کتابهای در دستِ ترجمۀ حوزۀ فلسفه
Open in Telegram
⊙ اطلاعرسانی در خصوصِ کتابهای «در دستِ ترجمه و ترجمهشدۀ آمادۀ چاپ» در حوزۀ فلسفه(صرفاً بر اساس اطلاعاتِ ارسالیِ مترجمان)تماس با: @Bekhod87 این کانالهیچ صفحهای در رسانههای اجتماعی دیگر، نظیر اینستاگرام، ندارد و صفحات مشابه ارتباطی با این کانال ندارد
Show more2 797
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2330 days
Posts Archive
○عنوان اثر: Tthe Art and Science of Compassion, A Primer
○نویسنده: Agnes M.F Wong
○ناشر خارجی:Oxford
○عنوان فارسی: الفبای هنر و دانش شفقت
○مترجم:فرزانه عبدلی
○وضعیت:در حال ترجمه
●درباره اثر:این کتاب به طور یک متن مقدماتی کوتاهِ و چکیده طراحی شده است که طیفی کامل از شفقت را از تکاملی ، بیولوژیک ، رفتاری و روانشناسی، تا اجتماعی، فلسفی و معنوی دربرگرفته است. این کتاب با هدف رسیدگی به این سوالات نوشته شده است: شفقت چیست؟ آیا یک هیجان ، یک انگیزه، یا چیزی چند بعدی است؟ ذاتی یا آموختنی است؟ در رشتههای مختلف علمی اعم از عصب شناسی ، درباره شفقت به ما چه میگویند؟ چرا "رنج شفقت" یک نام اشتباه است؟ موانع شفقت چه چیزهایی هستند؟ چرا فرسودگی، رنج اخلاقی و قلدری اینقدر در مراقبتهای بهداشتی شایع هستند؟ چرا در دورههای آموزش پزشکی شفقت کاهش پیدا کرده است؟ و سرانجام، اینکه ملزومات ترویج آن چیست؟ امید من این است فراهم آوردن این چارچوب مفهومی یکپارچه برای خوانندگان، الهامبخش و تقویت کننده و موجب همبستگی با مولفههای تجربی شفقت باشد که لازمهی آن ترویج با پشتکار ، آموزش و تمرین است.
@preparing
ترجمه دو رساله فارسی ابن سینا به زبان انگلیسی
رساله نفس
بخش طبیعیات کتاب دانشنامه علایی
مترجم: بهنام خداپناه
وضعیت: اتمام ترجمه رساله نفس؛ ترجمه نزدیک به نیمی از بخش طبیعیات دانشنامه علایی
ناشر: نامشخص
رساله نفس در واقع ترجمه فارسی ابن سینا از بخش نفس کتاب دیگرش یعنی المبدا و المعاد به زبان عربی است که به درخواست علاءالدوله کاکویه فرماندار وقت اصفهان و به منظور درک مطالب فلسفی، آنرا به زبان فارسی برمیگرداند. دانشنامه علایی نیز عنوان مجموعهای از چندین رساله در منطق، موسیقی، طبیعیات، الهیات و ریاضی است که این اثر را نیز ابن سینا به درخواست علاءالدوله کاکویه به زبان فارسی نگاشته است و میتوان به نوعی آنرا نسخه فشردهی کتاب شفایش به زبان فارسی دانست. از آنجائیکه ابن سینا در غرب بیشتر با آثار عربیش شناخته میشود، امید است ترجمه آثار فارسی این فیلسوف بزرگ تا حدی خلاء موجود در خصوص آثار فارسی او را اندکی پر کند.
درباره برگردان فارسی رساله نفس به این مطلب نگاه کنید:
https://t.me/Bekhodnotes/736
@preparing
○ عنوان اثر:
The Problem of Evil
○ نویسنده: Michael Tooley
○ ناشر خارجی: کیمبریج( از مجموعه ی بن مایه های فلسفه ی دین کیمبریج)
○ عنوان فارسی: مساله ی شر
○ مترجم: مجید صمدی
○ وضعیت: هفتاد درصد ترجمه شده است
○ ناشر: نامعلوم
● دربارهٔ اثر:
موضوع کتاب، ارائه ی یک دلیل از راه شر ، در ذیل نوع منطقی مساله، است.نویسنده معتقد است وجود شرور حیواناتی که هوشمند اند ولی شخص محسوب نمیشوند، هرگونه دفاعیه پردازی و تئودیسه پردازی را ناموفق میکند. چرا که به زعم او، تنها رنج های موجه اند که یک عامل هوشمند و شخص وار، به علت انحراف اخلاقی و سوء استفاده از اختیار، سزاوار آن بوده باشد. روشن است که درباره ی حیوانات هوشمند اما نا شخصوار، که عاملیت اخلاقی ای نمیتوان به آنها نسبت داد، نمیتوانند سزاوار رنج باشند. ازاینرو، رنج آنها نابجا و ناقض وجود خدایی قادر مطلق، عالم مطلق و خیرخواه علی الاطلاق است.
