en
Feedback
عَلیٖف

عَلیٖف

Open in Telegram

جایی برای ثبت مسیر زندگی و نگاهم به آن Contact me: @alifalahati1994 Instagram: https://www.instagram.com/aleafessence

Show more
1 190
Subscribers
+324 hours
+57 days
+1530 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+11
in 0 channels
August '26
+50
in 0 channels
Get PRO
July '26
+150
in 1 channels
Get PRO
June '26
+56
in 0 channels
Get PRO
May '26
+17
in 0 channels
Get PRO
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+26
in 0 channels
Get PRO
January '26
+12
in 1 channels
Get PRO
December '25
+50
in 1 channels
Get PRO
November '25
+172
in 4 channels
Get PRO
October '25
+74
in 0 channels
Get PRO
September '25
+153
in 0 channels
Get PRO
August '25
+201
in 0 channels
Get PRO
July '25
+92
in 1 channels
Get PRO
June '25
+103
in 0 channels
Get PRO
May '25
+79
in 0 channels
Get PRO
April '25
+44
in 0 channels
Get PRO
March '25
+98
in 0 channels
Get PRO
February '25
+31
in 1 channels
Get PRO
January '25
+32
in 1 channels
Get PRO
December '24
+22
in 1 channels
Get PRO
November '24
+25
in 4 channels
Get PRO
October '24
+19
in 0 channels
Get PRO
September '24
+22
in 1 channels
Get PRO
August '24
+25
in 0 channels
Get PRO
July '24
+40
in 1 channels
Get PRO
June '24
+13
in 1 channels
Get PRO
May '24
+16
in 1 channels
Get PRO
April '24
+17
in 0 channels
Get PRO
March '24
+7
in 0 channels
Get PRO
February '24
+207
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September0
06 September+3
05 September+7
04 September0
03 September0
02 September+1
01 September0
Channel Posts
خوشتر از دوران عشق ایام نیست بامداد عاشقان را شام نیست مطربان رفتند و صوفی در سماع عشق را آغاز هست انجام نیست تا نسوزد برنیاید بوی عود پخته داند کاین سخن با خام نیست #سعدی

2
شاید چون دنبال جواب مشخص و تکراری میگردیم، حالمون خوب نمیشه!
109
3
بدترین عذاب، ایمان آوردن به بدْ_سزاواری است! اگر باورم شود که آنچه بر سرم می‌آید، تقدیر و حقم است، دیگر راه خروجی را جستجو نخواهم کرد و در زندانِ خیالم اسیر خواهم ماند. #علیف
195
4
پذیرا‌بودن نسبت به بازخوردهای منفی بیمار را تمرین کنید. در یک پیمان‌درمانی خوب میخواهیم به هر مشکلی در رابطه خود گوش فرادهیم. اگر نسبت به بازخوردهای منفی بیمار پذیرا باشید او پذیرا بودن شما نسبت به همه وجود خود را تجربه میکند. #جان_فردریکسون
198
5
یکی از راه‌های مهم پیشگیری از ترک درمان، ایجاد پیوند درمانی میان تجربه‌های بیرون از اتاق درمان و آنچه در رابطه‌ی درمانگر و بیمار، همین‌جا و اکنون، رخ می‌دهد، است. پیوند درمانی یعنی درمانگر به جای آنکه تجربه‌های بیمار را فقط درباره‌ی دیگران بررسی کند، با احتیاط و کنجکاوی آن‌ها را به رابطه‌ی خودشان نیز مرتبط کند. زیرا الگوهایی که بیمار در رابطه با مدیر، همسر، والد یا دوستانش تجربه می‌کند، معمولاً دیر یا زود در رابطه با درمانگر نیز بازآفرینی