پیام شهید | فرج اللهی
Open in Telegram
📒گاهنوشتهای سیاسی و تاریخی "محمدامین فرجاللهی" "پیام شهید" نام نشریه شهید محمد منتظری در ابتدای انقلاب بود.
Show more2 563
Subscribers
-124 hours
-37 days
+830 days
Posts Archive
یک پیشنهاد خوب تاریخی
چندسالیه مورد رجوع رفقای فعال رسانه هستم برای بحثهای محتوایی تولیدات تاریخی.
چیزی که به وفور دیدم این بود که عموما دنبال این هستند که محتوا رو روی دوشت بندازن و خلاص.
چندماه اخیر با دوستان "رادیوچه" در تعامل قرار گرفتم. برخلاف اغلب تیمهای قبلی، براشون خیلی مهم بود که خودشون محتوا رو درک کنن تا بتونن پرداختش کنن. ساعتها جلسه میومدن، میشنیدن و میپرسیدن و بحث میکردن تا مطالب درست جا بیفته.
رادیوچه که "هر شنبه" منتشر میشه، یه ژانر جاسوسی داره که اولیش همین اپیزود علیرضا اکبریه.
پیشنهاد میکنم اگر دغدغه تاریخ جاسوسی دارید، حتما دنبالش کنین که قسمتهای خوب و جالب بعدیش هم شنیدنیه.
از اینجا بشنوید
ماجرای بهشتی و سفارت آمریکا
🔹چندی قبل در یک جمع دانشجویی و به بهانه کتاب «آیتالله بهشتی بهروایت اسناد آمریکا»، درباره سِیر تاریخی این مساله صحبت کردم.
محورهای مطرح شده در این جلسه:
1. بحث مذاکرات انقلابیون با آمریکا چه بود؟ چه نظراتی حول آن وجود داشت؟
2. بخش سیاسی و بخش اطلاعاتی سفارت آمریکا چه نگاهی به انقلابیها داشتند؟
3. تفاوت «ارتباط با بخش سیاسی سفارت» و «ارتباط با ایستگاه سیا» در تهران چه بود؟
4. چرا امیرانتظام به خاطر اسنادش در سفارت محاکمه شد ولی ناصر میناچی نه؟
5. بین بهشتی و آمریکاییها چه گذشت و اسناد سفارت آمریکا درباره بهشتی چه بود؟
6 .شایعات درباره مذاکرات بهشتی و آمریکاییها چه خاستگاههایی داشت؟
7.مزیتهای کتاب «آیتالله بهشتی به روایت اسناد آمریکا» چیست؟
کلیاتی درباره تعاملات ایران و آمریکا پیش از انقلاب و پلن اطلاعاتی آمریکا در ایرانِ پس از انقلاب
این ویدئو سال گذشته برای برنامه اینترنتی حافظه تاریخی ضبط شده است
آقای ناطق! با استدلالهای سابقتان چه کنیم؟
🔹آقای ناطق نوری اخیرا در مصاحبهای گفتهاند «از نظر من، تصرف سفارت آمریکا بهعنوان «لانه جاسوسی» اشتباه بزرگی بود؛ بهنظر میرسد بسیاری از گرفتاریها از همان نقطه آغاز شد. وقتی بخواهیم راهکار پیشنهاد کنیم باید بدانیم مشکل چیست. مگر در سایر سفارتخانهها در دنیا قسمتی برای امور اطلاعاتی و جاسوسی وجود ندارد؟ آنجا را اشغال کردند و آمریکا هم در یک عمل متقابل سفارت خانه ما را گرفت و پولهای ما را بلوکه کرد. از آن زمان، مجموعهای از مشکلات و واکنشها ادامه پیدا کرد که به نظر من ناشی از همان تصمیمات اولیه بود.»
🔹فارغ از دو سه اشتباه تاریخی که در این جملات وجود دارد و خلاف واقعیت است، چیزی که به نظرم مهمتر است، تغییر بلوکبندی سیاسی رجال مملکتی است. آقای ناطق سالها جزو چهرههای اصلی جریان راست کشور بود که یکی از مهمترین مشخصاتشان «حمایت از آمریکاستیزی تاریخی انقلاب اسلامی» بود. یعنی منطبق با نگاه امام، آمریکا را دشمن بزرگ انقلاب و ایران میدانستند، مدافع تسخیر سفارت آمریکا به عنوان یک اقدام مهم، درست و قابل افتخار بودند؛ و مذاکره و تعامل با آمریکا را به ضرر ایران میدانستند. این طیف بر اساس نگاه امام معتقد بود رابطه ایران و آمریکا به خاطر سرشت استکباری آمریکا، اصلاحناپذیر است و مدافعان بهبود رابطه با آمریکا را هم غیرواقعبین میدانست. این طیف برای هرکدام از این مراحل و مقاطع هم استدلاهای تاریخی و سیاسی اقامه میکرد.
