en
Feedback
کتاب‌های در دستِ ترجمۀ حوزۀ فلسفه

کتاب‌های در دستِ ترجمۀ حوزۀ فلسفه

Open in Telegram

⊙ اطلاع‌رسانی در خصوصِ کتاب‌های «در دستِ ترجمه و ترجمه‌شدۀ آمادۀ چاپ» در حوزۀ فلسفه(صرفاً بر اساس اطلاعاتِ ارسالیِ مترجمان)تماس با: @Bekhod87 این کانال‌هیچ صفحه‌ای در رسانه‌های اجتماعی دیگر، نظیر اینستاگرام، ندارد و صفحات مشابه ارتباطی با این کانال ندارد

Show more
2 797
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2330 days
Posts Archive
Mind Full to Mindful از ذهن‌انباری به ذهن‌آگاهی: حکمت ذن برای زندگی امروز نویسنده: اُم سوآمی مترجم: مرتضی براتی وضعیت: در حال
Mind Full to Mindful از ذهن‌انباری به ذهن‌آگاهی: حکمت ذن برای زندگی امروز نویسنده: اُم سوآمی مترجم: مرتضی براتی وضعیت: در حال ویرایش ترجمه ناشر: نامعلوم @preparing

The Big Questions of Life by Om Swami عنوان فارسی: پرسش‌های بزرگ زندگی نویسنده: ام سوامی مترجم: مرتضی براتی وضعیت ترجمه: در ح
The Big Questions of Life by Om Swami عنوان فارسی: پرسش‌های بزرگ زندگی نویسنده: ام سوامی مترجم: مرتضی براتی وضعیت ترجمه: در حال ویرایش ناشر: در حال انتخاب @preparing

در ستایش دیگری نشر شوند تالیف و مصاحبه: مهرداد پارسا این کتاب پژوهشی است درباره‌ی «دیگری» که در تاریخ فلسفه اشکال مختلفی به خ
در ستایش دیگری نشر شوند تالیف و مصاحبه: مهرداد پارسا این کتاب پژوهشی است درباره‌ی «دیگری» که در تاریخ فلسفه اشکال مختلفی به خود گرفته است: از «امر والا»ی کانت تا «امر غریب» فروید؛ از «امر مازاد» باتای تا «امر آلوده»ی کریستوا؛ از بیگانه‌ای که به درون مرزهای ملی‌مان قدم می‌گذارد تا ژویی‌سانس افسارگسیخته‌ای که به قانون میل و تابوهای «دیگری بزرگ» وفادار نمی‌ماند. نیمه‌ی دوم کتاب، مجموعه گفتگوهایی است که نویسنده با برخی از متفکران معاصر ترتیب داده است. گفتگویی با جان لچت درباره‌ی دیگری و مالیخولیا، گفتگویی با نوئل مک‌آفی درباره‌ی امر زنانه و فمینیسم، گفتگویی با فانی سودربک درباره‌ی تاریخ دیگربودگی از افلاطون تا کریستوا، و گفتگویی با سیسیلیا سوهولم درباره‌ی کریستوا و امر سیاسی. @preparing

Bonfire of Illusions نام فارسیِ اثر: توهّمات سوخته؛ بحران‌های توامان جهانِ لیبرال ▪️نویسنده: Alex Callinicos ▪️سال انتشار: 20
Bonfire of Illusions نام فارسیِ اثر: توهّمات سوخته؛ بحران‌های توامان جهانِ لیبرال ▪️نویسنده: Alex Callinicos ▪️سال انتشار: 2010 ▪️مترجم: سامان مرادخانی ▪️ناشر: نگاه ▪️وضعیت ترجمه: در دست ترجمه ▪️شرح اثر: الکس کالینیکوس، نظریه پردازِ سیاسی و مارکسیستِ سرشناس، در این کتاب متأخر خود، یک سال پس از بزرگترین بحران اقتصادیِ سرمایه داریِ جهانی در سالهای 2008-2009، به واکاوی چرایی و چگونگیِ برآمدن این بحران بخصوص و بحرانهای سلف و متعاقب آن و همچنین زوال و در نهایت خاموشیِ ایدئولوژیِ (یا همان توهّماتِ) حاکم بر جهان غرب از دوران فروپاشی سرمایه داریِ دولتی شوروی تحت لوای باور به «پایان تاریخ» و «پیروزیِ لیبرال دموکراسی» میپردازد.

