دلمشغولیها
Open in Telegram
کتابها (ترجمه): هایدگر واپسین؛جولیان یانگ،حکمت درآمدی بر فهم هرمنوتیک؛لارنس اشمیت،ققنوس آزادی حیوانات؛پیترسینگر،ققنوس فلسفه قاره ای و معنای زندگی؛جولیان یانگ،حکمت حق حیوان، خطای انسان؛تام ریگان،نشرکرگدن درآمدی به فهم فایدهگرایی،نشرطه @BeKhod87
Show more462
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-530 days
Posts Archive
462
قدرت نیک و بد در مینوی خرد
مضمون کلیدی و تکرارشونده در الهیات مینوی خرد اولویت مینو و زندگی اخروی بر گیتی و زندگی اینجهانی است. و این درباره قدرت هم صادق است. براین اساس، کتاب رسالتهای اخروی و آنجهانی برای حاکم نیک قائل است: کسی که در کنار دستگیری از درویشان، و ترویجِ داد، دین و آیین را نه تنها ترویج میکند، بلکه جان خود را نیز در آن راه فدا میکند. و کسانی را که از این راه منحرف شدهاند، گرفتار کرده و به راه میآورد. این طرز تلقی ضدسکولار از قدرت که در این اثر مربوط به دوران ساسانیان نمود یافته است، در واقع، به نوعی بازتاب دهنده برداشت از قدرت در این امپراتوری نیز بوده است. این نگرش از کشورداری و آیین در اولویت دادن مینو بر گیتی، نشان میدهد که تا چه اندازه نظام فعلی نیز شباهتهای ساختاری با ساسانیان داشته است.
@BeKhodnotes
462
امان از انسان، این موجود دوپا!
امروز در حال عبور از کنار ساحل متوجه این صحنه شدم. یک جفت قو به همراه سه جوجهشان و خانمی که یکی از جوجهها را با تور گیر انداخت. اول فکر کردم که احتمالا قصد دارد جوجه قو را نشانهگذاری کند. اما بعد که جلوتر رفتم متوجه شدم که جوجه بیچاره قلاب ماهیگیری رها شده در ساحل را قورت داده بود، که سرانجام با کلی سختی این خانم که ظاهرا دامپزشک بود قلاب را از حلق جوجه قوی بیچاره بیرون کشید. اینکه چه کسی دیده بود و گزارش کرده بود نمیدانم! براستی امان از این انسان که چهها که بر سر طبیعت و موجودات بیپناهش نمیآورد!
واکنشهای قوی پدر/مادر را میبینید که چطور برای نجات جوجهاش تقلا میکرد، به خیال اینکه اینان میخواهند به جوجه بیچاره آسیب بزنند، فارغ از اینکه فرشته نجات جان جوجهشان شدند.
@BeKhodnotes
462
Repost from خرمگس
این قحبههای رسانهِ صهیونیستی اینترنشنال همه تعارفات را کنار زدهاند؛ بمب اتم را یک سو گذاشتهاند و نقشه تهران را سوی دیگر، و نشستهاند وجب میکنند که از هر بمب چه مقدار شهر به خرابه بدل خواهد شد.
این هرزههای بیشرم، مرگ مردم را متر میکنند، ویرانی خانهها را حساب میزنند و این بساط کثیف را «تحلیل» مینامند.
اما قصه فقط به این توالت رسانهای ختم نمیشود. آن دسته از مخاطبانی که پای چنین بساطی مینشینند و برای نقشه ویرانی کف میزنند، دیگر صرفاً «مخاطب» نیستند؛ تماشاگرانِ بیشرم و فرومایه یک پورنوگرافی رسانهای کثیفاند. تماشاگرانی که از دیدن ویرانی خانهها و مرگ آدمها به وجد میآیند.
