کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی
Open in Telegram
این کانال با هدف بیان اندیشه های اقتصاد و اقتصاد سیاسی وکنار زدن تابوهای موجود برسرراه درک جامعه دست یاری شمارا می فشرد
Show more2 386
Subscribers
No data24 hours
+127 days
+2630 days
Posts Archive
🔺جهان ناامن میشود؟!
زیرپوست جهان در گوشه و کنار آن تحولاتی معنادار و مهم در جریان است که میتواند بیانگر یک دوره گذار فکری و سیاسی خطرناک و زمینهساز دستکم سطحی از آنارشیسم جهانی در آینده نه چندان دور باشد.
در واقع گذشته، حال و آینده جهان محصول چند متغیر کلان متداخل و متاثر از یکدیگر است؛ از تحولات داخلی کشورها به ویژه در قدرتهای بزرگ گرفته تا روابط میان این کشورها، قدرتها، منازعات و مناسبات بین المللی علی الخصوص میان قدرتهای رقیب و متنازع. اگر از این منظر بخواهیم چشم انداز تقریبی جهان کنونی را تصور کنیم، جا دارد به مجموعه تحولات سیاسی و اجتماعی داخلی به خصوص در کانونهای قدرت جهان بسان یک زنجیره به هم پیوسته نگریست. البته این تحولات در دنیای غرب نظر به ماهیت متفاوت نظامهای سیاسی و اجتماعی و وجود فرصت و بستری دموکراتیک برای ظهور و بروز، نمود بیشتری دارد.
تحولات سیاسی آمریکا در یک دهه اخیر و ظهور ترامپیسم و احتمال بازگشت ترامپ به قدرت، برآمدن قابل توجه راست افراطی در اروپا، رشد و قدرت گرفتن راست افراطی در قدرت نوظهور هند، ظهور رهبرانی چون خاویر میِلی رئیس جمهور راست افراطی در آرژانتین، فربهتر شدن اقتدارگرایی بلندپروازانه شی در چین، محکمتر شدن پوتینیسم در روسیه، شکست انقلابهای عربی و ظهور نسل جدید اقتدارگرایان در دنیای عرب، تداوم و تعمیق بحران دولتملت در خاورمیانه و... همه و همه تحولات داخلی سترگی هستند که در کانونهای قدرت جهان اتفاق افتاده و میافتد و زمینهساز یک واگرایی جهانی است.
در این میان، نتایج انتخابات اخیر پارلمان اروپا در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا و برآمدن بیسابقه راست افراطی در این قاره به استثنای شمال آن سنجه مهمی است. هر چند میانهروها همچنان اکثریت پارلمان اروپا را به دست دارند، اما وضعیت شکنندهای خواهند داشت و حضور پررنگتر راستگرایان افراطی در پارلمان اروپا روند تصمیمگیری درباره مسائل این قاره را با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد. کما این که قرار گرفتن راست افراطی در انتخابات پارلمانی اروپا در جایگاه نخست در فرانسه، ایتالیا و اتریش و جایگاه دوم در آلمان و هلند خود یک سونامی سیاسی است که میتواند آینده سیاسی تیره و تاری را برای قاره سبز رقم زند.
در کنار آن نیز نظم جهانی پسا جنگ سرد که متکی به نظام تک قطبی و ابرقدرتی آمریکاست، دچار اختلالٍ معطوف به سطحی از تزلزل در موازنه قوا شده است. علت آن هم یکی این است که آمریکا هر چند هنوز قدرت برتر دنیاست اما دیگر صفت بلا منازعی را یدک نمیکشد و دیگری ظهور قدرتهای چالشآفرینی همچون چین است که هژمونی آمریکا را به چالش میکشد.
در این وضعیت که نظم کنونی متکی به هژمونی آمریکا ترکهای جدی برداشته است، این کشور تلاش میکند آنها را ترمیم و سد راه برآمدن بیشتر رقیب چینی و مزاحم روسی شود تا از برهم خوردن جدی موازنههای جهانی در جهت تغییر نظم کنونی جلوگیری کند؛ اما در این میان یکی از جدیترین چالشهای فراروی آمریکا برای حفظ نظم کنونی و بازسازی آن، مشکلات و چالشهای درونی است؛ چه تحولات اجتماعی و سیاسی چه پیرسالاری در ساختار قدرت و لاغر شدن قابل توجه لیبرال دمکراسی. ریاست جمهوری ترامپ و بایدن و رقابت انتخاباتی دوبتره آنها از عوارض این پیری سیستم سیاسی آمریکاست.
اما با وجود اختلال شدید و وضعیت فرسایشی که نظام بینالملل تک قطبی با آن مواجه است، عبور از این نظم به این سادگی نیست و برای جهان پرهزینه خواهد بود؛ از این جهت که اولا نه چین نه روسیه توانایی ایجاد نظم جهانی جایگزین را دارند و ثانیا سیاستهای آمریکا برای مهار چین با هدف حفظ و تثبیت نظم کنونی نیز به احتمال زیاد در آینده وارد فازهای پرتنش و چالشیتر میشود. در چنین وضعیتی نیز وقتی موازنههای جهانی در مسیر تغییر قرار میگیرند، منازعات به ویژه در مناطق بحرانخیز بالا میگیرد.
