en
Feedback
Book_tips

Book_tips

Open in Telegram

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Book_tips

Channel Book_tips (@book_tips) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 21 705 subscribers, ranking 1 566 in the Books category and 15 477 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 21 705 subscribers.

According to the latest data from 13 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 339 over the last 30 days and by -12 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 3.93%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 2.19% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 852 views. Within the first day, a publication typically gains 474 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 14.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 14 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

21 705
Subscribers
-1224 hours
+2127 days
+33930 days
Posts Archive
Book_tips
21 705
بهترین سال های زندگی شما زمانی اتفاق می افتد که تصمیم می گیرید که مشکلاتتان را متعلق به خودتان بدانید و دیگر مادر، محیط یا رئ
بهترین سال های زندگی شما زمانی اتفاق می افتد که تصمیم می گیرید که مشکلاتتان را متعلق به خودتان بدانید و دیگر مادر، محیط یا رئیس جمهور را به خاطر مشکلاتتان سرزنش نکنید. جایی که متوجه می شوید کنترل سرنوشتتان در دستان خودتان است. #آلبرت_الیس @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 سوره ابراهيم آیه 22 : وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ ۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي ۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ ۖ مَا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ ۖ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ ۗ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ترجمه : و شیطان، هنگامی که کار تمام می‌شود، می‌گوید: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلّماً ستمکاران عذاب دردناکی دارند! #کلام_پروردگار @godqurantips 🤲

