گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
Open in Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
Show more618
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
آی مردم
بیائید گندکاری های خودمان را بە گردن خدا نیندازیم!
بە قلم سیدهاشم هدایتی
این یادداشت درهفتە نامە آفتاب کردستان شمارە 11 در چهاردهم تیرماە 1399 چاپ و منتشر شدە است
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
مسئلە شناسی راهبردی دراستان کردستان
پژوهشی از سوی مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری
http://www.css.ir/fa/content/112713/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86
این گزارش فارغ از اینکە متدولوژی پژوهش ناگفتە ماندە وفقر منابع مستقلش مشهود و فهم تفکر و رویکرد استراتژیک در آن کم رنگ است اما اطلاعات قابل ملاحظە والبتە دردناکی درآن ثبت شدە است ازقبیل؛ سطح درامدسرانە مردم کردستان درمقایسە با میانگین کشور و بحث مدیریت آب و وضعیت زنان کە می تواند مورد استفادە محققان وشاید سیاست گزاران کشور قرارگیرد.
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
"بایستههای کردی قرارداد ایران و چین"
بە قلم دکتر سیدهاشم هدایتی
درهفتە نامە سیروان شمارە 1093 چهارم مرداد 1399 (بە عنوان سرمقالە)چاپ و منتشر شدە است
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
کتاب مسئلە شناسی توسعە کردستان
🔹🔹🔹🔹🔹
اگر توسعه را فرایندی تصور کنیم برای گذار یک جامعه از سنت به مدرنیته و به تَبَع از عقبماندگی اقتصادی به رشد و در نتیجه، دستیابی به رفاه قابل قبول مردمان آن جامعه، باید اذعان کرد که طی چنین مسیری در کردستان با چالشهای جدی مواجه است. چالشهایی که میتواند ساختاری، زیربنایی، ذهنی، روشی و یا ناشی از کمبود منابع باشد. شناسایی این مسایل، نیازمند مطالعهی جامع، با استفاده از همهی تواناییهای بخش های دولتی، نهادهای مدنی و بخش خصوصی است. متأسفانه تا این تاریخ، چنین پژوهش همهجانبهای از سوی هیچیک از ارکان حکمرانی انجام نگرفته است؛ هرچه هست بررسیهای موردی و انفرادی است که هرگز امکان دستیابی به تمام کاستیها و موانع را فراهم نمی کند.
آنچه در این کتاب ملاحظه میفرمایید، مصداقی است از چند بررسی و مطالعهی موردی انفرادی که نویسنده در سالهای اخیر –بهمناسبتهای مختلف- حول شناسایی مسایل توسعهی کردستان بهرشتهی تحریر درآورده است
٭ ناشر؛ رویداد. بهار1399 --251 صفحە
٭ مرکز فروش؛ سنندج. چهارراە شهدا. انتشارات وکتابفروشی سامانی
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
کتاب آئین یارسان در اساطیر اقوام کرد
تالیف منصور یاقوتی
اثری قابل تامل کە مطالعە آن را بە علاقەمندان بە پیشینە وفرهنگ اصیل ایرانی، بە ویژە هم زبانان کردم پیشنهاد می کنم
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
@KDproblems
چالش های سیستم مدیریت کشور
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
من خوبم , تو خوبی
وضعیت اخر
وضعیت بهتر
تامس هریس
ترجمه اسماعیل فصیح
کتابی که برای برقراری ارتباط اثربخش بادیگران به مطالعه اش نیاز داریم