اما آنچه اختلال پیشگفته را تشدید و سرعت حرکت جهان در مسیر نوعی آنارشیسم بینالمللی را بیشتر میکند، متزلزل شدن ساختارهای متعارف جهانی به ویژه در جنگ کنونی غزه است که آن هم محصول وضعیت استثنایی اسرائیل در سیاست خارجی آمریکاست. این ساختارها که در نهاد سازمان ملل عینیت دارد، با وجود نفوذ بالای آمریکا در آن، در عین حال نماد قسمی از قانونمداری، عقلانیت و خرد جهانی بوده که میتوانست در جلوگیری از تکرار فجایعی چون جنگهای جهانی نقش آفرینی کند.
حال در چنین بستر مضطرب جهانی، بازگشت ترامپ به قدرت به عنوان یک متغیر پرپیامد میتواند موجب تسریع روندهای پیشگفته و حتی انفجار بحرانهای چند لایه به ویژه در خاورمیانه شود؛ خاورمیانهای که پس از «طوفان الاقصی» و جنگ غزه وارد دوره سرنوشتسازی شده است.
در این وضع، کشورهایی که جبهه داخلی و اقتصادی قوی دارند، بهتر میتوانند از تکانههای این گذار جهانی در امان باشند.
صابر_گل_عنبری
@Sgolanbari
📛۸ کشور اول جهان در کسب بالاترین درآمد گردشگری در سال ۲۰۲۳
به ترتیب:
⚪️آمریکا
⚪️اسپانیا
⚪️بریتانیا
⚪️فرانسه
⚪️ایتالیا
⚪️امارات
⚪️ترکیه
⚪️استرالیا
🙈 باتلخندسیاسی بهروزباشید 👇
@Talkhand_Siyasi2
فرهاد_نیلی اقتصاد دان
از دردهای بزرگ ایران می گوید
اگر روزی #جوانان به آمریکا و کانادا و... مهاجرت می کردند حالا برخی به دوبی و... می روند
در این میان باید گفت که جریان قالیباف با توجه به وزنه تکنوکراتی و پیوند سیاسی، امنیتی و نظامی نیز اگرچه قابلیت گشایش های اجتماعی و مخصوصا سازش خارجی بیش از پزشکیان را دارد اما این جریان چون پزشکیان حامل وفاق ملی نبوده و نیست.
قرائن نشانگر آن است که حاکمیت چندی است که با خرد و درایت خصوصا در سیاست خارجی آشتی کرده است. چگونگی حمله به پایگاه عین الاسد، مدیریت جنگ غزه، حمله به خاک اسرائیل و مذاکرات عمان همگی نمایش این درایت بوده است. به نظر می رسد از منظر صاحبان این تفکر پزشکیان در زمانه ای که تعلقات مذهبی ضعیف و تعلقات قومی به نسبت افزایش یافته و کشورهای پیرامونی نیز چون گرگ در کمین موقعیتی مناسب نشسته اند، می تواند برای گذر از این شرایط سخت و دشوار گزینه ای مناسب تر از قالیبافی باشد که محروم از ویژگی های پزشکیان است.
نکته آن که عرصه سیاست، صحنه ایده آل گرائی و روشنفکری نیست. درست است که شرکت در انتخابات، ورود به میدان بازی چیدمان شده دایره قدرت است اما در این میدان بازی، مردم داوری هستند که قهر آنان از صندوق سبب تن دادن قدرت به بخش مهمی از واقعیت های حاکم بر صحنه سیاسی و اجتماعی شده و این می تواند نوید تغییرات بطنی بیشتر در آینده باشد. باید با امید زیست.
انتخابات ریاست جمهوری و عبور از بحران نزدیک
لایه های پنهان و آشکار تایید صلاحیت پزشکیان
انتخابات ریاست جمهوری و عبور از بحران نزدیک
۲۲ خرداد ۱۴۰۳ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۲۶۵۸۰ اخبار اصلی اخبار داخلی
نویسنده خبر: صادق ملکی
صادق مالکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: گسترش دامنه تحریم و احتمال پیروزی دونالد ترامپ خطر را نزدیکتر از آنی کرده است که بشود بی تفاوت بوده و صبر پیشه کرد. افزایش فشار خارجی و نارضایتی های داخلی و احتمال ورود کشور به یک دوره بحران و ناامنی ایجاب کرده رقابت ها در عین این که در دایره محدود نظارت استصوابی است به گونه ای شکل بگیرد که با افزایش نسبی مشارکت، ضمن اینکه پیام بیرونی داشته باشد، در داخل متضمن نوعی وفاق ملی شود.