@kharmagaas
462
👆🏻👆🏻 فرسته بالا را قبل از جنگ اخیر نوشتم. اکنون اما پس از گذشت ۶ ماه پر فراز و نشیب، هردو درست از آب درآمدند: هم ایران به پاس خون رهبر، سربازان و فرمانده غیورش مقاومت کرد و هم این حرامیان شروع به عادیسازیِ ایده بمباران اتمی ایران. جریانی که تقریبا از روزهای آخر جنگ آغاز شده و اکنون نیز توسط لشکریان اهریمن دنبال میشود. از پیام آن زنک پتیاره که اخیرا از محاسن بمباران اتمی ژاپن سخن گفته بود تا این گزارش اخیر از شیطان-اینترنشنال که حقا نویسنده از بهترین تعبیرها برای توصیف این گزارش در زیر آن استفاده کرده است 👇🏼👇🏼
462
Repost from دلمشغولیها
اینکه این مزدوران و مواجببگیرانِ بیشرم و نمک بهحرام چقدر به شکلی دلبخواهی (arbitrarily) و عوامفریبانه از تاریخ برای توجیه بمباران و ویرانی کشوری استفاده میکنند که روزی در آن بالیدن گرفتند، یک طرف ماجراست. اما طرف دیگر ماجرا این خواهد بود که در صورت جنگ بین ایران و آمریکا و مقاومت نظام سیاسی ایران دربرابر حملات دشمن، مرحله بعدی که این وطنفروشان اقدام به عادیسازی آن در اذهان توده مردم خواهند کرد بمباران اتمی ایران خواهد بود، با این استدلال که ژاپن پس از بمباران اتمی آمریکا بود که تسلیم شد و شد ژاپن امروزی! اینها همینقدر وقیح و بیشرمند و نان در خون مردم میکوبند و میخورند. بیچاره مردمی که پای سخنان ایشان مینشینند!
@BeKhodnotes
462
Repost from دلمشغولیها
در زمانه و دورانی که رسانهها در سطح کلان بصورت هدفمند و برنامهریزیشده، افکار عمومی را شکل میدهند و با نا_حقیقتها در پوستینِ حقیقت، ذهنیت توده مردم را در فرایندی پیچیده از شرطیسازی مهندسی میکنند، بنحوی که جامعه از تشخیص بنیادیترین اصول ارزشی خود در میماند _ خشونت عریان و افسارگسیخته را صلح و خیانت را وفاداری قلمداد میکند_ باید خط بطلانی بر بیشتر نظریات اخلاقی و سیاسی کشید که حول محور «عقل سلیم» (common sense) شکل میگیرند. اگر در گذشته جریان شکلدهی به افکار عمومی در قالب اعلامیهها و بازار شایعه و سپستر روزنامه و رادیو و تلویزیون شکل میگرفت _ابزاری که همچنان برای فرد ممکن بود تا برای مدتی هم شده خود را از آنها جدا کرده و از آن فاصله بگیرد_ که همچنان نوعی از فضای تنفس را برای فرد باز میگذاشت تا نسبت به آنچه دریافت میکند کمی با دیده تامل و تردید بنگرد، اما در زمانه اینترنت پرسرعت و گوشیهای هوشمندی که در جیب جا میشود و تبدیل به جز لاینفک هر فرد انسانی شده _آنچنانکه حتی در رختخواب نیز فرد را به حال خود وانمیگذارد_ با بمباران بیوقفه افراد با اطلاعات مهندسیشده عملن مجالی برای تنفس باقی نمیماند. از لحاظ معرفتی نیز، درحالیکه ابزار سنتی و اندک مدرنترِ (رادیو و تلویزیون) جریان شکلدهی به افکار عمومی افراد را در نوعی شک و تردید روانی و معرفتی قرار میداد، ابزارهای مدرنتر همچون گوشیهای هوشمند افراد را بسوی نوعی از جزمگرایی و دگماتیسم سوق میدهد که امکان هرنوع گفتگویی خلاف جریان پروپاگاندا و جنگ رسانهای را غیرممکن میسازد.
