en
Feedback
کار (یاسر‌عرب)

کار (یاسر‌عرب)

Open in Telegram

📈 Analytical overview of Telegram channel کار (یاسر‌عرب)

Channel کار (یاسر‌عرب) (@yaser_arab57) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 11 484 subscribers, ranking 7 810 in the Religion & Spirituality category and 27 576 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 11 484 subscribers.

According to the latest data from 08 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 26 over the last 30 days and by -1 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 21.61%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 22.05% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 2 482 views. Within the first day, a publication typically gains 2 533 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 54.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as اعتراض, کس, جا, وقت, خیابان.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
ارتباط @Arab_Yaser

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 09 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Religion & Spirituality category.

11 484
Subscribers
-124 hours
-277 days
+2630 days
Posts Archive
از حالِ مدرسه بد به حالِ مدرسه خوب! ✍یاسر عرب همه می‌دانیم که وضعیت معیشت معلمان، خوب نیست. فاصلهٔ حقوق بسیاری از معلمان با هزینه‌های واقعی زندگی و خط فقر، فاصله‌ای جدی و نگران‌کننده است. اعتراض‌ها، کمپین‌ها و مطالباتی که این روزها از سوی معلمان شکل می‌گیرد، قابل فهم است و مطالبهٔ برخورداری از یک زندگی آبرومند، بی‌تردید حق مسلم آنهاست. اما مسئلهٔ آموزش و پرورش، فقط معیشت معلمان نیست. حتی اگر فردا حقوق همه معلمان افزایش پیدا کند، هنوز پرسش‌های بزرگی درباره مدرسه و آموزش در ایران باقی می‌ماند. با محتوای کتاب‌های درسی چه باید کرد؟ کودکان ما دقیقاً چه چیزهایی را باید یاد بگیرند و چه چیزهایی را یاد نمی‌گیرند؟ معلمان برای مواجهه با دنیای امروز به چه آموزش‌ها و مهارت‌های تازه‌ای نیاز دارند؟ مدرسه چگونه اداره می‌شود و اساساً ساختار اداره مدارس ما چقدر با نیازهای کودک، خانواده و جامعه امروز تناسب دارد؟ سهم دانش‌آموز در مدرسه چیست؟ سهم خانواده چیست؟ و مدرسه قرار است دانش آموز را برای چه جهانی آماده کند؟ ایده روی زمین چیست و امکانِ حرکت در شرایط انسداد فعلی کدام است؟ این‌ها مسائلی هستند که پاسخشان را نمی‌توان صرفاً در بودجه سالانه دولت پیدا کرد. ممکن است دولت پول بیشتری داشته باشد یا کمتر. ممکن است حقوق معلمان افزایش پیدا کند یا نکند. اما بسیاری از مسائل بنیادین آموزش و پرورش، همچنان سر جای خود باقی خواهند ماند. مسئله کیفیت آموزش، محتوای آموزشی، تربیت و توانمندسازی معلم، ساختار مدرسه و نسبت مدرسه با زندگی واقعی کودکان، مسائلی هستند که باید مستقل از دعوای همیشگی بر سر بودجه، درباره‌شان فکر کنیم. ما پنج شنبه این هفته نوزدهم شهریور در کنار مطالبه «معیشت بهتر برای معلم»، یک پرسش دیگر را جدی‌تر مطرح می‌کنیم: چگونه می‌توان از مدرسه بد، به مدرسه خوب رسید؟ به همین دلیل، تصمیم گرفته‌ایم نشستی با حضور معلمان و دغدغه‌مندان حوزه آموزش برگزار کنیم؛ نشستی برای شنیدن! می‌خواهیم کنار هم بنشینیم، مسئله‌ها را دقیق‌تر ببینیم، تجربه‌ها را بشنویم و درباره راه‌هایی که شاید بتوانند وضعیت آموزش در ایران را یک قدم بهبود دهند، فکر کنیم. از همهٔ معلمان، پژوهشگران، فعالان آموزشی، مدیران مدارس، دانشجویان، و همهٔ کسانی که دغدغه آموزش دارند دعوت می‌کنیم در این گفت‌وگو شرکت کنند. زمان؛ پنجشنبه ١٤٠٥/٦/١٩ مکان؛ خیابان فلسطین. خیابان‌ ایتالیا. پلاک ٣٦ منتظر شما هستیم☘ @yaser_arab57