@preparing
دفاع از حقِ انتخاب
محمدمهدی اردبیلی
حق آزادی انتخاب پوشش، مانند هر آزادی دیگری، نه حقی طبیعی است نه فطری، بلکه مشخصاً حقی است ساختۀ بشر برای آزاد ساختن خود از سیطرۀ جبریِ طبیعت و فطرت. در یک کلام، آزادی نه نتیجۀ قانون طبیعت، بلکه حاصل قیامِ انسان علیه طبیعت، و شرطِ لازمِ سوبژکتیویتۀ انسانی و معنادارشدنِ زیست او در جهانی فینفسه بیمعناست. این همان دقیقهای است که فرد میتواند "تصمیم بگیرد" که سوژهای آزاد باشد یا نه، و البته هزینۀ این آزادی را نیز بپردازد، مسئولیت آن را بپذیرد و حتی با مسائل و تعارضات انتخابش مواجه شود. این آزادی هرچند مصادیق و درجات مختلفی دارد، اما در تمام سطوح باید از آن حراست کرد، ولو حراستی نقادانه (به ویژه در نقد برداشت رایج و میلمحور از آزادی).
در این سطح، بحث بنیادیتر از قانونی بودن یا نبودنِ این حق است. سوژه، اگر آزادی را انتخاب کند، نباید حق بیان و اتخاذ موضعش را به قانون مقید کند. اگر او به عنوان شهروند وظیفهای در برابر قانون مستقر دارد، به عنوان فرد همواره واجد "حقِ مخالفت با قانون" است. شیوهی ابراز این مخالفت و نحوهی تغییر قانون، تازه در سطوح بعدیِ کنشگریهای سیاسی و مدنی مطرح و ارزیابی خواهد شد. اینکه از فرد بخواهیم که ابراز مخالفتش را تا زمان تغییر محدودیت قانونی-حقوقی، خواه محدودیتی موجه خواه ناموجه، به تعویق اندازد، عین استبداد است و باید به هر قیمتی در برابر آن ایستاد.
همچنین رویکردهایی که معتقدند مسئلۀ اصلیِ ما امروز مسئلۀ حجاب نیست و به این دلیل آن را کماهمیت جلوه میدهند، فراموش میکنند که هیچ حقی را نباید به بهانۀ حقی دیگر به تعویق انداخت. تجربۀ واکنش بخش اعظم گروههای چپ به راهپیمایی مخالفت با حجاب اجباری در اسفند ۵۷ مایۀ عبرت ماست. امروز البته برخلاف هیاهوی رسانهای، نه روشنفکران، نه نخبگان و نه حتی فعالان سیاسی، هیچکدام در صف نخست دفاع از حق پوشش قرار ندارند، بلکه این دختران و زنان گمنام و بیادعای این جامعهاند که در حال پرداختِ هزینههای گزافاند. با این همه، این هزینهها تاکنون بیثمر هم نبودهاند و در طول دهههای اخیر، گام به گام مرزهای تحمیل حجاب را به عقب راندهاند. اکنون تعارضات پروژۀ حجاب اجباری، به شکل بیسابقهای پس از انقلاب ۵۷ (انقلابی که خود وامدار حق انتخاب بود)، چنان آشکار و سرکوبها چنان مفتضح شده است که حتی بخش قابل توجهی از حامیان نظام و باورمندان به حجاب نیز نسبت به کارآمدی و مشروعیت آن موضع انتقادی اتخاذ کردهاند و دریافتهاند که حتی برای دفاع از حجاب نیز ابتدا باید از حق انتخابِ آن دفاع کرد.