@BeKhodnotes
462
Repost from حسین قتیب
در کتیبهای از دورهٔ شاه سلطان حسین صفوی بر ایوان عالیقاپو آمده است:
از بقاى امر شاهنشاه دين
داور دين پرور « #ايران زمين»
كلب درگاه على فخر شهان
حامى دين نبی جان جهان
این کتیبه یکی از اسناد روشنی است که ادعای تازهبودن نام «ایران» را رد میکند. دستکم در زبان رسمی دربار صفوی، «ایرانزمین» نام قلمرویی شناختهشده بود که شاه بر آن فرمان میراند. همنشینی «ایرانزمین» با «دینپرور» و «آستان علی» نیز برداشت حکومت صفوی از خود را نشان میدهد: پادشاهیِ ایرانی با مفهوم داد و با مشروعیت شیعی. این یک دولتملت پسااستعماری نیست، و ایران بهروشنی نام یک سرزمین تاریخی و واحد سیاسی است و گواهی به هویت تمدنی و سیاسی می دهد، و بر خلاف ادعاهای عوامانه و مغرضانه اختراعی متعلق به دوران معاصر نیست.
462
جناب بودا در داماپادا، مجموعه گفتارهای منسوب به بودا، میفرماید:
پابند واقعی از جنس آهن و چوب و زنجیر نیست. بلکه شیدایی و شوق به جواهرات و زیورآلات، زن و فرزندان، پابندهای به مراتب سفت و سختتری هستند، که شخص را زمینگیر میکنند، و هرچند ضعیف به نظر میرسند، اما بازکردنشان بسیار سختتر است. خردمندان با صرفنظر کردن از لذتهای حسی و آرزوی آنرا داشتن از دنیا عبور میکنند.
البته این مضمون، مضمون نویی نیست و جانمایه بیشتر سنتهای عرفانی را تشکیل میدهد— یعنی همان گذر کردن از خواستهها یا آنچه در ادبیات دینی اسلامی از آن با عنوان نفس امّاره یاد میشود که به خواستنهای بیشمار امر و فرمان میدهد.
این همان مضمونی است که بعدتر در اروپای قرن نوزدهم، توسط شوپنهاور، تحت عنوان متافیزیکِ خواست، در قالب و چارچوبی کانتی، ساماندهی و مدوّن گردید، که به موجب آن، جهان و هستی چیزی نیست مگر بازنمود و تجلی یک خواستِ کور، زیرا هرچه در این دنیاست در پی خواستن و خواستنِ بیشتر است، و رهایی نیز ممکن نخواهد بود مگر با کنارهگیری هرچه بیشتر از تجلیّات و نمودهای این خواست، که از طریق زهد و ریاضت ممکن میشود.
@BeKhodnots
462
+2
سرنوشت و بخت در الهیات مینوی خرد
یکی از مضامین اساسی که در الهیات مینوی خرد تکرار میشود و بنوعی یکی از بنمایههای کتاب را شکل میدهد، اهمیت بخت و اقبال و تقدیر و سرنوشت است که از ابتدا نگاشته شده است و کسی را یارای گریز از آن نیست، حتی به نیروی خرد! اما با کوشش و دعا میتوان این امر مقدر شده را به تعجیل انداخت و یا بر آن افزود—آنچه در کتاب با واژه «بَغو-بخت» مشخص شده است. بعبارت دیگر، میتوان از ایزدان [فرشتگان] درخواست نیکییی افزون بر نیکی از پیش مقدر شده کرد، و آنها نیز این نیکی را میبخشند، هرچند اهریمن آنرا میدزدد و به بدکاران میدهد. البته، این نیکیِ به تاراجرفته نیز در روز حساب از بدکاران ستانده و به صاحب اصلیِ نیکوکار آن برگردانده میشود.
@BeKhodnotes
462
Repost from خرمگس
فرهاد قنبری
چرا از روشنفکران ایرانی گریزانم.
"ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت های دلپذیر"
(از نامه سهراب سپهری به احمدرضا احمدی)
اول باید عرض کنم که هیچ مشکل شخصی با هیچ فردی در جایگاه روشنفکر و استاد دانشگاه و نویسنده و سینماگری ندارم و تمام مسئله «جایگاه اجتماعی» و تاثیر مخرب اندیشههای مغشوش آنها بر روی افکار عمومی است.