گلایه‌های شدید از سازمان بهزیستی و انجمن اوتیسم | گزارش نشست خانواده‌های اوتیستیک در انصاف نیوز سرویس اجتماعی، انصاف نیوز: عص
+5
گلایه‌های شدید از سازمان بهزیستی و انجمن اوتیسم | گزارش نشست خانواده‌های اوتیستیک در انصاف نیوز سرویس اجتماعی، انصاف نیوز: عصر پنج‌شنبه ۱۲ شهریور ۴۰۵، چند خانواده دارای فرزند دچار طیف اوتیسم به دفتر انصاف نیوز آمدند تا در نشستی با چند فعال اجتماعی، راه‌حلی برای مشکلات خود و دیگر خانواده‌ها بیابند. جلسه اما به مسیر دیگری رفت و به مجالی برای طرح مطالبات انباشته و حتی ترکیدن بغض‌های فروخورده تبدیل شد. میزبانی انصاف نیوز از نشست خانواده‌های طیف اوتیسم به خواستاری و همت یاسر عرب، فعال اجتماعی فرهنگی و مستندساز رقم خورد. یاسر عرب در ابتدا گفت که سال‌هاست باور کرده از دولت به معنای عام آن کار چندانی برنمی‌آید و باید از ظرفیت‌های مردمی برای حل مشکلات استفاده کرد. عرب حادثه تلخ رخ‌داده برای یک جوان اوتیستیک به نام سورنا را انگیزه مضاعف برای برگزاری این نشست دانست و افزود: ما جمع شده‌ایم که ببینیم چگونه می‌توانیم مانع تکرار این اتفاقات دردناک برای سورناها شویم. نشست با سخنان سعید هادی‌گل، مربی اختلالات اوتیسم، آغاز شد. او سخنانش را با تسلیت به خانواده سورنا آغاز کرد و در ادامه درباره طرد شدن خانواده‌ها، مشکلات مختلف دوره کودکی، نوجوانی و بزرگ‌سالی افراد اوتیستیک، افزایش شدید هزینه‌های درمان و کارورزی، حذف دختران اوتیستیک از جامعه، کمبود شدید مربی و پرستار، کمبود شدید مراکز آموزشی و نگه‌داری و ناآگاهی جامعه از شرایط افراد و خانواده‌های دارای فرزند طیف اوتیسم سخن گفت. پس از آقای هادی‌گل، خاله سورنا، چهار مادر، دو پدر و دو فعال اجتماعی درباره معضلات خانواده‌های دارای فرزند اوتیستیک سخن گفتند؛ یکی تجربه موفق‌ش در زمینه آموزش فرزندش را با دیگران به اشتراک گذاشت، دیگری از دولت و سازمان بهزیستی انتقاد کرد که هیچ توجهی به خانواده‌های اوتیستیک ندارند. یکی رسیدگی‌های انجمن اوتیسم را ناکافی و برخورد مدیران این انجمن را موهن خواند و دیگری پیشنهاد کرد از ظرفیت بلااستفاده سراهای محله برای کودکان طیف اوتیسم استفاده شود. یکی از سختی‌های مضاعف دختران اوتیستیک حرف زد و دیگری پرسید معاونت زنان، برای مادران دارای فرزند اوتیسم که در حبس خانگی‌اند، چه کرده است. مادری از سنگ‌اندازی‌های سازمان بهزیستی برای تاسیس مراکز رسیدگی و آموزش گلایه کرد، دیگری گفت این سازمان هیچ برنامه‌ای برای بزرگ‌سالی اوتیسم ندارد. مادری از بیماری‌های زمینه‌ای فرزندان اوتیستیک و مصیبت‌های درمان حرف زد، پدری از بی‌توجهی انجمن اوتیسم به تاسیس مراکز آموزشی گله کرد. یک مادر از هزینه ۹۰ میلیون تومانی دندان‌پزشکی فرزندش خبر داد و جای خالی بیمه‌ها را برجسته کرد. مادری از کمک‌هزینه‌های ناچیز بهزیستی حرف زد. او گفت برای دیالیز فرزندش هم باید به انجمن دیابت مراجعه کند، هم به سازمان بهزیستی، هم به انجمن اوتیسم و تازه هیچ‌کمکی برای تجهیزات پزشکی دریافت نمی‌کند و برای تجهیزات باید به جایی دیگر برود. پدری از ناآگاهی جامعه و سطح پایین آموزش عمومی در مورد اختلال اوتیسم سخن گفت. گفت خیلی‌ها فکر می‌کنند ما فرزندان‌مان را بد تربیت کرده‌ایم یا این بچه‌ها بی‌ادب هستند چون ناگهان می‌خندند یا با صدای بلند حرف می‌زنند. هیچ برنامه آموزشی برای افزایش سطح آگاهی جامعه درباره اوتیسم وجود ندارد و این معضل در شهرهای کوچک و روستاها به مراتب بیشتر است. یکی از فروپاشی خانواده‌ها و معضلات تک‌سرپرستی حرف زد، دیگری از هزینه‌های سر به فلک کشیده استخدام مربی و پرستار. مادری سختی‌های دوران بلوغ دختران طیف اوتیسم را برشمرد، پدری از معضل بیکاری پسران اوتیستیک جوان پرده برداشت. یکی از میهمانان از مدیرمسئول انصاف نیوز خواست صدای خانواده‌ها را به گوش دولت برساند، میهمان دیگری با تاکید بر این‌که دولت بودجه قابل قبولی تخصیص داده است، از هزینه‌کرد نابجای بودجه‌ها انتقاد کرد. پدری از آسیب‌های شدید دیگر فرزندان خانواده و بروز افسردگی اطلاع داد، مادری از افزایش اقدام به خودکشی یا فرار از خانه خبر داد. یکی فریاد زد، دیگری نجوا کرد. مادری با خشم سخن گفت، مادری با بهت. چشم یکی به اشک نشست، بغض یکی ترکید. حرف‌های زیادی زده شد و حرف‌های زیادتری ماند. نشست پس از سه ساعت به پایان رسید با این قرار که انصاف نیوز، صدای خانواده بی‌صدای فرزندان طیف اوتیسم بماند. لینک فیلم نشست @yaser_arab57

