کبوتر حرم
Open in Telegram
خاطرات خدمت افتخاری در حرم امامرضا علیهالسلام khademaneh.ir @ahmadmehneh
Show more245
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
245
#خاطرات_خدمت_افتخاری
پرچم
ازجمله خوردنیهایم در زندگی غبطه است؛ بهویژه وقتی کسی از نزدیکانم راهیِ کربلا میشود.
کشیک آن روز را بی رفیق شفیقم میگذراندم که زائر اولین کربلای عمرش شده بود. به توفیق زیارت شعبانیهاش غبطه میخوردم و آه دلتنگیِ کربلا میکشیدم.
در راه آسایشگاه از چایخانۀ صحن کوثر گذشتم. در صف ایستادم و نرسیده به چای، لبهایم متبرک شد به پرچمهای حرم مطهر اميرالمؤمنين عليهالسلام و حضرت رقيه عليهاالسلام.
روزی نگر، که طوطیِ جانم سوی لبت بر بوی پسته آمد و بر شکّر اوفتاد۱۰ اسفند ۱۴۰۱ ۸ شعبان ۱۴۴۴ 🔗 کربلای ما چه شد؟ #امیرالمؤمنین_علی(ع) • #حضرت_رقیه(س) • #کربلا • #زیارت • #غبطه • #صحن_کوثر • #چایخانه • #چای • #پرچم • #شعبان 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
245
#خاطرات_خدمت_افتخاری
لُپ!
پای آسانسور دارالحجۀ طوسی، یکی از آن مشتریهای دائم حضرت که کودکیشان را هیچوقت فراموش نمیکنند، سراغم آمد:
- چشمت چی شده؟ - مادرزادیه. - با عمل درست نمیشه؟ - دو بار عمل شده. دیگه از این بهتر نمیشه. - خیلی ضعیفه؟ - آره. - ولی لُپّات خیلی خوبه! - آره. خودم هم لپام رو دوست دارم!گویی امامرضا عليهالسلام فرستاده بودش که به یادم بیاورد لپهای خوبی دارم!😍 ۲۴ ذیالحجۀ ۱۴۴۵، عید مباهله ۱۱ تیر ۱۴۰۳ 🔗 چشمپوشی 🔗 شیرین #دارالحجه • #بست_شیخ_طوسی • #بست_بالاخیابان • #بست_بالا • #آسانسور • #چشم • #جراحی • #لپ 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
245
ای[ن] بَه نام کَدوم دروازَه یاد میشَه؟میشود هزار سؤال ازم بپرسی با این قند دریات؟ ۲۸ آذر ۱۴۰۱ #افغانستان • #زبان_فارسی • #وطن_فارسی 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
245
#خاطرات_خدمت_افتخاری
تگرگ
پایان کشیک آن روز آغاز امتحانی جدید بود: امتحانی پُراندوه و البته تکراری.
نه! نه! نگران نشوید! شاید اندوه من برای شما خندهآور باشد؛ ولی دل ما چُغوکسانان گاهی به وزش نسیمی پریشان میشود. اما به نگاه عنایت آقا، پذیرش آن اندوه تکراری برایم آسانتر شده بود و این یعنی آزمودهتر شده بودم و آموختهتر.
با همۀ اینها دلم ابری بود. دم بابالرضا(ع) و در میانۀ سلامهای پایانیِ کشیک، دل ابریِ آسمان هم ترکید. باران آمد و تگرگ شد و اندوه دلم را شست و برد.
۳ تیر ۱۴۰۳
* چغوک: گنجشک
#بابالرضا(ع) • #باران • #تگرگ • #امتحان • #اندوه • #چغوک • #گنجشک
💠 | بفرمایید زیارت |
@kaboutarharam
245
#خاطرات_خدمت_افتخاری
یادگاری!
رِفته بودُم کربلا، جایْ ضریح دیدُم آقایْ ... [از نامزدهای کنونی ریاستجمهوری] نشِسته. به کناریش گفتُم: «ای ره نِمِشنِسی؟! ای آقایْ ...ه!» یگ کاغذ تو جیبُم داشتُم با یگ خودکار قرمز، بهش دادُم یگ یادگاری بِرَم بنویسه. نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم. السلام علیک یا اباعبدالله.» گفتُم: «بیشتر بنویسِن.» گفت: «نِه دِگه.» کاغذشه هنوز دِرُم تو خانه. مو که به همی رأی مُدُم.😊 تحلیل انتخاباتیِ خادمی از کشیکی دیگر برای من!😅 ۳ تیر ۱۴۰۳ 🔗 نامزد #کربلا • #ضریح • #انتخابات • #رئیسجمهور • #کاغذ • #خودکار • #یادگاری • #تحلیل 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
245
#خاطرات_خدمت_افتخاری
شیرازی!