۱- روشنفکر جامعه ما بیشتر از آنکه اهل مطالعه و تامل دقیق باشد و تاثیر سخن خود را بسنجد بیشتر دنبال حرافی و دیده شده است. روشنفکر جامعه ما از ترس از دست دادن مخاطب به جای اینکه وجدان بیدار جامعه و پیشرو تودهها باشد، به پیرو و دنباله تودهها تبدیل شده است. روشنفکر ما به جای آنکه منتقد رسانههای ضدایرانی باشد، خود پیرو و دنباله رو آنهاست. روشنفکر ما به جای آنکه در نزدیک کردن افقهای گفتمانهای مختلف جامعه تلاش نماید، درصدد دمیدن بر نفرت و دوقطبی بیشتر در جامعه است. روشنفکر ما به جای اینکه منتقد تحریم و دخالت بیگانگان باشد، توجیهگر اعمال دشمنان کشور است. امروز روشنفکر ما به جای آنکه منتقد جو مبتذل و سخیف حاکم بر هنر و فرهنگ عمومی جامعه باشد، مدافع سرسخت و پیرو آن است.
۲- روشنفکری ما طی یک قرن گذشته تا آنجا که می توانسته بر وجوه مختلف تاریخ و فرهنگ این سرزمین تاخته و به اسم مبارزه با دگماتیسم و تبلیغ جهان وطنی، هر چیزی را که اندک رنگ و بوی ملی داشته را به بوته نقد و تمسخر سپرده است.
عرفان ایرانی توسط بسیاری از همین روشنفکران به سخره گرفته شده است، شاعران ایرانی با اتهامات مضحکی چون شاعران درباری و ستایشگران شاهان و پادشاهان (این در حالی است که بسیاری از هنرمندان بزرگ غرب هم زیر چتر حمایتی پادشاهان و حاکمان توانسته اند آثار خود را ثبت و ماندگار نمایند) و امثالهم زیر بوته تمسخر و نقد رفتهاند. موسیقی ایرانی عرعر و هاهاهای کسل کننده نامیده شده است و بسیاری از آیین و رسومات ایرانی به اسم خرافات و نژادپرستی و خودبزرگ بینی و امثالهم از سوی این جماعت، مورد تمسخر و اهانت واقع شده است.
۳- بخشی از این روشنفکران در عقب راندن فرهنگ سیاسی و تقلیل شهروند ایرانی به بخشی از فلان عشیره و قیبله تلاش میکنند. برخی از آنها با تزریق عصبیت قومی و قبیلهای باعث تقویت فرهنگ سیاسی عقبمانده و خشن و غیرستیز میگردند. در این سالها حمله به زبان فارسی با کد اسرائیل ساخته «زبان مادری» به متاع جذاب محافل روشنفکری فارسی تبدیل شد و قوم مندرآوردی به نام قوم فارس (ما ایرانی داریم و چیزی به نام قوم فارس وجود خارجی ندارد) عامل فاشیسم و سرکوب اقوام ایرانی معرفی شد.
۴ - روشنفکر ایرانی دانسته یا ندانسته (به نظرم عمده از سر ناآگاهی و جهل) به تمام مولفههای هویت ساز ایرانی حمله کرده و تبر به ریشه هویت ایرانی که خواسته تمام دشمنان کوچک و بزرگ ایران است میزنند. آنها به بهانه مبارزه با دگماتیسم و شوونیسم (به خدا اگر معنی این مفاهیم را هم بدانند) به کوروش و داریوش و حافظ و سعدی و سایر بزرگان فرهنگ و تاریخ این سرزمین حمله کرده و در حال خدمت به دشمنان هویت ایرانی هستند.
۵- بخشی از آنها به واسطه عدم شناخت صحیح مفاهیم فلسفی و تاریخی و عدم فهم تاریخ دین و سنت در حال تزریق یک نفرت بسیار خطرناک و البته کور نسبت به نهاد سنت و دین در این جامعه هستند. نفرتی که در شرایط بحرانی میتواند چنان خشونت و سبعیتی را به نمایش بگذارد که دست داعش و داعشیان را از پشت ببندد.