مصطفی را پیدا کن! ✍یاسر عرب آمده‌ام شاهرود. برای تشییع جنازه. تشییع جنازه‌ی دوستی که نه می‌شود گفت خیلی با هم صمیمی بودیم و ن
+1
مصطفی را پیدا کن! ✍یاسر عرب آمده‌ام شاهرود. برای تشییع جنازه. تشییع جنازه‌ی دوستی که نه می‌شود گفت خیلی با هم صمیمی بودیم و نه می‌شود گفت فقط یک آشنای معمولی بود. من و مصطفی از جاهای مشترکی آمده بودیم؛ مسجد، هیئت، حسینیه، گفتمان انقلاب و مهم‌تر از همه، مزار شهدا... جاهایی که در نوجوانی و جوانی ماها را به هم گره می‌زد. اما بعدها در طی زمان، مسیرهای فکری‌مان از هم فاصله گرفت. در نگاه به مسائل ایران، سیاست، حکمرانی، شیوه‌ی اداره‌ی کشور و راه‌های خروج از بحران‌ها، تقریباً در دو سوی متفاوت ایستاده بودیم. و حتی شاید در بعضی موضوعات صدوهشتاد درجه اختلاف داشتیم! اما یک چیز عجیب بود. ما هنوز می‌توانستیم با هم حرف بزنیم. صمیمی، طولانی، همدلانه، و صادقانه! ما به هم انتقاد می‌کردیم، به هم طعنه می‌زدیم و نمی‌دانم چرا تهش هر دو می‌خندیدیم. روزی که از تهران راه افتادم تا برای تشییع مصطفی به شاهرود بیایم، وحید اشتری چیزی برایم فرستاد؛ گفت‌وگویی قدیمی میان خودش و مصطفی، مربوط به همان روزهای پرالتهاب سالهای پیش روزهایی که من و مصطفی عملاً جهان‌های متفاوتی را نمایندگی می‌کردیم. وحید از مصطفی پرسیده بود: «با یاسر عرب از شاهرودهم ارتباط داری؟» گفته بود: «آره.» وحید پرسیده بود: «چطوریاست تریپ فکریش؟» و مصطفی جواب داده بود: «منتقد، آزاد فکر، روشنفکر.» همین! شاید برای خیلی‌ها جمله‌ی مهمی نباشد، اما برای من بود. اختلاف بسیار عمیق سیاسی ما باعث نشده بود مصطفی درباره‌ی من دروغ بگوید یا تصویری مخدوش بسازد. یا به خاطر اینکه در زمین فکری و سیاسی دیگری ایستاده بودم، برچسبی به من نزده بود. او می‌توانست با من مخالف باشد و در عین حال، منصفانه (که حتی مشفقانه، و جوانمردانه) درباره‌ام نظر بدهد. و من این را نمی‌دانستم. از همان پیام‌های وحید اشتری یک جمله مدام در ذهنم تکرار می‌شود: مصطفی گم شده! و منظورم فقط مصطفی واحدی نیست. مصطفی نماینده‌ی نوعی از زیستن بود که فکر می‌کنم امروز دارد میان بچه‌های مذهبی و به‌خصوص جریان‌های نزدیک به حکومت و حزب‌الهی‌ها، گم می‌شود. آن آدم مذهبیِ لطیف. آدمی که می‌تواند با دیگری زندگی کند، بدون اینکه مجبورش کند شبیه خودش شود. کسی که پیش از قضاوت کردن، می‌شنود. اختلاف را مساوی خیانت نمی‌داند و برای پیروزی در یک دعوای سیاسی حاضر نیست به هر کسی هر برچسبی بزند. کافی بود مصطفی را ببینی؛ در لبخندش، در حرف زدنش و در مواجهه‌اش با آدم‌ها، چیزی از لطافت بود. یک وجه رحمانی. مصطفی همان‌قدر که مذهبی بود، اخلاقی هم بود. مشکل بسیاری از مذهبی‌های امروز، به‌خصوص آن‌هایی که خود را مدافع حکومت می‌دانند، که نوعا اخلاق را فراموش کرده‌اند. وقتی سیاست مهم‌تر از اخلاق شود، وقتی حفظ جبهه مهم‌تر از حقیقت شود، کم‌کم هر وسیله‌ای به اسم مصلحت توجیه‌پذیر می‌شود؛ دروغ، تهمت، تحقیر، برچسب و حذف! و درست در همین نقطه است که چیزی گم می‌شود. چیزی که مصطفی داشت. بله... می‌شود مذهبی بود و منصف نبود. می‌شود از ارزش‌ها حرف زد و آدم‌ها را تحقیر کرد. می‌شود برای خدا شعار داد و بندگان خدا را ندید. برای همین است که می‌گویم مصطفی گم شده. ما مصطفی را باید پیدا کنیم؛ نه خودش را، بلکه نوع زیستن او را. آن بخش از مصطفی را که اجازه می‌داد با کسی اختلاف داشته باشد، اما انصاف را کنار نگذارد. آن بخش را که نمی‌گذاشت سیاست، انسانیت را ببلعد. آن بخش را که در میانه‌ی یک شکاف عمیق سیاسی، هنوز می‌توانست با آن طرف شکاف حرف بزند و بخندد. در فرهنگ ما میان «فوت» و «وفات» تفاوتی نیست. اما فوت، از دست رفتن است. و وفات، یعنی چیزی به تمامیت خود رسیده و تحویل داده شده است. مصطفی، به گمان من، فوت نکرد. مصطفی وفات کرد و خوشبحالش... اما یک چیز دیگر در این سال‌ها دارد فوت می‌کند: مصطفی‌گونه زیستن. آن نوع از دینداری که با اخلاق همراه بود. آن نوع از انقلابی‌گری که برای انسان حرمت قائل بود. آن نوع از حزب‌اللهی بودن که می‌توانست با مردم حرف بزند و از کسانی که شبیه خودش نیستند، هیولا نسازد. کاش مصطفی‌گونه زیستن را یاد بگیریم. @yaser_arab57