Stoicism for Inner Peace Einzelgänger عنوان احتمالی: رواقی‌گری برای صلح درونی نویسنده: اینزلگنگر مترجم: مرتضی براتی ( در حال
Stoicism for Inner Peace Einzelgänger عنوان احتمالی: رواقی‌گری برای صلح درونی نویسنده: اینزلگنگر مترجم: مرتضی براتی ( در حال اتمام ترجمه) ناشر: نامعلوم @preparing

📌 طبق اطلاع یکی از مخاطبان کانال آثار زیر توسط مترجمان مختلفی ترجمه شده و انتشارات سروش قرار است مجموعه مورد نظر را به زودی چاپ کند. این آثار همه از مجموعه Elements in the philosophy of religion انتشارات کمبریج هستند 📓Divine Hiddenness by Veronika Weidner 📓Deprovincializing Science and Religion by Gregory Dawes 📓Ontological Arguments by Tyron Goldschmidt 📓God and Abstract Objects by Einar Duenger Bøhn 📓God and Human Freedom by Leigh C. Vicens  and Simon Kittle 📓God and Time by Natalja Deng The Design Argument by Elliott Sober 📓Cosmological Arguments by Michael Almeida 📓Religious Epistemology by Tyler Dalton McNabb 📓The Divine Attributes by T. J. Mawson 📓God and Emotion by R. T. Mullins اگر کسی از دوستان اطلاعات دقیقتر و جزئی‌تری از مترجمان هریک از آثار دارند می‌توانند برای ما جهت انعکاس در کانال ارسال کنند. @preparing

The Design Argument عنوان فارسی:برهان نظم Elliott Sober(2019) مترجم:سارا بغدادی وضعیت ترجمه:پایان. ناشر:نامعلوم شرح محتوا:کتا
The Design Argument عنوان فارسی:برهان نظم Elliott Sober(2019) مترجم:سارا بغدادی وضعیت ترجمه:پایان. ناشر:نامعلوم شرح محتوا:کتاب موردنظر به نفع وجود خدا براهین نظم را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.تمرکز اصلی کتاب بر دو استدلال است:اولین برهان در مورد الگوها یا خصیصه‌های تطبیق‌یافته پیچیده‌ای است که ارگانیزم‌ها دارند.خلقت‌گرایان به عنوان کسانیکه به این برهان استناد می‌کنند برآنند که تکامل مبتنی بر انتخاب طبیعی نمی‌تواند تبیین درستی از این موضوع ارائه دهد.دومین برهان،بر اساس تنظیم ظریف است و با این واقعیت آغاز می‌کند که اگر مقادیر ثوابت قوانین فیزیکی اندکی متفاوت از آنچه در واقعیت هست می‌بود،جهان ما نمی‌توانست دارای حیات باشد.رویّه غالب نویسنده در این کتاب ارائه تحلیل‌های احتمالاتی است. @preparing

Ontological Arguments عنوان فارسی:برهین هستی‌شناختی Tyron Goldschmidt(2020) مترجم:سارا بغدادی وضعیت ترجمه:پایان. ناشر:نامعلوم
Ontological Arguments عنوان فارسی:برهین هستی‌شناختی Tyron Goldschmidt(2020) مترجم:سارا بغدادی وضعیت ترجمه:پایان. ناشر:نامعلوم شرح محتوا:نویسنده به براهین هستی‌شناختی اقامه شده توسط آنسلم،دکارت،پلنتینگا،لو و چند تن دیگر پرداخته و تحلیل‌های مفصلی از اصل استدلال و اشکالات وارد بر آنها را ارائه می‌کند.در هر مورد ترتیب بحث ازین قرار است:بیان استدلال‌ها با مقدمات مشخص،شرح استدلال‌ها و بعد،دسته‌بندی اشکالات وارد به استدلال‌ها همراه با پاسخ به آنها.همچنین نویسنده کتاب برآنست که براهین هستی‌شناختی در دستیابی به غایت خود که اثبات وجود خدا است چندان موفق نیستند اما در عین‌حال،بیش از هر نوع استدلالی ما را با مشغله‌های فلسفی در حوزه‌های مختلفی چون فلسفه اخلاق،متافیزیک،فلسفه زبان و ...دست به گریبان می‌کنند. @preparing

Cosmological Arguments عنوان فارسی:براهین جهان‌شناختی Micheal Almeida(2018) مترجم:سارا بغدادی وضعیت ترجمه:پایان. ناشر:نامعلوم
Cosmological Arguments عنوان فارسی:براهین جهان‌شناختی Micheal Almeida(2018) مترجم:سارا بغدادی وضعیت ترجمه:پایان. ناشر:نامعلوم شرح محتوا:در این مجلد از مجموعه منتشر شده توسط دانشگاه کمبریج که تحت عنوان مبانی فلسفه دین چاپ شده‌اند، نویسنده با رویکردی تحلیلی به نسخه‌های مختلفی از برهان جهان‌شناختی پرداخته است.مطالب کتاب در چهار بخش تنظیم شده‌اند و هر بخش مباحث مفصلی را ذیل عنوان خود مطرح می‌کند.بخش مقدماتی به ویژگی‌هایی که برای شکل‌گیری یک برهان جهان‌شناختی لازم هستند می‌پردازد.تبیین‌خواه‌ها در برهان جهان‌شناختی معمولا موضوعاتی چون تغییر، علیت،امکان‌مندی و عینیت یافتن هستند.اما از نظر نویسنده هیچ یک از اینها برای صورتبندی برهان جهان‌شناختی ضروری نیستند.در این راستا، نویسنده ضمن بخش‌های یکم تا سوم با رویکردی انتقادی به براهین جهان‌شناختی لایب‌نیتزی،کلامی و تامسی می‌پردازد و در بخش چهارم رهیافت کاملا نوینی را به بحث می‌گذارد که واقع‌گرایی وجهی خداباورانه نامیده می‌شود.تبیین‌خواه مناسب در اینجا تمام واقعیت متافیزیکی است.بزعم نویسنده این رهیافت نسبت به نسخه‌های قبلی کمتر مناقشه‌برانگیز است. @preparing