Book_tips
21 705
sticker.webp0.65 KB

Book_tips
21 705
[🟧] ‌‏≣ آرزوی تو دستور توست❂ تخلیه انرژی های منفی❂ ما می توانیم✌️✌️👇👇 🟠 https://t.me/+R8IP1h2Zg5AtblB3   ⩥⩥ مدیتیشن؛ چشم سوّم؛ تله پاتی ‏❖@Cheshm3kaenat چگونه ذهنیت ☆ثروتمند☆ داشته باشیم؟! ‏❖@JadouyeFekrM عالم معنا ‏❖@motaeeal طرزِ + فڪرتو + عوض ڪن! ‏❖@MossbatAndishann روح پس از * مرگ * چه میشود!! ‏❖@PasAz_Marg شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم ‏❖@book_tips زنهای "قوی" و با انگیزه ! ‏❖@zanan_khoshbakhti آشنایی با مکان‌های زیبای جهان ‏❖@gashtogozardarjahan غزل های کوتاه و نفسگیر!! ‏❖@shabhaye_niloofari حقوق برای همه ‏❖@jenab_vakill جملات جادویی که آرومت میکنه ! ‏❖@zendegi_ziibaaaast بیداری معنوی ♡ فرکانس درمانی♡ ‏❖@payamibarayesolh دکتر جو دیسپنزا * قدرت ذهن * ‏❖@joe_diispenza قدرت درون توست ▫لوییز هی ‏❖@Louise_Haychanel غزل" غزل " غزل " غزل "غزل" ‏❖@ghaz2020 معجزه شکرگزاری و پاکسازی ‏❖@RohShokrgozari خدا با 《من》است!! ‏❖@kh0daShEnaSi جملاتی که افکار شما را《تغییر می‌دهد》 ‏❖@ghalbeziba حضرت مولانا و عاشقانه های شمس ‏❖@baghesabzeshgh اناالحق ‏❖@Analhaghhoo گلچین اشعار 《سعدی》 ‏❖@Sadii_jaan کنترل ذهن و ضمیرناخودآگاه ‏❖@asrarkontoroLzehn پاتوق نویسندگان برتر دنیا ‏❖@nevisandbdonya تمرکز روی خودم!!! ‏❖@shine41 سلسله ی موی دوست ‏❖@selmooyedoost کافه " تنهایی" ‏❖@Tannhaaiii آگاهي☆ بيداري☆ عشق ‏❖@vasledoost دنیای درون / شناخت روح برتر ‏❖@dunyaye_daroon کلبه ی •°• دوبیتی •°• ‏❖@D2beytichanel راز تربیتی فرزند موفق ‏❖@ghasemi8484 زبان ترکی رو قورت بده ‏❖@ArazTurkishAcademy شعرمتن دکلمه بی‌کلام ‏❖@fazelenazari هزار قانون کائنات ‏❖@hezarghanoon تحلیل‌های به روز اقتصادی ‏❖@agheliahmad ••• انگلیسی دوسوته فول شو ••• ‏❖@Araz_English اشعار شعرا و عرفا با شناسنامه ‏❖@vasLe7 حضرتِ شعر...! ‏❖@SHaBaNeHaYe_Bi_To انگلیسی با تصاویر یاد بگیر ‏❖@EnglishPictorial مجله زندگی ‏❖@majallezendegii هنر تذهیب و طراحی سنتی ‏❖@vida_dabir چله جذب عشق ‏❖@chgonjazabbashem انگلیسی با ویدیو TED .BBC ‏❖@EnglishFilesVideos گلچینی از بهترینها ‏❖@karhicx زن...زندگی...آزادی ‏❖@banoyeariaye1 پیام مهربانی (یوگای خنده) ‏❖@funyoga خودشناسی خداشناسی باافکارعرفانی ‏❖@pluosafkar سفرهای هیجان‌انگیز ‏❖@JournalTourism کلام صوفی ، کلام انسان کامل ‏❖@eshghnirooyebidariii سرزمین •• موسیقی •• ‏❖@musiicLand_ir ••• آیلتس رو فول شو ••• ‏❖@ArazIELTS راز کوانتومی یونیورس ‏❖@Universiit کافه روانشناسی حالِ خوب ‏❖@zehnearam رمز عزت نفس ‏❖@ramzkodbavre •°• سلــطانِ انگـــیزه •°• ‏❖@soltane_angize برنامه نویسی مجدد ذهن با موسیقی ‏❖@SUB_JADOEI "موسسه وکالت و مشاوره حقوقی" ‏❖@mehdihemmati59 مولانای جااان * مولانای جان ‏❖@MouLanayjan انرژی درمانی ( ریکی) ‏❖@enerjhidarmani سواد رابطه / ازدواج موفق ‏❖@ghasemi8483 زندگی جاری ست ••• ‏❖@Zenndegiiii اسرار متافیزیک/چاکراها و درمان ‏❖@meta_ajna دنیای کتاب صوتی وpdf ‏❖@Doneaekatad2 خودشناسی ‏❖@haghightx آهنگ شاد عاشقانه ‏❖@ahangeeshghh عاشقان ِ《کتاب》 ‏❖@B00kLifeMe با ما ترکی استانبولی را بیاموزید ‏❖@turkce_ogretmenimiz آگاهی، موفقیت، رشد شخصیت ‏❖@gognus_kimiagar مشاوره ازدواج وروابط موفق ‏❖@moshavereh_shoma‌ نا امیدی 《ممنوع》 ! ‏❖@OMidBeZendgiii هزار پند مولانا با معانی اشعار ‏❖@Ashaarkotaa نجوم و کیهان شناسی ‏❖@keyhan_n1 سخنان زیبا و ماندگار ‏❖@goftarniek خودشناسی《عرفانی انگیزشی 》 ‏❖@Roohe_bartar آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده ‏❖@ECONVIEWS موزیک بدنسازی خاص ‏❖@sport_music_world •• راههای اتّصال به کائنات •• ‏❖@movafaghiat_jahanii ‎‌‌‌‌‌‎─═༅  ‎‌‌‌‌‌‎═༅   🌱   ༅═  ༅═─ @tab_golbarg