در نتیجه، امروز دیگر باید تعارفات و مبهمگویی را کنار گذاشت و نه تنها علیه رفتار این یا آن مامور معذور، نه تنها علیه این یا آن سیاست خشونتبار و تندروانه، نه تنها علیه این یا آن نام (از گشت ارشاد گرفته تا دیگر گشتها)، بلکه باید علیه هر شکلی از تلاش حاکمیتی و دستوری-فرمایشی در راستای تحمیل اجباریِ حجاب یا بیحجابی در هر جای جهان، موضعی صریح اتخاذ کرد. این مهم البته با دو تبصرۀ کلیدی همراه است: یکی، حفظ مرزبندی قاطع با جریانات سیاسی فرصتطلبی که خود در سرکوب آزادیهای سیاسی و سبک زندگی خوشسابقهتر نبوده و نیستند و از قضا تحمیل حجاب اجباری واکنشی بود به تحمیل کشف حجاب از سوی اسلافشان. هدف آنها نه دفاع از حقِ انتخاب، بلکه مصادرهی ریاکارانهی واکنشهای سلبیِ اجتماعی است در راستای اغراض خاص خودشان و بازگشت شکل شیکتری از استبداد؛ و دیگری، حفظ مرزبندی با جریاناتی که ضدیت با تحمیل حجاب (در ساحت عمومی) را با مخالفت با خود حجاب (در ساحت نظری) خلط میکنند.
در یک کلام، مسئله در ساحت امر عمومی، حق دفاع از آزادی پوشش است، هم برای باحجابها هم برای بیحجابها.
علاوه بر اینها، نقد لیبرالیسم و ریشههای فرهنگی و روانشناختیِ انتخاب پوشش تحت تاثیر نظام تبلیغاتی-رسانهایِ مصرفگرای بینالمللی را نباید اهرمی برای سرکوب حق انتخاب افراد قرار داد، هر قدر هم که این انتخابها منفعلانه و کورکورانه باشند. نقدِ ریشههای فرهنگی، اقتصادی و روانشناختیِ نمایشِ بدن مربوط به "سطح آگاهیرسانیِ عمومی" است و ابداً نباید به ابزاری برای نفی حق انتخاب افراد در "سطح زندگی اجتماعی" بدل شود. البته که بحث دربارۀ تعارضاتِ درونیِ خود این آزادیِ سلبیِ میلمحور (در مقام توهمی از آزادی) همواره گشوده و چه بسا ضروری است، اما این مناقشات در ساحت نظری، نباید آب به آسیاب سرکوب و محدودسازیِ سوژهها و تحمیل یک سبک زندگیِ خاص بریزد، بلکه حتی میتوان تلاش برای تحقق چنین آزادیای را شرط لازمِ مواجهه با تعارضاتِ خود آن دانست. در این معنا، هر گامی، هر مقاومتی، و هر اتخاذ موضعی در دفاع از حقِ انتخاب و تصمیمِ افراد، در هر جای جهان، موجه و قابل دفاع است. چرا که این حق، بنیادیترین شرط لازمِ سوژه بودن و آزادی انسان است.
Repost from درنگها (محمدمهدی اردبیلی)
دفاع از حقِ انتخاب
محمدمهدی اردبیلی
حق آزادی انتخاب پوشش، مانند هر آزادی دیگری، نه حقی طبیعی است نه فطری، بلکه مشخصاً حقی است ساختۀ بشر برای آزاد ساختن خود از سیطرۀ جبریِ طبیعت و فطرت. در یک کلام، آزادی نه نتیجۀ قانون طبیعت، بلکه حاصل قیامِ انسان علیه طبیعت، و شرطِ لازمِ سوبژکتیویتۀ انسانی و معنادارشدنِ زیست او در جهانی فینفسه بیمعناست. این همان دقیقهای است که فرد میتواند "تصمیم بگیرد" که سوژهای آزاد باشد یا نه، و البته هزینۀ این آزادی را نیز بپردازد، مسئولیت آن را بپذیرد و حتی با مسائل و تعارضات انتخابش مواجه شود. این آزادی هرچند مصادیق و درجات مختلفی دارد، اما در تمام سطوح باید از آن حراست کرد، ولو حراستی نقادانه (به ویژه در نقد برداشت رایج و میلمحور از آزادی).
در این سطح، بحث بنیادیتر از قانونی بودن یا نبودنِ این حق است. سوژه، اگر آزادی را انتخاب کند، نباید حق بیان و اتخاذ موضعش را به قانون مقید کند. اگر او به عنوان شهروند وظیفهای در برابر قانون مستقر دارد، به عنوان فرد همواره واجد "حقِ مخالفت با قانون" است. شیوهی ابراز این مخالفت و نحوهی تغییر قانون، تازه در سطوح بعدیِ کنشگریهای سیاسی و مدنی مطرح و ارزیابی خواهد شد. اینکه از فرد بخواهیم که ابراز مخالفتش را تا زمان تغییر محدودیت قانونی-حقوقی، خواه محدودیتی موجه خواه ناموجه، به تعویق اندازد، عین استبداد است و باید به هر قیمتی در برابر آن ایستاد.
