کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی
Open in Telegram
این کانال با هدف بیان اندیشه های اقتصاد و اقتصاد سیاسی وکنار زدن تابوهای موجود برسرراه درک جامعه دست یاری شمارا می فشرد
Show more2 386
Subscribers
No data24 hours
+127 days
+2630 days
Posts Archive
▪︎ این لیست جدیدترین لیست است که از کشورهایی که بیشترین پناهدگان را در خود دارند !
▪︎ مشاهده این لیست که تازه فقط آمار پناهدگان رسمی است و متاسفانه آمار حتی تا دو برابر این آمار را در حال غیر رسمی محتمل می داند برای کسانی که با نگاه استراتژی، وطن دوستی، هوش مالی و میان مدت و بلندمدت به ایران نگاه می کنند آسیب ها و برداشتهای مختلفی ایجاد میکند.
▪︎ امیدوارم تا دیر نشده است مسئولین برای در امان ماندن از خطرهای ناشی از آن تدبیری فوری و جدی و قاطع بیاندیشند و ماهم به عنوان قشر دانشگاهی و شهروندان ایرانی نسبت به موضوع سنجیده و آگاهانه عمل کنیم.
Ⓜ️ کدام کشورها برای آینده آمادهترهستند؟
➕در کنفرانسی که اخیراً شرکت کرده بودم، گزارشی از یک تیم تحقیقاتی متشکل از گوگل، مؤسسه دکارت برای آینده (در پاریس) و دولت قطر عرضه شد که خلاصه ای از آن در زیر ارائه میگردد.
➕ مبنای این تحقیق در آمادگی و برنامهریزی کشورها برای آینده دیجیتال است که آن را "شاخص آمادگی اقتصادی برای آینده" نامیدهاند (Future Readiness Economic Index). فناوریهای دیجیتال، بنیان تحول اقتصادی و بهبود وضع اقتصادی شهروندان در آینده قلمداد شدهاند.
➕پرسش اساسی این است که دولتها چه میزان برای شرایط و وضعیت جدید دیجیتالی جهانی برنامهریزی کرده و آماده شدهاند؟ تحقق چنین افقهایی برای کشورها بستگی به این دارد که تا چه اندازه با دیگر کشورها همکاری کرده و طرحهای مشترک دارند، زیرا مبنای تولید ثروت، اتصال و یادگیری از یکدیگر است. در یک کلام، چندجانبهگرایی در اقتصاد ملی و سیاست خارجی زیربناهای اینگونه آمادگیها برای آینده هستند.
➕در این تحقیق چهار زمینه و متغیر در سنجش وضعیت و جایگاه کشورها در آمادگی آنها نسبت به آینده مورد ارزیابی قرار گرفتهاند:
۱. سرمایه فیزیکی
۲. سرمایه انسانی
۳. فناوری
۴. رقابتپذیری
➕در بخش سرمایه فیزیکی، سه تقسیمبندی قابل ملاحظه است: ساختار عمرانی دیجیتال، ساختار حمل و نقل و ساختار انرژی. در در این بخش، به دسترسی اینترنتی، سرمایهگذاری در حمل و نقل و دسترسی به برق و دانسیته یا تراکم انرژی اشاره شده است.
➕در قسمت سرمایه انسانی، به اهمیت جذب، گسترش، حفظ و آموزش مهارتها پرداخته شده است. در این قسمت، از واژۀ جذب و بهدست آوردن مغزها (Brain gain)، دانشجویان خارجی، برابری جنسیتی در مشاغل با مهارت بالا، مزایای بازنشستگی، ارتباط مستقیم نظام آموزشی با اقتصاد ملی و مهارتهای دیجیتالی استفاده شده است.
➕در زیرمجموعه فناوری، به استفاده دیجیتالی، تولید محتوای دیجیتال و انقلاب صنعتی چهارم (روش تولید کالا از طریق فناوریهای نوین، اتوماسیون و اتصالات بینالمللی از طریق زنجیره پخش قطعات) اشاره شده است. در این زیرمجموعه، خرید اینترنتی، مشارکت الکترونیک، گسترش نرمافزار و هوش مصنوعی و اینترنت اشیا آورده شدهاند.
➕در نهایت در قالب رقابتپذیری، به سیاستگذاری دیجیتال، محیط بازار، تحقیق و توسعه و فناوری اشاره میشود. در این قسمت، امنیت سایبری، امنیت اطلاعات، کارآمدی نیروی کار، رتبهبندی دانشگاهها، مقالات علمی، هزینههای تحقیق و توسعه، صادرات hi-tech، فعالیت در تولید کالاهای جدید و وضعیت صنایع hi-tech دیده میشوند.با توجه به این معیارها و پنچمارکها، ده کشور اول در این تحقیق از میان ۱۲۴ کشور مطالعه شده، سطح آمادگی اقتصاد آنها نسبت به آینده به ترتیب زیر هستند:
● سنگاپور، دانمارک، سوییس، آمریکا، سوئد، فنلاند، نروژ، هلند، انگلستان و استرالیا
📌اولین کشور خاورمیانهای، امارات با رتبه ۲۷ درج شده است. رتبههای قابل توجه دیگر به ترتیب: کرهجنوبی (۱۳)، آلمان (۱۶)، فرانسه (۲۱)، اسراییل (۲۴)، قطر (۳۴)، چین (۳۸)، عربستان سعودی (۴۲)، روسیه (۴۸)، ترکیه(۵۳)، کویت (۵۸)، ویتنام (۶۱)، عمان (۶۳). رتبه ایران ۸۷ است که در کنار بولیوی (۸۶) و پاراگوئه (۸۵) قرار گرفته است. بررسی رتبههای ایران نشان میدهد که در مجموع، رتبهبندی کل کشور زیر ۵۰ درصد است.
➕ در بخشهای حمل و نقل، صنایع مبتنی بر فناوریهای جدید، آموزش مهارتهای نوین، هزینههای تحقیق و توسعه و جذب متخصص، اقدامات فراوانی باید صورت پذیرد. عموم کشورهایی که ۵۰ رتبه اول را کسب کردهاند، اولویت حکمرانی در رشد و توسعه اقتصادی، همسویی سیاست خارجی با توسعه ملی، بهکارگیری گستردۀ قشر متخصص، شفافیت در حکمرانی و اتصالات وسیع جهانی بهویژه در تولید کالاها و یادگیریهای دیجیتال، مشترکات آنها محسوب میشوند.
📝 دکتر محمود سریعالقلم
🗿تلنگر
🖋️مجتبی مطهری فرزند دوم استاد مرتضی مطهری
😩چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر میشود؟
از دختر دبستانی روستایی، فقط کفشهایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه ی خفه شده ی او، پس از تعرض یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او گفت: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، آن را عملی کردم!" چگونه است که در ایران، این نیت های پلید شیطانی، زود به مرحله عمل میرسند؟
اگر قرار باشد نیت شیطانی این قدر سریع ایجاد شده و به مرحله ی عمل برسد، در کشورهای غربی، که استخرها مختلط، مشروب فروشیها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلم های شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه ده ها هزار نفر مورد تعرض قرار گیرند.
پاسخ سؤال در این نکته است که این جمله ی سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم)، در حقیقت جملهای چهار قسمتی است: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، "دیدم انگار در این مملکت، کسی به کسی نیست"، نیت خود را عملی کردم!"
