en
Feedback
اشراق

اشراق

Open in Telegram

🔮علامه حسن زاده آملی: باطن تو در این دنیا، همان ظاهر تو در آن جهان است؛ «یوم تبلی السرائر»(طارق،۱۰) روزی که باطن ها آشکار شود..... 👈انتقادات و پیشنهادات: @Mohsenbahrami_110

Show more
1 765
Subscribers
+124 hours
+27 days
+2230 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+6
in 0 channels
August '26
+51
in 1 channels
Get PRO
July '26
+64
in 4 channels
Get PRO
June '26
+54
in 2 channels
Get PRO
May '26
+11
in 1 channels
Get PRO
April '26
+5
in 0 channels
Get PRO
March '26
+4
in 0 channels
Get PRO
February '26
+37
in 2 channels
Get PRO
January '26
+13
in 0 channels
Get PRO
December '25
+24
in 2 channels
Get PRO
November '25
+16
in 0 channels
Get PRO
October '25
+25
in 0 channels
Get PRO
September '25
+25
in 0 channels
Get PRO
August '25
+63
in 6 channels
Get PRO
July '25
+22
in 0 channels
Get PRO
June '25
+16
in 2 channels
Get PRO
May '25
+46
in 2 channels
Get PRO
April '25
+52
in 3 channels
Get PRO
March '25
+58
in 0 channels
Get PRO
February '25
+56
in 0 channels
Get PRO
January '25
+73
in 0 channels
Get PRO
December '24
+86
in 1 channels
Get PRO
November '24
+57
in 0 channels
Get PRO
October '24
+55
in 1 channels
Get PRO
September '24
+47
in 1 channels
Get PRO
August '24
+39
in 1 channels
Get PRO
July '24
+12
in 1 channels
Get PRO
June '24
+18
in 4 channels
Get PRO
May '24
+24
in 1 channels
Get PRO
April '24
+22
in 3 channels
Get PRO
March '24
+31
in 2 channels
Get PRO
February '24
+25
in 0 channels
Get PRO
January '24
+41
in 0 channels
Get PRO
December '23
+35
in 1 channels
Get PRO
November '23
+54
in 3 channels
Get PRO
October '23
+44
in 0 channels
Get PRO
September '23
+25
in 0 channels
Get PRO
August '23
+44
in 0 channels
Get PRO
July '23
+28
in 0 channels
Get PRO
June '23
+55
in 0 channels
Get PRO
May '23
+46
in 0 channels
Get PRO
April '23
+21
in 0 channels
Get PRO
March '23
+126
in 0 channels
Get PRO
February '23
+47
in 0 channels
Get PRO
January '23
+67
in 0 channels
Get PRO
December '22
+73
in 0 channels
Get PRO
November '22
+67
in 0 channels
Get PRO
October '22
+37
in 0 channels
Get PRO
September '22
+16
in 0 channels
Get PRO
August '22
+28
in 0 channels
Get PRO
July '22
+35
in 0 channels
Get PRO
June '22
+38
in 0 channels
Get PRO
May '22
+54
in 0 channels
Get PRO
April '22
+80
in 0 channels
Get PRO
March '22
+43
in 0 channels
Get PRO
February '22
+85
in 0 channels
Get PRO
January '22
+58
in 0 channels
Get PRO
December '21
+25
in 0 channels
Get PRO
November '21
+27
in 0 channels
Get PRO
October '21
+33
in 0 channels
Get PRO
September '21
+31
in 0 channels
Get PRO
August '21
+37
in 0 channels
Get PRO
July '21
+38
in 0 channels
Get PRO
June '21
+25
in 0 channels
Get PRO
May '21
+32
in 0 channels
Get PRO
April '21
+37
in 0 channels
Get PRO
March '21
+20
in 0 channels
Get PRO
February '21
+855
in 0 channels
Get PRO
January '21
+56
in 0 channels
Get PRO
December '20
