en
Feedback
عاشقانه های مهدی حبیبی

عاشقانه های مهدی حبیبی

Open in Telegram

لطفا کامنت بگذارید و نظر بدید @mehdihabiby سفارشات شعر ( غزل ، دوبیتی ، نیمایی و ترانه ) به مناسبتهای مختلف پذیرفته میشود

Show more
762
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
پر از شب گریه ام طهرانِ خوبم شانه هایت کو؟ دو فنجان ، عطرِ ریحان زیرِ باران در فضایت کو؟ نگاهِ جاده ، تاریک و هیاهوی ترافیک و
پر از شب گریه ام طهرانِ خوبم شانه هایت کو؟ دو فنجان ، عطرِ ریحان زیرِ باران در فضایت کو؟ نگاهِ جاده ، تاریک و هیاهوی ترافیک و صدایم کن که تنها مانده ام بی تو ، صدایت کو؟ خیابان و درخت و پایتخت و خنده ای سخت و شدم دلگیر از آدمها بگو خلوتسرایت کو شمیمِ خیسِ ایوان ، خاطراتی از شمیران و صداقت ، سادگی ، دلدادگی ، شور و صفایت کو؟ چراغِ آسمان خواب و ندارد نورِ مهتاب و درخشش های ماهِ نقره بر تاجِ طلایت کو؟ تباهم ، رو سیاهم ! ارمغانی تازه میخواهم نسیمِ عصرِ جمعه پرسه پرسه در هوایت کو؟ نشسته خسته در سینه ، دوباره زخمِ دیرینه غمِ آدینه و افسانه ی دردآشنایت کو؟ غروبِ لاله زارم ، بیقرارم ، ساده میبارم به روی من بگو آغوشِ بی چون و چرایت کو؟ #مهدی_حبیبی کانال عاشقانه ها👇 https://telegram.me/shere_asheghaane پیج من در اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎ ‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‎ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://telegram.me/shere_asheghaane https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

منم تقویمِ دلتنگی که از اسفند غمگینم به پلکِ خیس و چشمانِ ترت سوگند غمگینم تنم آجر به آجر درد دارد زیرِ آوارت ... چنان ارگی ک
منم تقویمِ دلتنگی که از اسفند غمگینم به پلکِ خیس و چشمانِ ترت سوگند غمگینم تنم آجر به آجر درد دارد زیرِ آوارت ... چنان ارگی که از شیرازِ بعد از زند غمگینم برایت میدهم دستی تکان اما نمی‌بینی که پشتِ قابِ سردِ شیشه با لبخند غمگینم اگرچه خالی از حرفم ، شمیرانی پر از برفم و حتی از تماشای شبِ دربند غمگینم تو رفتی و قرار از روزِ اول این نبود اما مرا دادی به عطرِ بودنت پیوند غمگینم کمی دور از گلِ نرده ، شبیهِ چایِ یخ کرده کنارِ حوضِ کاشی ، سرد و پهلوقند غمگینم همه در فکرِ سور و ساتِ عید و بی خبر از من که از داغِ شقایق بر دلِ الوند غمگینم برای کودکانی که به آغازِ بهارِ نو لباسِ بی کلاس و کهنه می پوشند غمگینم #مهدی_حبیبی کانال عاشقانه ها👇 https://telegram.me/shere_asheghaane پیج من در اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

غزل‌آذین به پلکی خیس رفتند بغل وا کرده چون قِدّیس رفتند چهل برگ از زمستان ، ریخت رقصان قــلم در خون بزن ، بنویس رفتند #مهدی‌_
غزل‌آذین به پلکی خیس رفتند بغل وا کرده چون قِدّیس رفتند چهل برگ از زمستان ، ریخت رقصان قــلم در خون بزن ، بنویس رفتند #مهدی‌_حبیبی کانال عاشقانه‌ها👇 https://telegram.me/shere_asheghaane پیج من در اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

سلامم‌ برتو‌ ای یکشنبه‌ی آکنده از دردم خبر داری چرا من تا به این حد ساکت و سردم؟ رسیده برگه‌های آخرِ تقویمِ رومیــزی من اما آ
سلامم‌ برتو‌ ای یکشنبه‌ی آکنده از دردم خبر داری چرا من تا به این حد ساکت و سردم؟ رسیده برگه‌های آخرِ تقویمِ رومیــزی من اما آذرِ ناباورِ نازک دل و زردم نفسها خسته و دلها شکسته ، خنده پربسته و تنها مانده‌ام یک گوشه ، از هر سایه‌ای طردم غمی دارد ، نَمی دارد ، به گونه شبنمی دارد مرا سمتِ تو میخوانَد هوا با بوسه‌ای هردم سکوتِ سردِ باران و وداعِ تلخِ یاران و منی که همچنان طوفانِ سرگردانِ شبگردم نشسته در گلو بغضِ نفسگیری چنانی که به روی پلکِ نم‌خورده دری از گریه وا کردم الا یاایها الساقی نمانده غیرِ غم باقی دلم میسوزد از داغی ، ببین تنهاترین مردم امان از آسمان ، از دستِ تو ای سالِ بی پایان خزانِ تازه‌ای در بهمنِ تقویمت آوردم #مهدی‌_حبیبی کانال‌عاشقانه‌ها👇 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://telegram.me/shere_asheghaane پیج‌من‌در‌اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

زدی آتش به ماهِ نقره گونم شدی لیلا کشاندی تا جنونم مبارک بهمنِ آزادی‌ات ، کاش ...! نمانَد جای پایت روی خــونم
زدی آتش به ماهِ نقره گونم شدی لیلا کشاندی تا جنونم مبارک بهمنِ آزادی‌ات ، کاش ...! نمانَد جای پایت روی خــونم