📚 @BookTop :منبع
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
مشاغل ده سال آینده
یک پیش بینی سرانگشتی
قابل توجە کسانی کە بە ایندە می اندیشند
باتشکر از دوست عزیزم جناب پرویز رعدی
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
نقش کارآفرینان در توسعهی کردستان
توسعهی جامع، متوازن و پایدار، برای تحقق، نیازمند عوامل، عناصر و الزاماتی است که بدون آنها، توسعه میسر نخواهد شد. توسعه نیازمند زیرساختهایی است تا امکان حرکت بر ریل آن را ممکن سازد. جوامع فاقد زیرساخت، یا ره بهسوی توسعه نخواهند پیمود یا چنان کند حرکت خواهند کرد که فاصلهی آنان با جوامع همگن و مشابه هر روز بیشتر میشود. توسعهی پایدار بدون وجود ستاد راهبری و مدیریت استراتژیک برگرفته از حاکمیت مردممحور و دولت متعهد به منافع ملی، ره بهسوی تحقق نخواهد پیمود. ستاد راهبری توسعه، رکن رکین فرایند توسعهی پایدار است. رکنی که در دل آن، دولت، نهادهای مدنی و بخش خصوصی، بهصورت پُررنگ در اقتصاد نقشآفرینی میکنند. توسعهی متوازن، نیازمند خط مشیها و سیاستهای شفاف، قانونی و مورد حمایت و نظارت نهادهای قدرت است. سیاستهایی که آمایش سرزمین و تقسیم کار خردمندانه، کارآمدانه و متکی بر ظرفیتهای موجود در هر ناحیه، از محورهای اصلی آن است. توسعهی جامع مستلزم نگاه جامع دولت، نهادهای مدنی و بخش خصوصی به اقتصاد، فرهنگ و سیاست است. اگرچه اقتصاد، محور و ستون اصلی توسعه است، اما بدون حمایت بخشهای مختلف غیر اقتصادی، توان گذار از چالشها و گردنههای نفسگیر را نخواهد داشت. پول، سرمایه، پسانداز، منابع مالی و تکنولوژی، با سیاستگذاری شفاف و حمایت نهادهای قدرت در کنار زیرساختهای کافی، از جمله ملزومات و لوازم تحقق توسعهی جامع، متوازن و پایدار است؛ اما تجربهی بشری نشان داده است، بدون وجود نیروی انسانی خلاق، مبتکر و کارآفرین، هرگز جامعه مسیر توسعه را طی نخواهد کرد.
منطقهی کردستان از جمله استانهای توسعهنایافته و ناتوان در گذار از توسعهنایافتگی به سمت توسعهی جامع و پایدار است. در این ادعا تردیدی نیست و نیز شکی وجود ندارد که فقدان غالب عوامل مورد نیاز برای پیمودن مسیر توسعه، ناتوانی و ضعف دستاندرکاران و یا مدعیان تلاش برای توسعهی کردستان را دوچندان کرده است. اگر نیروی انسانی را مهمترین و اثربخشترین عامل در توسعهی درونزای جوامع برشماریم –که بیراه نیست- باید خاطرنشان کرد که نیروی انسانی زمانی میتواند به محور توسعهی پایدار تبدیل شود که نقش خود را بهعنوان سرمایهی انسانی ایفا کند و تبدیل نیروی انسانی به سرمایهی انسانی میسر نیست مگر اینکه خلاقیت و ابتکار و نوآوری به مهمترین شاخصهی آن تبدیل شود. تبدیل نیروی انسانی به سرمایهی انسانی ممکن نیست مگر اینکه نهادهای قدرت و سیاستگذاران جامعه، زمینهی شناسایی، بروز و تجلی خلاقیت در این منبع مهم را فراهم سازند.
جامعهی کردستان در دهههای اخیر نشان داده است که از وجود نیروی انسانی خلاق و بااستعداد برخوردار است؛ اما وجود نیروی انسانی خلاق و مبتکر، صرفاً زمانی میتواند به نیروی محرکه و موتور توسعهی درونزای پایدار و جامع تبدیل شود که به مزیت رقابتی کردستان تبدیل شود.
