en
Feedback
محمد ناصری خوزستان

محمد ناصری خوزستان

Open in Telegram
890
Subscribers
No data24 hours
-157 days
-10530 days
Posts Archive
هرکسی که وارد زندگیت میشه یه رسالتی داره و قراره درسی رو بهت یاد بده 🌀 آدم‌ها آینه‌ان. هر کسی که وارد زندگی‌مون میشه، یه چیزی از خودمون رو بهمون نشون میده. بعضیا زخمایی که هنوز خوبشون نکردیمو، بعضیا بخش‌هایی که باید رشدشون بدیم، و بعضیا هم عشقی که یادمون رفته تو وجودمونه. 🌱 آدم‌ها معلم‌ان. بعضیا صبر یادمون میدن، بعضیا رها کردن. یکی میاد تا بهمون نشون بده چقدر می‌تونیم دوست داشته باشیم، یکی دیگه تا بفهمیم چقدر باید از خودمون محافظت کنیم. 🧭 آدم‌ها جهت‌ان. یکی میاد و مسیر زندگی‌تو عوض می‌کنه، حتی اگه فقط چند ماه مهمون دنیات بوده. بعضیا فقط میان تا یه جرقه تو وجودت بزنن. تا بیدارت کنن، تا یادت بندازن کی هستی و چی می‌خوای. 🔥 آدم‌ها گاهی آزمون‌ان. بعضیا میان تا بهت نشون بدن هنوز چقدر وابسته‌ای، چقدر نترسیدی، یا حتی چقدر راحت می‌تونی خودتو گول بزنی. بودن‌شون درسته درد داره، ولی بعدش، تو قوی‌تری، آگاه‌تری، و بیدارتر میشی. 💫 و بعضی‌ها، برکتن. میان و یه چیزی رو تو زندگیت جا می‌ندازن که تا قبلش نداشتی. مثل ایمان، امنیت، آرامش یا فقط یه حس خوبِ بی‌دلیل. و شاید رسالتشون فقط همین بوده؛ یه حضور آروم، توی یه فصل سخت... -افروزجاویدان #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

تمام کسانی که حامی ندارند، خداوند سرپرستی آنها را بر عهده می‌گیرد... #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40
تمام کسانی که حامی ندارند، خداوند سرپرستی آنها را بر عهده می‌گیرد... #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

آیا تا به حال متوجه شده‌اید که افراد صبور وقتی آسیب می‌بینند، فریاد نمی‌زنند یا التماس نمی‌کنند؟ آنها درد را در سکوت بایگانی
آیا تا به حال متوجه شده‌اید که افراد صبور وقتی آسیب می‌بینند، فریاد نمی‌زنند یا التماس نمی‌کنند؟ آنها درد را در سکوت بایگانی می‌کنند و بی‌صدا فاصله می‌گیرند. اعتماد از بین می‌رود، صمیمیت شکسته می‌شود و ارتباط می‌میرد. اما افراد صبور تبدیل به افراد بد نمی‌شوند، بلکه فقط محتاط‌تر و محافظه‌کارتر می‌شوند؛ انرژی‌شان را گزینشی‌تر خرج می‌کنند. اگر فرد صبوری بدون هیچ توضیحی از زندگی‌تان رفت، بدانید که فرصت‌های زیادی به شما داده بود و وقتی کارش تمام شد، برای همیشه تمام شد. به یاد داشته باشید، همیشه باید قدر کسانی که با مهربانی و صداقت هستند را بدانیم. #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

به آرامشِ افیونیِ قهوه خو کرده ایم، خُرد و خراب خسته از داد و فریاد ناامید از پرواز غوطه ور در هرزگیِ زمان و هر دَم ظلم می کن
به آرامشِ افیونیِ قهوه خو کرده ایم، خُرد و خراب خسته از داد و فریاد ناامید از پرواز غوطه ور در هرزگیِ زمان و هر دَم ظلم می کنند ارواحِ اُتو کشیده ی خیابان پاستور؛ به من بگویید: در کدام کتاب بگنجانم اندوهِ بی پایانِ این خاک را؟ چه سخت بهارمان با پاییز آغاز شد... محمد ناصری #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

عشق پیروزی از راه تسلیم شدن است!!؛ عشق يگانه پل پيروزي است اما پيروزي از راه عشق بسيار عجيب است، زيرا لازمه آن تسليم شدن است.
عشق پیروزی از راه تسلیم شدن است!!؛ عشق يگانه پل پيروزي است اما پيروزي از راه عشق بسيار عجيب است، زيرا لازمه آن تسليم شدن است. پيروزي از راه عشق، پيروزي از راه تسليم شدن است و به همين دليل اين پيروزي بسي زيباست. اين پيروزي جنگ طلب نيست، آشتي جوست. با حمله و تصرف  كردن پيروز نمي شود، با تصرف شدن پيروز مي شود. افراد نادان مي كوشند خدا را تصرف كنند، ولی هیچ وقت موفق نمی شوند ولی خردمندان کسانی هستند که به خدا تسليم شده اند. خدا را دعوت كرده اند تا آنان را تصرف كند. تو نمي تواني خدا را صاحب شوي اما مي تواني بگذاري صاحب تو شود. اين يعني عشق. #محمد_ناصری_اهواز