▫️نام فارسی اثر: پیرامون تاریخ دین و فلسفه در آلمان ▫️نویسنده: هاینریش هاینه ▫️ویراستار انگلیسی: تری پینکارد ▫️سال انتشار: ۱۸
▫️نام فارسی اثر: پیرامون تاریخ دین و فلسفه در آلمان ▫️نویسنده: هاینریش هاینه ▫️ویراستار انگلیسی: تری پینکارد ▫️سال انتشار: ۱۸۳۳/۳۴ ▫️ مترجم فارسی: سامان مرادخانی ▫️ناشر: لگا ▫️وضعیت ترجمه: پایان ترجمه ▫️شرح اثر: هاینه شاعر رومانتیک و متفکرِ انقلابی بزرگ آلمانی، پرخواننده‌ترین نویسنده‌ی آلمانی در سده‌ی هجدهم بود. اشعار او بیش از هر شاعر دیگری در اروپا ترجمه و برای سمفونی‌ها تنظیم شدند. هاینه در این اثر، کارش را ابتدا از تاریخ دین علی‌الخصوص پروتستانیسم و مارتین لوتر شروع کرده و با هگل بعنوان خاتم‌الفلاسفه‌ی آلمانی به سرانجام می‌رساند، و در این میان از دکارت و اسپینوزا، فیشته و شلینگ، لسینگ و گوته، مولیر و روسو، و کانت و هگل بسیار خواهد گفت. @preparing

▫️نام فارسی اثر: معنای هستیِ انسان ▫️نویسنده: E.O Wilson ▫️سال انتشار: ۲۰۱۴ ▫️مترجم: سامان مرادخانی ▫️ناشر: لگا ▫️ وضعیت ترجم
▫️نام فارسی اثر: معنای هستیِ انسان ▫️نویسنده: E.O Wilson ▫️سال انتشار: ۲۰۱۴ ▫️مترجم: سامان مرادخانی ▫️ناشر: لگا ▫️ وضعیت ترجمه: پایان ترجمه ▫️شرح اثر: در لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز و فینالیست جایزه‌ی کتاب ملی آمریکا (غیرداستانی) در سال ۲۰۱۴، به قلم ادوارد ویلسون، برنده‌ی دو جایزه‌ی پولیتزر در سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۹۱. @preparing

🍀🍀دوستان عزیز، این کانال به منظور اطلاعرسانی در خصوص کتابهای در دست ترجمه/ترجمه شده اما چاپ نشده حوزه فلسفه راه اندازی شده است و هدف از آن جلوگیری از موازی کاریها در ترجمه است.  شما دوستِ مترجمِ عزیز نیز با معرفی اثر در دست ترجمه/ترجمه شده اما چاپ نشده خود در این کانال، از ترجمه همزمان آن توسط شخصِ دیگری جلوگیری به عمل آورید تا چه بسا آثار ارزشمند دیگری که فرصت ترجمه را نیافته اند، مورد ترجمه قرار گیرند. 🔴دوستان مترجم لطفا توجه داشته باشید که در ارسال اطلاعاتِ اثر در دست ترجمه خود حتما موارد ذیل را مدنظر قرار دهید: 1. تصویر جلد اثر به زبان اصلی 2. عنوان اثر به زبان اصلی: 3. مشخصات ناشر خارجی (شامل  نویسنده، زمان نشر اثر) 4. عنوان احتمالی اثر به زبان فارسی 5. مترجم اثر 6. ناشر احتمالی 7. وضعیت ترجمه: (در دست ترجمه، ترجمه شده) 8. حتی الامکان خلاصه ای درباره اثر به زبان فارسی ⛔️ مترجمان تنها در صورتی به معرفی اثر در دست ترجمه خود اقدام کنند که دستکم نیمی از اثر را ترجمه کرده اند. این به معنای آن است که مترجم صد در صد اثر را ترجمه خواهد کرد. ⭕️ این کانال‌هیچ صفحه‌ای در رسانه‌های اجتماعی دیگر، نظیر اینستاگرام، ندارد و صفحات مشابه ارتباطی با این کانال ندارد. در اینباره تنها به آی دی زیر پیام بزنید: 🆔 @BeKhod87 @preparing