۶- بخشی از آنها به بهانه مبارزه با دیکتاتوری و فاشیسم و برخی واژههای تکراری از این قبیل در ایجاد نفرت مردم از جامعه خود و در مقابل شیفتگی بیمارگونه نسبت به جوامع غربی و نفرت مالیخولیایی از جوامع آسیایی و از بین بردن روحیه ملی و امید در جامعه قدم برمیدارند.
👈 نقد ما به کنشگری این جماعت که به بوقچیهای تبلیغاتی دشمنان این سرزمین تبدیل شدهاند، نه نقدی شخصی، بلکه برای دفاع از سرزمین و وطنی است که در آن زندگی میکنیم. نقد ما به کنشگری این افراد به واسطه تلاش آنها برای خالی کردن و زدن زیر پای فرهنگ و تاریخ و هویت ایرانی و تزریق یک نفرت خشن نسبت به سنت و تاریخ و میراث فرهنگی ایران و در نهایت متنفر کردن مردم از جامعه و وطن خویش است. زبان تلخ ما در خطاب قرار دادن این جماعت به خاطر دفاع از منافع عمومی این سرزمین است وگرنه نه بیکاریم، نه سرخوشیم، نه به مرض ساز مخالف زدن دچاریم، نه خوشی زیردلمان زده است و نه از کسی کینه و نفرت شخصی داریم که مدام این قبیل سخنان را تکرار کنیم و مدام هم طعنه و توهین بشنویم.
@kharmagaas
462
به یاد دارم روزی که این ویدئوی مصاحبه شبکه آمریکایی سی ان ان با افرادی در ایران را دیدم که بسیاری از انتخاب ترامپ حمایت میکردند، بسیار ناراحت و خشمگین شدم، از اینکه چطور مردمان کشوری میتوانند تا به این حد از حماقت و نادانی برسند که از پیروزی شخصی شاد شوند که در ۴ سال دور اول ریاست جمهوریاش شمشیر را علیه کشوری که در آن زندگی میکنند از رو بسته بود. تا اینکه بتازگی این ویدئو را از فائزه هاشمی رفسنجانی دیدم، و متوجه شدم که چگونه، در کنار شبکههای ماهوارهای و اینترنت، جریانهایی نیز در داخل و از دل حکومت، به ایده ترامپ بعنوان منجی و نجاتدهنده دامن زدند. ناخودآگاه بیاد این شعر جناب حافظ افتادم که:
من از بیگانگان هرگز ننالم/که با من هرچه کرد، آن آشنا کرد!
@BeKhodnotes
462
+4
پارسایی
یکی از مهمترین مضامینی که در کتاب مینوی خرد بسیار تکرار میشود پارسایی و نیکی است. و این پارسایی در کنار اینکه دارای اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک است، به حیات اخروی و زندگی مینوی باور راسخ دارد. چنین شخصی گیتیآرای—که شاید بتوان آنرا بمعنای کسی که زندگی مادیِ دنیوی را آنچنان میآراید که انگار اصالت با این زندگی دنیوی است—نیست، مرگ-آگاه است، خرسند و قناعتپیشه است، و اصالت و اهمیت را به زندگی مینوی پس از مرگ میدهد. بسیاری از این مفاهیم زرتشتی بخوبی در سنت اسلامی، بخصوص عرفان اسلامی، هضم و جذب و تبديل به مضامین اصلی آن شدند.
@BeKhodnotes
462
+2
درویشی و خرسندی
آنچه در این بندهای کتاب مینوی خرد جالب توجه است ارزشمند بودن درویشی مادی و قناعت است. براین اساس انسان میتواند بلحاظ مادی درویش و فقیر باشد، اما بلحاظ معنوی خرسند و قناعتپیشه. و بالعکس، انسان میتواند در ظاهر و بلحاظ مادی ثروتمند و توانگر باشد، اما بلحاظ درونی آزمند و حریص. و درویش حقیقی این دومی و توانگر واقعی آن اولی است.
جالب توجه این بیت شعر حافظ است که طابق النعل بالنعل انعکاس دهنده این فرازها از کتاب مینوی خرد است:
در این بازار اگر سودیست با درویشِ خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
بنظر میرسد حافظ به این اثر دسترسی داشته و آنرا مطالعه کرده است که واژه به واژه آنرا در این بیت انعکاس داده است. و چون این اثر به زبان فارسی میانه یا پهلوی ساسانی نوشته شده بوده، احتمالا حافظ این زبان را میدانسته است!