هرگاه در عشق زمینی نشانی از بی‌کرانگی یافتی، بدان که خدا دارد با دلت سخن می‌گوید. عشق زمینی، اگر ناب و بی‌ریا باشد، رنگی از ا
هرگاه در عشق زمینی نشانی از بی‌کرانگی یافتی، بدان که خدا دارد با دلت سخن می‌گوید. عشق زمینی، اگر ناب و بی‌ریا باشد، رنگی از ابدیت در خود دارد. آن لحظه که در نگاه معشوق، چیزی فراتر از زمان و مکان می‌بینی، وقتی احساس می‌کنی این پیوند نه به دنیا وابسته است و نه به زوال، بدان که خدا از دریچه‌ی این عشق با قلبت نجوا می‌کند. عشق حقیقی، آینه‌ای از بی‌کرانگی اوست، پرتویی از نوری که ازلی و ابدی است. #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

ساعت ها به تعطیلی نمی‌روند! و مدام از من می پرسند چرا سرفه می کنی و زمان تُند تند می گذرد و من لال می شوم روی کاغذ به آنها می
ساعت ها به تعطیلی نمی‌روند! و مدام از من می پرسند چرا سرفه می کنی و زمان تُند تند می گذرد و من لال می شوم روی کاغذ به آنها می گویم : شاعر که شدید، سرفه ها سنگسارتان می کنند با هجوم واژه ها و پرده از اسرار دنیا که بر می دارید هر لحظه لایه ای از درد بر شاعر لباس می شود و صدای ناخوش سرفه هوشیار می کند اکنون را... اسرار را که می فهمی دیگر دهان برایت زخمی ست بر صورت چشمها حفره های توو خالی گوش ها تونلی آزار دهنده از شنیدن صدای ناهمگون آدمها... ساعت ها هرگز به تعطیلی نمی روند و یک چرخه ی تکرار را می چرخند و نمی دانند مقصد و مقصود کجاست؛ و این من ام شاعر که زمان را بر دوش می کشد... محمد ناصری #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار در ره عشق تو اندر کوچه و بازار، زار در جهان عیشی ندارم بی رخت ای دوست، دوست جز تو در عا
کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار در ره عشق تو اندر کوچه و بازار، زار در جهان عیشی ندارم بی رخت ای دوست، دوست جز تو در عالم نخواهم ای بت عیّار، یار از دهانت کار گشته بر من دلتنگ، تنگ با لب لعل تو دارد این دل افگار، کار هر چه می‌خواهی بکن با من تو ای طنّاز، ناز گر دهی یک بوسه‌ام زان لعل شکربار، بار ساقیا! زان آتشین می ساغری لبریز، ریز تا به مستی بر زنم در رشتهٔ زنار، نار مطربا! بزم سماع است و بزن بر چنگ، چنگ چشم خواب آلودگان را از طرب بیدار، دار ای صبوحی شعر تو آرد به هر مدهوش، هوش خاصه مدهوشی که گوید دارم از اشعار، عار افگار به معنای (رنجیده، خسته، زخم خورده) #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار در ره عشق تو اندر کوچه و بازار، زار در جهان عیشی ندارم بی رخت ای دوست، دوست جز تو در عا
کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار در ره عشق تو اندر کوچه و بازار، زار در جهان عیشی ندارم بی رخت ای دوست، دوست جز تو در عالم نخواهم ای بت عیّار، یار از دهانت کار گشته بر من دلتنگ، تنگ با لب لعل تو دارد این دل افگار، کار هر چه می‌خواهی بکن با من تو ای طنّاز، ناز گر دهی یک بوسه‌ام زان لعل شکربار، بار ساقیا! زان آتشین می ساغری لبریز، ریز تا به مستی بر زنم در رشتهٔ زنار، نار مطربا! بزم سماع است و بزن بر چنگ، چنگ چشم خواب آلودگان را از طرب بیدار، دار ای صبوحی شعر تو آرد به هر مدهوش، هوش خاصه مدهوشی که گوید دارم از اشعار، عار افگار به معنای (رنجیده، خسته، زخم خورده) #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

منازعه بی وقفه ی زمان با نَفس خویش تحمیل فردیت خویش بر دیگران تسلیم تمنای نَفس خویش مَست و مسخ زمان اسارت بی وقفه ی مکان اسیر
منازعه بی وقفه ی زمان با نَفس خویش تحمیل فردیت خویش بر دیگران تسلیم تمنای نَفس خویش مَست و مسخ زمان اسارت بی وقفه ی مکان اسیر دایره ی امن و نظام خودپسندی خویش و هرگاه تسلیم تمنای نَفس خویش می شویم زمان عفونت کرده آب از سرچشمه ی حقیقت گِل آلود می شود... من سالهاست تن به ماتریکس نظم نوین نداده ام و دانستم زیبایی در آغاز فقیر و در انتها غنی مان می کند زیرا که در انتها میرانده می شویم؛ اما... اکنون در منازعه ی بی وقفه ی زمان با نَفس خویش بشر به واژگانی از جنس آتش نیاز دارد... محمد ناصری #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