در هر گامی که برمی‌دارند شوق مواجهه با چیزهای نو و ناشناخته هست و بیم از رودررو شدن با (نا)مردانی که دشمن زن و زندگی و زیبایی و آزادی‌اند. با هر گامی که برمی‌دارند و با هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آورند مرزهای ترسیم‌شده در مکان و زمان وضع موجود را جابجا می‌کنند و چون جایی را ترک می‌کنند ردّ سرخِ شورشان در هوا می‌ماند. آنکه تمرین می‌کند هرگز نمی‌بازد چرا که ایمان دارد زندگی چیزی جز تکرار ژست‌هایی نیست که اشارت به زندگی‌ای دارند که صاحبان قدرت چاره‌ای جز انکار آن ندارند. این پیکار پایان ندارد: تا زمانی‌که «اجباری» هست خواهش «رهایی» پابرجا است و این خواهش همین که یکبار تحقق پذیرد دیگر خاموش نخواهد شد: هر زمان و هر مکان مجالی است برای به روی صحنه آوردن آن خواهش. رهایی از جنس تمرینی بی‌نهایت است برای نمایشی که زمان اجرایش هرگز نمی‌رسد و «جوانی» شوری ابدی است که در لحظه‌هایی خاص در ژست‌هایی از فرط آشنا‌بودن غریب رخ می‌نماید، دستی که گیسوانی را پشت سر می‌بندد و دمی بعد به نشان پیروزی بالا می‌رود. در این پیکار یک طرف مدام تمرین زندگی می‌کند و طرف مقابل پیوسته تمرین مردگی. سکوتی که گاه و بیگاه حکمفرما می‌شود آبستن است و این را کسانی که به سرکوب کردن و دروغ گفتن معتاد شده‌اند بهتر از هر کسی می‌دانند. ۱۴۰۱/۰۷/۰۵ @preparing