دیپلماسی ایرانی: اگرچه پدیده انتخابات چهاردهم پزشکیان است، اما قرار نیست معجزه ای رخ دهد. شکست یکدست سازی قدرت و روی کار آمدن ضعیف ترین دولت بعد از انقلاب، نظام سیاسی را به این نتیجه رسانده است که بازی عرصه سیاسی را به گونه ای طراحی کند که در عین آنکه مدیریت و هدایت آن را به عهده داشته باشد زمینه مشارکت و برخی از تغییرات در سیاست داخلی و خارجی را فراهم کند.
بی شک جنس پزشکیان از جنس هیچ کدام از روسای جمهوری قبلی نیست. پزشکیان در عین آنکه از جنس نهج البلاغه، عدالت خواهی و پاکدستی است، فردی آکادمیک است و تقوا و تخصص را در کنار هم دارد. بر خلاف مردان کویری پاستور، او نه از جنس نرم و نه از جنس کینه و نه عهدشکن و.... است. شجاعت و در عین حال درایت و صراحت لهجه ای دارد که در بخش مهمی از روانشناسی قومی وی نشات می گیرد. او وفادار به هرم نظام است اما برای تغییری آمده است که ریل گذاری آن در دستان او نیست. ساختارهایی که سیستم روی آنها بنا شده و هرم قدرت اگر اراده ای برای تغییرات آنها نداشته باشد، با هیچ رئیس جمهوری تغییرات بنیادی نخواهند کرد.
با این وجود به نظر می رسد شرایط دشوار و بن بست های داخلی و خارجی ایجاب کرده است که پزشکیان وارد میدان شود.
در بعد داخلی وضعیت اسفناک اقتصادی، گسل های اجتماعی و قومی، بی انگیزگی، بی اعتنایی و یا قهر سیاسی آحاد مردم در انتخابات گذشته و.... همگی ضرورت تغییر رویه ها و برخی راهبردها را اجتنابناپذیر کرده است.
گسترش دامنه تحریم و احتمال پیروزی دونالد ترامپ خطر را نزدیکتر از آنی کرده است که بشود بی تفاوت بوده و صبر پیشه کرد.
افزایش فشار خارجی و نارضایتی های داخلی و احتمال ورود کشور به یک دوره بحران و ناامنی ایجاب کرده رقابت ها در عین این که در دایره محدود نظارت استصوابی است به گونه ای شکل بگیرد که با افزایش نسبی مشارکت، ضمن اینکه پیام بیرونی داشته باشد، در داخل متضمن نوعی وفاق ملی شود.
پزشکیان تُرک کُرد زبانی است که با درد بلوچ و خوزی از نزدیک و بهواسطه پیوند و ارتباطات اجتماعی آشناست. از منظر امنیتی مهمترین خطر برای ایران و ایرانیان پررنگ شدن تعلقات قومی در برابر تعلقات ملی است و آذری های ایران به عنوان دومین جمعیت تاثیرگذار در هرم اجتماعی قدرت در کنار کردها به عنوان سومین عنصر جمعیتی محروم از قدرت بستر مساعدی برای تحریک پذیری در گذشته داشته اند و دو دولت پیشه وری و جمهوری مهاباد آنقدر دور نیستند که نتواند هر آن کس که دغدغه ایران را دارد، از خواب بیدار نکند.
بی شک در تایید صلاحیت پزشکیان توسط بدنه اهل تعقل عمیق در هرم قدرت، توجه به شکاف های قومی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و محرومیت های چند وجهی بهخصوص در حاشیه های مرزی موثر بوده است و در کنار آن صاحبان این درایت درصدد به میدان آوردن بخش مهمی از اصلاح طلبان با هدف افزایش مشارکت در صحنه انتخابات هستند.
اگرچه بخش مهمی از سیستم و ساختار حاکم معیوب و فساد است اما هنوز روزنه هایی برای امید هست.
در حال حاضر جریانی از سیستم، قالیباف را به عنوان رئیس جمهور تعیین کرده است، اما این تصمیم و اراده تام و تمام ساختار سیاسی نبوده و نیست. ضمن آن که میدان انتخابات ریاست جمهوری چون صحن مجلس دستوری عمل نمی کند. لذا پزشکیان با پذیرش تبعات و وفاداری به چارچوب قدرت، به بازی و چیدمانی وارد شده که سیستم حاکم، محدوده مانور آن را تعریف کرده است.
با این وجود اگر قرار باشد در آینده دور و نزدیک، طبق چیدمان مسئله جایگزینی تحقق یابد، باز تعریف برخی رویکردها با اقدامات بن سلمانی و با هدف گشایش های اجتماعی باید به گونه ای باشد که در بستر وفاق ملی روی دهد. با پزشکیان هم از منظر قومی و هم از نگاه تعلق نسبی ایشان به جریان اصلاح طلبی امکان مشارکت و همراهی در عبور از بحران بهتر از پنج تن دیگر قابلیت تحقق خواهد داشت.
*کْلِپتوکراسی*
🖋داگلاس نورث
📚رانت و فساد در سايه خشونت
«کلپتوکراسی» نوعی از حکومت است که بر پایهٔ غارت اموال عمومی و تاراج منابع ملّی بنا شده است.