می‌شوند. برای مثال، وقتی بیماری از خشمش نسبت به مدیر کنترل‌گرش می‌گوید، درمانگر ممکن است بپرسد: «آیا در رابطه‌ی ما هم لحظه‌ای بوده که احساس کرده باشی من بیش از حد هدایت‌کننده یا کنترل‌گر بوده‌ام و از من عصبانی شده باشی؟» این پرسش صرفاً برای یافتن شباهت نیست. هدف، ایجاد پلی میان «آنجا» و «اینجا» است؛ میان روابط بیرونی و رابطه‌ی درمانی. وقتی بیمار بتواند همان احساسی را که در روابط دیگر تجربه می‌کند، در حضور درمانگر نیز بشناسد و بیان کند، رابطه‌ی درمانی از گفت‌وگو درباره‌ی زندگی، به خودِ زندگی تبدیل می‌شود؛ جایی که الگوهای رابطه‌ای نه فقط توصیف، بلکه تجربه و دگرگون می‌شوند. البته این مداخله همیشه و برای هر بیماری مناسب نیست. پیوند درمانی زمانی مفید است که اتحاد درمانی به اندازه‌ی کافی شکل گرفته باشد و بیمار ظرفیت تأمل بر تجربه‌ی خود را داشته باشد. اگر درمانگر خیلی زود یا با اصرار، هر موضوعی را به رابطه‌ی درمانی ربط دهد، بیمار ممکن است احساس کند موضوع اصلی‌اش نادیده گرفته شده یا درمانگر همه‌چیز را به خودش مربوط می‌کند. در چنین شرایطی، این مداخله می‌تواند به جای افزایش امنیت، دفاع، شرم یا حتی میل به ترک درمان را تشدید کند. نکته‌ی دیگر این است که پیوند درمانی نباید بر پایه‌ی فرض‌های درمانگر انجام شود. پرسش باید دعوتی برای کاوش باشد، نه القای یک تجربه. تفاوت زیادی وجود دارد میان اینکه بپرسیم: «آیا ممکن است در رابطه‌ی ما هم چنین احساسی را تجربه کرده باشی؟» و اینکه بگوییم: «حتماً از من هم عصبانی هستی.» اولی کنجکاوانه و گشوده است؛ دومی تجربه‌ی بیمار را پیشاپیش تعریف می‌کند. از سوی دیگر، اگر بیمار واقعاً نسبت به درمانگر احساس خشم، ناامیدی یا دلخوری داشته باشد، درمانگر باید بتواند آن را بدون دفاع، توجیه یا مقابله‌به‌مثل تحمل کند. ارزش این مداخله در خودِ پرسش نیست؛ در کیفیت پاسخ درمانگر به آن چیزی است که آشکار می‌شود. بیمار تنها زمانی تجربه‌ای اصلاح‌کننده خواهد داشت که ببیند بیان نارضایتی، رابطه را از بین نمی‌برد و به طرد یا انتقام منجر نمی‌شود. هر رابطه‌ی صمیمی، برای دوام آوردن، به امنیتی نیاز دارد که در آن بتوان ناخرسندی، خشم و دلخوری را بدون ترس از طرد شدن یا گسستن رابطه بیان کرد. بسیاری از فاصله‌گیری‌های ناگهانی، قطع ارتباط‌ها و ترک‌های مبهم، در حقیقت حرف‌های نگفته‌ای هستند که هیچ‌گاه فرصت پیدا نکرده‌اند در رابطه‌ای امن شنیده شوند. #علیف
196
6
دوره آنلاین کتاب‌خوانی «چرا آن کار را کردم؟» تا به حال از خودتان پرسیده‌اید: «واقعاً چرا آن کار را کردم؟» در این دوره، با خوا
دوره آنلاین کتاب‌خوانی «چرا آن کار را کردم؟» تا به حال از خودتان پرسیده‌اید: «واقعاً چرا آن کار را کردم؟» در این دوره، با خواندن کتاب چرا آن کار را کردم؟ اثر جوزف برگو، سازوکارهای دفاعی پنهان ذهن را می‌شناسیم، ریشه بسیاری از رفتارها و احساساتمان را درک می‌کنیم و قدمی جدی به سوی خودآگاهی برمی‌داریم. اطلاعات دوره: 🗓 سه‌شنبه‌ها | از اواسط مهرماه ⏰ ۱۹:۰۰ تا ۲۰:۳۰ 💻 آنلاین (Google Meet) 📚 ۴ جلسه 💳 هزینه: ۱ میلیون تومان برای ثبت‌نام، از طریق لینک زیر اقدام کنید. 🌱
230
7
No text...