کشورهای غربی با درست در اختیار گرفتن قدرت رسانهای، به هر نافهمی فهماندهاند که در این شهر، نسبت به جرم های خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران، حساسیت زیادی وجود دارد و "کسی به کسی هست!" وقتی دختر ده سالهای به نام "هولی جونز" در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز، "خبر اول" تمام شبکههای مهم خبری آن کشور بود!
ما چه میکنیم؟ فورا این گونه اخبار را پنهان میکنیم تا زمان دستگیری احتمالی مجرم!
آیا از کم شعوری غربی هاست که برنامههای مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش میکنند؟
اتفاقا غربیها در این موارد، بسیار عاقلانه عمل میکنند چون میدانند مسئله ی اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر، به مجرمان بعدی است که این جا، شهر است نه جنگل؛ و ربودن یک کودک و یا تعرض به او، یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض میکند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف میبیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف میکند. ولی در غرب، کودک، از جامعه ربوده میشود نه از خانواده؛ و جانی میداند از فردا، جنایت او مورد توجه همه ی رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
من نمیدانم تعداد "جنگل بانان" در این کشور چند نفر است ولی هر چه هست، تعداد "جنگل بینان"، یعنی کسانی که جامعه ی ایران را مثل "جنگل" تلقی میکنند و از قمه کشی و ربایش و تهدید و تجاوز و جرم های دیگر ابایی ندارند، کم شمار نیست.
به سبب جمعیت رو به رشد "جنگل بینان" است که اگر آینه ی دو خودرو، کمی با شدت به هم برخورد کند، پیاده شدن از خودرو با قمه، منظره ی نادری در تهران نیست!
مردم عادی به کنار، در کدام کشور جهان، شروران در مواجهه با پلیس، به جای فرار، مکررا با قمه به مأموران مسلح حمله میکنند؟ آیا این پدیدهها دلیلی بر گسترش تعداد "جنگل بینان" نیست؟
و همچنین است داستان اختلاس، رشوه، غارت بیت المال و...
نماز صبح، رادیو را باز میکنید، پیام اخلاق میدهد، از خانه خارج میشوید، بر دیوار روبرو، پیام اخلاقی نوشته است. در و دیوار شهر، پر است از تابلوها و بیلبوردهای اخلاقی.
تلفن های همراه پی در پی پیام های اخلاقی از دوستانمان، گروه های وایبری، فیس بوکی و تلگرامیمان برایمان باز میکند.
بالای سربرگ نامه های اداری مان، پیام اخلاقی نوشته است، آخوند اداره مان، ظهر، کلی برای ما اخلاق میبافد. عصر به مراسم ختم میرویم، کلی اخلاق میآموزیم.
از ده شبکه ی سیما، دست کم در هر زمان، شش تا مستقیم، سخنرانی فلان آقا را پخش میکند که پیام اخلاق میدهد. آن هایی هم که فیلم پخش میکنند، همان حرف ها را از زبان هنرپیشگانشان، دوباره به خوردمان میدهند!
راستی اگر بنا بود این پیام ها کاری بکند، ما الان باید در بهشت اخلاق زندگی میکردیم! نیاز به چک و سفته و ضامن، برای پول دادن و گرفتن و کاسبی نداشتیم. کلانتری ها و دادگاه های ما، مانند سوئیس بیکار بودند!
آقای قاضیالقضات ما چند روز پیش، فرمودند: "ما پانزده میلیون پرونده در نوبت دادرسی داریم!"
اگر بپذیریم که هر پرونده حداقل دو شاکی و متشاکی دارد و هرکدام، حداقل یک خانواده ی سه نفره و نه بیشتر باشند، تعداد افراد درگیر دادگستری ایران، رقم سرسام آور میلیون نفر است و فاجعه یعنی این!
ای قربان درس اخلاق دادنتان!
میبینید همه چیزمان به همه چیزمان میآید:
بیشترین متخصصان پزشکی؛ و بیشترین آمار بیماری!
بیشترین روحانی و معلم اخلاق؛ و بیشترین پرونده ی دادگستری و کلانتری!
بیشترین بانک و سیستم حسابرسی؛ و بیشترین دزدی و اختلاس!
ما خنده دارترین مردم جهانیم!
هیچ جا و هیچ کس را هم در دنیا آدم حساب نمیکنیم.
@danaeeii
🔹 چرا آموزش تاریخ در برخی از حکومتها حساسیت برانگیز است؟
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
سید جواد طباطبایی در گفتوگویی که حدود سه دهه پیش با مجله نقد و نظر انجام داد اروپای مدرن را بر خلاف تصور ما، تاریخیتر از ایران معرفی کرد با این استدلال که اروپاییها به تاریخ گذشته خود بازگشتند و آن را در افق امروز بازخوانی کردند ولی ایرانیها به رغم پیشینه تمدنی شگرف از غور در تاریخ خود غفلت کردند.
اما واقعیت این است که دانش تاریخ برای برخی از حکومتها کابوس محسوب شده و تلاش می شود تا به صورت سیستماتیک مورد بیاعتنایی و فراموشی قرار گیرد. آموزش تاریخ در مدارس به امری ملالآور تبدیل شده و هر گونه خوانش متفاوت از آن با بازخواست مسئولان مواجه میشود. حال شاید بتوان برای این بیمهری هدفمند برخی از حکومتها با تاریخ و آموزش آن دلایل زیر را اقامه کرد:
✅ تاریخ وعدههای حاکمان و اشتباهات ملت را یادآوری میکند: اگر چه حکومتها بر روی حافظه کوتاه مدت شهروندان حساب ویژه ای باز کردهاند ولی مطالعه تاریخی در سطح عمومی آن میتواند این محاسبه را بر هم زند. تاریخ به شهروندان میآموزد که به مواجهه انتقادی با کارنامه خویش پرداخته و از اشتباهاتشان عبرت بگیرند. از همین رو خواندن تاریخ میتواند آنها را در چهارراه حوادث به تامل واداشته و از هواداری توده وار و احساسی نسبت به یک جریان بازدارد. از سوی دیگر تاریخ به نوعی یادآوری وعده های تحقق نیافته رهبران نیز محسوب می شود. دانشی که میتواند بی اعتباری خیال اندیشیهای غیرواقعی و آرمانهای توهم آمیز را آشکار سازد.
✅ تاریخسازی فاتحان به وسیله تاریخخوانی شهروندان بی اثر می شود: روایت مشهوری وجود دارد که واقعیت را به خوبی بازگو میکند؛ تاریخ را فاتحان می نویسند. اگر به تاریخ نویسی پهلویها نسبت به دوره قاجار و روایت تاریخی جمهوری اسلامی نسبت به دوران پهلوی نظر کنیم متوجه میشویم که دغدغه فاتحان بیش از روایت بیطرفانه از تاریخ، مشروعیتبخشی به خود از طریق نفی گذشته بوده است. پهلویها دوره قاجار را سراسر خوشگذرانی و وطنفروشی به تصویر کشیدند و پهلویها هم توسط بعدیها حکومتهایی یک سره فساد، تباهی، و وابستگی معرفی شدند. این در حالی است که دسترسی شهروندان به منابع تاریخی غیرحکومتی چالش بزرگی برای فاتحان محسوب شده و روایت رسمی آنها را بیاعتبار میکند.