🔹موضع اخیر آقای ناطق نوری دو ساحت دارد: سیاسی و تاریخی. ساحت سیاسی که من خیلی به آن کاری ندارم نشان میدهد ایشان از بلوک سابق خود به بلوک حامیان تعامل و مذاکره پیوسته است. دامنهی این تجدیدنظر طلبی در آمریکاستیزیِ آقای ناطق، به مسائل اخیر و یک دهه گذشته هم منحصر نمانده و تا تسخیر سفارت آمریکا در سال ۵۸ پیش رفته است. آنچه بیشتر با آن کار دارم ساحت تاریخی است. آقای ناطق نوری چنددهه جزو مدافعان تسخیر سفارت آمریکا بوده و این «دفاع» نه از جنس هواداریهای هوراکشِ استادیومیِ استقلال پرسپولیسی، بلکه از جنس هواداری عقیدتی و متکی به استدلال بوده است. تکلیف مستمعین موضع امروز آقای ناطق با آن استدلالها چه باید باشد؟ تکلیف خودِ آقای ناطق با استدلالهای پیشینش چیست؟ چه چیزی تغییر کرده؟ رخدادهای سال ۵۸ و ۵۹ یا منظومه تحلیلی آقای ناطق؟ مثلا ایشان در سخنرانی سالگرد تسخیر لانه جاسوسی در سال ۱۳۷۲ این اقدام را باعث "درهم شکستن اسطوره شکست ناپذیری آمریکا" و یکی از اثرات آن را "حذف لیبرالها و محافطهکارها از پستهای حکومتی" دانسته است. در بخش دیگر صحبتهایشان هم بحثهای تئوریکی درباره استکبار و لزوم مبارزه با آن داشته و گفتهاند "مبارزه ما با آمریکا، یک مبارزه تاکتیکی و شعاری نیست، بلکه ریشه ایدئولوژیکی دارد و این دستور قرآن است که باید با ظالمان و ستمگران مبارزه کنیم." در بخش دیگر این سخنرانی گفتهاند "ارتباط ما با آمریکا، رابطه گرگ و میش است که خوی گرگ، درندگی است. و تا زمانی که خوی تجاوز و درندگی دارد، شعار ملت ما مرگ بر آمریکااست." خب حالا ۳۲ سال پس از این سخنرانی، آقای ناطق تسخیر سفارت آمریکا را اشتباه دانستهاند! این یعنی دیگر تسخیر، اسطوره شکستناپذیری آمریکا را درهم نشکسته است؟! یا کنار رفتن لیبرالها از حکومت، از اثرات تسخیر لانه نبوده است؟ یا به این نتیجه رسیدهاند مبارزه ما با آمریکا ایدئولوژیکی نیست؟ یا رابطه ما با آمریکا گرگ و میش نبوده است؟؟
🔹واقعا قصد توهین و تشبیه ندارم و برای رساندن بهتر مطلبم میگویم. فرض کنید کسی سالها در دوقطبی امیرالمومنین(ع) با اهل سقیفه، حامی امیرالمومنین بوده و استدلالهایی داشته باشد. پس از دو دهه یک دفعه بگوید در اتفاقات آن سالها حق با علی(ع) نبود، با اهل سقیفه بود. اینجا چه باید کرد؟ به صرف چرخش و تغییر امروزینِ او، واقعیات تاریخی که او رویشان تکیه میکرده هم تغییر میکنند؟ استدلالهایی هم که او در این سالها در حقانیت یک طرف اقامه کرده، باطل میشود؟ این حق هر فردی است که مواضع سیاسیاش را تغییر بدهد، ولی به نظرم تلاش برای تغییر واقعیات تاریخی برای توجیه مواضع امروزمان، جفا در حق تاریخ است. کاش آقای ناطق هم با خودشان و هم با تاریخ، صادق باشند.
