3 385
Subscribers
-124 hours
+57 days
-2630 days
Posts Archive
3 384
یه فیلمی که تاحالا ندیدید رو بردارید،
و شروع کنید ده ثانیه از وسطش ببینید،
تصورتون رو راجع به اون سکانس
و آدمای توش در ذهنتون نگه دارید
بعد بشینید فیلم رو از اول ببینید؛
وقتی رسیدید به همون سکانس،
میبینید که چقدر تصوراتتون غلط بوده.
توی زندگی هم همینه؛ رو یه نگاه نتیجه گیری نکنید
از ریشه بشناسید آدمهارو
@gitmit
3 384
یه آدمهایی هستند
که شاید کم بگویند “دوستت دارم”
یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را...
بهشان خرده نگیرید !
این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ،
مسئولیت دارد
ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی،
دوست داشتن واقعی را میفهمی،
میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ،
تا تو شاد باشی...
آزارت نمیدهد ، دلت را نمی شکند ،
من این دوست داشتن را می ستایم ...!
@gitmit
3 384
مدتیه که از کابوسها در امانم،
به گذشته فکر نمیکنم،
اشتباهاتم رو میپذیرم و بابتش خودم رو سرزنش نمیکنم.
چون برای رسیدن به این نقطه و شناخت آدمها،
باید اشتباه کرد و شکست خورد...
حتی اگه افراد زیادی ازت متنفر بشن،
باید راه های غلط رو امتحان کنی تا بتونی به مسیر درست برسی.
به دیدگاه آدمها نسبت به خودت فکر نکن
و هیچوقت سعی نکن از افکارشون درمورد خودت سر در بیاری.
چیزی که مهمه، قلب و آرامشِ خودته،
که نباید بخاطر کسی جریحه دار شه...
@gitmit
3 384
نمیدانم در کدام نقطه از زندگیام هستکه دل و دماغ و حوصلهای برای هیچچیز، مطلقا هیچ چیز، ندارم
و تمام قرارها و دغدغهها و کارها را به زمانی دیگر موکول میکنم...
نمیدانم در کدامین حفرهی زمان گیر کردهام،
مشکلم با جهان دقیقا چیست،
چقدر تا بهبود فاصله دارم
و برای گذار از این برههی رنجآور، باید چهکار کنم؟
@gitmit
3 384
ما همانهایی بودیم که همیشه کوتاه آمدیم
و خودمان را به نفهمیدن و نشنیدن زدیم
تا دلخوری پیش نیاید،
و دلجویی میکردیم تا آرامشِ از دست رفته، برگردد.
ما همانهایی بودیم که اندوهمان را میبلعیدیم
و وانمود میکردیم مشکلی نیست و از چیزی ناراحت نیستیم.
ما همانهایی بودیم که
دردمان برای خودمان بود و شادیهامان برای همه،
که مرهم زخمهای دیگران میشدیم
و پذیرای دردهایی که از خودمان نبود...
ما صلحطلب بودیم! دلمان میخواست که
جهانمان از جار و جنجال و تنش به دور باشد.
دلمان میخواست هیچ دلگیری و اندوهی کش پیدا نکند
و هیچ دردی ادامهدار نباشد...
@gitmit
3 384
یه وقتا آدما پشیمونم میکنن از اینکه بی رحم نیستم،
از خود خواه نبودنم پشیمونم میکنن،
از اینکه آدمی نیستم که جز خودم کسی رو نبینم،
از توجهی که میکنم،
از مهربونی و محبت کردنام پشیمونم میکنن،
از اینکه به جای کنار کشیدن میسوزم و میسازم،
از یک رو بودن و سیاست نداشتنم،
و حتی خیلی وقت ها از صادق بودنم پشیمونم میکنن،
آدما پشیمونم میکنن
از اینکه در مقابل بدترین حرفاشون سکوت
و در مقابل بدترین کاراشون رفتن، تنها سلاحمه.
@gitmit
3 384
دلم یک برف سنگین می خواهد...
از همان برفهایی که یک شب میخوابیدی
و صبح تمام کوچه ها را سفیدی می گرفت!
صدای سکوت تمام شهر را پر میکرد و
خانه، دلخواهترین جای شهر برایم میشد...
دلم یک برف سنگین میخواهد
که دغدغه تعطیل شدن مدرسه تمام آرزوی همان روزم باشد...
که صدای رادیو را بلند کنم و خبر شنیدنش مرا از خود بی خود کند!
صبح تا غروب مشغول درست کردن آدمی باشم
که جنسش از برف است و تمام نگرانی روزهای بعد
خراب شدن و آب شدن آدم برفی ام باشد!
دلم همان روزها رو میخواهد
همان روزهای برفی ای که فاصله آرزو کردن
تا برآورده شدن آرزوها،آنقدر کم و شدنی بود...
می خواهم برگردم و آرزو کنم تا بزرگ نشوم
و همیشه دلم برف سنگین بخواهد...
@gitmit