✅ نقادی تاریخ اگر جایگزین نقالی تاریخ شود میتواند برای حاکمان خطرناک باشد: خوانش تاریخ اگر صرفا به نقالی آن فروکاسته شود به ذکر مجموعهای از حوادث مرتبط با فرادستان یعنی حاکمان تبدیل میشود. تاریخی که در آن نقش مردم، فرودستان و فاعلیت آنها نادیده انگاشته شده است. این در حالی است که نقادی تاریخ به معنای نگاه جامعه شناختی به رویدادهای گذشته با هدف کشف منطق حاکم بر دورههای تاریخی و آشناییزدایی از آنها (کشف نظم در بینظمیها، و قاعده در استثناها) میباشد. این نگاه به تاریخ از آنجا که آگاهیدهنده و رهاییبخش بوده و قادر است که خواندن تاریخ را به زندگی روزمره پیوند زده و برای مسیر آینده کنشهای جمعی چشماندازهای امیدبخش ترسیم کند چندان برای برخی از حکومتها مطلوب نمیباشد.
سانحه هلیکوپتر و موج بازگشت از یکدستسازی
✍🏻 مجید شیعهعلی
رواج تئوریهای توطئه در کشورهای کمتر توسعهیافته و با سابقه سطحی از دخالت خارجی در گذشته تاریخی خود مانند کشور ما، باعث شده تا به طرح هرگونه ایده توطئه نیز با تردید نگاه شود. اما امکان وجود توطئه در یک حکومت غیردموکراتیک آن هم با وجود بحرانهای فزاینده در عرصههای گوناگون دور از ذهن نیست. لذا به سانحه هلیکوپتر با توجه به ابهامات شدید آن و تاثیر گستردهاش در مناسبات سیاسی کشور به عنوان یک توطئه نیز نگاه کرد و این احتمال را مطرح نمود که ممکن است جریانهایی با حذف آقای رییسی به دنبال به پیش بردن یک پروژه باشند. در روزهای اخیر احتمالات گوناگونی از دخالت کشورهای خارجی تا پروژه جانشینی مجتبی خامنهای مطرح شده است اما یک سناریو کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در سالهای اخیر پروژهای که با عناوینی مانند یکدستسازی یا خالصسازی نام گرفته فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است. این پروژه در بسیاری از حکومتهای استبدادی، به اجرا گذاشته شده است. به طور مثال چهرههایی همچون مائو در چین، استالین در شوروی و روبسپیر در فرانسه به تصفیههای خونینی که همراهان دیرینهشان را نیز قربانی ساخت مشهور هستند. در هر سه مورد فوق تصفیه ها از لایههای دورتر آغاز میشده و دایره حکمرانان را آنقدر کوچک میکرده که نزدیکترین افراد نیز از آن بیرون میافتادند. این تصفیهها معمولا با واکنش نخبگان سیاسی نزدیک به دیکتاتور روبهرو میشد. کسانی که حس میکردند ادامه این تصفیهها ممکن است گریبان آنها را نیز بگیرد به این اقدام واکنش نشان میدادند. ژوبسپیر که گردن تعداد زیادی از همراهانش را به گیوتین سپرده بود گردنش به گیوتین سپرده شد. مرگ مشکوک استالین توسط بسیاری از متفکرین از جمله آرنت به تصفیه ای که در آخرین روزهای زندگی آغاز کرده بود مرتبط دانسته میشود و مائو که تهدید را حس کرده بود گامی به عقب گذاشته و برخی از تصمیمات انقلاب فرهنگی را کنار میگذارد.
این تجربه صرفا محدود به موارد برجسته تاریخی نیست. از ۱۹۴۵ تا ۲۰۰۲ از میان ۳۰۳ دیکتاتور برکنار شده ۲۰۵ نفر از آنها توسط افرادی در داخل حکومت از قدرت کنار گذاشته شدهاند. این در حالی است که سهم خیزشهای مردمی تنها ۳۲ مورد و کنارگیری داوطلبانه در برابر فشار عمومی برای دموکراسی ۳۰ مورد بوده است. میلان سوولیک استاد علوم سیاسی در دانشگاه ییل، مقالهای در این رابطه نوشته و اشاره کرده تغییر توازن قدرت بین حاکم اقتدارگرا و سایر صاحبان قدرت عامل واکنش آنان نسبت به او است. اگر این فرض را محتمل بدانیم که جریانهایی درون قدرت از ادامه یکدستسازی احساس خطر کرده باشند و آن را خطری برای منافع سیاسی و اقتصادی خود بدانند میشود این احتمال را در نظر گرفت که سانحه ی هلیکوپتر، از یکسو هشداری برای راس حاکمیت و از سوی دیگر حذف آقای رییسی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای یکدستسازی در جهت متوقف ساختن آن باشد.
در صورتی که این احتمال را درست بدانیم، باید تصدیق کنیم هشداری که نهضت آزادی در بیانیه «پیامدهای یکدستسازی؛ نقض آزادی، حاکمیت ملت و بحرانهای جاری کشور» پاییز گذشته به حاکمیت داد دقیق بوده است. این حزب سیاسی مینویسد: «بر خلاف تصور باورمندان به روندهای تنگنظرانه و تمامیتخواهانه، شرایط امروز با دهههای پیشین نظام جمهوری اسلامی ایران به کلی متفاوت است…. این وضعیت، میتواند عوامل تزلزل سیاسی و حتی سقوط و حذف رهبران سیاسی و بانیان وضع موجود را فراهم آورد؛ چنانکه فیلسوف سیاسی معاصر هانا آرنت با طرح تشکیک در کیفیت مرگ استالین، درگذشت او را حاصل تصمیماتی میداند که رهبر مطلق اتحاد جماهیر شوروی و اسطوره کمونیسم در راستای تداوم روند تصفیههای سیاسی تدارک دیده بود و حال آن که در ۱۹۵۳، شرایط دهههای پیشین وجود نداشت…»
نحوه عجیب و بیسابقهی مراقبت از رهبری در مراسم نماز میت آقای رییسی را در این چهارچوب میشود فهمید. در همین ارتباط ریاست مجدد آقای قالیباف در مجلسی که جناح موسوم به پایداری در آن حضور پررنگی یافتند را نیز میشود توجیه کرد. در صورت محتمل دانستن این سناریو باید منتظر موج بازگشت از یکدستسازی و تغییر جدی در سیاستگذاریهای کلان کشور بود. در اولین گام میشود انتظار داشت که انتخابات ریاست جمهوری پیشرو رقابتیتر از انتخابات گذشته باشد و جریانهایی که به دنبال توسعه اقتصادی، عادیسازی روابط خارجی و بهبود تعامل با جامعه هستند شانس جدی در انتخابات داشته باشند.
✅ @Sahamnewsorg
💠💠💠
💢چرا ضریب هوش ایرانیان روبه نزول است؟
✍دکتر شهرام یزدانی
🔹 اعلام میانگین ضریب هوشی 84 برای ایرانیها، سبب تعجب بسیاری از نخبگان ایران گردید. عدهای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای اینجانب، این آمار هیچگونه جای تعجبی نداشت، زیرا این موضوع را در سال هفتاد و نه در سخنرانی در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه "ترقیق هوشی" پیش بینی کرده بودم.