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 مادرها اغلب بیشترین علاقه را به فرزندی دارند که بیشترین رنج را برایشان به وجود آورده است. #گوژپشت_نتردام #ویکتورهوگو @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 چشماتو با چیزای عجیب پر کن. طوری زندگی کن که انگار ده ثانیه دیگه قراره بمیری. دنیا رو ببین. جالب تر از هر رویاییه که تو کارخونه‌ها ساخته می‌شه. دنبال ضمانت نباش، دنبال وثیقه نباش، هیچ وقت همچین حیوونی نبوده. و اگر هم بوده از اونایی بوده که تمام روز رو بالای یه درخت لم می‌ده و تمام زندگیشو می‌خوابه. لعنتی. درختو تکون بده و این نماد تنبلی رو با سر بنداز زمین. #فارنهایت451 #ری_بردبری @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #گیله_مرد 3 دید، نمی‌شود سرباز و شتر را همین طور به حال خودشان گذاشت، برگشت و با یک تیر کار سرباز را ساخت. این تنها قتلی است که گاهی او را ناراحت می‌کند. خودش هم می‌دانست که بالاخره سرنوشت او نیز یک چنین مرگی را در بر دارد. پدرش، دو برادرش، اغلب کسانش نیز با ضرب تیر دشمن جان سپرده بودند. وقتی خان‌ها به تهران آمدند و وکیل شدند، او نیز چاره نداشت جز اینکه امنیه شود. اما هیچ انتظار نداشت که او را از دیار خود آواره کنند و به گیلانی که آنقدر مرطوب و سرد است بفرستند. مامور بلوچ ابدا توجهی به گیله‌مرد نداشت و برای او هیچ فرقی نمی‌کرد که گیله‌مرد فرار کند یا نکند. به او گفته بودند که هر وقت خواست بگریزد با تیر کارش را بسازد و او به تفنگ خود اطمینان داشت. مامور بلوچ در این فکر بود که هرطوری شده پول و پله‌ای پیدا کند و دومرتبه بگریزد به همان بیابانهای داغ، بالاخره بیابان آنقدر وسیع است که امنیه‌ها نمی‌توانند او را پیدا کنند. هر کدام از این مامورین وقتی خانه کسی را تفتیش می‌کردند، چیزی گیرشان می‌آمد. در صورتی که امروز صبح در کومهٔ گیله‌مرد، وکیل باشی چهارچشمی مواظب بود که او چیزی به جیب نزند. خودش هرچه خواست کرد، پنجاه تومان پولی که از جیب گیله‌مرد درآورد، صورت جلسه کردند و به خودش پس دادند. فقط چیزی که او توانست به دست آورد، یک تپانچه بود. آن را در کروج، لای دسته‌های برنج پیدا کرد. یک مرتبه فکر تازه‌ای به کلهٔ مامور بلوچ زد. تپانچه اقلا پنجاه تومان می‌ارزد. بیشتر هم می‌ارزد، پایش بیفتد، کسانی هستند که صد تومان هم می‌دهند، ساخت ایتالیاست. فشنگش کم است… حالا کسی هم اسلحه نمی‌خرد. این دهاتی‌ها مال خودشان را هم می‌اندازند توی دریا. پنجاه تومان می‌ارزد. به شرط آن‌که پول را با خود آورده و به کسی نداده باشد. باد دست بردار نبود. مشت مشت باران را توی گوش و چشم مامورین و زندانی می‌زد. می‌خواست پتو را از گردن گیله‌مرد باز کند و بارانی‌های مامورین را به یغما ببرد. غرش آب‌های غلیظ، جیغ مرغابی‌های وحشی