دوازده سال بردگی! پنجشنبه؛ آموزش را روی میز بگذاریم! ✍یاسر عرب ✅در روزهایی که کشور با بحران‌های بزرگ و متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کند، طبیعی است که بخش مهمی از مطالبات جامعه فرهنگیان حول معیشت، حقوق، امنیت شغلی و نسبت میان وظایف و حقوق معلمان شکل بگیرد.‌ من هم مثل شما این مطالبات را می‌بینم، می‌شنوم و آنها را کاملاً جدی و به‌حق می‌دانم. ✅اما به نظرم در میان این گفت‌وگوها، دو مسئله مهم آموزش و پرورش تا حد زیادی در جاشیه مانده است. مسائلی که اگر درباره آنها حرف نزنیم، حتی با بهبود وضعیت معیشتی معلمان و افزایش بودجه آموزش و پرورش، همچنان با یک پرسش اساسی روبه‌رو خواهیم بود: فرزندان ما دقیقاً چه چیزی یاد می‌گیرند و برای چه جهانی آماده می‌شوند؟ ✅یک مسئله، محتوای آموزشی و کتاب‌های درسی است. چقدر آنچه دانش‌آموز در مدرسه می‌آموزد با زندگی واقعی، نیازهای جامعه، مهارت‌های ارتباطی، حل مسئله، تفکر انتقادی، کار گروهی، سواد رسانه‌ای، شناخت خود و دیگری و مهارت‌های زندگی تناسب دارد؟ ✅اگر از وضعیت آموزش و پرورش انتقاد می‌کنیم، آیا نباید بخشی از این نقد متوجه «آن چیزی» باشد که هر روز در کلاس درس به کودک و نوجوان ما منتقل می‌شود؟ معلمان در کنار مطالبات به حق معیشتی خود چرا در این خصوص کمتر لب به اعتراض می‌گشایند؟ امروز این یک سوال و مطالبه ملی است که بچه‌ما بعد از دوازده سال مدرسه، چه چیزی بلد است که پیش از ورود به مدرسه بلد نبوده؟ ✅و این پرسش وقتی جدی‌تر می‌شود که به وضعیت نتایج امتحانات نهایی نگاه کنیم. در خرداد ۱۴۰۲ میانگین نمرات امتحانات نهایی رشته ریاضی ۱۰٫۷۹ و رشته انسانی ۸٫۷۵ بود و میانگین کل شاخه نظری حدود ۱۰ اعلام شد. یک فاجعه تمام عیار... (و این تازه آمار رسمی است!) این اعداد فقط یک جدول آماری نیستند. پشت هر نمره، یک دانش‌آموز، یک خانواده و آینده‌ای قرار دارد. ♨️اما مسئله دوم، خودِ معلم است. ✅معلم امروز قرار نیست فقط محتوای کتاب درسی را به دانش‌آموز منتقل کند. او باید بتواند با نسلی روبه‌رو شود که جهانش با نسل‌های پیشین تفاوت کرده. ✅دانش‌آموزی که در معرض شبکه‌های اجتماعی، اینترنت، بحران‌های خانوادگی، فشار اقتصادی، تغییرات فرهنگی و حجم عظیمی از اطلاعات قرار دارد، معلمی با مهارت‌های چندوجهی نیاز دارد. معلم برای مواجهه با چنین دانش‌آموزی به مهارت‌های تازه‌ای نیاز دارد؛ مهارت ارتباط، گفت‌وگو، شناخت تفاوت‌های فردی، ایجاد انگیزه، آموزش مشارکتی، حل تعارض، استفاده درست از فناوری و مهم‌تر از همه، توانایی ساختن یک رابطه انسانی با دانش‌آموز. ♨️اینجاست که می‌خواهیم پنجشنبه، در کنار طرح این مسئله، به سراغ تجربه‌های واقعی هم برویم. ✅در این میان از مدرسه معلمی الف‌ب دعوت کرده‌ایم تا درباره تجربه خود در زمینه توانمندسازی معلمان ابتدایی، به‌خصوص معلمان مناطق کم‌برخوردار، با ما صحبت کند؛ نهادی که آموزش تعاملی معلمان را یکی از مسیرهای اصلی ارتقای کیفیت آموزش می‌داند و تاکنون بیش از هزار معلم را در سراسر کشور آموزش داده است. ✅بنابراین قرار نیست پنجشنبه فقط یک جلسه دیگر برای گفتن «چه چیزهایی خراب است» داشته باشیم. می‌خواهیم بنشینیم و درباره یک سؤال مشخص حرف بزنیم: در همین شرایطی که داریم، چه کارهایی می‌توانیم برای بهتر شدن آموزش انجام دهیم؟ ✅چه در سطح کتاب درسی و محتوای آموزشی؛ چه در سطح مهارت‌های معلم؛ چه در سطح کلاس درس؛ و چه در سطح نهادهای مدنی و مجموعه‌هایی که می‌توانند بخشی از این خلأ را پر کنند. ✅من فکر می‌کنم امروز بیش از همیشه به گفت‌وگوهایی نیاز داریم که از «مطالبه» به «راه‌حل» برسند. پنجشنبه این هفته می‌خواهیم آموزش را نه فقط به‌عنوان یک بحران، بلکه به‌عنوان یک مسئله قابل مداخله روی میز بگذاریم. زمان و مکان دقیق برای حضور شما را اطلاع رسانی خواهم کرد. @yaser_arab57

به بهانه‌ی حضور همسرم رویا در نشست دغدغه‌مندان اوتیسم، که غم و صلابت را توامان داشت! من برای ازدواج، مسیر خیلی پیچیده‌ای رو ط
به بهانه‌ی حضور همسرم رویا در نشست دغدغه‌مندان اوتیسم، که غم و صلابت را توامان داشت! من برای ازدواج، مسیر خیلی پیچیده‌ای رو طی کردم. نمی‌خوام وارد جزئیات زندگی خصوصی‌م بشم، چون واقعاً دلیلی نداره این بخش از زندگی آدم برای همه باز بشه. همین‌قدر بگم که در آخرین تلاشم، حدود هفت سال دنبال کسی گشتم که احساس کنم می‌تونه همون آدمی باشه که باهاش زندگی مشترک تشکیل بدم. در این هفت سال آدم‌های زیادی سر راهم قرار گرفتن. اگر خیلی حداقلی حساب کنم، شاید حدود پنجاه نفر بودن که من به شکل جدی‌تری بهشون نگاه کردم؛ باهاشون حرف زدم، آشنا شدم، فکر کردم، سبک‌سنگین کردم و دیدم آیا اصلاً امکان ساختن یک زندگی مشترک با اونها وجود داره یا نه؟ ولی هیچ‌کدوم نشد.... کم‌کم مسئله از «پیدا کردن همسر» تبدیل شد به یک جور استیصال. به جایی رسیدم که با خودم گفتم: چطور من توی یک کشور هشتاد میلیونی زندگی می‌کنم و نمی‌تونم آدمی رو که احساس می‌کنم برای زندگی با من مناسبه پیدا کنم؟ نکنه اصلاً چنین آدمی برای من وجود نداره؟ و درست در همین نقطه، اتفاق عجیبی افتاد. سال ۹۰ شروع کردم به کار در سیستان و بلوچستان. درگیر مسئله مردم اون منطقه شدم؛ خشکی هامون، نبود آب، از بین رفتن کشاورزی و دامداری، نبود صنعت و کارخانه و وضعیت خیلی سخت معیشتی مردم. کنشگرها رو دعوت می‌کردم که بیان منطقه، مستند می‌ساختم، پژوهش می‌کردم و درباره هامون و زندگی مردم کار رسانه‌ای می‌کردم. من اصلاً اونجا دنبال همسر نمی‌گشتم. واقعاً دنبال یک چیز دیگه بودم؛ دنبال این بودم که کاری رو که فکر می‌کردم باید انجام بدم، انجام بدم. همون سال‌ها در آذربایجان شرقی زلزله‌ای اتفاق افتاد. آدم‌هایی بودند که برای کمک به زلزله‌زده‌ها رفته بودند. یکی از دوستان من که اهل آذربایجان بود و با من به سیستان آمده بود، شروع کرد از یک خانم تعریف کردن که درگیر کمک به زلزله‌زده‌هاست؛ لباس جمع می‌کنه، وسایل خونه جمع می‌کنه و برای آدم‌هایی که آسیب دیدن کاری انجام می‌ده. قرار شد راجع به آذربایجان کاری کنیم و طبیعتا قراری هماهنگ شد و من اون خانم را دیدم. اون خانم، رویا بود؛ کسی که من اون موقع اصلاً نمی‌شناختمش. و سر یک قرار کاری، برای اولین بار همدیگه رو دیدیم. من از سیستان و بلوچستان گفتم؛ از هامون، از مردم، از خشکی، از مشکلات معیشتی. او هم از آذربایجان شرقی گفت؛ از زلزله و آدم‌هایی که آسیب دیده بودن و کاری که خودش برای اونها انجام می‌داد. و من در همون دیدار اول شیفته این آدم شدم. بعد دیدارها ادامه پیدا کرد و اون آشنایی تبدیل شد به رابطه‌ای عمیق و بعد به ازدواج. و چیزی که برای خودم هنوز جالبه اینه که بعد از ازدواج، علاقه من به این زن نه‌تنها کم نشد، بلکه هر روز بیشتر و بیشتر و بیشتر شد. گاهی به این فکر می‌کنم که دنیا چقدر پیچیده‌تر از نقشه‌ایه که ما برای زندگی خودمون می‌کشیم. من هفت سال دنبال یک نفر گشتم. آدم‌های زیادی رو دیدم، با آدم‌های زیادی حرف زدم، تلاش کردم، انتخاب کردم سبک و سنگین کردم اما پیدا نکردم. بعد، درست وقتی که دیگر مشغول پیدا کردن همسر نبودم، وقتی که به شدت درگیر «کار» شدم. و در دل همون کار، آدمی وارد زندگی من شد که خودش هم درگیر یک کار دیگر بود. من در سیستان و بلوچستان داشتم کار خودم رو می‌کردم و او در آذربایجان داشت کار خودش رو می‌کرد. نه من برای پیدا کردن همسر به اونجا رفته بودم، نه او برای پیدا کردن همسر مشغول کمک به زلزله‌زده‌ها بود. ما داشتیم کار خودمون رو می‌کردیم و در مسیر همین کار، همدیگه رو پیدا کردیم. شاید بعضی چیزها در زندگی دقیقاً وقتی پیدا می‌شن که دیگه مستقیم دنبالشون نمی‌گردی. آدم گاهی در پیِ حل کردن یک مسئله، وارد مسیری می‌شه که یک مسئله دیگه رو هم برایش حل می‌کنه؛ مسئله‌ای که اصلاً نمی‌دونسته جوابش قرار است کجا پیدا بشه. من دنبال همسرم می‌گشتم؛ اما همسرم رو در «کار» پیدا کردم. و شاید برای همین، این روزها وقتی به «کار» فکر می‌کنم، فقط به عنوان یک فعالیت، شغل یا وسیله امرار معاش بهش نگاه نمی‌کنم. کار می‌تونه آدم رو از خودش بیرون بیاره، وارد جهان آدم‌های دیگه کنه و آدم‌هایی رو سر راهش قرار بده که اگر فقط دنبال رسیدن به خواسته شخصی خودش بود، شاید هیچ‌وقت باهاشون مواجه نمی‌شد. گاهی آدم باید بره دنبال کاری که فکر می‌کنه درست و ضروریه! بقیه چیزها ممکنه در مسیر، خودشون سر برسن... @yaser_arab57