🔹 در این مقاله به اختصار علل افت میانگین ضریب هوشی در کشور را بررسی خواهیم کرد و سپس به راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ خواهیم پرداخت.
☑️ ضریب هوشی چیست و اهمیت آن در چیست؟
ضریب هوشی یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریب هوشی صد میشود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود که این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.
🔹 برای به دست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تستهای خاصی استفاده میکنند که جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاه مدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضیات، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی میکند.
🔹به این ترتیب دستیابی به میانگین ضریب هوشی بالاتر یکی از ابزار توسعه و به طور هم زمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میگردد. ضریب هوشی اقوام و ملل
مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در کشورهای مختلف صورت گرفته است.
🔹 میانگین ضریب هوشی در آمریکا و انگلستان حدود 100 است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کرهای، هنگ کنگی و تایوانی 105 و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین 78 و 90 و برای کشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین 65 تا 75 است. در این میان کشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 کشور جهان دارا میباشد.
🔹 اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو کشور یا دو نژاد مواجه میشویم قایل شدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.
جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی متعددی روی ضریب هوشی تاثیر میگذارد وضعیت تغذیهای به خصوص در دوران کودکی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریب هوشی تاثیر میگذارند.
🔹 مهاجرت نخبگان و ضریب هوشی مهاجرت انتخابی نخبگان اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی است که بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعهای است. حال وقتی در یک جامعه شرایط به گونهای باشد که نخبگان در گذر زمان آن را ترک میکنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میکند، بلکه در دراز مدت، ذخیره ژنتیکی کشور را نیز فقیرتر میکند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود.
🔹این امر در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن به دقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیل کرده اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت میکنند. درصد متوسط مهاجرت سالانه تحصیل کردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان 17.2 درصد و ضریب هوشی متوسط این مهاجران 108.1 میباشد.
🔹این موضوع سبب شده است که میانگین ضریب هوشی اسکاتلندیها به طور متوسط در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل قبل کاهش پیدا کند و اسکاتلندیها در اواسط قرن بیستم به کمهوشترین ملت اروپایی (با میانگین ضریب هوشی 97) تبدیل شدند.
🔹 بر اساس آمار صندوق بین المللی پول، ایران با ضریب مهاجرت 15 درصد، رتبه اول را در میان 61 کشور توسعه نیافته و در حال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد که در طی سه دهه اخیر حداقل سه واحد از ضریب هوشی متوسط ایرانیها صرفا به سبب مهاجرت کاهش پیدا کرده است.
🔹 مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریب هوشی ملل نمیشود، بلکه این کشورها را از نوابغ تهی میسازد. با نگاهی به فهرست اسامی افرادی مانند لئوناردو داوینچی (ضریب هوشی220)، گوته(210)، پاسکال (195)، نیوتن (190)، لاپلاس (190)، ولتر (190)، دکارت (185)، گالیله (185)، کانت (175)، داروین (165)، موزارت (165)، بیل گیتس (160)، کوپرنیک (160) و اینشتین(160) به سادگی درمییابیم که توسعه دانش بشر در طول تاریخ بیش از هر چیز مرهون افراد نابغه میباشد. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیدهترین مشکلات یک کشور را دارا میباشند و مسوولیت راهبری کشور را در وضعیتهای بحرانی بر عهده دارند .
🔹 تاثیر نوابغ روی توسعه جوامع به حدی است که میتوان عبارت معروف «ملتی که قهرمان ندارد، هیچ چیز ندارد» را با جمله «ملتی که نوابغ را در مدیریت خود ندارد، به هیچ جا نخواهد رسید» جایگزین کرد.
🌺[⬅️ادب و اندیشه➡️]🌺
*بیچاره هادی و هادی ها*
این روزها پس از سقوط هلیکوپتر حامل رئیس دولت و مرگ او، سیل سخنانی غلوآمیز از کرامات او در جریان است که گاهی این شبهه پی میآید که آیا واقعا این جماعت در مورد رئیسی سخن می گویند؟!
آن رئیسی که شهره عام و خاص بود در عدم تسلط حتی بر سخن گفتن چه رسد به توانایی مدیریت هیمنه اجرایی کشور و دستگاه عدلیه. او که حتی از کمترین اطلاعات عمومی پیش پا افتاده برخوردار نبود چگونه یک شبه تبدیل به قدیسی بی بدیل شد؟
همزمان با این قدیس سازیها، کانالهای ماهواره ای قسمتهای پایانی فصل اول سریال حشاشین را پخش می کنند. این مجموعه که به زندگی ومدعای حسن صباح می پردازد در قسمت ۲۹ به قضیه ناپدید سازی پسر حسن صباح به نام هادی به دست نفر دوم جریان صباح می پردازد. هادی پسر صباح که گمان می رفت جانشین امام فرقه حشاشین شود در موضوع جانشینی با "بزرگ امید" که در سریال مصری " برزک عمید" نام دارد گفتگو می کند و برزک از بیم جانشینی هادی، او را ناپدید می سازد!
نکته جالب سریال اینجاست که در پی ناپدید سازی قهری هادی، برزک شروع به غلوهای عجیب و تقدیس هادی نزد پدر می کند. برزک می گوید سحرگاهان دیدم هادی در حالی که بوسیله ملائک احاطه شده بود به آسمان رفت تا در زمان ظهور امام غایب (نزار امام ادعایی فرقه صباح) با او بر زمین فرود آید. بیچاره پدر که می داند هادی چنین کراماتی نداشته و حتی به واسطه شرب خمر و عیاشی مورد قهر پدر هم بوده، حالا مجبور است کرامات ادعایی هادی را بشنود و لب بر نیاورد. اگر تکذیب کند خود را تکذیب کرده است و باید برزک را بکشد که نزدیک ترین و مطیع ترین افراد به اوست. پس مجبور به تایید کرامات هادی فرزند شرابخوار و عیاش و کم سواد و مردد و بی ایمان خود میشود.
حالا شده است قصه تقدیس رئیسی از دنیا رفته! در این مسابقه غلو و خالی بندی، اصولگرایان که می دانستند رییسی بنده خدا نه ویژگی خاصی داشته و نه کرامتی و مانده بودند تا پایان دوران مدیریتش، با سوتی های او چه کنند، حالا هر یک بر دیگری در بازگویی کرامات نجومی او پیشی می گیرند. تا جایی که فرماندار ترمز بریده نیشابور هم از رویت امام زمان عزادار بر رئیسی می گوید و از مثلثی عجیب می گوید. لابد در دولت بعدی، یک صندلی استانداری هم برای او خالی خواهد شد. هیچ آدم بیچاره ای هم در فرقه اصولگرایان جرات نخواهد کرد که کرامات رییس دولت و عزاداری امام زمان بر او را تکذیب کند همان گونه که حسن صباح هم جرات تکذیب پیدا نکرد.
بیچاره هادی و هادی ها!!!