+919
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September+1
06 September0
05 September+1
04 September+2
03 September+1
02 September0
01 September+1
Channel Posts
🔻نظریه حرکت جوهری می‌گوید جهان مادی مطلقا در حال تجدد و ادامه حرکت است و پیوسته طی حرکتی جوهری در حال تحرک است.و هیولی و صور
🔻نظریه حرکت جوهری می‌گوید جهان مادی مطلقا در حال تجدد و ادامه حرکت است و پیوسته طی حرکتی جوهری در حال تحرک است.و هیولی و صورت دائمی تجدید می‌شوند. به دلیل تشابه صور در یک جسم بسیط، گمان می‌رود که در آن جسم یک صورت دائمی وجود دارد. در حالی که این گونه نیست.این صور یکپارچه و یگانه‌اند، اما نه از لحاظ شمارش بلکه از نظر حد و مرز. زیرا به صورت پی‌درپی میان آن صور اتصال رخ می‌دهد، و آن‌ها بخش‌های جدا ومجاور هم نیستند که نیازمند ترکیب مقادیر و زمان‌های غیر منقسم باشند. او با این نظریه میان دین و فلسفه تناسب و ارتباط ایجاد نمود. از منظر دین، حدوث همان تجدد، و حرکت جوهریِ ماده است، و این که حرکت در هر لحظه وجود دارد اگرچه مبدا زمانی نداشته باشد. این دیدگاه با فلسفه نیز همخوانی و تباینی میان آن دو نیست زیرا هر دو به نوعی به تجدد جوهری ماده اشاره دارند و نیز در این صورت هر دو قائل به قدم‌اند، چرا که عقلا نمی‌توان حدوث از عدم محض تصور کرد، چه برسد به اینکه برای آن مبادا هم قائل شد. 📚سفیر سلک وسطی: زندگی، شخصیت و مهم‌ترین اصول فلسفی صدرالمتالهین شیرازی، ص۳۸ 👤ابوعبدالله زنجانی ✍ترجمه: امیرحسین الهیاری @bahrami_eshragh

2
🔻روح، مانند چراغ از عالم ربوبی، روحانی و نورانی است، و نفس نیز مانند چراغدان از عالم جسمانی، دنیوی و کدر است. دل، بین این دو در نوسان است. به همین دلیل است که به آن "قلب" می‌گویند [=آن‌چه در نوسان و انقلاب است]. این قلب، دو رویه دارد: یکی به سمت روح، و دیگری به سمت نفس. از طریق روح، نور را دریافت می‌کند و آن را به نفس انتقال می‌دهد، و بدین ترتیب این نور را بر چراغدانِ نفس می‌افشاند. هنگامی که رویِ دل به سوی نفس می‌نگرد، و به نورِ ذکر و یاد حق تعالی صیقل یافت و پاکیزه شد، دل نیز به نور حق روشن می‌شود، به گونه‌ای که شیشه/زجاج به نور چراغ (نفس) روشن می‌شود. آنگاه که پرتوهای نور تافته از چراغ روح بر شیشه دل می‌افتد، به چراغدان نفس برمی‌تابد و بدین سان روشن و نورانی می‌شود، همان‌گونه که چراغدان با شیشه/زجاج افروخته و روشن می‌شود. نشانه روشنی نفس، در اطاعت، عشق، اشتیاق و وجد و نیز تمایل پرشورش به جانب حق قابل مشاهده است. از سوی دیگر اگر چهره دلی/قلبی که به سوی نفس می‌نگرد، سخت و کدر باشد، حجابی بر چراغ روح می‌افتد، و لذا روح از نورافشانی ناتوان می‌شود، که سرانجام، این امر باعث تیرگی مخالفت و نافرمانی بر چراغدان جسمانی خواهد شد... ...پس چون زمینِ دل به نور پروردگارش روشن شد، اماده دریافت تجلیات اسمائی و صفاتی خداوند، و سپس ذاتی او می‌شود. بعد از این، بنده که دلش مهیاست، از همان آغاز می‌پذیرد که در ذات حق فانی شود، و بدین ترتیب به زندگی و بقای ابدی برسد. این سخنی دلنشین، و برهانی قانع‌کننده است... 📚مصباح الاسرار، صفحه ۲۱_۲۳ 👤مولوی رسوخ الدین انقروی ✍ترجمه: سعید قاسمی پرشکوه ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
108
3
🔻وجود به منزله نور است، و ماهیت تابع و به منزله رنگ آن نور می‌باشد، پس وجود هر ذاتی غیر از ظهور و پیدایش آن ذات است؛ و حال م