✍ صالح نجفی: «رقص قوای زندگی در برابر سپاه مرگ» از فردای استقرار تمام‌عیار نظام جمهوری اسلامی در پی حذف تمام نیروهای انقلابیِ مخالف اطلاق صفتِ «اسلامی» به حکومتی که از طریق همه‌پرسی و پس از آن با مهار مخالفان به لطف جنگ هشت ساله پایه‌های قدرت خود را استوار گردانید، سه چیز رفته رفته از دنیای شهروندان ایرانی رخت بربستند: زیبایی، آزادی، زندگی. زنان جزو اولین گروه‌هایی بودند که پس از انقلاب در ایران به‌رغم مشارکت فعال‌شان در پیکارها و نقش انکارناپذیرشان در پیروزی انقلاب از حضور آزادانه در فضای عمومی و عرض اندام در عرصه بازنمایی به وجه دلخواه خویش محروم شدند. در فضای جمهوری اسلامی، «زن» اسم رمز این سه عنصر حذف‌شده است. ما در هوای نظامی نفس می‌کشیم که دشمن زیبایی، دشمن آزادی، دشمن زندگی است. چیزی به نام فضای عمومی که تعلق به مردم حقیقی داشته باشد وجود ندارد. «مردم» در این فضا نام کسانی است که در نظر دولت حقِ «زندگی کردن» ندارند. فضای عمومی عرصه‌ای است که آدمیان در آن می‌رقصند و می‌خوانند و عشق می‌ورزند. شهریور ۱۴۰۱ زمان عرض اندام جوانانی است که می‌خواهند تمام چیزهایی را که نظام زندگی‌ستیز حاکم از نسل‌های قبل دریغ داشته بازستانند. خیابان از آن ایشان است. امروز و فردا از آن ایشان است. هر سطل زباله طبلی است که شب‌ها بر آن رهایی خود را فریاد می‌کنند. هر کوچه و هر خیابان صحنه صف‌آرایی جوانان تشنه آزادی و زندگی در برابر سپاه بندگی و مرگ شده است. این نبرد روزی به پایان می‌رسد که دشمنان زندگی عرصۀ عمومی را به دختران و پسران جوانی بسپارند که می‌خواهند پا به پای هم «گناه» کنند و «اشتباه» کنند و دوزخ نقدی را که به نام بهشتِ نسیه بر ایشان تحمیل شده به میدان رقص نیروهای زندگی بدل کنند. راهی که به لطف پیکار این جوانان هموار می‌شود راه زندگی است، راهی که تمام ستم‌دیدگان و طردشدگان این نظام می‌توانند در آن پای بگذارند، همه کسانی که می‌خواهند به شکلی متفاوت با آنچه این سیستم تعیین کرده است فکر کنند: آزادی حق کسانی است که فکر می‌کنند، حق کسانی که شور زیستن دارند، حق کسانی که زیبایی را درک می‌کنند، حق کسانی که می‌دانند آدمیان به اعتبار قوه تفکرشان و اراده زیستن‌شان با هم برابرند، حق کسانی که هیچ سلاحی را یارای سرکوب شوق دست‌افشانی و پایکوبی ایشان نیست ... آزادی حق مسلم دختران و پسران جوانی است که در هر میدانی که باشند می‌کوشند زیبا زندگی کنند، آزادی حق کسانی است که می‌دانند تنها کسانی نیاز به ولی و متولی دارند که صغیر بودن و صغیر ماندن را به خطر کردن و پا نهادن در راه‌های ناپیموده ترجیح می‌دهند، آزادی حق کسانی است که می‌دانند صاحبان و وارثان راستین انقلاب «دختران انقلاب»اند و می‌دانند که هر لحظه و هر ساعت می‌توان نماد سرکوب را چون پرچم رهایی بر سرِ چوب کرد و در برابر چشم ناباوران آتش زد. رهایی از آنِ کسانی است که می‌دانند آزادی و زیبایی و زندگی را از هم جدا نتوان کرد. شب‌های شهریور ۱۴۰۱ را پسران و دختران انقلاب به صبح صادق رهایی خواهند رساند اگر باورشان داریم، اگر با تمام وجود و با هرچه داریم پشت‌شان ایستیم، اگر با تمام ایمان و امیدمان کنارشان بمانیم. آنچه این شب‌ها در کوچه‌ها و خیابان‌های کشور می‌گذرد به تمرین اجرای نمایشی می‌ماند که قرار نیست هیچ‌گاه روی صحنه برود چرا که روزی یا شبی که مجوز اجرای آن نمایش صادر شود «صحنه» دیگر خواهد شد و نمایش پیش از نخستین اجرایش به پایان خواهد رسید. پسران و دختران انقلاب هر کوچه و هر خیابان و هر میدان و هر پاره‌ای از فضای عمومی را بدل به مکانی برای تمرین نمایشی کرده‌اند که نامش زندگی است و تماشاگرانش دو دسته‌اند: یا تشنگان زندگی یا دشمنان زندگی. هر لحظه و هر ساعت برای پسران و دختران انقلاب فرصتی است برای تمرین و هر شیئی در فضای خیابان اسبابی است برای چیدن صحنه و طراحی حرکت‌های نمایشی که هیچ‌گاه مجوز نخواهد گرفت. در هر جلسه تمرین از این نو-بازیگران تئاتر سیاست خطاهایی سر خواهد زد که باید در جلسه بعد اصلاحش کرد و در هر نوبت ایشان دست به ابتکارهایی خواهند زد که هر دو گروه تماشاگران را انگشت به دهان خواهد کرد. آنچه در این کوشش سیاسی تازگی دارد بازسازی ایده جوانی است: بازیگران نورسیده نه حسرتی برای گذشته دارند و نه در مختصات وضع موجود امیدی به آینده. در تک تک ژست‌هاشان ابدیتی هست از جنس ایده برابری و عدالت که کوچک‌ترین نشانی از ظلم و زور را برنمی‌تابد. در تمرین‌های شبانه ایشان برای همگان جا هست چرا که ایشان در قاموس دولت نامی ندارند و صفتی جز «جوان» به ایشان قابل اطلاق نیست. و در هر کنشِ کلامی‌شان خطابی هست به آنچه از جوانی در هر تماشاگر تمرین‌های ایشان بر جای مانده است.

در هر گامی که برمی‌دارند شوق مواجهه با چیزهای نو و ناشناخته هست و بیم از رودررو شدن با (نا)مردانی که دشمن زن و زندگی و زیبایی و آزادی‌اند. با هر گامی که برمی‌دارند و با هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آورند مرزهای ترسیم‌شده در مکان و زمان وضع موجود را جابجا می‌کنند و چون جایی را ترک می‌کنند ردّ سرخِ شورشان در هوا می‌ماند. آنکه تمرین می‌کند هرگز نمی‌بازد چرا که ایمان دارد زندگی چیزی جز تکرار ژست‌هایی نیست که اشارت به زندگی‌ای دارند که صاحبان قدرت چاره‌ای جز انکار آن ندارند. این پیکار پایان ندارد: تا زمانی‌که «اجباری» هست خواهش «رهایی» پابرجا است و این خواهش همین که یکبار تحقق پذیرد دیگر خاموش نخواهد شد: هر زمان و هر مکان مجالی است برای به روی صحنه آوردن آن خواهش. رهایی از جنس تمرینی بی‌نهایت است برای نمایشی که زمان اجرایش هرگز نمی‌رسد و «جوانی» شوری ابدی است که در لحظه‌هایی خاص در ژست‌هایی از فرط آشنا‌بودن غریب رخ می‌نماید، دستی که گیسوانی را پشت سر می‌بندد و دمی بعد به نشان پیروزی بالا می‌رود. در این پیکار یک طرف مدام تمرین زندگی می‌کند و طرف مقابل پیوسته تمرین مردگی. سکوتی که گاه و بیگاه حکمفرما می‌شود آبستن است و این را کسانی که به سرکوب کردن و دروغ گفتن معتاد شده‌اند بهتر از هر کسی می‌دانند. @preparing