این مفهوم درویشی و خرسندی در دوره اسلامی تبدیل به یکی از مفاهیم بنیادین در عرفان اسلامی میشود که شعر حافظ نیز یکی از نمودهای آن بشمار میرود.
@BeKhodnotes
462
+2
درویشی و خرسندی
آنچه در این بندهای کتاب مینوی خرد جالب توجه است ارزشمند بودن درویشی مادی و قناعت است. براین اساس انسان میتواند بلحاظ مادی درویش و فقیر باشد، اما بلحاظ معنوی خرسند و قناعتپیشه. و بالعکس، انسان میتواند در ظاهر و بلحاظ مادی ثروتمند و توانگر باشد، اما بلحاظ درونی آزمند و حریص. و درویش حقیقی این دومی و توانگر واقعی آن اولی است.
جالب توجه این بیت شعر حافظ است که طابق النعل بالنعل انعکاس دهنده این فرازها از کتاب مینوی خرد است:
در این بازار اگر سودیست با درویشِ خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
بنظر میرسد حافظ به این اثر دسترسی داشته و آنرا مطالعه کرده است که واژه به واژه آنرا در این بیت انعکاس داده است. و چون این اثر به زبان فارسی میانه یا پهلوی ساسانی نوشته شده بوده، احتمالا حافظ این زبان را میدانسته است!
این مفهوم درویشی و خرسندی در دوره اسلامی تبدیل به یکی از مفاهیم بنیادین در عرفان اسلامی میشود که شعر حافظ نیز یکی از نمودهای آن بشمار میرود.
@BeKhodnotes
462
+2
بندهای دیگری از مینوی خرد درباره خیر و شر
اصولا خدا یا اورمزد نمیتواند بوجودآورنده بدیها باشد. و هرچه ازوست نیکوست. اما در عینحال شرور و بدیها نیز وجود خارجی دارند. اینها نمیتوانند مخلوق اورمزد باشند که نیکی محض است. پس از نیروی اهریمن و یاران اهریمنیاش یعنی هفت سیاره ناشی میشوند که برهم زننده کار اورمزد و یاران مینوی و آسمانیش یعنی امشاسپندان و برجهای دوازدهگانه آسمانیاند.
نکته دیگری که در این بندها از کتاب مینوی خرد جالب توجه است اشاره به این مطلب است که گیتی در ذات خود شر و بد نبوده و در آغاز آفرینش که اهریمن هنوز در امور گیتی وارد نشدهبود، اوضاع در آن بخوبی پیش میرفته است. این آموزه بنظر یک تفاوت مهم را با ماجرای هبوط در ادیان ابراهیمی نشان میدهد که در آن دنیای مادی یا همان گیتی حاصل گناه اولیه است.
از همینرو، طبق الهیات مینوی خرد، اهریمن پس از نه هزار سال نیرویش رو به افول گذاشته و خیر و نیکی پیروز خواهد شد و گیتی و این دنیای مادی نیز بسامان میشود.
@BeKhodnotes
462
این هم فراز دیگری از مینوی خرد در بیان نحوه پیدایش دوگانه/ثنویتِ نیک و بد یا خیر و شر.
براين اساس، نیروهای خیر و نیکی که همان امشاسپندان یا فرشتگان مقربند، آفریده اورمزد و برآمده از روشنایی اویند؛ درحالیکه نیروهای شر و بدی فرزندان نامشروع اهریمن.
عامل همه بدیها و شرور نیز هفت سیاره (کیوان، هرمز، بهرام، ناهید، تیر، گوزهر، مش پارگ) و عامل خیر و نیکیها نیز دوازده برج یا سپهبد که نماد نظم (اَشه) هستند دانسته شدهاند.
در نهایت اما اهریمن پس از ۹هزار سال از فعالیت بازمیایستد و امور به حالت بیآفتی نخست بازمیگردند.