🔻وجود به منزله نور است، و ماهیت تابع و به منزله رنگ آن نور می‌باشد، پس وجود هر ذاتی غیر از ظهور و پیدایش آن ذات است؛ و حال ماهیت حال نور حسی را دارد، که تا نوری نباشد، رنگ آن نور ظهوری ندارد؛ اصل تابش نور است و رنگ عرضی است، والعارضی لا یزول، پس ماهیت به تبع وجود ظاهر شده است. وجودات خارجیه نسبت به وجود مقدس حق تعالی به مثابه صور خیالیه انسان است که قائم به ذات بوده و صادر از ذات وی‌اند، و بدون احتیاج به صورتی دیگر عالم و دانای به آن‌ها می‌باشد، پس کلیه موجودات حاضر در نزد ذات حق تعالی هستند و همان وجودات موجودات و حضور ان‌ها نزد ذات مناط علم او به ممکنات است، البته این وجهی از وجوه علم حق به موجودات است، یعنی کشف تفصیلی. اشیا را اگر با حدود و امتیازات بنگریم، غیر اویند، زیرا او در ذاتش حدود و امتیاز و کثرت ندارد، و اگر بدون حدود و ممیزات نوعی و شخصی نظر کنیم، اشیا نیستند، بلکه عین وی‌اند: و تنزه عن مجانسه مخلوقاته. آن‌جا که تویی چو من نباشد/ کس محرم این سخن نباشد 📚رساله وجودیه در معرفت ربوبیه، ص۸۴ 👤محمد خواجوی ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
157
4
🔻روح خود به اقسامی تقسیم میشود که عبارتند از: ۱ روح اعظم: عبارت از روح انسانی است که مظهر ذات الهی میباشد. ۲- روح الهی: مراد
🔻روح خود به اقسامی تقسیم میشود که عبارتند از: ۱ روح اعظم: عبارت از روح انسانی است که مظهر ذات الهی میباشد. ۲- روح الهی: مراد از روح الهی نفس ناطقه است. ۳_روح القاء: القاء کننده علوم غیب است بر قلوب کـه جبرائیل است و گاه بر قرآن اطلاق شود. ۴_روح الامین: مراد جبرائیل است که «نزل به الروح الامین علی قلبک». ۵_روح القدس نبوی: نفس رحمانی است که به انبیاء و بعضی از اولیاء اختصاص دارد و در آن لوایح غیب و احکام آخر و جمله‌ای از معارف ملکوت آسمانها و زمین، متجلی میشود بلکه از معارف ربانی است که در مقابل روح عقلی و فکری قاصرند. 📚مشکات الانوار، ص۸۲ 👤غزالی ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
131
5
🔻بعضی از اهل کشف و شهود گفته‌اند: هرکس پرده از چشم دلش کنار رفت و به چشمِ دل، باطنِ خود در دنیا را دید، مشاهده خواهد کرد که
🔻بعضی از اهل کشف و شهود گفته‌اند: هرکس پرده از چشم دلش کنار رفت و به چشمِ دل، باطنِ خود در دنیا را دید، مشاهده خواهد کرد که باطنش پر از انواع حیوانات موذی وجانوران درنده است که نزد او مجسم می‌شوند، مانند صورت خشم و شهوت و کینه و حسد و کبر و خودپسندی و تظاهر به نیکوکاری، که هر یک از این خوها صورتی در باطن دارد، هم‌چنان که صورتی در دنیا دارد، ولی صورت دنیایی آن به دیگر چیزها پوشیده و در ماده فرو رفته، و به جهت بازدارندگان خارجی از تاثیر آن جلوگیری شده است. پس جانور درنده دنیایی را ممکن است با مانع و یا پرده‌ای و یا متعرض او نشدن و امثال این‌ها از گزندش در امان بود، برعکس درنده باطنی، که سراسر سَبُعیَت حقیقی است، و آن در باطن دل کسی که خو و صفات دَدان در او رسوخ پیدا نموده، جای‌گیر شده است... 📚اسرارالآیات، ص۳۰۱ 👤صدرالمتالهین شیرازی ✍ترجمه: محمد خواجوی ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
115
6
مکاشفه وسیله‌ای است برای شناخت حق در اشیا؛ و اشیا چونان پرده‌ای بر سیمای حق‌اند، آنگاه که این پرده برداشته شود، آن سوی آن آشک
