Achcan
Open in Telegram
لطفا با #اچكان كپی كنيد. کتابِ کفشدوزکِ آبیِ مریخی (تمام شد.) سفارش تبليغات: https://t.me/+zyFa07j4iGc2N2U8
Show moreIran33 963The category is not specified
9 131
Subscribers
No data24 hours
-237 days
-9530 days
Posts Archive
9 131
آدمِ باهوش، ممکنه اشتباه بکنه اما انتخاباش همیشه هوشمندانهست. انتخاب توی غذایی که میخوره، توی آهنگی که بهش گوش میده، توی آدمهایی که میبینه، توی کلماتی که برای گفتگو استفاده میکنه، توی فیلمی که تماشا میکنه و حتی توی افکاری که بهشون بال و پر میده.
#اچکان
9 131
آدمِ باهوش، ممکنه اشتباه بکنه اما انتخاباش همیشه هوشمندانهست.
انتخاب توی غذایی که میخوره، توی آهنگی که بهش گوش میده، توی آدمهایی که میبینه، توی کلماتی که برای گفتگو استفاده میکنه، توی فیلمی که تماشا میکنه و حتی توی افکاری که بهشون بال و پر میده.
#اچکان
9 131
Repost from Achcaan team
من نمیخوام باهات راجع به چیزهای تکراری حرف بزنم. نمیخوام ازت بپرسم حالت چطوره، چون میتونم از نگاهت و حرکت دستهات متوجه بشم که امروز برات روز خوبی بوده یا نه. من از حرفهای بی معنی و سطحی که آدمها عادت کردن تمام روز به هم بگن خسته شدم. میخوای چندین ساعت بهت گوش بدم؟ ازم راجع به رویاهام بپرس، از رویاهات بگو. بگو ساعت ۴ صبح وقتی تو فکرات غرق شدی چجوری خودت رو نجات میدی. بهم بگو چه چیزی آدمها رو برات متفاوت میکنه، در مورد اون آدمی بهم بگو که سعی میکنی پنهانش کنی. بهم بگو اگه وانمود نکنی من واقعا چه آدمی رو میبینم.
#آتنا_طلایی
@Achcaanteam
9 131
اونروزی که همه یاد گرفتن عکسهای باکیفیت و قشنگ بگیرن و به اشتراک بذارن، اونروزی که همه یاد گرفتن با یه سری آرایش و فیلتر خودشون رو زیباتر نشون بدن؛ اونروز که همه یه شکل شدن و سرتا پاشون پر شد از گرونترین برندها. اون زمان که همه، چشم و دلِ همدیگه رو کور کردن با نمایشها و موفقیتهاشون، اون وقت که گوشهارو پر کردن از حرفهای تکراریِ دزدیده شده. اون زمان که همه پولدار و خوشاندام و خوشگل شدن؛ میفهمن تموم اینها هیچوقت هنر نبوده. میفهمن در تموم این مدت ماهیت هنر عوض شده. اون زمان که واسه تبریک تولد حتی نتونستن یه خط بنویسن میفهمن چه چیزهایی رو از دست دادن. میفهمن هوش و عقل و احساساتشون رو فروختن فقط برای داشتنِ ظاهری خوب. میفهمن خودشون و استعدادهاشون رو از دست دادن برای دیگرون و برای پسندیده شدن. بعدش میفهمن یه ربات هیچوقت نمیتونه حرفهای دلشون رو بزنه چون زندگیشون رو زندگی نکرده. و بعدشم یادشون میآد یه زمانی انسان بودن و دنبال انسانیت؛ هنرمند بودن و دنبال هنر. نه بردههایی به دنبال پول و شهرت.
#اچکان
9 131
اونروزی که همه یاد گرفتن عکسهای باکیفیت و قشنگ بگیرن و به اشتراک بذارن، اونروزی که همه یاد گرفتن با یه سری آرایش و فیلتر خودشون رو زیباتر نشون بدن؛ اونروز که همه یه شکل شدن و سرتا پاشون پر شد از گرونترین برندها. اون زمان که همه، چشم و دلِ همدیگه رو کور کردن با نمایشها و موفقیتهاشون، اون وقت که گوشهارو پر کردن از حرفهای تکراریِ دزدیده شده. اون زمان که همه پولدار و خوشاندام و خوشگل شدن؛ میفهمن تموم اینها هیچوقت هنر نبوده. میفهمن در تموم این مدت ماهیت هنر عوض شده. اون زمان که واسه تبریک تولد حتی نتونستن یه خط بنویسین میفهمن چه چیزهایی رو از دست دادن. میفهمن هوش و عقل و احساساتشون رو فروختن فقط برای داشتنِ ظاهری خوب. میفهمن خودشون و استعدادهاشون رو از دست دادن برای دیگرون و برای پسندیده شدن. بعدش میفهمن یه ربات هیچوقت نمیتونه حرفهای دلشون رو بزنه چون زندگیشون رو زندگی نکرده. و بعدشم یادشون میآد یه زمانی انسان بودن و دنبال انسانیت؛ هنرمند بودن و دنبال هنر. نه بردههایی به دنبال پول و شهرت.