Pouya - Hale Khoob.mp35.53 MB

نگاهم کن وطن گریانم از اندوه و آه امشب بغل وا کن که آوردم در آغوشت پناه امشب منی که گرچه دلخونم ولی باز از تو ممنونم تویی که
نگاهم کن وطن گریانم از اندوه و آه امشب بغل وا کن که آوردم در آغوشت پناه امشب منی که گرچه دلخونم ولی باز از تو ممنونم تویی که نیستی مانندِ هرشب رو به راه امشب منم سربازِ زخمی ، خسته از شطرنجِ این دنیا چه خوشبینانه دلبستم به کیش و ماتِ شاه امشب دلم در کوپه‌ی سردِ قطاری رفته از اینجا خودم جامانده‌ام تنها کنارِ ایستگاه امشب هنوز این پنجره از خاطراتِ کهنه نم دارد مرا از شیشه می‌پاید دوچشمِ بیگناه امشب شبِ اشعارِ فرخزاد حتی بی فروغست و اجاقِ شعله‌خیزی هم ندارد قرصِ ماه امشب چراغِ آسمانها تار و خاموش و فراموش و گچِ نورش جدا افتاده از تخته سیاه امشب رها از ترس و بی پرده ، خدا هم گریه‌ها کرده از این باران به جز اندوهِ بی پایان نخواه امشب #مهدی_حبیبی کانال عاشقانه ها👇 https://telegram.me/shere_asheghaane پیج من در اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

زلال از اشکِ پاییـــزی بگویی به احساسِ غم انگیزی بگویی وطن آتش به دل دارد ، خدایا ... نمیخواهی چرا چیزی بگویی ...؟ #مهدی_حبیب
زلال از اشکِ پاییـــزی بگویی به احساسِ غم انگیزی بگویی وطن آتش به دل دارد ، خدایا ... نمیخواهی چرا چیزی بگویی ...؟ #مهدی_حبیبی کانال عاشقانه‌ها👇 https://telegram.me/shere_asheghaane پبج من در اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

غروب و برگ و بادی مانده اینجا از اندوهِ تو یادی مانده اینجا نه دیگر "ساغری" در دستمان هست نه دیگر "اعتمادی" مانده اینجا #مهدی
غروب و برگ و بادی مانده اینجا از اندوهِ تو یادی مانده اینجا نه دیگر "ساغری" در دستمان هست نه دیگر "اعتمادی" مانده اینجا #مهدی_حبیبی کانال عاشقانه‌ها👇 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://telegram.me/shere_asheghaane پیج من در اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://telegram.me/shere_asheghaane https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

از صبحِ جهان شادی و شور و شرر آمد رقصنده نسیمی خنک و مُشکِ تر آمد با عطرِ لوندِ گل و لبخندِ خداوند سوزِ دی و اندوهِ غروبش به
از صبحِ جهان شادی و شور و شرر آمد رقصنده نسیمی خنک و مُشکِ تر آمد با عطرِ لوندِ گل و لبخندِ خداوند سوزِ دی و اندوهِ غروبش به سر آمد پرشور و شگرف است و زمین بسترِ برف‌ است گیسـوی زمستانِ خدا تا کمر آمد شادان و غزلخوان و خوش الحان شده مهمان قُمری پس از عمری به چمن نغمه‌ گر آمد خورشیدِ فروزانِ جهان ! خانه‌ات آباد ا‌ی‌جان که از انگشتِ تو صدها هنر آمد زد نورِ جهانتاب و دلی در تاب و در تاب دف بر کف و آتش به غزل ، شعله‌ ور آمد ماهِ دهِ تقویم ، بهاری شده آری  پیشِ قَدَمت سهره‌ی شیرین‌خبر آمد صبح‌ آمده ، پلکی بِگُشا غرقِ تماشا برخیز و ببین روزِ عزیزِ پدر آمد #مهدی_حبیبی کانال عاشقانه‌ها👇 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://telegram.me/shere_asheghaane پیج من در اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://telegram.me/shere_asheghaane https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

خیابانی غریب افتاده در دورانِ غمگینی که انـــدوهش شده یادآورِ آبانِ غمگینی غروبی خیسِ نم‌نم ، قطره‌ای شبنم چکید از غم و جا خو
خیابانی غریب افتاده در دورانِ غمگینی که انـــدوهش شده یادآورِ آبانِ غمگینی غروبی خیسِ نم‌نم ، قطره‌ای شبنم چکید از غم و جا خوش کرده پیچک گوشه‌ی ایوانِ غمگینی هوایی خسته از درد و پر از هوهوی شبگرد و بغل وا کرده امشب رو به من ایرانِ غمگینی زمینی از نگین خیس و دوچشمِ آتشین ، خیس و نشسته روی سرخِ گونه‌ام بارانِ غمگینی من آن بیچاره یعقوبِ دلآشوبم که میدانم نمی‌آید صدای یوسف از کنعانِ غمگینی اگرچه ناخوش‌احوالم ، غزل میگوید از فالم نگاهِ حافظِ شیرازی از دیوانِ غمگینی سرش بر شانه‌ی لرزان و ویرانِ دماوندش خیالِ گریه دارد بیصدا طهرانِ غمگینی الا یا ایّهالساقی ، حکایت همچنان باقی به پایان آمد این دفتر ، عجب پایانِ غمگینی #مهدی_حبیبی کانال عاشقانه ها👇 https://telegram.me/shere_asheghaane پیج من در اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://telegram.me/shere_asheghaane https://www.instagram.com/mehdi.habibi.poet