ظهور نیروی انسانی خلاق و مبتکر، در یک فرایند حمایتی و بهکارگیری شناسایی و قابلیتهای آن نمایان خواهد شد. اما صرفاً زمانی میتواند به یک عامل مهم پیشبرنده تبدیل شود که از سوی سیاستگذاران و مجریان قدرتمند و حاکم بر جامعه، مورد حمایت قرار گرفته و ابزار و امکانات کافی در اختیار داشته باشد. نمونهی واضح و غیر قابل انکار، ظهور نیروهای خلاق مبتکر و کارآفرین کُرد در سایر مناطق و خارج از کشور، گویای این واقعیت است که بدون وجود زیرساخت، بدون وجود امکانات و لوازم بروز خلاقیتها و بدون تأمین سرمایه و بستر مناسب، صرف وجود نیروی خلاق نخواهد توانست نیروی انسانی را به عامل مهم و محوری توسعه تبدیل کند. شاید بارها از خود پرسیده باشیم چرا نیروهای خلاق و مبتکر کُرد، در زادگاه خود عرض اندام نمیکنند، اما در سایر جاهای دیگر خوش میدرخشند؟ نکتهی مهم و اساسی، حمایت و در اختیار قرار دادن لوازم برای تبدیل ایده به کار و ارائهی آن در بازار است. کارآفرینی فرایند سادهای است که طی آن، ایده به کسب و کار تبدیل میشود. سرگذشت دردناک دهها و صدها نیروی خلاق و مبتکر کردستانی که راه دیار غربت در پیش گرفتهاند، به همین نکتهی مهم برمیگردد. بهنظر میرسد برای نقشآفرینی نیروهای خلاق، مستعد و مبتکر کردستان در فرایند توسعهی متوازن، جامع و پایدار، باید حمایت نهادهای قدرت و تأمین لوازم تبدیل ایده به کار مهیا شود. حمایت از کارآفرینان الزاماً فقط با سرمایه و پول، ممکن نخواهد بود؛ حمایت فرهنگ جامعه از کارآفرینی، حمایت نهادهای قدرت از کارآفرین و حمایت سیستم اجتماعی و الگوهای جمعی در کنار سرمایه و ابزار میتوانند زمینه را برای ظهور کارآفرینان کُرد در میدان عمل فراهم سازند. مادام این حمایتها وجود نداشته باشد، باید شاهد فرار نیروهای خلاق، مستعد و مبتکر کردستان از دیار و زادگاه خودشان باشیم.
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی.
@KDproblems
نقش کارآفرینان در توسعهی کردستان
توسعهی جامع، متوازن و پایدار، برای تحقق، نیازمند عوامل، عناصر و الزاماتی است که بدون آنها، توسعه میسر نخواهد شد. توسعه نیازمند زیرساختهایی است تا امکان حرکت بر ریل آن را ممکن سازد. جوامع فاقد زیرساخت، یا ره بهسوی توسعه نخواهند پیمود یا چنان کند حرکت خواهند کرد که فاصلهی آنان با جوامع همگن و مشابه هر روز بیشتر میشود. ....ادامە درپست بعدی
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
کارشناسان توانمند استان است. نقش سازمان برنامه و بودجه استان در ایجاد هماهنگی و تبدیل گزارش های بخشی،و پراکنده به گزارش جامع عملکرد نهادهای توسعه ای استان در چهار دهه اخیر بسیار مهم و پررنگ تر از سایر دستگاه های اجرایی و شوراها و نهادها و بخش های مردمی و Njoهاست. لازم است باز گفته شود که متاسفانه فقدان احزاب مردمی توانمند برای رصد کردن چنین موضوعات مهمی و ضعف و ناکارآمدی شوراهای محلی نیز موجب شده است دستگا های متولی هیچ حس پاسخ گویی نداشته و شرایط اقتصادی حاکم بر رسانه ها و مطبوعات و فضای روشنفکری استان نیز اجازه نقش آفرینی این ارکان جامعه مدنی را به نحو احسن نمی دهد.
در مجموع دست به دسه دادن این کاستی ها موجب شده است که هرگونه اظهار نظر پیرامون درجه توسعه یافتگی استان صرفا بصورت کلی و بدون استناد به آمار و اطلاعات دقیق باشد.امری که کمک چندانی به رصدکردن و قراردادن قطار توسعه بر ریل اصلی آن نمی کند
سید هاشم هدایتی
دانش آموخته مدیریت استراتژیک
چالش های رتبە بندی توسعە استان ها
۱.اخیرا گزارشی منتشر شده است که به استناد نرخ بیکاری و تورم ، درجه ی فلاکت اقتصادی استان ها را اعلام و استان کردستان با نمره ۵۱/۶پس از استان لرستان در رده دوم قرار گرفته است. فارغ از میزان صحت این ارقام، به استناد آمار و اطلاعات در دسترس می توان مدعی شد شاخص های توسعه در استان کردستان نه تنها رضایت بخش نیست بلکه می توان مدعی شد در چهار دهه اخیر روند توسعه یافتگی این استان در مقایسه با سایر استان ها سیر نزولی داشته است البته این ادعا را صاحب این قلم ، به اتکای آگاهی شخصی و نه مستند به ارقام و اعداد دقیق بیان می کند.