. ✍ صالح نجفی: «رقص قوای زندگی در برابر سپاه مرگ» از فردای استقرار تمام‌عیار نظام جمهوری اسلامی در پی حذف تمام نیروهای انقلابیِ مخالف اطلاق صفتِ «اسلامی» به حکومتی که از طریق همه‌پرسی و پس از آن با مهار مخالفان به لطف جنگ هشت ساله پایه‌های قدرت خود را استوار گردانید، سه چیز رفته رفته از دنیای شهروندان ایرانی رخت بربستند: زیبایی، آزادی، زندگی. زنان جزو اولین گروه‌هایی بودند که پس از انقلاب در ایران به‌رغم مشارکت فعال‌شان در پیکارها و نقش انکارناپذیرشان در پیروزی انقلاب از حضور آزادانه در فضای عمومی و عرض اندام در عرصه بازنمایی به وجه دلخواه خویش محروم شدند. در فضای جمهوری اسلامی، «زن» اسم رمز این سه عنصر حذف‌شده است. ما در هوای نظامی نفس می‌کشیم که دشمن زیبایی، دشمن آزادی، دشمن زندگی است. چیزی به نام فضای عمومی که تعلق به مردم حقیقی داشته باشد وجود ندارد. «مردم» در این فضا نام کسانی است که در نظر دولت حقِ «زندگی کردن» ندارند. فضای عمومی عرصه‌ای است که آدمیان در آن می‌رقصند و می‌خوانند و عشق می‌ورزند. شهریور ۱۴۰۱ زمان عرض اندام جوانانی است که می‌خواهند تمام چیزهایی را که نظام زندگی‌ستیز حاکم از نسل‌های قبل دریغ داشته بازستانند. خیابان از آن ایشان است. امروز و فردا از آن ایشان است. هر سطل زباله طبلی است که شب‌ها بر آن رهایی خود را فریاد می‌کنند. هر کوچه و هر خیابان صحنه صف‌آرایی جوانان تشنه آزادی و زندگی در برابر سپاه بندگی و مرگ شده است. این نبرد روزی به پایان می‌رسد که دشمنان زندگی عرصۀ عمومی را به دختران و پسران جوانی بسپارند که می‌خواهند پا به پای هم «گناه» کنند و «اشتباه» کنند و دوزخ نقدی را که به نام بهشتِ نسیه بر ایشان تحمیل شده به میدان رقص نیروهای زندگی بدل کنند. راهی که به لطف پیکار این جوانان هموار می‌شود راه زندگی است، راهی که تمام ستم‌دیدگان و طردشدگان این نظام می‌توانند در آن پای بگذارند، همه کسانی که می‌خواهند به شکلی متفاوت با آنچه این سیستم تعیین کرده است فکر کنند: آزادی حق کسانی است که فکر می‌کنند، حق کسانی که شور زیستن دارند، حق کسانی که زیبایی را درک می‌کنند، حق کسانی که می‌دانند آدمیان به اعتبار قوه تفکرشان و اراده زیستن‌شان با هم برابرند، حق کسانی که هیچ سلاحی را یارای سرکوب شوق دست‌افشانی و پایکوبی ایشان نیست ... آزادی حق مسلم دختران و پسران جوانی است که در هر میدانی که باشند می‌کوشند زیبا زندگی کنند، آزادی حق کسانی است که می‌دانند تنها کسانی نیاز به ولی و متولی دارند که صغیر بودن و صغیر ماندن را به خطر کردن و پا نهادن در راه‌های ناپیموده ترجیح می‌دهند، آزادی حق کسانی است که می‌دانند صاحبان و وارثان راستین انقلاب «دختران انقلاب»اند و می‌دانند که هر لحظه و هر ساعت می‌توان نماد سرکوب را چون پرچم رهایی بر سرِ چوب کرد و در برابر چشم ناباوران آتش زد. رهایی از آنِ کسانی است که می‌دانند آزادی و زیبایی و زندگی را از هم جدا نتوان کرد. شب‌های شهریور ۱۴۰۱ را پسران و دختران انقلاب به صبح صادق رهایی خواهند رساند اگر باورشان داریم، اگر با تمام وجود و با هرچه داریم پشت‌شان ایستیم، اگر با تمام ایمان و امیدمان کنارشان بمانیم. آنچه این شب‌ها در کوچه‌ها و خیابان‌های کشور می‌گذرد به تمرین اجرای نمایشی می‌ماند که قرار نیست هیچ‌گاه روی صحنه برود چرا که روزی یا شبی که مجوز اجرای آن نمایش صادر شود «صحنه» دیگر خواهد شد و نمایش پیش از نخستین اجرایش به پایان خواهد رسید. پسران و دختران انقلاب هر کوچه و هر خیابان و هر میدان و هر پاره‌ای از فضای عمومی را بدل به مکانی برای تمرین نمایشی کرده‌اند که نامش زندگی است و تماشاگرانش دو دسته‌اند: یا تشنگان زندگی یا دشمنان زندگی. هر لحظه و هر ساعت برای پسران و دختران انقلاب فرصتی است برای تمرین و هر شیئی در فضای خیابان اسبابی است برای چیدن صحنه و طراحی حرکت‌های نمایشی که هیچ‌گاه مجوز نخواهد گرفت. در هر جلسه تمرین از این نو-بازیگران تئاتر سیاست خطاهایی سر خواهد زد که باید در جلسه بعد اصلاحش کرد و در هر نوبت ایشان دست به ابتکارهایی خواهند زد که هر دو گروه تماشاگران را انگشت به دهان خواهد کرد. آنچه در این کوشش سیاسی تازگی دارد بازسازی ایده جوانی است: بازیگران نورسیده نه حسرتی برای گذشته دارند و نه در مختصات وضع موجود امیدی به آینده. در تک تک ژست‌هاشان ابدیتی هست از جنس ایده برابری و عدالت که کوچک‌ترین نشانی از ظلم و زور را برنمی‌تابد. در تمرین‌های شبانه ایشان برای همگان جا هست چرا که ایشان در قاموس دولت نامی ندارند و صفتی جز «جوان» به ایشان قابل اطلاق نیست. و در هر کنشِ کلامی‌شان خطابی هست به آنچه از جوانی در هر تماشاگر تمرین‌های ایشان بر جای مانده است.