338
8
نبخشیدن همیشه نشانه‌ی ضعف یا ناتوانی نیست؛ گاهی شکلی از مراقبت از خود است. بخشش، اگر قرار باشد به معنای گشودن دوباره‌ی راهِ نزدیکی و اعتماد باشد، تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که احتمال تغییر و امنیت وجود داشته باشد. وقتی تاریخ یک رابطه سرشار از آسیب‌های تکرارشونده است، خودداری از بخشش یا ازسرگیری رابطه، می‌تواند به‌منزله‌ی حفظ مرزهای روانی و پیشگیری از آسیب دوباره باشد. مراقبت از خود گاهی در بخشیدن است و گاهی در نه گفتن به تکرار همان چرخه. #علیف
360
9
مرا از مادرم بیرون کشیدند و عازم این عالم کردند؛ خونابه از تنم فرومی‌ریخت و من فقط ضجه میزدم... همین. اوشن وونگ، زمان مادر است
362
10
🌱 دعوت به مشارکت در یک پژوهش روان‌شناختی اگر به موضوعات روان‌شناسی علاقه‌مندید، خوشحال می‌شم در یک پژوهش دانشگاهی همراه من باشید. 🫶🏻 برای انجام این پژوهش، به مشارکت شما در تکمیل یک پرسشنامه نیاز دارم که حدود ۱۰ دقیقه زمان می‌بره. 🎁 برای قدردانی از همراهی شما: ✨ به قید قرعه به ۱۰ نفر، هر کدام ۴۰۰ هزار تومان هدیه تقدیم می‌شود. در صورت تمایل، می‌توانید در پایان پرسشنامه شماره موبایل خود را وارد کنید تا در قرعه‌کشی شرکت داده شوید. 🔒 اطلاعات و پاسخ‌های شما کاملاً محرمانه خواهد بود و صرفاً در چارچوب اهداف پژوهش استفاده می‌شود. اگر ۱۰ دقیقه فرصت دارید، از شما دعوت می‌کنم با تکمیل این پرسشنامه، در این پژوهش همراه باشید. و اگر فکر می‌کنید ممکن است برای دوستان یا اعضای این کانال هم مناسب باشد، ممنون می‌شوم آن را با آن‌ها به اشتراک بگذارید. 🌱 🔗 لینک پرسشنامه: https://survey.porsline.ir/s/81uaB92F از وقتی که می‌گذارید و از پژوهش حمایت می‌کنید، صمیمانه سپاسگزارم. 🤍
95
11
معماریِ شهر من آدم را قبول داشت. دیوار کوچه همراه آدم راه می‌رفت و خانه همراه آدم شکسته و فرتوت میشد. همدردی Organic داشت. شهر من الفبا را از یاد برده بود، اما حرف می‌زد. جولانگاه قریحه بود، نه جای قدم زدن تکنیک. در چنین شهری ما به آگاهی نمی‌رسیدیم. اهل سنجش نمی‌شدیم. شکل نمی‌دادیم. در حساسیت خود شناور بودیم. دل می‌باختیم. شیفته می‌شدیم و آنچه می‌اندوختیم پیروزیِ تجربه بود. #سهراب_سپهری
458
12
من از خیلی چیزها می‌ترسیدم: از مادیان سپید پدربزرگ، از مدیر مدرسه، از نزدیک‌شدن وقت نماز، از قیافه عبوس شنبه. چقدر از شنبه‌ها بیزار بودم. خوشبختی من از صبح پنج‌شنبه آغاز می‌شد. عصر پنج‌شنبه تکه‌ای از بهشت بود. شب که می‌شد در دورترین خواب‌هایم طعم صبح جمعه را می‌چشیدم. در دبستان از شاگردان خوب بودم، اما مدرسه را دوست نداشتم. خودم را به دل‌درد می‌زدم تا به مدرسه نروم. بادبادک را بیش از کتاب و مدرسه دوست داشتم. صدای زنجره را به اندرز آقای معلم ترجیح می‌دادم. وقتی کلاس اول دبستان بودم یادم هست یک روز داشتم نقاشی می‌کشیدم، معلم ترکه انار را برداشت و مرا زد، و گفت: «همه درس‌هایت خوب است. تنها عیب تو این است که نقاشی می‌کنی.» این نخستین پاداشی بود که برای نقاشی گرفتم. با این همه، دیوارهای گچی و کاهگلی خانه را سیاه کرده بودم. #سهراب_سپهری
473
13
No text...