#اختصاصی
✅راغفر، اقتصاددان در گفتگو با امتداد مطرح کرد؛
نهادهای قدرت نقش پررنگی در اقتصاد ایران داشته و پاسخگوی پیامدهای اقدامات خود هم نیستند/ در اقتصاد ایران، حتی با تغییر دولت، باز در همان در است و پاشنه همان پاشنه!/ حتی با آمدن رئیس جمهور و کابینه جدید، تغییری در این مسیر نخواهیم دید/ احتمالا شاهد تداوم همین دولت در چهار سال آینده خواهیم بود/ در صورت فشار آمریکا به چین درباره مبادلات تجاری پکن و تهران، چینیها به سهولت به این درخواست پاسخ مثبت خواهد داد
✍امتداد-محمد جعفری: حسین راغفر، اقتصاددان و استاد برجسته اقتصاد دانشگاه الزهرا در گفتگویی با امتداد، ضمن اشاره به وضعیت کنونی اقتصاد ایران و آینده کوتاهمدت و میانمدت متصور برای آن، اظهار داشت: نکته کلیدی در پاسخ به چگونگی وضعیت اقتصاد ایران در پی جان باختن رئیس دولت با توجه در پیش رو بودن انتخابات دور چهاردهم ریاست جمهوری در آینده این است که نقش دولت در شکلدهی به مسیر اقتصادی و ریلگذاری صورت گرفته چقدر بوده و خواهد بود. مسئلهای که در جواب آن، این نقش را بسیار کمرنگ تلقی میکنم.
🔹دولت، عملا نقش خیلی فرعی در شکلدهی به مسیر اقتصاد کشور را دارد. دولت، تنها مجری یک سری مطالباتی است که فراتر از دولت مطرح میشود. عمدتا هم نقش نهادهای قدرت در اقتصاد کشور، بسیار تعیینکننده بوده و در عمل، پاسخگو هم نیستند. ضمن اینکه، مسئولیت پیامدهای اقدامات خود را نیز نمیپذیرند و جملگی اینها به اسم دولت تمام میشود.
🔹تغییر دولت، هیچ تغییری در مسیر اقتصاد کشور به وجود نمیآورد. الا اینکه، آن مسیر کلی که دولت در آن نقشی نداشته، تغییر کند. امری که در واقع، اصلاح مسیری است که تاکنون-ظرف ۳۵ سال گذشته-عملا ریلگذاری شده و دولت بعدی هم بر همان ریل خواهد رفت. بر همین اساس، چشمانداز روشنی برای اقتصاد ایران در میان مدت نمیبینم.
🔹به عبارت دیگر، در اقتصاد ایران، حتی با تغییر دولت، باز در همان در خواهد بود و پاشنه همان پاشنه! دولت، اصلا نقش تعیینکنندهای در اقتصاد ندارد و حتی با آمدن رئیس جمهور و کابینه جدید، تغییری در این مسیر نخواهیم دید. به نظر میرسد که در دولت چهاردهم، شاهد تداوم همین دولت در چهار سال آینده خواهیم بود.
🔹همانگونه که اشاره کردم، چشمانداز مثبت و روشنی برای اقتصاد ایران در آینده کوتاهمدت و میانمدت نمیبینم و برعکس؛ ادامه این روند، میتواند به وخیمتر شدن وضع کنونی منجر شود. امری که برای چند سال آتی کشور، اصلا چشمانداز مطلوبی نیست.
🔹در انتخابات آتی ایالات متحده، اگر فرض را بر این بگیریم که دونالد ترامپ بر سر کار خواهد آمد-که شواهد اینگونه نشان میدهد-رویکرد ترامپ در دوره آتی حضور در کاخ سفید، بیشتر فشار بر پکن برای اعمال محدودیتهای اقتصادی آن با تهران خواهد بود. توجه داشته باشید که بزرگترین متقاضی نفتی ما هم چینیها هستند.
🔹شرایط کنونی دنیا با چهار سال قبل که ترامپ بر سر کار بوده، فرق کرده و احتمالا آمریکا سعی بر اعمال فشار حداکثری به چین در حوزه ارتباط اقتصادی آن با ایران خواهد داشت. به نظر میرسد که چینیها نیز به سهولت به تقاضای آمریکاییها پاسخ مثبت میدهند، چرا که پکن حجم مبادلات گستردهای، هم با واشنگتن و هم با اتحادیه اروپایی دارد.
🔹اینکه ما در این وضع، چقدر بتوانیم این فشارها را تا حدود زیادی مرتفع کنیم، بستگی به سیاستهایی دارد که دولت چهاردهم دنبال میکند. اگر همین مسیری را شاهد باشیم که تاکنون دنبال شده، فشار بر اقتصاد ایران قطعا بیشتر میشود. به نظر من، ظرفیت اصلاح رویه موجود در کشور وجود دارد اما، عزم سیاسی لازم برای این تغییر موجود نیست.
#امتداد
@emtedadnet
کانال محمد مهدویفر, [May 26, 2024 at 13:47]
🔵 شهر ری تهران در آستانه سقوط کامل.
❌کاربری به نام «بهار» در قالب یک رشتهتوئیت به بررسی اجمالی حال و هوای ناراحت کننده این روزهای شهر ری پرداخته:
❌شهرری دیگه حال وهوای ایرانی نداره! رستورانهای شهر ری، غذاهای افغانی دارن! در ایستگاه مترو، دهها افغانی و غذاهای افغانی میفروشن در بازار شهر ری، لباسهای افغانی سوغات افغانی و خوراکیهای افغانی فروخته میشه! چرا گذاشتید یه منطقه تاریخی و اصیل تهران کاملا افغانینشین بشه؟!هویت شهر ری، اصالت شهر ری، آدمهای شهر ری به راحتی آب خوردن تغییر کردند! این تغییر بافت جمعیتی شهر ری ظلم بزرگی بود به مردم تهران و ایران.
❌هر کسی پرسید حضور افغانها در ایران چه ایرادی داره؟ ببریدش ری تا ببینه چطور بافت فرهنگی و جمعیتی شهری به قدمت ری تغییر پیدا کرده. شهرری شهری به قدمت هشت هزارسال از کهنترین شهرهای ایران باستان، کاملا افغانینشین شده! از رستورانها تا مغازهها و افراد همه افغانی شدن! هر کسی پرسید سوغات شهر ری چیه؟ بگید افغانی. اونجا جز افغانی و لباس افغانی و غذای افغانی، سوغات دیگهای نداره! کهن شهر ایران، شهر ری در طول این سالها، افغانینشین شد.
این مجسمه بدون سر متعلق به کریستف کلمب، کاشف قاره آمریکا در شهر بوستون آمریکاست که در اعتراضات اخیر به نشانه اعتراض سرش از بدنش جدا شد! حالا چرا؟ چون کریستف کلمب یک بردهدار و نژاد پرست بود! این متن بخشی از نامه کریستف کلمب به ملکه اسپانیا پس از کشف قاره آمریکاست:
“این مردم دین ندارند و حتی بت نمی پرستند. بسیار نجیبند و نمی دانند بدی چیست. هیچ نوع سلاحی ندارند، نه یکدیگر را می کُشند و نه از هم سرقت می کنند. اگر اعلیحضرتین دستور فرمایند، می توانم تمام آنها را در همین جزیره (دومینیکا) به اسارت گیرم. پنجاه مرد کافیست تا کل این مردم را تحت انقیاد در آورید و به انجام دادن هر کاری وادار سازید...”
منبع: سفرنامه کریستف کلمب
🆔 @gozare_zamaan
─┅─═ঊঈ👑 ঊঈ═─┅─
خیلی عجیبه ولی قابل دیدن و تایید
وقتی میگن تمدن ایرانی و پارسی یعنی این👆
✅در جلسه انتخاب ریاست مجلس خبرگان رهبری چه گذشت؟
✍علی نظری سردبیر روزنامه مستقل
🔺ششمین دوره مجلس خبرگان رهبری روز سه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳ با پیام آیت الله خامنهای افتتاح شد.