بعنوان شهروندی که از سال۱۳۶۷در رشته مدیریت دولتی و استراتژیک مطالعاتی داشته و با اتکای بیش از دو دهه فعالیت در پست های مدیریتی بخش های اقتصادی استان و برخی حوزه ها ی ملی و چندپژوهش و نیز بررسی هایی که در سال های گذشته دراسناد و گزارش های مربوط به توسعه کردستان داشته ام اعلم می کنم وضعیت توسعه کردستان در مقایسه با سایر استان ها مناسب نیست واین چندان نیازمند دلیل و برهان و ارائه مستندات نیست چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
۲-مشاهده خیل بیکاران و کاهش چشمگیر قدرت خرید مردم در شرایط فقدان اشتغال کامل نیروی کار بدون ارائه به آمار همنمایانگر افزایش نرخ فلاکت اقتصادی جامعه کردستان است اما بعنوان یک دانش آموخته مدیریت توسعه، نخواهم توانست خود را اقناع کنم که بدون دسترسی به آمار و ارقام برگرفته از مطالعه و پژوهش علمی قضاوت کارشناسانه ای در مورد درجه صحت این ادعا داشته باشم به علاوه دامنه توسعه و ابعاد و اجزای آن بسیار فراتر از دو عنصر بیکاری و تورم است از این لحاظ در مورد درجه توسعه یافتگی کردستان و سایر استان های کشور و مقایسه آنها با یکدیگر نیازمند دسترسی به اطلاعات و آمار دقیق و قابل اعتماد هستیم.
در دهه های گذشته وزارت صنایع و معادن با ارائه آمار مربوط به برخی شاخص های رشد صنعتی کشور و استان ها تلاش کرده مقایسه ای ولو سطحی و محدود ازوضعیت توسعه اقتصادی استان ها داشته باشد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و برخی دیگرنیز چنین مقایسه هایی داشته و یا دارند. اما واقعیت این است که دستگاه متولی برنامه ریزی توسعه کشور ( سازمان برنامه و بودجه) سال هاست با فراموش کردن رسالت ذاتی خود مردم و پژوهش گران را از دسترسی به آمار و ارقام دقیق وحامع از میزان توسعه یافتگی کشور و استان ها محروم کرده است . در یک نظام برنامه ریزی کارآمد ، انتظار می رود تولیت آن بصورت سالانه و پنج ساله ( متناسب با ابتدا و انتهای برنامه های توسعه پنج ساله ملی ) گزارش جامعه از شاخص های توسعه کشور ، بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی استان ها را در معرض دید ملت و متولیان امر و پژوهشگران قرار دهد .
۳- با عنایت به نکات بالا می خواهم به این کاستی جدی و مزمن در نظام برنامه ریزی توسعه کشور اشاره کنم که اولا سازمان برنامه و بودجه کشور در چهار دهه گذشته هرگز و در هیچ مقطعی بعنوان متولی معرفی و ارزیابی شاخص های جامع توسعه کشور و استان ها به حساب نیاورده است و اگراین وظایف و نقش را درلابه لای پوشه های اداری برای خود تعریف کرده در عمل حتی یک گزارش جامع از توسعه ملی، بخشی و منطقه ای را در معرض دید مردم و رسانه ها قرار نداده است، ثانیا تا این لحظه چک لیست جامع و یا پکیج کاملی از شاخص های توسعه همه جانبه برای مطالعه و مقایسه توسعه استان ها تنظیم و منتشر نشده است، ثالثا جز برخی موارد که توسط دستگاه ها بصورت پراکنده منتشر شده تاکنون گزارشی مکتوب و جامع از وضعیت شاخص های اصلی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در دسترس قرار نگرفته است.
این کاستی و ضعف ملی در سطح استان ها -از جمله استان کردستان نیز وجود دارد. صاحب این قلم به عنوان فردی که بیش از دو دهه است درگیر موضوع توسعه است گزارش جامع از وضعیت شاخص های توسعه استان و تحلیل و روند آن از سوی دستگاه های متولی و مدعی توسعه مشاهده نکرده است درمورد وضعیت توسعه استان جز آمارهای پراکنده و کتاب های آمار کلیشه ای سالانه که اطمینان چندانی هم به درستی آن وجود ندارد چراکه حاوی داده های تکراری و کلیشه یی فاقد تحلیل روند و ذکرموانع و عوامل اثر گذار پیرامون آنهاست منبع ویژه و قابل اعتمادی در دست نیست تا با ارزیابی و مقایسه آنها به مردم گفته شود در چهل سال گذشته چه بر سر توسعه استان آمده است.