سه رأس مثلثی بر سه صندلیِ تاشو، پدر و مادر و دختری نوجوان نشسته بودند که داشتند کنار چایخانۀ صحن غدیر چای مینوشیدند. رفتم تا سد معبرشان را چارهای کنم:
- سلام خانوادۀ خوشبخت. اگر یک ذره اونورتر بشینید، مسیر بسته نمیشه. - ما شیرازی هستیم حاجآقا. از ما انتظار نداشته باشین!😂#صحن_غدیر • #چایخانه • #چای • #شیراز • #لهجۀ_شیرازی ۳ تیر ۱۴۰۳ 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
245
مشارکت در پویش نان غدیر
شمارهکارت: 6037997395592208
بانک ملی
به نام احمد عبدالهزاده مهنه
@kaboutarharam
245
#خاطرات_خدمت_افتخاری
مهرباران
به حال آن خادم غبطه میخوردم که همزمان با چرخاندن چوبپر و راهنمایی زائران، با عبارتهای دعای عرفه هقهق میگریست. چشمۀ اشک من خشکیده بود. دعا به پایان رسید و نمی فرود نیامد.
به آسایشگاه که رسیدم، بهم گفتند کارتم جا مانده و برای دریافت شام باید خودم به مهمانسرا بروم. پای رفتن نداشتم. گفتم شاید امشب غذا قسمتم نبوده. همکشیک محاسنسپیدم با اصرار کارتم را ازم گرفت:
- آخه مو ایجوری شرمندهیْ شما مُشُم. - نِه آقا. دشمنت شرمنده. ما مِخِم به خادم امامرضا یگ خدمتی بکنِم.چند لحظه پس از نماز عشا، بوسهای بر شانهام نشست. سر چرخاندم تا فرستندهاش را پیدا کنم. چشمم به خادمی از کشیک دیگر افتاد که در ایستگاه پذیرایی از زائران پیادۀ امامرضا(ع) با هم آشنا شده بودیم. منِ کمترین به چه مناسبت چنان «مَحبوبَةً فی اَرضِک» شده بودم که چنین مهربارانم میکردند؟! بهانۀ اشک فراهم شده بود. * ساعت ۱۱ شب با همان همکشیک مهربان نشستیم به خواندن دعای عرفه. ۲۷ خرداد ۱۴۰۳ عرفۀ ۱۴۴۵ #دعای_عرفه • #گریه • #اشک • #چوبپر • #آسایشگاه • #مهمانسرا • #بوسه 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
245
#خاطرات_خدمت_افتخاری
تضرع!
آقای جوان داشت هنگام وداع در بابالرضا(ع) همراه دو دوستش بهآهنگ دعا میکرد:
خونهدارشدن فلانی، بچهدارشدن بهمانی، اربعین امسال همراه خانوادههامون، بعدش چهلوهشتم مشهد و... .و این دعای خالصانه را هم زد تنگش:
لاغرشدن خودم!۲۲ خرداد ۱۴۰۳ 🔗 اضافهوزن 🔗 چگونه طبیعتگرد شدم؟ 🔗 باریک! 🔗 بایکیت #بابالرضا(ع) • #دعا • #وداع • #اربعین • #کربلا • #چهلوهشتم • #مشهد • #چاقی • #اضافهوزن 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
245
- شما دانشجویِن؟ - دانشآموزِم حاجآقا. کنکور. - کنکور خر است!😅 - هههههههه!گفتوگوی من با سه دوست کنکوری کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی ۲۶ خرداد ۱۴۰۳ #دانشآموز • #کنکور • #کتابخانه • #درس • #دانشجو • #دانشگاه 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
245
#خاطرات_خدمت_افتخاری
خطر!
بیستوسوم ذیالقعده، روز زیارتی مخصوص حضرت، یکی از پرزائرترین روزهای سال، در آن شلوغیِ قبل از نماز مغرب و عشا، خرامانخرامان برای خودش میرفت. سرش پایین بود و دنیا را به هیچچیز نمیگرفت!
پیرمرد زائر داشت از سمت چایخانۀ صحن امامحسن مجتبی علیهالسلام یا کوثر بهسمت دارالحجۀ حر عاملی میآمد: با دو استکان چای روی هم و سه نعلبکی در زیر و رو و میان! لابد میرفت با حاجخانم نوش جان کند.
- حاج آقا این چه کاریه آخه؟! خیلی خطرناکه! - مرد باید خطر کنه!۱۲ خرداد ۱۴۰۳ ۲۳ ذیالقعدۀ ۱۴۴۵ 📷 عکس را چند روز بعد گرفتم: مخصوص همین خاطره. #صحن_امامحسن_مجتبی(ع) • #صحن_کوثر • #چایخانه • #دارالحجه • #بست_پایینخیابان • #بست_پایین • #بست_حر_عاملی • #چای • #استکان • #نعلبکی • #بیستوسوم_ذیالقعده • #روز_زیارتی • #زیارت_مخصوص • #زیارت_مخصوصه • #ذیالقعده • #خطر 💠 | بفرمایید زیارت | @kaboutarharam
