Surrealism🌀
Open in Telegram
من سرانجام جاده را سد می كنم با سیل رویاهای ناگزیر و سرانجام خویش را دوباره پیدامی كنم آری جهان از آن ما خواهد بود Taran.parni ارتباط با ادمین: Par : https://t.me/BiChatBot?start=sc-54995-nPMKoA7 . Taran: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-
Show more367
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+430 days
Posts Archive
367
رابطه بين انسانها عجيب است. منظورم اين است كه برای مدتی با كسی هستی با آنها میخوری، میخوابی، زندگی میكنی، دوستشان داری، صحبت میكنی، میگردی و بعد همهچيز متوقف میشود.
•بوکوفسکی•
•ترجمهی لاکولورروژ•
367
من دلم میخواهد خیلی زیاد با تو حرف بزنم. دلم میخواهد خیلی زیاد برای تو بنویسم. نه به این خاطر که تو میفهمی که چه میگویم، به این خاطر که من تو را دوست دارم. تو پدر و مادر پیر من هستی که رهایت نمیکنم. تو فرزند کوچک من هستی که رهایت نمیکنم، حتی وقتی که فکر میکنی دیگر فرزند کوچک هیچکس نیستی. من رفیق تو هستم وقتی که فکر میکنی دیگر هیچ رفیقی نداری. من آخرین کسی هستم که فنجان زهرآلودی را که به همه دادی از تو خواهم گرفت و بیفکر خواهم نوشید. من تو را دوست دارم، مرا آسان قربانی نکن.
•حسین دریابندی•
367
لیوان را بالا نگه داشت:
«بهسلامتی زخمهای دلیرانهی تو.»
•ارنست همینگوی •
•وداع با اسلحه، ترجمهی نجف دریابندری•
367
لیوان را بالا نگه داشت: «بهسلامتی زخمهای دلیرانهی تو.»
•ارنست همینگوی •
•وداع با اسلحه، ترجمهی نجف دریابندری•
367
لیوان را بالا نگه داشت: «بهسلامتی زخمهای دلیرانهی تو.»
•ارنست همینگوی •
•وداع با اسلحه، ترجمهی نجف دریابندری•
367
Repost from نباید میخواندیم
پفیوز کیست؟ پفیوز کسی است که فکر میکند خیلی باهوش است، هیچوقت نمیتواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چه میگویند، او باید مخالفتش را بکند. یک آدم پفیوز تمام سعیاش را میکند که تو همیشه خیال کنی گند زدهای. مهم نیست تو از چه حرف میزنی، او بهتر از تو میداند.
کورت ونه گات
گهواره گربه
@nabayad_mikhandim
367
دوستان بهزودی از دستم خسته شدند و گفتند بساطم را جمع کنم و بروم. من هم رفتم. چیزی بهشوخی گفتم و رفتم. کوشیدم موضوع را جدی نگیرم و رفتم. سر خم کردم و رفتم. بوسهای بر گونهها زدم، تشکری کردم و رفتم. بعضی مغرضان مدعیاند که نرفتم. دروغ میگویند. به محض اینکه گفتند بروم رفتم.
•روبرتو بولانیو•
•تعویذ•
367
چرا هرگز از این عذاب سخن نگفتی؟ شاید آن را برای خودت نگاه داشتی همچون نام محبوبی که حتی طاقت نداریم کسی آن را به زبان آوَرَد.
•سورن کیرکگور•
•ترس و لرز•