412
14
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بعد از یک موفقیت بزرگ یا رسیدن به چیزی که مدت‌ها آرزویش را داشتید، ناگهان با یک اشتباه عجیب همه چیز را خراب کنید؟ (مثل گم کردن یک چیز مهم یا دعوا کردن بی‌دلیل)
407
15
#سالیوان در فقره‌ای از زندگی‌نامه خودنوشتش به روشنی دوپارگی مدنظر وینیکات را توصیف کرده است: «تفاوت میان من و پسرِ مادرم چنان بود که اغلب حس میکردم بندِ رختی هستم که او توهماتش را به آن می‌آویزد.» بدل شدن به «من» با تصوری یکپارچه از خودی واقعی و خلق معنای مشخصِ خود، نیازمند محیطی مادرانه است که خود را با ذهنیت نوپدیدِ کودک منطبق میکند. تصور نوزاد از «پسرِ مادرش» یعنی مجموعه‌ای از تصاویر و انتظاراتی که باید با آنها کنار بیاید، فقط زمانی حاصل می‌شود که پیش‌ازآن او تصورش از «من» را تثبیت و آن را باور کند و از آن لذت ببرد. کنار آمدنِ اجباریِ پیش‌هنگام با «پسرِ مادر» بودن، به بهای نشناختن و ابراز نکردن «من»، چیزی جز ناپیوستگی آزاردهنده در کانون تجربه در پی ندارد. #استیون_میچل
448
16
روان‌درمانی، عینکی برای تماشای جهان به شکل رویاهایمان است. #علیف
405
17
هنگامی که ناچاریم با مسائل دست‌وپنجه نرم کنیم غریزتا از آزمودن راهی که از میان ابهام و تاریکی میگذرد، سرباز می‌زنیم. ما تنها خواستار شنیدن نتایجی صریح و بی‌ابهام‌ایم و به کل فراموش میکنیم که دستیابی به این نتایج تنها زمانی میسر می‌گردد که پا به تاریکی گذاشته و بار دیگر از آن سر برآورده باشیم. #یونگ
526
18
زبانِ درمانگر باید متصل به قلبش باشد و چشمانش متصل به عقلش. عقل، به تماشای هنرنماییِ قلب می‌نشیند و تا زمانی که تن توانِ این همراهی را دارد، در این تماشا مداخله‌ای نمی‌کند. اما هرگاه ظرفیتِ یکی از اجزای وجود به مرز فرسودگی برسد، عقل آرام و بی‌هیاهو افسارِ زبان را اندکی محکم‌تر در دست می‌گیرد؛ نه برای خاموش کردنِ قلب، بلکه برای حفظِ امکانِ رابطه. با بازگشتِ آرامش، زبان دوباره در همراهیِ قلب پیش می‌رود و عقل، همچنان ناظر و مراقبِ این حرکت می‌ماند. تکرارِ این تجربه‌ی ارتباطی، جلسه به جلسه، ذهنِ بیمار و درمانگر را دگرگون می‌کند و جهانی تازه را برای هر دو می‌آفریند. اگر با الهام از وینیکات بنگریم، سلامت نه در رسیدن به یک حقیقتِ نهایی، بلکه در توانِ پذیرشِ جهان‌های بی‌شمار و میلِ زنده به اتصال با آنها آشکار می‌شود؛ جایی که پایانِ درمان، هم‌زمان آغازِ شیوه‌ای تازه از زیستن است. امید داریم که فرآیند درمانی، چنین باشد... #علیف
489
19
هر یک از ما احساسات دیگران را فقط زمانی درک میکند که خود قادر به تجربه آنها باشد. #آندره_ژید
425
20
کلینیک روان‌شناسی خانه‌مینا؛ مرکز خدمات درمان پویشی کوتاه‌مدت برگزار می‌کند: 🏠 روایت زندگیِ تو چیست؟ 📖 روایت‌هایی که سال‌ها
کلینیک روان‌شناسی خانه‌مینا؛ مرکز خدمات درمان پویشی کوتاه‌مدت برگزار می‌کند: 🏠 روایت زندگیِ تو چیست؟ 📖 روایت‌هایی که سال‌ها برای خودمان تکرار کرده‌ایم، همیشه تمام حقیقت نیستند. در این دوره، با خواندن کتاب زندگی آزموده اثر استیفن گراس و گفت‌وگو در فضایی امن، فرصت می‌دهیم روایت‌های تازه‌ای از زندگی‌مان شکل بگیرد. ✨ جزئیات دوره: 📘 کتاب: زندگی آزموده – استیفن گراس 👤 تسهیل‌گر: علی فلاحتی 🗓 ۴ جلسه حضوری | دوشنبه‌ها 🕔 ساعت ۱۷ تا ۱۸:۳۰ 📞 ثبت‌نام: ۰۹۰۲۲۱۲۷۰۲۲ آیدی تلگرام @khanehmina
514