مکاشفه وسیله‌ای است برای شناخت حق در اشیا؛ و اشیا چونان پرده‌ای بر سیمای حق‌اند، آنگاه که این پرده برداشته شود، آن سوی آن آشکار میشود، در آن صورت اهل کشف حق را در اشیا مشاهده می‌کنند. 👤شیخ محیی الدین بن عربی 📚فتوحات مکیه، ج۲، ص۵۰۷ ‌‌️╰๛---๛---๛------------------ @bahrami_eshragh
173
7
1_26950423440.m4a
164
8
1_26950403207.m4a
164
9
🔻روایت کرد شیخ محمد شانکی که هر چند حکماء قدیم موسیقی را از مخلوقات استخراج کرده‌اند، اما سبق‌الامم از نجوم است، و محاسبه زی
🔻روایت کرد شیخ محمد شانکی که هر چند حکماء قدیم موسیقی را از مخلوقات استخراج کرده‌اند، اما سبق‌الامم از نجوم است، و محاسبه زیج قدیم چنان‌که دوازده مقام را به دلایل قاطعه به دوازده برج نسبت داده‌اند، و از این دایره خوب معلوم می‌شود... 📚بهجت‌الروح، رساله فارسی در موسیقی، ص۱۴،۱۵ 👤عبدالمومن بن صفی‌الدین ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
254
10
روح قدس، روح الارواح است که از دخول تحت حیطه کن و هستی، منزه است و رَوا نیست که بگوییم او مخلوق است. چه آن وجه خاصی از وجود ح
روح قدس، روح الارواح است که از دخول تحت حیطه کن و هستی، منزه است و رَوا نیست که بگوییم او مخلوق است. چه آن وجه خاصی از وجود حق است که هستی بدان برپا شده است. و آن روحی نه چون ارواح دیگر است. زیرا آن روح خداست که در آدم دمیده شد و بدان اشاره نموده است خدای بزرگ که گوید:«و نفخت فيه من روحی»حجر، آیه۲۹_ پس روح آدم مخلوق است و روح خدا مخلوق نیست و آن روح قدس است. یعنی روحی است که از نقائصی هستی منزه است و نیز از آن به وجه الهی در سیمای مخلوقات تعبیر میشود. 👤عبدالکریم جیلی 📚انسان کامل، ج۲ص۸ ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
235
11
🔻در اصطلاح «رمس» و «دمس» به معنی «دفن» است و مقبره را دیماس گویند واشاره است به حقیقت توحید. چه اینکه رمس دفن است، حقیقتش اخ
🔻در اصطلاح «رمس» و «دمس» به معنی «دفن» است و مقبره را دیماس گویند واشاره است به حقیقت توحید. چه اینکه رمس دفن است، حقیقتش اخفای سّر است در قهر طلوع شمس ازلیت، تا به انوار محترق نشود. ابن عربی در این باره گوید: رمس اشاره به حقیقت توحید است که مخلوق هر چه به وی تعلق داشته، نیست اِنگارد و آن رابطور کلی مدفون سازد، به گونه‌ای که همه آن تعلقات و وابستگی‌ها اصلاً وجود نداشته است. بدین معنی خواسته‌ها و شهوات میمیرد و برای اوبهره‌ای و لذتی باقی نمی‌ماند چه قلبش به عرش وابسته است و یکسره به ملکوت حق و عرش اعلی بر میرود. 📚شرح شطحیات، ص ۵۷۹ 📚المعجم الصوفی، ص۱۱۰ ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
264
12
🔻خلوت عبارت است از عزلت. به عبارت دیگر محادثه سّر است با حق، به نحوی که غیر مجال نیابد واین حقیقت ومعنای خلوت است. اما صورت
🔻خلوت عبارت است از عزلت. به عبارت دیگر محادثه سّر است با حق، به نحوی که غیر مجال نیابد واین حقیقت ومعنای خلوت است. اما صورت خلوت انقطاع از غیر است. شاه نعمت الله ولی گوید: خلوت، عبارت از مجموعه‌ای است از انواع مخالفت نفس از: تقلیل طعام، قلت منام، صوم، ایام قلت کلام، ترک مخالطت انام، مداومت ذکر ملک علام و نفی خواطر. و درخلوتگاه اتفاق افتد که صاحب خلوت از محسوسات غایب شود و بعضی از حقایق بر او کشف گردد و متصوفه آن را واقعه خوانند، و اگر در حال حضور باشد مکاشفه نامند. مولوی گوید: من نخواهم شد از این خلوت برون/ زانکه مشغولم به احوال درون حافظ گوید: خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است/ چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که ترا هست با خدا/ آخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است 📚مصباح الهدایه ص۱۲۳ 📚اصطلاحات عرفانی سجادی ص۱۹۷ ‌‌️╰๛---๛---๛----------------- @bahrami_eshragh