هم‌اکنون... @yaser_arab57
هم‌اکنون... @yaser_arab57

🔺 در برنامه فردا (گفت و گوی جمعی با والدین فرزندان دارای معلولیت ذهنی یا رشدی) ممکن است عده ای بخاطر وضعیت فرزندشان نتوانند حضور داشته باشند، برنامه به صورت لایو از صفحه ی اینستاگرام انصاف نیوز پخش می شود و می توانید به صورت آنلاین در این برنامه شرکت کنید. صفحه‌ی پخش زنده: Instaensaf https://www.instagram.com/instaensaf?igsi=MXd6N3Nkb2liZXVkeA==

این گزارش پرحاشیه در تاریخ ١٤٠٤/١٠/٧ کار شده و همانطور که یادتان هست دقیقا از همین تاریخ اعتراضات کشوری شروع شد و بعد از فاجع
این گزارش پرحاشیه در تاریخ ١٤٠٤/١٠/٧ کار شده و همانطور که یادتان هست دقیقا از همین تاریخ اعتراضات کشوری شروع شد و بعد از فاجعه ١٨ و ١٩ دی کشور و ساختار رسانه‌ای اساسا به سوی دیگری رفت و بعد هم جنگ آغاز شد. گزارش من در مقام رد یا تایید این گزارش نیستم. سعی کردم از مسئولین انجمن اوتیسم دعوت کنم تا در این نشست شرکت کنند. یکی از والدین اوتیسم را به عنوان همکار مجموعه معرفی کرده‌اند و گفته‌اند تشریف میاورد. فارغ از ادبیات غیر اقناعی به کار گرفته شده در فضای مبهم و مه آلود این گزارش و پاسخ‌های داده شده، به نظر حقیر در مورد شائبه‌های پیش آمده و حواشی انجمن اوتیسم و برای رفع تهمت پراکنی‌های معمول و مرسوم بهترین کار ایجاد سامانه شفاف مالی و منابع انسانی قابل دسترس عموم در انجمن اوتیسم و گزارش شفاف ماهانه است. در نشست امروز سعی می‌کنم علاوه بر ارائه دیدگاه‌ها و چه باید کردها، یک پروژه مشخص روی زمین هم با خانواده‌ها تعریف کنیم. @yaser_arab57