را خفه می‌کرد. از جنگل گویی زنی که درد می‌کشید، شیون می‌زند. گاهی در هم شکستن ریشهٔ یک درخت کهن، زمین را به لرزه درمی‌آورد. یک موج باد از دور با خشاخش شروع و با زوزهٔ وحشیانه‌ای ختم می‌شد. تا قهوه‌خانه‌ای که رو به آن در حرکت بودند، چند صد ذرع بیشتر فاصله نبود، اما در تاریکی و بارش و باد، سوی کمرنگ چراغ نفتی آن، دور به نظر می‌آمد. وقتی به قهوه‌خانه رسیدند، محمدولی از قهوه‌چی پرسید: «کته داری؟» – داریمی. – چای چطور؟ – چای هم داریمی. – چراغ هم داری؟ –‌ها ای دانه. – اتاق بالا را زود خالی کن! – بوجورو اتاق، توتون خوشکا کودیم. – زمینش که خالی است. – خالیه. – اینجا پست امنیه نداره؟ – چره، داره. – کجا؟ – ایذره اوطرف‌تر. شب ایسابید، بوشوئیدی. – بیا ما را ببر به اتاق بالا. «اتاق بالا» رو به ایوان باز می‌شد. از ایوان که طارمی چوبی داشت، افق روشن پدیدار بود. اما باران هنوز می‌بارید و در اتاق کاهگلی که به سقف آن برگهای توتون و هندوانه و پیاز و سیر آویزان کرده بودند، بوی نم می‌آمد. محمدولی گفت: «یاالله، می‌ری گوشه اتاق، جنب بخوری می‌زنم.» بعد رو کرد به قهوه چی و پرسید: «آن طرف که راه به خارج نداره؟» قهوه‌چی وقتی گیله‌مرد جوان را در نور کمرنگ چراغ بادی دید، فهمید که کار از چه قرار است و در جواب گفت: «راه ناره. سرکار، انم از هوشانه کی ماشینا لوختا کوده؟» – برو مردیکه عقب کارت. بی‌شرف، نگاه به بالا بکنی همه بساطتو به‌هم می‌زنم. خود تو از این بدتری. بعد رو کرد به مامور بلوچ و گفت: «خان، اینجا باش، من پایین کشیک می‌دم. بعد من می‌آم بالا، تو برو پایین کشیک بکش و چایی هم بخور.» گیله‌مرد در اتاق تاریک نیمتنه آستین کوتاه را از تن کند و آب آن را فشار داد، دستی به پاهایش کشید. آب صورتش را جمع کرد و به زمین ریخت. شلوارش را بالا زد، کمی ساق پا و سر زانو و ران‌هایش را مالش داد، از سرما چندشش شد. خود را تکانی داد و زیر چشمی نگاهی به مامور دومی انداخت. مامور بلوچ تفنگش را با هر دو دست محکم گرفته و در ایوان باریکی که مابین طارمی و دیوار وجود داشت، ایستاده بود و افق را تماشا می‌کرد. در تاریکی جز نفیر باد و شرشر باران و گاهی جیغ مرغابی‌های وحشی، صدایی شنیده نمی‌شد. گویی در عمق جنگل زنی شیون می‌کشید، مثل اینکه می‌خواست دنیا را پر از ناله و فغان کند. ادامه دارد ... #بزرگ_علوی @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
📕📗📘 🍃🍂 کتاب  پنجاه و پنجم🍂🍃 🔴درود  بر همراهان عزیز  مطالعه گروهی ✅  ضمن تشکر از مشارکت شما عزیزان در نظر سنجی ؛ کتاب #مسئله_اسپینوزا    از #اروین_د_یالوم   جهت مطالعه این ماه انتخاب شد کتاب منتخب دی ماه : #مسئله_اسپینوزا   نویسنده: #اروین_د_یالوم مترجم: #بهاره تاریخ شروع یکم دی 《 ۱۴۰۱/۱۰/۱》 تاریخ پایان: 《۱۴۰۱/۱۰/۲۹》 @book_tips🐞📚 📕📗📘📙📕📗📘📙