پذیرش فقدان: مسئولیت آزادی در اوج  غم‌انگیزترین لحظات زندگی، وقتی چیزی از دست می‌رود و یا فقدانی پیش می‌آید، اولین واکنش انسان، احساس گمگشتگی است. همچون جویباری که در پی یافتن مسیر خود به تکاپو می‌افتد، ما نیز به جستجوی آنچه از دست داده‌ایم، می‌پردازیم. اما آیا این جستجو و خواستن بی‌پایان، نتیجه‌ای جز دل‌مردگی و سردرگمی برایمان دارد؟ شاید حقیقت در رها کردن و در این پذیرش فقدان، نهفته باشد. این نگاه، فراخوانی است به رهایی از بند تعلقات. در جهانی مملو از تغییرات و ناپایداری‌، این وابستگی‌ها چقدر می‌تواند ما را به آزادی و حقیقت نزدیک کند؟ در چنین جهانی، شاید حکیمانه‌ترین کار آن باشد که از هر آنچه که از دست رفته است، دست بشوییم و در همان لحظه از خود بپرسیم: «آیا ارزش دارد که تمام جان و دل خود را صرف کنم که آن را دوباره بیابم؟» پذیرش فقدان، نه تسلیم است و نه خضوع، بلکه گامی است در جهت درک  ژرف‌ترین حقایق زندگی. زمانی که از چیزی که دیگر در دسترسمان نیست، می‌گذریم، در واقع دریچه‌ای به سوی آزادی می‌گشاییم. این رهایی از آرزوها و خواسته‌های بی‌پایان، همان امری است که انسان را به درک لحظه‌ی اکنون نائل می‌کند. ما در جهانی ناپایدار و فاقد معنای از پیش‌ساخته به سر می‌بریم، جهانی که در آن، روزی همه وابستگی‌هایمان از دست خواهد رفت. در چنین جهانی، این احساس تعلق ما را در جستجوی بی‌پایان و افسوس‌های بی‌ثمر گرفتارمی‌کند. این همان مفهومی است که ژان پل سارتر از آن به «مسئولیت آزادی» یاد می‌کند؛ آزادی‌ای که با خود رهاسازی از قید وابستگی‌ها و آرزوهای بی ثمر را به همراه دارد. #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

در سمفونی؛ سکوت نت است سکوت نواختن ننواختن است پس من غبطه نمی‌خورم به سکوت اکنون خودم نوبت تکنوازی من هم خواهد رسید سکوت و بی
در سمفونی؛ سکوت نت است سکوت نواختن ننواختن است پس من غبطه نمی‌خورم به سکوت اکنون خودم نوبت تکنوازی من هم خواهد رسید سکوت و بیان به ذات خود نه ارزش‌ هستند و نه بی‌ارزش؛ بلکه معیار آن است که بیان و سکوت ما در خدمت نُت آگاهی و شعورمندی باشد. پس اگر روزی ناگزیر به سکوت بودیم؛ افسوسی نیست و مهیا هستیم تا نوبت تکنوازی‌مان برسد... #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

باید بدانی که مطلقاً هر چیزی که در جهان وجود دارد، چه قابل مشاهده باشد و چه نامرئی، به هم پیوسته است. حتی یک دانه شن بدون تأث
باید بدانی که مطلقاً هر چیزی که در جهان وجود دارد، چه قابل مشاهده باشد و چه نامرئی، به هم پیوسته است. حتی یک دانه شن بدون تأثیر بر چیزهای دیگر حرکت نمی کند، و آن اثر تولید شده توسط خورشید، ماه و سیارات و... است. به همین دلیل پیشینیان با دقت به آسمان نگاه می کردند. آنها بر حرکت ستارگان تمرکز می‏کردند زیرا در آنجا پاسخ سؤالات خود را می یافتند. آنها حرکت جهان را به عنوان یک رقص کیهانی می دیدند که از طریق زبان ریتم، تناسب و هماهنگی با ما ارتباط برقرار می کرد. #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40

مقام تسلیم که بعد از مقام توکل و رضاست، سالک در وحدت و یگانگی با ذرات هستی و خود قرار می‌گیرد و دیگر هیچ ستیزه‌ای با خود، ذرا
مقام تسلیم که بعد از  مقام توکل و رضاست، سالک در وحدت و یگانگی با ذرات هستی و خود قرار می‌گیرد و دیگر هیچ ستیزه‌ای با خود، ذرات نظام هستی و اتفاقات جهان هستی ندارد. در جریان آب شناور می‌شود و  در مسیر حرکت آب، تنها لذت می‌برد سالک با موج‌های موافق یا مخالف، نمی‌جنگد بلکه در موج‌ها غرق می‌شود و سپس عبور می‌کند یعنی سالک فقط نظاره‌گر موج‌های موافق و مخالف است. نظاره‌گر تا عبور کنند... #محمد_ناصری_اهواز https://t.me/mohammadnaseri40