#اچکان
9 131
چند وقتیه که حس میکنم دیگه نسبت به چیزی شوق ندارم! تا ظهر میخوابم و وقتی هم بیدار میشم چیزی از دیروزم یادم نمیاد. مشکل از حافظهم نیست، فکر کنم مشکل از خودمه. راستش یه جورایی غرق شدم؛ مابینِ چیزی نه، توی خودم. همهی بعد از ظهر روی کاناپه میشینم و یاد تموم رویاهام میوفتم که دارن توی وجودم خاک میخورن، یا دلم میسوزه واسه استعدادهام که دارم صدای جیغشون رو نادیده میگیرم. نمیدونم چم شده، حس میکنم یه چیزی قفلم کرده و یه جورایی داره مانعم میشه از ادامه دادن؛ شاید اون چیز خودمم. همهی زندگیم متنفر بودم از درجا زدن، حس میکنم حتی برگشتن به عقب بهتر از اینه که یه جا بمونم. همیشه از اینجور چیزا فراری بودم ولی الان توی کوچهی بنبست گیر افتادم. از لحاظ توانایی میتونم اون کوچه رو تبدیل کنم به اتوبان اما نمیتونم، منظورم رو فهمیدی؟! شاید بهتره کلا از اون کوچه بیام بیرون و یه کوچهی دیگهای رو امتحان کنم. نمیدونم واقعا، شایدم باید یه مدت همونجا بمونم و یه خونه توی همون کوچه واسه خودم پیدا کنم. نظرِ تو چیه؟
#اچکان
9 131
یه روزهایی با خودم خیلی حال میکنم. مثلا وقتهایی که آدمها کلی بهم گیر میدن و من میبینم چقدر حرفهاشون واسم مهم نیست. یا وقتهایی که میبینم چقدر میتونم به دنیای بیرونم بیتفاوت باشم و راه خودم رو ادامه بدم. بنظرم بیتفاوتی هم یه جور قدرته.
#اچکان
9 131
تا به حال توی زندگیم هیچ عشقی رو بالغانه تجربه نکرده بودم اما الان دارم میکنم. یادم میآد قدیمها آدمها چقدر همدیگه رو اذیت میکردن بخاطر دوست داشتن ولی الان میفهمم اصلا لازم نیست آدم بخاطر عشق و دوست داشتنِ کسی اذیت بشه یا آسیبی ببینه. الان میفهمم که عشق چیز بدی نیست و خیلی جا کلی به آدم کمک میکنه. البته خب ندونستنِ ما طبیعی بود چون ما هیچ اطلاعاتی دربارهی رابطه و احساساتمون نداشتیم و همیشه میترسیدیم از دوست داشتن بقیه. ولی اگه واقعا بدونیم عشق واقعی و بالغانه چجوریه بهجای این که بترسیم، مشتاق میشیم که خیلی چیزهارو یاد بگیریم تا بتونیم تجربهش کنیم. مشتاق میشیم که خودمون رو بشناسیم و سعی کنیم ویژگیهای بدمون رو که باعث آزار دیگرون میشه رو از بین ببریم. اعتماد و روابط اجتماعی سالم رو یاد میگیریم و روزبهروز کنار کسی که دوستش داریم رشد میکنیم. چی از این بهتر؟
#اچکان
9 131
منو هیچکس همونطور که بودم قبول نکرد، (جز خانوادهم). همه سعی میکردن که بیان و سعی کنن یه چیزی رو تغییر بدن اما من نذاشتم. چون نمیخواستم رد آدمها توی شخصیتم بمونه، میخواستم شخصیت خودم رو داشته باشم. تا حدی موفق هم شدم اما اکثر آدمهای زندگیم رو از دست دادم. چون من اون دوستی نبودم که اونها میخواستن، چون من اون کاری رو نکردم که اونها ازم خواسته بودن، چون من حرفی رو نزدم که اونها توقع داشتن. بعدشم سعی نکردم به اون چیزی که اونها میخوان حتی نزدیک بشم. بلکه دورتر و دورتر شدم و رسیدم به جایی که الان هستم. تنهای، تنها؛ یه جای خیلی دور. در حدی دور از همه که کسی حتی یک درصد هم از زندگیم نمیدونه. حس خیلی عجیبیه که کسی ازت چیزی ندونه اونم در حالی که فکر میکنن خیلی میدونن! البته بد نیست این دوری و تنهایی، چون به ازای هر دوست و رفیقی که از دست دادم، خودم رو بیشتر پیدا کردم.