کار. رویداد پنج.شنبه. ١٢ شهریور. دعوت به یک گفت‌وگوی جمعی با والدین و مربیان کودکان و نوجوانان دارای معلولیت‌های ذهنی و رشدی ✅اگر فرزند شما با یکی از انواع معلولیت‌های ذهنی، اختلالات رشدی، اوتیسم، سندروم داون یا با شرایط مشابه زندگی می‌کند، از شما دعوت می‌کنیم در یک گفت‌وگوی صمیمی و جدی با ما همراه شوید. ✅می‌خواهیم پای صحبت خودِ خانواده‌ها بنشینیم؛ مشکلات و نیازها را از زبان شما بشنویم، آنها را دسته‌بندی کنیم، درباره راه‌های عملی رفت مشکلات، چاره‌جویی کنیم و ببینیم با هم‌افزایی خانواده‌ها و استفاده از ظرفیت رسانه‌ها و‌نیک اندیشان، چه خدمتی می‌توان برای این کودکان و خانواده‌هایشان انجام داد. ✅این جلسه فرصتی است برای اینکه مسائل و مطالبات شما شنیده و رسانه‌ای شود و موضوعاتی که نیاز به پیگیری دارند، دسته‌بندی و برای پیگیری به افراد و نهادهای مسئول ارجاع شوند. 📍 تهران ـ یک پایگاه خبری انصاف نیوز خیابان فلسطین، خیابان ایتالیا، پلاک ۳۶ 🗓 پنجشنبه ١٢ شهریور. از ساعت ١٦:٣٠ ♨️اگر در کرج یا شهرهای نزدیک تهران زندگی می‌کنید، حتماً در نظر داشته باشید که شما هم مخاطب این دعوت هستید؛ اگر امکان آمدن به تهران را دارید، خوشحال می‌شویم در جمع ما باشید. ✅و لطفاً این دعوت را به والدین دیگری که فکر می‌کنید ممکن است این گفت‌وگو برایشان مهم باشد، برسانید. شاید بتوانیم از دل همین گفت‌وگو، قدم اول یک همکاری جدی میان خانواده‌ها برداریم. با احترام. برادر کوچک شما یاسر‌عرب @yaser_arab57

از «یاسر عرب» به «کار» چند وقت پیش، بعد از سال‌ها نوشتن، تحلیل کردن، توصیف مسائل اجتماعی و گاهی ارائه راهکار به مدیران، دولت، کنشگران اجتماعی و هر کس دیگری که فکر می‌کردم ممکن است کاری از دستش بربیاید، اینجا نوشتم که برای مدتی نمی‌خواهم بنویسم! گفتم فعلاً نه یادداشت، نه تحلیل، نه حضور در برنامه‌ها و مصاحبه‌ها. به جایش اگر مطلبی می‌دیدم که فکر می‌کردم به درد می‌خورد، صرفا در کانال همخوان می‌کردم! این تصمیم هنوز سر جایش هست. یعنی من همچنان قصد ندارم به روال سابق برگردم و دوباره بنشینم و درباره مسائل اجتماعی ایران بنویسم. اما در این مدت، یک چیز در ذهنم روشن‌تر شد؛ ما در ایران، در بسیاری مواقع با کمبود حرف و تحلیل مواجه نیستیم. رسانه‌ها درباره مسائل کلان کشور بحث می‌کنند. مردم جلوی دوربین گوشی‌هایشان از بی‌آبی و بی‌برقی و گرانی و تورم و مشکلات قوه قضائیه و مسکن و هزار گرفتاری دیگر می‌گویند. تحلیل‌گرها و نظریه‌پردازها هم نشسته‌اند و درباره جمهوری و پادشاهی و ماندن یا رفتن این نظام و ماندن یا رفتن دولت و اقتصاد و آینده ایران حرف می‌زنند! پس دیگر حرف کم نیست. تحلیل هم کم نیست. حتی خدا را شکر راهکار هم کم نداریم. اما آن چیزی که به نظرم کم داریم، کار مشخص است. کارهایی که بشود ایده، طراحی یا مدل ساخت اجتماعب‌شان را گذاشت روی میز، آدم‌های مشخص دورشان جمع شوند، مسئولیت مشخص داشته باشند، منابع مشخص برایشان پیدا شود و بعد، فارغ از اینکه در سطح کلان چه اتفاقی می‌افتد، شروع کنیم به حل کردن یک مسئله واقعی؛ همین‌جا، روی زمین! واقعا شرایط طوری نیست که بتوانم صرفاً بنشینیم و تماشا کنیم. ممکن است تحلیل کردن را کنار گذاشته باشم، اما نمی‌خواهم انفعال را انتخاب کنم! برای همین، اسم این کانال را از «یاسر عرب» گذاشتم «کار»؛ و در پرانتز، «یاسر عرب» را نگه داشتم که معلوم باشد این همان کانال قبلی است. از اینجا به بعد، اینجا قرار نیست محل بازنشر مداوم تحلیل و یادداشت باشد. بلکه سعی دارم محل حل کردن مسئله باشد. این کار ممکن است یک پروژه رسانه‌ای باشد. یا یک مسئله اجتماعی مشخص، یا ممکن است برای یک آسیب قدیمی یا یک مسئله تازه، کاری کوچک یا بزرگ تعریف کنیم. ممکن است در مرکز ایران باشد یا در حاشیه. ممکن است چند نفر باشیم یا چندصد نفر... اصل ماجرا این است که از «درباره مسئله حرف بزنیم» برویم به سمت «برای مسئله چه کار می‌توانیم بکنیم؟» نه با این توهم که ما قرار است ایران را نجات بدهیم. و نه با این تصور که همه‌چیز دست ماست! اتفاقاً برعکس؛ با پذیرفتن این واقعیت که دست هر کدام از ما به اندازه‌ای می‌رسد. اما همان اندازه را اگر با دست‌های دیگری جمع کنیم، شاید چیزی ساخته شود! اگر کسی دوست دارد یک مسئله واقعی را انتخاب کنیم، آدم پیدا کنیم، تیم بسازیم، منابع جور کنیم و ببینیم واقعاً چه کاری از دست‌مان برمی‌آید، اینجا جای اوست. من فعلاً قرار نیست درباره «ایران چه باید بشود» حرف بزنم. می‌خواهم ببینم ما همین امروز چه کاری می‌توانیم بکنیم. شاید این تغییر بزرگی به نظر نرسد، اما برای من یک پارادایم‌شیفت جدی است: از تحلیلِ مسئله، به کار روی مسئله. از نوشتن درباره مردم، به کار کردن با مردم. از ارائه راهکار، به امتحان کردن راهکار. و از «چه کسی باید کاری بکند؟» به «ما چه کاری از دست‌مان برمی‌آید؟» از اینجا به بعد، اینجا «کار» است. ارادت @yaser_arab57

Repost from #کارخیر
✅ این یک پیام ویرایش شده است؛ ساعتی قبل نوشته بودم که ما با یک مورد فوق‌العاده مواجه شده‌ایم. نوشته بودم مادری مبتلا به سرطان و سرپرست خانوار که دختری ۷ ساله دارد، اگر تا امشب یک تزریق خاص را انجام ندهد جانش در خطر خواهد بود؛ تزریقی که حدود ۲۰۰ میلیون‌تومان هزینه دارد. توضیح داده بودم که ما زمانی برای معرفی این مورد به خیریه‌های تخصصی نداریم و الا مثل غالب موارد این کار را می‌کردیم پس ناچاریم مستقیما آستین بالا بزنیم. چون این عدد تامین و واریز شد، متن را اصلاح کردم. ارادت 🔹🔹🔹🔹 ‏6037697633640724 ‏6393461025410958 پرداخت مستقیم