در این جلسه از ۸۸ عضو مجلس خبرگان ۸۳ نفر از منتخبان جدید حضور داشتند.
آقایان آل هاشم و رئیسی که روز قبل در سانحه بالگرد کشته شده بودند.
۳عضو زنده دیگر این مجلس، غایبان نخستین جلسه افتتاحیه خبرگان ششم بودند.
🔺در حالیکه تا قبل از سقوط بالگرد، گمانهزنیها پیرامون ابراهیم رئیسی بود که بر کرسی ریاست خبرگگان بجای احمد جنتی جلوس خواهد کرد.
🔺اما با اتفاق غیر منتظره عصر روز ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ در ارتفاعات سونگون و ورزقان، نمایندگان تندروی مجلس خبرگان در انتخاب ریاست مجلس این دوره رکب خوردند و نتوانستند در مقابل جناح سنتی این مجلس که از وفاداران به رهبری بودند حرفی برای گفتن داشته باشند.
🔺محمدعلی موحدی کرمانی ۹۳ ساله از اعضای قدیمی خبرگان که به لحاظ اندیشه سیاسی اصولگرای سنتی و از متحدان مقام رهبری میباشد،با کسب ۵۵ رای از ۸۳ رای حاضر در این نشست بعنوان رئیس مجلس خبرگان دوره ششم برگزیده شد.
🔺۲۸ نفر از حاضرین در این انتخابات به موحدی کرمانی رای ندادند و در یک اقدام تشکیلاتی آرای سفید به صندوق انداختند.
۳۳ درصد خبرگان فعلی به جبهه پایداری تعلق دارند یا بعبارتی پیرو اندیشه مصباح یزدی هستند.
🔺این شکاف تشکیلاتی در بافت مجلس فعلی خبرگان حکایت از اما و اگرهایی در انتخاب رهبر سوم نظام جمهوری اسلامی خواهد داشت!
🔺فردای پس از فوت رهبر فعلی قطعا خبرگان دوره ششم انتخاب پر تلاطمی را پیش رو خواهد داشت. کشمکشهای سیاسی بین دو جناح سنتی و جبهه پایداری حکایت از اتفاقات غیر قابل پیش بینی در انتخاب رهبر جدید خواهد داشت.
🔺 یکی از وظایف خطیر ششمین دوره مجلس خبرگان، انتخاب رهبر سوم است که باید طبق اصل ۱۱۱ تعداد دو سوم از اعضای خبرگان حاضر در جلسه مذکور به رهبر جدید رأی دهند. یعنی اگر ۸۶ عضو زنده این مجلس در نشست فوق حاضر باشند رهبر منتخب باید حداقل ۵۸ رای کسب نماید که طبق اصل ۱۱۱ بتواند جانشین رهبر دوم نظام گردد.
🔺در اصل ۱۱۱ قید شده است که خبرگان در اسرع وقت باید رهبر جدید را انتخاب کند.اما در این اصل هرگز پیش بینی نشده است که خبرگان برای انتخاب رهبر جدید چه مدتی فرصت انتخاب دارد؟
🔺اگرچه طبق همین اصل بعد از فوت رهبری، شورای رهبری مرکب از رئیس جمهور، رییس قوه قضاییه و یک فقیه شورای نگهبان با رای مجمع تشخیص مصلحت ترکیب شورای سه نفری رهبری را تشکیل میدهند.اما....
🔺اکنون با توجه به بافت متنوع مجلس خبرگان که حاکی از رقابت شدید (اصولگرایان سنتی و حامیان مصباح یزدی) است، عدم حضور فردی مانند هاشمی رفسنجانی برای حل بحران انتخاب رهبری جدید، چالش زا خواهد بود.
🔺لازم به ذکر است, در ترکیب ۸۸ نفره خبرگان ششم که الان بهتر است بگوییم ۸۶ نفره، حتی یک عضو اصلاحطلب یا اعتدالگرا در ترکیب این دوره از مجلس خبرگان وجود ندارد.
مجلس خبرگانی که طبق ترکیبش صد درصد اصولگراست،در غیاب اصلاح طلبان و اعتدال گرایان برای جامعه متکثر ایران رهبر جدید انتخاب می کند!
@alinazari43
ایران تنها کشور منطقه است که نه در آن خبری از امضای قراردادها و نه راهاندازی پروژههای جدید شنیده میشود!!
پ، ن:
👈اما تا دلت بخواه نظام سرگرم قرارگاه زدن هست.
✅قرارگاهِ عفاف،
✅قرارگاه پلیس امنیت اخلاقی،،،
✅ستاد گشت ارشاد،
✅قرارگاه امربه معروف و نهی از منکر،
وظایف همه این قرارگاه ها با بودجه سنگین فقط حول وحوش موی سر زنان دور میزند، گویا فقط تنها مشکل جامعه ومانع پیشرفت ایران همین روسری وموی زنان است،،،
همسایگان نیز باخیال راحت مشغول غارت میدان های نفت وگاز مشترک باایران هستند
آزيتا اسعدی:
*درحالیکه قوای سه گانه کشور مشغول مبارزه با بی حجابی هستند،وهمه دغدغه آنها شده مبارزه با روسری بانوان،*
*کشورهای همسایه در حال غارت منابع مشترک نفت و گاز ایران هستند،*
*افتتاح دومین میدان بزرگ گازی دریای خزر*
*دالغا خاتیناوغلو*
یک هفتهای بعد از عقد قرارداد عظیم ۲۷ میلیارد دلاری شرکت "توتال" برای توسعه حوزه انرژی عراق، این غول فرانسوی دومین میدان بزرگ گازی دریای خزر در آبهای جمهوری آذربایجان را افتتاح کرد.
شرکت فرانسوی "توتال" که اکنون دومین میدان بزرگ گازی دریای خزر در آبهای جمهوری آذربایجان را افتتاح کرده، ژوئن پارسال نیز یک قرارداد عظیم برای توسعه بخش قطری میدان پارس جنوبی، مشترک با ایران، امضا کرده بود.
این شرکت دو روز پیش نیز اولین مجتمع خاورمیانه برای تبدیل ضایعات پلاستیکی به مواد پتروشیمی را در عربستان سعودی افتتاح کرد.
تنها شرکت توتال و سه کشور یادشده نیستند که پروژههای انرژی خود را با شتاب توسعه میدهند، اما در میانه پیشرفت سریع پروژههای نفت و گاز منطقه، ایران کماکان درگیر رکود در پروژههای انرژی، چالش فروش نفت و کسری فزاینده برق و گاز است.
در حالی که ایران تنها کشور ساحلی دریای خزر است که هیچ نفت و گازی از آن تولید نمیکند، جمهوری آذربایجان چند سالی بعد از راهاندازی فاز دوم میدان شاهدنیز، بزرگترین میدان گازی دریای خزر، برای صادرات سالانه ۱۶ میلیارد متر مکعب گاز به ترکیه و اروپا، اکنون دومین میدان بزرگ گازی خزر، آبشرون، را نیز با کمک شرکت توتال راهاندازی کرد.