Repost from موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
ترور آیتالله اشرفی اصفهانی در آیینهی اسناد
🔹۱۱ تیرماه ۱۳۶۱ آیتالله صدوقی، امام جمعه یزد در یک عملیات ترور توسط منافقین به شهادت میرسد. پیش از این آیتالله دستغیب در آذرماه ۶۰ و آیتالله مدنی نیز شهریورماه به شیوه انتحاری ترور و شهید شده بودند. ترور آیتالله اشرفی اصفهانی نیز ۵ مردادماه همان سال به خاطر گیر کردن گلوله در اسلحهی عوامل ترور، ناکام مانده و آنها پس از پرتاب نارنجک متواری شده بودند.
🔹پس از شهادت آیتالله صدوقی، احتمال ترور آیتالله اشرفی اصفهانی که علیرغم سن بالایش، فعالیتهای گستردهای_از موضعگیری علیه منافقین تا حضور در جبههها_ داشت بیشتر شد. اعلامیههای تهدید به ترور او نیز بطور پراکنده در شهر کرمانشاه پخش میشد. به دنبال دستور امام و با مصوبه شورای عالی فرماندهی سپاه، «هیات بررسی حفاظت از شخصیتها» تشکیل شد و محسن رضائی، فرمانده سپاه نیز بخشنامهای با موضوع «حفاظت از علمای بلاد» صادر کرد.
🔹علیرغم این اقدامات، ۲۳ مهرماه ۱۳۶۱ آیتالله اشرفی اصفهانی در عملیات انتحاری منافقین در نمازجمعه به شهادت میرسد. عامل انفجار که دو نارنجک بین پاهایش جاسازی کرده بود، ناگهان به سمت آیتالله اشرفی رفته و سر او را در آغوش گرفته بود. بقایای جنازهی منافق عامل عملیات، در قطعه معدومین باغفردوس دفن و حدود یک ماه بعد مشخص میشود او محمدحسین خداکرمی نام دارد.
📄مقالهی زیر، مروری بر اسنادِ مربوط به حفاظت آیتالله اشرفی اصفهانی پیش از شهادت و بررسیهای امنیتی پس از آن است که بهار ۱۳۹۷ در فصلنامه «مطالعات تاریخی» منتشر شده است.
Repost from اقلیم چهارم | محمد محبوبی
🔸تسخیر سفارت آمریکا و سه اشتباه آقای ناطق نوری
حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر ناطق نوری در مصاحبه اخیر خود با اکو ایران، به واقعه تسخیر سفارت آمریکا در تهران در آبان ۱۳۵۸ اشاره کرد و آن را سرآغاز مشکلات موجود در روابط دوجانبه ایران و آمریکا دانست. در بخشی از همین مصاحبه، جناب آقای ناطق گفت: «از نظر من، تصرف سفارت آمریکا بهعنوان «لانه جاسوسی» اشتباه بزرگی بود؛ بهنظر میرسد بسیاری از گرفتاریها از همان نقطه آغاز شد. وقتی بخواهیم راهکار پیشنهاد کنیم باید بدانیم مشکل چیست. مگر در سایر سفارتخانهها در دنیا قسمتی برای امور اطلاعاتی و جاسوسی وجود ندارد؟ آنجا را اشغال کردند و آمریکا هم در یک عمل متقابل سفارت خانه ما را گرفت و پولهای ما را بلوکه کرد. از آن زمان، مجموعهای از مشکلات و واکنشها ادامه پیدا کرد که به نظر من ناشی از همان تصمیمات اولیه بود.»
در همین یک پاراگرافی که ایشان به موضوع تسخیر سفارت امریکا پرداخت، سه اشتباه قابلتوجه وجود دارد:
🔹یک- «مگر در سایر سفارتخانهها در دنیا قسمتی برای امور اطلاعاتی و جاسوسی وجود ندارد؟»
این گزاره جدیدی نیست: اعضای دولت موقت مستعفی نخستین بار این موضوع را در روزها و ماههای پس از تسخیر بیان کردند و توضیح دادند اسناد نمایندگی سیا در تهران که همگی رشته و پودر شده بودند، در تمام سفارتخانههای جهان -از جمله سفارتخانههای ایران در کشورهای دیگر- نیز وجود دارد. درست است که یکی از مأموریتهای اصلی هر سفارتخانهای، «گزارش وقایع حوزه مأموریت» است، اما وجه تمایز اسناد نمایندگی سیا «مداخله در حوزه مأموریت» است. اسناد کشفشده در سفارت آمریکا صرفا توصیف حوادث جاری در کشور نبود، بلکه سندهای عملیاتی برای دخالت در امور داخلی کشور مانند تشکیل ائتلافهایی از احزاب و گروهها برای ورود به کارزارهای سیاسی، اعمال نفوذ در دولت موقت برای راهاندازی پایگاههای آمریکا در کپکان و بهشهر، ساماندهی اپوزیسیون مستقر در خارج کشور و موارد مشابه بود. چنین اقداماتی در «سایر سفارتخانهها در دنیا» نهتنها مرسوم نیست، بلکه عملیات خصمانه علیه کشور میزبان تلقی میشود.