277
13
🔻از دیگر مؤلفه‌های شاخص و بنیادین در حکمت هرمسی که سهروردی آشکارا از آن بهره‌برده، باور به «هادی آسمانی» است که در سنّت هرمسی تحت عنوان «طباع تام» از آن سخن گفته شده است. این مضمون پیش و پس از سهروردی نیز سابقه و لاحقه دارد و نمونه های بارز آن را پیش از سهروردی در اشارات بزرگانی چون ابن سینا و ابن طفیل میتوان یافت. پس از او نیز «نجم الدین کبری» در کتاب «فوائح الجمال و فواتح الجلال» به شرح تجربه‌های روحانی خویش که فرجام آن نیل به این «شاهد آسمانی» یا «شیخ الغیب» است می پردازد و بر آن است که این شاهد آسمانی یا به تعبیر سهروردی «طباع تام» چیزی جز نفس سالک در مقام «انانیّت ملکوتی» او نیست که سخنان بایزید و حلاج و خرقانی را نیز باز می‌تاباند. ابوالبرکات بغدادی(۵۶۰ هـ.ق) از فیلسوفان و اطبای سده ششم هجری است که در توجیه طباع تام مینویسد: [ از آنجا که نفوس بشری گوناگون،اند پس ممکن نیست تعلیمی که نفوس کسب میکنند به شکل منحصری یا به عقل فعال منحصری محدود باشد. لذا حکیمان سلف معتقد بوده‌اند که برای هر نفس منحصر یا برای نفوسی که دارای یک سرشت و قرابت‌اند در جهان روحانی(موجودی مینوی) وجود دارد که در مدت زیست آنان به طرف آن نفس یا آن دسته از نفوس مهر و توجهی مخصوص دارد. همین موجود است که به آن نفوس، معرفت می‌آموزد و آنان را راه می‌نماید و نیرو می‌بخشد. این دوست و راهنما را فیلسوفان «طباع تام» یعنی «طبیعت کامل» نامیده‌اند و در زبان دینی آن را ملک یا فرشته گفته‌اند. ] 📚تبارنامه اشراقیان، ص۲۱۶، ۲۱۷ 👤زهرا زارع ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
250
14
1_29444987160.ogg
274
15
🔻نکته‌ای که فارابی درباره قوۀ ناطقه بدان توجه کرده است این است که قوه ناطقه در ذات خود، عقل بالفعل نیست، یعنی به صورت عقل با
🔻نکته‌ای که فارابی درباره قوۀ ناطقه بدان توجه کرده است این است که قوه ناطقه در ذات خود، عقل بالفعل نیست، یعنی به صورت عقل بالفعل آفریده نشده است. بلکه در آغاز عقل بالقوه است و در ادامه به مدد عقل فعال به عقل بالفعل تبديل میشود. به این صورت که قوۀ ناطقه در آغاز صورتی است که صرفاً قابلیت تعقل و کسب معقولات را دارد اما در ادامه به مدد عقل فعال صورتی از اشیا مختلف به دست آورده و سایر اشیا برای قوۀ ناطقه معقول میشوند در این حالت، قوه ناطقه از مرتبه بالقوه بودن به در آمده و بالفعل میشود. و کمال انسانی رسیدن به مرتبه عقل بالفعل است. 👤ابونصر الفارابی 📖السياسة المدنية، ص۲۶ - ۲۸ ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
268
16
💢 در مقام داوری میتوان گفت پاسخ صدرا کامل نیست و با مشکل مواجه است. به عقیده صدرالمتالهین اتحاد و تحول قابل پذیرش در مساله اتحاد عاقل و معقول همانند تحوّل يك موجود به موجودی کاملاً بیگانه و مغایر با موجود اول نیست؛ بلکه از سنخ پیدایش مراتب مختلف و تکامل یافته يك موجود در حال حرکت است. اما این پاسخ به وزان پذیرش مساله حرکت جوهری واشتدادی است که شیخ الرئیس آنرا قبول ندارد، والبته این مساله نیز برمبنای وجودِ تصویری کامل ومنقح از اصالت الوجود مطرح میشود، که البته این بحث نیز با مبانی بوعلی در تعارض است. به عبارتی انتقاد صدرا براساس فضای فلسفی بوعلی نیست بلکه آنرا در منظومه فکری حکمت متعالیه مطرح کرده است. ‌‌️╰๛---๛---๛------------ @bahrami_eshragh