نکته اینجاست که میدان آبشرون،
عمیقترین میدان دریای خزر، در عمق ۶۰۰ متری آب قرار دارد که ۱۰ برابر عمیقتر از پارس جنوبی است و به همین دلیل توسعه آن بسیار دشوار بود. عمیقترین چاه دریای خزر به طول ۷۴۱۱ متر از بستر دریا نیز در همین میدان حفر شده است. میدان آبشرون حاوی ۳۵۰ میلیارد متر مکعب ذخایر گاز و ۴۵ میلیون تن میعانات گازی است
جمهوری آذربایجان به مدد توسعه میادین جدید گازی، طی نیمه ابتدایی امسال ۵.۷ میلیارد متر مکعب صادرات گاز به اتحادیه اروپا، ۵ میلیارد متر مکعب به ترکیه و ۱.۳ میلیارد متر مکعب به گرجستان داشته و طی توافقنامهای که پارسال امضا شد، قرار است صادرات سالانه گاز این کشور به اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۲۶ به ۲۰ تا ۲۵ میلیارد متر مکعب برسد.
جمهوری آذربایجان تقریبا همزمان با ایالات متحده آمریکا اولین تولیدکننده صنعتی نفت در جهان بود و حتی در سال ۱۹۰۰ میلادی نیمی از کل نفت جهان را تولید میکرد. اکنون این کشور به یکی از مهمترین صادرکنندگان گاز منطقه تبدیل شده، بهطوری که بر اساس آمارهای گمرکی، در نیمه ابتدایی امسال، درآمد صادرات گاز جمهوری آذربایجان برای اولین بار در تاریخ از صادرات نفتاش پیشی گرفته است.
(اوضاع همسایههای ایران)
در غرب ایران ترکیه دو ماه پیش یک میدان بزرگ گازی در آبهایی به عمق ۲۱۰۰ متر را افتتاح کرد و همسایه دیگر ایران، عراق، هفته گذشته بعد از دو سال مذاکره سخت، نهایتا قرارداد ۲۷ میلیارد دلاری با شرکت توتال برای توسعه پروژههای انرژی خود امضا کرد.
در حالی که قطر طی یکسال گذشته چندین قرارداد عظیم با شرکتهای بینالمللی برای توسعه بخش قطری میدان پارس جنوبی به ارزش ۲۹ میلیارد دلار امضا کرده، هفته گذشته همراه با شرکت توتال وارد توسعه میادین نفت و گاز عراق شد، بهطوری که سهم توتال از پروژه ۲۷ میلیارد دلاری توسعه میادین نفت و گاز عراق حدود ۴۵ درصد، سهم "قطر انرژی" ۲۵ درصد و بقیه سهم خود شرکتهای عراقی خواهد بود.
بخشی از این قرارداد، توسعه یک نیروگاه برقی خورشیدی با ظرفیت هزار مگاوات است که دو برابر صادرات کنونی برق ایران به عراق است و عملا دولت بغداد را از واردات برق ایران بینیاز خواهد کرد.
کویت و عربستان نیز از ماه گذشته به رغم تهدیدهای ایران در تدارک توسعه میدان مشترک گازی الدره (آرش) هستند و عمان، دیگر همسایه ایران، ماه گذشته اقدام به امضای سه قرارداد عظیم با شرکتهای بینالمللی برای ساخت یک مجتمع عظیم تولید سوخت پاک هیدروژن به ارزش ۲۰ میلیارد دلار کرد.
آنطرف، در شرق ایران، هفته گذشته چین آغاز به ساخت یک نیروگاه اتمی ۱۲۰۰ مگاواتی به ارزش ۳.۵ میلیارد دلار برای پاکستان کرده و حتی افغانستانِ تحت کنترل طالبان با کمک شرکت "افچین" چین، هفته گذشته بهرهبرداری از یک میدان نفتی در ایالت سرپل را آغاز کرد.
دیگر همسایه ایران، ترکمنستان، سه روز پیش یک قرارداد عظیم تبدیل ۵۰۰ میلیون متر مکعب گاز طبیعی به محصول پتروشیمی اوره را با شرکتهای چینی امضا کرد.
👆⬛️ *نخست کلیپ قطار عربستان را تا آخر ببینید و سپس اطلاعات مربوط به آن را در زیر بخوانید:*
👇👇👇
🔶 هم خوب و هم لازم است تا برخی از تصورات و مفاهیم نسبت به عربستان که اقتصاد آن را صرفا متکی به محصولات نفتی معرفی میکنند تغییر داده و تصحیح نمائیم.
🔶 عربستان سعودی دارای ذخایر وسیعی از فسفات، طلا، مس و بوکسیت و مقادیر زیادی از آلومینیوم است.
قطار فوق طولانیترین قطار باری در جهان و متعلق به عربستان است که فسفات استخراجی از مناطق شمالی کشور سعودی را تا بندر رأسالخیر در جنوب شرقی منتقل میکند.
🔶 برای دریافت و تصور ابعاد و حجم آن کافی است بدانیم که طول قطار سهکیلومتر و دارای ۱۶۰ واگن است که هر واگن باری به وزن ۱۰۰ تن یعنی در مجموع ۱۶۰۰۰، شانزده هزار تن بار را در طولانیترین خط ریلی صحرا، حمل و جابجا میکند.
◾️شایان ذکر است که جابجائی و انتقال این حجم از مواد معدنی در گستره صحراهایی به طول افزون بر هزارکیلومتر و عرض۶۰۰کیلومتر بوسیله کامیون چه هزینههای مستقیم و غیر مستقیم هنگفتی برای دولت و اقتصاد کشور همراه خواهد داشت.
⬜️ فقط کافی است به (شركة التعدين العربية السعودية) یا شرکت معادن عربستان سعودی که بزرگترین هلدینگ استخراج معادن و فلزات پایهی آن کشور است و قراردادها و سهام آن در بورس نگاهی بیندازید تا تصویر پندارینِ عربستان به عنوان کشوری تکمحصولی و صرفا متکی به نفت از ذهنهاتان رخت بربندد.
عربستان جزو پنج کشور بزرگ تولید و صادرکنندهی فسفات جهان است که تا کنون در مناطق وعدالشمالی ۵۳۰۰ معدن آن کشف شده است که ارقام تریلیون دلاری آن در اذهان امثال من نمیگنجد.
.
10. پیشنهادِ مشخص آصف بیات، دامن زدن به خلقِ «شهروندِ فعال» است. شهروندانی که میتوانند در «فضاهای امید»، رخنه کنند، شرایط را تاب بیاورند به مقاومت علیهِ وضع موجود، ادامه دهند. به نظر بیات، حکومتهای خاورمیانه برعکس نظامهای غربی، واجد دستگاههای کنترل و نظارتِ قوی نیستند. همین ویژگی، باعث میشود که فضاهای بسیاری از سرکوبِ حکومتها در امان بماند و دیرپایی و تداومِ تلاشهای شهروندان، یاری رساند. در همین فضا بود که کسانی چون فتحالله گولن در ترکیه توانست با فعالیتهای صرفاً اجتماعی در درازمدت، به رقیبی جدی برای حکومت اردوغان بدل شود.