در هر گامی که برمی‌دارند شوق مواجهه با چیزهای نو و ناشناخته هست و بیم از رودررو شدن با (نا)مردانی که دشمن زن و زندگی و زیبایی و آزادی‌اند. با هر گامی که برمی‌دارند و با هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آورند مرزهای ترسیم‌شده در مکان و زمان وضع موجود را جابجا می‌کنند و چون جایی را ترک می‌کنند ردّ سرخِ شورشان در هوا می‌ماند. آنکه تمرین می‌کند هرگز نمی‌بازد چرا که ایمان دارد زندگی چیزی جز تکرار ژست‌هایی نیست که اشارت به زندگی‌ای دارند که صاحبان قدرت چاره‌ای جز انکار آن ندارند. این پیکار پایان ندارد: تا زمانی‌که «اجباری» هست خواهش «رهایی» پابرجا است و این خواهش همین که یکبار تحقق پذیرد دیگر خاموش نخواهد شد: هر زمان و هر مکان مجالی است برای به روی صحنه آوردن آن خواهش. رهایی از جنس تمرینی بی‌نهایت است برای نمایشی که زمان اجرایش هرگز نمی‌رسد و «جوانی» شوری ابدی است که در لحظه‌هایی خاص در ژست‌هایی از فرط آشنا‌بودن غریب رخ می‌نماید، دستی که گیسوانی را پشت سر می‌بندد و دمی بعد به نشان پیروزی بالا می‌رود. در این پیکار یک طرف مدام تمرین زندگی می‌کند و طرف مقابل پیوسته تمرین مردگی. سکوتی که گاه و بیگاه حکمفرما می‌شود آبستن است و این را کسانی که به سرکوب کردن و دروغ گفتن معتاد شده‌اند بهتر از هر کسی می‌دانند. @preparing