🔹دو- «آنجا را اشغال کردند و آمریکا هم در یک عمل متقابل سفارت خانه ما را گرفت و پولهای ما را بلوکه کرد»
این گزاره خود دو اشتباه دارد: اولا دولت ایالات متحده سفارت ایران را نگرفت بلکه در بهار ۱۳۵۹ اعلام کرد روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را قطع میکند و دیپلماتهای ایرانی، آمریکا را ترک کردند. ثانیا (و مهمتر از همه) بلوکه شدن پولهای ایران در واکنش به تسخیر سفارت آمریکا نبود، بلکه صدور فرمان ۱۲۱۷۰ کارتر مبنی بر مسدود شدن داراییهای دولت ایران زمانی صورت گرفت که دولت ایران تصمیم گرفت سرمایههای کلان و هنگفت خود در بانکهای آمریکایی را بیرون بکشد. حتی جیمی کارتر و جرج ویلیام میلر، رئیسجمهور و وزیر خزانهداری آمریکا، تصریح کردند که مسدود شدن اموال ایران اقدامی غیرسیاسی است و با واقعه تسخیر ارتباطی ندارد.
🔹سه- «از آن زمان، مجموعهای از مشکلات و واکنشها ادامه پیدا کرد که به نظر من ناشی از همان تصمیمات اولیه بود.»
بررسی دقیق اسناد و مدارک ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب نشان میدهد منشأ مشکلات پیشآمده، تسخیر سفارت آمریکا نیست و دولت ایالات متحده پیش از واقعه تسخیر، موضع خصمانه خود را آغاز کرده بود. نمونههای فراوانی میتوان در اثبات آن ذکر کرد مثلا اولین قطعنامه ضدایرانی را سنای آمریکا در اردیبهشت ۱۳۵۸ صادر کرد که به اذعان وزارت امور خارجه دولت موقت، دخالت آشکار در امور داخلی ایران بود؛ ساماندهی ائتلاف اپوزیسیون برانداز در فرانسه و آمریکا که تلاش داشتند دولت جمهوری اسلامی را سرنگون کنند، در شهریور ۱۳۵۸ با کمک افسران سازمان سیا آغاز شد؛ و از بهار ۱۳۵۸ مأموران اطلاعاتی آمریکا، دست به راهاندازی یک ائتلاف سیاسی متشکل از گروهها و شخصیتهای سیاسی مخالف امام خمینی در داخل کشور کردند، در حالی که بدون راهبری و تأمین مالی سازمان سیا، چنین ائتلافی هیچگاه شکل نمیگرفت.
📝به اقلیم چهارم بپیوندید
Repost from موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
خـــداحافظ عــــراق
اسناد اطلاعاتی ساواک درباره خروج امام از عراق به فرانسه چه میگویند؟
🔹۱۴ مهرماه ۱۳۵۷، امامخمینی پس از ۱۳ سال تبعید و سکونت اجباری در عراق، این کشور را به مقصد فرانسه ترک کرد. اقدامی که شاید به خاطر پیروزی انقلاب در چندماه بعدش، در تاریخ آن طور که باید و شاید مورد بررسی قرار نگرفت و اگر هم روایت شد، بیشتر در آینهی خاطرات همراهان و اطرافیان ایشان بود. آنچه پیشِ رو دارید، روایت اسناد منتشرنشده و کمتردیده شدهی ساواک از تعاملات ساواک و سرویس اطلاعاتی عراق با موضوع خروج امامخمینی است.