11. بیات مینویسد: «شهروندان فعال میتوانند حتی تا آنجا پیش روند که احتمالاً دولت را وادار کنند و حتی عادت دهند مطابق ارزشهایی رفتار کند که شهروندانِ عادی ممکن است در جامعه بپرورانند.» بیات با الهام از ریموند ویلیامز، به قسمی «انقلابِ طولانی» اشاره میکند: انقلابی که در آن، «تغییر نه فقط سیاسی و اقتصادی بلکه اجتماعی و فرهنگی نیز هست؛ و عمیقترین ساختارهای روابط و احساسات انسانی را در بر میگیرد.» این انقلاب، «بدون تلاشِ بیامان و درگیر شدنِ مردم در عرصه عمومی و خصوصی، در فکر و در عمل، و به نحوِ فردی و جمعی رخ نخواهد نداد.»
12. و جملهی پایانیِ کتاب: باید به خاطر سپرد که «انقلاب چهبسا حتی زمانی آغاز شود که انقلابِ کوتاه به پایان میرسد.»
🔹از آصفِ بیات چه می آموزیم؟🔹
با نگاهی به کتابِ «انقلاب بدونِ انقلابیون»
حسین موسوی
1. آصف بیات از جمله متفکرانی است که به زندگی روزمره نظر دارد. به نظر بیات، جنبشهای اجتماعی و انقلابها دیگر شبیه همتایان کلاسیک خود نیستند که یک یا چند لیدر و رهبرِ انقلابی، آن را هدایت کند. به نظر بیات آنگونه که در کتابهای «سیاستهای خیابانی»، «زندگی همچون سیاست» و «انقلاب بدون انقلابیون» میخوانیم، همین زندگی مردمان معمولی است که منبع حیاتی تغییرات اجتماعی و سیاسی به شمار میرود.
2. به نظر بیات، انقلابها لزوماً مسائلی که منجر به بروز انقلاب شدهاند را حل نمیکنند. به عبارت دیگر، انقلابها به ویژه در اشکال «کوتاهمدت» و «صرفاً» سیاسیِ خود، عاقبت به خیر نمیشوند. همانگونه که در معنای انقلاب هم نهفته است(چرخش ستارگان)، ای بسا انقلابها وضعیتِ پیش از انقلاب را تکرار کنند. برای این تجربه بد نیست نگاهی به کتاب «کارگران و انقلابِ 57» بیندازیم.
3. انقلابهای جدید از آن نوعی که در بهارِ یا خزانِ! عربی اتفاق افتاد، ویژگیهای متفاوتی با انقلابهای کلاسیک داشتند. اگر در انقلابهای کلاسیک، مواردی نظیر عدالت توزیعی، حقوق اجتماعی و سیاست طبقاتی محور بود، انقلابهای جدید عمدتاً حول مواردی نظیر حقوق فردی، دموکراسی، مقولاتِ هویتی و ... شکل میگیرند.
4. چرا انقلابهای بهار عربی رو به خزان نهاد؟ بیات از مفهومی به نام «اصقلاب» استفاده میکند. این مفهوم ناظر به یک اصلاحِ انقلابی یا refolution است. بدین معنا که آن افراد و گروههای متهوری که این خیزشها را آغاز کردند و پیش بردند، فاقد پروژه مشخص، چشمانداز تغییر انقلابی و بهخصوص سازمان رهبریِ منسجم بودند. آنها نتوانستند به طور عمیق و مستمر، بر تحولاتِ در جریان، تأثیر بامعنایی بگذارند. آنها قادر نشدند نظم جدیدی را که مناسب با تحقق خواستههای انقلابها یعنی دموکراسی، عدالت و کرامت انسانی باشد، بنا بگذارند.
5. با این حال آصف بیات میگوید نباید نگاهِ نزدیکبین داشت. او با ارجاعاتِ بسیار به تجربه انقلابِ فرانسه و دوره وحشت و ترور، انقلاب انگلستان و جنگِ داخلی، انقلابِ روسیه و تصفیههای استالین، انقلاب نیکاراگوئه و ... بر این نظر است که در کوتاهمدت، لزوماً نتیجۀ هیچ انقلابی رضایتبخش نخواهد بود. ممکن است در کوتاهمدت، سرخوردگی ناشی از تحولات، افراد را به این نتیجه برساند که انقلاب مصادره شده و به بن بست رسیده حال آنکه بیات میگوید به هیچ وجه نباید «کنارهگیری» کرد؛ چرا؟
6. بیات مینویسد «هنگامی که مردم به امور عادی روزمره خود-کار کردن، خرید کردن، ملاقات دوستان یا رفتن به تعطیلات- ادامه میدهند، اغلب به نظر میرسد اوضاع به حالت عادی برگشته است.» او میگوید این وضعیت سراسر مأیوس کننده نیست بلکه این احتمال وجود دارد که خبر از نوعی «خودتنظیمی» و سختکوشی برای بقا باشد. نیرویی که از دلِ زندگی میجوشد و زندگی را علیرغمِ معضلات بسیار، تداوم میدهد. طنین سخن بیات قابل تأمل است اگرچه میتوان در مجالی دیگر، پرسشهایی را از او مطرح کرد.
7. امید کجاست؟ انقلابها پایان نمییابند. اگرچه انقلابها احتمالِ شکست خوردن، مصادره شدن و به نتیجه نرسیدن دارند، اما به نظر بیات، انقلابهای عربی و مردمانِ عادی در خاورمیانه توانستند به الگوی ریاستجمهوریهای مادامالعمر پایان دهند، آگاهیهایِ جدیدی را برانگیزانند و تغییر اجتماعی آرام و بیسروصدایی را که موجب شوند، که حکومتهای بعدی را با چالشِ «حکومت کردن» مواجه کنند. بیات معقتد است انقلابهای خاورمیانه، حتی اگر در کوتاه مدت شکست خوردند، اما انسانِ تازهای خلق کردند. انسانی که به سادگی نمیتوان بر او حکومت کرد!
8. بیات مینویسد انقلابهای خاورمیانه توانستند «برخی از هنجارهای سلسلهمراتب» را به چالش بکشند. کارگران از کارفرماها، کشاورزان از مدیرانِ روستا، دانشآموزان از معلمان و شهروندان از مراجع اخلاقی و سیاسی خواهان پاسخگویی شدند. این شهروندان فرودست همگی لحظاتی انقلابی را تجربه کردند که در آن «آنچه درست بود نادرست به نظر میرسید و آن چه نادرست بود درست به نظر میرسید.»
9. این انقلابها به حساسیتهای مهمی دامن زدند. روحیهای میانِ مردم ایجاد کردند که «به جای پذیرفتن ارزشهای پولمدار و زورمدار، آن را پس بزنند.» همچنین، این انقلابها، مردم را به این باور رساندند که اوضاع با تغییر صرف رژیم و نظام سیاسی تغییر نمیکند. این نظمهای دیرپای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادیاند که باید تغییر کنند. گویی مردم با انقلابهای خاورمیانه، واردِ ماراتنِ تاریخیِ خود شدند. از لحظهی سرزدنِ این انقلابها، دیگر هیچ چیز به وضعِ سابق بازنخواهد گشت. این پیروزی شگرفی برای انقلابهای به ظاهر شکستخورده بود.
لعنت بر تولید کننده این محصول☝🏾☝🏾☝🏾😡😡😡
خواهشمندم برای همه ارسال کنید
ما همه مسولیم
چون به سلامتی و زندگی شما و من مربوط است