Repost from #کارخیر
🔴🔴🔴 ما با یک مورد فوق‌العاده مواجه شده‌ایم. مادری مبتلا به سرطان و سرپرست خانوار که دختری ۷ ساله دارد، اگر تا امشب یک تزریق خاص را انجام ندهد جانش در خطر خواهد بود؛ تزریقی که حدود ۲۰۰ میلیون‌تومان هزینه دارد. ما زمانی برای معرفی این مورد به خیریه‌های تخصصی نداریم و الا مثل غالب موارد این کار را می‌کردیم پس ناچاریم مستقیما آستین بالا بزنیم. این یک #کارخیرفوری است؛ جا نمانید… ‏6037697633640724 ‏6393461025410958 پرداخت مستقیم

📝📝📝 عصر خواندن تمام شده است
گزارش هشداردهنده شماره جدید آتلانتیک حاکی از آنست که جهان دارد وارد عصر پساسواد می‌شود و این پرسش به میان آمده که آیا تمدن بدون خواندن می‌تواند به حیات خود ادامه دهد؟
✅مقاله با روایت تاریخی از کتابخانه اسکندریه آغاز می‌شود، جایی که در دوران باستان، شاهان بطلمیوسی با هزینه‌های گزاف، مجموعه‌ای عظیم از دانش بشری را گرد آوردند و دانشمندانی چون اراتوستنس و اقلیدس در آن به پژوهش پرداختند. اما این مرکز شکوفایی علمی، نه به دلیل جنگ و آتش‌سوزی که بر اثر غفلت و بی‌توجهی از میان رفت؛ چرا که هزینه‌های نگهداری از طومارهای پاپیروسی، مقابله با رطوبت، موش‌ها و حشرات، و بازنویسی مداوم متون در حال زوال، از عزم جامعه برای بقای آن فراتر رفت. ✅نویسنده این واقعه تاریخی را آیینه‌ای برای وضعیت کنونی آمریکا می‌داند؛ جایی که گرچه منابع بی‌نهایتی برای مطالعه در دسترس است، اما اراده و انگیزه برای خواندن عمیق رو به زوال نهاده است. ✅آمارهای ارائه شده در مقاله، تصویری نگران‌کننده از افول مطالعه در آمریکا ترسیم می‌کنند. بر اساس معتبرترین نظرسنجی‌های انجام شده، کمتر از نیمی از بزرگسالان آمریکایی در سال ۲۰۲۲ حتی یک کتاب کامل مطالعه کرده‌اند و تنها ۳۸ درصد رمان یا داستان کوتاه خوانده‌اند. ✅نسبت افرادی که در طول یک روز معمولی به مطالعه تفریحی می‌پردازند از ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۴ به ۱۶ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. در کمال تعجب، قماربازی امروزه در میان آمریکایی‌ها رایج‌تر از کتاب خواندن است و ۵۷ درصد از مردم در سال گذشته دست‌کم یک شرط‌بندی انجام داده‌اند. این روند کاهشی تمام گروه‌های سنی، جنسیتی و تحصیلی را دربرگرفته و حتی سنتی‌ترین گروه‌های مخاطب کتاب یعنی بازنشستگان، زنان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز دچار افت چشمگیری شده‌اند. ✅کیفیت مطالعات نیز دچار تنزل شده است. طول جملات کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز امروزی حدود یک‌سوم کوتاه‌تر از آثار مشابه در یک قرن پیش هستند. در سال ۱۹۵۸، رمان پیچیده دکتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناک با جملات بلند و پرآب و تابش پرفروش‌ترین کتاب سال بود، اما در سال گذشته، پرفروش‌ترین رمان به مجموعه‌ای از ادبیات نوجوانان تعلق داشت و حتی کتاب‌های برتر بزرگسالان نیز از عمق ادبی و فکری آثار کلاسیک بی‌بهره‌اند. ✅آمریکایی‌ها همچنین اخبار را بسیار کمتر از گذشته از طریق مطالعه دریافت می‌کنند؛ در سال ۱۹۷۵ حدود نیمی از جوانان بیست‌ساله روزنامه می‌خواندند، اما امروز کمتر از ۱۰ درصد چنین می‌کنند و ۴۰ درصد مردم ترجیح می‌دهند اخبار را به صورت ویدئویی یا صوتی دنبال کنند. ✅اما پارادوکس اصلی در اینجاست که آمریکایی‌ها شاید بیش از هر زمان دیگری کلمه می‌خوانند؛ انبوهی از ایمیل‌ها، پیامک‌ها، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و زیرنویس‌ها زندگی روزمره را پر کرده‌اند. مشکل در کمیت خواندن نیست، بلکه در کیفیت آن است؛ مردم توانایی تمرکز پایدار بر متون طولانی و پیچیده را از دست داده‌اند. ✅مریانه ولف، عصب‌شناس شناختی دانشگاه یو سی ال ای، هشدار می‌دهد که افراد نه رمزگشایی کلمات که توانایی‌های عالی‌تر درک مطلب و ترکیب اطلاعات را از دست می‌دهند. به عبارت دیگر، آمریکا بی‌سواد نشده، بلکه وارد دوران «پسا-سوادآموزی» شده است. ✅مارشال مک‌لوهان در سال ۱۹۶۲ دوران «پسا-سوادآموزی» را پیش‌بینی کرده بود، اما او و پستمن فقط چند دهه زودتر از وقوع آن سخن گفتند. تلویزیون در دهه ۱۹۶۰، اینترنت پهن‌باند در دهه ۲۰۰۰، و امروز گوشی‌های هوشمند با ویدئوهای کوتاه تیک‌تاک، یوتیوب شورتس و اینستاگرام ریلز، هر مانعی را از سر راه حواس‌پرتی برداشته‌اند. شبکه‌های اجتماعی که روزگاری مبتنی بر متن بودند، امروز تحت سلطه ویدئوهای چندثانیه‌ای قرار دارند و جوانان به طور متوسط چهار ساعت و نیم در روز را صرف تماشای ویدئو با سرعت دو برابر می‌کنند. حتی پیامک‌ها نیز ویژگی‌های گفتار شفاهی را به خود گرفته‌اند و بسیاری از جوانان به جای نوشتن، پیام‌های صوتی ارسال می‌کنند. ✅نتایج تحقیقات عصب‌شناختی نشان می‌دهد که مغز انسان آنچه را تمرین می‌کند، فرا می‌گیرد؛ اگر ساعات روز را با ویدئوهای کوتاه پر کنیم، مهارت‌های خواندن ما تحلیل رفته و دانش زمینه‌ای برای درک مطلب کاهش می‌یابد. ✅عصر سوادآموزی که شش هزار سال پیش در بین‌النهرین آغاز شد و تمدن مدرن را ممکن ساخت، دوره‌ای کوتاه میان دوران شفاهی و عصر دیجیتال بود. جامعه‌ای که مطالعه را کنار می‌گذارد، مهارت‌های تفکر منطقی، تحلیلی و عمیق را نیز از دست خواهد داد و به الگوهای کهن تکیه بر حافظه جمعی، شخص‌محوری در انتقال اطلاعات و ساده‌انگاری در سیاست بازمی‌گردد. متن کامل منبع: کانال برنامه‌ریزی استراتژیک توسعه @MostafaTajzadeh