این نوع حکومت بیشتر در کشورهای توسعه نیافتهٔ دارای رژیمهای دیکتاتوری، سرزمینهایی که مردمش از سطح آگاهی اندکی برخوردارند و به حقوق خود واقف نیستند و از بلوغ سیاسی و فرهنگی فاصله دارند و همچنین اقتصاد آنها دولتی است دیده میشود.
*همسنگ فارسی مناسب و رسا برای این مفهوم ، «دزدسالاری» یا «یغماسالاری» است.*
از مشکلات و آسیبهای کلپتوکراسی یکی این است که در آن فساد از سطوح مدیریتی کلان به خُرد گسترش مییابد و در جامعه شایع میشود و هرکس که به منابعی دسترسی دارد، بسته به میزان نفوذ و توان و جایگاه خود دست یغما و چپاول بدان مییازد، پدیدهای که خود تباهی جوامع و سقوط اخلاقیات آنرا به دنبال خواهد داشت.
دیگر این که چون مبالغی که توسط سردمداران و صاحبان پست و قدرت به تاراج میرود همه از منابع عمومی است که بایستی خرج پیشرفت و توسعه شود، بنابراین سطح و کیفیت زندگی و میزان برخورداری مردم به شدت رو به کاهش مینهد و رفاه و امنیت اجتماعی در سطح پایینی قرار میگیرد.
علاوه بر این به علت دست داشتن صاحبان اصلی قدرت در فسادها، اجازهٔ شفافیت در اقتصاد داده نمیشود تا به راحتی به سودجوییهای خود بپردازند و نتیجهٔ این است که اقتصاد در این کشورها انحصاری، مریض، فاسد، غیرشفاف و ناایمن است.
مشکل دیگر این است که به علت نبود سیستم بوروکراسی درست و مراجع بررسیکننده در این موارد و عدم وجود عدالت، کسانی که بر مشاغل دولتی مینشینند در هر جایگاهی که باشند بر گردهٔ مردم سوار شده و بر آنان ظلم میکنند و درعین حال وظایف خود را انجام نمیدهند.
برآیند همهٔ موارد یاد شده این است که در این جوامع فساد، دزدی، رشوهخواری و رانتبازی رواج مییابد و نیز طبقهای ناراضی بهوجود میآید که همان عامهٔ مردمند.
این طبقه براین باورند که حقوقشان ضایع شده و عدهای در کشور حقشان را میخورند و به ایشان ظلم میکنند.
بنابراین، این گروه هم در هر جا که بتوانند دست به تلافی زده و با تخریب کردن، دزدی، درست کار نکردن، کوتاهی در انجام وظایف، کمفروشی و احتکار خشم خود را فرو مینشانند و با این توجیه که «حق ماست، همه میخورند چرا ما نخوریم» خود و دیگران را قانع میکنند.
اینگونه است که اقتصاد یک کشور به سراشیب سقوط و تباهی میغلتد و دچار رکود میشود.
بدینترتیب فساد اقتصادی و سیاسی در این جوامع تبدیل به فرهنگ غالب شده و جزئی جدانشدنی از زندگی روزمرهٔ مردم میشود و فرهنگ و اخلاقیات از آن رخت میبندد. بزرگترین مشکل این نظامهای حکومتی «سقوط اخلاقیات و انسانیت» است.
طولانی ترین دوره تورم بالا در تاریخ اقتصاد ثبت شد!
شقاقی، اقتصاددان:
🔴 دولت آینده زنگ خطر فساد و تبعیض در جامعه را بشنود
🔴 برای جبران ناترازی ها 500 میلیارد دلار نیاز داریم
🔻 وحید شقاقی شهری، اقتصاددانان به جماران گفت: اقتصاد ایران با تهدیدات و بحرانهای اقتصادی متعددی دست و پنجه نرم می کند و وارد فاز فرسایش زیرساخت ها شده است.
🔻تورم افسار گسیخته دهه 90 بر دهکهای متوسط به پایین تحمیل شده و طبقه ثروتمند منتفع شدند.
🔻در طول یکصدسال اخیر اقتصاد ایران، بیشترین طول دوره تورم های بالا ،بیشتر از تورم بلندمدت، یعنی 7 سال تورم بالای پشت سر هم اتفاق افتاده و وضعیت معیشت را برای دهک های متوسط به پایین بسیار سخت کرده و این شرایط، پیچیدگی های اداره و حکمرانی اقتصاد ایران را تشدید کرده است.
🔻در این شرایط، تحولات عظیمی عبور جهان از سوختهای فسیلی، اقتصاد ایران را به چالش می کشد. شکاف طبقاتی در آستانه ایجاد نارضایتی های شدید است و در عین حال، با تنگنای منابع مالی و تشدید فرسودگی زیرساختهای اقتصاد ایران مواجه هستیم./ جماران
ادامه مطلب
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد؛
هر گونه مدل توسعه در ایران بدون توسعه فرهنگی و اولویت داشتن آن محکوم به شکست و تکرار چرخه ی تاریخی شورش ، سکوت و خودزنی خواهد بود
دیکتاتورهای کوچک و توهّم رنسانس !
علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم
... من بارها با ارباب راجع به مسائل دربار صحبت کرده ام ( برادرم بعد از انتصابش به نخست وزیری همواره موقع نام بردن از شاه ، لقب « ارباب » را به کار می گرفت ) و بیش از هزار دفعه به او تذکر داده ام که اگر بنا است با فساد مبارزه شود بایستی این کار را از خانه خود آغاز کند و در وهله اول نیز با قاطعیت به حساب و کتاب خانواده اش برسد ...
در سال 1975 که تحقیقات سنای آمریکا نشان داد : میلیون ها دلار رشوه از سوی کمپانی های آمریکایی به مقامات سرشناس کشورهای جهان پرداخت شده ، و در این میان اقلام هنگفتی نیز به دست خانواده سلطنتی ایران رسیده ، ارباب به من گفت که : مساله ای نیست و فکر می کند برادران و خواهرانش مثل هر کس دیگری حق داشته باشند دست به معامله بزنند و برای گذران زندگی خود بکوشند .
او معتقد بود که در حال حاضر دریافت کمیسیون در معاملات گوناگون همه جا مرسوم است و یک امر طبیعی محسوب می شود ... »
{ پاورقی : شاه در مصاحبه با « الیویه وارن ( خبرنگار فرانسوی ) که ترجمه فارسی آن در کتابی تحت عنوان « شیر و خورشید » در سال 1356 به چاپ رسیده ، عینا به همین مضمون اعتراف کرده است ( صفحه 214 ) - م . }
در جواب برادرم گفتم : « همین مساله به خوبی نشان می دهد که شاه واقعا نمی تواند تفاوت بین حق دلالی و رشوه خواری را درک کند » .
و امیرعباس پس از تایید گفته ام ، افزود : « ... ولی او سرانجام استدلال مرا پذیرفت و به من ماموریت داد تا ضوابطی برای فعالیت های خانواده سلطنتی تدوین کنم که طبق آن هیچ کدام شان حق نداشته باشند در معاملاتی که مربوط به دولت است دخالت کنند ، برای وزرای مختلف توصیه بنویسند ، وزرا را برای امور مربوط به خودشان تحت فشار قرار دهند ، تصدی مقامات رسمی را به عهده بگیرند ، و...
اما متاسفانه باید بگویم که پس از تهیه و تنظیم این ضوابط ، هر موقع از شاه خواستم تا مفاد آن را به اطلاع عموم برساند ، از این کار طفره رفت و از من خواست کمی صبر کنم . تا جایی که هنوز هم نتوانسته ام بفهمم که دلیل تعلل او چیست ؟ ... »
اعلام ضوابط مربوط به فعالیت های خانواده سلطنت تا اواخر 1978 ( اوائل آبان 1357 ) به تاخیر افتاد و هنگامی مفاد آن به اطلاع عموم رسید که اکثر اعضای خانواده سلطنت از کشور خارج شده بودند .
فریدون هویدا ، سقوط شاه ، ترجمه : ح . ا . مهران . چاپ سوم 1365 ، تیراژ 10250 ، موسسه اطلاعات ، صفحات 29 تا 30
* تصور و اعتقاد بسیاری در این سرزمین که هنوز فهمی از تمایز و تفکیک میان « حوزه عمومی » و « حوزه شخصی » ندارند و حوزه عمومی را ملک طلق خود می پندارند و خود را مجاز به ارتکاب هر عمل و کنشی می دانند آن است که :
من کار خود را می کنم . به شما کاری ندارم . شما هم نباید به من کاری داشته باشید و از رفتار و گفتار من انتقاد کنید .
این رویه رفتاری غالب در همه سطوح جامعه و اقشار آن قابل مشاهده و دارای فراوانی بسیار است .
این فرمول عین « استبداد » و « خودمداری » با روکشی از مغالطات ایرانی است و تا فهم درستی از دموکراسی شکل نگیرد و به یک گفتمان عمومی تبدیل نشود ؛ این کشور روی خوش « توسعه » و « نیک بختی » به خود نخواهد دید .
* « احمد صداقت » در یادداشتی با عنوان : « پرسش اینجاست که چرا این رفتارهای دو گانه در ایران شایع است؟ رفتارهای متناقض ما و بازتولید استبداد » چنین می نویسد :
« به گمان من، در کشوری که « شرکت » به معنای واقعی کلمه، پا نمی گیرد، بعید است بتوان دموکراسی، به معنای واقعی کلمه، بنا کرد.
چرا مردم حاضر نیستند برای دفاع از قرار داد اجتماعی، روابط شخصی خود را به مخاطره بیندازند؟
* خلاصه داستان آن است که :
در فرهنگ ایران، حجم نامتعارفی از «تعارف»، «تملق» و «دو رویی» وجود دارد. این صفات در هماهنگی ارگانیک با یکدیگر هستند و سیستمی را میسازند که از دل آن استبداد میروید » .