همچنین رویکردهایی که معتقدند مسئلۀ اصلیِ ما امروز مسئلۀ حجاب نیست و به این دلیل آن را کماهمیت جلوه میدهند، فراموش میکنند که هیچ حقی را نباید به بهانۀ حقی دیگر به تعویق انداخت. تجربۀ واکنش بخش اعظم گروههای چپ به راهپیمایی مخالفت با حجاب اجباری در اسفند ۵۷ مایۀ عبرت ماست. امروز البته برخلاف هیاهوی رسانهای، نه روشنفکران، نه نخبگان و نه حتی فعالان سیاسی، هیچکدام در صف نخست دفاع از حق پوشش قرار ندارند، بلکه این دختران و زنان گمنام و بیادعای این جامعهاند که در حال پرداختِ هزینههای گزافاند. با این همه، این هزینهها تاکنون بیثمر هم نبودهاند و در طول دهههای اخیر، گام به گام مرزهای تحمیل حجاب را به عقب راندهاند. اکنون تعارضات پروژۀ حجاب اجباری، به شکل بیسابقهای پس از انقلاب ۵۷ (انقلابی که خود وامدار حق انتخاب بود)، چنان آشکار و سرکوبها چنان مفتضح شده است که حتی بخش قابل توجهی از حامیان نظام و باورمندان به حجاب نیز نسبت به کارآمدی و مشروعیت آن موضع انتقادی اتخاذ کردهاند و دریافتهاند که حتی برای دفاع از حجاب نیز ابتدا باید از حق انتخابِ آن دفاع کرد.
در نتیجه، امروز دیگر باید تعارفات و مبهمگویی را کنار گذاشت و نه تنها علیه رفتار این یا آن مامور معذور، نه تنها علیه این یا آن سیاست خشونتبار و تندروانه، نه تنها علیه این یا آن نام (از گشت ارشاد گرفته تا دیگر گشتها)، بلکه باید علیه هر شکلی از تلاش حاکمیتی و دستوری-فرمایشی در راستای تحمیل اجباریِ حجاب یا بیحجابی در هر جای جهان، موضعی صریح اتخاذ کرد. این مهم البته با دو تبصرۀ کلیدی همراه است: یکی، حفظ مرزبندی قاطع با جریانات سیاسی فرصتطلبی که خود در سرکوب آزادیهای سیاسی و سبک زندگی خوشسابقهتر نبوده و نیستند و از قضا تحمیل حجاب اجباری واکنشی بود به تحمیل کشف حجاب از سوی اسلافشان. هدف آنها نه دفاع از حقِ انتخاب، بلکه مصادرهی ریاکارانهی واکنشهای سلبیِ اجتماعی است در راستای اغراض خاص خودشان و بازگشت شکل شیکتری از استبداد؛ و دیگری، حفظ مرزبندی با جریاناتی که ضدیت با تحمیل حجاب (در ساحت عمومی) را با مخالفت با خود حجاب (در ساحت نظری) خلط میکنند.
در یک کلام، مسئله در ساحت امر عمومی، حق دفاع از آزادی پوشش است، هم برای باحجابها هم برای بیحجابها.
علاوه بر اینها، نقد لیبرالیسم و ریشههای فرهنگی و روانشناختیِ انتخاب پوشش تحت تاثیر نظام تبلیغاتی-رسانهایِ مصرفگرای بینالمللی را نباید اهرمی برای سرکوب حق انتخاب افراد قرار داد، هر قدر هم که این انتخابها منفعلانه و کورکورانه باشند. نقدِ ریشههای فرهنگی، اقتصادی و روانشناختیِ نمایشِ بدن مربوط به "سطح آگاهیرسانیِ عمومی" است و ابداً نباید به ابزاری برای نفی حق انتخاب افراد در "سطح زندگی اجتماعی" بدل شود. البته که بحث دربارۀ تعارضاتِ درونیِ خود این آزادیِ سلبیِ میلمحور (در مقام توهمی از آزادی) همواره گشوده و چه بسا ضروری است، اما این مناقشات در ساحت نظری، نباید آب به آسیاب سرکوب و محدودسازیِ سوژهها و تحمیل یک سبک زندگیِ خاص بریزد، بلکه حتی میتوان تلاش برای تحقق چنین آزادیای را شرط لازمِ مواجهه با تعارضاتِ خود آن دانست. در این معنا، هر گامی، هر مقاومتی، و هر اتخاذ موضعی در دفاع از حقِ انتخاب و تصمیمِ افراد، در هر جای جهان، موجه و قابل دفاع است. چرا که این حق، بنیادیترین شرط لازمِ سوژه بودن و آزادی انسان است.