@BeKhodnotes
462
دوگانگی بنیادین و ذاتی نیک و بد
این فقره از کتاب مینوی خرد بخوبی تضاد و دوگانگی ذاتی دو نیروی خیر و شر را در عالم، طبق الهیات زرتشتی نشان میدهد. خیر و شری که بهیچوجه نمیتوانند از منبعی یکسان ناشی شوند. این نگاه بیک معنا نیز پاسخی به مسئله شرور بدست میدهد که معضلی بزرگ را بخصوص در ادیان یکتاپرست ایجاد میکند: اینکه همهچیز، خیر و شر، در نهایت به خدا بازمیگردد! براین اساس، عالم صحنه نبرد دو نیروی بنیادین و متمایز است که افعال هیچک را نمیتوان و نباید به دیگری نسبت داد.
@BeKhodnotes
462
Repost from خرمگس
عبید زاکانی در رساله «صد پند» میگوید: «در شرابخانه و قمارخانه و مجلس قحبگان و مطربان، خود را به جوانمردی مشهور مکنید تا برای هر چیز به شما رو نکنند»
حال این ابله دقیقا شبیه به «جوانمردان قحبهخانه» است که برای هر چیزی روی او حساب میکنند.
طبق اعلام رسانهها سالهاست امورات زناشویی خود را برونسپاری کرده است. اینجا هم به زبان بیزبانی میگوید آی آمریکاییها و اسرائیلیها، ایران را از دست آخوندها بگیرد و به من بدهید آنوقت هرمز را میهم. موشک را میدهم، هستهای را میدهم و...
چرا؟
چون جوانمرد مجلس قحبگان است:-)
@kharmagaas
462
Repost from یادداشت های حسن انصاری
دنبال کردن و ديدن اين بوق بیوطن دشمنساخته اگر سابقا نشانه مهمی بر بی تفاوتی نسبت به وطن و سرنوشتش و همراهی با دشمنان اين مرز و بوم بود اينک ديگر نشانه بلاهت است و بی تردید ترحم برانگيز! اگر ايرانی هستی با خاموش کردن هميشگی اين بوق ايرانستيز در خانه و محل کارت نشان بده نه بیوطنی و نه نادان!
https://t.me/azbarresihayetarikhi
462
مینوی خرد
(پهلوی: Mēnōg ī Xrad — روح خرد)
یکی از زیباترین و خوشساختترین آثار بازمانده از زبان پهلوی ساسانی است. این کتاب در قالب گفتوگویی میان یک انسان دانا و «مینوی خرد» نوشته شده؛ گفتوگویی که از اخلاق و شیوهٔ درست زندگی تا سرنوشت روان پس از مرگ، جهانشناسی زرتشتی، سیاست و آیین کشورداری را در بر میگیرد.
کتاب با دیباچهای کوتاه آغاز میشود و سپس در ۶۲ پرسش و پاسخ ادامه پیدا میکند. پرسشکننده، مسائل گوناگون زندگی و دین را مطرح میکند و مینوی خرد پاسخهایی روشن و حکیمانه میدهد.
موضوعهای اصلی کتاب عبارتند از:
- اخلاق و فضایل: راستی، دادگری، میانهروی، قناعت، سختکوشی و پرهیز از آز، خشم، حسادت و دروغ
- سرنوشت روان پس از مرگ و عبور از پل چینود/چینوت
- نسبت بخت (تقدیر) و کوشش انسان
- روایتهایی از شاهان و پهلوانان اساطیری ایران؛ جمشید، فریدون، گرشاسپ و افراسیاب
نویسندهٔ کتاب ناشناخته است، اما احتمالاً از موبدان یا دانشوران زرتشتی بوده است. هستهٔ اصلی آن به اواخر دورهٔ ساسانی برمیگردد و تدوین نهاییاش احتمالا به سدههای نخستین پس از اسلام نسبت داده میشود.
متن اصلی به پهلوی نوشته شده و نسخه هایی به پازند و ترجمهٔ سنسکریت نیز از آن باقی مانده.
از میان ترجمههای فارسی، ترجمهٔ دکتر احمد تفضلی همچنان معتبرترین و پرکاربردترین است.
@BeKhodnotes