✍ صالح نجفی: «رقص قوای زندگی در برابر سپاه مرگ» از فردای استقرار تمام‌عیار نظام جمهوری اسلامی در پی حذف تمام نیروهای انقلابیِ مخالف اطلاق صفتِ «اسلامی» به حکومتی که از طریق همه‌پرسی و پس از آن با مهار مخالفان به لطف جنگ هشت ساله پایه‌های قدرت خود را استوار گردانید، سه چیز رفته رفته از دنیای شهروندان ایرانی رخت بربستند: زیبایی، آزادی، زندگی. زنان جزو اولین گروه‌هایی بودند که پس از انقلاب در ایران به‌رغم مشارکت فعال‌شان در پیکارها و نقش انکارناپذیرشان در پیروزی انقلاب از حضور آزادانه در فضای عمومی و عرض اندام در عرصه بازنمایی به وجه دلخواه خویش محروم شدند. در فضای جمهوری اسلامی، «زن» اسم رمز این سه عنصر حذف‌شده است. ما در هوای نظامی نفس می‌کشیم که دشمن زیبایی، دشمن آزادی، دشمن زندگی است. چیزی به نام فضای عمومی که تعلق به مردم حقیقی داشته باشد وجود ندارد. «مردم» در این فضا نام کسانی است که در نظر دولت حقِ «زندگی کردن» ندارند. فضای عمومی عرصه‌ای است که آدمیان در آن می‌رقصند و می‌خوانند و عشق می‌ورزند. شهریور ۱۴۰۱ زمان عرض اندام جوانانی است که می‌خواهند تمام چیزهایی را که نظام زندگی‌ستیز حاکم از نسل‌های قبل دریغ داشته بازستانند. خیابان از آن ایشان است. امروز و فردا از آن ایشان است. هر سطل زباله طبلی است که شب‌ها بر آن رهایی خود را فریاد می‌کنند. هر کوچه و هر خیابان صحنه صف‌آرایی جوانان تشنه آزادی و زندگی در برابر سپاه بندگی و مرگ شده است. این نبرد روزی به پایان می‌رسد که دشمنان زندگی عرصۀ عمومی را به دختران و پسران جوانی بسپارند که می‌خواهند پا به پای هم «گناه» کنند و «اشتباه» کنند و دوزخ نقدی را که به نام بهشتِ نسیه بر ایشان تحمیل شده به میدان رقص نیروهای زندگی بدل کنند. راهی که به لطف پیکار این جوانان هموار می‌شود راه زندگی است، راهی که تمام ستم‌دیدگان و طردشدگان این نظام می‌توانند در آن پای بگذارند، همه کسانی که می‌خواهند به شکلی متفاوت با آنچه این سیستم تعیین کرده است فکر کنند: آزادی حق کسانی است که فکر می‌کنند، حق کسانی که شور زیستن دارند، حق کسانی که زیبایی را درک می‌کنند، حق کسانی که می‌دانند آدمیان به اعتبار قوه تفکرشان و اراده زیستن‌شان با هم برابرند، حق کسانی که هیچ سلاحی را یارای سرکوب شوق دست‌افشانی و پایکوبی ایشان نیست ... آزادی حق مسلم دختران و پسران جوانی است که در هر میدانی که باشند می‌کوشند زیبا زندگی کنند، آزادی حق کسانی است که می‌دانند تنها کسانی نیاز به ولی و متولی دارند که صغیر بودن و صغیر ماندن را به خطر کردن و پا نهادن در راه‌های ناپیموده ترجیح می‌دهند، آزادی حق کسانی است که می‌دانند صاحبان و وارثان راستین انقلاب «دختران انقلاب»اند و می‌دانند که هر لحظه و هر ساعت می‌توان نماد سرکوب را چون پرچم رهایی بر سرِ چوب کرد و در برابر چشم ناباوران آتش زد. رهایی از آنِ کسانی است که می‌دانند آزادی و زیبایی و زندگی را از هم جدا نتوان کرد. شب‌های شهریور ۱۴۰۱ را پسران و دختران انقلاب به صبح صادق رهایی خواهند رساند اگر باورشان داریم، اگر با تمام وجود و با هرچه داریم پشت‌شان ایستیم، اگر با تمام ایمان و امیدمان کنارشان بمانیم. آنچه این شب‌ها در کوچه‌ها و خیابان‌های کشور می‌گذرد به تمرین اجرای نمایشی می‌ماند که قرار نیست هیچ‌گاه روی صحنه برود چرا که روزی یا شبی که مجوز اجرای آن نمایش صادر شود «صحنه» دیگر خواهد شد و نمایش پیش از نخستین اجرایش به پایان خواهد رسید. پسران و دختران انقلاب هر کوچه و هر خیابان و هر میدان و هر پاره‌ای از فضای عمومی را بدل به مکانی برای تمرین نمایشی کرده‌اند که نامش زندگی است و تماشاگرانش دو دسته‌اند: یا تشنگان زندگی یا دشمنان زندگی. هر لحظه و هر ساعت برای پسران و دختران انقلاب فرصتی است برای تمرین و هر شیئی در فضای خیابان اسبابی است برای چیدن صحنه و طراحی حرکت‌های نمایشی که هیچ‌گاه مجوز نخواهد گرفت. در هر جلسه تمرین از این نو-بازیگران تئاتر سیاست خطاهایی سر خواهد زد که باید در جلسه بعد اصلاحش کرد و در هر نوبت ایشان دست به ابتکارهایی خواهند زد که هر دو گروه تماشاگران را انگشت به دهان خواهد کرد. آنچه در این کوشش سیاسی تازگی دارد بازسازی ایده جوانی است: بازیگران نورسیده نه حسرتی برای گذشته دارند و نه در مختصات وضع موجود امیدی به آینده. در تک تک ژست‌هاشان ابدیتی هست از جنس ایده برابری و عدالت که کوچک‌ترین نشانی از ظلم و زور را برنمی‌تابد. در تمرین‌های شبانه ایشان برای همگان جا هست چرا که ایشان در قاموس دولت نامی ندارند و صفتی جز «جوان» به ایشان قابل اطلاق نیست. و در هر کنشِ کلامی‌شان خطابی هست به آنچه از جوانی در هر تماشاگر تمرین‌های ایشان بر جای مانده است.