🔹بهمنماه ۵۶ ساواک در نامهای به رئیس سرویس اطلاعاتی عراق مینویسد «خواهشمند است حدّی برای رفتار و فعالیتهای این شخص و سخنرانیهای تبلیغاتی او علیه ایران که اخیرا بطور وسیعی افزایش یافته و در مساجد و مجامع شهر نجف ایراد میشود و نوارهای آن در بازارهای این شهر بفروش میرسد قائل شوید.»
🔹هواپیمای سعدون شاکر ۱۶ مردادماه در فرودگاه مهرآباد تهران به زمین مینشیند. مهمترین کارویژهی این سفر، مذاکره با رئیس ساواک است. دیداری که ۱۷ مردادماه انجام میشود و هرچند محور اصلی آن، مساله اکراد است، اما درباره کنترل فعالیتهای امامخمینی نیز نکات مهمی مطرح میشود. شاکر در این دیدار میگوید «گزارشاتی که از طرف شما در مورد خمینی رسیده بود به جناب صدامحسین تقدیم کردم و ایشان دستوراتی به رئیس امنالعام دادند و با آقای خمینی شخصا تماس گرفته و به وی اخطار کردند که از هرگونه فعالیت سیاسی برحذر باشد. چون او یک فرد مذهبی است و فقط میتواند در مسائل مذهبی صحبت کند. فکر میکنم از آن تاریخ دیگر فعالیتی نکرده باشد.»
🔹چند روز بعد وقتی رئیس ساواک، گزارش سه صفحهای این ملاقات را برای شاه میفرستد، تنها یک دستور رویش صادر میشود: «کلیه تماسهای عوامل خمینی در داخل و خارج و بین داخل و خارج مملکت خصوصا عراق زیر دید قرار گیرد.» این دستور، در سلسله مراتب ساواک به ادارهکل دوم ]اطلاعات خارجی] و سوم [امنیتداخلی] ابلاغ میشود.
🔹۲۷ شهریورماه طرف عراقی در این دیدار خبر جدیدی را اعلام میکند: «رفیق سعدون شاکر قبل از عید فطر گذشته، شخصا با خمینی ملاقات و به او اخطار شدید کردهاند که حق فعالیتهای سیاسی ندارد، او را مورد مواخذه قرار داده و تاکید کردهاند در آینده به هیچوجه حق ندارد علیه ایران اقدامی انجام دهد.»
🔹۲مهرماه کنت دمارانش، رئیس سرویس اطلاعاتی فرانسه که روابط حسنه و باسابقهای با ساواک دارد، در تهران با مقدم، رئیس ساواک دیدار میکند. بخشی از مذاکرات این دو نفر نیز، مربوط به آیتالله خمینی است. دمارانش میگوید اخیرا پیامی مشروح و چند نقشه برای عراقیها فرستاده و «عواقب وخیم استقرار یک حکومت چپ در ایران را با توجه به منافع حکومت عراق» یادآوری کرده و آنها نیز «به این گزارشها توجه زیادی مبذول داشته و قول دادهاند تعادلی در فعالیتهای خمینی و سایر رهبران مذهبی مخالف ایران در عراق ایجاد کنند.» ۶ مهرماه نیز پیک ویژهای از طرف دمارانش با صدام دیدار میکند و به او میگوید «ماندن خمینی در عراق جز زحمت و دردسر برای شما نتیجهای ندارد. چرا او را به ترتیبی اخراج نمیکنید؟»
🔹دهم مهرماه تیمسار کاوه، معاون اطلاعات خارجی ساواک همراه با عطارپور از مسئولین ادارهکل سوم (امنیتداخلی) برای یک سفر دو روزه با موضوع مذاکره درباره امامخمینی وارد بغداد میشود. جلسه آنها با سعدون شاکر، سه ساعت و نیم طول میکشد. چکیدهی نظریهی هیات ایرانی در این دیدار، کاهش محدودیتهای اعمالشده بر آیتالله خمینی با هدف باقیماندن او در عراق است، چرا که کنترل ایشان در عراق آسانتر از کشورهای دیگر است. شاکر صراحتا مخالفت کرده و میگوید «شما مایلید که خمینی در عراق بماند، اما دولت عراق مایل است که وی از این کشور خارج شود.»
متن کامل این مطلب را اینــــــــــــجا بخوانید.