* ... ظاهرا برای آن مسافت بیشتری را طی کند این طور زیگزاگی راه می رود در حالی که می تواند با طی مسیر مستقیم وقت بیشتری را برای آن اختصاص دهد . البته ایشان می گفت که بیش از 20 سال است به این پارک می آید و همین طوری راه رفته و من نخستین نفری هستم که این را به او گفته ام
شماها یادتان نمی آید. یکی رئیس جمهور بود، آن یکی هم که دمپایی پایش است مذاکره کننده ارشد بود. این محل نه هتله نه خانه، بلکه داخل هواپیمای فرست کلاسه که احمدی نژاد گفته بود صندلیها را بردارند و مثل مسجد کنند. این گروه به اصطلاح ساده زیست بزرگترین ضربه را به اقتصاد کشور زدند. بخش مسخره داستان اینجاست که این افراد هنوز هم میخواهند جهان را مدیریت کنند و دنیا را تغییر داده و مثل خودشان کنند. هرچه در اینباره بنویسیم از طنز داستان کم میشود
*از «به جهنم که تحریم تشدید شود» تا انزوا و فقری که در جامعه رو به افزایش است*
محمدرضا یوسفی؛ عضو هیات علمی اقتصاد دانشگاه مفید
فقر معلول عوامل زیادی است، اما چگونگی مدیریت جامعه، عدم سلامت و ناکارآمدی و اتخاذ رویکردهای نادرست از مهمترین عوامل فقر یک جامعه شمرده میشوند. تحریم در این دهه موجب فقر شدید و گستردۀ مردم شده است. گروهی اثر تحریم را بر فقر مردم باور نداشتند اکنون که خود عهده دار امر شده اند، متوجه اثر فقر گشته اند. عدم ارتباط با دنیا که در اثر تحریم رخ داده و انزوای ایران را رقم زده است نتیجهای جز فقر ندارد.
با توجه به میانگین نرخ صفر درصدی رشد اقتصادی در دهه 90، سرمایه گذاری خالص منفی در سالهای اخیر، خارج شدن بیش از یک میلیون نفر از بازار کار ناشی از فقدان افق روشن و در نتیجه کاهش نرخ مشارکت، پایداری و افزایش نرخ تورم و دیگر تحولات کلان اقتصادی، پدیدۀ فقر در جامعه گسترش و شدت یافته است. یک دهه رشد اقتصادی صفر بوده است و این در حالی است که رشد جمعیت 1.2 درصد بوده و از 75 میلیون نفر در سال 1390 به حدود 85 میلیون نفر در سال 1401 رسیده است. این امر به خوبی وضعیت فقر در ایران را نشان می دهد. درآمد سرانه یک ایرانی در سال 1400 نزدیک به 40 درصد کمتر از درآمد سرانه سال 1390 است.
شوک های قیمتی و ارزی سال جاری نیز به این امر بیشتر از گذشته دامن زده است و دهک های میانی و اقشار متوسط جامعه را نیز به سمت گروههای زیر خط فقر انتقال داده است. خانوارهای دهک های میانی و پایین برای تامین مایحتاج خویش، باید بیشتر هزینه کنند ولی رشد درآمدهای آنان از رشد نرخ تورم کمتر است و زندگی آنان دشوارتر از گذشته شده است.
بر اساس داده های مرکز آمار ایران، نرخ فقر از 22 درصد در سال 1395 به 32 درصد در سال 1398 رسید یعنی حدود 26.5 میلیون نفر از جمعیت کشور در سال 98 زیر خط فقر بودند. این داده ها برای سال 1399 وجود نداشته، برآوردها از رشد 38 درصدی خط فقر در سال 1399 خبر می دهد. بر اساس سایر داده ها، نرخ محرومیت 31.4 درصد برای سال 1399 می باشد. این نرخ برای استانهای مختلف متفاوت است. سیستان و بلوچستان با 62 درصد بالاترین نرخ محرومیت کشور را دارد و البته نرخ محرومیت 18 استان کشور بیش از نرخ میانگین کشوری است که حکایت از نابرابری شدید منطقه ای می کند. ( گزارش پایش فقر، تابستان 1400) بنابراین شلاق فقر بی رحمانه، مردم ایران را هدف گرفته است و زخم های آن بر تن رنجور ملت عمیق تر می گردد.
از منظر دینی، مبارزه با فقر یک ضرورت است زیرا فقر موجب رشد آسیب ها و انواع بزه های اجتماعی است. از این رو پیامبر فرمود هنگامی که فقر از دری وارد خانه ای شود ایمان از دری دیگر خارج می شود. اولین و شاید مهمترین نکته این است که فقر سرنوشت محتوم یک جامعه نیست. چین در سال 1978، بالغ بر 800 میلیون نفر فقیر داشت اما در سال 2021 اعلام کرد که فقر مطلق در این کشور صفر شده است. اما متاسفانه در کشور ما، روند معکوس است.
فقر معلول عوامل زیادی است اما چگونگی مدیریت جامعه، عدم سلامت و ناکارآمدی و اتخاذ رویکردهای نادرست از مهمترین عوامل فقر یک جامعه شمرده می شوند. تحریم در این دهه موجب فقر شدید و گستردۀ مردم شده است. گروهی اثر تحریم را بر فقر مردم باور نداشتند اکنون که خود عهده دار امر شده اند، متوجه اثر فقر گشته اند. عدم ارتباط با دنیا که در اثر تحریم رخ داده و انزوای ایران را رقم زده است نتیجه ای جز فقر ندارد.