Repost from N/a
چنار همیشه‌پاییز نوید سیدعلی‌اکبر اریبهشت ۹۱ ویرایش آخر: شهریور ۰۵ @haminotamam *نسخه‌ی کاملا متفاوتی از این داستان، پیش از این با عنوان «کوچ مرغابی وحشی» در مجموعه‌داستان «قصه‌های جنگل رازآلود» توسط انتشارات شهرقلم چاپ شده است.

فعلا که معلوم نیست بتونیم تهیه کنیم یا نه! دختر ۱۱ ساله‌ای که از کودکی پدرش را از دست داده، همراه مادر و دو برادر دانش‌آموزش در خانه‌ای کمتر از ۲۰ متر زندگی می‌کند. مادرش برای تأمین هزینه‌های زندگی در یک کارگاه خیاطی مشغول به کار است. در آستانه سال تحصیلی جدید، وسایل او برای رفتن به مدرسه فقط چند برگ از دفتر نقاشی سال‌های قبل، چند مداد نصفه و نیمه و یک خودکار آبی بود... وقتی از او پرسیدیم: «امسال با چه کیفی به مدرسه می‌روی؟» کیفی را آورد که سال‌های گذشته به او اهدا شده بود؛ کیفی که قسمت‌های پاره‌شده‌اش را مادرش بارها تعمیر کرده بود تا دخترش بتواند یک سال دیگر هم از همان کیف استفاده کند. برای بعضی بچه‌ها، شروع سال تحصیلی با خرید کیف و دفتر و مداد همراه است؛ اما برای این دختر، همین چند وسیله ساده هم آرزوست. بیایید امسال، شروع سال تحصیلی را برای او و چندین دانش‌آموز نیازمند دیگر، با یک کیف نو و چند وسیله ساده، شیرین‌تر کنیم. هزینه هر بسته برای یک دانش‌آموز ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است. لینک پرداخت مستقیم کارت: 5041721111902848 شبا:530700001000228472379001 (به نام خیریه منهای‌فقر - بانک رسالت) @menhayefaghr

Repost from #کارخیر
photo content
+1

Repost from #کارخیر
صاحب‌خانه‌ای، وسیله‌های مستاجرش که مادری‌ست سرپرست خانوار با ۲ فرزند را نگه‌داشته و آنان را آواره کرده که یا ۵۰ تومان اجاره‌ی معوقه‌ی یک‌ساله را تسویه می‌کنید یا وسایل را خواهم فروخت…. یکی اینکه باید بدهی را پرداخت و دوم اینکه برایش منزلی بگیریم…. این #کارخیرفوری امشب ماست…. 6037697633640724 6393461025410958پرداخت مستقیم

همکلاسی تهیه و توزیع بسته‌های تحصیلی شامل لوازم‌التحریر، کوله‌پشتی و... قصد داریم با کمک شما در تهیه وسایل مورد نیاز دانش‌آمو
همکلاسی تهیه و توزیع بسته‌های تحصیلی شامل لوازم‌التحریر، کوله‌پشتی و... قصد داریم با کمک شما در تهیه وسایل مورد نیاز دانش‌آموزان مناطق محروم قدمی برداریم تا در سال تحصیلی جدید بتوانند با شرایط بهتری سر کلاس درس حاضر شوند. هزینه هر بسته برای یک دانش‌آموز ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است. لینک پرداخت مستقیم کارت: 5041721111902848 شبا:530700001000228472379001 (به نام خیریه منهای‌ فقر - بانک رسالت) @menhayefaghr

✅️ وقتی خورشید به کمک بیماران صرع می‌آید! 📚 @darvishnameh 1️⃣ دستکم یک درصد هموطنان عزیز ما دچار جنبه‌های متفاوتی از صرع هستند. خاموشی‌های اخیر می‌تواند برای آنها بسیار آسیب‌زا باشد، به‌ویژه اگر حین دندانپزشکی رخ دهد، چرا که ممکن است خدای ناکرده آنها را دچار تشنج کند. 2️⃣ از این رو، با مشورت انسان‌های شریفی که مسوولیت انجمن صرع ایران را برعهده دارند، می‌خواهیم یک پنل خورشیدی ده کیلووات مجهز به اینورتر هیبریدی و باتری لیتیوم - LFP - آهن‌ فسفات برایشان احداث کنیم. 3️⃣ عملیات فنی این سازه را شرکت دستان صنعت آذرهوش بدون دریافت دستمزد انجام می‌دهد. برآورد مبلغ حدود دو و نیم میلیارد تومان است. امیدوارم قیمت ارز هم یاری کند و گران‌تر نشود! 4️⃣ شماره حساب، شبا و کارت انجمن در انتهای ویدئو درج شده است. حتی کمک‌های شما در حد هزار تومان هم برای ما ارزشمند است، چون می‌خواهیم به هموطنان عزیزمان که با این بیماری درگیر هستند، نشان دهیم، چقدر دوستداران‌تان زیادند ... #کارزار_خورشید_برای_صرع #محمد_درویش