@PSRI_IR
دستِ مسکو
ماجرای تأسیس حزب توده ایران با هدایت و دخالت شوروی
هشتاد و چهار سال پیش، دهم مهرماه ۱۳۲۰ در حالی که هنوز دوماه از فرار رضاشاه نگذشته بود، جمعی از کمونیستهای تازه از بند زندان و تبعید رسته؛ تشکیلاتی جدید را بنا نهادند که «حزب توده» نام گرفت. حزب کمونیست شوروی و سفارت آن در تهران، نقش مستقیمی در تاسیس این حزب داشت. حتی به اشارتِ آنها بود که ایرانیانِ موسس، نام این حزب را «حزب کمونیست» نگذاشتند.فایل ضمیمه، روایت ۴ صفحهای کتاب «سایه سرخ» از آن ماجرا است.
ان شاءالله فردا اینجا کمی درباره تشکیلات نفوذی حزب توده بعد انقلاب گپ میزنیم
فعالیتهای نفوذی حزب توده از زبان مسئول شهرستانهای آن
🔹یکی از ابتکارات جالب بعد انقلاب، میزگردهای تحلیلی بود که بین سران گروههای مارکسیستی که در زندان بودند برگزار شد. یکی از معروفترین این میزگردها، «آن روی سکه» بود که سال 1366 در چند جلسه برگزار شد. سران و زندانیان حزب توده، حزب رنجبران، اتحادیه کمونیستها، چریکهای اکثریت و راه کارگر از جمله حاضران این میزگرد بودند.
🔹محمدهادی پرتوی معروف به بهرام، در سالهای پس از انقلاب مسئولیت شهرستانهای تشکیلات مخفی حزب توده را بر عهده داشت. برادر او محمدمهدی نیز مسئول هدایت کل تشکیلات مخفی حزب توده بود. این چند دقیقه، بخشی از صحبتهای بهرام درباره فعالیتهای تشکیلات مخفی است.
🔹«تشکیلات مخفی حزب توده ایران» در سالهای پس از پیروزی انقلاب، موضوع کتاب سایهسرخ است که اخیرا به قلم من منتشر شده است.
+2
چند صفحه از مقاله مفصل اندیشه پویا درباره کتاب سایه سرخ.
با تشکر از آقای علی ملیحی.
چند صفحه از مقاله مفصل اندیشه پویا درباره کتاب سایه سرخ.
با تشکر از آقای علی ملیحی.
Repost from موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
ماجرای لو رفتن و شهادت سیدعلی اندرزگو
🔹پس از اعدام انقلابی حسنعلی منصور در زمستان ١٣۴٣، وقتی ساواک عوامل این اقدام را دستگیر کرد، یک نفر را نیافت، کسی که دیگر به دام نیفتاد: سیدعلی اندرزگو.
🔹اندرزگو جزو معدود مبارزینی بود که علیرغم سالها تحت تعقیب بودنش، ساواک هیچوقت نتوانست دستگیرش کند. گاهی ردش را در عراق و سوریه مییافت و گاهی در حوزه عملیه چیذر تهران؛ گاهی به نام شیخ عباس تهرانی، گاهی نحوی و گاهی جوهرچی. هرجا خبر از کار چریکی و مسلحانه بود، اثرش بود، اما خودش نه، ساواک همیشه یک قدم دیرتر میرسید.
🔹سال ١٣۵۶ یکی از منابع ساواک خبر میدهد اندرزگو با اکبر حسینی صالحی که در خیابان خراسان لبنیاتفروشی دارد در ارتباط است. با کنترل تلفن منزل او، شماره و محل منزل محل سکونت اندرزگو در مشهد کشف میشود. در نتیجهی شنود تلفنهای منزل اندرزگو و تعقیب و مراقبت از او، مشخص میشود او که در مشهد مستقر است، هر ده تا پانزده روز یکبار برای ارتباط با برخی افراد به تهران میآید.