رابطۀ انزوا و اقتصاد بسته با فقر را نیز پیترو دلاواله در چند قرن پیش تایید کرده است. وی از ایتالیا مسیری طولانی را طی کرد و گزارش سفر خود از ایران دوران صفویه را نیز آورده است. وی در گزارش تاریخی خود از منطقه ای مسیحی نشین در فلسطین عبور کرد و مردم آنجا را بسیار فقیر دید؛ او علت فقر و فلاکت مردم این منطقه را داشتن اقتصادی بسته و فقدان رابطۀ تجاری با دیگر مناطق ذکر می کند. تحریم، ایران را در انزوا قرار داده و نتیجۀ آن گسترش فقر بوده است و چه تاسف بار است که این نکته را هنوز عده ای از دست اندرکاران نمی دانند.
زمانی احمد خاتمی امام جمعۀ موقت تهران خطاب به مردم گفته بود که « چرا نگرانید که تحریم باشد و تشدید شود؛ به جهنم که تشدید شود.» ( فرارو، 30 / 1/1398) متاسفانه ایشان و مانند ایشان تصویر روشنی از گستره و شدت فقر در جامعه ندارند و توجه ندارند که فقر معلول سیاست های غلط بوده و پیامدهای تلخی دارد. پیامبر در آخرین سخنی که در جمع عمومی در مسجد ایراد کرد، حاکم پس از خویش را چنین توصیه کرد: مبادا سیاستی اتخاذ کنید که به فقر مردم بینجامد زیرا فقر موجب تضعیف دینداری می شود. ای کاش امثال ایشان به جای توجیه بی قید و شرط، قدری تامل در این سخن حکیمانۀ پیامبر می کردند.
Repost from کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی
جنگ نه ، حل مساله هسته ای آری!
بنظر به حل مساله نزدیک می شویم و بازی گاز انبری هم نقش خودش را دارد پیش می برد .آهو در آخرین لحظه شکار شدن حمله می کند و بهترین دفاع هم حمله است و راه دیگری بجز حمله باقی نمانده است . نه حاکمیت از آن مردم است و نه شرایط اجازه فرمان دوم مشروطیت را میدهد و تنها راه بدخیم در کویر سیاست جهانی باقی مانده ، یا پذیرش شرایط نکتبار که خفت بار است و قمار رست کردن در پوکر و گفتن کلمات آخر قمار باز . اما حریف رست را پذیرفته چون میداند تنها راه حل مساله هسته ای در بن بست فعلی همین است و هماهنگی با غرب را بدست آورده است .برای رست کننده هم خانه و زندگی دیگر معنی ندارد و پای حیثیت و در تاریخ نام ماندن مهم است همانند جنگ صفویه با عثمانی که نامشان در تاریخ درس داده می شود .ودر تاریخ در دانشگاه ها بن بست تاریخی نه پس و نه پیش تدریس خواهد شد .نه روی به فرمان و نه توان پذیرش شرایط سه دهه چانه زنی ؛ چرا که هر حرکت زیگزو واگ که نه پات نه کیش و نه مات است . همانگونه که روسیه را بجنگ وادار کردن همان روش با کمی تغییر برای حل مساله هسته ای بکار گرفته شده است که منجر به جنگ بدخیم و در رفتن اوضاع خاورمیانه از دستشان نشود .پختگی انباشت سرمایه جهانی طاقت دوری ژئو پلتیک و بهتر بگوئیم ژئومارکتی را دیگر ندارد و باید راه حل روی میز و اجرا شود .از سوی دیگر هیچ شاخصی دست نخورده در درون باقی نمانده و هر حرکت گشایش به گشودگی غیر قابل کنترل و هزینه سنگین انسانی منجر می شود و به بازی آوردن میلیونی خواهد شد که از توان قدرت فاصله نجومی دارد . و مذاکره هم جام معروف تاریخی می خواهد که فرصت سقراط فیلسوف تاریخی آن از بین رفته است و از فرمول اولش را می شود پی گرفت اما دومش از کام روزگار گذشته است و در آغاز پایان داستان سعیدی سیرجانی، جاوید نام ،روند ها پیش می رود.
از جنبه انتخابات امریکا هم مساله را به نفع دموکراتها تمام خواهد کر چون اسرائیل تا زمان حل کنندگی مساله حتی به احتمال حملات دیگری در صورت پاسخ ندیدن خواهد کرد تا تاکتیک گاز انبری کار خودش را بخوبی انجام دهد.
۲۲فروردین ۱۴۰۳
✅ تحلیلی از دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد
🔗این اطلاعات بر اساس دادههای مختلف از منابع بینالمللی و داخلی توسط اکونومیست فارسی استخراج شده و تصویر دقیقی از وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران در دوره ریاست جمهوری احمدینژاد ارائه میدهد.
