَرسم از تنهایی ریخته.
بودنت خیلی قشنگهها، اما نباشی خودمو صدا میزنم.
@gitmit
3 384
کاش روح ما هم مثل بدنمون آزمایش شدنی بود.
مثلاً میرفتی چکاپ و بهت میگفتن
چند ماه از ته دل نخندیدی، بیشتر بخند...
یا مثلا گریهات کم شده، تنها شدی گریه کن...
یا بگن بغل میخوای!
بدون آغوش دیگه دووم نمیاری...
@gitmit
3 384
من اصلاً آدم زرنگی نبودم هیچوقت
مثلا توی مدرسه با اونی گشتم که باحالتر بود، نه درسخونتر
بین دوستام با اونی رفاقت کردم که پایه تر بود نه پولدارتر
به همکارم مثل خانوادهم نگاه کردم نه
رقیب
هیچوقت بلد نبودم پولامو تنهایی خرج کنم
رفیقم داشت میبُرد، دست میزدم گوشه زمین با ذوق
خوبیای آدما رو بیشتر از زرنگ بازیشون باور کردم
طرف تحقیرم کرد و له کرد علاقه مو من باز موقع رفتن
بهش گفتم جایی کاری پیش اومد بگو بهم...
اصلاً وقتی فکر میکنم گریم میگیره واسه خودم.
اما اشتباهه کارای من نه، حرف آدمایی که میگن باخت دادی
اگه ماهیت زندگی معامله کردن بود
حتما غصه میخوردم واسه زرنگ نبودنم.
اما خب آدما دیر میفهمن که برد چیه دقیقا
که زندگی معامله نیست...
@gitmit
3 384
اون آدمی که تورو از خودت بیشتر میشناسه،
تو موقعیت های بدت، تو نداریات، تو ناراحتیات ولت نکرد،
وقتی به یه جایی میرسی از خودت بیشتر ذوق میکنه،
وقتی ناراحتی از خودت ناراحت تر میشه،
وقتی مشکلی برات پیش میاد
هر کمکی بتونه بهت میکنه بدون اینکه توقعی ازت داشته باشه رو،
دو دستی بچسب...
@gitmit
3 384
یکی از درسهای مهم زندگی اینه که مهربونترین، مطمئنترین و دوستداشتنیترین
انسانهایی که میشناسین هم تحت شرایطی میتونن
تبدیل به هیولاهایی وحشتناک بشن.
این درس از اون درسهاست
که معمولا یادگیریش خیلی پرهزینست...
@gitmit
3 384
آدم یکی رو نمیخواد فقط بخاطر اینکه باهاش
چهارتا عکس دو نفره بندازه و بره بیرون دور و دور
و چهار تا عزیزم و عشقم بشنوه که...
آدم یکیو رو میخواد که وقتی
خودشم حوصله ی خودشو نداره اون بفهمتش؛
وقتی نیست و حوصله ی بقیه رو نداره ازش دفاع کنه!
جوری که حس کنه از خودت بیشتر دوستش داره
همینقدر عمیق...
@gitmit