Book_tips
21 705
شما درونتان یک برکه از عشق دارید. هنگامی که احساس بدبختی می‌کنید، هنگامی که در عیب‌هایتان سقوط کرده‌اید، در آن برکه‌ ی عشق غس
شما درونتان یک برکه از عشق دارید. هنگامی که احساس بدبختی می‌کنید، هنگامی که در عیب‌هایتان سقوط کرده‌اید، در آن برکه‌ ی عشق غسل کنید. خود را در آن برکه ی عشق باطراوت کنید، آن همیشه آنجاست. حتّی اگر هرروز عیب‌هایتان را در آن برکه بشویید، زلال باقی می‌ماند. #سیذارتا #هرمان_هسه ‌‎‌‌‌‎‌@book_tips🐞

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 سوره الكهف آیه 23 : وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَٰلِكَ غَدًا ترجمه : و هرگز در مورد کاری نگو: «من فردا آن را انجام می‌دهم»... #کلام_پروردگار @godqurantips 🤲

Book_tips
21 705
sticker.webp0.65 KB

Book_tips
21 705
Repost from N/a
🍏کانال کتاب(pdf)،مستند،معرفی کتاب ‌‏@farin_ebook 🍏عجایب‌جهان،نیچه،نجوم،هارپ،علمی ‌‏@PARALLEL_WORLDS 🍏علوم غریبه و اسرار ماوراء الطبیعه ‌‏@Wonderfullllll ‌‏ 🍏45000هزار کتاب pdf ‏@ketabZahra1369 🍏ا𝗣𝗗𝗙ا 500000 هزار جلد کتاب‌ کمیاب‌‏ ‌‏@book_noor 🍏رماان•رماان•رماان•𝗥𝙊𝙈𝗔𝗡𝙘𝙝𝙞𝙞 ‌‏@ROMANchii 🍏انگلیسی ☆ تصویری ☆ ‌‏@ENGLISH1388 ‌‏🍏کانال کتاب های تاریخی ‌‏@ketabtarikhim 🍏آموزش مدیریت واردات و صادرات ‌‏@modirtamin 🍏مستند علمی ‌‏@Documentary20 🍏۱۰۰۰ کتاب صوتی رایگان !!! ‌‏@jadidtarinha3 🍏درخواستpdfرایگان ‌‏@YR_liB 🍏کتابخانه صوتی و pdf تاپ بوک ‌‏@Top_books7 🍏دانلود رایگان کتاب های صوتی ‌‏@sound_lib 🍏عجایب جهان ‌‏@Land_Of_Wonders 🍏تدریس مکاتب فلسفی و روانی ‌‏@anbar100 🍏آموزش ترکی استانبولی ‌‏@turkce_ogretmenimiz 🍏مجله فرازمینی ها ‌‏@arzamin 🍏حقوق برای همه ‌‏@jenab_vakill 🍏زبان انگلیـــسے از صـــفرِ تا صد ‌‏@english_w_rahimi 🍏مطالب تاریخی ‌‏@matalebtarikhim 🍏انگلیسی حرفه ای با فیلم و کارتون ‌‏@RealEnConversations 🍏بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم ‌‏@matlabravanshenasi 🍏خودشناسی ‌‏@haghightx 🍏مکان‌های ناشناخته‌ی ایران  !!! ‌‏@IRANDIDANIHA 🍏لحظه عشق ‌‏@Lahzelove 🍏متن ممنوعه و بدون سانسور ‌‏@OnlySookoot 🍏پرورش اعتماد به نفس وعزت نفس ‌‏@Etemadbenafse_fogholade 🍏زیباترین شعر و متن ڪوتاه ‏@kahkeshan_eshge 🍏جملاتی که افکار شما را《 تغییر می‌دهد》 ‌‏@ghalbeziba 🍏شجریان و هزار آواز دیگر ‌‏@MiraseAvaz 🍏وکیل ( قبول دعاوی، سراسر کشور ) ‌‏@ADLIEH_TEAM 🍏جملاتے ڪه دل ڪوه را می‌لرزاند ‌‏@BIG_THINKr 🍏صدای درون ‌‏@sedaye_daron 🍏خودسازی ‌‏@AFKARIISM 🍏جملاتی که شما رو میخکوب میکنه ! ‌‏@zavi_cartoon 🍏"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی" ‏@mehdihemmati59 🍏مهندسی عمران ومحاسبات ‌‏@civil101 🍏برترین اجراهای(پیانوی کلاسیک) و... ‌‏@pianoland123 🍏شعر ناب ‌‏@sherkadeymanoto1 🍏""آموزش صفر تا صد زبان انگلیسی"" ‌‏@English_foreveryone12 🍏کانالِ فلسفیِ « تکانه » ‌‏@khosrowchannel 🍏تمرکز روی خودم!!! ‌‏@shine41 🍏حکایت‌های جذاب و خواندنی ‌‏@kafeh_sher 🍏کتابخانه انجمن نویسندگان ایران ‌‏@anjomanenevisandegan_ir 🍏آرامش با مدیتیشن ‌‏@aramesh_ba_meditation 🍏پاتوق نویسندگان برتر دنیا ‌‏@nevisandbdonya 🍏نگارگری؛ هنر و ادبیات ‌‏@tabrizschoolofpersianpainting 🍏 کتاب های صوتی رایگان!!! ‌‏@tidaa 🍏حـکـومـت هاے اســـاطــیـرے ایـران ‌‏@iran_sarzamin_tamadon 🍏گلچینی از بهترینها ‏@karhicx 🍏وکیل «خودباشید» ‌‏@edalatsazanfarda 🍏کهکشان  (علمی،ادبی و هنری) ‏@kah1331 🍏فلسفه /روانکاوی/جامعه شناسی ‏@Kajhnegaristan 🍏کتابخانه جامـع (PDF) ‌‏@khurasan_library 🍏کتابخانه نایاب باستان شناسی و تاریخ ‌‏@bastans 🍏بهترین کتاب صوتی 𝗕𝗢𝗢𝗞 ‌‏@SBOOKSS 🍏دریافت پی دی اف رایگان روانشناسی ‌‏@kabuluniversitybooks 🍏عجیب ولی واقعی ‌‏@Ajayibat_j 🍏طـــــراحی و نقاشـــی ‌‏@Painting_Honar 🍏کتاب و مسائل روز ‌‏@aramesh13577 🍏اندکی شعر ‌‏@Andakei_sheer 🍏دانستنی های عجیب اما جالب ‌‏@shogo_jaleb 🍏رمانسـرای مجازی ‏‌‏@Salam_Roman 🍏*جاهای دیدنی جهان* ‏‌‏@IRANGARDIN 🍏ایوان خانه شعر و ادب پارسی ‏‌‏@Ivanxaneh 🍏اشعار ناب و ڪمیاب ‏‌‏@moshere 🍏خوره کتاب ‏‌‏@khorehyketabb 🍏فرانسه رو قورت بده ‌‏@FrenchAvecMoi 🍏زیباترین متن های جهان ‌‏@Beautytext1 🍏اسرار ناگفته الهی ‌‏@asraarehasti 🍏با تست زدن انگلیسی بیاموز- کوئیز ‌‏@QuizWorld310 🍏سرگرمی با افزایش معلومات مفید ‌‏@atelaateomom 🍏مدیریت ودیجیتال مارکتینگ ‌‏@economic786 🍏یک میلیـون کـتاب"PDF و صـوتی" ‌‏@PDF_and_audio_library 🍏نقشه های تاریخی و سیاسی ‌‏@jaynegareh 🍏جــملات نااااب "انگلیــسی" ‌‏@jomalatnab_ENGLISH 🍏قلبتان را با خواندن قرآن روشن کنید ‌‏@Pious114 🍏آیلتس 7 +آیلتس 7 +آیلتس 7 +آیلتس 7 ‌‏@grobP1 🍏شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم ‌‏@book_tips 🍏آموزش گویندگی رادیو و فن بیان ‌‏@goyande_radio 🍏برترین کتابها ‌‏@bartarinbookk 🍏تکه کتاب | معرفی | بررسی | پادکست ‌‏@LibraryInternational 🍏آموزش انگلیسی۲ساله مبتدی تا آیلتس ‌‏@teacheruniversity 🍏《خودشناسی عرفانی انگیزشی》 ‌‏@Roohe_bartar 🍏مهارت نگه داری و تعمیر خودرو !!! ‌‏@Car_BESTM 🍏تاریخ ممنوعه و بدون‌ سانسور ایران و جهان !!! ‌‏@TARIKHEMAMNOOE 🍏فرازمینی ها ‌‏@FARZAMINIHA 🍏آموزش نویسندگی خلاق! ‌‏@benevis_s 🍏دنیای کتاب ممنوعه وpdf ‌‏@ASLEOMID 🍏دانش ممنوعه و اسرار علوم غریبه ! ‌‏@LOSTWORLDSS 🍏کانال" تب تفکر " ‌‏@Tabetafakor 🔹هماهنگی جهت تبادل: ‌‏@Mdefy