🔹در عرض چندماه، اغلب شبکه مرتبطین اندرزگو شناسایی میشود و دو منبع نفوذی ساواک نیز، یکی با این شبکه و دیگری با شخص اندرزگو مرتبط میشوند. تابستان ۵٧ ساواک در گزارشی که خطاب به ریاست ساواک تهیه شده، از اشراف بر شخص اندرزگو و اغلب شبکه ارتباطیاش در نتیجه فعالیتهای مراقبتی و نفوذی خبر میدهد. تیم بررسی معتقد است اگر در شرایط کنونی اندرزگو بازداشت یا کشته و مرتبطینش دستگیر شوند در کاهش شلوغیهای کشور موثر است، اما پیشنهاد میکند با توجه به عدم شناسایی کامل این شبکه در سایر شهرهای مهم و کِیفی بودن دو منبع نفوذی، همچنان از طریق تعقیب و مراقبت و شنود تلفن، شناسائیها تکمیل شود. این پیشنهاد با مخالفت رئیس ساواک، روبرو میشود و او ٣٠ مردادماه در حاشیه این گزارش چنین دستور میدهد: «زمان برای شناسائی توسط مراقبت، کافی نیست. سریعا بازداشت و سپس از طریق بازجوئی، افراد دیگر نیز شناسائی و دستگیر گردند.»
🔹 اول شهریور ١٣۵٧ روز هجدهم ماه رمضان، تیم دستگیری که عازم مشهد شده، خبردار میشود اندرزگو در تهران است و به سرعت خود را به تهران میرساند. فردا بر اساس شنود لحظهای تلفن منزل اکبر صالحی، متوجه میشوند اندرزگو برای افطار قرار است به آنجا برود. عصر، زمانی که اندرزگو به نزدیکی خانه صالحی میرسد، در کوچه سقاباشی محاصره میشود. او که برخلاف اغلب اوقات، مسلح نبود، پشت یک ماشین سنگر گرفته و خود را مسلح نشان میدهد. در این فرصت کاغذهای دفترچه تلفنش را از بین میبرد و با تیراندازی ماموران با زبان روزه به شهادت میرسد.
@psri_ir
برای این فیلم تاریخی
🔹چندسال قبل که درگیر ساخت برنامه تاریخی سرچشمه بودیم، مدتی مشتری ساختمان آرشیو صداوسیما بودم. به نظرم این فیلم، یکی از قابهای ماندگار تاریخ ایران است. دادگاه کامران صمیمی بهبهانی از اعضای اتحادیه کمونیستهای ایران است. همانها که غائله بهمن ۱۳۶۰ آمل را رقم زدند و سرکوب شدند. او که نفوذی این تشکیلات در بنیاد شهید بوده، چندماه بعد در تابستان ۶۱ دستگیر شده است.
🔹در دادگاه کلی آسمان ریسمان میبافد و نقش بازی میکند. شهید لاجوردی که دادستان انقلاب است در ابتدای دادگاه میگوید بعضی زندانیان هستند که تا دوربین و جمعیت میبینند، مظلومنماییشان گل میکند و اشک و گریه راه میاندازند تا از فضا سوء استفاده کنند. خواهشم از آقای صمیمی این است که دست از این رویهشان بردارند.
🔹صمیمی که در طول دادگاه یک ساعت و نیمهاش، برای دفاع از خودش در برابر اتهاماتش از قبیل نفوذ در بنیاد شهید و نگهداری مهمات حرفی ندارد و گریههایش هم کارساز نبوده، آخرین دقایق درباره شهید لاجوردی حرفی میزند که با واکنش آیت الله محمدی گیلانی حاکم شرع دادگاه روبرو میشود.
سوگ لاجوردی و بچههای فرقان
🔹پرونده گروه فرقان اولین ورود شهید لاجوردی به دادستانی است. هوادار و منتقدش برای عملکرد او در این پرونده احترام قائلند و تحسینش میکنند. شنیده بودم ولی وقتی برق سه فازم پرید که محمد عطریانفر جلوی دوربین مستند، صریح از عملکرد او در پرونده فرقان تعریف کرد.
🔹در جریان ساخت مستند فرقان با چند نفر از توابین این گروه نشست و برخاست داشتم.
یکیشان از قبل انقلاب وردست اکبر گودرزی بود ولی دستش به خون و ترور آلوده نشده بود. برایم میگفت شب اعدام اکبر گودرزی و شش نفر دیگر از اعضای گروه، من هم با آنها به انفرادی فرستاده شدم و بهم گفتند وصیتنامه ات را بنویس. صبح دم سحر بقیه را بردند برای اعدام ولی من را فرستادند پیش بقیه بچهها. بعدا فهمیدم شهید لاجوردی تا صبح داشته استدلال میکرده که فلانی واقعا توبه کرده و بچه خوبی هم هست. میگفت رسما من را از زیر اعدام کشید بیرون.