🔗کسری بودجه:
- در سال 2005، کسری بودجه ایران حدود 4.5 میلیارد دلار بود.
- در سال 2013، این کسری به بیش از 40 میلیارد دلار رسید، که نشاندهنده افزایش هزینههای دولت و کاهش درآمدهای نفتی بود.
🔗سرمایهگذاری خارجی مستقیم (FDI):
- در سال 2005، میزان سرمایهگذاری خارجی مستقیم در ایران حدود 1.4 میلیارد دلار بود.
- در سال 2013، این رقم به حدود 3.2 میلیارد دلار رسید، اما به دلیل تحریمها و ریسکهای بالای سیاسی، سرمایهگذاری خارجی در ایران به شدت محدود بود.
🔗 شاخص آزادی اقتصادی:
- در سال 2005، ایران در شاخص آزادی اقتصادی بنیاد هریتیج رتبه 152 از 159 کشور را داشت.
- در سال 2013، این رتبه به 168 از 177 کشور کاهش یافت، که نشاندهنده کاهش آزادی اقتصادی در آن دوره بود.
🔗 میزان تولیدات صنعتی:
- تولیدات صنعتی ایران در سال 2005 حدود 20 درصد از GDP بود.
- در سال 2013، این رقم به حدود 18 درصد کاهش یافت که نشاندهنده تأثیرات منفی تحریمها و مدیریت ناکارآمد بر بخش صنعتی است.
🔗 شاخص فلاکت:
- شاخص فلاکت (مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری) در سال 2005 حدود 23.5 بود.
- در سال 2013، این شاخص به حدود 47.2 رسید، که نشاندهنده وخامت وضعیت اقتصادی مردم است.
🔗ذخایر ارزی:
- در سال 2005، ذخایر ارزی ایران حدود 35 میلیارد دلار بود.
طی دوران ریاست جمهوری ایشان ایران بیشترین درامد نفتی تاریخی به علت بالارفتن قیمت جهانی نفت و بیش از 600 میلیارد دلار داشت ولی در سال 2013،سهم ذخایر ارزی از این درآمد به حدود 70 میلیارد دلار رسید.
🔗نرخ بهره بانکی:
- نرخ بهره بانکی در سال 2005 حدود 15 درصد بود.
- در سال 2013، این نرخ به حدود 21 درصد افزایش یافت، که نشاندهنده تورم بالا و تلاش برای کنترل نقدینگی بود.
🔗 جمعیت زیر خط فقر:
- در سال 2005، حدود 18 درصد از جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی میکردند.
- در سال 2013، این نسبت به حدود 30 درصد افزایش یافت که نشاندهنده تأثیرات منفی اقتصادی بر زندگی مردم بود.
🔗شاخص رفاه:
- شاخص رفاه در ایران در سال 2005 حدود 50.7 بود.
- در سال 2013، این شاخص به حدود 48.3 کاهش یافت، که نشاندهنده کاهش سطح رفاه اجتماعی بود.
🔗نرخ تورم :
- در زمان آغاز ریاست جمهوری احمدینژاد در سال 2005، نرخ تورم حدود 12 درصد بود.
- در پایان دوره او در سال 2013، نرخ تورم به حدود 35 درصد رسید.
🔗نرخ بیکاری:
- در سال 2005، نرخ بیکاری حدود 11.5 درصد بود.
- در سال 2013، این نرخ به حدود 12.2 درصد افزایش یافت.
🔗تولید نفت:
- در نتیجه سیاستهای خارجی و تنشهای بینالمللی، تولید نفت ایران از حدود 4 میلیون بشکه در روز در سال 2005 به حدود 2.7 میلیون بشکه در روز در سال 2013 کاهش یافت.
🔗رشد اقتصادی :
رشد اقتصادی ایران در سالهای ابتدایی ریاست جمهوری احمدینژاد نسبتا مثبت بود، اما به مرور زمان و با افزایش تحریمها، رشد اقتصادی به شدت کاهش یافت.
- در سال 2012، اقتصاد ایران به دلیل تحریمها و سوء مدیریت به رشد منفی رسید.
🔗یارانه ها
- یکی از برنامههای کلان ، حذف یارانههای انرژی و پرداخت یارانه نقدی به مردم بود.
- این طرح که در سال 2010 آغاز شد، به دلیل عدم مدیریت صحیح منابع و افزایش تورم، تأثیرات منفی بر اقتصاد خانوار ها گذاشت.
🔗 شاخص فساد:
- در سال 2005، ایران در شاخص فساد سازمان شفافیت بینالمللی رتبه 88 از 159 کشور را داشت.
🔗- در سال 2013، این رتبه به 144 از 177 کشور کاهش یافت، که نشاندهنده افزایش قابل توجه فساد در دوران احمدینژاد بود.
🔗 در دوره احمدینژاد، موارد متعددی از فساد مالی گزارش شد. به عنوان مثال، اختلاس سه هزار میلیارد تومانی ، یکی از بزرگترین فسادهای مالی در تاریخ ایران بود. دکل های نفتی هم در همین دوران گم شد.