243
17
🔻در مقابل صدرالمتالهین به این دلیل پاسخ میدهد و میگوید: «ما از میان شقوق مختلف ابن سینا میپذیریم که در هویت عاقل تغییر پیداش
🔻در مقابل صدرالمتالهین به این دلیل پاسخ میدهد و میگوید: «ما از میان شقوق مختلف ابن سینا میپذیریم که در هویت عاقل تغییر پیداشده است و تغییر به ذات نیز برنمی‌گردد؛ بلکه به عقیده ما نوعی نقص و قصور از عقل زایل شده است. یعنی جوهر عاقل اشتداد وجودی یافته است پس این نحوه استحاله مانند مواردی نیست که موجودی به موجودی دیگر که کاملاً مغایر و مخالف است تبدیل شده باشد. در این تحول ذات از بین نمی‌رود بلکه نفس از قوه و استعداد به فعلیت میرسد مثل زیادشدن حرارت که نوعی حرکت است و حرارت در این حرکت وجودی واحد و مستمر دارد.» 👤ملاصدرا 📖الأسفار، ج ۳، ص ٣٢٦-٣٣٠ ‌‌️╰๛---๛---๛---------------- @bahrami_eshragh
274
18
🔻شیخ الرئیس دو دلیل در ابطال مساله اتحاد عاقل و معقول مطرح میکند: ۱) دلیل اول: ابن سینا در اشارات و تنبیهات پس از طرح عقیده
🔻شیخ الرئیس دو دلیل در ابطال مساله اتحاد عاقل و معقول مطرح میکند: ۱) دلیل اول: ابن سینا در اشارات و تنبیهات پس از طرح عقیده فرفریوس، میگوید: «هویت عاقل پس از اتحاد با معقول یا همان چیزی است که قبل از اتحاد بوده یا چیزی دیگر است؛ پس اگر همان چیزی است که قبل از اتحاد بوده پس فرقی نمیکند که عاقل تعقل کند یا نکند. اما اگر تغییری در آن ایجاد شده است در واقع به این معناست که چیزی از او زایل شده است. حال آنچه از او زایل شده یا به ذات جوهر عاقل بر میگردد و یا به حالی از حالات او اگر آنچه زایل شده به ذات او برگردد این انقلاب است نه اتحاد و اگر حالی از حالات او تغییر یافته، باز این در حقیقت نوعی استحاله است نه اتحاد روشن است که اگر بخواهیم این ادعا را بپذیریم باید قبول کنیم که در اینجا باید هیولایی مشترك بين حالت سابق و لاحق تحقق داشته باشد؛ چون نفس در حالت تغییرات، به امر مشترك به عنوان ماده نیازمند خواهد شد و در نهایت باید گفت که نتیجه این ادعا آن است که بپذیریم این تحولات در موجودی مرکب واقع شده است نه بسیط.» 👤ابن سینا 📖الإشارات والتنبيهات، ج ۳، ص ۲۹۲ و ۲۹۳ ‌‌️╰๛---๛---๛------------------ @bahrami_eshragh
209
19
حکمای الهی معتقدند هر یک از انواع موجودات تکوینی مسیر خاصی به سوی کمالات خویش دارند و یک رابطه وجودی میان آنها و آن کمالات بر
حکمای الهی معتقدند هر یک از انواع موجودات تکوینی مسیر خاصی به سوی کمالات خویش دارند و یک رابطه وجودی میان آنها و آن کمالات برقرار است؛ به گونه ای که در نهاد و طبیعت و سرشت آنها اقتضا و توجه و طلب آن کمالات نهفته است. انواع گوناگون موجودات شوق و اشتیاق ذاتی به سوی کمالات خویش دارند و همین شوق و اشتیاق است که آنها را به سوی خاصی روانه میکند و در جهت خاصی به راه می اندازد.یک دانه سیب که در زمین کاشته میشود راه معینی را در پیش میگیرد و به سوی هدف خاصی توجه دارد؛ یک نطفه حیوان نیز همینگونه است و همه اشیای طبیعت مشمول این قاعده عام و کلی هستند. 📚ترجمه وشرح بدایة الحکمة، ج۲ ص۳۲۶ 👤علی شیروانی ╰๛---๛---๛------------------- @bahrami_eshragh
202
20
1_26950297022.m4a
254