۴- با این وصف هنوز این انتظار از دستگاه ها ی متولی توسعه ، به ویژه سازمان برنامه و بودجه و استانداری و نیز شورای اسلامی استان وجود دارد که با ارائه یک گزارش جامع...
از وضعیت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی استان امکان مقایسه توسعه یافتگی استان کردستان با سایر استان های کشور را فراهم کنند بدیهی است دست یابی به چنین منبعی نیازمند همکاری مراکز علمی و پژوهشی ، پژوهشگران و
کتاب "ریشە های اقتصادی دیکتاتوری ودموکراسی" تالیف دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون از کتاب های مفید وقابل استفاده برای علاقه مندان به مقوله توسعه است.
معرفی چهار الگوی متفاوت توسعه در کشورهای انگلیس, آرژانتین, آریقای جنوبی وسنگاپور کمک می کند به مقایسه مدل های توسعه.
مطالعه این کتاب را بە شما دوستان عزیزم پیشنهاد می کنم
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
اربابان جدید جهان
تالیف جان پیلجر
معرفی به وسیله استاد عزیزم دردوران دبیرستان شبانه درسال های۵۷ - ۱۳۵۴ درسقز, جناب اقای عطاءالله احمدپناه دبیر اندیشمند شریف وانساندوست سنندجی که خاطره تعهدش درمعلمی و مهرش نسبت به مردمان رنجدیده همواره دریادم وجانم مانده است.
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
@kDproblems
دراین ایام کرونایی والزام بە خود قرنطینه یی, مطالعه برای افراد بازشسته یی چون بنده, یکی از راه های گذار از بی طاقتی وبهره گیری بهینه از زمان دردسترس است
کتاب کم حجم "خودونهاد" تالیف زیگموندفروید را حتی اگر بارها خوانده باشید بازهم به خواندنش می ارزد
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
مائدەهای زمینی
آندرە ژید
ترجمە جلال ال احمد وپرویز داریوش
بازنشر از کانال کتابخانه @BookTop درکانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@kDproblems
✍️ محسن رنانی
🖊زبان و توسعه
✅(به بهانه معرفی کتاب «زبان، قدرت و منزلت در ایران»)
«فلسفه نباف». آیا این جمله کوتاه برای شما آشنا نیست؟ چرا وقتی ما ایرانیان میخواهیم به حرف های بیپایه و بیهوده اشاره کنیم، از عبارت «فلسفه بافی» استفاده میکنیم؟ راستی در زبان فارسی چه معادلی برای واژه انگلیسی «فلسفه» یا «فیلسوف» وجود دارد؟ نگویید «حکمت»؛ چون حکمت، برابرْنهادی است برای واژه Wisdom به معنی خردمندی و در کاربرد عمومی و تداول تاریخی نیز در زبان فارسی «حکیم» به کسی گفته میشده است که جامع انواع علوم روز از طبابت گرفته تا ریاضی و نجوم و ادبیات و احتمالاً علوم دینی و غیره بوده است؛ مانند بزرگمهر حکیم، حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکیم ابوعلی سینا، حکیم عمر خیام و بسیاری دیگران. در لغتنامه علامه (حکیم؟) دهخدا نیز در مقابل واژه «حکیم»، کلمه «فیلسوف» نیامده است بلکه آمده است: دانا، فرزانه، خردمند، دانشمند و ... .