.
○ عنوان اثر:
The Philosophy of Happiness
An Interdisciplinary Introduction
○ نویسنده: Lorraine L. Besser
○ ناشر: راتلج، ۲۰۲۱
○ عنوان فارسی: فلسفهٔ شادی
○ مترجم: ناصر مومنی
○ وضعیت: اتمام ترجمه
○ ناشر: لِگا
● دربارهٔ اثر: این کتاب نه تنها فلسفهٔ شادی، بلکه جنبههای علمی، اقتصادی و سیاسی شادی را پوشش میدهد. و موضوعات عملی مربوط به این مسئله که؛ چگونه می توان شادتر بود، را از نظر می گذراند، و رویکردهای غیرغربی به شادی را نیز پوشش می دهد. کتاب حاضر برای کلاس درس و محققانی که می خواهند در این زمینه بیشتر تحقیق کنند و کسانی که تمایل دارند تا هنرمندانه اندیشیدن در مورد شادی را بیاموزند، مناسب است.
@preparing
.
○ عنوان اثر:
The Philosophy of Happiness
An Interdisciplinary Introduction
○ نویسنده: Lorraine L. Besser
○ ناشر: راتلج، ۲۰۲۱
○ عنوان فارسی: فلسفهٔ شادی
○ مترجم: ناصر مومنی
○ وضعیت: اتمام ترجمه
● دربارهٔ اثر: این کتاب نه تنها فلسفهٔ شادی، بلکه جنبههای علمی، اقتصادی و سیاسی شادی را پوشش میدهد. و موضوعات عملی مربوط به این مسئله که؛ چگونه می توان شادتر بود، را از نظر می گذراند، و رویکردهای غیرغربی به شادی را نیز پوشش می دهد. کتاب حاضر برای کلاس درس و محققانی که می خواهند در این زمینه بیشتر تحقیق کنند و کسانی که تمایل دارند تا هنرمندانه اندیشیدن در مورد شادی را بیاموزند، مناسب است.
@preparing
ISBN 9781138240452
Published November 17, 2020 by Routledge
232 Pages
○ عنوان انگلیسی: Modernism and Nihilism
○ عنوان فارسی: مدرنیسم و نیهیلیسم
○ نویسنده: Shane Weller
○ مترجم: مرتضی لک
○ ناشر: آبان
○ وضعیت ترجمه: زیر چاپ
@prepsring
○ عنوان اصلی اثر:
The theology of Liberalism: Political Philosophy and the Justice of God
○ عنوان فارسی: الهیات لیبرالیسم: فلسفهی سیاسی و عدالت خداوند
○ نویسنده: اریک نلسون
○ مترجم: کاوه حسین زاده راد
○ ناشر: طرح نو
○ وضعیت ترجمه: اتمام ترجمه
@preparing
○ عنوان اصلی: Being for Beauty: Aesthetic Agency and Value
○ عنوان فارسی: بودن برای زیبایی: عاملیت و ارزش زیباشناختی
○ نویسنده: دومینیک مک ایور لوپس
○ مترجم: حامد زمانی
○ ناشر: در حال رایزنی
○ وضعیت ترجمه: نهایی
@preparing
.
معرفی کتابهای در دست ترجمه...
روزنامهٔ تجدد، ۱۳۰۳ خورشیدی.
@preparing
○ عنوان اصلی: Knowing Art: Essays in Aesthetics and Epistemology
○ عنوان فارسی: شناخت هنر: جستارهایی در زیباشناسی و معرفت شناسی
○ ویراستاران: متیو کیرن، دومینیک مک آیور لوپس
○ مترجم: حامد زمانی
○ ناشر: در حال رایزنی
○ وضعیت ترجمه: نهایی
@preparing
○ عنوان اصلی اثر:
Organs without Bodies
○ نویسنده: اسلاووی ژیژک
○ عنوان فارسی: اندامهای بدون بدن
○ مترجمان: علی حسنزاده، مهدی ملک
○ ناشر احتمالی: نامشخص
○ وضعیت ترجمه: پایان ترجمه، در حال ویرایش نهایی
@preparing
عنوان اصلی: Beyond Art
عنوان فارسی: فراسوی هنر
نویسنده: دومینیک مک ایور لوپس
مترجم: حامد زمانی
ناشر: در حال رایزنی
وضعیت ترجمه: نهایی
@preparing