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 چه خوب بود وسیله‌ای اختراع میشد که خاطرات را مثل عطر در بطری نگه میداشت. از آن پس دیگر محو و یا کهنه نمی‌شدند و آدم هر
🍃🌺🍃 چه خوب بود وسیله‌ای اختراع میشد که خاطرات را مثل عطر در بطری نگه میداشت. از آن پس دیگر محو و یا کهنه نمی‌شدند و آدم هر وقت می‌خواست، در بطری را باز می‌کرد و مثل این بود که لحظات را بار دیگر زنده می‌کند. #ربه_کا #دافنه_دوموریه @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
#نوستالژی #با_هم_بشنویم @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
دوستان عزیز برای مطالعه دی ماه کتاب مورد نظرتان را انتخاب کنید.
Anonymous voting

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #گیله_مرد 2 کاش باران بند می آمد و او می توانست تکه چوبی پیدا کند. آن وقت خودش را به زمین می‌انداخت، با یک جست برمی‌خاست و در یک چشم به‌هم زدن، با چوب چنان ضربتی بر سرنیزه وارد می‌کرد که تفنگ از دست محمدولی بپرد…کار او را می‌ساخت … اما مامور دومی سه قدم پیشاپیش او حرکت می‌کرد! گویی وجود او اشکالی در اجرای نقشه بود. او را نمی‌شناخت. هنوز قیافه‌اش را ندیده بود، با او یک کلمه هم حرف نزده بود. کشتن کسی که آدم او را ندیده و نشناخته کار آسانی نبود. اوه، اگر قاتل صغرا گیرش می‌آمد، می‌دانست که باش چه کند. با دندانهایش حنجرهٔ او را می‌درید. با ناخنهایش چشمهایش را درمی‌آورد … گیله‌مرد لرزید، نگاه کرد. دید محمدولی کنار او راه می‌رود و از سرنیزه‌اش آب می‌چکد. از جنگل صدای زنی که غش کرده و جیغ می‌زند، می‌آید. محض خاطر بچه‌اش امروز گیر افتاده بود. حرف سر این است که تا چه اندازه اینها از وضع او با خبر هستند. تا کجایش را می‌دانند؟ محمدولی به او گفته بود: «خان‌نایب گفته یک سر بیا تا فومن و برو. می‌خواهند بدانند که از آگل خبری داری یا نه.» به حرف این‌ها نمی‌شود اعتماد کرد و آگل تا آن دقیقه آخر به او می‌گفت: «نرو، بر نگرد، نرو سر زراعت!» پس بچه‌اش را چه بکند؟ او را به که بسپرد؟ اگر بچه نبود، دیگر کسی نمی‌توانست او را پیدا کند. آن‌وقت چه آسان بود گرفتن انتقام صغرا. از عهدهٔ صدها از اینها بر می‌آمد. اما آگل لولمانی آدم دیگری بود. چشمش را هم می‌گذاشت و تیر در می‌کرد. مخصوصا از وقتی که دخترش مرد، خیلی قسی شده بود. او بی‌خودی همین طوری می‌توانست کسی را بکشد. آگل می‌توانست با یک تیر از پشت سر کلک مامور دومی را که سه قدم پیشاپیش او پوتینهایش را به آب و گل می‌زند بکند، اما این کار از دست او برنمی‌آمد. از او ساخته نیست. محمدولی را دیده بود. او را می‌شناخت، شنیده بود روزی به کومهٔ او آمده و گفته بوده است: «اگه فوری پیش نایب به فومن نره، گلوی بچه را می‌زنم سرنیزه و می‌برم تا بیاید عقب بچه‌اش.» این را به مارجان گفته بود. مأمور دومی پیشاپیش آنها حرکت می‌کرد. از آنها بیش از سه قدم فاصله داشت. او هم در فکر بدبختی و بیچارگی خودش بود. او را از خاش آورده بودند. بی خبر از هیچ جا، آمده بود گیلان. برنج این ولایت بهش نمی‌ساخت. همیشه اسهال داشت، سردش می‌شد. باران و رطوبت بی‌حالش کرده بود. با