🔹در جریان ساخت مستند فرقان، فهمیدم عموی یکی از رفقایم جزو توابین فرقان است. با رفیقم که گپ میزدم گفت وقتی شهید لاجوردی شهید شد، موهایش را میکَند و داشت دیوانه میشد اینقدر گریه کرده بود. "سوگ شهادت لاجوردی برای توابین فرقان" را از چندتا از توابها پرسیدم. همه حال مشابهی داشتند. با اتکاء به این بود که آخرین جملات نریشن مستند را اینطور تمام کردم:
"حالا چهاردهه پس از این اتفاقات، فرقان به یک عبرت تاریخی تبدیل شده است.
برخلاف توابهای منافقین که در بینشان، افراد بازگشته به سازمان کم نبودند، در این چند دهه همهی توابین فرقان نشان دادهاند واقعا توبه کردهاند.
حالا سالها است وقتی به بهشت زهرا میروند، نه سراغ دوستان سابقشان در قطعه معدومین، بلکه بر سر مزار کسی میروند که صداقتشان را باور کرد و کمکشان کرد توبه کنند..."
🎥 مستند"تفسیر و تفنگ" را از این لینک ببینید
سوگ لاجوردی و بچههای فرقان
🔹پرونده گروه فرقان اولین ورود شهید لاجوردی به دادستانی است. هوادار و منتقدش برای عملکرد او در این پرونده احترام قائلند و تحسینش میکنند. شنیده بودم ولی وقتی برق سه فازم پرید که محمد عطریانفر جلوی دوربین مستند، صریح از عملکرد او در پرونده فرقان تعریف کرد.
🔹در جریان ساخت مستند فرقان با چند نفر از توابین این گروه نشست و برخاست داشتم.
یکیشان از قبل انقلاب وردست اکبر گودرزی بود ولی دستش به خون و ترور آلوده نشده بود. برایم میگفت شب اعدام اکبر گودرزی و شش نفر دیگر از اعضای گروه، من هم با آنها به انفرادی فرستاده شدم و بهم گفتند وصیتنامه ات را بنویس. صبح دم سحر بقیه را بردند برای اعدام ولی من را فرستادند پیش بقیه بچهها. بعدا فهمیدم شهید لاجوردی تا صبح داشته استدلال میکرده که فلانی واقعا توبه کرده و بچه خوبی هم هست. میگفت رسما من را از زیر اعدام کشید بیرون.
🔹در جریان ساخت مستند فرقان، فهمیدم عموی یکی از رفقایم جزو توابین فرقان است. با رفیقم که گپ میزدم گفت وقتی شهید لاجوردی شهید شد، موهایش را میکَند و داشت دیوانه میشد اینقدر گریه کرده بود. "سوگ شهادت لاجوردی برای توابین فرقان" را از چندتا از توابها پرسیدم. همه حال مشابهی داشتند. با اتکاء به این بود که آخرین جملات نریشن مستند را اینطور تمام کردم:
"حالا چهاردهه پس از این اتفاقات، فرقان به یک عبرت تاریخی تبدیل شده است.
برخلاف توابهای منافقین که در بینشان، افراد بازگشته به سازمان کم نبودند، در این چند دهه همهی توابین فرقان نشان دادهاند واقعا توبه کردهاند.
حالا سالها است وقتی به بهشت زهرا میروند، نه سراغ دوستان سابقشان در قطعه معدومین، بلکه بر سر مزار کسی میروند که صداقتشان را باور کرد و کمکشان کرد توبه کنند..."
🎥 مستند"تفسیر و تفنگ" را از این لینک ببینید
مجله اندیشه پویا در شماره جدیدش که به زودی منتشر میشود، به کتاب سایه سرخ و تشکیلات مخفی حزب توده ایران در سالهای پس از انقلاب پرداخته است.
Repost from ماهنامه اندیشه پویا
✨اندیشه پویا ۹۷ پس از وقفهای که به دلیل جنگ ۱۲ روزه و پس از آن کمبود کاغذ دچارش شده بود، در آستانهی انتشار است. شما از همین لحظه میتوانید مجلهی خودتان را با ارسال رایگان پستی پیشخرید کنید.
برای پیشخرید اندیشه پویا ۹۷ کافی است مبلغ ۲۰۰هزارتومان به شماره کارت بانکی ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/ براتاله صمدیراد)واریز کنید و تصویر فیش واریزی را در دایرکت برای ما ارسال کنید.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