#اچکان
9 131
نگاه میکنم به گذشتهم؛ میبینم جایی که الان هستم آرزوی دیروزم بوده. نمیدونم این به معنای پیشرفتمه یا زندگی برای همه همینجوره. وقتهایی که ناراحت میشم و یا زندگیم به جاهای سختی میره؛ یاد گذشته میکنم و حالم بهتر میشه چون یادم میآد کجا بودم و میبینم الان کجا هستم. بعد میفهمم که آدم وقتی توو یه مسیری باشه، خیلی وقتها یادش میره توی راه چه چیزهایی براش اتفاق افتاده؛ اما مبدأ و مقصدش رو همیشه یادش میمونه. من الان از مبدأ خیلی دورم، خیلی! و همین بهم امید میده دوباره از روی تختم پاشم و برای خودم یه لیوان چای بریزم و دوباره سعی کنم یه قدمِ دیگه از مبدأ دورتر بشم…
#اچکان
9 131
شاید یه عده از آدمها به تصویرت نگاه کنن و حسرت بخورن. مسخرهست اما خیلیها اینکارو میکنن. چون هیچکدومشون خبر ندارن که چی دقیقا توی زندگی تو داره اتفاق میافته و حالت واقعا چجوریه. خیلی وقتها حتی اگه خبر دار بشن هم ممکنه باورشون نشه، چون فقط تصویر رو دیده بودن نه حقیقت رو. میشینن ساعتها نگاهت میکنن و میگن: «وای خوشبهحالش، عجب زندگی خوبی داره.»
و تو در همون لحظه توی تخت افتادی و داری به این فکر میکنی که خودت رو بکشی یا نه. میدونم آره، حقیقت و تصویر میتونه همینقدر تفاوت داشته باشه.
#اچکان
9 131
یه وقتهایی با خودم میشینم و فکر میکنم با ارزشترین چیزی که توی زندگیم دارم چیه؟ شغلم؟ رفیقام؟ جایگاهم؟ دانشم؟ تجربههام؟ ولی خب میدونم که هیچکدومِ ازینا نیستن. چون خانوادهی سالم، با ارزشترین چیزیه که یه آدم میتونه داشته باشه و من اونو دارم. این چیزیه که وقتی سنم کمتر بود، فراموش میکردم.
#اچکان
9 131
میدونی گاهی وقتها همش با خودمون فکر میکنیم که چجوری متوجه بشیم که کسی واقعا اهمیت میده به زندگی ما یا نه. که البته جوابش خیلی سادهست. چون قطعا خیلی وقتها ما در شرایط بد و سختی از زندگی قرار میگیریم و اون لحظات هست که مشخص میشه کسی واقعا به ما اهمیت میده یا نه. اما میبینیم طرف بهجای اینکه ملاحظهی شرایط ما رو بکنه و درواقع حال ما رو درک کنه، بخاطر مسائل کوچیکی با رفتارش شرایطِ ما رو بدتر میکنه. اینجاست که میفهمیم اگه کسی واقعا به زندگی ما اهمیت بده تلاشی برای بدتر شدنش نمیکنه و سعی میکنه تا ما رو از اون مرحلهی سخت رد کنه و در واقع سعیش بر اینه که کمکمون کنه. آدمی که ما براش مهم باشیم؛ هیچوقت زندگی رو برامون سختتر نمیکنه. هیچوقت.
#اچکان
9 131
هیچ آدمی تحملِ این رو نداره که قلبش هر روز شکسته بشه. اگه شما اون کسی هستید که دارید این کار رو با دیگرون و یا حتی با یه نفر انجام میدید، بهتره که تمومش کنید. اگه کسی رو دوست دارید، قدرش رو بدونید. بالاخره آدمها اونقدر هم احمق نیستن، یه روزی میذارن میرن و اونروز دیگه خیلی دیره، خیلی. نذارید کسی که دوسش دارید بین انرژی منفی غلط بزنه! ما آدمها اینجاییم که به همدیگه کمک کنیم و باعث پیشرفت همدیگه بشیم.
#اچکان
9 131
به نظرم قبل از اینکه بخواید با آدمها در ارتباط باشین، توی تنهاییهاتون یاد بگیرید که دیگرون رو بپذیرید. بدون پذیرش، رابطهی موفقی نخواهید داشت؛ چه دوستانه، چه احساسی!
#اچکان
9 131
گاهی وقتها فکر میکنم تلاشِ زیاد جواب میده، گاهی وقتها فکر میکنم که هرچی بیشتر برای چیزی بِدَوَم، به نتیجهی کمتری میرسم. گاهی وقتها هم بین این دوتا میمونم که الان باید بیشتر واسش تلاش کنم یا یه مدت بیخیالش بشم.
#اچکان