دو پتو شب‌ها یخ می‌کرد. روزهای اول هر چه کم داشت از کومه‌های گیله‌مردان جمع کرد. به آسانی می‌شد اسمی روی آن گذاشت. «اینها اثاثیه‌ایست که گیله‌مردان قبل از ورود قوای دولتی از خانه‌های ملاکین چپاول کرده‌اند.» اما بدبختی این بود که در کومه‌ها هیچ‌چیز نبود. در تمام این صفحات یک تکه شیشه پیدا نشد که با آن بتواند ریش خود را اصلاح کند، چه برسد به آینه. مامور بلوچ مزهٔ این زندگی را چشیده بود. مکرر زندگی خود آنها را غارت کرده بودند. آنجا در ولایت آنها آدمهای خان یک مرتبه مثل مور و ملخ می‌ریختند توی دهات، از گاو و گوسفند گرفته تا جوجه و تخم مرغ، هرچه داشتند می‌بردند. به بچه و پیرزن رحم نمی‌کردند. داغ می‌کردند، یکی دو مرتبه که مردم ده بیچاره می‌شدند، کدخدا را پیش خان همسایه می‌فرستادند و از او کمک می‌گرفتند و بدین طریق دهکده‌ای به تصرف خانی در می‌آمد. این داستانی بود که بلوچ از پدرش شنیده بود. خود او هرگز رعیتی نکرده بود. او همیشه از وقتی که بخاطرش هست، تفنگدار بوده و همیشه مزدور خان بوده است. اما در بچگی مزهٔ غارت و بی‌خانمانی را چشیده بود. مامور بلوچ وقتی فکر می‌کرد که حالا خود او مامور دولت شده است وحشت می‌کرد. برای اینکه او بهتر از هرکس می‌دانست که در زمان تفنگداریش چند نفر امنیه وسرباز کشته است. خودش می‌گفت: «به اندازهٔ موهای سرم.» برای او زندگی جدا از تفنگ وجود نداشت. او با تفنگ به دنیا آمده، با تفنگ بزرگ شده بود و با تفنگ هم خواهد مرد، آدمکشی برای او مثل آب خوردن بود، تنها دفعه‌ای که شاید از آدمکشی متاثر شد، موقعی بود که با اسب، سرباز جوانی را که شتر ورش داشته بود، در بیابان داغ دنبال کرد. شتر طاقت نیاورد، خوابید، سرباز تفنگش را انداخت زمین و پشت پالان شتر پنهان شد. بلوچ چند تیر انداخت و نزدیکش رفت. تفنگ او را برداشت و می‌خواست سرش را که از پشت کوهان شتر دیده می‌شد، هدف قرار دهد که سرباز داد زد: «امان برادر، مرا نکش.» او گفت: «پس چکارت کنم؟ نکشمت که از بی‌آبی می‌میری!» بعد فکر کرد پیش خودش و گفت: «یک گلوله هم یک گلوله است.» افسار شتر را گرفت و برگشت: «یه میدان آن‌طرفتر، چشمه است. برو خودت را به آنجا برسون.» صد قدمی شتر را یدک کشیده و بعد خواست او را رها کند، چون‌که بدرد نمی‌خورد. ادامه دارد... #بزرگ_علوی @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 در فاصله‌ میان شکست اولیه و موفقیت‌های بعدی، در شکاف میان کسی که می‌خواهیم باشیم و کسی که در حال حاضر هستیم، حتما درد، اضطراب، حسد و تحقیر وجود دارد. #تسلی_بخشی‌_های_فلسفه #آلن_دوباتن @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
درختی که پاییز را نمی پوشد، اجازه به تن کردن بهار را هم نخواهد یافت. من آن درختم که برگریزانم را همانقدر دوست دارم که شکوفه بارانم را... 🍁 @book_tips 🐞

Book_tips
21 705
🍃🌺🍃 سوره سبا آیه 47 : قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ترجمه : بگو: «هر اجر و پاداشی از شما خواسته‌ام برای خود شماست؛ اجر من تنها بر خداوند است، و او بر همه چیز گواه است!» #کلام_پروردگار @godqurantips 🤲

Book_tips
21 705
sticker.webp0.65 KB