@sokhanranihaa
راستی جامعهای که برای کلمه فیلسوف معادلی در زبانش ندارد، می تواند تمدن آفرین بوده باشد؟ مگر میتواند تمدنی در جامعهای شکل بگیرد بدون آنکه آن جامعه، کتاب و فیلسوف و دانشمند داشته باشد؟ و اگر معتقدیم در ایران باستان تمدنی شکل گرفته است، کجاست کتابش و فیلسوفش و دانشمندش؟ وقتی در زبانی معادلی برای کلمه «فیلسوف» تولید نشده باشد آیا به این معنی نیست که در جامعهای که با آن زبان گفتوگو میکند نیازی به چنین کلمهای نبوده است و بنابراین آیا نمیتوان نتیجه گرفت که اصولاً در آن جامعه چنین حرفه و تخصصی، یا وجود نداشته است یا بی اهمیت بوده است؟
من نمیتوانم بفهمم که چگونه جامعهای بدون داشتن فیلسوف، میتواند دانشمندان و عالمان بزرگ در رشتههای دیگر داشته باشد و تمدنی بیافریند. و امروز باید گفت قابل فهم که نیست، هیچ، بلکه امکانپذیر هم نیست که جامعهای در گذشته خویش به اندازه کافی فیلسوف نداشته باشد و در درازنای تاریخ در زبانش نیازی برای داشتن معادلی برای کلمه فیلسوف احساس نکرده باشد، و هرگاه میخواهد به سخنان عبثی اشاره کند، اصطلاح «فلسفهبافی» را به کار ببرد و آنگاه چنین جامعهای بتواند «توسعه» بیافریند.
به دیگر سخن و خیلی کوتاه میخواهم ادعا کنم که «جامعه ای که فلسفه ندارد و فیلسوف ندارد، بعید است بتواند توسعه ی مدرن را درک کند و آن را محقق سازد»؛ چون نداشتن فیلسوف به این معنی است که چنین جامعهای اصولاً سؤالات فربه ای از خویش نداشته است و بنابراین توان به پرسشگرفتن و چون و چرا کردن درباره جوانب مختلف زندگی و حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خویش را نداشته است. و البته بدون این که ملتی، دست کم چند قرن، خودش را لگدکوب پرسشهای استخوان سوز درباره باورها و ساختارها و سازوکارهای خود کند، رسیدن به مرزهای «توسعه» محال است.
اینها را گفتم تا ذهن شما را نزدیک کنم به مأموریتی که کتاب «زبان، منزلت و قدرت در ایران» بر دوش دارد. این کتاب به خوبی نشان می دهد که چگونه زبان میتواند سرنوشت یک جامعه را به راه یا به بیراهه ببرد. من اکنون چند سالی است که به طور جدی با این دغدغه روبهرو هستم که آیا اصولاً «زبان فارسی» توانایی کمک به جامعه ایران برای گام نهادن در مسیر توسعه را دارد؟
زبان فارسی زبانی شیوا، دلانگیز و آهنگین است که پر است از ایهام و کنایه و تلمیح و تشبیه و استعاره و مجاز. زبان فارسی زبان اختلاطهای بیپایان روزمره، زبان خطابه و سخنوری های دلبرانه، زبان خیالپردازی های حافظانه، زبان حماسه سراییهای فردوسیانه، زبان عرفانهای مولویانه و زبان رندانه نسیم شمالانه است. هنوز نمی دانم آیا از زبان فارسی، زبان ریاضی، زبان حقوق، زبان موسیقی و زبان خرد ناب نیز می تراود؟ پاسخ من اکنون «نمیدانم» است. تنها طرح موضوع کردم تا حساسیتی در میان پژوهشگران علاقهمند درافکنده باشم. و اینها را گفتم تا بر اهمیت کتاب «زبان، منزلت و قدرت در ایران» تأکید کرده باشم. و البته تأکید میکنم که این کتاب تنها دریچه ای است برای ورود به «مبحث زبان و توسعه در ایران».
متن کامل اینجا و یا اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
کتاب ملت عشق، یکی از معروفترین و لذتبخشترین کتابهایی است که تقریبا هر خوانندهای را مجذوب خود میکند. و این به خاطر عشقِ زیبا و عرفانی میان مولانا و شمس تبریزی و همچنین قلم روان الیف شافاک، نویسنده کتاب است. اما در کتاب ملت عشق، یکی از چیزهایی که بسیار به چشم میآید، چهل قاعده شمس تبریزی است.
در سراسر کتاب ملت عشق، شمس در موقعیتهایی خاص هر بار یک قاعده را بیان میکند که بسیار خواندنی است.
دراین روزهای قرنطینه ناشی از ویروس کرونا مطالعه این رمان را به دوستان عزیزم توصیه می کنم. البته ناگفته نماند منتقدانی نیز انتقادات جدی به این رمان وارد دیده اند که قابل تامل است
پی دی اف متن کامل این رمان را درکانال شخصی بنده ملاحظه فرمایید
@kDproblems
